85 نتیجه برای Ross
رضا ابراهیمیراد، محمدرضا زربخش بحری، سمیرا سرابی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سکته مغزی از علل مهم ناتوانی و مرگومیر در سراسر دنیاست. ارتباط بین سطح پروتیین واکنشی سی سرم و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی بهویژه در کشور ما بهخوبی مطالعه نشده است. بر این اساس این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین سطح پروتیین واکنشی سی (C-reactive protein, CRP) سرم در ۲۴ ساعت اول پذیرش و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی، انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه مقطعی کنونی روی ۵۰ بیمار دچار سکته مغزی حاد پذیرششده در بیمارستان شهید رجایی تنکابن در بازه زمانی ابتدای اردیبهشت ۱۳۹۲ تا پایان تیر ۱۳۹۳، انجام گرفت. تشخیص بالینی معتبر بر اساس CT scan و MRI داده شد. سطح پروتیین واکنشی سی سرم، در ۲۴ ساعت اول پذیرش بیمار بهروش استاندارد اندازهگیری شد. دادههای بالینی و عوامل خطر برای هر بیمار شناسایی شد. شدت سکته مغزی در زمان ترخیص با modified Rankin Scale (mRS) (< ۳ mRS خوب و ≥ ۳ mRS بد) ثبت شد.
یافتهها: میانگین سطح پروتیین واکنشی سی سرم mg/l ۱۲/۸۲ و بالاتر از حد نرمال بود. همچنین آنالیز آماری نشان داد که بین سطح پروتیین واکنشی سی سرم و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی ارتباط معناداری وجود ندارد (۰/۰۵P<).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از پژوهش کنونی نشان داد که سطح پروتیین واکنشی سی ارتباطی با پیشآگهی زودرس حاصل از سکته مغزی ندارد. بنابراین با شناخت شاخصهای جدید میتوان درمان مناسب و قویتری را در افراد با خطر مرگ با سکته مغزی در نظر گرفت.
ایوب امیرنیا، پریناز محنتی، نصراله جباری،
دوره 75، شماره 2 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در ناحیه شکم و لگن بهدلیل بودن ارگانهای حساس به پرتو و افزایش تعداد درخواستهای آزمونهای سیتیاسکن، نگرانیها نسبت به افزایش دوز بیماران بهشدت افزیش یافته است. از اینرو هدف از این مطالعه تعیین دوز جذبی ارگانهای حساس به پرتو و دوز موثر بیماران در سیتیاسکن شکم و لگن با استفاده از نرمافزار ImPACT CT Patient Dosimetry بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی، از آبان تا اسفند سال ۱۳۹۴ در بیمارستان امام رضا (ع) ارومیه انجام شد. دادههای دموگرافی و دوزیمتری ۱۰۰ بیمار اسکن شده با سیتیاسکن ۶ اسلایسی، از طریق فرمهای جمعآوری دادهها، گردآوری شدند. برای تعیین دوز جذبی ارگانهای حساس به پرتو و در نهایت دوز موثر بیماران، نرمافزار محاسباتیImPACT CT Patients Dosimetry Calculator (version ۱.۰.۴, Imaging Performance Assessment on Computed Tomography, www.impactscan.org) مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین و انحرافمعیار دوز بیماران در اسکن سیتی شکم و لگن برابر با ۰/۱۶۴±۴/۹۲۷ میلیسیورت (milliSievert, mSv) بود. مثانه در هر دو جنس بالاترین میانگین دوز ارگان را داشت که میانگین و انحرافمعیار آن در مردان ۱۷/۱۵±۶۴/۷۱ میلیگری و در زنان ۱۸/۴۸±۷۷/۵۶ میلیگری بود (۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: مقادیر دوز موثر این آزمون در محدوده مقادیر گزارش شده از مطالعات پیشین و توصیههای International Commission on Radiological Protection (ICRP) است. با این حال، دوز پرتوی در اسکن سیتی، هنوز بیشترین سهم را در تصویربرداری پزشکی دارد. بر اساس اصل As low as reasonably achievable (ALARA) توصیه میشود که پارامترهای اسکن، بهویژه میلیآمپر ثانیه (mAs)، طوری انتخاب شوند که دوز بیمار حداقل و کیفیت تصویر حداکثر باشد. همچنین از سایر روشهای تصویربرداری بهعنوان جایگزین سیتی استفاده شود.
وحید کرمی، منصور ذبیحزاده، نسیم شمس، مهرداد غلامی،
دوره 75، شماره 2 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اثر پاشنه آند به کاهش شدت پرتو در سمت آند تیوب دستگاه پرتو ایکس اشاره دارد. از این اختلاف شدت میتوان برای کاهش دوز دریافتی بیماران در برخی آزمونهای رادیولوژیکی بهرهمند شد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر پاشنه آند بر دوز دریافتی بیضهها در رادیوگرافی لگن بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در شش ماهه دوم سال ۱۳۹۴ در بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اهواز انجام شد. برای اندازهگیری پروفایل تغییرات شدت اشعه، ۱۳ دسته دوتایی تراشه ترمولومینسانس (TLD) چیده شده در امتداد محور مرکزی کاتد-آند بر روی تخت پرتودهی شدند. در رادیوگرافی لگن، برای ۴۰ بیمار آند به سمت پا و برای ۳۹ بیمار به آند به سمت سر پوزیشن دهی شد. برای اندازهگیری دوز ورودی پوست (ESD) و دوز دریافتی بیضهها بهترتیب هشت تراشه در وسط میدان تابش و پنج تراشه بر روی بیضهها قرار داده شد.
یافتهها: بر اساس پروفایل تغییرات شدت پرتو، شدت آن از سمت کاتد به آند کاهش یافت. اختلاف شدت دوز در امتداد محور مرکزی کاتد-آند در حدود ۳۵% محاسبه شد. دوز دریافتی بیضهها در بیمارانی که آند تیوب پرتو ایکس به سمت پا قرار داشت در مقایسه با بیمارانی که آند به سمت سر قرار داشت به میزان ۲۶/۷۴% کمتر بود (۰/۰۵P<). تفاوت آماری معناداری بین مقادیر دوز ورودی پوست (ESD) لگن برای این دو گروه از بیماران مشاهده نشد (۰/۷۸۸P=).
نتیجهگیری: در رادیوگرافی لگن، قرارگیری بیضهها به سمت آند تیوب پرتو ایکس، میتواند دوز دریافتی آنها را بهطور قابل توجهی کاهش دهد.
حسن بسکابادی، مریم ذاکری حمیدی، فاطمه باقری،
دوره 75، شماره 2 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپربیلیروبینمی شایعترین علت بستری مجدد نوزادان میباشد. شناخت عوامل خطر ماژور و مینور زردی در نوزادان به شناسایی سریعتر نوزادان در معرض خطر زردی و پیشگیری از آن کمک میکند. از اینرو مطالعه حاضر با هدف بررسی ریسک فاکتورهای ماژور و مینور زردی در نوزادان مبتلا به زردی بستری شده در بیمارستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از اردیبهشت ۱۳۸۸ تا خرداد ۱۳۹۴ بر روی ۲۲۰۷ نوزاد ترم سه تا ۱۵ روزه مبتلا به زردی با بیلیروبین بالای mg/dl ۱۵ در بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شد. پس از تأیید زردی نوزادان بر اساس تشخیص پزشک متخصص اطفال و نتایج آزمایشگاهی، پرسشنامه پژوهشگر ساخته حاوی دادههای مادر و مشخصات نوزاد تکمیل شد.
یافتهها: ۶۱% نوزادان عامل خطر ماژور و ۷۹/۵% عامل خطر مینور برای زردی داشتند. عوامل خطر ماژور زردی بهترتیب کاهش وزن قابل توجه (۵/۲۷%)، زردی قابل رؤیت در ۲۴ ساعت اول (۱۶/۳%)، سابقه درمان خواهر یا برادر زرد با فتوتراپی و تعویض خون (۱۴/۸%)، سن حاملگی ۳۵ تا ۳۶ هفته (۹/۹%)، ناسازگاری ABO (۹/۲%)، ناسازگاری RH (۳/۳%)، کمبود G6PD (۳/۳۳%) و عوامل خطر مینور، سن بالای ۲۵ سال (۵۱/۴%)، جنس پسر (۷۹/۴%)، سابقه زردی در خواهر یا برادر (۲۲/۳%)، نوزاد مادر دیابتی (۱/۵%) بود. نیاز به تعویض خون و بروز عوارض در موارد وجود ریسک فاکتور ماژور آشکارا بیشتر از گروه دیگر بود.
نتیجهگیری: کاهش وزن قابل توجه، زردی قابل رؤیت در ۲۴ ساعت اول، سابقه درمان خواهر یا برادر زرد با فتوتراپی و تعویض خون، سن حاملگی ۳۵ تا ۳۶ هفته، ناسازگاری ABO، ناسازگاری RH و کمبود G6PD از عمدهترین عوامل خطر بروز زردی در نوزادان بود.
محمد مهدی سلطان دلال، شیرین نظامآبادی، جلال مردانه، زهرا رجبی، ابوالفضل سیردانی،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییر شیوه تغذیه نوزادان در سالهای اخیر و روند رو به رشد استفاده از شیر خشک در آنها باعث اهمیت بیشتر به کیفیت شیر خشکهای مصرفی و ارزیابی سلامت در آنها شده است. هدف از این پژوهش شناسایی سویههای توکسینزای گونههای گروه باسیلوس سرئوس در شیر خشک نوزادان با استفاده از روش واکنش زنجیرهای پلیمراز بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در طی ۱۲ ماه از فروردین تا اسفند سال ۱۳۹۴ در آزمایشگاه میکروبشناسی مواد غذایی دانشکده بهداشت صورت گرفت، از ۱۲۵ نمونه شیر خشک نوزادان پس از تهیه رقت ۰/۱ بر روی محیط اختصاصی باسیلوس سرئوس (Mannitol Egg Yolk Polymyxin Agar, MYP Agar) تلقیح شد و پس از گرمخانهگذاری به مدت ۲۴ ساعت در C° ۳۰، کلنیهای ظاهر شده از نظر واکنشهای بیوشیمیایی بر اساس روشهای استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تایید نهایی باسیلوسها و بررسی توکسینهای این باکتری، واکنش زنجیرهای پلیمراز برای ژنهای انتخابی ITS تایید کننده باسیلوس و NHE مرتبط با اسهال و EM مرتبط با استفراغ انجام شد.
یافتهها: از ۱۲۵ نمونه شیر خشک نوزادان، ۸۴ نمونه (۶۷/۲%) آلوده و تعداد ۱۱۰ جدایه با روش فنوتیپی، مشکوک به گروه باسیلوس بهدست آمد. با مطالعه ژنITS ، ۹۱/۸% از جدایهها باسیلوس سرئوس شناسایی شد. ۵۳/۶۳% این باکتریها دارای ژنهای NHE عامل سندرم اسهالی و ۷۹% دارای ژن EM عامل سندرم استفراغی در باسیلوس سرئوس بودند.
نتیجهگیری: دادههای این مطالعه نشان داد که نزدیک به ۸۰% از جدایههای باسیلوس سرئوس دارای ژن مرتبط با استفراغ هستند و بیانکننده قدرت بیماریزایی بالای این سویهها است. وجود حتی تعداد اندک این سویههای بیماریزا یعنی کمتر از میزان مجاز تعریف شده در مواد غذایی، میتواند مشکلساز باشد.
کامران ابراهیمی، شاکر سالاریلک، کمال خادم وطن،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلب و عروق شایعترین علت مرگ در جهان بوده که بیشترین علت آن گرفتاری عروق است که این مطالعه به جهت محاسبه و مقایسه سالهای از دست رفته عمر بهدلیل مرگ و ناتوانی برای مهمترین عامل مرگ (سکته قلبی) در جامعه مورد بررسی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و طی سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با همکاری معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، تمامی بیماران با تایید رخداد سکته قلبی بر اساس علایم بالینی، بروز تغییرات در نوار قلب و افزایش آنزیمهای قلبی وارد مطالعه شدند و بار سلامتی ناشی از سکته قلبی، با استفاده از شاخص Disability adjusted life years (DALY) محاسبه گردید. دادههای ابتلا از سامانه ثبت سکته قلبی وزارت بهداشت و دادههای مرگ بر اساس نظام ثبت مرگ ICD۱۰ از معاونت بهداشت دانشگاه استخراج گردید.
یافتهها: تعداد رخداد سکته قلبی ۷۲۳۵ نفر (مردان ۶۰/۶% و زنان ۳۹/۴%) بود که میانگین سنی ۶۹±۱۵ سال بود. نتایج گویای ۵۳۸۰۴ سال (۱۷/۷ در هزار نفر) مفید از دسته رفته عمر بهدلیل مرگ یا ناتوانی ناشی از سکته قلبی بود که سهم مرگ زودرس ناشی از سکته قلبی ۵۲۱۷۰ سال (۱۷/۱ در هزار نفر) و ناتوانی حاصل از این بیماری ۱۶۳۴ سال (۰/۵۴ در هزار نفر) بود. بار سکته قلبی در مردان بیشتر از زنان بود. در هر دو جنس بیشترین بار در گروه سنی ۸۰ به بالا بود. میزان شیوع بیماری ۳۷۶ (در صدهزار نفر) برآورد شد و سکته قلبی ۱۸/۸% از کل علل مرگ را به خود اختصاص داد.
نتیجهگیری: بالا بودن بار ناشی از سکته قلبی بهویژه در مردان، رخداد سکته قلبی را بهعنوان یک اولویت بهداشتی و لزوم برنامهریزی مناسب در جهت اقدامات موثر پیشگیری و درمان مطرح میکند.
فائقه بهبودی فرح بخش، حسین مقصودی، حمید اسدزاده عقدایی، احسان ناظم الحسینی مجرد،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی جزو شایعترین سندرمهای پولیپوزیس است. دلیل آن جهش ژرملاین در ژن (Adenomatous polyposis coli, APC) میباشد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع جهش ژرملاین در کدون ۱۳۰۹ ژن APC و ارتباط آن با تظاهرات خارج رودهای در بیماران ایرانی مبتلا به پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی بود.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی از تیر ۱۳۹۱ تا اسفند ۱۳۹۴ در مرکز پیشگیری و تشخیص زودرس پژوهشکده گوارش و کبد دانشگاه شهید بهشتی، بیمارستان طالقانی تهران انجام پذیرفت. در این مطالعه ۳۳ بیمار مبتلا به پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی مورد بررسی قرار گرفت. نمونههای خون محیطی بیماران جهت بررسی موتاسیون شایع ژن APC جمعآوری شد و پس از استخراج DNA ژنومی، تعیین توالی دوطرفه صورت گرفت.
یافتهها: با بررسی موتاسیونها در ناحیه خوشهای ژن APC، از میان ۳۳ بیمار در پنج بیمار جهش ژرملاین با حذف پنج نوکلئوتیدی در کدون ۱۳۰۹ (c.3927_3931delAAAGA)، معادل ۱۵/۲% شناسایی شد. جهش در کدون ۱۳۰۹ با مشخصات کلینیکی و پاتولوژی از جمله تعداد پولیپها (۰/۰۰۱P=)، درگیری دئودنوم (۰/۰۰۸P=)، پولیپ غده فوندوس (۰/۰۰۲P=) و هیپرتروفی مادرزادی اپیتلیوم رنگی شبکیه (۰/۰۲۱P=) ارتباط معناداری داشت.
نتیجهگیری: بررسی یافتههای مطالعه این احتمال را نشان می دهد که جهش در کدون ۱۳۰۹ ژن APC با پولیپوز شدید و تظاهرات خارج رودهای در ارتباط است. در نتیجه ممکن است ارتباطی بین جهش ژرملاین خاص و تظاهرات خارج رودهای وجود داشته باشد.
سیامک ناجی، کامبیز دیبا، رسول یوسفزاده، فاطمه منصوری،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش بروز کاندیدیازیس ولوواژینال عودکننده و مقاوم به درمان، این مطالعه با هدف بررسی اختلافات بین گونهای مخمرهای کاندیدا در پاسخ به درمان با فلوکونازول با استفاده از روشهای سریع بیوشیمیایی و مولکولی در بیماران مبتلا به کاندیدیازیس ولوواژینال انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از مهر ۱۳۹۲ تا تیرماه ۱۳۹۳ در درمانگاه زنان کوثر، بیمارستان مطهری شهر ارومیه به اجرا درآمد. بیمارانی که دارای علایم خارش یا سوزش و ترشحات ناحیه واژن بودند، ترشحات آندوسرویکس و اگزوسرویکس از آنها گرفته شد. جداسازی بین گونهها بر پایه کشت کروم آگار کاندیدا، کورن میل آگار و تست Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) و بررسی مقاومت به داروهای فلوکونازول و کلوتریمازول صورت گرفت.
یافتهها: در این مطالعه مقطعی از ۱۹۸ نمونه گردآوری شده از بیماران با علایم ولوواژینال، ۷۷ مورد کاندیدیازیس ولوواژینال شناسایی شدند. گونههای شایع کاندیدا در موارد اولیه و عودکننده بر حسب درصد فراوانی بهترتیب: کاندیدا آلبیکانس با ۸۵/۷%، کاندیدا کروزی با ۱۰/۲% و کاندیدا گلابراتا با ۴/۱% شناسایی شدند. در ۲۷ نمونه موارد عودکننده ۱۰ مورد مقاوم به هر دو داروی کلوتریمازول و فلوکونازول (%۳۷ موارد) مشاهده گردید که کاندیدا آلبیکانس با ۸۲/۱% کاندیدا کروزی ۱۴/۳% و کاندیدا گلابراتا ۳/۶% بهترتیب شایعترین گونههای مقاوم به درمان را به خود اختصاص دادهاند. مقاومت دارویی در بین گونههای کاندیدای مورد مطالعه کاندیدا آلبیکانس، کاندیدا کروزیی و کاندیدا گلابراتا بهترتیب ۶۹/۱%، ۷۰% و ۱۰۰% موارد بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که فراوانی گونههای غیرآلبیکانس مقاوم به فلوکونازول و کلوتریمازول در حال افزایش میباشد و اختلاف معناداری بین مقاومت دارویی گونه کاندیدا آلبیکانس و گونه غیرآلبیکانس کاندیدا گلابراتا برای فلوکونازول و کلوتریمازول وجود داشت.
رقیه تیغ نورد بجاربنه، روشنک داعی قزوینی، شهرام محمودی، رضا سلطانی مقدم، مهین صف آرا، حیدر بخشی، پریوش کردبچه،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کراتومایکوزیس عفونت قارچی قرنیه است که میتواند تهدیدکنندهی بینایی و حتی عامل از دست دادن چشم بیمار باشد. با توجه به آب و هوای مرطوب و شایع بودن کشاورزی در مناطق شمالی کشور که فاکتورهای زمینهساز جهت ابتلا به این بیماری هستند، مطالعه حاضر با هدف بررسی و تشخیص کراتیت قارچی در بیماران مبتلا به ضایعات قرنیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از تیر ماه ۱۳۹۴ تا آذر ماه ۱۳۹۵ در ۵۶ بیمار مشکوک به کراتیت قارچی در بخش اورژانس چشم بیمارستان امیرالمومنین (ع) رشت انجام گردید. ابتدا نمونهی تراشهی قرنیه بیماران تهیه شده سپس آزمایش مستقیم و کشت در محیطهای معمول قارچشناسی صورت گرفت. عوامل قارچی بر اساس ویژگیهای میکروسکوپی و ماکروسکوپی کلنی شناسایی شدند.
یافتهها: جمعیت مورد مطالعه شامل ۴۲ (%۷۵) نفر مرد و ۱۴ (%۲۵) نفر زن با میانگین سنی ۴۹/۵ سال بود. کراتیت قارچی در ۹ (%۱۶) مورد تشخیص داده شد. از بیماران مبتلا به کراتومایکوزیس، ۷ (۷۷/۸%) نفر مرد و ۲ (۲۲/۲%) نفر زن بودند. بیشتر مبتلایان سابقهی جراحت قرنیه در اثر برخورد و تماس با گیاهان را داشته و کشاورزان گروه غالب مبتلایان به کراتومایکوزیس را تشکیل میدادند. با انجام آزمایشهای قارچشناسی، عوامل اتیولوژیک بیماری بهترتیب فراوانی بهعنوان گونههای فوزاریوم (چهار مورد)، آسپرژیلوس فلاووس (دو مورد)، گونهی پنیسیلیوم (یک مورد)، گونهی آکرمونیوم (یک مورد) و گونهی کلادوسپوریوم (یک مورد) شناسایی شدند.
نتیجهگیری: کراتیت قارچی در صورت فراهم شدن زمینههای لازم همچون جراحت قرنیه ناشی از ساقه و برگ گیاهان میتواند توسط قارچهای متنوعی ایجاد شود.منفی بودن آزمایش مستقیم در اکثریت بیماران، تاکیدی بر اهمیت و لزوم انجام کشت نمونه جهت تشخیص کراتومایکوزیس میباشد.
مریم رهام، محمدجواد فاطمی، میترا نیازی، مهنوش مومنی،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش سطح آلبومین سرم (هایپوآلبومینمی) یک یافته شایع در بیماران سوخته است اما رابطه آن با میزان مرگ و میر بیماران سوخته بهطور دقیق مشخص نشده است. هدف مطالعه حاضر اندازهگیری سطح آلبومین سرم در بیماران سوخته و تعیین رابطه آن با سطح سوختگی و طول مدت بستری در بیمارستان بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی بیماران بالای ۱۶ سال که در شش ماهه دوم سال ۱۳۹۳ و در ۲۴ ساعت اول سوختگی به بیمارستان شهید مطهری تهران مراجعه کردند انجام شد. برای همهی بیمارانی که وارد مطالعه شدند، CBC، آلبومین، کراتینین توتال، پروتیین، BUN و کلسیم در روزهای بستری، یک هفته پس از بستری و در بیمارانی که بد حال میشدند، بهصورت روزانه و در سایر بیماران یک روز پیش از ترخیص مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: پژوهش حاضر نشان داد که میانگین مقدار آلبومین در گروه ترخیص شده در روز پذیرش، یک هفته پس از پذیرش و به هنگام ترخیص بهطور معناداری بالاتر از گروه فوت شده بود (۰/۰۰۱P<). همچنین میان سطح سوختگی و میزان آلبومین ارتباط معناداری وجود داشت (۰/۰۰۱P<)، بهطوریکه هر چه سطح سوختگی بالاتر بود میزان آلبومین پایینتر بود ولی بین میزان آلبومین با سن و طول مدت بستری در بیمارستان رابطه معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که سطح آلبومین سرم میتواند بهعنوان یک شاخص قابل اتکا برای تعیین وضعیت بیماران سوخته کاربرد داشته باشد، ولی پیدا کردن راهکاری برای رساندن سطح آلبومین به حد مناسب نیازمند پژوهشهای بیشتر میباشد.
زهرا اوسطی آشتیانی، جواد توکلی بزاز، سید علیرضا سلامی، محمد رضا پورمند، غلامرضا پورمند،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی، شایع بوده و ایزوفرمهای حاصل میتوانند بهعنوان بیومارکر و یا هدف درمانی برای طراحی دارو مورد استفاده قرار گیرند. شناسایی ایزوفرمها، جهت توسعه استراتژیهای درمانی سرطان حایز اهمیت میباشد. هدف این مطالعه شناسایی ایزوفرمها و بیان ۳ ژن PIK3CA، FGFR3 و FGFR1 با استفاده از فناوری جدید تعیین توالی RNA و Real-Time PCR در سرطان مثانه بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، که در بازه زمانی شهریور ۱۳۹۳ تا مهر ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات اورولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. ۳۰ نمونه بافت تازه تومور و ۳۰ نمونه بافت نرمال مجاور تومور در فاصله مناسب، از افراد مبتلا به سرطان مثانه تهیه شد. RNA از بافتها استخراج و پس از بررسی کمی و کیفی و ساخت کتابخانه cDNA، تعیین توالی RNA انجام و دادههای حاصله توسط نرمافزارهای مربوطه آنالیز گردید.
یافتهها: ایزوفرمهای هر سه ژن در بافت نرمال و تومور از لحاظ تعداد و الگوی بیان تفاوت نشان دادند. ژن PIK3CA در بافت نرمال یک رونوشت و در بافت سرطانی سه ایزوفرم، ژن FGFR3 و FGFR1 در بافت تومور بهترتیب ۶ و ۱۲ و در بافت نرمال ۷ و ۹ رونوشت داشتند. افزایش بیان ژن (۰/۰۱P=)FGFR3 و کاهش بیان ژن (۰/۰۱P=) FGFR1 معنادار بود.
نتیجهگیری: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی مثانه منجر به ایجاد ایزوفرمهایی گردید که بعضی از آنها در سلولهای نرمال وجود نداشته و یا میزان بیان متفاوتی داشتند و بهعنوان هدف درمانی و یا مارکر تشخیصی در مطالعات آتی قابل استفاده می باشند.
سمیرا احیائی، مهدی هدایتی، مرجان ظریف یگانه، سارا شیخالاسلامی، سید اسدالله امینی،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان مدولاری تیرویید، تومور غدد درونریز بوده و به دو نوع وراثتی و تکگیر تقسیم میشود. جهشهای ژرملاین در پروتوانکوژن RET مسئول ایجاد نوع ارثی میباشد. کلسیتونین یک نشانگر اختصاصی جهت تشخیص سرطان مدولاری تیرویید است. هدف از این مطالعه یافتن ارتباط بین میزان کلسیتونین در بیماران سرطان مدولاری تیرویید با حضور یا و عدم حضور جهش پروتوانکوژن RET در اگزون ۱۰ و ۱۱ بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت مطالعه توصیفی-تحلیلی انجام شد. افراد مورد بررسی از بیمارانی مبتلایان به سرطان مدولاری تیرویید که با تشخیص پاتولوژی به پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از مهر ماه ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ به روش نمونهگیری ساده برگزیده شدند. جمعیت مورد مطالعه بر اساس بود یا نبود جهش در اگزونهای ۱۰ و ۱۱ پروتوآنکوژن RET به دو گروه ۴۳ نفر تقسیمبندی شدند. DNA ژنومی استخراج و به روش PCR تکثیر شده و تعیین توالی گشتند. سطح پلاسمایی کلسیتونین به روش الیزا اندازهگیری شد.
یافتهها: بررسی سطح کلسیتونین ۴۳ بیمار با جهش مولکولی در پروتوآنکوژن RET مورد بررسی (میانگین سنی ۳۱ سال) و ۴۳ بیمار بدون جهش مولکولی در پروتوآنکوژن RET (میانگین سنی ۴۳ سال) بهترتیب pmol/ml ۷/۳، pmol/ml ۳/۰۷ بود. این اختلاف از لحاظ آماری معناداری بود (۰/۰۰۱۴P=).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف غلظت پلاسمایی کلسیتونین در دو گروه احتمال میرود وجود جهش در بیماران مبتلا به سرطان مدولاری تیرویید بر میزان کلسیتونین پلاسمایی بیماران موثر باشد.
بابک مصطفیزاده، محمد حسین کمالالدینی، فارس نجاری،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دادههای مرگومیر درست و دقیق بهمنظور برنامهریزیها امری ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی انطباق گواهیهای فوت صادر شده با اصول صحیح علمی میباشد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر، با استفاده از دادهها در پرونده بالینی از اول فروردین سال ۱۳۹۲ تا پایان اسفند ۱۳۹۳ در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی پروندههای فوتی در بیمارستان شهدای تجریش و مدرس تهران بوده که با روش سرشماری انتخاب و دادههای آن استخراج شده است.
یافتهها: ۴۵/۶% از گواهیهای فوت توسط متخصص پزشکی قانونی صادر و ۷۶/۴% از گواهیهای فوت، علت مرگ با پرونده بالینی فرد همخوانی داشته و ۲۳/۶% از موارد همخوانی نداشته است. در ۶۴/۸% موارد کد ۱۰-ICD درست درج شده است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که گواهی فوت توسط متخصصین پزشکی قانونی بهصورت صحیح و اصولیتر تکمیل شده است.
راضیه ظریفیان یگانه، عباس شکوری گرکانی، سامان مهرابی، نادر عبادی، مازیار مطیعی لنگرودی، محمدرضا نوری دلویی،
دوره 75، شماره 7 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینومای بافت سنگفرشی (Squamous cell carcinoma) سر و گردن، سرطان بافت اپیدرمی ناحیهی سر و گردن است. این عارضه شایعترین نوع سرطانهای سر و گردن (حدود ۹۰% موارد) است و همانند سایر بدخیمیها، جهش در ژنهای مسیر پیامرسانی RAS/MAPK یا همان مسیر گیرنده فاکتور رشد اپیدرمی (EGFR)، بسیار رایج است. از علل اصلی ابتلا به این سرطانها، جهش در ژنهای KRAS و BRAF در بیش از (بهترتیب) %۳۰ و ۱۰% موارد است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی جهشهای شایع این دو ژن در ناحیهی سر و گردن انجام گردید.
روش بررسی: این پژوهش مقطعی-توصیفی از آبان ۱۳۹۲ تا شهریور ۱۳۹۵ بر کدونهای جهشپذیر ۱۲ و ۱۳ اگزون ۲ ژن KRAS و کدون V600E ژن BRAF در کارسینومای بافت سنگفرشی سر و گردن ۴۰ نمونهی تایید شدهی مبتلا به این سرطان در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انجام شد و سه تکنیک استخراج DNA بر پایه فنل-کلروفرم، Multiplex-PCR و آزمون استریپ در این پژوهش بهکار رفت.
یافتهها: در ۱۱ تن از بیماران جهش دو ژن KRAS و BRAF بهمیزان حدود ۱۷/۵% در ژن KRAS (۱۰% جهش تبدیل گلایسین به آسپارتات و ۲/۵% جهش گلایسین به سرین در کدون ۱۲ و ۵% جهش تبدیلکنندهی گلایسین به آسپارتات در کدون ۱۳) و ۱۰% در ژن BRAF مشاهده شد. در یک بیمار نیز، همزمان، دو جهش در کدون ۱۲ مشاهده شد که نشان از ناهمگن بودن تودهی سرطانی داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای بهدست آمده میتوان دو ژن KRAS و BRAF را در زمرهی علل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان سنگفرشی سر و گردن به حساب آورد.
داریوش خرمیان، سروش سیستانی، امین بنایی، سالار بیجاری،
دوره 75، شماره 7 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای متعددی بهمنظور کاهش دوز مانند استفاده از سیستم کنترل خودکار تابشدهی، در تصویربرداریهای سیتی اسکن ابداع شدهاند. در این مطالعه تاثیر استفاده از این سیستم بر دوز دریافتی اندامهای حساس به پرتو بیماران زن در سیتی اسکن قفسه سینه، ارزیابی شده است.
روش بررسی: این پژوهش، مطالعهای مقطعی، تحلیلی و کمی بوده که در بهار سال ۱۳۹۶ در بخش تصویربرداری بیمارستان فیروزگر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با ثبت پارامترهای تابشدهی به ۵۴ بیمار زن هنگام سیتی اسکن قفسه سینه انجام شده است. ۲۵ آزمون با سیستم کنترل خودکار تابشدهی و بقیه بدون این سیستم انجام شدند. شاخص دوز سیتی در مرکز و اطراف فانتوم استاندارد اندازهگیری و شاخص وزنی دوز سیتی محاسبه شد. همچنین دوز موثر اندامها با استفاده از CT-Expo software, version 2 (Medizinische Hochschule, Hannover, Germany) و نویز بهعنوان مشخصهای از کیفیت تصویر در فانتوم آب برای هر دو گروه محاسبه و مقایسه شد.
یافتهها: شاخص وزنی دوز سیتی، با استفاده از سیستم کنترل خودکار تابشدهی، ۹/۹۴ میلیگری (mGy) و دوز موثر، ۵/۴ میلیسیورت (mSv) بود. بدون استفاده از این سیستم، این مقادیر بهترتیب،mGy ۱۲/۴۶ و mSv ۶/۳ بودند. درحالیکه نویز از ۴/۲۰ به ۴/۷۴ (۱۱/۳%) افزایش داشت. بیشترین دوز موثر دریافتی مربوط به پستان، مری، ریه و تیموس بهترتیب با میزان ۱۵، ۱۴، ۱۴ و mSv ۱۴ در پروتکل بدون سیستم کنترل خودکار تابشدهی بود.
نتیجهگیری: استفاده از سیستم کنترل خودکار تابشدهی بهمنظور کاهش دوز بیمار در سیتی اسکن قفسه سینه زنان، به طور معناداری موثر بوده و نویز اضافه شده به تصویر در حد قابل قبولی میباشد.
مریم خان محمدی، امیر سید علی مهبد، مجتبی نوراییپور، مجتبی دیدهدار،
دوره 75، شماره 7 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی عفونت شایعی است که حدود ۷۵% زنان دستکم یکبار به آن مبتلا میشوند. این مطالعه با هدف شناسایی گونههای کاندیدای جدا شده از زنان مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی توسط روش مولکولی در شهر اراک انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از خرداد ماه ۱۳۹۴ تا فروردین ۱۳۹۵ بروی ۲۱۰ بیمار مبتلا به ولوواژینیت مراجعهکننده به کلینیکهای شهر اراک بهروش نمونهبرداری واژن توسط سوابهای مرطوب استریل انجام شد. سوابها بروی محیط کشت سابرودکستروز آگار حاوی کلرامفنیکل کشت داده شدند. ایزولههای مخمری توسط روش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP)، شناسایی شدند.
یافتهها: از ۲۱۰ بیمار مبتلا به ولوواژینیت، ۹۵ بیمار (۴۵/۲%) مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی یودند. شایعترین گونههای جدا شده کاندیدا آلبیکنس (۷۰/۵%)، کاندیدا گلابراتا (۲۰%)، کاندیدا تروپیکالیس (۷/۴%) و کاندیدا پاراپسیلوزیس (۱/۲%) بودند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، کاندیدا آلبیکنس شایعترین گونه جدا شده از بیماران مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی بود،
سیروس نوروزی، علیرضا رای، ابراهیم سلیمی، حامد توان،
دوره 75، شماره 10 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی-عروقی به تنهایی به اصلیترین علت مرگومیر در تمام دنیا تبدیل شدهاند، یکی از روشهای درمانی آنژیوپلاستی میباشد، از اینرو درمطالعه حاضر با هدف بررسی نتایج بالینی پس از آنژیوپلاستی عروق کرونر با تکیه بر بروز حوادث ماژور قلبی-عروقی با تاکید بر انواع استنت انجام گردید.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی-تحلیلی گذشتهنگر در تابستان ۱۳۹۶ (تیر تا شهریورماه) شیوع عوامل خطر (سن بالا، سابقه بیماری و جراحی پیشین) با استفاده از پرونده بیمارانی که در طی سالهای ۱۳۹۵-۱۳۸۵ بهدلایل مختلف تحت عمل آنژیوپلاستی عروق کرونر و کارگذاری استنت قرار گرفته بودند، در طی پیگیری مشخص شد. مکان انجام مطالعه مرکز آموزشی و درمانی امام علی (ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کرمانشاه بود.
یافتهها: تعداد کل بیماران ۱۱۸۸ نفر بودند که تعداد مردان ۸۱۹ نفر (۶۸/۹%) و تعداد زنان ۳۶۹ (۳۱/۱%) بود. از حوادث بزرگ میتوان به شش مورد مرگ (۶/۱%) و ۹۱ مورد انفارکتوس میوکارد (۹۲/۱%) اشاره کرد. در کل در ۸۹۵ مورد (۵۱/۸%) از استنت غیر دارویی، در ۵۰۴ مورد (۲۹/۱%) آغشته به سیرولیموس و در ۳۱۶ مورد (۱۸/۱%) آغشته به پاکلیتاکسل انجام گرفت و در گرفتگی مجدد عروق بهترتیب ۷۹ مورد (۶۱/۷%) از استنت غیر دارویی، ۱۹ مورد (۱۴/۸%) آغشته به سیرولیموس و در ۳۰ مورد (۲۳/۵%) آغشته به پاکلیتاکسل مجدد استنتگذاری انجام شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که استنتهایی که آغشته به سیرولیموس هستند دارای کیفیت بهتری میباشند و همچنین استنتهایی که قطر کمتری دارند یا نیاز به دیلاتاسیون در پروسیجر دارند دارای پیشآگهی بدتری هستند و عوارض بیشتری در بیمار ایجاد میکنند.
علیرضا یوسفی، محمد سبحانی شهمیرزادی، محمدعلی وکیلی، مریم کوچکی، کامبیز افتخاری،
دوره 75، شماره 11 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هپاتیت A یکی از شایعترین عفونتهای ویروسی دنیا است. گرفتاری در کودکان بهطور معمول خفیفتر و در بزرگسالان شدیدتر است. احتمال بروز نارسایی حاد کبدی در سنین بالاتر بیشتر است. هدف این مطالعه، بررسی فراوانی آنتیبادیهای سرمی هپاتیت A در گروه سنی کودکان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی بر روی ۲۰۰ کودک شش ماه تا ۱۰ سال بستری در بخش اورژانس بیمارستان طالقانی گرگان از اردیبهشت تا تیر ۱۳۹۵ انجام گرفت. در دو گروه ۱۰۰ نفری، گروه اول شش ماه تا سه سال و گروه دوم سه تا ۱۰ سال بودند. پس از دریافت رضایت از والدین، میزان ml ۳ خون جهت تعیین آنتیبادیهای HAV IgM & IgG بهروش الایزا گرفته شد و دادههای دموگرافیک کودکان در پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها: مطالعه بر روی ۲۰۰ کودک انجام شد. ۱۲۷ (۶۳/۵%) پسر و ۷۳ (۳۶/۵%) دختر بودند. بهطور کلی ۲۲ (%۱۱) بیمار شامل هشت نفر (%۸) در گروه اول و ۱۳ نفر (%۱۳) در گروه دوم، سرولوژی مثبت بودند. در نتیجه اختلاف معناداری بین دو گروه (سنی و جنسی) مشاهده نشد (۰/۲۳۹P=) و (۰/۵۳۵P=). تنها ۱۱% از کودکان زیر ۱۰ سال سابقهی ابتلا به ویروس هپاتیت A را داشتند و در نتیجه حدود ۸۹% از کودکان سابقه تماس یا ابتلا به ویروس نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه، میزان ابتلا به هپاتیت A در سنین زیر ۱۰ سال در حدود ۱۱% بود که نشان از کاهش تماس و ابتلا به این بیماری میباشد و بر این اساس احتمال ابتلا به عفونت HAV به سنین بالاتر شیفت میشود.
ناهید عارفی لیسار، پریوش کردبچه، ساسان رضایی، مهین صف آرا، روشنک داعی قزوینی، حیدر بخشی، زهرا امیدوار جلالی،
دوره 75، شماره 12 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی دوران بارداری میتواند با عوارضی همچون سقط جنین، پارگی زودرس کیسه آب، تولد نوزاد کم وزن، کوریوآمنیونیتیس و کاندیدیازیس سیستمیک مادرزادی مرتبط باشد. هدف از انجام این مطالعه شناسایی گونههای کاندیدا با روشهای قارچشناسی و مولکولی در زنان باردار مبتلا به کاندیدیازیس واژینال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۸۰ زن باردار مراجعهکننده به بیمارستان شهید نورانی طالش از فروردین تا آذر ۱۳۹۵ (هشت ماه) انجام پذیرفت. کشت روی کروم آگار کاندیدا به منظور جداسازی و افتراق گونههای مهم بالینی به عمل آمد. کشتها بهمدت ۴۸ ساعت در C° ۳۵ انکوبه و کلنیهای رشد یافته بر اساس رنگ و تعداد، شناسایی گردیدند. تایید نهایی گونهها توسط روش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) انجام پذیرفت.
یافتهها: ۲۰ مورد (۲۵%) از بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدایی بودند. از ۲۲ ایزوله شناسایی شده توسط کشت، گونههای آلبیکنس بهعنوان شایعترین گونه (۷۲/۸%)۱۶، گلابراتا (۲۲/۷%)۵ و کروزهای (۴/۵%)۱ شناسایی گردیدند. دو بیمار دارای عفونت توام (گونههای آلبیکنس و گلابراتا) بودند درحالیکه با روش PCR-RFLP، گونههای شناسایی شده بهترتیب شامل: آلبیکنس (۵۹/۱%)۱۳، گلابراتا (۲۲/۷%)۵، تروپیکالیس (۱۳/۶%)۳ و کروزهای (۴/۵%)۱ مورد گزارش گردیدند. در این پژوهش از نظر آماری ارتباط معنادار بین کاندیدیازیس واژینال با علایم بالینی (۰/۰۰۰۱P<)، دیابت (۰/۰۱۴P<) و استفاده از آنتیبیوتیکها (۰/۰۰۳P<) وجود داشت.
نتیجهگیری: روش PCR-RFLP بهعنوان یک روش تکمیلی توانست گونههای کاندیدا را بهدرستی تعیین هویت نماید.
علیرضا آتشی، شهرام امینی، عرفان قاسمی، شیما شیبانی، سعید اسلامی،
دوره 76، شماره 4 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اروپایی EuroSCORE پیشبینی کننده مرگومیر ۳۰ روزه پس از جراحی قلب است. هدف این مطالعه، ارزیابی نحوه پیشبینی این مدل برای گروهی از بیماران تحت جراحی قلب باز بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی آیندهنگر، از دادههای بیماران تحت جراحی قلب بستری در بیمارستان امام رضا (ع) (مشهد) از فروردین ۱۳۹۳ تا اسفندماه ۱۳۹۴ مقادیر مدل محاسبه شد. با مقایسه میزان مرگومیر مشاهده شده و مورد انتظار بیماران، میزان حساسیت، ویژگی، سطح زیر منحنی ROC و در نهایت میزان قدرت تمایز مدل با ابزار آنلاین محاسبه و بررسی و دقت مدل ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان مرگومیر در بین ۱۳۳۷ بیمار برابر ۴۳ نفر (۳/۲%) بود. با وجود تطبیق خوب، مدل قدرت تمایزی ضعیف (۰/۶۶۷AUC=) و همچنین دقت پایینی با حساسیت معادل ۶۱/۸۸% و ویژگی ۶۶/۲۳% به نمایش گذاشت.
نتیجهگیری: نتایج حاصله، عملکرد و دقت ضعیف مدل EuroSCORE II را نمایش میدهد. به این ترتیب این مدل برای پیشبینی مرگومیر سی روزه پس از جراحی و تصمیمگیریها قابل اعتماد نیست.