جستجو در مقالات منتشر شده


26 نتیجه برای سزارین

فریده کی‌پور، ایلانا ناقی،
دوره 71، شماره 4 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه: ترومبوز عروق مغزی به‌ندرت بعد از سزارین اتفاق می‌افتد ولی می‌تواند با مرگ مادر همراه باشد. مهم‌ترین دلایل این پدیده هیپرکواگولاسیون در پره‌اکلامپسی، سندرم آنتی‌فسفولیپید آنتی‌بادی، ترومبوفیلیا و سپسیس می‌باشند.
معرفی‌بیمار: خانم 31 ساله، در 37 هفته حاملگی متعاقب پارگی کیسه آب، به دلیل پره‌اکلامپسی و نمایش بریچ با بی‌حسی اسپاینال سزارین شد. دو روز بعد از سزارین دچار سردرد و استفراغ، پارستزی سمت چپ و تاری دید شد. با MRI ترومبوز سینوس ساژیتال تشخیص داده شد. درمان با هپارین انجام گرفت.
نتیجه‌گیری: ترومبوفیلیا، فشارخون حاملگی و سزارین از ریسک فاکتورهای ترومبوز محسوب می‌گردند و لازم است آنتی‌کواگولان پروفیلاکسی تجویز گردد. هپارین تفکیک نشده و انوکساپارین داروهای موثر جهت پروفیلاکسی ترومبوآمبولی می‌باشند. پیشگیری از ترومبوز عروقی یک راه‌کار حیاتی و موثر در کاهش مرگ و میر در حاملگی و دوره بعد از زایمان می‌باشد. توجه به ترومبوز سینوس‌های وریدی مغزی در موارد مشابه توصیه شود.

حسن بسکابادی، مریم ذاکری حمیدی، فاطمه باقری،
دوره 71، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: زایمان طبیعی بهترین روش زایمانی است. زایمان طبیعی در زمان ترم در مقایسه با سزارین‌های بدون اندیکاسیون با بهترین پیامدهای بارداری همراه است و به‌دلایل مزایای سلامتی، اقتصادی و اجتماعی، کاهش آمار سزارین یکی از اهداف ایالات متحده برای مدت 25 سال است. از این‌رو این مطالعه با هدف مقایسه پیامدهای زایمان طبیعی و سزارین در مادر و نوزاد انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی طی سال‌های 1386 تا 1392 در بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شد. 536 نوزاد ترم سه تا 14 روزه که به روش‌های طبیعی (گروه کنترل) و سزارین (گروه مورد) متولد شده بودند با روش نمونه‌گیری در‌دسترس، وارد مطالعه شدند. پرسش‌نامه پژوهشگر ‌ساخته حاوی اطلاعات فردی مادر، (سن مادر، نوع زایمان، وزن مادر، طول مدت زایمان، مدت بستری مادر در بیمارستان، رفلکس خروج شیر، وضعیت شیردهی)، اطلاعات مربوط به نوزاد (سن، جنس، وزن، نمره آپگار، زردی، دفعات دفع ادرار و مدفوع) تکمیل گردید. یافته‌ها: سن نوزاد (425/0P=)، وزن نوزاد (278/0P=)، زردی (162/0P=)، دفعات دفع ادرار (165/0P=) با روش زایمان، ارتباط معنا‌داری نداشت. اما نمره آپگار (020/0P=)، اولین زمان شیردهی (000/0P<)، دفعات دفع مدفوع (000/0P<)، مدت زایمان (000/0P<)، مدت بستری مادر (025/0P=) پوزیشن شیردهی (029/0P=)، رفلکس خروج شیر (012/0P=)، ماستیت (025/0P=)، مشکلات پستانی (027/0P=) با نوع زایمان، ارتباط معنا‌داری داشت. بدین معنا که در گروه زایمان سزارین، دفعات دفع مدفوع، مدت بستری مادر، نمره آپگار، ماستیت و مشکلات پستانی بیش‌تر بود، اما شیردهی زودهنگام بعد از زایمان، مدت زایمان، وضعیت مناسب شیردهی و رفلکس خروج شیر در گروه زایمان طبیعی، بیش‌تر بود. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که زایمان طبیعی در مقایسه با سزارین پیامدهای مطلوب‌تری از لحاظ مشکلات پستانی، وضعیت شیردهی، مدت زایمان، مدت بستری مادر فراهم می‌کند. از این‌رو اتخاذ دستورالعمل‌های دقیق در مدیریت و اداره‌ی زایمان‌ها می‌تواند به گسترش تصمیم‌گیری برای زایمان طبیعی و بهبود پیامدهای زایمانی کمک کند.
مژگان اسدی، فرزانه سعیدی فرد، مصطفی قربانی، خدیجه ادبی،
دوره 73، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین D یک مشکل فراگیر در کشورهای در حال توسعه مانند ایران است. شیوع کمبود ویتامین د از متوسط تا شدید در بین زنان ایرانی به‌ویژه در بین زنان حامله وجود دارد و می‌تواند علت یکسری از مشکلات مانند مسمومیت حاملگی، دیابت حاملگی و زایمان زودرس و سزارین بار اول باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی این نکته بود که آیا نوع زایمان به سطح سرمی ویتامین D مرتبط است و آیا بین زنان با کمبود یا سطح ناکافی آن در شیوع سزارین تفاوتی وجود دارد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 186 زن حامله بدون سزارین انتخابی و تکراری که در فاصله‌ی اردیبهشت 1391 تا اردیبهشت 1393برای زایمان به بیمارستان جامع زنان تهران مراجعه کردند به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. شرکت‌کنندگان در دو گروه زنان با زایمان طبیعی و زنان با سزارین قرار گرفته و سطح سرمی ویتامین D در بیماران هر گروه اندازه‌گیری و مقایسه شد. یافته‌ها: یکصد و بیست و هشت زن (8/68%) سزارین و 58 زن (2/32%) زایمان طبیعی داشتند. میانه و دامنه بین چارکی، سطح سرمی ویتامین D در بین زنان سزارین شده در مقایسه با زایمان طبیعی به‌ترتیب ng/ml 64/13 و 47/12 در برابر ng/ml 68/11 و 59/12 بود. اختلاف آماری معناداری در سطح سرمی ویتامین D بین این دو گروه وجود نداشت (72/0P=). افزون بر آن شیوع سزارین در زنانی که کمبود ویتامین D داشتند در مقایسه با زنانی که سطح ناکافی از آن را داشتند، از لحاظ آماری اختلاف معناداری وجود نداشت (8/0P=). نتیجه‌گیری: در این مطالعه، هیچ ارتباطی بین سطح سرمی ویتامین D و نوع زایمان یافت نشد.
مامک شریعت، فرناز اهدایی‌وند، مهستی عطایی، زهرا کرمی، لیلا هادی‌پور جهرمی، زهرا فراهانی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: برای کاهش میزان سزارین به مداخلات پیچیده‌ای که هدف آن تغییر رفتار است، نیازمندیم. هدف از این مطالعه تعیین میزان اثربخشی مداخله مبتنی بر جامعه در راستای ارتقا فرآیند بارداری، زایمان و کاهش میزان سزارین بود. روش بررسی: مطالعه به‌صورت نیمه‌تجربی روی مادران محله خاک‌سفید و جوادیه از دی‌ماه 1389 تا شهریور 1393 صورت گرفت. گروه مورد مطالعه شامل 274 مادری بودند که برای اولین واکسن نوزادی به مراکز و پایگاه‌های واکسیناسیون مراجعه کرده بودند. مشخصات دموگرافیک مادران در پرسشنامه‌ای ثبت شد. سپس مداخلات شامل آموزش، مشاوره، ارایه بسته آموزشی به‌مدت یک‌سال در سطح جامعه، مراکز بهداشتی و بیمارستانی انجام گردید. ارزیابی پس از مداخلات بر روی 250 مادری که شیرخوار را برای واکسن دو ماهگی آورده‌اند، بر مبنای همان پرسشنامه صورت گرفت. تاثیر مداخلات بر کاهش میزان و درخواست سزارین در دو گروه مقایسه شد. یافته‌ها: از 274 مادر در گروه پیش از مداخله، 193 نفر (44/70%) و از 250 نفر مادر در گروه پس از مداخله، 169 نفر (6/67%) زایمان سزارین داشتند. گرچه تمایل اولیه برای زایمان سزارین کاهش داشت (034/0P=) اما کاهش معناداری در میزان سزارین وجود نداشت (48/0P=). میزان اپی‌زیوتومی، اینداکشن و موربیدیته مادر در گروه پس از مداخله پایین‌تر بود (01/0 و 0001/0 و 0001/0P=). اختلاف معناداری از نظر سن حاملگی در دو گروه مشاهده شد (007/0P=). نتیجه‌گیری: پس از مداخله، تمایل مادر برای زایمان طبیعی افزایش و موربیدیته کاهش یافته بود. اما به‌نظر می‌رسد میزان سزارین تابع فاکتورهای مهم دیگری می‌باشد.


سحر اسدی، هاله آیت‌الهی، جواد زینالی، زهرا یکتا،
دوره 73، شماره 12 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سزارین جزء شایعترین اعمال جراحی در زنان است و عوارض زخم آن بالغ بر 16-5/2% می‌شود. از‌ این‌رو مطالعه حاضر با هدف انتخاب روش مناسب جهت بستن پوست انجام گردید.

روش بررسی: مطالعه به صورت کارآزمایی‏ بالینی در بیمارستان مطهری وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه از اردیبهشت تا آذر سال 1393 در زنان ‏حامله با زایمان ‏سزارین، انجام شد. 266 نفر واجد معیارهای ورود رضایت آگاهانه، سن حداقل 18 سال و سن حاملگی حداقل24 هفته، وارد مطالعه گردیده و در دو گروه که به طور پنهانی با رنگ‌های مختلف که توسط خود بیماران انتخاب می‌گردید،‏ قرار گرفتند. همه بیماران از نظر عوارض جداشدگی زخم، درد، اسکار، هماتوم، سروما و مدت زمان عمل مقایسه گردیدند.

یافته‌ها: بیشترین اندیکاسیون سزارین در هر دو گروه، سابقه سزارین با جنین ترم بود که تفاوت معنادارنبود (381/0P=). شدت درد (Visual Analogue Scale, VAS) در روز اول و هفته ششم در گروه سوچور به‌طور معنادار بیشتر بود (001/0P=). زمان بستن پوست در گروه استپل 07/0±03/1 و در سوچور 67/0±68/4 دقیقه بود که تفاوت معنادار بود (001/0P=). فراوانی باز شدن زخم در گروه استپل (3/11%)15 و در سوچور پنج مورد (8/3%) بود که تفاوت معناداری مشاهده شد (017/0P=). نمره معیار ونکوور از نظر اسکار گروه استپل 9/0±5/7 و سوچور 8/0±6/6 بود که تفاوت معنادار بود (001/0P=). بیماران با عارضه بازشدن زخم، دارای تفاوت معناداری از نظر سن (022/0P=) و شاخص توده بدنی (001/0P=) با افراد بدون این عارضه داشتند.

نتیجه‌گیری: استفاده از استپل می‌تواند باعث کاهش درد و همچنین مدت زمان عمل بیماران گردد اما عارضه بازشدن زخم و اسکار در آنها بیشتر می‌باشد.


شیوا رفعتی، حاجیه برنا، فاطمه حاج ابراهیم تهرانی، سید محمد باقر اخوی راد، زهرا عبداله‌پور،
دوره 74، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی و درد با تحریک سیستم هورمونی سبب افزایش کورتیزول می‌گردند. با کاهش استرس می‌توان اثرات نامطلوب کورتیزول را کنترل و روند درمان را تسریع کرد. اعمال مذهبی مانند گوش دادن به قرآن در کاهش اضطراب نقش مهمی دارند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر گوش دادن به قرآن بر سطح کورتیزول بندناف در سزارین به روش بیهوشی اسپاینال بود.

روش بررسی: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی در 60 زن باردار نخست‌زا (30 نفر مداخله، 30 نفر شاهد) که جهت سزارین انتخابی بستری شدند، انجام شد. در گروه مداخله، پرسشنامه‌ی داده‌های فردی تکمیل و علایم حیاتی ثبت شد. نمونه‌ی خون جهت اندازه‌گیری کورتیزول جمع‌آوری شد. سپس، آیات قرآن کریم پخش شد. پس از بی‌حسی اسپاینال، علایم حیاتی بار دیگر ثبت شد و از خون بندناف جهت اندازه‌گیری کورتیزول، نمونه‌گیری انجام شد. برای گروه شاهد، کلیه‌ی مراحل به‌جز پخش قرآن انجام شد.

یافته‌ها: دو گروه پیش از مداخله در مورد متغیرهای سن، هفته حاملگی، فشارخون سیستولیک و فشارخون دیاستولیک، نبض و میزان کورتیزول از نظر آماری همگون بودند. میانگین و انحراف‌معیار کورتیزول در گروه مداخله پیش و پس از گوش دادن به قرآن به‌ترتیب 71/10±08/39، 05/5±41/10 بود (05/0P<). کاهش کورتیزول گروه مداخله، به‌طور معناداری بیشتر از گروه شاهد بود (035/0P=). فشارخون سیستولیک اتاق عمل در مقایسه با پیش از عمل در گروهی که به آیات قرآن گوش دادند، کاهش آماری معنادار داشت (043/0P=). در صورتی که در گروه شاهد فشارخون سیستولیک اتاق عمل در مقایسه با پیش از عمل کاهش آماری معنادار نداشت (357/0P=). گوش دادن به قرآن بر فشارخون دیاستولیک و تعداد نبض تاثیری نداشت.

نتیجه‌گیری: گوش دادن به قرآن پیش از انجام سزارین بر تغییرات سطح کورتیزول و فشارخون سیستولیک مؤثر است.


بهمن حسن‌نسب، نادیا بنی‌هاشم، شهرام سیفی، منیژه یزدانمهر،
دوره 76، شماره 6 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سردرد یک عارضه شایع در بیهوشی به روش بی‌حسی نخاعی می‌باشد و به‌علت سوراخ شدن دورا، کمابیش هفت روز پس از پارگی رخ می‌دهد. در این مطالعه اثر آمینوفیلین وریدی در پیشگیری از سردرد، از بی‌حسی نخاعی در بیماران که تحت سزارین الکتیو قرار می‌گیرند، بررسی شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی روی ۱۴۰ زن ۱۸ تا ۳۵ سال با American Society of Anesthesiologists Classification (ASA Class) I, II کاندید بی‌حسی نخاعی در عمل سزارین الکتیو انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. پس از کلامپ بندناف نوزاد، mg/kg ۱ وزن بدن آمینوفیلین حل شده در cc ۱۰۰ نرمال سالین به گروه مداخله انفوزیون گردید اما تنها ml ۱۰۰ نرمال سالین برای گروه کنترل انفوزیون شد. فشارخون و ضربان قلب بیمار پیش از بی‌حسی نخاعی، بلافاصله پس از آن، پس از برش رحم و کلامپ بندناف، پس از تزریق دارو و سپس هر پنج دقیقه ثبت گردید. در ساعات چهار، هشت، ۲۴، ۴۸ و ۷۲ پس از عمل، وجود سردرد در بیماران بررسی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که دو گروه از نظر سنی با یکدیگر همسان بوده‌اند به‌ترتیب (۳/۷۸±۲۸/۱۸ و ۳/۸۰±۲۸/۷۲، ۰/۴۰=P) گرچه شدت و استمرار سردرد در گروه مداخله بیشتر بود، ولی هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد. متوسط تغییرات فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در گروه مداخله بیشتر بود (۰/۰۰۱P<). متوسط تغییرات ضربان قلب در گروه شاهد نسبت به گروه مداخله بیشتر بود (۰/۰۰۱P<).
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که آمینوفیلین وریدی هیچ تأثیری در پیشگیری از بروز و شدت سردرد پس از بی‌حسی نخاعی در عمل سزارین الکتیو ندارد.

حمیده پاک‌نیت، راضیه اکبری،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: به‌دلیل عوارض همراه با سزارین و آمار رو به افزایش آن در کشور، بررسی عوامل میدانی موثر بر این پدیده در بین گروه‌های مختلف اهمیت زیادی دارد. با توجه به این، هدف این پژوهش تحلیل عوامل موثر بر انتخاب سزارین برای به‌دنیا آوردن فرزند از دیدگاه زنان باردار مراجعه‌کننده به بیمارستان کوثر شهر قزوین بود.
روش بررسی: پژوهش کنونی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین و در بیمارستان کوثر انجام شد. این پژوهش به‌صورت توصیفی-پیمایشی انجام شد که نمونه‌ی ‌آماری آن را ۲۰۰ تن از زنان باردار مراجعه‌کننده به مراکز دولتی و خصوصی تشکیل می‌داد که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده در طی ماه‌های اردیبهشت تا اسفند ۱۳۹۵ انتخاب شدند.
یافته‌ها: نتایج حاصل از اولویت‌بندی آیتم‌ها در زمینه عوامل روان‌شناختی نشان داد، گزینه‌ی «از درد زایمان طبیعی می‌ترسم» و «با زایمان طبیعی بیشتر دچار استرس و اضطراب می‌شوم» اولویت اول را به خود اختصاص دادند. تفاوت معنا‌داری بین زنان بارداری که تجربه پیشین داشتند و آن‌هایی‌که تجربه زایمان نداشتند، وجود نداشت. نتایج حاصل از آزمون مقایسه میانگین بین نگرش زنانی که تجربه زایمان پیشین داشتند و زنانی که تجربه زایمان نداشتند معنادار نبود. تنها عوامل فرهنگی-اجتماعی (۰/۰۰۴P=)، عوامل مربوط به شرایط زایمان (۰/۰۰۱P=)، پیامدهای زایمان (۰/۰۱۷P=) در بین زنان باردار با سطوح تحصیلات مختلف تفاوت وجود داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین دیدگاه زنان باردار با سطوح تحصیلات مختلف تفاوت وجود دارد، بنابراین در ارایه آموزش‌های پیش از بارداری به زنان باردار باید به سطح آموزش و تحصیلات آن‌ها توجه شود و متناسب با سطح تحصیلات آن‌ها به آن‌ها آموزش داده شود.

آرمان طاهری، محمد حسینی، حسین چایچی نخجیر،
دوره 76، شماره 9 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: بر اساس مطالعات انجام‌گرفته، استفاده از مورفین اینتراتکال جهت عمل سزارین، روش استاندارد طلایی جهت القای بی‌دردی مناسب معرفی گردیده است. با‌این‌وجود، این شیوه عوارض جانبی مختلفی مانند تهوع و استفراغ، احتباس ادراری، دپرسیون تنفسی و به‌ویژه خارش را به‌دنبال دارد. در این مطالعه برآنیم تا تاثیر پروفیلاکتیک پرومتازین عضلانی را بر عوارض ناشی از مورفین اینتراتکال، به‌ویژه خارش را مورد بررسی قرار دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گذشته‌نگر، داده‌های پرونده‌های پزشکی ۲۰۰۰ زن باردار کاندید سزارین در بیمارستان بهمن تهران، بین سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ در دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. گروه اول زنانی بودند که جهت سزارین، با استفاده از مورفین اینتراتکال بدون دریافت پرومتازین تحت بی‌حسی اسپاینال قرار گرفته بودند (گروه کنترل)، و گروه دیگر زنان بارداری که افزون‌بر دریافت مورفین اینتراتکال، mg ۲۵ پرومتازین عضلانی پس از بی‌حسی اسپاینال دریافت داشته‌اند (گروه پرومتازین). درپی‌آن، داده‌های گردآوری‌شده وارد SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و از نظر بروز و شدت خارش، درد و همچنین بروز تهوع و استفراغ در این دو گروه و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: بروز تهوع (۰/۰۲۵P=) و استفراغ (۰/۰۴۶P=) اختلاف معناداری بین دو گروه مورد مطالعه داشته است. میانگین شدت درد براساس معیار Numeric rating scale (NRS) در دو گروه برابر بود. بروز عارضه‌ی خارش از نظر آماری در دو گروه برابر بوده است (۰/۳۰۲P=)، اما شدت خارش تفاوت آماری آشکاری بین دو گروه داشت (۰/۰۰۱P=).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، استفاده‌ی پروفیلاکتیک از داروی پرومتازین عضلانی به‌میزان mg ۲۵ تاثیری در بروز خارش ندارد، اما می‌تواند بر عوارض ناخواسته مورفین اینتراتکال از جمله کاهش بروز تهوع و استفراغ و نیز کاهش محسوس شدت خارش و همچنین عدم تداخل با فعالیت بی‌دردی مورفین اینتراتکال سودمند باشد.

سهیلا امینی مقدم، ستاره نصیری، فاطمه چگینی،
دوره 77، شماره 7 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه: چسبندگی غیرطبیعی جفت در دوران بارداری یکی از معضلات مهم طب زنان و مامایی می‌باشد که به‌علت خطر خونریزی شدید و بالقوه تهدید‌کننده حیات یکی از علل مهم موربیدیته و حتی مرگ‌و‌میر مادران در نظر گرفته می‌شود.
معرفی بیمار: در این مقاله ما به معرفی بیماری ۳۲ ساله می‌پردازیم که ۲ سال پیش به بیمارستان فیروزگر تهران مراجعه کرده بود و حاملگی دوقلویی وی دارای یک جفت پرویا به‌همراه چسبندگی غیرطبیعی جفت به رحم بود که با استفاده از رویکرد چندجانبه و تیمی به بهترین نتیجه ممکن دست یافت و بدون تزریق خون و بدون نیاز به بیهوشی عمومی تحت درمان استاندارد سزارین هیسترکتومی قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: توجه به نکات لازم برای ارزیابی دقیق و درمان بهینه چسبندگی غیرطبیعی جفت با نظر به اینکه میزان زایمان به‌روش سزارین امروزه باوجود تدابیر گسترده جهت کاهش این جراحی همچنان در حال افزایش است موجب کسب بهترین نتیجه برای بیمار می‌گردد.

معصومه میرتیموری، لیلا پورعلی، فریده اخلاقی، رویا جلالی باجگیران،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: خونریزی پس از زایمان از علل اصلی مرگ‌ومیر مادران در کشورهای در حال توسعه است. در مقایسه با زایمان واژینال، زنانی که سزارین می‌شوند در معرض خطر بیشتری برای خونریزی پس از زایمان و نیاز به تزریق خون قرار دارند. این خطر در حضور عواملی مثل چندقلویی، پلی‌هیدرامینوس، پره‌اکلامپسی شدید، خونریزی پره‌پارتوم، لیبر طولانی، القاء لیبر و چاقی افزایش می‌یابد. اکسی‌توسین برای جلوگیری از آتونی رحم حین سزارین استفاده می‌شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر میزوپروستول زیرزبانی همراه با اکسی‌توسین در کاهش خونریزی حین و پس از سزارین بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده در بیمارستان ام‌البنین (س) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از مهر 1395 تا دی 1396 بر روی 90 زن حامله ترم که ریسک فاکتور خونریزی پس زایمان داشتند و تحت سزارین اورژانس با بی‌حسی اسپاینال قرار گرفتند انجام شد. پس از زایمان، انفوزیون 40 واحد اکسی‌توسین داخل یک لیتر سرم نرمال سالین انجام شد، سپس بیماران به دو گروه مداخله (میزوپروستول زیرزبانی) و کنترل (عدم تجویز میزوپروستول) تقسیم شدند.
یافته‌ها: میزوپروستول زیرزبانی همراه با اکسی‌توسین حین سزارین باعث کاهش معنادار خونریزی طی شش ساعت اول پس از عمل شد. افت هموگلوبین و خونریزی حین عمل بین دو گروه مشابه بود. عوامل یوتروتونیک کمتری در گروه مداخله استفاده شد. عوارض جانبی در دو گروه مشابه بود.
نتیجه‌گیری: در زنان پرخطر برای خونریزی پست‌پارتوم تجویز میزوپروستول زیرزبانی همراه با اکسی‌توسین نسبت به اکسی‌توسین به تنهایی، سبب کاهش خونریزی حین و پس از سزارین شد.

گیتا شعیبی، میلاد صالحی، رضا عاطف یکتا،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بیهوشی اسپاینال نوعی بیهوشی نوراگزیال می‌باشد که دارای مزایای بسیاری است ولی به‌دلیل ترس از آن، بسیاری از افراد باردار از این نوع بیهوشی امتناع می‌کنند. در این مقاله، سعی در بررسی میزان و علل ترس از بیهوشی اسپاینال در افراد کاندیدای عمل جراحی سزارین داشتیم.
روش بررسی: مطالعه فوق یک مطالعه توصیفی بر روی 67 بیمار متحمل عمل جراحی سزارین که به اتاق عمل بیمارستان شریعتی تهران از شهریور 1397 تا شهریور 1398 مراجعه کردند، می‌باشد. پرسش‌نامه Matthey که شامل سه بخش (سوالات دموگرافیک، سابقه بیهوشی اسپاینال و میزان ترس از بیهوشی بهصورت سه گزینهای) بود، توسط این افراد پر شد و پس از جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) بررسی گردید.
یافته‌ها: احساس درد با سابقه بیهوشی اسپاینال در چهار مادر باردار (9/12%) و در افراد بدون سابقه بیهوشی در 25 نفر (8/65%) ارتباط معناداری را نشان داد (0001/0P<). ترس از مشاهده عمل سزارین حین جراحی در هفت نفر (6/22%) دارای سابقه بیهوشی اسپاینال و 18 نفر (4/47%) بدون سابقه بیماری معنادار بود (0001/0P<). ترس از سوزن بیهوشی به طرز چشمگیری در هفت فرد (3/23%) دارای سابقه بیهوشی اسپاینال و 23 نفر (5/60%) از بیماران بدون سابقه بیهوشی اسپاینال دیده شد (0001/0P<). ترس از آسیب به کمر در نه کاندید (29%) از بیماران با سابقه بیهوشی اسپاینال و در 23 نفر (5/60%) از بیماران بدون سابقه بیهوشی دیده شد (033/0P<). ارتباط بین سابقه پیشین بیهوشی عمومی و ترس از تهوع و استفراغ (046/0P<). و همچنین ترس از سوزن بیهوشی (001/0P<) معنادار بود.
نتیجه‌گیری: بیماران با سابقه پیشین بیهوشی اسپاینال ترس کمتری از احساس درد، دیدن عمل جراحی، سوزن بیهوشی و آسیب به کمر داشتند. بیمارانی که سابقه بیهوشی عمومی داشتند نسبت به بقیه ترس بیشتری از سوزن بیهوشی اسپاینال، تهوع و استفراغ داشتند.

شمسی زارع، پیمان رضاقلی،
دوره 80، شماره 7 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان بروز پیامدهای نامطلوب پریناتال در زنان باردار مبتلا به ویروس کرونا بیشتر است. همچنین وجود اسکلرودرمی در این افراد سبب سقط، محدودیت رشد جنین، مرگ داخل رحمی جنین و زایمان زودرس می‌شود.بنابراین این مطالعه با هدف گزارش انجام سزارین موفق در یک خانم مبتلا به ویروس کرونا و اسکلرودرمی انجام شد.
معرفی بیمار: بیمار خانم باردار 31 ساله با سن بارداری 29 هفته، با علایم تنگی نفس و دیس‌پنه به بیمارستان بعثت سنندج در آذر ماه سال 1400 مراجعه کرد. با توجه به سه لیتر خونریزی واژینال و تشخیص دکولمان 60% و پره‌اکلامسی شدید تحت سزارین اورژانس قرار گرفت. تشخیص و درمان این بیمار دارای نکات قابل‌توجه می‌باشد که در ادامه ذکر شده است.
نتیجه‌گیری: بارداری در خانم‌هایی که اسکلرودرمی دارند در زمان مناسب و نظارت دقیق زایمانی، احتمال موفقیت پیامد بارداری را افزایش خواهد داد و همه بیماران نیاز به مشاوره دارند.

 
سارگل موقرنژاد، مریم جوادیان، هدی شیرافکن، شهلا یزدانی،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه یافتن علل عدم موفقیت زایمان طبیعی در حاملگی ترم دیررس بود که می‌تواند برای اداره‌ی زایمان‌ در این مادران باردار و طرح راهکار برای افزایش زایمان طبیعی سودمند باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در جامعه زنان باردار با حاملگی ترم دیررس بیش از 41 هفته و با انتخاب 148 نفرِ مراجعه‌کننده به بیمارستان آیت‌الله روحانی بابل طی فروردین 1397 الی اسفند 1398 انجام شده است. سن مادر، شاخص توده بدنی، سن بارداری، تعداد بارداری و زایمان، مدت بستری، وضعیت و روش آمادگی سرویکس برای ختم بارداری از پرونده بیماران استخراج و ثبت شد. اطلاعات در دو گروه روش ختم بارداری (زایمان طبیعی و سزارین) مورد مقایسه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA)، Chi-square test، Student’s t-test و Fitting logistic regression models صورت گرفت. 05/0P< معنادار تلقی گردید.
یافته‌ها: در این بررسی 167 زن باردار با حاملگی ترم دیررس مورد مطالعه قرار گرفتند. میانگین سنی زنان باردار برابر 98/5±03/26 سال بود. متغیر نمره بیشاپ (Bishop score) بالا با نسبت شانس 44/0، فاکتور پیشگیری‌کننده برای زایمان سزارین به‌شمار می‌رود (001/0=P). شاخص توده بدنی بالاتر نیز به‌عنوان ریسک فاکتور زایمان سزارین شناخته شده است (01/0=P) به‌طوری‌که به‌ازای هر واحد افزایش در نمره بیشاپ شانس زایمان سزارین 56% کاهش می‌یابد و به‌ازای هر واحد افزایش BMI، شانس سزارین 9% افزایش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد نزدیک نیمی از موارد حاملگی‌های دیررس منجر به زایمان طبیعی می‌شوند. BMI بالا احتمال زایمان طبیعی در حاملگی‌های ترم دیررس را کاهش می‌دهد. اما نمره بیشاپ بالاتر می‌تواند در موفقیت زایمان طبیعی موثر باشد.

 
مرادعلی زارعی‌پور، شهلا محمد خانی، بهجت خرسندی، فائزه افخمی عقدا، فاطمه مشیری‌ نیا، مهدیه حردانی نعیم‌زاده،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب نوع زایمان یکی از مهمترین رویدادهای زندگی زنان است. هدف این مطالعه بررسی نوع زایمان و تاثیر آن بر سلامت مادر و نوزاد می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 69321 مادر زایمان کرده در بیمارستان‌های دولتی و خصوصی شهر یزد از فروردین 1397 تا اسفند 1400 انجام شد و داده‌ها از وب‌سایت ایمان و پرونده‌ها جمع‌آوری شد. برای تحلیل از Independent samples t-test و Chi-square test و برای تعیین نسبت خطر نسبی از نسبت شانس استفاده شد. تمامی تحلیل‌ها در (SPSS software, version 26 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) با در نظر گرفتن سطح معنا‌داری انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین سن شرکت کنندگان 44/6±45/34 سال بود. پیامدهای نوزادی نشان داد که نوزادانی که از زایمان طبیعی متولد می‌شوند، نسبت به نوزادان زایمان سزارین، احتمال بیشتری برای داشتن نمره آپگار نامطلوب (بین چهار تا شش) دارند (55/1-99/0CI=، 05/0P=، 24/1OR=) و همچنین شانس بیشتری برای داشتن نمره آپگار کمتر از شش (03/1-90CI=، 001/0P=، 1/1OR=) دارند. نسبت شانس مرگ نوزادی در زایمان سزارین 22/1 بار بیشتر از زایمان طبیعی بود (25/1-19/1CI=، 001/0P<، 22/1OR=). همچنین احتمال بستری شدن مادران در بخش مراقبت‌های ویژه پس از زایمان سزارین تقریبا 9/4 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (12/5-71/4CI=، 001/0P=، 9/4OR=). شانس بستری شدن مادران در اتاق عمل پس از زایمان سزارین نیز تقریبا 3/14 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (31/1-53/3CI=، 001/0P=، 33/14OR=).
نتیجه‌گیری: باتوجه‌ به مطالعه انجام شده در بیمارستان‌های شهر یزد، نتایج نشان داد که زایمان سزارین عوارض بیشتری دارد، بنابراین ترویج زایمان طبیعی امری ضروری است.

سیده فاطمه حسینی نژاد، مهشید وزیری، احمد رضا مهتدی، الهام کارگر زاده، محمد پاکزادی،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تهوع و استفراغ پس از عمل (PONV) یک چالش رایج در جراحی‌های سزارین است، از طرفی استفاده از دگزامتازون به‌عنوان یک پروفیلاکسی موثر در مدیریت این عوارض مطرح شده است. این مطالعه به ارزیابی تاثیر دگزامتازون در کاهش PONV پرداخت.
روش بررسی: این مطالعه‌ از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی و دوسوکور، از فروردین 1401 تا شهریور 1402 در بیمارستان رازی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد. بیماران کاندید سزارین الکتیو تحت بی‌حسی اسپاینال به دو گروه30 نفره تقسیم شدند. در طول عمل جراحی و پس از آن در فواصل زمانی مشخص، پارامترهایی نظیر فشار‌خون، ضربان قلب و وقوع تهوع و استفراغ از طریق جدول نمره‌بندی V&N و لرز از طریق جدول نمره‌بندی لرز ثبت شد. در بخش نیز این پارامتر‌ها در یک، دو، چهار، شش و 12 ساعت پس از عمل ثبت شد.
یافته‌ها: اگرچه در ساعت اول پس از عمل تفاوت معناداری بین دگزامتازون وپلاسبو مشاهده نشد ولی در ساعات بعد دگزامتازون به‌طور معناداری تهوع و استفراغ را کاهش داد از طرفی ضربان قلب و فشار‌خون در گروه‌های دریافت کننده‌ی دگزامتازون سریعتر کاهش یافته است.
نتیجه‌گیری: دگزامتازون به شکل معناداری در کاهش تهوع واستفراغ پس از اعمال جراحی سزارین موثر است. همچنین نقش مثبتی در کاهش ضربان قلب و فشار‌خون وکنترل عوارض پس از بی‌حسی نخاعی پس از عمل دارد.

 
فاطمه شکی کتولی، جیران زبردست، زهرا طاولی، لیلا بیانی، فهیمه زینلخانی، رضا مردانی، فهیمه عزیزی‌نیک،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اخیرا شیوع جراحی سزارین (Cesarean section, CS) به‌طور چشمگیر افزایش پیدا کرده است. نقص اسکار سزارین (Cesarean scar defect, CSD) یکی از شایعترین عوارض CS می‌باشد. هدف این مطالعه، بررسی و مقایسه عمق و حجم CSD در بیماران علامتدار با و بدون آدنومیوز می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت گذشته‌نگر و مورد- شاهدی در بازه زمانی دو سال (آذر 1399 تا آذر 1401) طراحی شده است. بیماران علامتدار دارای معیارهای ورود به دو گروه تقسیمبندی شدند: با آدنومیوز (گروه مورد) و بدون آدنومیوز (گروه شاهد). داده‌های دموگرافیک بیماران، سوابق پزشکی و یافته های سونوهیستروگرافی از مدارک بیماران و تصاویر بایگانی شده استخراج شد.
یافته‌ها: در طول دو سال، از بین ۳۱۰ خانم علامتدار با سابقه سزارین که تحت سونوهیستروگرافی قرار گرفتند، ۱۶۰ بیمار دارای معیارهای ورود (گروه مورد: ۸۲ بیمار و گروه شاهد: ۷۸ بیمار) بودند. شکایت اصلی، خونریزی پس از قاعدگی (8/%43)، قاعدگی طولانی‌مدت (3/%34) و خونریزی بین قاعدگی (9/21%) بود. عمق و حجم CSD در بیماران دارای آدنومیوز به‌طور معناداری بالاتر اندازه‌گیری شد (به‌ترتیب با P-value های 002/0 و 038/0). همچنین RMT و نسبت RMT/AMT در بیماران دارای آدنومیوز به‌طور قابل‌توجهی پایینتر دیده شد (به‌ترتیب با P-value های 004/0 و00/0).
نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی ما ارتباط قوی بین آدنومیوز و سایز بزرگتر CSD را نشان داد. برای اثبات رابطه علت و معلولی، مطالعات آیندهنگر برای پیگیری بیماران پس از اولین سزارین جهت مقایسه و بررسی تشکیل CSD در موارد با و بدون آدنومیوز پیشنهاد می‌شود.

رضا صحرایی، آناهیتا حق‌جو، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، راحیل حق‌جو، فاطمه خادم‌پیر، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‌حسی اسپاینال یکی از روش‌های رایج در جراحی سزارین الکتیو است، اما عوارضی مانند لرز و تهوع ممکن است کیفیت دوره پس از عمل را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی میزان بروز لرز و تهوع با استفاده از داروی بوپیواکائین و ترکیب بوپیواکائین-سوفنتانیل در زنان تحت عمل جراحی سزارین الکتیو با بی‌حسی اسپاینال، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور بر روی 30 نفر از بیماران تحت عمل جراحی سزارین الکتیو مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا مهر ماه 1400 انجام گرفت. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه بوپیواکایین و بوپیواکایین-سوفنتانیل، تقسیم شدند. میزان تهوع و استفراغ و فراوانی لرز در زمان‌های پیش از بی‌حسی اسپاینال، پس از بی‌حسی اسپاینال، سه دقیقه پیش از به‌دنیا آمدن نوزاد، بلافاصله پس از به‌دنیا آمدن نوزاد، دقیقه 15، دقیقه 30، دقیقه 45، ورود به ریکاوری و خروج از ریکاوری ثبت گردید.
یافته‌ها: در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل در 30 دقیقه پس از اسپاینال (20%) و در زمان ورود به ریکاوری (7/26%) بیشترین فراوانی لرز در بیماران بوده است. فراوانی تهوع در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل (3/33%) و بوپیواکایین در سه دقیقه پیش از دنیا آمدن نوزاد (40%)، دارای بیشترین فراوانی بوده است، اما از نظر آماری بین دو گروه در زمان‌های متفاوت تفاوت معنادار نبوده است.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزودن دوز پایین سوفنتانیل به بوپیواکایین در قالب پروتکل بی‌حسی نخاعی، اگرچه ممکن است تاثیرات بالینی جزئی بر بروز برخی عوارض داشته باشد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند منجر به تفاوت معنادار در بروز لرز و تهوع گردد.

 
پوریا ادیبی، سمیه مهرپور، رضا صحرایی، سمیرا زنبق، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک شعار، منصور دیلمی، بی‌بی‌منا رضوی، طیبه زارعی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی از عوارض شایع بی‌حسی نخاعی در عمل جراحی سزارین می‌باشد. بسیاری از داروها در رابطه با جلوگیری یا کاهش لرز بررسی شده‌اند، اما هنوز دارویی ایده آل مورد تایید نهایی قرار نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی دکسمدتومدین در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی سزارین می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مرور نظامند، کلید واژه‌های کلیدی فارسی "دکس مدتومدین"، "بی‌حسی نخاعی/ اسپاینال"، "سزارین" و دکس مدتومدین" و کلیدواژه‌های انگلیسی Dexmedetomidine", "Caesarean section"، "Spinal Anesthesia" " Dexmedetomidine و "C-Section" در پایگاه‌های PubMed، EMBASE، Cochrane Central Register of Controlled Trials (CENTRAL)، Web of Science، ClinicalTrials.gov و Scopus ، SID، Magiran ، Medlib و موتور جستجوگر Google Scholar، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
یافته‌ها: در این مطالعه مرور نظامند، 19 مطالعه بررسی شد. نتایج مطالعات مورد بررسی در مورد پیامد مطالعات انجام شده بیانگر آن بود که در 13 مطالعه دکس مدتومدین داروی موثرتری در کنترل لرز  نسبت به سایر گروه‌های مورد مطالعه بود. همچنین در پنج مطالعه دکسمدتومدین به همراه 3 داروی پتدین، دگزامتازون و اندانسترون، اثرات مشابهی در کنترل لرز در بیماران ایفا کردند. در یک مطالعه نیز دکس مدتومدین اثران ضدلرزی کمتری نسبت به داروی نالبوفن ایجاد نمود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن بود که داروی دکس‌مدتومدین در جلوگیری از لرز بعد از عمل در بیماران تحت عمل جراحی سزارین موثر می‌باشد. بنابراین به‌نظر می‌رسد مصرف دکسمدتومیدین جهت پیشگیری از لرز بعد از عمل، در این بیماران مفید باشد.

 
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرف‌زاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دم‌شناس،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی برای سزارین، علاوه‌بر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، می‌تواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت مقطعی آینده‌نگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین می‌شدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافته‌ها: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی به‌طور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بی‌حسی اسپاینال به‌طرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجه‌گیری: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی می‌باشد. پیشنهاد می‌گردد در مطالعات آینده مقایسه‌ای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.

 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb