71 نتیجه برای کار
نوید محمدی، مژگان کار بخش داوری، عبدالکریم پژومند،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
تعیین ویژگیهای اپیدمیولوژیک نوجوانانی که اقدام به مسمومیت عمدی کرده، به تنها بیمارستان تخصصی- ارجاعی مسمومیت در تهران مراجعه نموده یا ارجاع شده بودند.
روش بررسی: در این پژوهش که توسط مرکز تحقیقات تروما و جراحی سینا در بیمارستان لقمان انجام شد تمام موارد مسمومیت حاد در فاصله زمانی اردیبهشت تا آذر ماه 1382، وارد این مطالعه مقطعی شدند. گروه سنی نوجوانان، از 13 تا 19 سال در نظر گرفته شد و اطلاعات آنها جهت این مقاله مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل دادهها با نرمافزارهای آماری 8 STATA وSPSS ویراست 13 به انجام رسید.
یافتهها: از 9203 مورد مسمومیت عمدی، 5/28 %، نوجوان بودند (2626 نفر) نسبت دختر به پسر، 20/2 بود. 8/86% مجرد و 7/55%، دانشآموز و اغلب موارد شهرنشین بودند. مجموعاً مصرف 4859 مورد دارو یا سم، گزارش شد (میانگین 85/1 برای هر نفر). بین میانگین سنی پسران و دختران، اختلاف آماری معنیدار وجود داشت، در حالی که از نظر سابقه اختلالات جسمی و روانی، دو جنس، تفاوت معنی داری نداشتند. اکثریت بیماران، سابقه ای از اقدام به خودکشی قبلی نداشتهاند.
نتیجهگیری: برتری عددی دختران در اقدام به مسموم کردن خود، دیده میشود. با وجود این، پسران در سن پایینتری اقدام به مسمومسازی خود کرده بودند. فراوانی اختلالات روانی در نوجوانان مورد مطالعه کم تر از فراوانی آن درجمعیت عام بود که می تواند به دلیل شیوع کمتر این اختلال در آن ها بوده یا به خاطر برآورد کم تر از حد واقعی باشد. مسئله مهم، لزوم انجام مراقبتهای روان پزشکی برای کسانی است که اقدام به مسمومیت عمدی (خودکشی) میکنند. این مراقبتها باید مبتنی بر ارزیابیهای مناسب پایهای افراد و متناسب با نیازهای آنها باشد.
محمدرضا فضلالهی، زهرا پورپاک، مهدی یگانه، غلامعلی کاردر، انوشیروان کاظم نژاد، مسعود موحدی، محمد قرگزلو، رضافرید حسینی، ابوالحسن مرحوم فرهودی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
در سالهای اخیر تعداد گزارشات مربوط به واکنشهای ازدیاد حساسیت فوری به کنجد رو به افزایش بوده است. لذا با توجه به مصرف زیاد این ماده غذایی در کشور ما، این مطالعه برای شناخت تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی و آلرژی به کنجد و تعیین شیوع آن در بین سایر آلرژنها انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 250 بیمار با علایم بالینی آلرژی، انجام گرفت. بررسی بیماران شامل اطلاعات پرسشنامه مخصوص این مطالعه، انجام تست پوستی به روش پریک و اندازهگیری IgE اختصاصی به روش ELISA بود. تست پوستی با آلرژن کنجد و آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با آن (سویا، بادامزمینی و گردو) و بر حسب سن و شرح حال با آلرژنهای استنشاقی و غذایی شایع انجام گردید. تست IgEاختصاصی فقط با آلرژن کنجد انجام شد.
یافتهها: از 250 بیمار با متوسط سنی 74/11 سال، 35 بیمار (1/14%) پریک مثبت به عصاره کنجد و 27 بیمار (4/18%) IgE اختصاصی مثبت با آلرژن کنجد داشتند. در مجموع با توجه به شرح حال بیماران، نتایج تست پریک و نیز IgE اختصاصی علیه کنجد، میزان شیوع آلرژی به کنجد پنج نفر(2%) محاسبه گردید. از نظر علائم بالینی، در بیماران حساس به کنجد بهطور معنیداری، کهیر و درماتیت شایعترین علایم بیماری بوده و نسبت به افراد غیرحساس به این ماده، بیشتر مشاهده شد (008/0p=). در بیماران حساس به کنجد، بهطور معنیداری فراوانی تست پوستی مثبت با آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با کنجد، نسبت به بیماران غیر حساس بیشتر بود (00/0p=).
نتیجهگیری: در این بررسی برای اولین بار در ایران کنجد را بهعنوان یکی از علل شایع آلرژی غذایی (وابسته به IgE) و به ویژه از علل بروز آنافیلاکسی شناسایی کردیم. توجه به شرح حال بروز علائم با مصرف کنجد، استفاده از تست پریک میتواند در شناسایی این نوع آلرژی بخصوص در بیماران با علائم درماتیت - اگزما و کهیر کمک کننده باشد. همچنین مشاهده یک مورد آنافیلاکسی در بین پنج بیمار دچار آلرژی به کنجد نشانگر اهمیت این آلرژن در بین سایر آلرژنها میباشد.
آذر حدادی، شیرین افهمی، مژگان کاربخش، محبوبه حاجی عبدالباقی، مهرناز رسولی نژاد، حمید عمادی کوچک، نگین اسمعیل پور، امین صادقی، لطفالله قریشی،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
پرسنــل پزشکـی در معرض خطر ابتلا به ویروسهای منتقله از خون میباشند. هدف مطالعه حاضر، تعیین جنبههای اپیدمیولوژیک موارد مواجهه شغلی در پرسنل و عوامل موثر بر آن بوده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران در پرسنل حرف پزشکی که در طی یک سال با خون، ترشحات آلوده به خون و یا سایر مایعات منتقلکننده ویروسها مواجهه شغلی داشتهاند، انجام شده است.
یافتهها: از 900 پرسنل مصاحبه شده، 391 نفر حداقل یک مواجهه در طی یک سال داشتند و جمعا˝ 476 مواجهه یعنی بهطور متوسط 53/0 بار به ازاء هر نفر در سال رخ داده است. بیشترین مواجهه یافتگان پرستاران (1/26%) و سپس خدمه (2/20%) بودهاند (001/0p<). در پرسنلی که کمتر از پنج سال سابقه کار داشتند، مواجهه شغلی 8/53% بود (001/0p<). بیشترین مواجهه در بخشهای داخلی (3/23%) و اورژانس (21%) بوده است. در 8/58% موارد، مواجهه از طریق پوست بود. در 93/85% مواجهه یافتگان سابقه واکسیناسیون هپاتیت مثبت بوده است. 1/61% افراد در هنگام مواجهه از دستکش استفاده نموده بودند. شستن دستها در 38/91% و مشاوره با متخصص عفونی در 38/29% انجام شده بود. از نظر مواجهه پرخطر با سه ویروس مورد مطالعه 72 مواجهه با مواد آلوده به این ویروسها رخ داده بود.
نتیجهگیری: در مجموع عوامل موثر بر مواجهه در این مطالعه شغل پرسنل و مدت سابقهکار پرسنل و بخش محل خدمت بوده است. لذا آموزش پرسنل، استفاده از وسایل محافظتی، واکسیناسیون پرسنل علیه هپاتیت B از جمله روشهای پیشگیری از کسب بیمارستانی بیماریهای هپاتیت و HIV میباشد.
محمد علی نویان اشرف، جلیل مکارم، فاطمه کریمی، حمیرا پیروی سرشکه، حسین چایچی نخجیر،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
هرنیاسیون قلب یکی از عوارض کشنده پس از عمل جراحی پنومونکتومی می باشد. در این مقاله علایم، شواهد بالینی، نحوه تشخیص و اقدامات صورت گرفته در یک بیمار مبتلا به هرنیاسیون قلب متعاقب پنومونکتومی را گزارش می کنیم.
معرفی بیمار: آقای 34 ساله مبتلا به کانسر ریه پس از عمل جراحی پنومونکتومی چپ و پارشیل پریکاردیوتومی تحت پوزیشن لترال دکوبیتوس راست، پس از اتمام جراحی و هنگام تغییر پوزیشن به خوابیده به پشت دچارکلاپس قلبی- عروقی، برادیکاردی، افت اکسیژناسیون خون شریانی و افزایش فشار راه هوایی شد. با احتمال وقوع هرنیاسیون قلب، با تغییر مجدد پوزیشن بیمار به دکوبیتوس راست و عدم اعمال فشار مثبت راه هوایی، علایم بیمار برطرف شد. بیمار مجددا" تحت توراکوتومی قرار گرفت و نقص پریکارد با گذاشتن مش ترمیم شد.
نتیجهگیری: توجه به عوارض حاد پس از پنومونکتومی و تشخیص و اقدام درمانی سریع برای کنترل آنها ضروری می باشد.
سعید صادقیان، مهرداد شیخ وطن، الهام حکی کزازی، مهسا روزکاری، محمود شیخ فتحالهی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
متداولترین روشهای غربالگری بیماران مشکوک به ایسکمی قلبی، انجام استرس تست (ETT) و در شرایط خاصی، اسکن پرفیوژن میباشد که مثبت بودن نتایج آنها از اندیکاسیونهای انجام آنژیوگرافی عروق کرونر محسوب میگردد. اگرچه ارزش پیشبینی کننده اسکن پرفیوژن مورد بررسی قرار گرفته است، ولی با در نظر گرفتن تاثیر مسائل تکنیکی و تخصصی در نتایج آن و با توجه به شتاب گسترش این تکنیک در کشور ما که گاهی حتی علیرغم هزینه بالا و نیاز به صرف وقت بیشتر، به غلط جایگزین استرس تست شده است، ضروری است تا قدرت پیشبینیکنندگی این روش در مقایسه با ETTدر کشور ما مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی بر روی بیمارانی انجام گرفته است که با ETT مثبت یا اسکن پرفیوژن مثبت از تمام مراکز کشور در سالهای 1383 و 1384 جهت انجام آنژیوگرافی کرونر به مرکز قلب تهران ارجاع شده بودند. مشخصات بیماران از طریق مصاحبه و آزمایشات پاراکلینیک تعیین و نتایج حاصله به صورت کلی و به تفکیک جنس تحت آنالیز قرار گرفت. سپس مقدار ارزش پیشگوئیکننده مثبت (PPV) بین دو آزمون اسکن پرفیوژن و استرس تست مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: تعداد کل موارد اسکن پرفیوژن و استرس تست مثبت به ترتیب برابر 2178 و 2581 نفر بود. بین مقدار PPV اسکن پرفیوژن و استرس تست در مردان تفاوت آماری مشاهده نشد (PPV اسکن پرفیوژن برابر 9/86% و PPV استرس تست برابر 6/86%، 814/0p=). مقدار PPV اسکن پرفیوژن در زنان تنها در مقاطع سنی 60 سال و بالاتر، بیشتر از ETT بود (0002/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر و با در نظر گرفتن هزینه سنگین اسکن پرفیوژن، به نظر نمیرسد در مواردی که امکان استرس تست وجود دارد، انجام اسکن پرفیوژن با شرایط مراکز اسکن ما ارجحیتی به آن داشته باشد و به خصوص در مورد خانمهای جوان ،ارزش پیشبینیکننده آن تفاوتی با ETT ندارد. البته لازم است علت این یافته غیر معمول با توجه به نقش دارو، نیروی انسانی متخصص و تجهیزات، در آینده مورد بررسی قرار گیرد.
محمد سبزیکاریان، شفیعه موثقی، کیاندخت کریمیان، سیدرضا نجفی زاده، عبدالرحمن رستمیان، علی خلوت،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک با اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات چندگانه است که بیشتر خانمهای در سنین باروری را مبتلا میکند. این مطالعه با توجه به فعالیتهای دورهای بیماری جهت ارزیابی احتمال دخالت پرولاکتین در پاتوژنز و فعالشدن بیماری لوپوس طراحی شد.
روش بررسی: 60 بیمار لوپوس انتخاب و از نظر فعالیت بیماری براساس اندکس SLEDAI امتیازبندی شدند. میزان پرولاکتین در 60 نمونه خون این بیماران (بیمار SLE طبق کرایتریای کالج روماتولوژی) اندازهگیری شد. همه این بیماران مونث بودند میزان فعالیت بیماری براساس کرایتریای فعالیت لوپوس تعریف شد و نمرهبندی آن براساس اندکس فعالیت بیماری لوپوس (SLEDAI) انجام شد. غلظت پرولاکتین سرم بهوسیله روش ایمونورادیومتریک اندازهگیری شد.
یافتهها: هایپرپرولاکتینمی (پرولاکتین بیشتر از 21 نانوگرم در میلیلیتر) در هفت نفر از بیماران (7/11%) کشف شد. براساس اندکس فعالیت بیماری (SLEDAI) 7/6% بیماران، بیماری فعال را داشتند. در این بیماران سطح پرولاکتین بالاتر بود و بین anti DNA و فعالیت بیماری و پرولاکتین ارتباط مستقیم وجود داشت. ارتباط بین افزایش میزان پرولاکتین و فعالیت بیماری SLE مشاهده شد که در آن 305/0r= و 019/0p= بود.
نتیجهگیری: هایپرپرولاکتینمی با استفاده از روش IRMA در بیماران لوپوسی با بیماری فعال یافت شد. لذا نظریه نقش پرولاکتین در پاتوژنز SLE تقویت میشود.
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
بیحسی کامل نخاعی یکی از عوارض انجام اپیدورال لومبار میباشد که متعاقب تزریق اتفاقی ماده بیحسی موضعی به داخل فضای ساب آراکنوئید یا ساب دورال رخ میدهد. معرفی بیمار: یک بیمار 22 ساله مبتلا به آکندروپلازی که جهت خارج کردن توده لگنی تحت بیهوشی اپیدورال قرار گرفته بود و دچار عارضه بیحسی کامل نخاعی شد، که پس از انجام حمایتهای دارویی جهت حفظ ثبات همودینامیک و نیز تهویه مکانیکی با لولهگذاری داخل تراشه، ظرف مدت دو ساعت هوشیاری بیمار برگشت نمود
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم، سیاوش بیرانوند،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد یکی از مهمترین عوارض متعاقب جراحی است. اثربخشی و عوارض جانبی دو دوز مختلف بوپیواکائین اپیدورال، در کنترل درد پس از اعمال جراحی ارتوپدی بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور، دو گروه 42 نفری که تحت اعمال جراحی انتخابی زانو قرار گرفتند، مطالعه شدند. بیماران با استفاده از روش تصادفیکردن بلوکی به گروه اول فنتانیل با دوز mg/ml7/1 و بوپیواکائین با غلظت 125/0% و گروه دوم فنتانیل با دوز mg/ml7/1 و بوپیواکائین با غلظت 1/0% تقسیم شدند. دارو با سرعت پنج میلیلیتر در ساعت برای هر دو گروه آغاز گردید. درد بیماران با کمک معیار VAS در 6، 12، 18، 24 و 48 ساعت پس از اتمام عمل توسط فردی که از نوع مداخله اطلاع نداشت، ارزیابی شد. میزان رضایتمندی بیمار از مداخله انجام شده و عوارض و شکست روش درمانی (نیاز به افزایش حجم دارو یا تجویز ضد درد دیگر) بررسی شدند.
یافتهها: میزان درد پس از عمل در ساعات مختلف بین دو گروه و تغییرات درد در طی زمان معنیدار بود (هر دو 001/0p<). شدت درد در گروه اول (غلظت بالاتر بوپیواکایین) کمتر و میزان رضایتمندی پس از 48 ساعت بیشتر بود. علیرغم تفاوت در بروز عوارض، ولی از نظر آماری معنیدار نبود. شکست درمانی در گروه دوم بهطور معنیداری بیشتر از گروه اول بود (9/11% در برابر 3/33% و 03/0p=).
نتیجهگیری: استفاده توام فنتانیل و بوپیواکائین در فضای اپیدورال بهصورت انفوزیون مداوم، موجب کنترل نسبتا مناسب درد پس از عمل میشود. غلظتهای بالاتر از بوپیواکائین در ساعات اولیه موثرتر است ولی در ساعت بعدی غلظتهای پایینتر نیز به همان اندازه موثرند.
مژگان رحیمی، جلیل مکارم، مریم مکتوبی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحیهای آنال از جراحیهای نسبتاً شایع میباشند و به دلیل نگرانی در مورد درد پس از عمل کمتر به صورت سرپائی انجام میشوند. هدف مطالعه حاضر، مقایسه اثرات استامینوفن و دیکلوفناک رکتال در کنترل درد پس از اعمال جراحی آنال در بیماران بالغ بود.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوکور تصادفی شده، 60 بیمار با ASA کلاس Ι یا Π که جهت هموروئیدکتومی به اطاق عمل در یک مرکز جراحی دانشگاهی آورده شده بودند، انتخاب شدند. این بیماران با روش تصادفی بلوکی به سه گروه مساوی 20 نفری تقسیم شدند. در گروه اول mg650 استامینوفن رکتال، در گروه دوم mg100 دیکلوفناک رکتال و در گروه سوم، شیاف پلاسبو پس از عمل تجویز گردید. شدت درد در بیماران مورد مطالعه با استفاده از Visual Analogue Scale در زمانهای صفر (در ریکاوری)، 2، 4، 12، 24 ساعت پس از عمل از بیماران سوال شد. فاصله زمانی تا تجویز مخدر در سه گروه مقایسه گردید.
یافتهها: شدت درد در زمانهای مورد بررسی به طور قابل توجهی در گروه شیاف دیکلوفناک کمتر از دو گروه دیگر بود. میانگین (SD±) فاصله زمانی تا تجویز مخدر در گروه دیکلوفناک 73±219 دقیقه، استامینوفن 64±178 دقیقه و در گروه پلاسبو 47±153 بود. تفاوت گروه دیکلوفناک با گروه استامینوفن و گروه پلاسبو معنیدار و تفاوت گروه استامینوفن با پلاسبو غیر معنیدار بود. هیچگونه عارضهای در حین مطالعه در بیماران رخ نداد.
نتیجهگیری: شیاف دیکلوفناک در کنترل درد پس از عمل هموروئیدکتومی موثرتر از شیاف استامینوفن است.
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بلوک
موفقیتآمیز شبکه براکیال نیازمند تعیین محل دقیق عصب، هدایت صحیح سوزن و تزریق
حجم مناسب داروی بیحسکننده موضعی است. روشهای رایج (ایجاد پارستزی یا پرش
عضلانی بهدنبال تحریک الکتریکی) متاسفانه کورکورانه هستند و موجب ناراحتی بیمار شده
و با عوارضی همراه هستند. استفاده از هدایت اولتراسوند در انجام رژیونال آنستزی
باعث افزایش موفقیت و کاهش عوارض میگردد. این مطالعه بهکارگیری اولتراسوند را در
بلوکهای شبکه براکیال برای نخستین بار در کشور معرفی مینماید.
روش
بررسی: در این مطالعه 30
بیمار (25 بزرگسال و پنج کودک) که برای عمل جراحی الکتیو اندام فوقانی به اتاق عمل
ارتوپدی ارجاع شده بودند با هدایت اولتراسوند تحت رژیونال آنستزی قرار گرفتند. محل
شبکه، مسیر سوزن و انتشار دارو در همگی موارد ملاحظه شد. علاوه بر متغیرهای زمینهای،
نوع بلوک، زمان لازم جهت انجام بلوک، مدت بیدردی پس از عمل (VAS کمتر از سه به عنوان بیدردی
مناسب در نظر گرفته شد)، نیاز به مخدر کمکی حین عمل، میزان رضایت بیمار (بر اساس VAS به طوریکه 10 بیشترین رضایت و یک
کمترین رضایت در نظر گرفته شد) و عوارض از قبیل پانکچر شریان و یا ورید، ترومای
مستقیم به عصب و پنوموتوراکس در این بیماران گزارش شدند.
یافتهها: میانگین سن بیماران بزرگسال 15±5/35 سال و
بیماران کودک 4±2/5 سال بود. فراوانی نوع بلوک انجام شده در بالغین به
اینتراسکالن، سوپراکلاویکولار و آگزیلاری برابر با پنج، هفت و 13 مورد بود و در
کودکان هر پنج مورد بلوک سوپراکلاویکولار انجام شده بود. میانگین طول مدت بیدردی
در بالغین 4±5/8 ساعت و در گروه اطفال 2±8/10 بود. در هیچیک از بیماران عارضهای
(پانکچر شریان و یا ورید، ترومای مستقیم به عصب و پنوموتوراکس) رخ نداد و همچنین
تزریق مخدر کمکی در هیچ یک از بیماران لازم نشد.
نتیجهگیری: بهکارگیری اولتراسوند در بلوک شبکه براکیال با میسر
ساختن امکان رویت مسیر سوزن و نحوه انتشار دارو افزایش دقت عملکرد را فراهم میآورد.
میترا اخلاقی، غلامعلی دوروشی، علی نقش، مژگان کاربخش داوری،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: از معضلات پزشکی قانونی احراز هویت در بقایای اسکلتی و یا شرایطی از قبیل مثله شدن جسد و امثال آن می
باشد. اولین قدم در تشخیص هویت تعیین جنسیت است، زیرا بدینوسیله نیمی از جمعیت مورد مطالعه کاهش می
یابد هنگامی که اسکلت کامل بهخصوص جمجمه و لگن در دسترس باشد تعیین جنسیت با اطمینان بسیار انجام خواهد شد. در وقوع انفجار، حوادث هوایی و غیره با اجساد ناکامل روبرو می
شویم که باید از روی سایر عناصر اسکلتی جنسیت را تشخیص دهیم. یکی از این استخوان
ها کشکک است.
روش بررسی: در این مطالعه ابعاد استخوان کشکک 67 جسد ایرانی 20 تا 64 ساله انتخاب شده به روش نمونه
گیری ساده در دو گروه جوان و میانسال مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز آماری داده
ها با استفاده از نرم
افزار SPSS ویراست 16 و آزمون
های توصیفی و تحلیلی انجام شد.
یافتهها: بین میانگین هر سه بعد ارتفاع، عرض و ضخامت کشکک در دو جنس اختلاف معنی
داری وجود داشت (05/0p<). در میان این سه بعد بهترتیب حداکثر عرض با دقت 94% و سپس حداکثر ارتفاع با دقت 91% و در آخر حداکثر ضخامت با دقت 6/71 الی 1/73% قادر به تفکیک جنسیتی کشکک بودند. همچنین اگر هر سه بعد کشکک بهصورت همزمان در نظر گرفته می
شدند دقت پیش
بینی جنسیتی به 94% می
رسید.
نتیجهگیری: این پژوهش آشکار می
سازد در صورتی که بهدلایلی تنها نمونه کشکک انسان در دسترس باشد با اطمینان بالایی می
توان جنسیت فرد را با اندازه
گیری ابعاد کشکک تعیین نمود.
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم، محمد علی نویان اشرف،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: شاخص Bispectral Index (BIS) در ارزیابی عمق بیهوشی استفاده میشود. اثر داروهای مختلف روی BIS و آمنزی متفاوت هستند. این مطالعه بهمنظور بررسی ارتباط نوع داروی خوابآور با شاخص BIS و آمنزی بیمار انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 60 بیمار نیازمند به عمل جراحی انتخابی ارتوپدی تحت بیهوشی منطقهای و سدیشن وریدی انتخاب شدند. بیماران بر اساس نوع سدیشن وریدی بهطور تصادفی به دو گروه مساوی 30 نفری تقسیم شدند، که شامل میدازولام- فنتانیل (M-F) و پروپوفول (P) بود. میزان داروی سداتیو براساس یافتههای بالینی سدیشن تنظیم شد و میزان سدیشن بر اساس Modified Ramsey sedation score به حد اسکور چهار رسانیده شد. پس از بروز بیداری کامل در اتاق بهبودی، بیماران از نظر یادآوری خود به خودی مجدداً ارزیابی شدند. یادآوری حوادث حین عمل معادل عدم آمنزی در نظر گرفته شد. ارتباط اندکس BIS با میزان یادآوری به تفکیک گروه مداخله بررسی گردید.
یافتهها: فراوانی یادآوری حوادث در گروه P برابر با دو بیمار (7/6%) و در گروه MF، 10 بیمار (3/33%) بود (01/0p=). میانگین BIS (±SD) در گروه P برابر با 5±0/76 (از 68 تا 91) و در گروه MF برابر با 5±4/93 (77 تا 98) بود (001/0>p) .تفاوت میانگین BIS، در بیماران فاقد آمنزی دو گروه ( 019/0p=) و در بیماران دارای آمنزی دو گروه (001/0>p) معنیدار بود. در هیچیک recovery با تاخیر انجام نشد.
نتیجهگیری: علیرغم یکسان بودن افراد از نظر شاخصهای سدیشن بالینی و M. Ramsey sedation score، شاخص BIS، در دامنه گستردهای تغییر داشت و نوع داروی خوابآور بر میزان این شاخص و آمنزی تاثیرگذار بود
هژیر سیکارودی، مریم نوروزیان، ستاره آرام،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در افراد راست دست، فعالیتهای تکلمی عمدتاً در سمت چپ مغز (یا نیمکره غالب) ساماندهی میشود؛ اما در مورد نیمکره غالب (از نظر تکلم) در افراد چپ دست، هنوز اتفاق نظر وجود ندارد. هدف این مطالعه، امکان تعیین نیمکره غالب تکلمی در افراد چپ دست و مقایسه آن با افراد راست دست بهوسیله سونوگرافی داپلر ترانس کرانیال است. همچنین، تاثیر احتمالی جنس روی نیمکره غالب تکلمی مورد بررسی قرار میگیرد.
روش بررسی: این پژوهش روی ٦٢ فرد سالم (٣٠ نفر راست دست و ٣٠ نفر چپ دست)، انجام شد. نیمی از افراد هر گروه زن و نیمی دیگر مرد بودند. ابتدا سوبوتری (راست دست یا چپ دست بودن) افراد توسط پرسشنامه Edinburgh تعیین شد. سپس در تمام افراد، سونوگرافی داپلر ترانس کرانیال عملکردی حین آزمون کلمهسازی انجام، و در هر فرد، تغییرات سرعت متوسط جریان خون هر دو شریان مغزی میانی راست و چپ، بررسی شد.
یافتهها: حین آزمون کلمهسازی، سرعت جریان خون در سمت چپ در 55% (33 نفر) و در سمت راست در 45% (27 نفر) افراد مورد مطالعه افزایش قابل توجه نشان داد. غلبه نیمکره چپ در 7/56% افراد راست دست و 3/53% افراد چپ دست، و غلبه نیمکره راست در 3/43% افراد راست دست و 7/46% افراد چپ دست مشاهده شد. سرعت جریان خون شریان مغزی میانی در حالت استراحت، در خانمها بیشتر از آقایان بود.
نتیجهگیری: در فعالیتهای تکلمی، برتری قابل توجه نیمکره راست در افراد چپ دست، و نیمکره چپ در افراد راست دست، دیده نشد.
غلامعلی کاردر، زهرا پورپاک،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین سن بروز آلرژی غذایی در کودکان، کمتر از یکسال و آلرژی به شیر گاو شایعترین آلرژی غذایی در این سن میباشد. برای تعیین نوع آلرژنی که بیمار به آن حساس است از آزمونهای متعدد اختصاصی تشخیص آلرژی، که یکی از مهمترین آنها ارزیابی IgE اختصاصی علیه آلرژن میباشد، استفاده میگردد. در این مطالعه یکی از بهترین روشهای سنجش IgE اختصاصی که بهروش الایزا انجام میگیرد بر علیه سه نوع پروتیین شیر گاو شامل کازیین، آلفالاکتالبومین و بتالاکتوگلبولین راهاندازی شده است.
روش بررسی: ابتدا دیسکهای حامل آلرژن، طی انکوباسیون کاغذ نیتروسلولزی با هر یک از آلرژنهای مورد مطالعه تهیه شد. پس از انکوبه کردن سرمها بر روی دیسکهای آلرژن، کونژوگه آنزیمی آلکالن فسفاتاز برای تست استفاده گردید. پس از بهینهسازی کلیه متغیرها، همه آنها در کنار هم بهشکل یک کیت طراحی شده و نمونههای سرم مثبت و منفی با آن همزمان با کیتهای تجاری استاندارد ارزیابی و مقایسه گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از ارزیابی IgE اختصاصی در نمونهها با کیتهای طراحی شده در مقایسه کیتهای تجارتی نشان دادند که ویژگی کیتهای طراحی شده در این طرح برای کازیین، آلفالاکتالبومین و بتالاکتوگلبولین بهترتیب 93%، 7/89% و 8/82% و حساسیت آنها بهترتیب 3/86%، 3/81% و 6/89% بوده و با مقادیر بهدست آمده از کیتهای تجاری مشابه بودند (اختلاف معنیدار دیده نشد).
نتیجهگیری: با توجه به حساسیت و ویژگی بالای کیتهای طراحی شده و نتایج مشابه با کیتهای تجاری میتوان نتیجهگیری نمود که این کیتها را میتوان در داخل با قیمت تمام شده ارزانتر تهیه نموده و آنها را بهعنوان جایگزین کیتهای تجاری گرانقیمت جهت امور تشخیصی بهکار برد.
زهرا فروهش تهرانی، علیرضا پایکاری، علی ملایری،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه
و هدف: تومورهای عضله صاف رحم به سه گروه لیومیوم، لیومیوسارکوم و
تومورهای عضله صاف با پتانسیل نامشخص بدخیمی تقسیم میشوند. لیومیوم و
لیومیوسارکوم تومورهای جداگانهای هستند و اعضای یک طیف بیولوژیک نمیباشند.
تومورهای عضله صاف با پتانسیل نامشخص بدخیمی از لحاظ هیستوپاتولوژیک دستهای از
تومورها را شامل میشوند که بهطور مشخص در دو دسته دیگر قرار نمیگیرند که این مشکل
بزرگی در نحوه برخورد و درمان این گروه ایجاد میکند. لذا معرفی روشهایی که
بتواند معیارهای بهتری تعریف کرده و مواردی را که در گروه سوم قرار میگیرند کاهش
دهد، ارزشمند است. p16 یک مهارکننده تقسیم سلولی است که اختلال در
عملکرد آن در پاتوژنز برخیاز بدخیمیها ثابت شدهاست. در این مطالعه بروز این
مارکر در سه گروه مذکور بررسی شد.
روش
بررسی: بلوکهای پارافینی 62 مورد میومتر طبیعی (6/45%)، 62 مورد لیومیوم
(6/45%) و 12 مورد لیومیوسارکوم (8/8%) برای مارکر ایمونوهیستوشیمی p16 رنگآمیزی شده و بررسی شدند.
یافتهها: تمامی 62
مورد بافتطبیعی میومتر برایمارکر p16 منفیشدند، اینمارکر در تعداد کمیاز
لیومیومها (چهار از 62 مورد) تنها بهصورت موضعیو ضعیف مثبت شد ولی در
لیومیوسارکومها، p16 همواره بهشکل شدید مثبت بود (در
دو مورد بهصورت نیمه منتشر و در 10 مورد باقیمانده بهصورت منتشر).
نتیجهگیری: اگر
ایمونوراکتیویتی برای مارکر p16 بهصورت شدید و در بیشتر از موضعی مثبت در
نظر گرفته شود، لیومیوسارکوم برای p16 مثبت ولی لیومیوم و بافت طبیعی میومتر منفی
است و این میتواند بهعنوان راهنمای خوبی برای دستهبندی تومورهای عضله صاف رحم
بهکار رود.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
مهدی حمایتکار، نوشین داوودی، فاطمه دوامی، کیوان مجید زاده اردبیلی، فرزانه برخورداری، فریدون مهبودی،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: پروتیین فعالکننده
پلاسمینوژن بافتی نوترکیب (rt-PA) یکی
از مهمترین ترکیبات ضد لخته میباشد که در درمان سکتههای قلبی و مغزی از اهمیت
بالایی برخوردار است. تاکنون روشهای مختلفی برای
تولید پروتیینهای نوترکیب هترولوگ با استفاده از میزبانهای پروکاریوتیک و
یوکاریوتیک مورد بررسی قرار گرفته است.
اخیراً انگل لیشمانیا تارنتولا Leishmania tarentolae (L. tarentolae) به دلایل متعددی از جمله عدم بیماریزایی و
شرایط ویژه آن در تولید پروتیینهای پیچیده اهمیت زیادی یافته است.
روش
بررسی: در تحقیق حاضر بهمنظور
بهینهسازی میزان بیان t-PA نوترکیب
انسانی با استفاده از سلول L. tarentolae دو سازه
بیانی که هر یک حاوی دو کپی از cDNA t-PA بود
طراحی و ساخته شد. این سازهها از طریق الکتروپوریشن به سلولهای L .tarentolae وارد و در ژنوم انگل ادغام گردیدند. پس از
انتخاب کلونهای ترانسفورم شده، بیان t-PA ترشح شده به
محیط کشت سلولی و میزان فعالیت بیولوژیکی آن توسط آزمونهای وسترن بلات و کرومولیز
(Chromolize) بررسی گردید.
یافتهها: ظهور
باند kD64 در غشاء نیتروسلولز حضور t-PA در محیط کشت
سلولهای L.
tarentolae ترانسفکت شده
را تایید کرد. نتایج آزمون علاوه بر تایید حضور پروتیین t-PA فعال در
سوپ سلولی نشان داد که میزان فعالیت پروتیین ترشح شده در سلولهای ترانسفکت شده با
یک سازه، IU/ml375 و در
سلولهای ترانسفکت شده با هر دو سازه برابر با IU/ml480 میباشد.
نتیجهگیری: در این مطالعه میزان فعالیت t-PA بیان
شده در محیط کشت سلولهای ترانسفکت شده، دستکم هفت برابر بیشتر از مقدار گزارش
شده در مطالعات پیشین در این میزبان و نیز بیشتر از عدد گزارش شده در بسیاری از
میزبانهای یوکاریوتیک دیگر میباشد.
علی اصغر بلوریان، محمود بهشتی منفرد، لطیف گچکار، محمد قمیسی، مهران شاهزمانی، مهنوش فروغی، محمد کاظم عربنیا، کامران قدس، علی دباغ،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبریلاسیون دهلیزی شایعترین آریتمی پس از عمل جراحی قلب باز است. گرچه این ریتم پس از عمل جراحی قلب خوشخیم بوده و در اکثر موارد بهخودی خود پس از 24 ساعت برطرف میشود. اما میتواند در همین مدت نیز عوارض خطرناک بهدنبال داشته باشد. جهت کاهش این عارضه تمهیداتی اندیشه شده است یکی از این اقدامات انجام پریکاردیوتومی خلفی است که تاثیر آن در کاهش فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل مورد اختلاف نظر است.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سو کور، پس از تایید مطالعه در کمیته اخلاق دانشگاه و اخذ رضایت کتبی آگاهانه، 174 نفر از بیماران کاندیدای بایپس کرونر الکتیو (87 نفر در هر گروه) پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و پس از همسانسازی متغیرهای مداخلهگر عمده در سالهای 89-1388 وارد مطالعه شدند. همزمان با انجام جراحی بایپس کرونر، در یک گروه پریکاردیوتومی خلفی و در گروه دیگر، بدون پریکاردیوتومی خلفی عمل جراحی انجام شد. بیماران از لحاظ پیامدهای مهم مطالعه، بهخصوص بروز آریتمی در طی یک هفته اول پس از عمل، مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: شیوع فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل در گروهی که تحت بایپس کرونر با پریکاردیوتومی خلفی قرار گرفتند کمتر از گروه دیگر بود (004/0P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد انجام پریکاردیوتومی خلفی همراه با بایپس کرونر الکتیو میتواند باعث کاهش شیوع میزان فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل الکتیو در این بیماران شود.
زینت نادیا حتمی، علی کاظمی سعید، شبنم خوش کار نجار،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تاکنون بیماران علامتدار
با آنژیوگرافی منفی را دارای پیشآگهی خوب میدانستند اما شواهد اخیر پیشنهاد میدهند
که پیآمدهای بالینی این بیماران شایعتر از میزانهای مورد انتظار و دارای تفاوتهای
قابل توجهی در دو جنس است. هدف این پژوهش مقایسه عوامل موثر در وقوع پیامدهای
قلبی- عروقی زنان و مردان با تشخیص سندرم کرونری حاد و نتیجه آنژیوگرافی منفی است.
روش بررسی: در یک مطالعه کوهورت
191 زن با سندرم کرونر حاد و آنژیوگرافی منفی و 146 مرد با آنژیوگرافی منفی مقایسه
شدند. پس از یکسال پیگیری پیآمدهای بالینی آنها بررسی شد.
یافتهها: پیامدهای بالینی یک
سال بعد در زنان و مردان تفاوت معنیداری داشت. در زنان سکته قلبی با بالا رفتن
قطعه ST (6/1%)3 آنژین صدری ناپایدار (5/11%)22
و سکته قلبی با موج Q (5/0%)1 و هیچ موردی از سنکوپ مشاهده نگردید. در
مردان (7/2%)4 سکته قلبی با بالا رفتن قطعه ST- آنژین صدری ناپایدار در (9/19%)29 موارد، (7/0%)1
سکته قلبی با موج Q و (7/0%)1 سنکوپ مشاهده گردید. در زنان: عدم فعالیت فیزیکی (035/0P=)، دیس لیپیدمی
با (001/0=P) شاخص مچ پایی بازویی پایین با (024/0P=) و سن 50-40 سال (004/0P=) با پیامدهای
بالینی دارای ارتباط معنیدار آماری بودند و در مردان، شاخص توده بدنی 99/39-30، با
(011/0=P) با بروز
بالاتری از پیآمدهای بالینی پس از یک سال همراه بود.
نتیجهگیری: پیآمدها
در زنان و مردان به طور معنیداری متفاوت است. این تفاوتها بر اساس فاکتورهای خطر
مختلف همچنان معنیدار است. استمرار علایم نشاندهنده توسعه بیماری عروق کرونر علیرغم
نتایج منفی آنژیوگرافی است.
زاهد حسین خان، شهرام اسکندری، مژگان رحیمی، جلیل مکارم، علی پاشا میثمی، علی محمد خراسانی، جیران زبردست،
دوره 70، شماره 6 - ( 6-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ونتیلاسیون ناکافی و انتوباسیون دشوار تراشه از شایعترین عواقب وخیم تنفسی در حیطه بیهوشی میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر آه کشیدن و وضعیت بیمار بر نمای مالامپاتی و صحت پیشگویی آن در نمای لارنگوسکوپی و انتوباسیون دشوار بوده است.
روش بررسی: پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، در 661 بیمار تست مالامپاتی در وضعیتهای سوپاین و نشسته و نیز با و بدون آه کشیدن انجام شد و توسط فرد کور نسبت به وضعیت مالامپاتی، نمای لارنگوسکوپی و میزان دشواری انتوباسیون بررسی شد. نتایج حاصل از این چهار حالت بررسی مالامپاتی در پیشگویی نمای لارنگوسکوپی و میزان دشواری انتوباسیون مقایسه شد.
یافتهها: در این مطالعه 28 بیمار (2/4%) لارنگوسکوپی مشکل و 9 بیمار (4/1%) انتوباسیون مشکل داشتند. در تست مالامپاتی در حالتهای مورد مطالعه در رابطه با وضعیت لارنگوسکوپی و انتوباسیون در پوزیشن سوپاین بدون آه کشیدن و نشسته بدون آه کشیدن بالاترین میزان حساسیت گزارش شد و میزان ویژگی در پوزیشن نشسته با آه کشیدن بیشترین مقدار بود. میزان ارزش اخباری منفی در تمام حالتها بالاتر از 95% بود و بیشترین میزان ارزش اخباری مثبت در سوپاین با آه کشیدن مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه در بین تست مالامپاتی انجام شده در حالتهای مختلف بیشترین میزان همخوانی مربوط به حالت سوپاین با آه کشیدن در پیشگویی وضعیت لارنگوسکوپی و انتوباسیون بود. آه کشیدن درجه مالامپاتی را در حالت سوپاین بهتر از حالت نشسته بهبود بخشید.
زهره یوسفی، صدیقه قاسمیان مهردیزج، محمد بیدار فریمانی، فرزانه رشیدی فکاری،
دوره 72، شماره 5 - ( مرداد 1393 )
چکیده
زمینه: کوریوکارسینوم از دسته تومورهای بدخیم با منشای تروفوبلاست جفتی است، از ویژگیهای این تومور، تهاجم سریع به عروق خونی و متاستاز سیستمیک است اما بهندرت به دستگاه گوارش متاستاز میدهد. چون تومورهای تروفوبلاستی حتی با وجود انتشار دوردست قابل درمان هستند از اینرو با تشخیص بهموقع از مرگومیر مادر پیشگیری خواهد شد. در این مقاله یک مورد نادر کوریوکارسینوم با متاستاز به رودهی باریک بهدنبال حاملگی ترم گزارش میشود.
معرفی بیمار: خانمی 34 ساله با سابقهی چهار حاملگی، چهار زایمان، با شکایت خونریزی واژینال مداوم از حدود 45 روز پیش و عدم پاسخ به درمان در بیمارستان قائم دانشگاه علوم پزشکی مشهد بستری شد.
نتیجهگیری: خونریزی واژینال علامت مشترکی در تظاهرات بالینی خونریزی دیررس پس از زایمان با کوریوکارسینوم است، بنابراین توصیه میشود بروز هر نوع خونریزی غیرطبیعی رحمی در زنان در سنین باروری، باید بهعنوان یک زنگ خطر مهم از وجود بیماریهای ترفوبلاستیک و متاستاز در نظر گرفته شود و در تشخیص کوریوکارسینوم باید به متاستاز به مناطق نادر همچون رودهی باریک توجه شود.
c