جستجو در مقالات منتشر شده


341 نتیجه برای پا

پریچهر توتونچی، سهیلا دبیران،
دوره 63، شماره 10 - ( 1-1384 )
چکیده

مقدمه: نئوپلاسمها از علل شایع بیماری در افراد بزرگسال محسوب می شوند و انواع بدخیم آن دومین علت مرگ پس از بیماریهای قلبی می باشند. هدف از انجام این مطالعه تعیین توزیع شاخص توده بدن و سایر خصوصیات فردی و بیماری در بیماران مبتلا به نئوپلاسم و ارتباط آنها با نوع نئوپلاسم در بدو تشخیص در بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی 483 نفر از مراجعین به درمانگاهای کانسر بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه تهران در سال 1382 از طریق مصاحبه، معاینه و گزارش آسیب شناسی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: در میان افراد مورد بررسی 280 نفر (97/57%) زن و 203 نفر (03/42%) مرد بودند. 320 نفر (25/66%) دچار نئوپلاسم بدخیم و 163 نفر (75/33%) دچار نئوپلاسم خوش خیم بودند. شایعترین نئوپلاسم های بدخیم به ترتیب در دستگاه گوارش (68/24%) ، پوست (82/22%) و سینه (94/15%) و شایعترین نئوپلاسمهای خوش خیم بترتیب در سینه (99/26%) ، دستگاه تولید مثل زنان (79/17%) ، دستگاه گوارش (26/12%) و بافت نرم (26/12%) بود. در میان مبتلایان به نئوپلاسمهای خوش خیم 95/15% افراد 20BMI< و 67/30% افراد 25BMI> و بقیه BMI طبیعی داشتند. در میان مبتلایان به نئوپلاسمهای بدخیم 62/25% افراد 20BMI< و 62/35% افراد 25BMI> و بقیه BMI طبیعی داشتند. 8/22% افراد بی اشتهایی، 9/60% تغییر وزن و 5/56% کاهش وزن در جریان ظهور علائم نئوپلاسم را ذکر می کردند. در زمان تشخیص نئوپلاسمها در 35/4% مواد کپسول، در 29/20% موارد ابتلای غدد لنفاوی و در 17/5% موارد متاستاز وجود داشت. در میان افراد مورد بررسی بین نوع نئوپلاسم و سن ، جنس، BMI ، وجود کپسول در نئوپلاسم ، وجود لنفادنوپاتی، وجود متاستاز، وجود کاهش وزن و بی اشتهایی ارتباط معنی دار آماری وجود داشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: با وجودیکه بیشتر نتایج این بررسی در تایید نتایج سایر بررسیها می باشد اما بایستی در مطالعات آینده نگر و گسترده تر در سطح شهر تهران و در تمام کشور تایید گردد.


ابراهیم نعمتی پور، بتول السادات حیدری،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماریهای قلبی- عروقی یکی از مهمترین علل مرگ و میر در کشورهای پیشرفته و نیز جهان سوم بوده و شایع‌ترین علت آن آترواسکلروز می‌باشد. از آنجایی که احتمال درگیری همزمان عروق محیطی و عروق کرونر زیاد است در این مطالعه، اندکس پایی- بازویی( ABI )که یک وسیله حساس تشخیصی جهت بیماری عروق محیطی است به عنوان یک فاکتور تشخیصی زود هنگام بیماری عروق کرونر مورد بررسی واقع شده است.
روش بررسی: از فروردین ماه سال 1382 لغایت اردیبهشت ماه سال 1383 در 100 بیمار مراجعه کننده به بخش کاتتریسم بیمارستان امام خمینی جهت انجام آنژیوگرافی عروق کرونر ABI اندازه‌گیری شد. سپس بیماران تحت آنژیوگرافی عروق کرونر قرار گرفته و بر اساس یافته‌های آنژیوگرافی به دو گروه شامل 50 بیماربا حداقل درگیری 50% در یکی از عروق اصلی کرونربه عنوان گروه مبتلا به بیماری عروق کرونر( CAD) و50 بیماربا عروق کرونر نرمال به عنوان شاهد در نظر گرفته شدند. در تمام بیماران مورد مطالعه ارتباط ABI با متغیرهای سن,جنس, فشار خون, دیابت, سیگار, لنگش متناوب, هایپرلیپیدمی و سابقه بیماری زودرس کرونری در خانواده مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: متوسط سن بیماران با درگیری عروق کرونر 16±2/56 سال بود که 66% مرد و 34% زن بودند و متوسط سن بیماران با عروق کرونر نرمال 15±52 سال بود که 48% مرد و 52% زن بودند. متوسط ABI در بیماران با عروق کرونر درگیر 02/0±07/1 و در بیماران با عروق کرونر نرمال01/0 ±12/1 بود که از نظر آماری تفاوت معنی‌داری نداشتند (128/0(P. همچنین بین ABI ودیگر متغیر‌های اشاره شده از نظرآماری رابطه معناداری بدست نیامد. همه بیماران با 9/0≥ ABI (14%بیماران) بیماری عروق کرونر داشتند و با افزایش تعداد درگیری عروق کرونر مقدار عددی ABI کاهش نشان داد.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه مشخص شد اگر چه 9/0 ABI ≤ ارزش تشخیصی مثبت بالایی جهت بیماری کرونری دارد اما تست حساسی برای تشخیص بیماری کرونری نمی‌باشد زیرا تعداد زیادی از بیماران با CAD،  ABI > 0.9 داشتند و این سطح از ABI نمی تواند وجود بیماری کرونری را رد کند.


حسن جلایی خو، منوچهر کیهانی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: پان‌سیتوپنی کاهش هر سه رده عنصر خونی اعم از اریتروسیت‌ها، لکوسیت‌ها و پلاکت‌ها می‌باشد. پان‌سیتوپنی با مکانیزم‌های مختلفی به وجود می‌آیند. بعضی از حالات همراه با کاهش تولید سلول‌های خون‌ساز در مغز استخوان می‌باشد که نتیجه تخریب مغز استخوان به وسیله توکسین‌ها است (مغز استخوان کم سلول یا بدون سلول). مغز استخوان ممکن است به وسیله سلول‌های ابنرمال و بدخیم جایگزین شده و یا تمایز یا رشد سلول‌های مغز استخوان سرکوب شده باشد. فاکتورهای مختلفی از جمله توزیع جغرافیایی و ژنتیک سبب اختلاف در شیوع علل پان‌سیتوپنی در مناطق مختلف می‌باشد.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه از نوع توصیفی و گذشته‌نگر می‌باشد که کلیه بیماران مبتلا به پان‌سیتوپنی که از سال 73 لغایت 81 در بخش خون بیمارستان 501 بستری بوده‌اند را شامل می‌شود. بحث و بررسی نتایج براساس اطلاعات استخراج شده از پرونده بیماران که در بایگانی بیمارستان موجود می‌باشد انجام گرفته است. بعد از بررسی محتویات و مدارک پزشکی بیماران تعداد 188 بیمار به عنوان حجم نمونه جمع‌آوری شد. زمان شروع به کار این تحقیق از تاریخ 1/9/81 می‌باشد و تا تاریخ 31/5/82 به طول انجامید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: بعد از استخراج و بررسی اطلاعات نتایج زیر به دست آمده:
1- بیشترین شیوع علل ایجاد کننده پان‌سیتوپنی مربوط به لوکمی حاد می‌باشد.
2- در میان انواع لوکمی حاد، AML بیشترین گروه را شامل می‌شود.
3- بیشترین گروه سنی درگیر مربوط به دهه دوم می‌باشد.
4- گروه جنسی مذکر با دارا بودن 73% از بیماران، بیشترین گروه جنسی درگیر بوده است.
5- بیشترین علت مراجعه بیماران ضعف و بی‌حالی و تظاهرات مربوط به کم‌خونی می‌باشد.


محمدحسین برادران فر، محمد افخمی اردکانی، علی محمودی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: به نظر می‌رسد که دیابت با مکانسیم‌های مختلفی از جمله میکروآنژیوپاتی، رسوب سوربیتول و گلیکوزیلاسیون بر سیستم شنوایی اثر می‌گذارد و باعث یک کاهش شنوایی دو طرفه حسی- عصبی با پیشرفت تدریجی می‌شود که با افزایش طول مدت دیابت مرتبط است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی و از نوع مشاهده‌ای تحلیلی بر روی 300 بیمار دیابتی تیپ II 50 -30 ساله و 300 نفر گروه کنترل که از نظر سنی و جنسی با هم مطابقت داشتند انجام شد. نمونه‌ها کاملا تصادفی انتخاب شدند و قبل از انجام آزمایشات اودبومتری توسط پرسشنامه‌ای که از قبل طراحی شده بود مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ضمن تکمیل پرسشنامه در صورت وجود کاهش شنوایی هدایتی و یا کاهش شنوایی حسی عصبی به هر دلیل دیگری و نیز وجود بیماریهای متابولیک دیگر از مطالعه حذف می‌شدند. آزمایشات شنوایی سنجی شامل PTA و Impedance بر روی هر دو گروه بیمار و کنترل انجام شد.
یافته‌ها: در این تحقیق آستانه شنوایی در فرکانس‌های low و High در گروه بیمار نسبت به گروه کنترل بالاتر بود. در تفکیک سنی این دو گروه در فرکانس‌های Low و High میانگین آستانه شنوایی در همه گروههای سنی در گروه بیمار بالاتر از گروه کنترل بود. در تفکیک بیماران دیابتی بر اساس مدت ابتلا به دیابت میانگین آستانه‌های شنوایی در گروه 18-8 سال از دو گروه 3-1 سال و 7-4 سال بالاتر بود. میزان شنوایی در بیماران دیابتی مبتلا به هیپرتانسیون تفاوتی با بیماران بدون هیپرتانسیون نداشت. همچنین در این تحقیق تفاوتی بین میانگین آستانه‌های شنوایی مردان و زنان دیابتی وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: به طور کلی این مطالعه نشان می‌دهد که افراد دیابتی شنوایی ضعیف‌تری نسبت به جمعیت نرمال دارند و بین مدت ابتلا به دیابت و بروز کاهش شنوایی ارتباطی موجود است.


نورالدین نخستین انصاری، محمدرضا هادیان، حسین باقری، صوفیا نقدی، شهره جلایی، طاهره خسرویان عرب،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: اسپاستیسیته یک اختلال حرکتی است که با افزایش وابسته به سرعت در رفلکس های کششی تونیک (تون عضله) و تشدید تاندون جرک بعلت افزایش تحریک‌پذیری رفلکس کششی بعنوان جزئی از سندرم نورون محرکه فوقانی مشخص می‌شود. ارزیابی کلینیکی در درمان و تعیین پیشرفت بیماران اسپاستیک ضروری می‌باشد. در حال حاضر، پذیرفته شده‌ترین مقیاس کلینیکی برای ارزیابی تون عضلانی، مقیاس اصلاح شده اشورت است. هدف تحقیق، بررسی پایایی مقیاس اصلاح شده اشورت (اینترریتر ریلایبیلیتی) و مقایسه پایایی در اندام فوقانی و تحتانی، عضلات پروگزیمال و دیستال اندام‌ها بود.
روش بررسی: در این مطالعه 30 بیمار، 14 زن و 16 مرد با میانگین سنی40/59 مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران توسط دو فیزیوتراپیست خانم و با تجربه ارزیابی شدند. اداکتورهای شانه، فلکسورهای آرنج و فلکسورهای مچ دست از اندام فوقانی و اداکتورهای هیپ، عضلات چهار سر رانی و پلانتار فلکسورهای مچ پا از اندام تحتانی تست شدند. برای تعیین سطح توافق بین معاینه کننده‌ها از Cohen&aposs kappa Test و برابری کاپاها از آزمون مجذور کای استفاده شد.
یافته‌ها: پایایی مقیاس اصلاح شده اشورت در عضلات ادوکتور شانه و فلکسورآرنج "نسبتاً متوسط" (مقدار کاپا به ترتیب 372/0 و 0.369)، فلکسور مچ دست "خوب" (612/0)، ادوکتور هیپ " نسبتا متوسط" (350/0)، اکستانسوزانو و پلانتارفلکسور مچ پا" متوسط " (مقدار کاپا به ترتیب 518/0 و 542/0)، میانگین کاپا بین عضلات اندام فوقانی (505/0) و تحتانی (516/0) معنی‌دار نبود (p>0.05). مقدار کاپا در عضلات دیستال اندام فوقانی 612/0 (خوب) و در عضلات پروگزیمال آن 372/0 (نسبتاً متوسط) بود که این اختلاف معنی‌دار بود (p<0.05 =33.87, df=1,²X). مقدار کاپا در عضلات دیستال اندام تحتانی 0.542 (متوسط) و در عضلات پروگزیمال آن 350/0 (نسبتاً متوسط) بود که این اختلاف معنی‌دار نبود (p>0.05 =1.315, df=1,²X).
نتیجه‌گیری: اینتر ریتر ریلایبیلیتی مقیاس اصلاح شده اشورت خوب نیست. اندام در میزان پایایی اثر ندارد و در اندام فوقانی بر خلاف اندام تحتانی بین عضلات پروگزیمال و دیستال اختلاف معنی‌دار است. هنگام استفاده از مقیاس باید محدودیت‌های آن را در نظر گرفت.


سیدجمال هاشمی، عبدالناصر محمدی، سیدحسین میرهندی، ساسان رضایی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: تهاجم قارچ به بافتهای بدن انسان تقریبا از اوایل سال 1800 میلادی شناخته شده واز سال 1900 به بعد گزارشات فراوان از بیماریهای قارچی ارائه شده است.در حالیکه امروزه پیشرفت‌های وسیعی در مورد درمان وپیشگیری از عفونتهای قارچی پاتوژن صورت گرفته است واز موارد بروز آن تا حدودی کاسته شده است ولی به همان نسبت بر میزان بروز عفونتهای فرصت طلب افزوده شده است. لذابا توجه به اهمیت بررسی عوامل قارچی در اعضاء مختلف از جمله دستگاه گوارش وهمچنین اندک بودن مطالعات در این زمینه در ایران و جهان تصمیم به بررسی فراوانی عوامل قارچی در بیماران با ضایعات مشکوک به آپاندیسیت گرفته شد.
روش بررسی: به همین منظور این بررسی به مدت 6 ماه بر روی بیمارانیکه دچار آپاندیسیت مشکوک می‌شدند و مورد عمل جراحی قرار میگرفتند انجام شد. روش مطالعه در این بررسی از نوع توصیفی - مقطعی بوده است. از نمونه‌های جدا شده از بیماران آزمایش مستقیم وکشت بعمل آمد. نمونه‌ها بر روی محیط سابورو دکستروز آگار کلر امفنیکل دار(SC) کشت داده شدند وآزمایش مستقیم نیز با استفاده از پتاس 10% انجام شد.
یافته‌ها: در این بررسی تعدا 200 نمونه آپاندیسیت مشکوک جراحی شده مورد پژوهش قرار گرفت، که از این میزان تعداد 10 مورد قارچ 5 درصد جدا شد که به ترتیب شامل کاندیدا آلبیکنس(40%)، کاندیدا تروپیکالیس(20%) ،گونه ژئوتریکوم(20%) ،گونه ای کریپتوکوکوس (10%) واز سایر گونه‌های مخمری(10% ) بوده است.
نتیجه‌گیری: با وجودی که عوامل قارچی در 5 درصد از آپاندیسیت‌های مشکوک بدست آمده اند، باتوجه به اینکه فراوانی عوامل قارچی دربافت آپاندیس کم است و هیچکدام از بیماران سابقه مصرف داروو بیماری‌های زمینه‌ای را ندارند در نتیجه نمی توان درمان داروئی را به سمت داروهای ضد قارچی سوق داده تا از میزان جراحیها کاسته شود.


علیرضا اکبرزاده باغبان، غلامرضا بابایی، انوشیروان کاظم نژاد، سقراط فقیه زاده، فاطمه برادران انارکی، زهرا الهی پناه،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: پایایی نظرات ارائه شده از مشاهده سونوگرافی مربوط به توده های تخمدان، دارای اهمیت زیادی می باشد. قابلیت تشخیص که یکی از موضوعات مهم مرتبط با این مبحث است، توانایی متخصصان در تشخیص صحیح وخامت توده ها را مورد ارزیابی قرار می دهد. در این مقوله می توان بررسی نمود که وضعیت وخامت ، تا چه میزان برای رادیولوژیست ها قابل تشخیص می باشند.
روش بررسی: در تحقیق حاضر که از نوع مقطعی- تحلیلی می باشد، 5 رادیولوژیست، شامل 2 متخصص و 3 دستیار به طور مستقل و در دو زمان مجزا (به فاصله یک هفته) وخامت توده تخمدان را برای 40 سونوگرافی مشخص نمودند. این سونوگرافی ها در طول دی ماه سال 1383 از زنان مراجعه کننده به بخش رادیولوژی بیمارستان تخصصی زنان میرزا کوچک خان و به کمک یک دستگاه و یک رادیولوژیست گرفته شدند.
در این مقاله ابتدا به کمک ضریب کاپای موزون، پایایی اندازه گیری رادیولوژیست ها که معرف توافق داخلی آنها (توافق هر رادیولوژیست با خودش) می باشد، بررسی شده، سپس به کمک مدل پیوند مربع امتیازات و مدل توافق به علاوه پیوند مربع امتیازات، قابلیت تشخیص آنها در تعیین وخامت توده تخمدان مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافته ها: برای داده های مربوط به 2 رادیولوژیست با عملکرد خوب، مدل پیوند مربع امتیازات برازش داشت.میانگین ضریب کاپای موزون برای این دو نفر برابر81/0و میانگین قابلیت تشخیص برای آنها عبارت بود از 99/0. برای 3 رادیولوژیست دیگر که عملکرد ضعیف تری داشتند، مدل توافق به علاوه پیوند مربع امتیازات مناسب بود. این دستیاران دارای میانگین ضریب کاپا موزون 65/0 و میانگین قابلیت تشخیص 97/0 بودند.
نتیجه گیری: اگر چه متخصصان رادیولوژی عملکرد بهتری نسبت به دستیاران رادیولوژی داشتند، همه آنها در تشخیص وضعیت وخامت توده تخمدان از روی سونوگرافی دارای کارکرد مناسبی بودند. به علاوه تفکیک سطوح خوش خیم از بینابین برای رادیولوژیست ها مشکل تر از تفکیک سطوح بد خیم و بینابین بود، اگر چه در این مورد نیز متخصصان بهتر از دستیاران بودند.

 


الهه کیهانی، ناصر کهن نیا، نرگس ایزدی مود، محمدرضا کیخانی، حسین نجم آبادی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم دومین علت مرگ و میر در اثر سرطان در بین زنان می باشد. در این سرطان بیش از هر نوع بدخیمی دیگری، اثرات پیشگیری ، تشخیص زودرس و درمان به موقع بر کاهش میزان مرگ و میر مشهود است. از اواسط سال 1970 بود که ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) به عنوان اتیولوژی اصلی سرطان دهانه رحم پیشنهاد گردید. مطالعات مختلف که در سراسر جهان صورت گرفته، نشان دهنده ارتباط قوی میان HPV وتغییرات پیش سرطانی و سرطانی در سلول های اپی تلیال می باشد. از آنجا که کشت سلولی و روش های سرولوژیک در شناسایی این ویروس و انواع آن فاقد ارزش هستند، اهمیت روش های ملکولی از جمله واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) در تشخیص قطعی و زودرس این ویروس آشکار می گردد.
روش بررسی: در این مطالعه پس از انتخاب بیماران مطابق با پروتکل مربوطه و تکمیل فرم پرسشنامه ، 100 نمونه از ضایعات پیش سرطانی و سرطانی دهانه رحم انتخاب شدند. سپس استخراج DNA از بلوک های پارافینی با روش استاندارد انجام گرفت. PCR مولتی پلکس با استفاده از دو جفت پرایمر (یکی به عنوان کنترل داخلی) صورت پذیرفت و محصولات PCR بر روی ژل پلی آکریل آمید 8% برده شد.
یافته ها: در جمعیت مورد مطالعه از میان 100 بیمار مبتلا به سرطان د هانه رحم، 73 مورد از نظر عفونت HPV مثبت و 27 مورد منفی بودند. به عبارت دیگر میزان شیوع عفونت ویروس HPV در این جمعیت 73% بود.
نتیجه گیری: یافته های حاصل از مطالعه ما گزارش های پیشین مبنی بر ارتباط میان HPV و سرطان دهانه رحم را تقویت می کند.


امیرآروین سازگار، روح انگیز صفی خانی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: مایکوباکتریوم توبرکولوزیس یکی از علل نادر ماستوییدیت بوده که اغلب تشخیص آن به تاخیر افتاده و منجر به عوارض بالقوه جدی می گردد.
معرفی بیمار: در این مقاله یک مورد ماستوییدیت سلی را که به صورت کری و فلج عصب صورتی یک طرفه همراه با آدنوپاتی های گردنی مراجعه کرده بود ارائه می دهیم.
نتیجه گیری: این مورد نشان می دهد که در کلیه ماستوییدیت های مزمن که به درمان های معمول جواب نمی دهند به ویژه اگر همراه با عوارض غیر معمول باشند، باید ماستوییدیت سلی را در نظر گرفته شود.


محمدرضا گیتی، سعید فتوحی، محمود فرزان،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: پارگی تاندون روتاتور کاف یا آسیب به آن، یکی از شایع‌ترین بیماری‌های ارتوپدی است و ترمیم جراحی پارگی روتاتور کاف به عنوان یک روش درمانی مرسوم در این زمینه محسوب می‌شود. هدف مطالعه حاضر بررسی نتایج ترمیم پارگی تمام ضخامت روتاتور کاف و ارزیابی پیش گویی کننده‌های پیامد میان‌مدت آن می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه Case-Series، 27 بیمار (17 مرد و 10 زن با میانگین سنی 7/57 سال) که تحت جراحی ترمیمی باز روتاتور کاف در بیمارستان امام خمینی در فاصله سال‌های 1379 تا 1382 قرار گرفته‌ بودند، در فواصل 6 و 12 ماه پس از عمل ارزیابی شدند. عملکرد شانه بر اساس Constant Score (CS) تعیین شده و عوامل مرتبط با پیامد جراحی نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: مقدار متوسط CS پیش از جراحی 1/14 ± 8/45 و پس از 12 ماه 8/8 ± 2/91 بود. بر اساس CS، 6 بیمار (2/22%) نتایج خوب و 21 بیمار دیگر (8/77%) نتایج عالی نشان دادند. تسکین درد به طور کلی رضایت بخش بود. با استفاده از آنالیز رگرسیون چندمتغیره، فقط CS پیش از عمل و Acromio-Humeral Interval (AHI) به طور معنی‌داری با نتایج عمل در ارتباط بود و ارتباطی بین نتایج عمل با آتروفی قبل از عمل، سایز پارگی، مورفولوژی آکرومیون، طول دوره نشانه‌های پیش از عمل و سن یافت نشد.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که روش استاندارد ترمیم روتاتور کاف با تسکین درد و نتایج خوبی همراه بوده است. با این حال، مطالعات با پیگیری طولانی‌تر جهت ارزیابی نتایج این عمل توصیه می‌شوند.


فاطمه قائم مقامی، اعظم السادات موسوی، زهرا بنفشه آل محمد،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:با توجه به شیوع بالای سرطان گردن رحم در کشورهای در حال توسعه و ارزش تشخیصی و درمانی مخروط‌برداری در ضایعات CIN، در این مطالعه، اندیکاسیون‌ها، عوارض و نتایج سیتوپاتولوژی مخروط‌برداری مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
روش بررسی: در این پژوهش گذشته‌نگر و توصیفی، پرونده 44 بیمار که در بیمارستان ولی‌عصر (عج) طی سال‌های 79 تا 82 مخروط‌برداری شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته‌ها: توزیع سنی بیماران از 18 تا 75 سال با میانگین 18/43 (9/11=SD) و توزیع پاریتی از 0 تا 10 با میانگین 5-4 (3-2=SD) می‌باشد. 10 بیمار (7/22%) منوپوز هستند. شایع‌ترین اندیکاسیون‌ها جهت مخروط‌برداری سرویکس عدم مشاهده T-Zone (19 مورد معادل 2/43%) می‌باشد که در افراد منوپوز درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است (50%  "5 مورد" در افراد منوپوز و 2/41%  "14 مورد" در افراد پره منوپوز). میزان خونریزی 2 مورد (5/4%) و عفونت ادراری 1 مورد (3/2%) است. بیشترین پاپ اسمیر شامل HSIL در 16 مورد (4/36%)، بیشترین نتیجه بیوپسی در زمان کولپوسکوپی شامل دیسپلازی متوسط در 16 مورد (4/36%) و بیشترین هیستولوژی مخروط‌برداری مربوط به دیسپلازی خفیف در 23 مورد (3/52%) می‌باشد. از 2 مورد(5/4%) سرطان مهاجم در کولپوسکوپی - بیوپسی 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 1 مورد دیگر پاپ اسمیر HSIL دارد. از 4 مورد (1/9%) سرطان مهاجم در هیستولوژی مخروط‌برداری 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 3 مورد دیگر HSIL می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج پاپ اسمیر در غربالگری سرطان گردن رحم قابل اعتماد نیست و انجام کولپوسکوپی در پاپ اسمیر LSIL و حتی ASCUS محتاطانه‌تر است. هر کولپوسکوپیست باید مهارت خود را برای انجام یک مخروط‌برداری صحیح از گردن رحم افزایش دهد، چرا که اندیکاسیون‌های کلاسیک مخروط‌برداری همچنان معتبر باقی مانده‌اند و عوارض آن بسیار کم است.


زهرا صفایی نراقی، مسلم بهادری، امیرهوشنگ احسانی، رضا محمودرباطی، مریم غیاثی، زهره السادات نوزن،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: ملانوم بدخیم پوستی، کشنده‌ترین تومور جلدی است که در صورت تشخیص زودرس قابل درمان می‌باشد. تشخیص این بیماری براساس بیوپسی (ترجیحاً به صورت برداشت کامل) ضایعات مشکوک است. در گزارش آسیب‌شناسی ملانوم بدخیم ضروری است که تومور در زیر گروه بافت‌شناسی مناسب تقسیم‌بندی شده و ضخامت تومور، فاز رشد آن، سطح تهاجم درجه فعالیت میتوزی، وجود یا فقدان پسرفت، ارتشاح التهابی و ایجاد اولسراسیون ثبت گردد. این توصیف می‌تواند درجه پیشرفت بیماری را تعیین نموده و با توجه به آن می‌توان برآوردی از کارآیی سیستم بیماریابی و تشخیص زودرس به دست آورد.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی و گذشته‌نگر انجام شد. لام‌های پاتولوژی با تشخیص ملانوم بدخیم در طی سال‌های 79-1377 که در بایگانی دپارتمان پاتولوژی موجود بود، از نظر معیارهای پاتولوژیک ذکر شده مورد ارزیابی قرار گرفتند و براساس ویژگی‌های پاتولوژیک میزان بقای 10 ساله بیماران سنجیده شد.
یافته‌ها: در مجموع 47 مورد بررسی شد که میانگین سنی 38/57 (انحراف معیار = 85/5) و با توزیع جنسی 1/51% مرد و 2/42% زن بودند. 6/42% نمونه‌ها در سطح کلارک I، 1/2% در سطح کلارک II، 4/6% در سطح کلارک III و 4/40% در سطح کلارک IV و 5/8% در سطح کلارک V بودند. در میان بیماران، 2/53% ضخامت برسلو کمتر یا مساوی 75/0 میلی‌متر، 5/8% بین 76/0 تا 69/1 میلی‌متر، 7/27% بین 7/1 تا 6/3 میلی‌متر و در 6/10% موارد بالای 61/3 میلی‌متر بود. میانگین ضخامت برسلو بر حسب جنس بیماران تفاوت معنی‌داری نشان نداد و بین ضخامت برسلو و سن بیماران تفاوت آماری معنی‌دار بود. میانگین بقای 10 ساله بیماران 75% بود که در زنان بیش از مردان بود. از دیگر نتایج این مطالعه پیدا کردن رابطه‌ای خطی بین سن بیمار و ضخامت برسلو بود که براساس رابطه زیر قابل محاسبه است:(سال) سن × 016/0 + 625/0- = (میلی‌متر) لگاریتم ضخامت برسلو
نتیجه‌گیری: ثبت کامل اطلاعات بالینی و آسیب‌شناسی بیماران مبتلا به ملانوم بدخیم بستر مناسبی را برای استقرار یک سامانه پایش بیماری فراهم می‌نماید.


نفیسه ظفرقندی، آمنه شیرین ظفرقندی، شهرزاد هداوند، فرید زایری، لیلا حمزه‏ لو،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

بررسی عوامل خطر مرتبط با پارگی درجه چهارم در زایمان واژینال
روش بررسی: در این مطالعه مورد شاهدی 131802 پرونده بیماران زایمان واژینال در طول 14 سال (1383-1369) در دو مرکز مورد بررسی قرار گرفت. پارگی درجه چهارم 93 مورد در بیمارستان و هفت مورد متعاقب زایمان در خانه اتفاق افتاده بود. گروه کنترل 200 زایمان واژینال بدون پارگی درجه سوم یا چهارم بودند و به صورت تصادفی انتخاب شدند تأثیر سن مادر، ملیت، پاریتی، سن حاملگی، ساعت زایمان وعوامل دیگر بر روی پارگی درجه چهارم مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته‌ها: از بین 131802 زایمان واژینال 93 مورد (070/0%) پارگی درجه چهارم ثبت شده به دست آمد
نتیجه‌گیری: این مطالعه فاکتورهای متعددی را که با افزایش ریسک پارگی درجه چهارم همراه بودند شناسایی نموده است. اپی‏زیوتومی میدلاین ،اول زا بودن، ماکروزومی جنین و وضعیت اکسی‌پوت پوستریور عضو نمایش از عوامل خطر قابل توجه در پارگی درجه چهارم هستند و نیازمند توجه بیشتر عامل گیرنده زایمان می‏باشند.


سید خلیل فروزان نیا، محمد حسن عبدالهی، مصطفی متفکر، حمید رضا دهقان، حسن رجبیون،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

فیبریلاسیون دهلیزی (AF) شایعترین آریتمی بعد از عمل جراحی پیوند عروق کرونر (CABG) می‌باشد که می‌تواند سبب طپش قلب، ناپایداری همودینامیک و حوادث ترومبوآمبولیک شود. به منظور بررسی اثرات آمیودارون با دوزهای مختلف در پیشگیری از AF بعد از CABG، این مطالعه به صورت کار آزمایی بالینی بر روی 300 بیمار کاندید CABG انجام شد.
روش کار: بیماران به صورت تصادفی به سه گروه مساوی تقسیم شدند. قبل از آغاز عمل جراحــــی در گروه
اول فقط پروپرانولول mg 10 خوراکی هر 8 ساعت و در گروه دوم و سوم، علاوه بر پروپرانولول به ترتیب از
آمیودارون Low Dose و High Dose به میـزان mg 350 وmg 1000 به صـورت انفوزیـون داخـل وریـدی از 24 ساعت قبل از عمل جراحی استفاده شد.
یافته‌ها: میزان آریتمی AF بعد از عمل CABG در گروه اول 12 نفر و در گروه دوم چهــــار نفر در و گـــروه
سوم 10نفر بود که از این تعداد 23 مورد در گروه مردان (36/10%) و سه مورد در گروه زنان (84/3%) بود. 267 بیمار (89%) به روش On Pump (با استفاده از دستگاه پمپ قلبی-ریوی) و 33 بیمار (11%) به روش Off Pump (بدون استفاده از دستگاه پمپ قلبی- ریوی) عمل شدند. در بیمارانی که به روش On Pump عمل شدند AF در 26 مورد (73/9%) AF به وقوع پیوست در حالی که در گروه Off Pump هیچ آریتمی رخ نداد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده رژیم داروئی آمیودارون Low Dose همـــراه با پروپـــرانــولول به
عنوان پروفیلاکسی از AF در بیماران کاندید CABG توصیه میشود.


جواد پرویزی،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده

بیماری پاژه یک اختلال غیر متابولیک مزمن استخوانی است که با افزایش جذب استخوانی،تشکیل استخوان و بازآرایی استخوان مشخص می شود. این فرآیند نامتعادل می تواند منجر به تغییرشکل های استخوانی، ضعف ساختمانی و تغییر بیومکانیک مفصل شود که بازسازی جراحی را مشکل می سازد. درمان جراحی موفق عوارض ارتوپدی شدید کیفیت زندگی این بیماران را بهبود بخشیده است. راه حل های جراحی شامل استئوتومی برای تصحیح دفورمیتی استخوان های بلند وآرتروپلاستی برای تصحیح بیومکانیک تغییر یافته مفصل م یباشد. خطر عوارض جراحی همچون خونریزی و تشکیل استخوان هتروتوپیک در این بیماران بیشتر می باشد. موضوعات مرتبط با درمان جراحی بیماران پاژه از قبیل تشخیص قبل از عمل، اشکالات و معضلات تکنیکی جراحی و راهکارهای بهبود نتایج بلند مدت جراحی در این مقاله بحث شده است.


سیروس جعفری، فاطمه سلطانپور، عبدالرضا سودبخش، عنایت صفوی، هادی رکنی یزدی، رضا ناوی پور، ابراهیم حاجی زاده،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده

پنومونی همچنان شایع‌ترین علت مرگ در اثر بیماریهای عفونی در انسان است. عامل ایجاد کننده پنومونی اکثراً قابل تشخیص نیست. با توجه به گسترش مقاومت دارویی باید ویژگیها و عوامل مرتبط با پنومونی را جهت استفاده مطلوب از آنتی‌بیوتیک‌های تجربی (empiric) به خوبی شناخته شود.
روش بررسی: این مطالعه به شکل مقطعی(یکسال) در بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی با تشخیص پنومونی اکتسابی از جامعه انجام شد.در مورد تمام این افراد چک لیستی براساس اطلاعات دموگرافیک، عوامل زمینه ای، علائم و نشانه های بالینی، یافته های کلینیکی و پاراکلینیکی تکمیل شد.
یافته‌ها: هفتاد و نه بیمار با تشخیص پنومونی اکتسابی از جامعه مورد بررسی قرار گرفتند. فاکتورهای زمینه ای به ترتیب شیوع عبارت بودند از مصرف سیگار(1/29%)، اختلالات نورولوژیک )19%)، CHF (2/15%)، COPD و دیابت(9/13%). تزریق وریدی و نقص ایمنی در بیماران غیرمسن (سن کمتر از 65 سال) شایع‌تر بود. شیوع کلی علائم به ترتیب عبارت بودند از سرفه 4/92%، تب 1/91%، دفع خلط 5/78% بود. متوسط دمای بدن و تعداد نبض در بیماران مسن کمتر بود.
نتیجه‌گیری: پنومونی اکتسابی از جامعه در سالمندان با مرگ و میر بالاتری همراه بوده و از نظر شیوع بیماریهای زمینه و بخصوص تظاهرات بالینی تفاوت‌هایی با بالغین غیر مسن دارد که باید برای تشخیص صحیح بیماری به آنها توجه داشت. این مطالعه نشان داد درصد قابل ملاحظه‌ای از این بیماران دارای حداقل یک مشکل زمینه ای همراه هستند که این مسئله می تواند یکی از علل مشکل مقاومت آنتی‌بیوتیکی باشد.


بیژن خراسانی، عبدالرحیم قلی زاده پاشا،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده

آپاندیسیت حاد شایعترین علت شکم حاد می باشد. با تشخیص به موقع و صحیح و به دنبال آپاندکتومی، بهبودی حاصل خواهد شد. عدم تشخیص صحیح و به موقع آن می تواند با عوارض زیانبار وحتی مرگ همراه شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی به صورت گذشته نگر با بررسی پرونده‌های بیماران آپاندیسیت در بیمارستان شهید بهشتی ویحیی نژاد طی سالهای 82-80 صورت پذیرفت. اطلاعات و داده ها با استفاده از نرم افزار رایانه ای SPSS و آزمون آماری chi-square و Fisher's Exact test مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: در دو بررسی پرونده 1311 بیمار که باتشخیص آپاندیسیت بستری شده بودند 1190 بیمار مبتلا به آپاندیسیت حاد غیر پرفوره بودند که بیشترین فراوانی آن 766 نفر (3/64%) در گروه سنی 34-15 ساله و 727 نفر (61%) از بیماران مبتلا به آپاندیسیت غیر پرفوره، مذکر بودند. در مقابل 121 بیمار آپاندیسیت پرفوره داشتند که بیشترین فراوانی آن نیز (5/49%) در گروه سنی 34-15 و 85 نفر(2/70% ) از بیماران مبتلا به آپاندیسیت پرفوره مرد بودند. بیشترین نسبت درصد آپاندیسیت پرفوره به غیر پرفوره ( 5/21% / 4/78% ) مربوط به گروه سنی بیشتراز 65 می باشد.
نتیجه‌گیری: دراین مطالعه به عوامل خطر دیگری متفاوت با آنچه در منابع علمی رایج ذکر شده، پرداخته شده است. در این بررسی محل اقامت (شهری وروستایی بودن) و فصول سال از ریسک فاکتورهای مهم در آپاندیسیت حاد بوده است.


محبوبه حاجی عبدالباقی، جلیل مکارم، مهرناز رسولی نژاد، شیرین افهمی، محمد صادق فاضلی، مسعود یونسیان، فاطمه عدیلی، سیده شهره علوی،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده

عفونت زخم جراحی یکی از مهم‌ترین عفونتهای بیمارستانی می‌باشد. روش‌های پایش متفاوتی برای عفونت زخم جراحی مطرح شده‌اند. این مطالعه با هدف ارزیابی دو روش مختلف در پایش عفونت زخم جراحی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی آینده‌نگر بر روی 3020 نفر بیمار که در طی دو سال در بخشهای جراحی عمومی بیمارستان امام خمینی تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند،‌ انجام شد. تب پس از عمل، مصرف آنتی‌بیوتیک پس از عمل و در زمان ترخیص به عنوان دو روش پایش عفونت زخم جراحی با یک روش استاندارد طلایی ارزیابی شدند.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که فراوانی عفونت زخم جراحی در بیماران 4/2% بود. حساسیت شاخص تب 2/59% و ویژگی آن 2/66% بود. در خصوص مصرف آنتی‌بیوتیک پس از عمل جراحی حساسیت 3/87% و ویژگی 6/18% بود ولی در مورد تجویز آنتی‌بیوتیک در زمان ترخیص حساسیت 1/21% و ویژگی 2/84% بود. مصرف آنتی‌بیوتیک بیش از چهار روز دارای حساسیت 3/80% و ویژگی 2/70% بود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که شاخص مصرف آنتی‌بیوتیک یک شاخص مناسب برای پایش عفونت زخم جراحی در بیماران بستری در بخشهای جراحی بود. البته انجام یک مطالعه آینده‌نگر که در آن بیماران تا یک ماه پس از عمل جراحی و پس از ترخیص از بیمارستان نیز پی‌گیری شوند، توصیه می‌گردد.


حسن پیوندی، محمد طالبپور، زهرا بگم اورنگ، هادی احمدی آملی، نبی مطلبی، حمیدرضا حلاج مفرد، بهنام مولوی، حسین عاشری،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده

انجام کالبد شکافی به فرم مرسوم در اغلب موارد برای صاحبان متوفی امری ناخوشایند به حساب می‌آید. هدف از انجام این تحقیق، بررسی آسیب‌های شکمی به روش لاپاراسکوپی و تعیین صحت و دقت روش لاپاراسکوپی با روش کالبد شکافی مرسوم می‌باشد.
روش بررسی: از آذر ماه 1383 لغایت شهریور ماه 1384 از میان اجساد ارجاع شده به مرکز پزشکی قانونی کهریزک تعداد 50 جسد تازه (کمتر از 24 ساعت از فوت گذشته باشد) که در اثر ترومای غیرنافذ فوت شده بودند، انتخاب شد. ابتدا با روش لاپاراسکوپی از نظر ضایعات داخل صفاقی و خلف صفاقی تحت بررسی قرار گرفتند و در مرحله بعد، کالبد شکافی (به عنوان روش استاندارد) انجام شده و تک‌تک ارگان‌ها از نظر وجود آسیب بررسی و Grading آن مشخص گردید و با نتایج لاپاراسکوپی مورد مقایسه قرار گرفت. صحت تشخیصی لاپاراسکوپی برای هر یک از موارد با محدوده اطمینان 95% (CI95%) محاسبه گردید و با آزمون دقیق فیشر بررسی شد.
یافته‌ها: آماره‌های صحت تشخیصی برای اعضاء داخل صفاقی و خارج صفاقی و در نهایت آماره‌های صحت تشخیصی کلی از لحاظ آماری معنی‌دار بودند. صحت لاپاراسکوپی برای اعضا داخل صفاقی 90% (CI95% 8/94% تا 7/81%) و برای اعضا خارج صفاقی 92% (CI95% 96% تا 7/84%) بود. صحت کلی لاپاراسکوپی84% (CI95% 5/90% تا 3/74%) بود.
نتیجه‌گیری : روش لاپاراسکوپی در مورد آسیب‌های داخل صفاقی حساسیت و ویژگی قابل قبولی دارد ولی در تشخیص آسیب اعضا خارج صفاقی حساسیت کمتری دارد. لذا این روش در مورد آسیب‌های داخل صفاقی جایگزین مناسبی برای کالبد شکافی به روش سنتی به نظر می‌رسد.


غلامحسین فلاحی، مینا ایزدیار، افشین فتحی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده

بیماری تالاسمی ماژور، از بیماری‌های شایع خونی در ایران محسوب می‌شود و با توجه به آلودگی خون تزریقی، تعدادی از این بیماران آلوده به عفونت هپاتیت C شده‌اند. کبد این بیماران در پی تزریقات مکرر دچار افزایش بار آهن بوده و اضافه شدن HCV موجب افزایش و تسریع سیر بیماری کبدی به سمت سیروز و نارسایی و ابتلا به هپاتوسل کارسینوما می‌شود درمان این بیماری اهمیت ویژه‌ای دارد.
روش بررسی: این مطالعه به شکل Prospective Clinical trial در بیماران تالاسمی ماژور و آلوده شده به ویروس هپاتیت C که صورت گرفته 26 بیمار در بیمارستان مرکز طبی کودکان، مبتلا به تالاسمی ماژور و آلوده به HCV بودند. ده بیمار شرایط ادامه مطالعه و درمان پیگیری را پیدا کردند.
یافته‌ها: در ده بیمار که به مدت شش ماه تحت درمان با اینترفرون 2b  با دوز 3 میلیون واحد به ازای هر مترمربع سطح بدن سه بار در هفته بصورت زیرجلدی با کپسول آمانتادین با دوزmg 100 خوراکی دو بار در روز قرار گرفتند، در پایان دوره، هشت بیمار HCV-RNA منفی پیدا کردند (80%) و در شش بیمار (60%)، ALT نرمال و در دو بیمار دیگر نیز ALT به حد کمتر از 50% قبل از درمان رسید. بین پاسخ به درمان و میزان هموسیدروزیس، سیروز، التهاب کبد و همچنین جنسیت رابطه معنی داری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: درمان ترکیبی اینترفرون به همراه آمانتادین در درمان هپاتیت مزمن C موثر بوده و نتایج خوبی به همراه داشته است و برای کاهش میزان عود، دوره درمان 48 هفته به جای 24 هفته پیشنهاد می‌شود.



صفحه 2 از 18     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb