81 نتیجه برای خانی
سعید چنگیزی آشتیانی، سیدمصطفی شیدموسوی، سامان حسینخانی، مهدی شیرازی،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: انسداد میزنای سبب استرس اکسیداتیو، تضعیف متابولیسم انرژی و نقص دفع اسید در کلیه میگردد. هدف این مطالعه بررسی اثرات ال- کارنیتین بهعنوان کوفاکتور تسهیلکننده اکسیداسیون اسیدهای چرب در میتوکندری و نیز زداینده رادیکالهای آزاد و همچنین آلفاتوکوفرول بهعنوان قویترین آنتیاکسیدان بر روی این اختلالات کلیوی در ساعات اولیه بعد از رفع انسداد حاد یکطرفه میزنای میباشد. روش بررسی: میزنای چپ تحت بیهوشی در 60 رت مسدود ال- کارنیتین، آلفاتوکوفرول یا حاملشان (نرمال سالین و روغن زیتون) در چهار گروه مختلف بهصورت داخل صفاقی (i.p) تزریق شد. هر رت مجدداً بیهوش و کانولگذاری گردید و انسداد میزنای دقیقاً 24 ساعت بعد از القای انسداد یکطرفه میزنای باز شد. طی یک دوره 30 دقیقه کلیرانس جمعآوری جداگانه ادرار از دو کلیه صورت گرفت. نمونههای جمعآوری شده ادرار و خون شریانی به سنجشگرهای خودکار داده شدند، و سطوح مالون دیآلدئید (MDA)، ATP و ADP در کلیهها اندازهگیری گردیدند. گروههای شاهد و کنترل نیز وجود داشتند (10-8n= در هر گروه). یافتهها: در کلیه پس انسدادی گروههای دریافتکننده حامل نسبت به کلیه معادل در گروه شاهد، مقادیر MDA (001/0p<)، ADP (01/0p<)، pH (001/0p<) ادراری و دفع مطلق (05/0p<) و نسبی بیکربنات (01/0p<) افزایش، ATP، ATP/ADP (هر دو 001/0p<) و PCO2 (01/0p<) ادراری کاهش نشان دادند. آلفاتوکوفرول توانست سطح MDA را بهحد طبیعی بازگرداند اما تاثیری بر مقادیر تغییر یافته شاخصهای متابولیسم انرژی و دفع اسید- باز نداشت، در حالیکه ال- کارنیتین همه آنها بهجز افت PCO2 ادراری را بهبود بخشید. نتیجهگیری: دفع بیکربنات افزایش یافته در کلیه پس انسدادی بهعلت نقص ترشح اسید در مجاری جمعکننده میباشد و به متابولیسم انرژی تضعیف شده و استرس اکسیداتیو کلیوی ناشی از انسداد میزنای مرتبط نمیباشد.
محمد علی بیطرف، مازیار اذر، مجتبی میری، عبدالرضا شیخ رضایی، مزدک عالیخانی، محمود الله وردی، احمد شریف تبریزی، علی طیبی میبدی،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: مننژیومهای قاعده جمجمه درصد عمدهای از مننژیومهای مغز را تشکیل میدهند. درمان مننژیومهای قاعده جمجمه دشوار بوده و امکانات مفصلی را نیاز دارد زیرا این تومورها در مجاورت عناصر متعدد حیاتی مغز قرار دارند. رادیوسرجری در حال حاضر بهعنوان یک راه درمانی موثر در این تومورها مطرح میباشد. در این مطالعه به اثربخشی این روش در درمان این تومورها میپردازیم.
روش بررسی: برای نخستین بار 230 مورد مننژیوما را در یک مطالعه بررسی موارد، گزارش میکنیم که در ایران با استفاده از گامانایف مدل C تحت رادیوسرجری قرار گرفتهاند. گامانایف رادیوسرجری با متوسط دوز 15 گری و ایزودوز 50% صورت گرفت.
یافتهها: از 230 مورد مننژیوم قاعده جمجمه ارجاعی به مرکز گامانایف ایران، 80 (35%) بیمار موارد جدید بودند و بقیه یک یا چند مرتبه تحت درمان با روش جراحی قرار گرفته بودند. هیچکدام از بیماران بعد از این درمان دچار مرگ و میر نشدند. شایعترین عوارض، سردرد شدید (30 بیمار) و ادم دور تومور (12 بیمار) بود.
نتیجهگیری: بر طبق تعریف انجام گرفته از کنترل تومور، که بهصورت حجم ثابت و یا کاهشیافته تومور بود در 219 (95%) بیمار تومور کنترل شد. در بیمارانی که قبلاً تحت درمان با روش جراحی قرار نگرفته بودند، بهبود بالینی بیشتری مشاهده گردید. در صورت حضور شرایط لازم از نظر حجم تومور و عدم وجود نقص پیشرونده عصبی بیمار میتواند بهصورت اولیه تحت درمان با گامانایف قرار گیرد، و در غیر این موارد رادیوسرجری بهعنوان درمان تکمیلی مفید خواهد بود.
مهدی عقیلی، محمد بابائی، فرید آزموده اردلان، فرشید فرهان، پیمان حداد، مریم السادات گنجعلی خانی،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: سرطانهای
کولورکتال سومین بدخیمی شایع در جهان و چهارمین سرطان شایع در ایران میباشند.
کمورادیوتراپی نئوادجوانت برای سرطان پیشرفته لوکال رکتوم (Stage II & III)
درمان ارجح میباشد. در این مطالعه سعی بر بررسی اثر یک مهارکننده انتخابی آنزیم
سیکلواکسیژناز II همراه با کمورادیوتراپی نئوادجوانت سرطانهای پیشرفته موضعی رکتوم
در میزان پاسخ پاتولوژیک و میزان حفظ اسفنکتر و میزان عوارض حاد درمان شده است.
روش بررسی: 36 بیمار از بین بیماران
مبتلا به آدنوکارسینوم رکتوم در بخش رادیوتراپی- انکولوژی انستیتو کانسر تهران از
تاریخ 2/87 تا 7/88 انتخاب شدند. این بیماران تحت سونوگرافی اندورکتال و CT scan شکم و لگن و قفسهسینه برای Staging قرار گرفته و درمان
با کمورادیوتراپی نئوادجوانت (Xeloda
با دوز mg/m2/bd825) همراه با Celecoxib (mg/qid100 در تمام دوره
کمورادیاسیون) و بیماران تحت رادیوتراپی (F28-25GY/4/50-50) قرار گرفتند. عمل جراحی چهار تا هشت هفته پس
از خاتمه کمورادیوتراپی انجام میشد. میزان پسرفت تومور گزارش شد.
یافتهها: از 36 بیمار
30 بیمار تحت عمل جراحی Total Mesorectal Excision (TME) قرار گرفتند. میزان پاسخ کامل پاتولوژیک (pCR)، هشت بیمار از 30 بیمار بود (7/26%).
میزان پسرفت تومور Tumor Regression Grade (TRG) 7/60% TRG1، 6/28% TRG2 و 7/10% TRG3 بود.
نتیجهگیری: در مقایسه با مطالعات مشابه سلکوکسیب در ترکیب با
کمورادیوتراپی نئوادجوانت میتواند بهصورت مطمئن و بدون عارضه تجویز شده و میزان
پاسخ کامل پاتولوژیک و T&N down staging و میزان پسرفت تومور TRG را ارتقا دهد.
بیژن شهبازخانی، غلامعلی محرابی، محسن نصیری طوسی، حسین فروتن، شادی آصفی راد،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: علت افزایش مزمن ترانس آمینازهای سرم میتواند در افراد
دارای اختلالات کبدی علیرغم بررسیهای کامل کلینیکی و پاراکلینیکی اولیه، همچنان
نامعلوم باقی بماند. بیماری سلیاک (یا همان بیماری اسپروی غیر گرمسیری) بهعنوان
یکی از علل ایجادکننده افزایش ترانس آمینازهای سرم مطرح شده است. هدف از انجام
این مطالعه نیز بررسی میزان فراوانی بیماری سلیاک در بین بیماران با افزایش آنزیمهای
کبدی با علت نامعلوم میباشد.
روش
بررسی: 100 بیمار که با افزایش آنزیمهای کبدی با علت
نامعلوم به درمانگاه گوارش و کبد بیمارستان امام خمینی تهران در سال 88-1387
مراجعه کرده بودند، بیمارانی که پس از انجام اقدامات لازم کلینیکی و انجام
آزمایشات پاراکلینیکی اولیه هنوز علت افزایش آنزیمهای کبدی در آنها مشخص نشده
بود، وارد یک مطالعه از نوع بررسی مقطعی شدند. پس از انجام آزمایش آنتیبادی ضد
ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع IgA از
سرم بیمار اگر جواب آزمایش مثبت بود، بیوپسی از قسمت دوم دئودنوم بیمار برای بررسی
ابتلا به سلیاک انجام میگرفت و بدینوسیله تشخیص نهایی ابتلاء به سلیاک مسجل میگردید.
یافتهها: میانگین سن بیماران مورد بررسی این مطالعه 77/16±79/39 بود که از این تعداد 55% مذکر بودند. فراوانی سلیاک در بیماران مورد
بررسی 6% (با محدوده اطمینان 95% از 78/2% تا 48/12%) بود. بین فراوانی دو جنس
میانگین سن، AST و ALT در دو گروه اختلاف معنیداری یافت
نشد.
نتیجهگیری: فراوانی بیماری سلیاک در بین بیماران مبتلا به افزایش آنزیمهای کبدی با
علت نامعلوم 6% بود که به فراوانی بهدست آمده در سایر مطالعات نزدیک است.
ندا خانلرخانی، محمدعلی اطلسی، ایرج راگردی کاشانی، همایون نادریان، علیاکبر طاهریان، حسین نیکزاد،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی برگرفته از بافت چربی قابلیت تزاید زیادی داشته و به ردههای مختلف سلولی همچون آدیپوسیت، استئوبلاست، کندروسیت و میوسیت تمایز داده شدهاند. با توجه به نقش پروژسترون در میلینسازی سیستم اعصاب محیطی، ما در این مطالعه بر آن شدیم تا تاثیر آن را بر روی بیان ژنهای P0, S100, Krox20 در سلولهای بنیادی برگرفته از بافت چربی در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی سلولهای بنیادی مزانشیمی گرفته شده از بافت چربی ناحیه اینگوینال موش صحرایی بالغ، جهت تایید با فلوسیتومتری مورد بررسی قرار گرفتند. سپس سلولهای بنیادی مزانشیمی ابتدا تحت تاثیر بتا مرکاپتواتانول و سپس رتینوییک اسید قرار گرفتند و در ادامه سلولهای حاصله در چهار گروه مختلف شامل دو گروه کنترل مثبت و منفی حاوی فاکتورهای رشد بدون پروژسترون و دو گروه آزمایش حاوی فاکتورهای رشد و پروژسترون تقسیم شدند. بیان مارکرهای سلول شوان شامل S100, P0, Krox20 در با استفاده از واکنش زنجیره پلیمراز معکوس نیمه کمی semi-quantitative PCR بررسی گردیدند.
یافتهها: سلولهای بنیادی مزانشیمی برگرفته از بافت چربی آنتیژنهای سطحی CD90 ،CD73 و CD31 را بیان نمودند. در گروههای چهارگانه، ژنهای S100, P0, Krox20 در گروههای حاوی پروژسترون بیان شدند. نسبت بیان ژنهای S100 و Krox-20 در گروههای حاوی پروژسترون نسبت به گروه کنترل مثبت بدون پروژسترون کمتر بود (0001/0P<).
نتیجهگیری: پروژسترون به عنوان یک عامل القایی میتواند سبب بیان ژنهای S100, P0, Krox20 در سلولهای بنیادی چربی شود.
مجید قلیپور، محمدرضا کردی، محمد تقیخانی، علیاصغر رواسی، عباسعلی گائینی، آرزو تبریزی،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: وزن بدن توسط میزان مصرف غذا و انرژی مصرفی تنظیم میشود. هورمون گرلین اشتها را زیاد میکند. هدف تحقیق تعیین اثرات یک جلسه دویدن متناوب روی نوارگردان بر گرلین آسیلدار و اشتهای افراد چاق بود.
روشبررسی: 9 دانشجوی مرد بیتحرک با سن 48/0±56/20 سال، شاخص توده بدن 2kg/m84/0±68/32 و حداکثر اکسیژن مصرفی 48/1±21/34 دقیقه/کیلوگرم/میلیلیتر، در تحقیق حاضر با طرح تصادفی متعادل شده شامل دو جلسه آزمون (ورزشی و کنترل) شرکت کردند. پروتکل شامل دویدن متناوب روی نوارگردان با شدت ثابت 65% حداکثر اکسیژن مصرفی بود. نمونههای خون قبل، هنگام و دو ساعت بعد از فعالیت، جمعآوری شد.
یافتهها: مقادیر گرلین آسیلدار و میزان گرسنگی بهطور معنیداری در مرحله دوم کاهش یافت و در انتهای آزمون، نسبت به مقادیر استراحتی بهطور معنیداری کمتر بود (به ترتیب 006/0=P و 002/0=P). کل مقادیر مساحتهای زیر منحنی مربوط به گرلین آسیلدار و میزان گرسنگی، بهطور معنیداری در جلسه آزمون ورزشی نسبت به جلسه کنترل کمتر بود (هر دو 0005/0>P). هورمون رشد هم بهطور معنیداری در مرحله دوم افزایش یافت و در انتهای آزمون ورزشی، نسبت به مقادیر استراحتی بیشتر بود (033/0=P).
نتیجهگیری: گرلین آسیلدار و اشتهای افراد چاق، بهواسطه دویدن با شدت 65% حداکثر اکسیژن مصرفی کاهش مییابد و تا دو ساعت بعد از آن، نسبت به مقادیر استراحتی پایینتر باقی میماند. به نظر میرسد که هورمون رشد در این سرکوب نقش مؤثرتری دارد. اینکه آیا این پروتکل میتواند در یک برنامه تمرینی کوتاهمدت اثرات مشابهی داشته باشد، نیاز به بررسی بیشتر دارد.
سید فخرالدین مصباح، عایشه بحری، الهه قاسمی، طاهره طلائی خوزانی، حسین میرخانی، محمد ابراهیم پارسانژاد،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه
و هدف: سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) علت اصلی
ناباروری ناشی از فقدان تخمکگذاری میباشد. یکی از راههای درمان این سندرم
استفاده از داروی متفورمین است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی تأثیر داروی متفورمین
بر اندومتر رحم در حین لانه گزینی و تعداد جنین در موش صحرایی ماده دچار سندرم
تخمدان پلی کیستیک میباشد.
روش بررسی: تعداد
40 سر موش صحرایی ماده بالغ از نژاد Sprague-Dawley بهطور تصادفی انتخاب و به چهار گروه مساوی تقسیم شدند. گروه یک: کنترل،
بدون دریافت هیچ دارویی، گروه دو: داروی متفورمین (mg/kg/day150)
دریافت نمودند، گروه سه: با دریافت استرادیول والریت (mg/rat4)، PCOS در آنها
برانگیخته شد، گروه چهار: پس از برانگیختن PCOS، موشها با
متفورمین درمان شدند. وزن بدن، قند خون و هورمونهای LH، FSH،
تستوسترون، پروژسترون و استرادیول در خون موشها اندازهگیری شدند. پس از جفت-گیری
موشهای هر گروه بهطور تصادفی و مساوی به دو زیر گروه تقسیم شدند و زیر گروهها 5
و 15 روز پس از جفتگیری بهترتیب برای بررسی واکنشهای دسیدوا در رحم و شمارش
جنین کشته شدند.
یافتهها: قند خون و هورمونهای LH، FSH،
تستوسترون و استرادیول در موشهای دچار PCOS افزایش معنیدار
داشت. قند خون بهصورت معنیدار در موشهای دچار PCOS دریافتکننده
متفورمین کاهش نشان داد (01/0P£)، در حالی که
وزن و تعداد جنین افزایش نشان داد (01/0P£). وزن
در موشهای دچار PCOS نسبت به گروه کنترل افزایش داشت (01/0P£).
نتیجهگیری: متفورمین
تأثیر معنیدار بر میزان گلوکز و هورمونهای جنسی خون و همچنین تعداد جنین در موش
صحرایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک دارد.
محمود معتمدی، فاطمه یوردخانی، امیر شیرعلی، محمدرضا قینی،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: خواب و محرومیت از
خواب نقش مهمی در آغاز حملات صرعی و اختلالات EEG و حملات صرعی ایدیوپاتیک و علامتدار دارد. هدف
از مطالعه حاضر بررسی و مقایسه یافتههای EEG اولیه با یافتههای EEG حین خواب و بیداری به دنبال محروم نمودن
بیمار از خواب، در بیماران مبتلا به حملات صرعی در خواب میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تحلیلی
بیماران مبتلا به حملات صرعی در خواب مراجعهکننده به درمانگاه نورولوژی بیمارستان
سینای تهران طی سالهای 89-88 وارد مطالعه شده و از تمامی آنها EEG بیداری انجام
شد سپس از بیمار خواسته شد تا به مدت 24 ساعت محرومیت از خواب داشته باشند و مجددا
برای بیماران، EEG در زمان بیداری و پس از آن EEG حین خواب انجام شد. یافتههای اولین EEG روتین
بیماران، با یافتههای EEG بیداری و خواب به دنبال محرومیت از خواب مقایسه گردید.
یافتهها: در این مطالعه 33 بیمار بررسی
شدند که 16 نفر مونث (5/48%) و 17 نفر (5/51%) مذکر بودند. میانگین سنی بیماران
(69/10=SD) 83/26 سال
بود. در
مقایسه یافتههای EEG بیداری پایه و بیداری پس از محرومیت از خواب، تفاوت آماری معنیداری
بهدست آمد (042/0P=) همچنین بین EEG پایه و EEG حین خواب نیز تفاوت آماری معنیداری بهدست آمد (041/0P=). در مقایسه یافتههای EEG بیداری و خواب
پس از محرومیت از خواب نیز تفاوت آماری معنیداری دیده شد (048/0P=).
نتیجهگیری: طبق نتایج مطالعه حاضر EEG بیداری و خواب
پس از محرومیت از خواب، در افراد مبتلا به حملات صرعی در خواب ارزش تشخیصی بیشتری
در مقایسه با EEG روتین دارند. به نظر میرسد ارزش تشخیصی EEG بیداری پس از محرومیت از خواب، از EEG خوابی که پس
از محرومیت از خواب گرفته شده است، بیشتر باشد.
محمدنبی سربلوکی، علی محمد علیزاده، محمود خانیکی، صالح عزیزیان، محمدعلی محققی،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: سرطان
یک فرایند چند مرحلهای است که دوره شروع آن طولانی بوده و در ادامه سریع و پیشرونده
میباشد. مطالعات گذشته اثر آنتی توموری کورکومین و عملکرد آن بر سلولهای توموری
را تایید کردهاند. روشهای مختلفی برای افزایش کارایی و اثربخشی کورکومین صورت
گفته که یکی از آنها، ساخت نانوذره دندروزوم توسط دکتر سربلوکی بوده است. مطالعه
حاضر جهت بررسی اثر محافظتی ترکیب کورکومین- دندروزومی بر سرطان کولون در مدل
حیوانی طراحی شده است.
روش بررسی: 40 سر موش صحرایی نژاد فیشر به سه گروه کنترل، کورکومین و
کورکومین- دندروزوم تقسیم شدند. کلیه حیوانات داروی کارسینوژنیک آزوکسی متان (mg/kg s.c. 15) هفتهای یکبار و بهمدت
دو
هفته دریافت کردند. حیوانات در گروههای کورکومین و کورکومین- دندروزوم
از دو هفته قبل از تزریق آزوکسی متان تا 14 هفته بعد از آخرین تزریق آن، بهترتیب
کورکومین 2/0% و ترکیب کورکومین- دندروزوم دریافت نمودند. در پایان مطالعه، کولون
حیوانات خارج و تحت مطالعه هیستوپاتولوژی و ایمونوهیستوشیمی قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین تعداد ضایعات، نسبت هسته به
سیتوپلاسم، عدم پولاریته هستهای، کاهش سلولهای گابلت و ناهنجاری ساختاری و نیز
بیان بتا- کاتنین در گروه کنترل بالا بود اما در گروههای تیمار با کورکومین و ترکیب
کورکومین- دندروزوم نسبت به گروه کنترل کمتر شد بهطوری که بهشکل معنیداری در
گروه ترکیبی بهشدت کاهش پیدا کرد (P<0/05).
نتیجهگیری: نتایج
مطالعه حاضر نشان میدهد دندروزوم بهعنوان یک نانوذره مناسب جهت افزایش کارایی
کورکورمین در پیشگیری سرطان کولون میتواند بهکار رود.
سپیده مرادخانی، محمدمهدی محمدی، حمید دانشور، نسرین بازرگان هرندی، محمدرضا بانشی،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتیت آتوپیک یکی از رایجترین بیماریهای پوستی مزمن، التهابی و خارشدار بین اطفال میباشد. تاثیر قطعی مواد موجود در شیر مادر در پیشگیری از انواع بیماریهای التهابی (همچون درماتیت آتوپیک) مورد بحث است. هدف از این مطالعه، اندازهگیری غلظت سایتوکینهای اینترفرون- گاما، فاکتور نکروز تومور- آلفا، اینترلوکین- 13 و اینترلوکین- 4 در شیر مادر و رابطهی آنها با درماتیت آتوپیک در شیرخواران بود.
روش بررسی: نمونههای مورد از شیر مادران دارای شیرخوار مبتلا به درماتیت آتوپیک انتخاب گردیدند. همزمان با آن نمونههای کنترل از شیر مادران دارای شیرخوار غیر مبتلا به درماتیت آتوپیک (یا هرگونه بیماری آلرژیک دیگر) انتخاب شدند. غلظت سایتوکینهای التهابی و ضدالتهابی ذکر شده موجود در شیر مادر با تکنیک الایزا اندازهگیری شد. اطلاعات دموگرافیک با استفاده از یک فرم جمعآوری اطلاعات اخذ گردید. همچنین، شدت بیماری بر اساس شاخص (SCORAD) Scoring Atopic Dermatitis تعیین شد. ارتباط متغیرها نیز مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: بر اساس نتایج آزمون Unpaired t-test، غلظت سایتوکینهای IFN-γ و IL-13 بهطور معنیداری در گروه مورد افزایش داشت (به ترتیب 04/0P= و 02/0P=). اما، در آزمون رگرسیون لجستیک، تنها اثر IFN-γ، روی افزایش شانس ابتلا به بیماری در گروه مورد، از نظر آماری معنیدار شد (02/0P=).
نتیجهگیری: غلظت سایتوکینهای IFN-γ،IL-13 و IL-4 در شیر مادران دارای شیرخوار مبتلا به درماتیت آتوپیک افزایش مییابد و در مقابل، غلظت سایتوکین TNF-α در شیر مادران دو گروه یکسان است. البته، شانس ابتلا به درماتیت آتوپیک، با افزایش 10 واحد در غلظت IFN-γ (برحسب pg/mL)، بهمیزان 49% افزایش مییابد.
بتول قربانی یکتا، محمد ناصحی، شهرزاد خاکپور، محمد رضا زرین دست، یزدان شفی خانی،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت مسیرهای نورونی درگیر در هسته اکومبنس قاعده مغزی بر اساس گزارشهای قبلی نقش مهمی در اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی افسردگی، اضطراب و اعتیاد دارد. اما چگونگی این مکانیسمها در مغز روشن نیست. در این راستا نیکوتین به طور مستقیم در هسته اکومبنس مغز تزریق شد تا نقش فرآیندهای شبه اضطرابی آن در این هسته در دستگاه ماز بهعلاوهای شکل مرتفع (Elevated plus maze) موش صحرایی نر بررسی گردد.
روش بررسی: در این تحقیق از موشهای صحرایی استفاده شد. پس از بیهوشی ابتدا در ناحیه پوسته هسته اکومبنس مغز، با استفاده از دستگاه استریوتاکسی عمل جراحی و کانولگذاری دو طرفه انجام شد. بعد از کانولاگذاری به مدت یک هفته به موشهای جراحیشده اجازه داده شد تا بهبودی کامل را بهدست آورند. بعد از بهبودی، رفتار اضطرابی و فعالیت حرکتی حیوانات با استفاده از ماز بهعلاوهای شکل مرتفع آزمایششده و اثر تزریق داروهای مورد نظر در هستهی اکومبنس بر روی رفتار اضطرابی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: آزمایشهای انجام گرفته نشان داد که تزریق دو طرفه نیکوتین (Nicotine)، آگونیست گیرنده نیکوتینی استیلکولین دوز 1/0 از میان دوزهای (5/0 و 25/0، 1/0، 05/0) میکروگرم بر رت، درون هسته نوکلئوس اکومبنس مغز باعث افزایش معنیداری در درصد زمان سپریشده در بازوهای باز نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P=).
نتیجهگیری: گیرندههای نیکوتینی نورونهای موجود در پوسته هسته اکومبنس قاعده مغز در رفتارهای شبه اضطرابی در موش صحرایی نر موثر است.
محمود خانیکی، صالح عزیزیان، علیمحمد علیزاده، حمیدرضا همتی، نبی امامیپور، محمدعلی محققی،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کورکومین، ماده موثره زردچوبه، بهطور ذاتی توانایی تعدیل مسیرهای سرطانزای و در نتیجه تاخیر یا درمان فرایند سرطانزایی را در گونههای مختلف حیوانی دارا میباشد. زمان احتباس کورکومین درنتیجه دفع سریع آن در بدن کوتاه بوده و بنابراین اثرات درمانی آن محدود میگردد. روشهای مختلفی برای افزایش میزان کورکومین در بافت و یا پلاسما و در نتیجه کارایی آن استفاده میگردد.
روش بررسی: جهت بررسی اثرات آنتیپرولیفراتیو و ضدسرطانی نانوکورکومین، 30 سر موش صحرایی به گروههای کنترل، کورکومین و نانوکورکومین تقسیم شدند. کلیه حیوانات داروی سرطانزای آزوکسیمتان را هفتهای یکبار و به مدت دو هفته متوالی دریافت کردند. حیوانات در گروههای کورکومین و نانوکورکومین تا هفته 22 بهترتیب کورکومین 2/0% و نانوکورکومین را دریافت نمودند. در پایان، کولون حیوانات تحت مطالعه هیستوپاتولوژی و ایمونوهیستوشیمی قرار گرفت.
یافتهها: تغییرات سیتولوژیک و مورفولوژیک در گروه نانوکورکومین بهلحاظ آماری با گروه کنترل و کورکومین دارای تفاوت معنیدار بوده و شدت تغییرات در گروه نانوکورکومین کمتر بود (05/0P<). در مطالعه ایمونوهیستوشیمی، میزان بیان مارکر Ki-67 در گروه نانوکورکومین نسبت به گروههای کنترل و کورکومین کاهش پیدا کرد (05/0P<). همچنین بروز مارکر COX-2 در سلولهای اپیتلیالی کولون در گروه نانوکورکومین نسبت به دو گروه دیگر کاهش قابلتوجهی داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که استفاده از نانوحاملها همراه با کورکومین، اثربخشی کورکومین را در پیشگیری از سرطان کولون در موشصحرایی افزایش میدهد و اینعمل میتواند راهکار مهم و مطمئن در مصرف این فرآورده طبیعی و ارزانقیمت در پیشگیری و یا درمان سرطان باشد.
کامران آقاخانی، سعید محمدی، امیر مولانایی، آزاده معماریان، مریم عامری،
دوره 71، شماره 7 - ( مهرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : آسیبهای ناشیاز سوختگی آبجوش و غذای داغ شایع بوده و از عوامل منجر به مرگ و عوارض شدید میباشد. هدف این مطالعه بررسی اپیدمیولوژیک مصدومین بستریشده بهدلیل سوختگی آب جوش و غذای داغ بود تا از این طریق گروه خطر شناسایی و روشهای پیشگیری و درمانی مناسب با گروه خطر طراحی و اجرایی گردد.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه توصیفی گذشتهنگر، اطلاعات لازم با بررسی پرونده بیماران بستریشده در بیمارستان شهید مطهری تهران از سال 1386 الی 1390 گردآوری شد. متغیرهای جمعآوریشده شامل سن، جنس، عامل سوختگی، درجه، نحوه، درصد سوختگی و سرنوشت نهایی مصدومین ناشیاز آبجوش و غذای داغ بودند.
یافتهها: از 1150 بیمار سوخته با آبجوش و غذای داغ، 1/42% مؤنث بودند. شایعترین سن سوختگی یکسالگی بود و 50% بیماران زیر سه سال سن داشتند. 1011 مورد (9/87%) سوختگی با آبجوش و 139 مورد (1/12%) سوختگی با غذای داغ را تجربه کردند. انگیزه سوختگی در 3/0% (سه مورد) دگرسوزی و 7/99% (1147 مورد) حادثه بود. بیشترین تعداد سوختگی در کودکان مذکر 12 سال و کمتر 484 نفر (1/42%) و کمترین تعداد در افراد مذکر بالای 12 سال 180 نفر (7/15%) دیده شد. میانگین درصد سوختگی در گروه بالای 12 سال 11% و در گروه 12 سال و کمتر 9/30% بهدست آمد. میانگین مدت بستری بیمارستانی 4/11 روز و میزان مورتالیتی مطالعه 8/4% بود.
نتیجهگیری: در افراد 12 سال و کوچکتر خطر بروز سوختگی با مایعات داغ بیش از سایرین بود. همچنین درصد سوختگی نیز در این جمعیت بیشتر بود. بنابراین توصیه میشود در اماکنی که کودکان 12 سال و یا کوچکتر بهویژه جنس مذکر حضور دارند به مسایل ایمنی در رابطه با احتمال سوختگی با مایعات داغ توجه خاص شود.
صادق صابری، امیر سبحانی عراقی، محمود فرزان، حسین صفرعلی فرخانی، شیرین مردوخپور، محمود میرزاآقاپور،
دوره 71، شماره 11 - ( بهمن ماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: ناهنجاری چرخشی پساز نیلگذاری فمور یک عارضه شناختهشده میباشد. این شکل از ناهنجاری؛ شایعترین فرم بد جوشخوردگی است و هدف از مطالعه تعیین میزان آن در بیماران مبتلا به شکستگی شفت فمور پساز انجام نیلگذاری فمور بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 70 بیمار مبتلا به شکستگی ایزوله شفت فمور که در سالهای 1387 تا 1390 در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران تحت درمان نیلگذاری فمور بهروش Antegrade قرار گرفتند، وارد مطالعه شدند. در حین جراحی، تعیین میزان چرخش بهکمک معاینه کلینیکی انجام شد و سپس طی مراجعات بعدی بیماران به درمانگاه جهت پیگیری، بار دیگر تحت معاینه قرار گرفتند و سیتیاسکن جهت بررسی میزان اختلال چرخش فمور درخواست شد.
یافتهها: میانگین سنی مورد بررسی 21/28 سال با انحرافمعیار 14 سال بود. 39 نفر (7/55 درصد) چرخش فمور به خارج و 31 نفر (3/44 درصد) چرخش به داخل داشتند. درجه میزان چرخش در 6/8 درصد کمتر از پنج درجه، در 7/75 درصد پنج تا 10 درجه و در 7/15 درصد بین 10 تا 15 درجه بود و به سن، جنسیت، محل شکستگی و محدودیت فعالیت بیماران ارتباط نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: 7/15 درصد از بیماران چرخش 10 درجه یا بیشتر داشتند و بروز این عارضه ارتباطی به محل شکستگی نداشت. بیماران مبتلا به اختلال چرخش به خارج بیشتر از بیماران مبتلا به چرخش به داخل علامتدار بودند که البته در مطالعه ما ارتباط آماری معناداری در این زمینه دیده نشد.
جبار لطفی، محمد تقیخانی، مرجان ظریف یگانه، سارا شیخالاسلامی، مهدی هدایتی،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین تومور بدخیم غدد اندوکرین بوده و مسئول حدود 1% سرطانها در انسان میباشد. استئوکلسین، مهمترین پروتیین غیرکلاژنی استخوان است. پروتیینهای اتصالی رتینول خانوادهای از پروتیینها هستند که بهطور عمده ناقل رتینول در بدن میباشند. بهمنظور بررسی اثر وجود کارسینوم مدولاری تیرویید بر متابولسیم استخوان و بافت چربی، میزان پلاسمایی دو ترکیب مذکور اندازهگیری شد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل 46 فرد مبتلا به کارسینوم مدولاری تیرویید و 44 فرد سالم بودند. افراد مبتلا پساز تشخیص از طریق نمونه بیوپسی در مراحل اولیه فراخوانده شده و پساز تکمیل فرم رضایتنامه وارد مطالعه شدند. میزان پلاسمایی هورمونها با روش الایزای ساندویچ اندازهگیری و نتایج بهدستآمده توسط نرمافزار SPSS ویراست 16 با روش t مستقل آنالیز گردیدند.
یافتهها: میانگین غلظت پلاسمایی استئوکلسین در افراد بیمار (Mean±SD) ng/ml ۵/٣±۱/٣٣ و در افراد سالم ng/ml ٢/۱±۵/۱٢ بود (04/1 OR=) (001/0P=) میانگین غلظت پلاسمایی پروتیین شماره چهار اتصالی رتینول در افراد بیمار و سالم بهترتیب g/μml ۷/٢±۵/۸٢ و g/μml ۶/۱±۸/٢٢ بود (1/2OR=) این اختلاف از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف غلظت پلاسمایی دو هورمون مذکور در افراد بیمار نسبت به افراد سالم، احتمال میرود وجود کارسینوم مدولاری در غده تیرویید بر متابولیسم بافت استخوان و بافت چربی تاثیرگذار بوده و لذا دو ترکیب یاد شده پتانسیل استفاده در تایید تشخیص یا پیگیری درمان را دارند.
رسول یوسفی مشعوف، رسول اسماعیلی، محمد یوسف یوسف علیخانی، مهدی قنبری،
دوره 72، شماره 3 - ( خرداد 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سودوموناس آئروژینوزا باکتری گرم منفی و پاتوژن فرصتطلبی است که در تمام محیطها قدرت زیست داشته و عامل بسیاری از عفونتهای شدید در انسان مانند آندوکاردیت، مننژیت، سپتیسمی و عفونتهای مزمن ریه در بیماران سیستیک فیبروزیس میباشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی ژن اگزوتوکسین A (exotoxin A, ETA) بهعنوان یک فاکتور ویرولانس قوی و تعیین حساسیت روش واکنش زنجیرهای پلیمراز در سویههای سودوموناس آئروژینوزاهای جدا شده از بیماران مبتلا به سوختگی بود.
روش بررسی: در این مطالعه 170 نمونه (بیوپسی پوست و خون) از بیماران سوختگی درجه دو و سه بستری در بیمارستان بعثت همدان، ایزوله گردید که 79 سویه کشت مثبت سودوموناس آئروژینوزا را نشان دادند. سپس ژنوم سویههای شناختهشده با استفاده از کیت تخلیص ژنوم استخراج و شناسایی سودوموناس آئروژینوزا از طریق روش Polymerase Chain Reaction (PCR) انجام شد. جهت تعیین حساسیت روش PCR، از روش کشت بهعنوان روش استاندارد طلایی استفاده شد. DNA سودوموناس آئروژینوزا (ATCC 27853) بهعنوان کنترل مثبت لحاظ گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که از 79 سویه سودوموناس آئروژینوزا ایزولهشده از بیماران سوختگی، پنج سویه (33/6%) فاقد ژن ETA بودند و 74 سویه (67/93%) سودوموناس آئروژینوزا جدا شده دارای ژن ETA بودند که حساسیت آزمایش 04/94% درصد تعیین گردید.
نتیجهگیری: نتایج حاصله نشان میدهد که حساسیت روش PCR با واسطه ژن ETA در شناسایی سویههای سودوموناس آئروژینوزا قابل توجه بوده و میتوان از آن بهعنوان یک فاکتور موثر با دقت بالا در تشخیص سویههای سودوموناس آئروژینوزا استفاده کرد.
سمیرا مهر علیزاده، مجید میرمحمدخانی، مریم نادری ارم، شمس الله نوریپور،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت بارداری با افزایش خطر بیماریهای قلبی نوزادی همراه است. این مطالعه با هدف بررسی یافتههای اکوکاردیوگرافی در نوزادان مادران با آزمایش تحمل گلوکز (GTT) مختل و مقایسه آنها با نوزادان مادران سالم انجام شد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی- تحلیلی در بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان، از فروردین تا آبان 1392 دو گروه از نوزادان واجد شرایط وارد مطالعه شدند. نمونهگیری با رویکرد آسان و بهطور متوالی انجام شد. نوزادان در روز دوم تولد تحت اکوکاردیوگرافی قرارگرفتند و پارامترهای قلبی شامل دیامتر سپتوم بین بطنی، نسبت کوتاهشدگی، توده و ضخامت دیواره خلفی بطن چپ، قطر آئورت و دهلیز چپ اندازهگیری شد. همچنین قندخون مادران و شاخص HbA1c اندازهگیری گردید. تحلیل با نرمافزار SPSS ویراست 16 صورت گرفت.
یافتهها: 35 نوزاد از مادران با GTT مختل و 33 نوزاد از مادران سالم مورد مطالعه قرار گرفتند. وزن تولد نوزادان، سن مادران و HbA1c در نوزادان مادران با GTT مختل بیشتر از گروه سالم بود (به ترتیب 003/0P=، 000/0P= و 000/0P=). ضخامت دیاستولی و سیستولی دیواره بین بطنی، نسبت ضخامت دیاستولی دیواره بین بطنی به ضخامت دیاستولی دیواره خلفی بطن چپ، قطر آئورت و قطر خروجی بطن چپ در نوزادان مادران GTT مختل، بیشتر از گروه سالم بود (بهترتیب 008/0P=، 034/0P=، 016/0P=، 017/0P= و 020/0P=). در سایر پارامترها تفاوت معناداری گزارش نشد.
نتیجهگیری: دیابت بارداری با تغییر در یافتههای اکوکاردیوگرافی بهویژه ضخامت دیاستولی دیواره بین بطنی مرتبط است. همچنین افزایش ضخامت دیواره بین بطنی بهویژه در دیاستول از مهمترین شاخصهای هیپرتروفی پاتولوژیک قلبی میباشد که میتواند در حضور دیابت بارداری و عدم کنترل آن ایجاد یا تشدید گردد.
رضا یزدانی، مزدک گنجعلیخانی حاکمی، رویا شرکت، عباس رضایی، رحیم فراهانی، بهروز بیرانوند،
دوره 72، شماره 9 - ( آذر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم یک بیماری مربوط به راههای هوایی است که بهصورت افزایش پاسخدهی شبکه نای و نایژهها به گروهی از تحریکات مشخص میشود. سلول Th17 با تولید IL-17 نقش مهمی در التهاب و بیماریهای اتوایمیون و بهاحتمال زیاد در پاتوژنز آسم و آلرژی دارد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که بر روی بیماران مراجعهکننده به بیمارستان الزهرا (س) اصفهان بخش بیماریهای عفونی از خرداد تا اسفند 1392 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به انجام رسید، پس از استخراج mRNA از خلط و خون کامل 23 بیمار آسمی و 23 فرد سالم، cDNA آنها ساخته شد و میزان بیان ژن IL-17 با qPCR سنجیده شد. معیار ورود بیماران بر اساس معیار GINA و معیار خروج بیماران استفاده از هرگونه داروی استروییدی تا سه هفته پیش از نمونهگیری و ابتلا به هرگونه عفونت راههای هوایی زبرین در همین بازدهی زمانی بود.
یافتهها: میزان بیان ژن IL-17 هم در خون (79±287 در برابر 13/0±18/1) و هم در خلط بیماران (28±64 در برابر 1/0±9/0) نسبت به افراد کنترل افزایش یافت که از لحاظ آماری معنادار بود (بهترتیب 001/0P< و 029/0P=). همچنین میزان بیان ژن IL-17 در خون بیماران (79±287) نسبت بهمیزان بیان این ژن در خلط بیماران (28±64) بهطور معناداری بیشتر بود (001/0P<) ولی میزان بیان این ژن در خون افراد سالم (13/0±18/1) تفاوت معناداری با میزان بیان این ژن در خلط این افراد (1/0±9/0) نداشت.
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان داد که افزایش میزان بیان ژن IL-17 در خون و خلط بیماران آسمی میتواند افزایش جمعیت نوتروفیلها و فعال شدن نوتروفیلهای ریوی را توجیه کند.
محسن سلیمانی، علی شکیب خانکندی، فرحناز قهرمانفرد، مجید میرمحمدخانی،
دوره 72، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تهوع و استفراغ یکی از مشکلات مهم ناشی از شیمی درمانی است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط اشباع اکسیژن خون شریانی و اضطراب بیماران با تهوع و استفراغ ناشی از شیمی درمانی بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- تحلیلی از آخر شهریور 1392 تا اول اردیبهشت 1393 در بخش شیمی درمانی بیمارستان کوثر شهر سمنان انجام گردید. ابتدا اشباع اکسیژن خون شریانی 30 بیمار در سه نوبت (پیش، حین و پس از شیمی درمانی) ارزیابی شد سپس با استفاده از شاخص رودز (Rhodes Index) شدت تهوع و استفراغ بیماران در سه روز متوالی اندازهگیری و ارتباط آن با اشباع اکسیژن خون شریانی بررسی گردید. حین شیمی درمانی اضطراب و افسردگی بیماران نیز با استفاده از ابزار اضطراب و افسردگی بیمارستانی اندازهگیری شد.
یافتهها: در این مطالعه 30 بیمار بررسی شدند. بیشتر بیماران مورد مطالعه زن (66%) با میانگین سنی 9/11±07/55 سال بودند. شایعترین سرطان در بیماران، سرطان پستان (7/46%) بود. میانگین نمره تهوع و استفراغ بیماران در روز اول شیمی درمانی (5/5±27/3)، روز دوم (2/6±5/4) و روز سوم (7/8±2/7) بود. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معناداری بین اشباع اکسیژن خون شریانی با شدت تهوع و استفراغ بیماران در روزهای مختلف نشان نداد (05/0P>). اما بین شدت اضطراب با تهوع و استفراغ روز سوم ارتباط معناداری وجود داشت (03/0P=).
نتیجهگیری: در این مطالعه ارتباطی بین اشباع اکسیژن خون شریانی با تهوع و استفراغ مشاهده نشد، اما بین اضطراب با تهوع و استفراغ بیماران در روز سوم ارتباط وجود داشت. با توجه به افزایش شیوع تهوع و استفراغ بیماران در روز سوم بهتر است اشباع اکسیژن خون شریانی بیماران در روز سوم مورد بررسی قرار گیرد و ارتباط آن با شدت تهوع و استفراغ مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات بیشتر در این خصوص ضروری بهنظر میرسد.
حسن محمودی، محمدرضا عربستانی، سید فضلالله موسوی، صفیه غافل، محمدیوسف علیخانی،
دوره 73، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتیین A یک جزو اصلی در دیوارهی سلولی استافیلوکوکوس اورئوس است که آنالیز توالی نوکلئوتیدها در ناحیه x ژن spa کدکننده پروتیین A نشان داد این ناحیه از 24 جفت باز تکراری تشکیل شده که دارای پلیمورفیسم بالایی است. در این مطالعه الگوهای ژن spa استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از بینی پرسنل و نمونههای بالینی مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: در مجموع 200 نمونه بالینی از بیماران بستری و سواپ بینی از کارکنان بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی همدان از مهر 1392تا مرداد 1393 جمعآوری گردید. بعد از تایید سویههای جدا شده، بررسی حساسیت آنتیبیوتیکی بهروش دیسک دیفیوژن با توجه به دستورکار Clinical and laboratory standards institute (CLSI) و شناسایی ژن mecA سویههای Methicillin-resistant Staphylococcus aureus (MRSA) و spa (کدکننده پروتیین A) با روش PCR انجام شد. محصولات PCR با روش Polymerase chain reaction- restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) و آنزیم Rsa I (Afa I) برش خوردند. یافتهها: سویهها MRSA بهترتیب بیشترین حساسیت و مقاومت را به کلیندامایسین و سیپروفلوکساسین داشتند. در مجموع هشت محصول PCR، با اندازههای مختلف برای ژن spa شناسایی شد که پس از برش آنزیمی 9 الگو بهدست آمد که برخی از این الگوها در ایزولههای جدا شده از بینی پرسنل و نمونههای بالینی مشترک بودند. نتیجهگیری: الگوهای مشابه ژن spa در بیماران بستری و کارکنان بیانگر این مطلب است که یک منبع عفونت مشترک در چرخش و انتقال از فرد به فرد در بیمارستان است. تجزیه و تحلیل این الگوها میتواند انتقال عفونت در میان کارکنان و بیماران بستری در بیمارستانها را کاهش داد و همچنین در درمانهای دارویی میتواند به پزشکان و بیماران کمک کند.