81 نتیجه برای خانی
فریبا نانبخش، بهروز ایلخانیزاده، نوا مقدسیان نیاکی، سیما اشنوئی، پویا مظلومی،
دوره 73، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفتهای اخیر در بررسی و درمان ناباروری، افزایش میزان بارداری و کاهش سقط جنین چشمگیر نبوده است. در مطالعه حاضر اثربخشی این دارو بر نتایج تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم ارزیابی شد. روش بررسی: پژوهش نیمهتجربی حاضر در زنان نابارور کاندید تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم در فاصله زمانی آغاز سال 1390 تا پایان شهریور 1392 انجام شد. تجویز پردنیزولون از یک روز پیش از انتقال جنین تا هفت روز با دوز mg 20 در روز شروع و سپس با mg 10 در روز تا هفت روز بعد ادامه یافته و سپس متوقف شد. پیگیری با انجام آزمایش هورمون بتای گنادوتروپین جفتی انسان در روز 16 پس از انتقال جنین و سپس بهوسیله سونوگرافی در هفتههای شش، 12 و 20 انجام شد. یافتهها: میانگین± انحرافمعیار سن و طول مدت ناباروری 181 بیمار مورد بررسی بهترتیب 07/6±42/30 و 54/5±69/7 سال بود. 138 (7/44%) از جنینهای منتقل شده گرید A داشتند. پیامدهای باروری در انتقال جنین تازه یا فریز شده تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند (05/0P>). رخداد حاملگی شیمیایی 1/48% (87 نفر)، حاملگی کلینیکی 2/44% (80 نفر)، فراوانی سقط پیش از شش هفته در زنان با حاملگی داخل رحمی، 9/5% (پنج نفر)، رخداد سقط پیش از هفته 20 بارداری 9/12% (11 نفر)، فراوان چندقلویی 5/32% (26 نفر) و حاملگی خارج رحمی 3/2% (دو نفر) بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد استفاده از پردنیزولون با افزایش نسبی رخداد حاملگی و کاهش نسبی سقط بوده و استفاده از آنرا در پروتکلهای درمانی تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم ممکن مینماید.
کامران آقاخانی، ابراهیم عامری، مریم عامری، سید علی محترمی،
دوره 73، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای ارتوپدی در کودکان شایع میباشد و سبب مشکلات فراوان مادی و خسارت روحی کودک و خانواده میگردد. شناسایی اپیدمیولوژی این آسیبها میتواند در جلوگیری از آسیب و همچنین برنامهریزیهای درمانی موثر باشد. هدف از این مطالعه شناسایی ابعاد مختلف آسیبهای ارتوپدی در جامعه ایرانی است. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آیندهنگر کلیه بیماران زیر 19 سال که در طی یکسال در فاصله زمانی اول اردیبهشت 1392 تا پایان فروردین 1393 از طریق اورژانس بیمارستان شفا یحیاییان بستری گردیدند، بهصورت آیندهنگر مورد بررسی قرار گرفتند. سن، جنس و مکانیسم تروما جمعآوری و بررسی شد. یافتهها: در طول مدت مطالعه 1081 بیمار زیر 19 سال با آسیب ارتوپدی بستری گردیدند که اکثریت را پسران تشکیل میدادند (830 نفر، 8/76%). دختران (251 نفر، 2/23%) میانگین سنی 63/4±67/8 سال در قیاس با 06/5±04/11 سال در پسران داشتند که اختلاف معناداری داشت (001/0P<). حداکثر شیوع سنی پسران 18 سال بود. در حالیکه در دختران دو پیک سنی، در سه و 9 سالگی دیده شد. شکستگی در 621 بیمار (8/70%) در اندام فوقانی و 256 بیمار (2/29%) در اندام تحتانی بود. 27 بیمار دچار دررفتگی مفاصل، پنج مورد ضایعه لیگامانی زانو، 128 بیمار آسیب نسوج نرم اندامها و 44 بیمار ضایعات ستون فقرات داشتند. شایعترین مکانیسم تروما در هر دو جنس سقوط از حالت ایستاده بود (5/48%). شایعترین استخوان دچار آسیب، استخوانهای رادیوس و اولنا (146 مورد 7/16%) و سپس سوپراکوندیلر آرنج (134 مورد 3/15%) بود. بیشترین شیوع در فصل تابستان 1/30% و کمترین در زمستان 1/18% مشاهده شد. نتیجهگیری: مطالعه حاضر افزونبر شناخت اپیدمیولوژی آسیبهای ارتوپدی اطفال، زمینه آموزش والدین برای جلوگیری از بروز آسیب در کودکان در معرض خطر را فراهم مینماید.
فیروزه رئیسی، حبیبالله قاسمزاده، علی پاشا میثمی، ریحانه فیروزی خجستهفر، نرگس کرمقدیری، مریم سرایانی، عباسعلی ناصحی، جلیل فلاح، نرگس ابراهیم خانی،
دوره 73، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات معمول در مبتلایان به اختلال وسواس فکری- عملی، اختلال عملکرد جنسی است. هدف مطالعه حاضر، بررسی این ارتباط بود. روش بررسی: شرکتکنندگان در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 56 بیمار وسواسی متاهل (36 زن و 20 مرد) در دامنه سنی 50-18 سال مراجعهکننده به درمانگاه بیمارستان روزبه و چند مطب خصوصی شهر تهران، از مهر ماه سال 1390 تا اسفند 1392 بودند. پس از مصاحبه بالینی روانپزشک، پرسشنامههای دادههای دموگرافیک،Obsessive Compulsive Inventory-Revised (OCI-R), Maudsley Obsessional Compulsive Inventory (MOCI), International Index of Erectile Function (IIEF), Female Sexual Function Index (FSFI) توسط روان شناسان بالینی اجرا گردیدند. یافتهها: از 56 بیمار وسواسی متاهل، 36 مورد زن بودند که 81% از زنان اختلال عملکرد جنسی را گزارش کردند 50% کاهش میل جنسی، 58% اشکال در برانگیختگی جنسی، 1/36% اختلال در لوبریکیشن، 44% اختلال ارگاسم و 53% درد جنسی. همچنین در مردان (20 نفر)، اختلال عملکرد جنسی 25% گزارش گردید 10% کاهش میل جنسی، 20% اختلال در نعوظ، 25% اشکال در ارگاسم و انزال و 40% کاهش رضایتمندی جنسی. نتیجهگیری: شیوع بالای اختلال عملکرد جنسی در زنان مبتلا به وسواس و همبستگی معنادار بین اختلال عملکرد جنسی و علایم وسواس در مردان میتواند نشان دهنده نوعی ارتباط میان این دو اختلال باشد.
آزاده معماریان، شایسته اشرفی اصفهانی، شاهرخ مهرپیشه، آتوسا مهدوی سعیدی، کامران آقاخانی،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اطلاع داشتن از موقعیت آناتومیک آپاندیس در تشخیص دقیقتر آپاندیسیت و درمان بهموقع کمککننده میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، از فروردین تا شهریور سال 1392 بر روی ۲۰۰ جسد ارجاعشده به سالن تشریح پزشکی قانونی تهران انجام گرفت. دادههای مورد نیاز جمعآوری و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: 173 (5/86%) نفر مرد و 26 (۱۳%) زن با میانگین سنی 31/16±96/39 سال بودند. میانگین طول آپاندیس cm 76/1±78/9 بود که این میانگین در مردان مورد مطالعه cm 79/1±86/9 و در زنان مورد مطالعه cm 56/1±30/9 بود. از نظر جایگاه آپاندیس، (۶۰%) موقعیت خلفی (رتروسکال)، (۲۴%) موقعیت پلویک (لگنی) و (۱۶%) موقعیت خارجی (سابسکال) دیده شد.
نتیجهگیری: شایعترین موقعیت آپاندیس در جمعیت مورد مطالعه خلفی (رتروسکال) بود. آگاهی از موقعیت آپاندیس در جمعیتهای مختلف میتواند در تشخیص زودتر و تفکیک علایم آپاندیسیت کمککننده باشد.
روح انگیز باباخانیانزاده، ناهید مسعودیان، امیرنادر امامی رضوی، غلام بساطی،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ذرات لیپوپروتیین با چگالی کم (LDL) ساختارهایی ناهمگن با بار الکتریکی مشخص هستند. تغییر در محتوای اسیدهای چرب ذرات LDL بر ویژگیهای ساختمانی، بار الکتریکی و در نهایت خواص فیزیولوژیک آنها تاثیر گذاشته و ممکن است در پاتولوژی بیماری شریان کرونری نقشی ایفا نماید. براین اساس، ارتباط بین محتوای اسیدهای چرب ذرات LDL و بار الکتریکی آنها در بیماران شریان کرونری در مقایسه با افراد کنترل مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی تعداد 40 بیمار شریان کرونری و 40 فرد کنترل از بین افرادی که در فاصله دی ماه 1392 تا آبان ماه 1393 به بیمارستان شهید مصطفی خمینی (ره) ایلام مراجعه کردند بر اساس پارامترهای بالینی و آنژیوگرافی انتخاب شدند. محتوای اسیدهای چرب ذرات LDL و بار الکتریکی آنها بهترتیب با کمک دستگاههای کروماتوگرافی گازی GC-FID, Acme 6000 M (Young Lin Co., Korea) وZetasizer (Malvern Ltd., UK) اندازهگیری شدند. یافتهها: بیماران و افراد کنترل از لحاظ سن، جنسیت و شاخص توده بدنی با هم مطابقت داشتند. میزان بار الکتریکی ذرات LDL در بیماران بهطور معناداری کمتر از افراد کنترل بود (0001/0P=). در بیماران، بین محتوای اسیدهای چرب فاقد پیوند دوگانه ذرات LDL و بار الکتریکی آنها یک رابطه معکوس مشاهده گردید، در حالیکه بین محتوای اسیدهای چرب دارای پیوند دوگانه (دارای یک پیوند دوگانه و چند تا از اسیدهای دارای چند پیوند دوگانه) و بار الکتریکی آنها یک رابطه مستقیم مشاهده گردید (02/0P=). نتیجهگیری: افزایش محتوای اسیدهای چرب فاقد پیوند دوگانه و نیز اسید چرب لینولییک اسید در ذرات LDL سرم با کاهش بار الکتریکی این ذرات همراه بود و این وضعیت ممکن است در پاتوژنز بیماری شریان کرونری نقش داشته باشد.
محمدرضا عربستانی، سحر راستیانی، سید فضلالله موسوی، صفیه غافل، محمد یوسف علیخانی،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس فاکتورهای مختلف شامل توکسین سندرم شوک سمی (TSST-1) و اگزفولیاتو (ET) را تولید میکند که در کلونیزه شدن و ایجاد بیماری نقش دارند. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی ژنهای TSST-1 و ET در ایزولههای کلینیکی استافیلوکوکوس اورئوس بود. روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی بر روی 100 سویه استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین (MRSA) و 100 سویه استافیلوکوک اورئوس حساس به متیسیلین (MSSA) جدا شده از نمونههای بالینی بیماران بستری، سرپایی و ناقلین بیمارستانهای آموزشی شهر همدان از مهر 1392 تا مرداد 1393 انجام گرفت. گونههای شناسایی شده به روش بیوشیمیایی با استفاده از تکنیک مولکولی Polymerase chain reaction (PCR) نیز تایید شدند. الگوی حساسیت دارویی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن انجام شد. وجود ژنهای TSST-1 و ET با روش PCR مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: بیشترین حساسیت و مقاومت سویههای MRSA، MSSA و سویههای ناقلین در برابر آنتیبیوتیکها به ترتیب شامل کلیندامایسین و سیپروفلوکساسین، کلیندامایسین و تتراسایکلین، اریترومایسین و جنتاماسین مشاهده شد. بهطور کلی (13%) 26 سویه از 200 دارای ژن توکسین سندرم شوک سمی و اگزفولیاتیو بودند. فراوانی مربوط به ژنTSST (11%) 22 و فراوانی ژن ETD (2%) 4، میباشد. با توجه به نتایج آماری ارتباطی بین سویههای MRSA و MSSA با ژنهای TSST و ETD دیده نشد (به ترتیب با 058/0P= و 36/0P=). نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که میزان شیوع استافیلوکوکوس اورئوس حامل TSST در شهر همدان موضوع نگران کنندهای است. گردش این ایزولهها در افراد جامعه به ویژه افراد مسن و افراد دچار نقص سیستم ایمنی در کشور و در افراد سالم که گاه تا60-50% میرسد، دارای اهمیت میباشد.
محمدرضا عربستانی، محمد یوسف علیخانی، منوچهر کرمی، الهام سلیمی قلعه،
دوره 73، شماره 12 - ( اسفند 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکهای کواگوالاز منفی پیشتر بهعنوان آلودهکنندههای محیط کشت در نظر گرفته میشدند. امروزه یکی از فراوانترین باکتریهای پاتوژن بیمارستانی محسوب میشوند. محدوده مقاومت به بتالاکتامها در این گونههای استافیلوکوک باعث ایجاد نگرانیهایی در بیمارستانها شده است. شناسایی سریع مکانیسمهای مقاومتی و تایید مقاومتشان به متیسیلین یک اصل اساسی برای درمانهای آنتیبیوتیکی است. این مطالعه با هدف تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و فراوانی ژن mecA و تعیین تیپهای SCCmec در استافیلوکوکهای کواگوالاز منفی جدا شده از بیمارستانهای آموزشی شهر همدان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از شهریور تا بهمن 1394 بر روی صد نمونه استافیلوکوک کواگوالاز منفی (CNS) جدا شده از بیماران با محدوده سنی 69-7 سال از چهار بیمارستان آموزشی مختلف دانشگاه علوم پزشکی شهر همدان انجام شد. بررسی حساسیت آنتیبیوتیکی ایزولهها به روش دیسک دیفیوژن آگار انجام شد و در مرحله بعد شناسایی ژن mecA و تعیین تیپهای SCCmec با روش واکنش زنجیره پلیمراز انجام شد.
یافتهها: فراوانی سویهها بهترتیب استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس (55%)55، استافیلوکوکوس همولتیکوس (40%)40 و استافیلوکوکوس ساپروفتیکوس (5%)5 گزارش گردید. در تست آنتیبیوگرام بالاترین حساسیت به آنتیبیوتیک ریفامپین (96%)96 و بیشترین مقاومت به تریمتوپریم سولفامتوکسازول (47%)47 مشاهده شد. شیوع مقاومت به متیسیلین نیز در (50%)50 از نمونهها مشاهده گردید. فراوانی تیپهای SCCmec در 50 ایزوله مقاوم به متیسیلین بهترتیب تیپ 3 (13%)13 عدد، تیپ 5 (11%)11، تیپ 2 (6%)6، تیپ 4 (4%)4، تیپ 1 (3%)3 عدد مشاهده گردید و (13%)13 تا از ایزولهها با روش PCR تیپبندی نشدند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تیپ غالب SCCmec مربوط به تیپ 3 میباشد و ژنهای مقاومت زیادی توسط این تیپ کد میشود.
علی فخرموحدی، عباسعلی ابراهیمیان، مجید میرمحمدخانی، سعیده قاسمی،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی درد قفسه سینه عاملی مهم در بیماری عروق کرونر میباشد. از اینروی این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین شدت درد قفسه سینه با شاخصهای فیزیولوژیک در بیماران مبتلا به بیماری شریان کرونر انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی روی 80 بیمار بستری در بخش مراقبت ویژه قلبی بیمارستان دکتر مفتح ورامین در محدوده زمانی فروردین تا شهریور ماه سال 1393 انجام شد. در این مطالعه، ارتباط بین شدت درد قفسه سینه بیماران و شاخصهای فیزیولوژیک مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 79/13±13/60 سال بود. میانگین شدت درد در بیماران برابر با 14/2±51/6 بود. یافتههای مطالعه ارتباط معناداری بین میانگین شدت درد و شاخصهای فیزیولوژیک بیماران نشان نداد (05/0<P).
نتیجهگیری: درد قفسه سینه هنوز هم ماهیتی ذهنی داشته و نمیتوان از شاخصهای فیزیولوژیک به منظور پیشگویی آن استفاده کرد. بنابراین نویسندگان به منظور شفاف شدن کامل ابعاد این موضوع انجام مطالعات بیشتر را توصیه میکنند.
نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، مازیار تارخانی،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای قارچی به خصوص کاندیدا یکی از علل مهم مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم (کمتر از gr1500) بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان است. کاندیدا میتواند تهاجم بافتی دهد. این عفونت باعث افزایش ریسک عوارض عصبی تکاملی میشود. پیشگیری عفونتهای قارچی منجمله کاندیدا اهمیت زیادی دارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر پروفیلاکسی فلوکونازول در نوزادان با وزن خیلی کم بود.
روش بررسی: این مطالعه آینده نگر مورد- شاهدی به روی 102 نوزاد با وزن خیلی کم (VLBW) و با کشت خون منفی، بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان علیاصغر (ع) از ابتدای 1391 تا ابتدای 1393 انجام شد. فلوکونازول (mg/kg 3) سه روز در هفته اول و دوم، یک روز در میان هفته سوم و چهارم، یک روز در هفتههای پنجم و ششم به گروه مورد با دریافت دارو (49 نفر) و نوزادان گروه کنترل (46 نفر) بدون دریافت دارو بودند. میزان مرگ و میر، طول مدت بستری مقایسه شد.
یافتهها: سن جنینی و وزن تولد بین دو گروه تفاوت آشکار نداشت (4/0P= و 2/0P=). میزان فوت در گروه کنترل چهار برابر گروه مورد (7/8% در مقابل 2%، 1/0P=) اما بدون تفاوت واضح بود. بهعلاوه، میانگین بستری نوزادان گروه کنترل طولانیتراز گروه مورد بود (93/9±41/28، 19/6±85/19 روز، 0001/0P=).
نتیجهگیری: اگرچه پروفیلاکسی با فلوکونازول تا حدی مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم را کاهش داد، اما تاثیر واضحی نداشت (4/0P=) که میتواند ناشی از تعداد کم بیماران باشد. اما مصرف داروی پیشگیری، مدت بستری نوزادان VLBW را به طور آشکار کاهش داد (000/0P=).
مجید عابد خجسته، فرشته آل صاحب فصول، مهدی محمودی، محمد باقر محمودی، شایان مصطفایی، مزدک گنجعلی خانی حاکمی، فرهاد غریبدوست،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در اسکلروز سیستمیک، فیبروبلاستها در برابر آپوپتوز مقاوم شده و با ترشح مداوم کلاژن و ماتریکس خارج سلولی، موجب تشکیل فیبروز در بافتها میشوند. لازم است علل ثانویه بروز بیماری، از جمله عدم پاسخ فیبروبلاستهای فعال شده به آپوپتوز به عنوان عامل اصلی در ایجاد و استقرار بیماری، مورد توجه قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان بیان نسبی دو ژن کلیدی مسیر آپوپتوز، Fas و Apaf-1 که به ترتیب در مسیرهای خارجی و داخلی آپوپتوز نقش دارند، انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، نمونههای بیوپسی پوست از 19 بیمار مبتلا به اسکلروز سیستمیک منتشر و 16 فرد سالم در بازه زمانی سال 1393 تا 1394جمعآوری شد. گروه بیمار از درمانگاه روماتولوژی بیمارستان شریعتی و مرکز روماتیسم ایران و گروه کنترل از پرسنل بیمارستان شریعتی انتخاب شدند. پس از جداسازی و کشت فیبروبلاستهای پوستی، RNA سلولها استخراج گردید و سنتز cDNA از روی این رونوشتهای ژنومی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژنهای Fas و Apaf-1 توسط واکنش Real-time PCR اندازهگیری شد.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادههای بهدست آمده از Real-time PCR نشان داد که در فیبروبلاست پوست بیماران مبتلا به اسکلروز سیستمیک و افراد سالم تفاوت معناداری از نظر میزان بیان ژنهای (8/0P=)Fas و (17/0P=)Apaf-1 وجود نداشت.
نتیجهگیری: در این مطالعه تغییرات معنادار در میزان بیان ژنهای Apaf-1 و Fas وجود نداشت و این موضوع نشان میدهد که حداقل در سطح mRNA این ژنها در فیبروبلاستهای بیماران اسکلروز سیستمیک فعال نشدهاند.
بتول کاویانی، محمد یوسف علیخانی، محمدرضا عربستانی، شیرین مرادخانی، محمد طاهری،
دوره 74، شماره 8 - ( آبان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه باکتریهای مقاوم به دارو مشکلات عمدهای را در زمینه طراحی و ساخت داروهای شیمیایی ایجاد کردهاند. از انواع باکتریهای مقاوم به درمانهای آنتیبیوتیکی میتوان سودوموناس آئروژینوزا را نام برد که تاکنون مشکلات فراوانی را در زمینه درمان با انواع آنتیبیوتیکها ایجاد کرده است، همچنین میتوان آن را یکی از عوامل مهم عفونتهای بیمارستانی به حساب آورد. گیاهان دارویی هزاران سال است که به منظور پیشگیری و یا درمان بیماریهای عفونی مورد توجه بودهاند. امروزه نیز داروسازان علاقه زیادی دارند که با استفاده از گیاهان دارویی ترکیبات ضدمیکروبی جدید تهیه کنند. از اینرو هدف از این مطالعه میزان بیان ژنهای کد کننده الاستاز و اگزوتوکسین A در باکتری سودوموناس آئروژینوزا سویه PAO1 در حضور گیاه دارویی سیر بود.
روش بررسی: مطالعه پیش رو که از انواع مطالعات تجربی بود، در سال 95-1394 در دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام گرفت. در ابتدا کمترین غلظتی از عصاره که مهار کننده رشد باکتری و همچنین باعث مرگ باکتری میشود، تعیین و سپس در غلظتهای پایینتر از کمترین غلظت کشندگی میزان بیان ژنهای مورد مطالعه با روش Real-Time PCR بررسی شدند.
یافتهها: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه، عصاره آبی سیر تاثیر بهتری بر کاهش میزان بیان ژنهای الاستاز و اگزوتوکسین A داشته به طوری که در غلظتهای 8 و mg/ml 64، بیان هر دو ژن بیماریزا کاهش یافت. همچنین میزان بیان ژن الاستاز بیشتر تحت تاثیر گیاه سیر قرار گرفت.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه بیانکننده این بود که عصارههای آبی و الکلی سیر دارای ترکیبات مناسبی برای مهار تولید فاکتورهای بیماریزا در سودوموناس آئروژینوزا بودند.
فرید سلیمانی محمدی، عباس رحیمی فروشانی، محسن رکنی، محمد فرهمند، کاظم احمدیکیا، آزاده شاداب، حمیدرضا احمد خانیها، ژیلا یاوریان،
دوره 74، شماره 11 - ( بهمن 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی ناخوشیهای مزمن و پیشرونده روانی هستند که هنوز عامل سببی آنها مشخص نشده، ولی عوامل ویروسی مانند سیتومگالوویروس (CMV) بهاحتمال در پاتوژنز این اختلالات نقش دارند. هدف از مطالعه کنونی بررسی سطح آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس انسانی و نیز پی بردن به بودن یا نبود ژنوم این ویروس در سرم و سلولهای تکهستهای خون محیطی بیماران اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی در مقایسه با گروه کنترل میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مورد-شاهدی بوده و از مهر تا اسفند 1392 بر روی نمونه سرم و سلولهای تکهستهای خون محیطی 46 بیمار اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی و 46 نفر بهعنوان کنترل سالم، در گروه ویروسشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابتدا با تست الایزا تیتر آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس در دو گروه مورد مطالعه، سنجش شد. سپس بر روی نمونههای سرولوژی مثبت و سلولهای تکهستهای خون محیطی تست Real-time PCR جهت بررسی حضور ژنوم CMV انجام پذیرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که تیتر آنتیبادی در گروه بیماران روانی نسبت به گروه کنترل سالم بهطور معنادارای بالاتر بود (009/0P=)، درحالیکه پس از انجام Real-time PCR، ژنوم سیتومگالوویروس در هیچکدام از نمونههای بیمار و سالم یافت نشد.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشاهده شد که تیتر آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس در گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بهطور معناداری بالاتر از این مقدار در گروه کنترل سالم است. بنابراین احتمال میرود که این ویروس در پاتوژنز این اختلالات روانی نقش ایفا کند.
محمد مولوی، رسول یوسفی مشعوف، محمد یوسف علیخانی، حسن محمودی، علیرضا زمانی، فریبا کرامت، سارا سلیمانی اصل،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز یک بیماری باکتریال مشترک بین انسان و دام میباشد. در بیماری بروسلوز، ایمنی هومورال و سلولی نقش اساسی دارند. با توجه به اینکه حجامت بر عملکرد سیستم ایمنی میزبان موثر است و توانایی نهفته در تنظیم واکنشهای التهابی را دارد و بهعنوان یکی از روشهای درمانی مورد توجه در طب سنتی جهت درمان بیماریهای التهابی بهشمار میآید، از اینرو هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر حجامت بر سطح سرمی اینترفرون گاما (IFN-γ) در رتهای آزمایشگاهی مبتلا به بیماری بروسلوز بود.
روش بررسی: این پژوهش تجربی از فروردین ۱۳۹۴ تا شهریور ۱۳۹۴ در آزمایشگاه میکروبشناسی و حیوانخانه دانشگاه علوم پزشکی همدان به روش تجربی بر روی ۴۸ سر رت در شش گروه انجام گرفت. ابتدا رتها بهروش تزریق داخل صفاقی با مقدار cfu/ml ۱۰۵×۵ از سویه بروسلا ملیتنسیس (Brucella melitensis) آلوده شدند. پس از گذشت یک هفته جهت اطمینان از صحت ابتلا رتهای آلوده شده با بروسلا از تستهای سرولوژی (رایت، کومبس رایت و ۲-مرکاپتواتانول) (Wright, Coombs Wright, 2-Mercaptoethanol) جهت اثبات بیماری استفاده شد. سپس رتها از ناحیه ساکرال حجامت شدند و پس از گذشت دو هفته سطح سرمی اینترفرون گاما با روش الیزا و مطالعه بافتها با روش رنگآمیزی هماتوکسیلین ائوزین مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد که حجامت باعث افزایش چشمگیری در میزان میانگین سطح سرمی اینترفرون گاما میگردد. در بررسی هیستوپاتولوژی بافت کبد رتها در گروههای مبتلا شده به بروسلوز و حجامت شده، نشان از تأثیر حجامت بر بهبود ضایعات بافتی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که انجام حجامت میتواند باعث افزایش سطح سرمی اینترفرون گاما و در نتیجه کمک به پاکسازی بیماری و بهبود آسیبهای حاصل بیماری بروسلوز گردد.
علیرضا توسلی، سجاد نورشفیعی، احمدرضا توسلی، سعیده حاجبی خانیکی،
دوره 75، شماره 12 - ( اسفند 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: فواید آسپیرین طی بررسیهای مکرر بهویژه در پیشگیری ثانویه در انفارکتوس قلبی، سکته مغزی و پس از انجام آنژیوگرافی مداخلهای و تعبیه استنت ثابت شده است.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر روی تمام بیمارانی صورت گرفت که از مرداد ماه ۱۳۸۴ تا اسفند ۱۳۹۱ تحت عمل جراحی غیرقلبی در بیمارستان قائم (عج) مشهد قرار گرفتند و به هر علتی آسپیرین در آنها قطع نشد. عمده این جراحیها شامل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی و آپاندکتومی بودند. دادهها شامل حجم خونریزی حین عمل، خونریزی و هماتوم پس از عمل، نیاز به عمل دوباره بهعلت خونریزی، وقوع حوادث قلبی-عروقی حین بستری و یا پس از یکماه، کبودی در ناحیه پوست و خونریزی پس از ترخیص ثبت و تحلیل شد.
یافتهها: ۱۹۷ نفر وارد مطالعه شدند و تمام این بیماران تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند. میانگین میزان خونریزی حین عمل ml ۱۱۰ بود. ۱۳ نفر (۴/۰۶%) از بیماران در گروه کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی و یک نفر در گروه آپاندکتومی به علت عدم کنترل اولیه شریان خونرسانی دچار خونریزی بیش از ml ۱۱۰ شدند که عمل به جراحی باز تبدیل یافته و کنترل موفقیتآمیز خونریزی صورت گرفت. هشت نفر دیگر (۶/۵۹%) بدون نیاز به جراحی باز تحت درمان قرار گرفتند. هیچ حادثه قلبی-عروقی در دوره یک ماهه پس از اعمال جراحی رخ نداد.
نتیجهگیری: ادامه مصرف آسپیرین در دوره پیش از جراحی نه تنها با افزایش ریسک خونریزی همراه نبوده بلکه با کاهش حوادث قلبی-عروقی نیز همراه بود.
فهیمه کلبخانی، محمدرضا سام،
دوره 76، شماره 6 - ( شهریور 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از ترکیبات طبیعی با سمیت اندک بر سلولهای طبیعی، جهت درمان سرطان کولورکتال اهمیت زیادی دارد. در مطالعه حاضر، اثر ایکوزاپنتاینوییک اسید (Eicosapentaenoic acid, EPA) روغن ماهی بر تعداد سلولها، تکثیر سلولی و فعالیت کاسپاز-۳ در رده سلولی سرطان کولورکتال انسانی LS174T بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در آزمایشگاه کشت سلول، پژوهشکده زیست فناوری دانشگاه ارومیه از فروردین تا شهریور سال ۱۳۹۶ انجام گردید. پانصد هزار سلول LS174T در محیط کشت کامل در C° ۳۷ و ۵% Co2 به مدت ۲۴ ساعت کشت داده شدند. سپس سلولها با غلظتهای ۵۰ تا μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوئیک اسید به مدت ۴۸ ساعت تیمار شدند و تعداد سلولها با استفاده از لام نئوبار شمارش گردید و فعالیت کاسپاز-۳ با روش کالریمتری اندازهگیری شد. همچنین پنج هزار سلول با غلظتهای یاد شده از ایکوزاپنتاینوییک اسید تیمار شده و در زمانهای ۲۴ تا ۷۲ ساعت، تکثیر سلولی با استفاده از آزمون WST-1 بررسی گردید.
یافتهها: تیمار سلولها با غلظتهای ۵۰ تا μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، تعداد سلولها را بهطور وابسته به دوز کاهش و تکثیر سلولی را بهصورت وابسته به دوز و زمان کاهش داد. پس از ۷۲ ساعت تیمار سلولها با μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، میزان تکثیر سلولی ۳۰/۳% در مقایسه با سلولهای تیمار نشده محاسبه شد. پس از ۴۸ ساعت تیمار، فعالیت کاسپاز-۳ با غلظتهای افزاینده ایکوزاپنتاینوییک اسید، افزایش یافت. بهطوریکه در غلظت μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، فعالیت کاسپاز-۳، ۳/۴ برابر سلولهای تیمار نشده محاسبه شد.
نتیجهگیری: ایکوزاپنتاینوییک اسید تعداد سلولهای بدخیم کولورکتال و تکثیر آنها را کاهش میدهد و فعالیت کاسپاز-۳ را که یک پروتیین اجرایی در القای آپوپتوز است فعال میکند.
کامران آقاخانی، مریم عامری،
دوره 76، شماره 6 - ( شهریور 1397 )
چکیده
با اینکه انرژی الکتریکی یکی از بهترین و تمیزترین انرژیها است اما روش حفاظت و بهرهبرداری صحیح از آن همیشه و در همهجا با مشکلاتی همراه است. یکی از مهمترین مشکلات آن، برقگرفتگی و خطرات ناشی از آن است که گاهی موجب از دست دادن جان انسانها میگردد. وقتی بدن یا قسمتی از آن کاملا در یک میدان جریان قوی برق قرار گیرد یا تماس با مصدومی که به منبع قوی برق متصل است برقرار شود، فرد دچار سوختگی الکتریکی میشود. ضایعات ناشی از سوختگی الکتریکی حدودا 5% از تختهای بستری مراکز بزرگ سوختگی را به خود اختصاص میدهند. نوع عوارض ناشی از سوختگی الکتریکی با توجه به محل ورود جریان الکتریسیته، شدت آن و مقاومت بافتی متفاوت است. اما کمابیش بیشترین عوارض فیزیکی مربوط به دستها و اندامهای فوقانی بدن میباشد. از سوی دیگر آسیبهای روحی و مشکلات آتی ناشی از کارافتادگی و بیکاری، زندگی مصدومان سوختگی الکتریکی را تحت تاثیر قرار میدهد. افزونبر انجام اقدامات صحیح و به موقع در درمان مصدوم، شناخت و مدیریت عوارض کوتاهمدت و بلندمدت ناشی از سوختگی الکتریکی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه مروری ضمن معرفی انواع سوختگی الکتریکی و آمارهای گزارش شده درباره آن، عوارض مختلف ناشی از سوختگی الکتریکی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. آگاهی از میزان بروز سوختگی الکتریکی در اقشار جامعه و انواع عوارض ناشی از آن به برنامهریزی و مدیریت مشکلات مصدومین سوختگی الکتریکی و همچنین اتخاذ راهکارها برای جلوگیری از بروز این حوادث کمک شایانی میکند.
کامران آقاخانی، سید حسین اسلامی، افشین خارا، محسن بیجندی،
دوره 76، شماره 7 - ( مهر 1397 )
چکیده
آسیب سر از مهمترین انواع آسیب است و مسئول بیشتر مرگهای ناشی از تروما میباشد. کشورهای با درآمد پایین و متوسط با ریسک فاکتورهای بیشتری برای آسیب سر مواجه هستند. مکانیسمهای متعددی برای آسیب سر شامل تصادفات وسایل نقلیه، سقوط، حمله و خشونت وجود دارد. سقوط پس از تصادف وسایل نقلیه دومین دلیل مهم آسیب سر میباشد. میزان مرگ ناشی از سقوط در کشورهای با شرایط اقتصادی-اجتماعی پایینتر بیشتر است. برای گردآوری دادهها از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus و Google Scholar استفاده گردید. تعداد ۶۴ مقاله مرتبط از سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۸ مورد بررسی قرار گرفتند. از کلید واژههای "آسیب سر"، "تروما سر"، "آسیب مغزی"، "مکانیسم سقوط"، "ایران" و "اپیدمیولوژی" جهت جستجوی مقالات استفاده شد. سقوط دومین مکانیسم آسیب سر در ایران میباشد. مکانیسم سقوط در کودکان با سن پایین و افراد مسن شایعتر است. شیوع مکانیسم سقوط در مردان مبتلای به آسیب سر بیشتر از زنان بود. در سایر کشورها نیز سقوط بهعنوان اولین و دومین مکانیسم آسیب سر میباشد. همچنین سقوط از ارتفاع پایین مکانیسم شایعتری نسبت به سقوط از ارتفاع بالاتر در آسیب سر میباشد. شیوع مکانیسم سقوط در کودکان و افراد مسن دچار آسیب سر بیشتر است. باوجود تلاشهایی که در سالهای گذشته برای تعیین الگوی اپیدمیولوژی ترومای سر و نتایج آن در ایران شده است، دادههای کافی در زمینه آسیب سر ناشی از سقوط وجود ندارد. با توجه به اینکه آسیب تروماتیک سر یکی از معمولترین و خطرناکترین نتایج سقوط است، هدف از این مطالعه مروری بررسی اپیدمیولوژک آسیب سر ناشی از سقوط میباشد.
فهیمه قطبیزاده وحدانی، مریم دلدار پسیخانی، تهمینه اعزازی، زهرا پناهی،
دوره 77، شماره 3 - ( خرداد 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نگاه حرفهای بهمقوله آموزش با توجه به رشد فزآینده دانش فنی آموزش در حیطه آموزش پزشکی ضروری میباشد. هدف این مطالعه بررسی اثر آموزش بهشیوه تئوریک و سمیولوژیک مباحث کف لگن در آموزش دستیاران رشته جراحی زنان و زایمان در دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: پژوهش کنونی در ۶۶ نفر از دستیاران تخصصی رشته زنان و زایمان سال سوم و چهارم دانشگاه علوم پزشکی تهران در اسفند ۱۳۹۵ تا فروردین ۱۳۹۶ انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل یک پرسشنامه، شامل ۱۹ سوال چهار گزینهای در مورد مبحث آناتومی کف لگن بود. ابتدا پرسشنامهها تحت عنوان آزمون پیشآزمون در اختیار دستیاران بالینی قرار گرفت، سپس کلاس آموزشی تئوری و عملی آناتومی کف لگن توسط اساتید و دستیاران فوق تخصصی گروه کف لگن برگزار شد و در پایان کلاسها دوباره پرسشنامههای پیشآزمون قرار گرفت و میزان پاسخگویی سوالات پیش و پس از آموزش مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: از مجموع ۶۶ نفر، ۳۰ نفر در پیشآزمون و ۶۶ نفر در پسآزمون شرکت کرده بودند. میانگین نمره دستیاران بالینی زنان در مبحث آناتومی کف لگن پیش از مداخله ۷/۱۴±۵/۳۸۸ و پس از مداخله ۲/۱۸۱±۱۲/۵۷ بود (۰/۰۰۱P=). اختلاف میانگینها پیش و پس از آموزش در تمامی سطوح از نظر آماری تفاوت معنادار داشت. نمرات کلی آگاهی در پسآزمون، بهصورت معنادار آماری (۰۵/۰P<) نسبت به پیشآزمون افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، میتوان بیان کرد آموزش بهشیوه تئوری و سمیولوژیک مبحث آناتومی کف لگن در آموزش دوره دستیاری تخصصی رشته زنان و زایمان سبب افزایش دانش و آگاهی آنها شد.
حمیدرضا بهرامی طاقانکی، احسان موسی فرخانی، سعید بکایی، سید جواد حسینی، پگاه بهرامی طاقانکی، سیما بریدکاظمی،
دوره 77، شماره 4 - ( تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نتایج خودگزارشی ابتلا به بیماریهای مزمن بهطور چشمگیری مورد استفاده پژوهشگران و متخصصین حوزه سلامت قرار میگیرد. این مطالعه با هدف بررسی روایی خودگزارشی ابتلا به بیماری فشارخون طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی از نتایج سرشماری سال ۱۳۹۴ در شهر مشهد که یک بررسی مبتنی بر جمعیت در افراد بالای ۳۰ سال (۳۰۰۷۴۵n=) بوده و در سامانه پرونده الکترونیک سلامت سینا )®(SinaEHR با کدهای تشخیصی I۱۰ و I۱۱ مورد تایید پزشک قرار گرفته بود بهعنوان رفرانس جهت تعیین نسبت خودگزارشی ابتلا به بیماری فشارخون استفاده نمودیم.
یافتهها: حساسیت خودگزارشی ابتلا به بیماری فشارخون ۲۳/۹۲%، ویژگی ۹۷/۰۳%، ۸/۰۶%PLR ، ۰/۷۸%NLR ، ۴۶/۳۴% PPV و ۹۲/۲۵% NPV میباشد. این حساسیت در بین زنان و مردان تفاوت معناداری نداشت، اما در افراد ایرانی، مجرد، سن ۶۰≤، ۱۸/۵>BMI و دارای تحصیلات دانشگاهی بالاتر بوده است.
نتیجهگیری: اگرچه حساسیت خودگزارشی ابتلا به بیماری فشارخون در مطالعه حاضر پایین بوده اما ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی آن بهنسبت خوب است.
سمیرا مهرعلیزاده، مجید میرمحمدخانی، آیلین کلانترزاده،
دوره 77، شماره 8 - ( آبان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی باز یک یافتهی شایع در نوزادان نارس است که میتواند باعث ایجاد عوارض خطیری مانند خونریزی داخل مغزی، انتروکولیت نکروزان و دیسپلازی ریوی شود. هدف از انجام این مطالعه، مقایسهی اثربخشی ایبوپروفن خوراکی و استامینوفن داخل وریدی در بستهشدن مجرای سرخرگی بازماندهی نوزادان نارس بود.
روش بررسی: در این مطالعهی تحلیلی- مقطعی که در بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان از اردیبهشت ۱۳۹۱ تا دی ۱۳۹۵ انجام شد، تمامی نوزادان نارس مبتلا به مجرای سرخرگی بازمانده که تحت درمان با یکی از دو داروی استامینوفن تزریقی و ایبوپروفن خوراکی قرار گرفته بودند، به روش تمامشماری انتخاب شدند. یافتههای اکوکاردیوگرافی قلب و نیز عوارض ناشی از این دو دارو پیش و پس از انجام درمان در دو گروه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: ۲۴ نوزاد (۶۲/۵%) با سن حاملگی ۳/۴۳±۳۱/۴۶ هفته مورد بررسی قرارگرفتند. هیچیک از خصوصیات مربوط به اکوکاردیوگرافی در دو گروه درمان در زمانهای پیش و پس از درمان و نیز عوارض ناشی از داروها، تفاوت معناداری با هم نداشت. متوسط تعداد دورههای درمانی در نوزادان تحت درمان با ایبوپروفن خوراکی (۰/۲۵±۱/۰۶)، تفاوت معناداری با نوزادان تحت درمان با استامینوفن وریدی (۰/۴۶±۱/۲۵) نداشت (۰/۱۹۰=P). وضعیت بستهشدن مجرای سرخرگی بازمانده در دو گروه درمان در پایان دورهی اول (۰/۱۱۲=P) و دوم درمانی (۰/۳۸۶=P)، تفاوت معناداری با هم نداشت.
نتیجهگیری: اثربخشی ایبوپروفن خوراکی و استامینوفن داخل وریدی در بسته شدن مجرای سرخرگی بازمانده یکسان بوده و میزان بروز عوارض ناشی از دارو نیز در دو گروه تفاوتی نداشت.