153 نتیجه برای کار
زینب مرادی، طیبه مرعشی، علی رمضانخانی،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهه اخیر استفاده از مایکروفر در جهان افزایش چشمگیری داشته است. درک دانش، نگرش و رفتار استفاده از مایکروویو در میان کارکنان مرکز بهداشت برای ترویج شیوههای ایمن و مسئولانه در محیط کار مهم است. با ارزیابی میزان آشنایی و نگرش، هدف این مطالعه شناسایی زمینههای بالقوه بهبود و آموزش است. این به نوبه خود میتواند به ایجاد محیط کار ایمن و کارآمد برای همه کمک کند.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی از خرداد تا آذر 1401، کلیه کارکنان مرکز بهداشت و مراکز خدمات جامع سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به تعداد 162 شرکت داشتند. ابزار تحقیق، پرسشنامه استاندارد بود که با استفاده از آزمونهای آماری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: اگرچه نگرش و رفتار کلی نسبت به استفاده از مایکروفر مطلوب است، اما از نظر دانش و آگاهی جا برای بهبود وجود دارد. آگاهی تأثیر مثبت بر رفتار (002/0P=) و نگرش (001/0P=) دارد که نشان میدهد ارتقاء دانش در مورد استفاده ایمن و مسئولانه از مایکروفر میتواند منجر به رفتار و نگرش مطلوبتر در کارکنان شود. نگرش تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار (001/0P=) دارد و نشان میدهد که ترویج نگرش میتواند منجر به رفتار مطلوبتر شود. با این حال، تأثیر نسبتاً ضعیف آگاهی بر نگرش نشان میدهد که عوامل دیگری نیز ممکن است در تعیین نگرش نقش داشته باشند.
نتیجهگیری: این یافتهها اهمیت کمپینهای آموزشی و آگاهیبخشی را برای ترویج استفاده ایمن و مسئولانه از مایکروفر مراکز مراقبتهای بهداشتی، برجسته میکند.
حمیدرضا مهریار، محمد رفیعی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ازدحام در بخش اورژانس به عنوان یک معضل سیستم بهداشت عمومی مطرح میباشد و مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ازدحام بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی ارومیه بر اساس شاخص EDWIN انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی-تحلیلی و به روش مقطعی از اول فروردین لغایت 29 اسفند 1398 به شیوه نمونهگیری تصادفی ساده در بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان امامخیمنی ارومیه انجام شد، که برای جمعآوری اطلاعات از چکلیست اطلاعات دموگرافیک استفاده و شاخص EDWIN محاسبه شد. سپس اطلاعات وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از نظر فراوانی سطح تریاژ بهترتیب 4/5% سطح یک، 6/65% سطح دو، 3/26% سطح سه، 7/2% در سطح چهار و هیچ بیماری در سطح پنج نبود. از نظر شیفت مراجعه، 5/22% در شیفت صبح، 6/27% در شیفت عصر و 9/49% در شیفت شب مراجعه کرده بودند. میانگین شاخص EDWIN در 10 نوبت زمانی برابر با 30/5 (شلوغ) بود و 60% بازههای زمانی مورد بررسی شلوغ، 30% موارد ازدحام متوسط و در 10% خلوت بودند. تفاوت معناداری بین شلوغی اورژانس ( نوع روز) و نوع شیفت وجود نداشت.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن بود که در بیشتر روزهای مورد بررسی اورژانس براساس معیار EDWIN شلوغ ارزیابی شد. همچنین تفاوت معناداری بین شلوغی اورژانس بر حسب روز تعطیل یا کاری و همچنین شیفت کاری صبح، عصر و شب وجود نداشت.
آیدا اصغری، عباس وثوق مقدم، علی محمد مصدقراد، ابراهیم جعفریپویان،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تعامل و همکاری بین سازمانهای ارائهدهنده مراقبتهای سلامت بهمنظور یکپارچگی و بهبود کیفیت و عدالت در ارائه خدمات سلامت اهمیت پیدا کرده است و یکپارچگی بهعنوان یک راهحل توسط سازمان بهداشت جهانی بیان شده است. هدف از این مرور شناسایی چالشها و راهکارهای یکپارچگی در خدمات سلامت بود.
روش بررسی: این پژوهش با روش مرور حیطهای از شهریور 1402تا فروردین 1403 انجام شده است. کلیه مقالات منتشر شده در زمینه یکپارچگی در نظام سلامت در بازه زمانی سالهای 2000 تا 2024 میلادی در پایگاههای PubMed، Scopus و Web of Science و موتور جستجوگر Google Scholar با کلیدواژههای مناسب جستجو و جمعآوری شد. در نهایت، تعداد 27 مقاله انتخاب و با روش تحلیل چارچوب تحلیل شدند.
یافتهها: تعداد 46 چالش و 26 راهکار استخراج شده از مقالات در حوزه یکپارچگی در خدمات سلامت، براساس چارچوب بلوکهای ساختاری WHO در پنج حوزه حاکمیت و رهبری، تامین مالی، نیروی انسانی، نظام اطلاعاتی و ارائه خدمت دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: ادغام خدمات بهداشتی و درمانی مجموعهای از چالشها را متحمل میشود که عمدتاً شامل فقدان قوانین و مقررات برای فرآیندهای مشارکتی و ضعف در برنامهریزی، کمبود منابع مالی، مقاومت ارائهدهندگان و کارکنان در برابر تغییرات و عدم نیازسنجی است که نیازمند راه حلهای نوآورانه است. پرداختن به مسائلی مانند تجزیه و تحلیل قدرت- منفعت ذینفعان، قابلیت همکاری و به اشتراکگذاری دادهها و تنظیم برنامهها و قوانین در میان ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی میتواند برای یکپارچگی موفقیتآمیز ضروری باشد.
مهشاد مهتدی، محمد جواد پسند، غزاله اسلامیان،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ورزشکاران بهدنبال راههایی برای بهبود عملکرد ورزشی و محافظت خود در برابر اثرات طولانی مدت ورزش هستند. یکی از راهکارهای احتمالا اثربخش، تجویز مکمل کلستروم است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر مکمل کلستروم بر عملکرد سیستم ایمنی ورزشکاران است.
روش بررسی: این مرور نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی انگلیسی و فارسی زبان Medline، Scopus، Embase، ScienceDirect، Magiran، Scientific Information Database، Islamic World Science Citation و Cochrane و سایت Google Scholar بدونمحدودیت زمانی تا آبان 1402 انجام شد. 18 کارازمایی بالینی تصادفی، با پیروی از پروتکل کاکرین، برای بررسی اثرات مکمل کلستروم بر سیستم ایمنی بدن ورزشکاران بررسی شد.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد، مصرف روزانه 2/3 گرم مکمل کلستروم به مدت 24 هفته میتواند تولید سیتوکینهای التهابی ناشی از ورزش را کاهش دهد و سیتوکینهای ضدالتهابی را افزایش دهد. علاوهبراین، مصرف روزانه 20 گرم مکمل کلستروم میتواند از کاهش عملکرد نوتروفیل و کاهش پاسخهای ایمنی ناشی از ورزش طولانی مدت جلوگیری کند. در افراد دریافتکننده کلستروم در مقایسه با دارونما در مطالعاتی که بروز بیماریهای دستگاه تنفسی فوقانی را بررسی کردند، بروز این بیماری کمتر بود. هیچ اثر معناداری بر تعداد لوکوسیتها با هر دوزی از مکمل مشاهده نشد و نتایج مطالعات بر روی سایر شاخصهای ایمنی ضد و نقیض بود.
نتیجهگیری: مکمل کلستروم میتواند عملکرد سیستم ایمنی بدن ورزشکاران را با تنظیم پارامترهای ایمنی و کاهش اثرات منفی ناشی از ورزش شدید، بهبود بخشد. با این حال بهدلیل نتایج متناقض مطالعات، انجام تحقیقات بیشتر برای بررسی دوزهای مختلف کلستروم در ورزشهای مختلف ضروری است.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن بهکار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرامبخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمونهای آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافتهها: فراوانی آرامبخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین بهصورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
محمد غلامی، علیرضا محمودآبادی، مریم مرادی، حسین نظامی، حمیده محمدزاده،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین علت ریزش مو میباشد. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی از ارتباط بیماریهای قلبی عروقی را با آلوپسی آندروژنتیک ذکر کردهاند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با ضخامت اینتیما مدیای شریان کاروتید انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی از مهر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 100 نفر از مراجعهکنندگان به کلینیک پوست و مو بیمارستان علامه بهلول در دو گروه 50 نفره مورد و شاهد با سن کمتر از 40 سال انجام شد. افراد از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. بیماران مبتلابه آلوپسی براساس تشخیص پزشک معالج به سه دسته خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شدند. ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید با استفاده از سونوگرافی اندازهگیری شد.
یافتهها: در هر گروه 37 نفر مرد و 13 نفر زن حضور داشت هرچند نتایج بهدست آمده نشاندهنده بالاتر بودن ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بود ولی ارتباط آماری معناداری بین آلوپسی آندروژنتیک و ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید یافت نشد (66/0P=). همچنین بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی ارتباط آماری وجود داشت (03/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی، میتوان گفت ارتباط احتمالی بین آلوپسی و آترواسکلروز وجود دارد اما جهت اثبات نیاز به انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر میباشد.
آتوسا قریب، سحر یزدانپرست، پیمان محمدی تربتی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین انوع مورفولوژیک کارسینوم اوروتلیال تهاجمی و رفتار تهاجمی آنها به بافتهای اطراف ضروری است. مطالعه حاضر با هدف بررسی انواع واریانتهای کارسینوم اوروتلیال و ارتباط آن با تهاجم به موسکولاریس پروپریا انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی جمعیت مورد مطالعه شامل: کلیه بیماران مبتلا به کارسینوم اورتلیال و سایر بدخیمیهای مثانه با سابقه بستری در بیمارستانهای لبافینژاد و مدرس در فروردین 1401 لغایت اسفند 1398 بودند. جهت جمعآوری دادهها پس از تایید کمیته اخلاق دانشگاه، از بایگانی بخش پاتولوژی بیمارستانهای لبافینژاد و مدرس پروندههای بیماران مبتلا به کارسینوم اورتلیال و سایر بدخیمیهای مثانه استخراج شدند. اطلاعات زمینهای، خصوصیات بالینی، دادههای آزمایشگاهی و پاتولوژیک بیماران از طریق بازبینی پرونده بایگانی آنها گرداوری و ثبت شد. ارزیابی تمایز دایورجنت و مورفولوژی واریانتهای گوناگون کارسینومهای وارد شده به مطالعه انجام گردید و درصد هریک از آنها تعیین شد. همچنین، موارد با تهاجم موسکولاریس پروپریا مشخص شده و فراوانیهای هر نوع تهاجم در انواع واریانت ها تعیین گردید.
یافتهها: در مجموع 1243 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحرافمعیار سن بیماران بهترتیب: 2/65 و 2/11 سال بود. 152 نفر (3/12%) زن و 1091 نفر (7/87%) مرد بودند. بیماران دارای مرحله PT1 بیش از 50% موارد را تشکیل میدهند. بیماران مرحله PT4 تنها 7/2% از موارد را تشکیل میدهند. بیشترین فراوانی در کارسینوم اوروتلیال پاپیلاری گرید پایین مشاهده شد.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد، کمتر از 30% بیماران دارای تهاجم ماسکولاریس پروپریا بودهاند. در کارسینوم اوروتلیال تهاجمی با گرید بالا در مقایسه با سایر انواع هیستولوژیک در نسبت بیشتری از بیماران تهاجم موسکولاریس پروپریا مشاهده شده است و در کارسینوم اوروتلیال تهاجمی با گرید پایین کمترین نسبت تهاجم موسکولاریس پروپریا دیده شده است.
آتوسا قریب، الهام قلیپور خطیر،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان یوروتلیال، نهمین سرطان شایع در جهان است و بهعنوان هفتمین بدخیمی شایع در مردان شناخته شده است. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی بیان نشانگر HER2 و عوامل همراه آن در بیماران مبتلا به کارسینوم یوروتلیال است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، نمونه مورد بررسی بیماران مبتلا به کارسینوم یوروتلیال (Urothelial carcinoma) جراحی شده به روشهای (TURBT) Transurethral resection of bladder tumor و سیستکتومی رادیکال (Radical cystectomy) در بیمارستان مدرس از فروردین 1399 لغایت اسفند 1402 بودند. بلوکهای پارافینی بیماران استخراج و کنترل شده سپس از نظر بیان نشانگر (HER2) Human epidermal growth factor Receptor 2بهروش ایمونوهیستوشیمی Immunohistochemistry (IHC) بررسی شدند.
یافتهها: در مجموع 84 نفر در این مطالعه شرکت کردند که 74 نفر (1//8%) مرد و 10 نفر (9/11%) زن بودند. اکثر بیماران مورد مطالعه (0/94%) دارای کارسینومای یوروتلیال Conventional بوده، از نظر گرید بیماری 5/84% بیماران دارای تومور با گرید بالا و از نظر مرحله بیماری PT1 Tumor invades subepithelial connective tissue (lamina propria) دارای بیشترین و PT4a (Tumor invades prostate, uterus, or vagina) دارای کمترین فراوانی بودهاند. بهترتیب 44 و 56 بیمار جراحی برداشت تومور مثانه از مسیر مجرای ادراری (Trans urethral resection of bladder tumour, TURT) و سیستکتومی رادیکال (Radical cystectomy) انجام دادهاند. در 19% از کل نمونههای بررسی شده بیان مارکر HER2 مثبت بود.
نتیجهگیری: بیان HER2 ممکن است اطلاعات تعیینکننده پیشآگهی بیشتری را برای بیماران مبتلا به کارسینوم یوروتلیال فراهم کند. اجماع الگوریتم امتیازدهی ایمونوهیستوشیمی HER2 برای اطمینان از اینکه نشانگر زیستی خط اول خوبی برای تعیین انتخاب بیماران برای مطالعات مولکولی و انتخاب آنها برای درمان هدفمند، بسیار مهم است.
نازیلا فرنوش، عبدالرضا روئینتن، سید ابراهیم حجازیان، خدیجه ازوجی، فاطمه عبدالله گرجی، صدراله معتمد،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ماموپلاستی کاهنده که به دلایل طبی و یا دلایل زیبایی انجام میگیرد، با تکنیکهای مختلفی قابلانجام است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه نتایج حاصل از جراحی ماموپلاستی ورتیکال به روش تی معکوس و روش پرس کردن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشتهنگر، نمونهای شامل 58 بیمار مراجعهکننده به مرکز آموزشی درمانی ۱۵ خرداد برای عمل جراحی ماموپلاستی کاهنده مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران از جراحی فالوآپ شدند و فتوگرافیسم انجام شده براساس معیار ونکور و معیار ارزیابی اسکار بیمار-مشاهدهگر POSAS بررسی گردید.
یافتهها: نتایج بهدست آمده نشان داد که سن، شاخص توده بدنی و وزن رزکسیون بین گروههای اینسیزیون تی معکوس و روش پرس کردن اختلاف معناداری از نظر آماری نداشتند. اما مدت زمان جراحی (دقیقه)، در گروه تی معکوس طولانیتر از روش پرس بود که از نظر آماری معنادار بود. میزان اسکار پس از جراحی با استفاده از معیار ارزیابی اسکار بیمار-مشاهده گر POSAS از نظر عوارض قرمزی، ترشح و خارش در دو گروه اختلاف معنادار نداشتند میزان اسکار پس از جراحی با استفاده از معیار ونکوور از نظر هایپر و هایپوپیگمانتاسیون، وسکولاریته و رضایتمندی مقیاس عالی و متوسط اختلاف معنادار نداشتند اما از نظر انعطاف پذیری و ارتفاع زخم در گروه پرس بیشتر بود و اختلاف معنادار داشتند.
نتیجهگیری: ماموپلاستی به روش تی معکوس، زمان عمل طولانیتری داشت ولی رضایتمندی البته فقط در مقیاس خوب، در این روش بیشتر بود. انعطاف پذیری و ارتفاع زخم در گروه پرس کردن بیشتر بود.
محمد حاجی آقاجانی، محمد پارسا محجوب، رضا میری، رکسانا صادقی، فاطمه امیدی، مریم روزیطلب،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات قلب در بارداری، بهویژه تغییرات سمت چپ قلب طی پژوهشهای مختلف ارزیابی شدهاند. با اینحال، تغییرات بطن راست به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تغییرات شاخص های اکوکاردیوگرافیک بطن راست در زنان باردار و زنان غیرباردار انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مورد-شاهدی انجام شد و 30 زن باردار در سه ماهه دوم سالم مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام حسین (ع) تهران با روش اکوکاردیوگرافی بررسی شده و نتایج آنها با 30 زن غیرباردار و سالم مقایسه شدند. مطالعه از فروردین 1402 الی فروردین 1403 انجام شد. دادههای زمینهای شامل سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی ثبت و مقایسه شدند. همچنین، شاخصهای آناتومیکی و عملکردی بطن راست ارزیابی و مقایسه شدند.
یافتهها: دو گروه مورد بررسی از نظر سنی مشابه، ولی وزن، قد و شاخص توده بدنی در دو گروه متفاوت بود، به طوری که وزن و شاخص توده بدنی در زنان باردار و قد در زنان غیرباردار بهطور معناداری بیشتر بود (05/0P<). مقایسه شاخصهای اکوکاردیوگرافیک نشان داد (Tricuspid regurgitation gradient, TRG) و (Fractional area change, FAC) در دو گروه بهطور معناداری متفاوت بود (در زنان باردار شاخص TRG بیشتر و شاخص FAC کمتر بود (05/0P<).
نتیجهگیری: شاخصهای FAC وTRG بهطور معناداری بین زنان باردار و گروه شاهد متفاوت بودند. توجه به تغییرات مقادیر طبیعی این متغیرها در زنان باردار میتواند در تسریع تشخیص اختلالات و پیشگیری از بروز وقایع قلبی حین بارداری مفید باشند.
حسنا مرادی، ناصر بهپور، مهرداد پاینده، منصور خزاعی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش نرخ بقا در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به کیفیت زندگی و کاهش خطر عود بیماری را به موضوعی مهم در مراقبتهای حمایتی تبدیل کرده است. تمرینات اینتروال با شدت بالا (High-intensity interval training, HITT)، بهدلیل اثرات بالقوه بر بهبود عملکرد جسمی، کیفیت زندگی و کاهش شاخصهای التهابی و توموری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات HIIT بر سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک، کیفیت زندگی و کیفیت خواب در زنان مبتلا به سرطان کولورکتال بود.
روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی بهصورت پیشآزمون-پسآزمون با گروه شاهد از تیر لغایت شهریور 1400 در مجموعه ورزشی بانوان کوثر کرمانشاه انجام شد. 12 نفر از بازماندگان زن سرطان کولورکتال (میانگین سنی 99/4±66/55 سال) بهصورت تصادفی در دو گروه شش نفره (تجربی و شاهد) قرار گرفتند. گروه تجربی بهمدت هشت هفته، تمرینات اینتروال با شدت بالا را انجام دادند. جهت سنجش کیفیت خواب از پرسشنامه استاندارد پتزبورگ و برای ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافتهها: سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک CEA در گروه تجربی پس از مداخله افزایش یافت اما این مقدار از نظر آماری معنادار نبود (33/3-66/1: 95%CI، 79/0±49/2: mean±SD، 456/0P=)، در حالیکه در گروه کنترل کاهش معناداری در مقدار CEA مشاهده گردید (25/1-84/0: 95%CI، 22/0±04/1: mean±SD، 044/0P=). از طرفی، این مداخله موجب بهبود معنادار کیفیت خواب (72/6-237/3: 95%CI، 19/2±00/5: mean±SD، 027/0P=) و کیفیت زندگی (11/84-88: 95%CI، 40/9±77: mean±SD، 028/0P=) در گروه تجربی شد. درگروه کنترل نیز تغییر معناداری در شاخصهای کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تمرینات اینتروال با شدت بالا میتواند بهعنوان یک مداخله غیردارویی موثر جهت بهبود کیفیت خواب و کیفیت زندگی در بازماندگان سرطان کولورکتال مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه به نظر میرسد تاثیر این تمرینات بر شاخصهای زیستی نیازمند مطالعات بیشتر میباشد.
سید محمد حسینی، صبا محمدعلیزاده، ساناز آروین،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینومای کیستیک آدنوئید (Adenoid cystic carcinoma, ACC) یک نئوپلاسم نادر در غدد بزاقی ماژور، با مشخصه رشد آهسته، نفوذ موضعی گسترده، گسترش پرینورال، تمایل به عود موضعی و متاستاز دور است و پروگنوز ضعیفی دارد. در این مقاله یک مورد پاسخ کامل به درمان سیستمیک در آدنوکارسینومای کیستیک متاستاتیک غدد بزاقی گزارش میشود.
معرفیبیمار: بیمار زن 50 ساله با سابقه کارسینومای کیستیک آدنوئید غده بزاقی ساب مندیبولار است. پس از 28 سال، درگیریهای متعدد لنفنود سرویکال، تودههای متعدد در غده پاروتید و بافت تیروئید و همچنین متاستاز دوردست به پستان، تخمدان و ریهها مشاهده شد. بیمار تحت لنفادنکتومی گردنی و توتال پاروتیدکتومی و چندین دوره رادیوتراپی و شیمیدرمانی قرار گرفت. پس از آخرین درمان با رژیم بواسیزوماب+آدریامایسین+سیس پلاتین، پاسخ کامل مشاهده شد و بیمار درحال حاضر تحت پیگیری قرار دارد.
نتیجهگیری: مورد گزارش شده ماهیت تهاجمی کارسینومای کیستیک آدنوئید متاستاتیک عودکننده غدد بزاقی و تاثیر مثبت و اهمیت درمان سیستمیک در این بیماران را نشان میدهد.
حسین اخوان، فاطمه رضائی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: الکتروکاردیوگرام روشی غیرتهاجمی برای دریافت سیگنالهای قلب است. با وجود پیشرفت در روشهای عکسبرداری، الکتروکاردیوگرام هنوز نقش مهمی در تشخیص بیماریهای قلبی ایفا میکند. تحلیل سیگنالهای الکتروکاردیوگرام نقش مهمی در شناسایی زودهنگام بیماریهای قلبی نظیر آریتمیها و سکتههای قلبی دارد. امروزه با پیشرفت علم و فناوری، روشهای رایانهای بیش از پیش مورد توجه پزشکان قرار گرفتهاند. در این مطالعه، از روشهای یادگیری ماشین برای دستهبندی ضربانهای قلبی طبیعی و غیرطبیعی استفاده شده است.
روش بررسی: دادههای مورد بررسی از مجموعه دادهای تحت عنوان Heartbeat که در سایت کگل منتشر شده، استخراج شدهاند. این مجموعه شامل نمونههایی از سیگنالهای صوتی میباشد که به دو دسته سالم و ناسالم تقسیم میشوند. در ابتدا، دادهها مورد پیشپردازش قرار گرفتند و نرمالسازی شدند تا برای ورود به مدل آماده شوند. سپس، ویژگیهای زمانی و فرکانسی از سیگنالها استخراج گردیده است. در ادامه، یک مدل ترکیبی شامل لایههای کانولوشنی یکبعدی طراحی و آموزش داده شده است. همچنین، با بهرهگیری از روش توقف زودهنگام، از بیشبرازش جلوگیری شد و پایداری مدل بهبود یافت.
یافتهها: در این پژوهش نشان داده شد که با بهرهگیری از یادگیری عمیق به ویژه استفاده از CNN و Conv 1D به دقت 99% و زیان 0350/0 برای دادههای تست در تشخیص ضربانهای قلب طبیعی و غیرطبیعی میتوان رسید. این مدل توانایی تحلیل ساختارهای پیچیده و دینامیک زمانی سیگنالهای ECG را داشته است و قادر است الگوهای مرتبط با اختلالات قلبی را تشخیص دهد.
نتیجهگیری: امروزه الکتروکاردیوگرام بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. انتخاب مناسب مدل، استانداردسازی دادهها و گستره کیفی دادهها از عوامل دقت بالا در این پژوهش است. این پژوهش میتواند گامی موثر در توسعه سامانههای هوشمند تشخیص اختلالات قلبی باشد و در کاربردهای پزشکی، بهویژه در حوزه پایش مستمر بیماران، مورد استفاده قرار گیرد.