26 نتیجه برای سزارین
مرادعلی زارعیپور، شهلا محمد خانی، بهجت خرسندی، فائزه افخمی عقدا، فاطمه مشیری نیا، مهدیه حردانی نعیمزاده،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب نوع زایمان یکی از مهمترین رویدادهای زندگی زنان است. هدف این مطالعه بررسی نوع زایمان و تاثیر آن بر سلامت مادر و نوزاد میباشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 69321 مادر زایمان کرده در بیمارستانهای دولتی و خصوصی شهر یزد از فروردین 1397 تا اسفند 1400 انجام شد و دادهها از وبسایت ایمان و پروندهها جمعآوری شد. برای تحلیل از Independent samples t-test و Chi-square test و برای تعیین نسبت خطر نسبی از نسبت شانس استفاده شد. تمامی تحلیلها در (SPSS software, version 26 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) با در نظر گرفتن سطح معناداری %۵ انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین سن شرکت کنندگان 44/6±45/34 سال بود. پیامدهای نوزادی نشان داد که نوزادانی که از زایمان طبیعی متولد میشوند، نسبت به نوزادان زایمان سزارین، احتمال بیشتری برای داشتن نمره آپگار نامطلوب (بین چهار تا شش) دارند (55/1-99/0CI=، 05/0P=، 24/1OR=) و همچنین شانس بیشتری برای داشتن نمره آپگار کمتر از شش (03/1-90CI=، 001/0P=، 1/1OR=) دارند. نسبت شانس مرگ نوزادی در زایمان سزارین 22/1 بار بیشتر از زایمان طبیعی بود (25/1-19/1CI=، 001/0P<، 22/1OR=). همچنین احتمال بستری شدن مادران در بخش مراقبتهای ویژه پس از زایمان سزارین تقریبا 9/4 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (12/5-71/4CI=، 001/0P=، 9/4OR=). شانس بستری شدن مادران در اتاق عمل پس از زایمان سزارین نیز تقریبا 3/14 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (31/1-53/3CI=، 001/0P=، 33/14OR=).
نتیجهگیری: باتوجه به مطالعه انجام شده در بیمارستانهای شهر یزد، نتایج نشان داد که زایمان سزارین عوارض بیشتری دارد، بنابراین ترویج زایمان طبیعی امری ضروری است.
سیده فاطمه حسینی نژاد، مهشید وزیری، احمد رضا مهتدی، الهام کارگر زاده، محمد پاکزادی،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تهوع و استفراغ پس از عمل (PONV) یک چالش رایج در جراحیهای سزارین است، از طرفی استفاده از دگزامتازون بهعنوان یک پروفیلاکسی موثر در مدیریت این عوارض مطرح شده است. این مطالعه به ارزیابی تاثیر دگزامتازون در کاهش PONV پرداخت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی و دوسوکور، از فروردین 1401 تا شهریور 1402 در بیمارستان رازی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد. بیماران کاندید سزارین الکتیو تحت بیحسی اسپاینال به دو گروه30 نفره تقسیم شدند. در طول عمل جراحی و پس از آن در فواصل زمانی مشخص، پارامترهایی نظیر فشارخون، ضربان قلب و وقوع تهوع و استفراغ از طریق جدول نمرهبندی V&N و لرز از طریق جدول نمرهبندی لرز ثبت شد. در بخش نیز این پارامترها در یک، دو، چهار، شش و 12 ساعت پس از عمل ثبت شد.
یافتهها: اگرچه در ساعت اول پس از عمل تفاوت معناداری بین دگزامتازون وپلاسبو مشاهده نشد ولی در ساعات بعد دگزامتازون بهطور معناداری تهوع و استفراغ را کاهش داد از طرفی ضربان قلب و فشارخون در گروههای دریافت کنندهی دگزامتازون سریعتر کاهش یافته است.
نتیجهگیری: دگزامتازون به شکل معناداری در کاهش تهوع واستفراغ پس از اعمال جراحی سزارین موثر است. همچنین نقش مثبتی در کاهش ضربان قلب و فشارخون وکنترل عوارض پس از بیحسی نخاعی پس از عمل دارد.
فاطمه شکی کتولی، جیران زبردست، زهرا طاولی، لیلا بیانی، فهیمه زینلخانی، رضا مردانی، فهیمه عزیزینیک،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا شیوع جراحی سزارین (Cesarean section, CS) بهطور چشمگیر افزایش پیدا کرده است. نقص اسکار سزارین (Cesarean scar defect, CSD) یکی از شایعترین عوارض CS میباشد. هدف این مطالعه، بررسی و مقایسه عمق و حجم CSD در بیماران علامتدار با و بدون آدنومیوز میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت گذشتهنگر و مورد- شاهدی در بازه زمانی دو سال (آذر 1399 تا آذر 1401) طراحی شده است. بیماران علامتدار دارای معیارهای ورود به دو گروه تقسیمبندی شدند: با آدنومیوز (گروه مورد) و بدون آدنومیوز (گروه شاهد). دادههای دموگرافیک بیماران، سوابق پزشکی و یافته های سونوهیستروگرافی از مدارک بیماران و تصاویر بایگانی شده استخراج شد.
یافتهها: در طول دو سال، از بین ۳۱۰ خانم علامتدار با سابقه سزارین که تحت سونوهیستروگرافی قرار گرفتند، ۱۶۰ بیمار دارای معیارهای ورود (گروه مورد: ۸۲ بیمار و گروه شاهد: ۷۸ بیمار) بودند. شکایت اصلی، خونریزی پس از قاعدگی (8/%43)، قاعدگی طولانیمدت (3/%34) و خونریزی بین قاعدگی (9/21%) بود. عمق و حجم CSD در بیماران دارای آدنومیوز بهطور معناداری بالاتر اندازهگیری شد (بهترتیب با P-value های 002/0 و 038/0). همچنین RMT و نسبت RMT/AMT در بیماران دارای آدنومیوز بهطور قابلتوجهی پایینتر دیده شد (بهترتیب با P-value های 004/0 و00/0).
نتیجهگیری: مطالعهی ما ارتباط قوی بین آدنومیوز و سایز بزرگتر CSD را نشان داد. برای اثبات رابطه علت و معلولی، مطالعات آیندهنگر برای پیگیری بیماران پس از اولین سزارین جهت مقایسه و بررسی تشکیل CSD در موارد با و بدون آدنومیوز پیشنهاد میشود.
رضا صحرایی، آناهیتا حقجو، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، راحیل حقجو، فاطمه خادمپیر، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیحسی اسپاینال یکی از روشهای رایج در جراحی سزارین الکتیو است، اما عوارضی مانند لرز و تهوع ممکن است کیفیت دوره پس از عمل را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی میزان بروز لرز و تهوع با استفاده از داروی بوپیواکائین و ترکیب بوپیواکائین-سوفنتانیل در زنان تحت عمل جراحی سزارین الکتیو با بیحسی اسپاینال، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور بر روی 30 نفر از بیماران تحت عمل جراحی سزارین الکتیو مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا مهر ماه 1400 انجام گرفت. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه بوپیواکایین و بوپیواکایین-سوفنتانیل، تقسیم شدند. میزان تهوع و استفراغ و فراوانی لرز در زمانهای پیش از بیحسی اسپاینال، پس از بیحسی اسپاینال، سه دقیقه پیش از بهدنیا آمدن نوزاد، بلافاصله پس از بهدنیا آمدن نوزاد، دقیقه 15، دقیقه 30، دقیقه 45، ورود به ریکاوری و خروج از ریکاوری ثبت گردید.
یافتهها: در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل در 30 دقیقه پس از اسپاینال (20%) و در زمان ورود به ریکاوری (7/26%) بیشترین فراوانی لرز در بیماران بوده است. فراوانی تهوع در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل (3/33%) و بوپیواکایین در سه دقیقه پیش از دنیا آمدن نوزاد (40%)، دارای بیشترین فراوانی بوده است، اما از نظر آماری بین دو گروه در زمانهای متفاوت تفاوت معنادار نبوده است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزودن دوز پایین سوفنتانیل به بوپیواکایین در قالب پروتکل بیحسی نخاعی، اگرچه ممکن است تاثیرات بالینی جزئی بر بروز برخی عوارض داشته باشد، اما بهتنهایی نمیتواند منجر به تفاوت معنادار در بروز لرز و تهوع گردد.
پوریا ادیبی، سمیه مهرپور، رضا صحرایی، سمیرا زنبق، مجید وطنخواه، مهرداد ملک شعار، منصور دیلمی، بیبیمنا رضوی، طیبه زارعی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی از عوارض شایع بیحسی نخاعی در عمل جراحی سزارین میباشد. بسیاری از داروها در رابطه با جلوگیری یا کاهش لرز بررسی شدهاند، اما هنوز دارویی ایده آل مورد تایید نهایی قرار نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی دکسمدتومدین در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی سزارین می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مرور نظامند، کلید واژههای کلیدی فارسی "دکس مدتومدین"، "بیحسی نخاعی/ اسپاینال"، "سزارین" و دکس مدتومدین" و کلیدواژههای انگلیسی Dexmedetomidine", "Caesarean section"، "Spinal Anesthesia" " Dexmedetomidine و "C-Section" در پایگاههای PubMed، EMBASE، Cochrane Central Register of Controlled Trials (CENTRAL)، Web of Science، ClinicalTrials.gov و Scopus ، SID، Magiran ، Medlib و موتور جستجوگر Google Scholar، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه مرور نظامند، 19 مطالعه بررسی شد. نتایج مطالعات مورد بررسی در مورد پیامد مطالعات انجام شده بیانگر آن بود که در 13 مطالعه دکس مدتومدین داروی موثرتری در کنترل لرز نسبت به سایر گروههای مورد مطالعه بود. همچنین در پنج مطالعه دکسمدتومدین به همراه 3 داروی پتدین، دگزامتازون و اندانسترون، اثرات مشابهی در کنترل لرز در بیماران ایفا کردند. در یک مطالعه نیز دکس مدتومدین اثران ضدلرزی کمتری نسبت به داروی نالبوفن ایجاد نمود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن بود که داروی دکسمدتومدین در جلوگیری از لرز بعد از عمل در بیماران تحت عمل جراحی سزارین موثر میباشد. بنابراین بهنظر میرسد مصرف دکسمدتومیدین جهت پیشگیری از لرز بعد از عمل، در این بیماران مفید باشد.
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرفزاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دمشناس،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی برای سزارین، علاوهبر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، میتواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی آیندهنگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین میشدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافتهها: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی بهطور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بیحسی اسپاینال بهطرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی میباشد. پیشنهاد میگردد در مطالعات آینده مقایسهای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.