جستجو در مقالات منتشر شده


85 نتیجه برای Ross

احسان محمدی، سعید کرمانی، بابک امرا،
دوره 76، شماره 5 - ( 5-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص دقیق خواب عمیق (خواب با امواج آهسته) از بیداری، باعث افزایش صحت طبقه‌بندی خواب به‌عنوان امری مهم در پزشکی خواهد شد. به‌دلیل هزینه‌بر و وقت‌گیر بودن تعیین دستی عمق خواب می‌توان با پردازش سیگنال مغزی به‌صورت اتوماتیک عمق خواب را تعیین کرد. در این مطالعه ویژگی جدیدی از طیف مرتبه دوم سیگنال الکتروانسفالوگرام جهت تشخیص خواب عمیق بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در دانشکده فناوری‌های نوین علوم پزشکی دانشگاه علوم‌ پزشکی اصفهان از بهمن ۱۳۹۵ تا مهر ۱۳۹۶ انجام شد. مطالعه بر روی ۲۵۹۸ تکه سیگنال الکتروانسفالوگرام دریافت‌شده از هشت نفر می‌باشد. در این مطالعه از مقادیر طیف مرتبه دوم الکتروانسفالوگرام تصویر خاکستری ساخته شد و با آستانه‌گذاری اُتسو به تصویر باینری تبدیل گشت. سپس ویژگی جدید نسبت تعداد بیت‌های سفید بالای قطر فرعی به پایین آن (نرخ دوطیفی فرکانس‌های پایین به بالا) از تصویر استخراج شد.
یافته‌ها: ویژگی‌های مبتنی بر انرژی از جمله مهمترین روش‌های پردازش سیگنال‌های حیاتی هستند. نرخ دوطیفی فرکانس‌های پایین به بالا، قادر است با درستی ۹۹/۵۰% حالت بیداری را از خواب عمیق جدا کند درحالی‌که براساس نتایج به‌دست‌آمده ویژگی‌های مبتنی بر انرژی چنین توانایی ندارند.
نتیجه‌گیری: ویژگی معرفی‌شده کارایی لازم را برای استفاده در تعیین اتوماتیک عمق خواب دارا است. درستی به‌دست‌آمده در تفکیک خواب عمیق و بیداری با ویژگی معرفی‌شده بیش از درستی به‌دست‌آمده به‌وسیله همه ویژگی‌های مبتنی بر انرژی سیگنال است. می‌توان از این ویژگی در همه کارهایی که در آن‌ها از طیف مرتبه دوم استفاده می‌شود (مانند تعیین عمق بیهوشی)، استفاده کرد.

شهرام شهرکی زاهدانی، مژده جهان‌تیغ، یوسف امینی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سودوموناس آئروژینوزا پاتوژن فرصت طلب و یکی از عوامل مهم عفونت‌های بیمارستانی است. این باکتری عامل عفونت ادراری، تنفسی در بیماران مبتلا به سیستیک فیبروزیس، عفونت زخم در بیماران سوختگی، سپتی‌سمی و مننژیت می‌باشد. با توجه به توانایی ذاتی و اکتسابی این باکتری در ایجاد مقاومت به عوامل ضد میکروبی، شناسایی الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی آن اهمیت بالایی دارد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی سویه‌های سودوموناس بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی ۲۰۰ ایزوله سودوموناس آئروژینوزا از نمونه‌های مختلف بالینی ادرار، خون، زخم و سایر موارد از بیمارستان‌های آموزشی زاهدان از خردادماه تا بهمن ماه ۱۳۹۶جمع‌آوری شدند. پس از انجام آزمون‌های بیوشیمیایی و تایید نوع باکتری، مقاومت آنتی‌بیوتیکی سویه‌ها برای ده آنتی‌بیوتیک به روش دیسک دیفیوژن و بر اساس استاندارد Clinical Laboratory Standards Institute (CLSI) تعیین شد. همچنین حداقل غلظت مهارکننده (MIC) سه آنتی‌بیوتیک ایمی‌پنم، پیپراسیلین تازوباکتام و سفتازیدیم به روش Epsilometer agar diffusion gradient test (E-test, Liofilchem®, Roseto degli Abruzzi, Teramo, Italy) مشخص شد. پس از جمع‌آوری داده‌ها، نتایج توسط SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آزمون‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: در این مطالعه از مجموع ۲۰۰ ایزوله سودوموناس آئروژینوزا سویه‌های جدا شده از منابع ادرار (۵۴%) و خون (۲۳/۵%) دارای بیشترین فراوانی بودند. بیشترین میزان مقاومت مربوط به سیپروفلوکساسین (۳۷%) و کمترین میزان مقاومت مربوط به پیپراسیلین تازوباکتام و سفتازیدیم به‌ترتیب ۶/۵
% و ۶% بود. همچنین تمامی سویه‌ها به آنتی‌بیوتیک کلیستین حساس بودند.
نتیجه‌گیری: طی این مطالعه سویه‌های سودوموناس آئروژینوزا کمترین مقاومت را در برابر سفتازیدیم از خود نشان دادند که این آنتی‌بیوتیک می‌تواند گزینه اصلی درمان باشد.

کیانوش صابری، شهناز شریفی، مهرداد صالحی، پانیذ میهن‌دوست،
دوره 76، شماره 11 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: آگاهی از میزان نسبی مصرف خون حین عمل جراحی عروق کرونر باعث بهبود توانایی مراکز انتقال خون در تأمین خون سالم و کافی می‌شود. به‌همین‌منظور این مطالعه با هدف تعیین فاکتورهای موثر در میزان نیاز به خون در جراحی بای‌پس عروق کرونر انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه‌ی مقطعی بر روی ۳۱۷ نفر از بیماران تحت جراحی ایزوله عروق کرونر در اتاق عمل جراحی قلب بیمارستان امام‌خمینی (ره) تهران از شهریور تا پایان بهمن ۱۳۹۶ انجام شده است. روش نمونه‌گیری در دسترس بوده است. متغیرهای این مطالعه با مراجعه به پرونده بیماران استخراج شدند. ۰/۰۵P< به‌عنوان معنادار گزارش شد.
یافته‌ها: در این مطالعه، ۳۱۷ بیمار تحت عمل بای پس شریان کرونر مورد بررسی قرار گرفتند. ۲۳۶ مورد (۷۴/۴%) مرد و باقی زن بودند. میانگین تجویز گلبول قرمز فشرده شده در زنان ۱/۳±۲/۷۴ واحد و در مردان ۱/۰۹±۲/۲۴ واحد بوده است (۰/۰۰۱P<). میانگین تجویز گلبول قرمز فشرده شده در بیماران با سطح هموگلوبین کمتر از g/dl۱۰، ۱/۸±۳/۲۷ واحد و در بیماران با سطح هموگلوبین بیشتر از g/dl۱۰ ۰/۹۹±۲/۲۵ واحد بوده است (۰/۰۰۰۱P<).
نتیجه‌گیری: پژوهش کنونی نشان داد که میانگین تزریق گلبول قرمز فشرده شده در زنان بیشتر از مردان تحت جراحی بای‌پس شریان کرونر بوده است. همچنین میزان هموگلوبین فرد تنها فاکتوری بود که بر تزریق گلبول قرمز فشرده تاثیر معنادار داشت.

سعید ولیان، صوفیا نقدی، نورالدین نخستین انصاری، شهره جلائی، ناصر سلسبیلی،
دوره 76، شماره 11 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تنها پرسشنامه معتبر برای ارزیابی مشکلات ران و کشاله ران، مقیاس ارزیابی ران و کشاله ران کپنهاک می‌باشد که به زبان انگلیسی است. هدف پژوهش کنونی، ترجمه و تطابق فرهنگی این پرسشنامه به فارسی و بررسی پایایی آن در ورزشکاران مبتلا به درد ران و کشاله ران بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع ساخت آزمون و به‌صورت مقطعی از خرداد ۱۳۹۳ تا اردیبهشت ۱۳۹۴ در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این پژوهش، ابتدا نسخه فارسی پرسشنامه تهیه گردید و سپس توسط ورزشکاران مبتلا به درد ران و کشاله ران پر شد. برای بررسی پایایی آزمون-بازآزمون، نمونه‌ها پس از یک تا دو هفته، بار دیگر پرسشنامه را تکمیل کردند.
یافته‌ها: در این پژوهش ۵۰ ورزشکار مرد با میانگین سنی ۳/۳۷±۲۶/۱۲ سال شرکت کردند. مقدار همبستگی درون گروهی برای نمره کل پرسشنامه ۰/۷۴ (۰/۰۰۰۱P<) محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: نسخه فارسی پرسشنامه "مقیاس ارزیابی ران و کشاله ران کپنهاگ" ابزاری پایا برای ارزیابی ورزشکاران مبتلا به درد ران و کشاله ران می‌باشد.

بابک منصور افشار، محمدرضا قینی، طیب رمیم،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت ناحیه انفارکتوس به‌عنوان یکی از عوارض استروک ایسکمیک شناخته می‌شود. این پدیده ممکن است با درجات مختلف در تمام موارد انفارکتوس رخ دهد. این مطالعه با هدف ارزیابی و بررسی فراوانی بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت در بیماران استروک ایسکمیک حاد بستری شده در بیمارستان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به‌صورت مقطعی و آینده‌نگر از فروردین ۱۳۹۳ تا فرودین ماه ۱۳۹۴ در بیماران بستری در بخش نورلوژی بیمارستان سینا شهر تهران، با تشخیص استروک ایسکمیک (شامل ترومبوتیک و آمبولیک) انجام گردید. ۱۰ روز پس از شروع علایم، بیماران تحت ارزیابی مجدد از نظر عدم ایجاد علایم نورولوژیک جدید قرار گرفته و در صورت عدم ابتلا، سی‌تی‌اسکن بدون کنتراست مغزی از جهت بررسی هموراژیک شدن ناحیه انفارکتوس برای آن‌ها انجام شد. در صورتی‌که یافته هموراژیک در ناحیه‌ای غیر از ناحیه پیشین رخ داده بود، عدم ترانسفورماسیون هموراژیک در نظر گرفته شده و بیمار وارد مطالعه نگردید.
یافته‌ها: تعداد ۳۸۷ نفر دارای شرایط ورود به مطالعه بودند. از این تعداد ۲۴۹ نفر به‌علت عدم مراجعه مجدد، ترومبوز وریدهای مغزی، ایسکمی لاکونار، دریافت آنتی‌کوآگولان (هپارین، وارفارین)، ترانسفورماسیون هموراژیک علامت‌دار و فوت بیمار از مطالعه خارج شدند. در نهایت ۱۳۸ بیمار (۳۵/۶%) شامل ۸۶ مرد (۶۲/۳%) مرد و ۵۲ زن (۳۷/۷%) با میانگین سنی ۹/۳۷±۶۶/۶۱ سال (۱۰۱-۵۰ سال) در مطالعه باقی ماندند. ۲۷ مورد از بیماران (۱۹/۶%) دارای ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت بودند.
نتیجه‌گیری: در بیماران ایسکمیک استروک حاد، سابقه Coronary artery bypass graft (CABG) به‌طور معناداری باعث افزایش احتمال بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت می‌گردد درحالی‌که سابقه Cerebrovascular accident (CVA) با کاهش احتمال بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت همراه می‌باشد.

علی محمد مصدق‌راد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی‌نژادی،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی می‌تواند منجر به ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی و کارایی بیمارستان‌ها شود. این پژوهش با هدف بررسی اثرات اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستان‌های ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این پژوهش تأثیر اجرای استانداردهای اعتباربخشی بر کارکنان، بیماران، جامعه و عملکرد بیمارستان‌های کشور با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا بررسی شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای ساده تصادفی از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی به عمل آمد.
یافته‌ها: حدود ۷۱% بیمارستان‌ها درجه یک و عالی اعتباربخشی کسب کرده بودند. میزان تأثیر اعتباربخشی بر عملکرد بیمارستان‌ها ۰/۶۶±۳/۱۶ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از اثرات برنامه اعتباربخشی راضی بودند. بیشترین تأثیر اعتباربخشی بر بیمار و کمترین تأثیر آن بر کارکنان بود. برنامه اعتباربخشی در بهبود ایمنی بیماران و کارکنان، رعایت حقوق بیماران، کاهش خطا و توانمندسازی کارکنان موفق بود. تأثیر اعتباربخشی در حوزه‌های بهبود ارتباطات سازمانی، ارتقای فرهنگ‌سازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات، استفاده کارآمد از منابع، کاهش عفونت‌ بیمارستانی و مرگ‌‌ومیر بیماران در حد متوسط ارزشیابی شد. در نهایت، اعتباربخشی در حوزه‌های رضایت کارکنان، جلب مشارکت پزشکان در بهبود فرآیندهای کاری، به‌کارگیری طبابت مبتنی بر شواهد، جذب بیماران و افزایش درآمد بیمارستان ضعیف عمل کرد. رابطه آماری معکوسی بین تعداد تخت بیمارستان و نتایج اعتباربخشی مشاهده شد (۰/۰۹۰-r=، ۰/۰۳۸P=). استفاده کارآمد از منابع، یادگیری سازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات و بهبود ارتباطات سازمانی نقش زیادی در دستیابی به اهداف اعتباربخشی بیمارستانی دارند.
نتیجه‌گیری: اعتباربخشی تأثیر متوسطی بر عملکرد بیمارستان داشته است. برنامه اعتباربخشی هزینه زیادی برای بیمارستان‌های کشور ایجاد می‌کند.

امین بنایی، بیژن هاشمی، محسن بخشنده، بهرام مفید،
دوره 77، شماره 2 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‌های پرکاربرد پرتودرمانی پروستات، پرتودرمانی با شدت تعدیلی (Intensity-modulated radiation therapy, IMRT) می‌باشد که با روش‌های مختلفی انجام می‌شود. هدف این پژوهش، مقایسه اثرات دوزیمتریکی و زیست‌پرتویی روش‌های مختلف IMRT پروستات با توجه به درصد حجم مشترک بین بافت هدف و اندام‌های بحرانی به‌عنوان متغیر آناتومیکی بیماران بود.
روش بررسی: این پژوهش، مطالعه‌ای مقطعی، تحلیلی و کمی بود که از فروردین ۱۳۹۵ تا خرداد ۱۳۹۷ در مرکز پرتودرمانی بیمارستان شهدای تجریش و گروه فیزیک پزشکی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد. چهار روش پرتودرمانی IMRT (۹، ۷ و ۵ میدانه و خودکار) بر روی تصاویر سی‌تی ۶۳ بیمار طراحی شدند. اثرات زیست‌پرتویی بر اندام‌های حیاتی (مثانه و رکتوم) و همچنین بافت هدف با روش سریالیتی نسبی محاسبه گردید. نتایج روش‌های مختلف پرتودرمانی با یکدیگر بر مبنای متغیر آناتومیکی مقایسه شدند.
یافته‌ها: برای بیماران با حجم مشترک بین صفر تا ۱۵%، اختلافی بین متغیرهای زیست‌پرتویی در روش‌های مختلف IMRT مشاهده نشد. با افزایش درصد حجم مشترک، احتمال‌های کنترل تومور و کنترل تومور بدون آسیب، کاهش و احتمال آسیب به بافت نرمال، افزایش داشتند. در تمام مقادیر حجم مشترک، روش‌های ۹ و ۷ میدانه با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (۰/۰۶=P). در حجم‌های مشترک بیشتر از ۳۰%، روش‌های ۹ و ۷ میدانه مقادیر زیست‌پرتویی بهتری داشتند (۰/۰۰۹=P).
نتیجه‌گیری: در بیماران با درصد حجم مشترک پایین، می‌توان از هر کدام از روش‌های IMRT استفاده کرد، اما در حجم‌های مشترک بالا (>۳۰%) روش‌های ۹ و ۷ میدانه نتایج مناسب‌تری دارند. می‌توان به جای روش ۹ میدانه به‌ویژه در مواردی با عدم قطعیت زیاد در تنظیم بیمار، از روش ۷ میدانه استفاده کرد.

مهرداد محمدی، جمشید فقری،
دوره 77، شماره 4 - ( 4-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس از عوامل بیماری‌زای متداول در انسان است که طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها را ایجاد می‌کند. آنزیم کوآگولاز از عوامل مهم بیماری‌زای این باکتری می‌باشد. همچنین بررسی تنوع ژنتیکی ژن کدکننده این آنزیم (Coa) یکی از روش‌های مولکولی تعیین تیپ ایزوله‌های استافیلوکوکوس اورئوس می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، از اسفند ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۷، ۱۵۰ نمونه استافیلوکوس اورئوس جدا شده از نمونه‌های ادرار و خون از بیمارستان‌های آموزشی الزهرا و امام حسین (ع) دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از تایید نوع باکتری نمونه با قطعه ژنومی Coa، برای تعیین تیپ کوآگولاز منطقه بسیار متغیر ژن این آنزیم در واکنش Polymerase chain reaction (PCR) تکثیر و سپس مورد هضم آنزیمی با استفاده از آنزیم اندونوکلئاز محدودگر AluI قرار گرفت و تنوع طول قطعات هضم آنزیمی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: از ۱۵۰ نمونه ۴۵ نمونه استافیلوکوکوس اورئوس با تست‌های بیوشیمیایی تایید و از این تعداد ۳۶ (۸۰%) نمونه‌ها حامل ژن کوآگولاز بودند. در بین الگوهای PCR، الگوی bp680 در ۲۰ نمونه و الگوی bp750 در ۱۶ نمونه به‌دست آمدند. پس از هضم آنزیمی برای آزمون Restriction fragment length polymorphism (RFLP)، چهار الگو به‌دست آمدند که الگوی ۲۸۰+۴۰۰ در ۱۶ نمونه (۴۴/۴%)، الگوی ۲۸۰+۴۷۰ در ۷ نمونه (۱۹/۴%)، الگوی ۳۴۰+۳۴۰ در ۶ نمونه (۱۶/۶%)، الگوی بدون هضم ۷۵۰ در ۷ نمونه (۱۹/۶%) می‌باشند.
نتیجه‌گیری: با استفاده از آزمایشات صورت گرفته مشخص گردید که الگوی PCR-RFLP، ۲۸۰+۴۰۰ جفت بازی الگوی غالب در نمونه‌های استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده در اصفهان می‌باشد.

فرزانه محمدی، مهیار ایمانپور، رضا رضایتمند،
دوره 77، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: کتاب جدید ارزش‌های نسبی خدمات تشخیصی درمانی در سال ۱۳۹۳ و به‌منظور برطرف کردن اشکالات فراوان موجود در کتاب تعرفه پیشین تدوین و ملاک محاسبه قرار گرفت. از جمله اهداف کتاب جدید رعایت بیشتر توازن بین رشته‌ای در محاسبه تعرفه خدمات تشخیصی-درمانی و عادلانه‌تر نمودن تعرفه‌ها برای انجام اعمال تخصصی و فوق‌تخصصی بود. هدف مطالعه کنونی تحلیل ارزش نسبی بین رشته‌های تخصصی پزشکی با استفاده از این کتاب بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به تعیین و مقایسه میانگین ارزش‌های نسبی خدمات مراقبت سلامت بین تخصص‌های مختلف پزشکی براساس کتاب ارزش نسبی خدمات ‌سلامت ایران از مهر ۱۳۹۶ تا مرداد ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پرداخت.
یافته‌ها: جراحی فک و صورت و جراحی مغز و اعصاب با ۶۲/۸۱ و ۶۰/۴۷ واحد (۰/۰۰۱P<) بالاترین میانگین و جراحی چشم و جراحی زنان و زایمان با ۲۸/۹۵ و ۲۸/۸۱ واحد (۰/۰۰۱P<) پایین‌ترین میانگین را به خود اختصاص دادند. از بین فوق تخصص‌ها نیز فوق تخصص جراحی قلب و عروق با ۸۵/۲۵ واحد (۰/۰۰۱P<) بالاترین میانگین ارزش نسبی و جراحی پلاستیک با ۵۰/۵۱ واحد (۰/۰۰۱P<) پایین‌ترین میانگین ارزش نسبی را به خود اختصاص دادند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که تفاوت معنادار میان میانگین ارزش‌های نسبی در رشته‌های تخصصی و فوق تخصصی وجود دارد. با توجه به اینکه ارزش‌های نسبی خدمات با توجه به فاکتورهایی مانند مهارت و تخصص مورد نیاز، ریسک عمل جراحی برای پزشک و بیمار، تعیین شده‌اند تفاوت مشاهده‌شده بین رشته‌های مختلف توجیه‌پذیر به‌نظر می‌رسد.

سعید‌الله نوحی، متین قاضی‌زاده، لیلا ملکی،
دوره 77، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: ویتامین D در سیستم ایمنی نقش مؤثری داشته و کاهش ایمنی می‌تواند باعث عفونت مکرر لوزه و آدنویید شود. افزایش اندازه لوزه‌ها و آدنویید و علایم انسدادی در زمینه عفونت‌های راجعه اتفاق می‌افتد. از این‌رو کاهش سطح سرمی ویتامین D ممکن است در افزایش اندازه لوزه و آدنویید و مشکلات انسدادی ناشی از آن نقش داشته باشد. این مطالعه با هدف بررسی سطح ویتامین D و هیپرتروفی آدنویید و تانسیل‌ها تنظیم شده است.
روش بررسی: مطالعه به‌صورت مقطعی آینده‌نگر از اسفند ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۵در کودکان ۳ تا ۱۵ ساله سالم و بدون سابقه درمان با ویتامین D که به درمانگاه گوش و حلق و بینی بیمارستان طالقانی تهران مراجعه نمودند، انجام شد. ابتدا کودکان براساس معاینه اولیه و تعیین گرید تانسیل، به چهار گروه تقسیم شدند و سایز آدنویید در بیماران مشکوک به هیپرتروفی، با گرافی ساده مشخص شد.
یافته‌ها: ۱۴۰ کودک مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی آن‌ها (۳/۲۸SD=) ۷/۶۹ سال بود. ۶۹ نفر (۴۹/۳
%) از آن‌ها دختر و ۷۱ نفر (۵۰/۷%) پسر بودند. سطح ویتامین D در کودکان در این مطالعه از ۵/۵۰ تا ۳۴/۱ با میانگین آن ng/dl ۱۶/۳۵ متغیر بود. سطح ویتامین D در کودکان با گرید ۳ و ۴ پایین‌تر از کودکان با گرید تانسیل ۱ و ۲ بود ولی تفاوت معناداری میان گروه‌ها مشاهده نشد (۰/۲۱۱=P). در مقایسه سطح ویتامین D در کودکان با یا بدون هایپرتروفی آدنویید تفاوت معناداری مشاهده نشد (۰/۲۵۴=P).
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه، سطح سرمی ویتامین D نقشی در افزایش اندازه لوزه‌ها و آدنویید و ایجاد هیپرتروفی ندارد.

بیتا دادپور، زهرا حاتمی، امیررضا لیاقت، علی اشراقی، فارس نجاری، درسا نجاری،
دوره 77، شماره 7 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: پراکندگی QT به معنای تفاوت بین فاصله QT حداقل و حداکثر در الکتروکاردیوگرام دوازده لید استاندارد است. هدف پژوهش کنونی در این پژوهش پیدا کردن رابطه‌ای مابین مسمومیت با متادون و تغییر میزان پراکندگی QT در نوار قلبی بیماران بود.
روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی، مقطعی، به‌صورت تصادفی، که در بخش مسمومین بیمارستان امام رضا (ع) مشهد از مهر ۱۳۹۴ تا فروردین ۱۳۹۵ صورت گرفت، از تمامی بیمارانی که با شکایت و یا علایم مسمومیت با متادون به بخش اورژانس مراجعه نموده بودند، در بدو ورود یک نوار قلبی با ۱۲ لید از آن‌ها گرفته ‌شد، و سپس میزان پراکندگی QT در نوار قلبی آن‌ها در مقایسه با سایر پارامترها به‌صورت دستی برای بیماران محاسبه ‌گردید، همچنین، از طرفی برای مشخص نمودن میزان الکترولیت‌ها (پتاسیم، کلسیم، منیزیم) یک نمونه خون نیز از بیماران دریافت، و متغیر‌های موصوف نیز از آن استخراج شدند، و برای اطمینان از درستی شرح حال دریافت‌شده نمونه ادرار نیز برای آزمایش آن از نظر وجود متادون به آزمایشگاه ارسال گردید.
یافته‌ها: ۱۰۰ بیمار مورد مطالعه قرار گرفتند، که ۶۵ نفر آن‌ها مرد (۶۵%) و ۳۵ نفر آن‌ها زن (۳۵%) بودند. میانگین سنی آن‌ها ۱۴/۵±۳۳/۸۷ سال بود. متوسط دوز مصرفی متادون در این بیماران mg ۳۵/۷±۳۵/۵ بوده است. میانگین پتاسیم ۰/۵±۳/۹۹، کلسیم ۰/۵±۸/۹۴ و منیزیوم mg/dl ۰/۲۶±۱/۹۸ بود. در داده‌های نوار قلب بیماران میانگین پراکندگی QT میلی‌ثانیه (millisecond) ۰/۰۱۸±۰/۰۴۱ بود.
نتیجه‌گیری: در پژوهش کنونی هیچ رابطه‌ی معناداری مابین میزان پراکندگی QT و مسمومیت با متادون یافت نشد. 

شهربانو کیهانیان، نفیسه کوچکی، مجید پویا، مریم ذاکری حمیدی،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان زنان و مهمترین عامل مرگ ناشی از سرطان در زنان سراسر دنیاست که در ایران ۱۷% کل سرطان‌های زنان را به خود اختصاص داده و همچنان در رتبه اول قرار دارد. این مطالعه به منظور بررسی عوامل مرتبط با درگیری غدد لنفاوی زیربغل در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شده است. 
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از فروردین ۱۳۹۱ تا اسفند ۱۳۹۳ روی ۱۶۷ زن مبتلا به سرطان پستان در بیمارستان‌های شهید بهشتی بابل، شهید رجایی تنکابن و امام سجاد (ع) رامسر انجام شده است.
یافته‌ها: میزان درگیری غدد لنفاوی زیربغلی، ۷۰/۱% بود. متوسط سن بیماران، ۱۱/۶۲±۴۹/۶۴ سال بود. شایعترین گروه سنی، ۴۹-۴۰ سال بودند که بیشترین درگیری غدد لنفاوی (۲۴%) را داشتند. میانگین اندازه تومور cm ۳/۳۹ بود که بیشتر بیماران توموری با اندازه cm ۵-۲ () داشتند. تمام بیماران با اندازه تومور بالای cm ۵ ()، درگیری غدد لنفاوی داشتند. شایعترین نوع پاتولوژی تومور و درجه بافت‌شناسی، به‌ترتیب کارسینوم داکتال مهاجم (۹۳/۴%) و درجه ۲ (۵۲/۱%) بوده است. ۸۵/۱% از بیماران با درجه ۳ بیشترین درگیری غدد لنفاوی را داشتند. ۲۲/۲% از بیماران با تهاجم عروقی، درگیری غدد لنفاوی زیربغلی داشتند. ۶۳% تومورها هر دو گیرنده استروژن و پروژسترون را داشتند. درگیری غدد لنفاوی با اندازه (۰/۰۳۱=P)، نوع (۰/۰۰۷=P) و درجه بافت‌شناسی تومور (۰/۰۱۱=P)، گیرنده استروژن (۰/۰۰۸=P)، گیرنده پروژسترون (۰/۰۳۸=P) ارتباط آماری معناداری داشت. 
نتیجه‌گیری: درگیری غدد لنفاوی زیربغلی با اندازه تومور، نوع تومور، درجه بافت‌شناسی و وضعیت گیرنده‌های استروژن و پروژسترون مرتبط بود. درحالی‌که با سن و وضعیت توأم گیرنده‌های استروژنی و پروژسترونی ارتباط معناداری نداشت.

راضیه نظری، مهری قاسمی، فریده دهقان منشادی، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب‌های روتاتورکاف از متداول‌ترین عوامل درد شانه هستند و کمابیش عضله‌ی سوپرااسپیناتوس درگیر می‌شود. آزمون‌های Full can (FC) و Empty can (EC)، آزمون‌های استاندارد طلایی برای ارزیابی ضایعات شانه هستند. به‌تازگی آزمون Hug up (HU) برای ارزیابی سوپرااسپیناتوس مطرح شده است. تاکنون هیچ مطالعه‌ سونوگرافی‌ به مقایسه‌ی ضخامت عضله‌ی سوپرااسپیناتوس در این آزمون‌ها نپرداخته است. هدف این مطالعه مقایسه‌ی ضخامت عضله‌ی سوپرااسپیناتوس در آزمون‌های HU، FC وEC  در زنان سالم جوان است.
روش بررسی: ۴۰ زن سالم (میانگین سن ۲/۴±۲۱/۶۲ سال) در این مطالعه‌ی ‌مقطعی-مقایسه‌ای از فروردین تا خرداد ماه سال ۱۳۹۷ در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده‌ی توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران شرکت کردند. ضخامت سوپرااسپیناتوس در وضعیت‌های استراحت و انقباضی با وزنه‌ی مچی kg ۰/۵ در ۱) وضعیت EC:  شانه در ۹۰ درجه الویشن در صفحه‌ی استخوان کتف و شست رو به زمین ۲) وضعیت FC: شانه در ۹۰ درجه الویشن در صفحه‌ی استخوان کتف و شست رو به سقف ۳) وضعیت HU: آرنج خم شده و کف دست با انگشتان باز روی شانه‌ی سمت مقابل، اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: آزمون Bonferroni نشان داد، ضخامت سوپرااسپیناتوس در وضعیت‌های EC، FC و HU به‌طور معنا‌داری بیشتر از وضعیت استراحت بود (۰/۰۰۱>P). ضخامت عضله در وضعیت EC به‌طور معنا‌داری از وضعیت FC کمتر بود (۰/۰۰۱=P) و وضعیت HU با وضعیت‌های EC و FC اختلاف معنا‌دار آماری نداشت.
نتیجه‌گیری: در تمامی وضعیتها میانگین ضخامت عضله‌ نسبت به وضعیت استراحت افزایش داشت و بیشترین ضخامت در وضعیت FC بود. به‌نظر می‌رسد ضخامت سوپرااسپیناتوس در آزمون HU با آزمون‌های EC و FC مشابه است.

سپهر اسلامی، سید حمید موسوی، کیوان قدیمی،
دوره 77، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه روش‌های جراحی در بیماران با پارگی رباط صلیبی قدامی کاربردهای فراوانی در درمان داشته است و به‌دنبال آن با نتایج موفقیت‌آمیز همراهی داشته است. بنابراین هدف از پژوهش کنونی تعیین و مقایسه نتایج بازسازی رباط صلیبی قدامی به دو روش لوپ ثابت و لوپ قابل تنظیم است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۶۰ بیمار مراجعه‌کننده به مرکز درمانی و آموزشی کاشانی اصفهان (تحت نظارت و حمایت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان) از فروردین ۱۳۹۶ تا اسفند ۱۳۹۷ انجام گرفت. ۳۰ بیمار با روش لوپ ثابت و ۳۰ بیمار با روش لوپ قابل تنظیم تحت عمل جراحی بازسازی رباط صلیبی قدامی قرار گرفتند. نتایج پس از عمل در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته‌ها: میزان فراوانی استاتیک لاکسیتی زیر mm ۸ در گروه لوپ ثابت ۸۳/۳% و در گروه دیگر ۷۶/۷% بود که اختلاف معناداری بین دو گروه از این نظر وجود نداشت. همچنین هیچ‌گونه عفونتی در دو گروه دیده نشد. اختلاف معناداری بین دو گروه از نظر دامنه حرکت و نمره زانو پیش و پس از عمل وجود نداشت. پس از عمل ۹۶/۷% از گروه لوپ ثابت و ۸۶/۷% از گروه لوپ قابل تنظیم به فعالیت عادی بازگشتند. بین دو گروه اختلاف معناداری از نظر بازگشت به فعالیت عادی و میزان رضایتمندی وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: استفاده از گرفت لوپ ثابت و لوپ قابل تنظیم روش‌های موثر، مفید و کم عارضه‌ای برای درمان بیماران با رباط صلیبی قدامی بود.

امیرحسین موحدیان، محمد جهانگیری، مونا نبوتی، محمدرضا شریف، راحله مرادی، زیبا مسیبی،
دوره 77، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های مادرزادی قلبی، دومین دسته از آنومالی‌های شایع در نوزادان را تشکیل می‌دهند که تشخیص زودهنگام این بیماری‌ها به درمان بهتر آن کمک می‌کند. در این مطالعه به بررسی فراوانی و علل مشاوره‌های قلب در نوزادان بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان پرداخته شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تمامی ۲۵۰ مشاوره قلب انجام‌شده در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بیمارستان شهید بهشتی کاشان از فروردین ۱۳۹۲ تا پایان اسفند همان سال مورد بررسی قرار گرفت. داده‌هایی چون علت درخواست مشاوره، نوع زایمان، سن مادر، نوع ازدواج، سابقه‌ی فامیلی بیماری‌های مادرزادی قلبی، داروهای مصرفی مادر، بیماری‌های زمینه‌ای مادر، تشخیص نهایی و نیاز به پیگیری بیماران در پرسشنامه طراحی شده ثبت شد.
یافته‌ها: میانگین سنی نوزادان مشاوره‌شده، ۵/۱۴±۴/۸۴ روز و با سن بارداری ۳/۶۵±۳۳/۹۳ هفته بود. جنس مرد و زایمان سزارین بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. وضعیت و عملکرد قلبی در ۸۴% از نوزادان طبیعی گزارش شد. شایع‌ترین بیماری قلبی تشخیص داده شده نقص‌های سپتوم با ۲۷/۵% و باز ماندن مجرای شریانی با ۱۷/۵% بود. ارتباط معناداری بین زایمان زودرس و تشخیص بیماری‌های مادرزادی قلبی وجود داشت (۰/۰۰۱P< افزون‌براین نارسی با سندرم دیسترس تنفسی و بارداری با روش‌های کمک باروری مرتبط بود (۰/۰۵P<).
نتیجه‌گیری: شیوع بالاتر بیماری‌های مادرزادی قلبی در پژوهش کنونی در مقایسه با سایر مطالعات، نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که درخواست مشاوره قلب بر مبنای شک بالینی منجر به شناسایی موارد بیشتری از بیماری‌های مادرزادی قلبی می‌گردد، یعنی ارجاع به‌موقع نوزادان نیازمند دریافت مشاوره با شیوع بالاتر تشخیص نواقص قلبی همراه است.

حسن بسکابادی، فاطمه باقری، مریم ذاکری‌حمیدی،
دوره 77، شماره 10 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تب ناشی از دهیدراتاسیون نوزادی یک مشکل شایع هفته اول زندگی می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه مشخصات نوزادان مراجعه‌کننده با تب ناشی از دهیدراتاسیون و نوزادان سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی ۳۲۴ نوزاد شامل ۱۲۰ نوزاد با دمای طبیعی بدن و ۲۰۴ نوزاد دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون مراجعه‌کننده به بیمارستان قائم (عج) مشهد از فروردین ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۳۹۸ با روش نمونه‌گیری آسان انجام شد. نوزادانی‌که با دمای بالای بدن مراجعه کردند و درجه حرارت زیر بغل بالاتر یا مساوی درجه حرارت رکتال داشتند و شواهد کلینیکی یا آزمایشگاهی عفونت را نداشته‌اند به‌عنوان هایپرترمی محسوب شدند (گروه مورد). نوزادانی‌که برای معاینه روتین مراجعه کرده یا زردی داشته‌اند ولی نیاز به درمان نداشتند به‌عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. مشخصات مادری و نوزادی دو گروه ثبت گردید.
یافته‌ها: در گروه نوزادان دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون (هایپرترمی)، مقادیر متغیرهای وزن هنگام مراجعه، دفعات و مدت تغذیه، دفعات دفع مدفوع، سن و وزن مادر، کمتر و مقادیر متغیرهای سن مراجعه، وزن هنگام تولد و زمان اولین تغذیه بیشتر بود (۰/۰۵P<). در گروه نوزادان دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون، بی‌قراری، خشکی مخاطی، فونتانل فرورفته و برجسته، تشنج، آپنه، کاهش هوشیاری، مصرف شیر مادر همراه با دکستروز، ترنجبین، شیرخشت، پوزیشن شیردهی نامناسب، عدم وجود رفلکس خروج شیر، تأخیر در شروع شیردهی، مشکلات پستانی و زردی بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: نوزادان مبتلا به هایپرترمی، بیشتر در معرض خطر کاهش وزن، تأخیر در اولین تغذیه و دفعات کمتر تغذیه و مدت زمان کوتاه‌تر تغذیه قرار دارند. مشکلات پستان، وضعیت نامناسب شیردهی، عدم وجود رفلکس ترشح شیر، تأخیر در شیردهی، شیردهی کمتر، مصرف شیر مادر با دکستروز، ترنجبین و شیرخشت از عوامل خطر تب ناشی از هایپرترمی می‌باشند.

اعظم شیرعلی‌نژاد، فرزانه فیروزه، منصوره مومن هروی، عصمت آقاداوود، مجتبی صحت،
دوره 77، شماره 10 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سپسیس یک سندرم بالینی است که به‌دنبال پاسخ التهابی نامنظم به عفونت همراه با علایم سیستمیک ایجاد شده و در صورت عدم درمان سریع با مرگ‌ومیر بالایی همراه می‌باشد. امروزه روش‌های مولکولی به‌دلیل حساسیت، اختصاصیت و سرعت بالا منجر به تشخیص سریع و دقیق سپسیس باکتریال در طی چند ساعت می‌گردد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع باکتریمی در بیماران مشکوک به سپتی‌سمی، با استفاده از تکثیر ژن 23S rRNA به روش واکنش زنجیره پلی‌مراز می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از آذرماه ۱۳۹۵ تا دی‌ماه ۱۳۹۶ در بیمارستان شهید بهشتی کاشان در دو مرحله‌ی آنالیتیکی و کلینیکی انجام گرفت. نمونه خون ۲۶۵ بیمار مشکوک به سپتی‌سمی مراجعه‌کننده به اورژانس بیمارستان شهید بهشتی کاشان با روش Polymerase chain reaction (PCR) و با استفاده از پرایمر ژن 23S rRNA مورد بررسی قرار گرفتند. 
یافته‌ها: نتایج آزمون PCR نشان داد، از میان ۲۵۶ نمونه خون گردآوری شده از بیماران با علایم بالینی سپسیس، (۳۰/۲%)۸۰ دارای عفونت باکتریمی بودند. از این تعداد موارد باکتریمی، (۵۷/۵%)۸۰/۴۶ بیمار مرد و (۴۲/۵%)۳۴/۸۰ بیمار زن بودند. بیشترین موارد PCR مثبت در میان افراد با سابقه بیماری زمینه‌ای دیابت و زخم بستر (۲۱/۳%) به‌دست آمد. آنالیز آماری نشان داد، بین نتیجه آزمون PCR و سابقه مصرف آنتی‌بیوتیک ارتباط معناداری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، روش مولکولی PCR با استفاده از پرایمر همگانی 23S rRNA آزمون مناسب جهت تشخیص باکتریمی در نمونه‌های خون بیماران می‌باشد.

بابک مصطفی‌زاده، محمد جواد امیریان، سعید شعبانی،
دوره 77، شماره 10 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: قصور پزشکی یکی از مسائل مهم قانونی در رشته پزشکی می‌باشد که اغلب کادر درمانی آگاهی کم یا ناقص در مورد آن دارند و کم و بیش ممکن است با آن درگیر شوند. از این‌رو هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی فراوانی قصور پزشکی مسئولین فنی در پرونده‌های ارجاعی به سازمان پزشکی قانونی می‌باشد. 
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی-مقطعی، جمعیت مورد مطالعه شامل تمامی پزشکانی بود که به‌دلیل ارتکاب قصور پزشکی از ابتدای تیرماه تا انتهای آذر سال ۱۳۹۶ از آن‌ها در سازمان پزشکی قانونی استان تهران طرح دعوی شده بود. مکان انجام این مطالعه پژوهش سازمان پزشکی قانونی کل کشور بود که پژوهش حاضر با نظارت و حمایت آن انجام شده‌است. در این مطالعه داده‌های مورد نیاز با استفاده از چک لیست تحقیق از پرونده‌های موجود در سازمان پزشکی قانونی شهر تهران گرد‌آوری شدند و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: براساس یافته‌های این مطالعه عمده قصور پزشکی از نوع سازمانی هستند که در بیمارستان‌های دانشگاهی، در مسئولین فنی مرد با دامنۀ سنی ۴۱ تا ۵۰ سال و سابقه کاری کمتر از شش سال اتفاق می‌افتند. بیشترین شکایت اقامه شده به پزشکی قانونی به‌ترتیب مربوط به پزشکان عمومی، جراحان عمومی و متخصصین بیهوشی بود، در این بین متخصصین ارتوپدی، اورولوژی و گوش و حلق و بینی کمترین میزان را به خود اختصاص داده بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که بیشترین قصور پزشکی از نوع سازمانی هستند و در بیمارستان‌های دانشگاهی، مسئولین فنی مرد که در دهه پنجم زندگی هستند و سابقه کاری پایینی دارند رخ می‌دهد.

مجتبی هدایت‌ یعقوبی، محمدمهدی صباحی، الهه قادری، محمدعلی سیف ربیعی، فرشید رحیمی بشر،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل و مراقبت از عفونت‏های وابسته به ابزار در بخش‏های مراقبت ویژه یکی از مهمترین استراتژی‏های مراکز درمانی است. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی عفونت‌های مرتبط با مراقبت‌های پزشکی وابسته به ابزار و تعیین الگوی مقاومت میکروبی مرتبط به آن در بخش‏های مراقبت ویژه بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی از فروردین تا اسفند ۱۳۹۶ در بخش‏های مراقبت ویژه بیمارستان بعثت شهر همدان در طی ۱۲ ماه انجام شد. عفونت وابسته به ابزار شامل، عفونت جریان خون مرتبط با کاتتر مرکزی، عفونت ادراری وابسته به سوند و پنومونی وابسته به ونتیلاتور، مقاومت میکروبی و میزان مرگ‌و‌میر در بیماران بستری شده در بخش‏های مراقبت ویژه سنجیده شد.
یافته‌ها: از بین ۱۸۰۶ بیمار بستری در بخش‏های مراقبت ویژه در مجموع ۱۶۸ مورد (۹/۳%) عفونت وابسته به ابزار با فراوانی ۹۲ مورد (۵۵%) پنومونی وابسته به ونتیلاتور، ۵۶ مورد (۳۴%) عفونت ادراری وابسته به سوند و ۲۰ مورد (۱۱%) عفونت جریان خون مرتبط با کاتتر مرکزی شناسایی شد. میزان بروز پنومونی وابسته به ونتیلاتور، عفونت ادراری وابسته به سوند و عفونت جریان خون مرتبط با کاتتر مرکزی به‌ترتیب برابر ۴۴/۷، ۱۷/۵ و ۲۱/۶ هزار روز-وسیله بود. شایع‌ترین میکروارگانیسم‌های جدا شده به‌ترتیب، آسینتوباکتر (۲۷/۴%)، کلبسیلا (۱۸/۳%) و اشرشیاکلی (۱۵/۴%) بودند.
نتیجه‌گیری: بر‌اساس یافته‌های پژوهش کنونی شیوع عفونت وابسته به ابزار و مقاومت میکروبی در بخش‏های مراقبت ویژه به‌نسبت بالا می‌باشد که نیاز به به‌کارگیری و تقویت برنامه‌های پیشگیرانه و کنترل‌کننده‌ی عفونت‏های وابسته به ابزار احساس می‌شود.

علیرضا ماهوری، نازلی کرمی، شبنم ساعی‌فر،
دوره 77، شماره 12 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه‌گیری فشار شریانی یکی از مانیتورینگ‌های استاندارد در اتاق عمل می‌باشد. در طی بیهوشی عمومی، فشارخون می‌تواند با روش‌های غیرتهاجمی و تهاجمی، اندازه‌گیری شود. مقایسه اندازه‌گیری تهاجمی فشارخون در بیماران کاندید عمل جراحی ازوفاژکتومی ارزیابی نشده است. هدف از این مطالعه، مقایسه فشارخون مستقیم و غیرمستقیم در این بیماران می‌باشد.
روش بررسی: در یک مطالعه‌ی مشاهده‌ای آینده‌نگر، از خرداد ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۳۹۷، ۴۲ بیمار کاندید ازوفاژکتومی در پوزیشن سوپاین، در مرکز آموزشی درمانی امام‌خمینی (ره) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارزیابی شدند. بیماران با بلوک کامل قلبی و تفاوت فشار شریانی دو بازو بیشتر از mmHg ۱۰ از مطالعه خارج شدند. پس از القای بیهوشی، شریان رادیال برای اندازه‌گیری مستقیم کانوله گردید و فشارخون غیرمستقیم به‌وسیله‌ی کاف از دست دیگر در چهار بازه زمانی، T1 (پس از کانوله کردن شریان رادیال)، T2 (حین آزادسازی مری)، T3 (پس از آناستاموز) و T4 (در پایان عمل) اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: میانگین اختلاف اندازه‌گیری غیرمستقیم و مستقیم فشارخون سیستولیک، ۲/۹۳±۰/۸۵، ۲/۹۰±۸/۴۲-، ۳/۶۰±۶/۵۰، ۲/۶۰±۲/۶۷ و دیاستولیک ۲/۶۷±۱/۵۳، ۲/۲۲±۴/۵۷، ۲/۵۸±۲/۱۰ و mmHg ۱/۵۳±۱/۰۳ به‌ترتیب در بازه‌های زمانی T1 تا T4 بود. در تمام بازه‌های زمانی، تفاوت آماری بین دو روش اندازه‌گیری فشارخون سیستولی و دیاستولی مشاهده نگردید (۰/۷۷P=).
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه، فشارخون تهاجمی و غیرتهاجمی در تمام بازه‌های زمانی اندازه‌گیری شده در طی عمل جراحی با هم توافق داشته و اختلاف معناداری از این بابت مشاهده نشد.


صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb