71 نتیجه برای کار
لیلا سلیمانی، رحیم حب نقی، آرام مکاریزاده، صمد زارع، نوروز دلیرژ،
دوره 72، شماره 7 - ( مهر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای استرومال مغز استخوان رهیافتهای جدیدی را در پیش روی مدیریت درمان آسیبهای شدید پوستی قرار داده است. این سلولها شامل جمعیت هتروژنی از سلولهای بنیادی مزانشیمال، خونساز و فیبروبلاست میباشند که از طریق تولید فاکتورهای رشد و تمایز به سلولهای رده مزودرمال میتوانند در درمان آسیبهای بافتی مورد استفاده قرار گیرند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیرات تزریق زیرجلدی سلولهای استرومال مغز استخوان، در التیام سوختگی پوستی درجه سه در موش سوری بود.
روش بررسی: در یک مطالعه تجربی که در پژوهشکده دانشگاه ارومیه از دی 1390 تا تیر 1391 انجام پذیرفت، 18 سر موش سوری نر با محدوده سنی 8-7 هفته تحت القای سوختگی درجه سه در ناحیه پشت قرار گرفتند. بهدنبال تقسیمبندی تصادفی موشها در دو گروه کنترل و درمان سلولی، یک ساعت پس از اعمال سوختگی، موشها بهترتیب تحت تزریق زیرجلدی در ناحیه سوختگی با بافر فسفاتسالین و سلولهای استرومال به تعداد یک میلیون سلول در حجم lµ 400 بافر فسفاتسالین قرار گرفتند. با تهیه مقاطع بافتی در روزهای 7، 14 و 21 پس از القای سوختگی، رنگآمیزی بافتی با روشهای هماتوکسیلین- ائوزین و ماسونتریکروم انجام پذیرفت.
یافتهها: بهلحاظ پارامترهای بررسیشده شامل شکلگیری بافت جوانهای (بهترتیب در روزهای 7، 14 و 21، 007/0P≤، 013/0P≤ و 001/0P≤)، رگزایی (روز 21، 002/0P≤) و رسوب کلاژن نتایج نشان دادند که در گروه درمانشده با سلول، سرعت روند التیام بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (05/0P≤).
نتیجهگیری: سلولهای استرومال مغز استخوان میتوانند از طریق تحریک شکلگیری بافت جوانهای، رگزایی و تکثیر فیبروبلاستی بههمراه رسوب بیشتر کلاژن در التیام آسیب پوستی ناشی از سوختگی موثر واقع شوند.
سریه گلمحمدلو، طیبه کارجویان، شهریار صانع، سیما اشنوئی، سروین پاشاپور،
دوره 72، شماره 7 - ( مهر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی خودبهخود کبد همراه با خونریزی یک عارضه نادر حاملگی بوده و اغلب با پرهاکلامپسی توام با سندرم HELLP دیده میشود و میتواند با عارضه و مرگومیر بالای مادر و جنین همراه باشد. در این مطالعه یک مورد پارگی کبد بهدنبال سندرم HELLP، در استان آذربایجان غربی گزارش شد.
معرفی بیمار: خانم حامله 33 ساله G6D5 با سن حاملگی 30 هفته با سابقه فشارخون بالا، کاهش پلاکت و افزایش آنزیمهای کبدی بود. در بررسی شکم بعد از سزارین متوجه خون و لخته در طرف راست شکم و پارگی کبد شده، محل خونریزی با لنگاز پک و شکم بسته شد. روز دوم، کبد با 10 عدد سرجی سل پک و فاسیا دوخته نشد. بیمار پس از چهل روز بستری مرخص شد.
نتیجهگیری: در پارگی کبد با توجه به مشکل بودن تشخیص کلینیکی، میتوان از روشهای در دسترس مانند انجام سیتیاسکن و MRI، بهرهمند گردید.
زاهد حسینخان، سیده شهره علوی، شهریار اربابی، جلیل مکارم،
دوره 72، شماره 9 - ( آذر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات مختلف در مورد تاثیر آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل، بر فرایندهای درمانی، نتایج متناقضی را گزارش کردهاند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط آموزش دستیاران بیهوشی بر تاخیر در شروع عمل جراحی، اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعهی آیندهنگر در اتاق عمل جراحی اعصاب بیمارستان امامخمینی (ره)، طی سالهای 92- 1389 بر روی دستیاران رشته بیهوشی انجام شد. بیماران براساس ترکیب تیم بیهوشی در سه گروه 30 نفری، بررسی شدند. گروه اول: یک هیات علمی بیهوشی مسئول دو اتاق عمل با کمک دو دستیار بیهوشی؛ گروه دوم: یک هیات علمی بیهوشی مسئول یک اتاق عمل و یک دستیار؛ گروه سوم: هیات علمی بیهوشی بدون دستیار. متغیرهای مورد بررسی در بیماران شامل 1) مدت قرار گرفتن بیمار روی تخت اتاق عمل تا بیهوشی و آمادگی برای جراحی، 2) زمان آموزش دستیاران و 3) مدت زمان از بیهوشی کامل تا شروع جراحی بود.
یافتهها: کلاس ASA (94/0P=)، دشواری اینداکشن (66/0P=) و نوع عمل جراحی (ستون فقرات یا مغز) (41/0P=) بین بیماران در سه گروه تفاوت معناداری نشان نداد. زمان لازم برای آماده شدن بیمار برای جراحی در گروه اول 1/8±5/23 دقیقه طولانیتر از گروه دوم 2/6±5/21 دقیقه و گروه سوم 1/9±8/15 دقیقه بود (001/0P=).
نتیجهگیری: آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل جراحی اعصاب مستقل از نوع عمل جراحی، دشواری اینداکشن و ASA کلاس بیمار، میتواند موجب افزایش زمان مورد نیاز برای آماده شدن بیمار جهت عمل جراحی شود ولی این افزایش زمان در حد ناچیزی میباشد.
سریه گل محمدلو، معصومه حاج شفیعها، طیبه کارجویان، سیما اشنویی، سروین پاشاپور،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت با هلیکوباکترپیلوری میتواند بدون علامت بالینی بوده و در صورت درمان نشدن پابرجا بماند. در مطالعه حاضر اثر هلیکوباکترپیلوری شاخه CagA+ در بروز سقطهای زودرس بررسی شد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی- تحلیلی، 50 زن باردار با رخداد سقط خودبهخودی کمتر از 20 هفته و 50 زن حامله با حاملگی نرمال و بدون رخداد سقط مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی و بیمارستان شهید مطهری ارومیه در شش ماهه دوم سال 1392-1391 انتخاب شدند. گروه مورد (زنان با سقط زودرس) ml 2 خون از افراد جهت اندازهگیری تیتر آنتیبادی IgG بر علیه هلیکوباکترپیلوری به روش الایزا گرفته شد. تمام موارد مثبت از نظر آنتیبادی CagA نیز بررسی شدند.
یافتهها: میانگین و انحرافمعیار سن بیماران 78/5±0/21 و 10/5±78/30 سال به ترتیب در گروه مورد و شاهد بود. دو گروه از نظر سن (25/0=P) و پاریتی (25/0=P) تفاوت معناداری نداشتند. مثبت بودن آنتیبادی IgG علیه هلیکوباکترپیلوری ارتباط معناداری با بروز سقط نداشت (84/0=P، 0/92OR=، 0/93-2/17=95%CI). مثبت بودن CagA با افزایش شانس سقط همراه بود (08/0=P، 3/5=OR، 0/73-13/76=95%CI). با اینحال این ارتباط از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه با وجود افزایش بروز سقط ارتباط معناداری بین عفونت هلیکوباکترپیلوری و بروز سقط مشاهده نگردید. برای تعیین اثر مثبت بودن CagA در شانس بروز سقط، مطالعات طولی با نمونههای بزرگتری توصیه میشود.
لادن افشار خاص، آذردخت طباطبایی، ثمیله نوربخش، عاطفه کارگزار،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تشنج از علل شایع بستری کودکان است. بهعلت سطح بالای سرب هوای شهر تهران، بررسی نقش احتمالی سرب در ایجاد و یا تسهیل تشنجهای ایدیوپاتیک اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین میانگین سطح سرب مایع مغزی- نخاعی کودکان مبتلا به تشنج ایدیوپاتیک در مقایسه با کودکان بدون تشنج (کنترل) بود. روش بررسی: یک مطالعه مورد- شاهدی در 60 کودک (30 نفر در دو گروه با و بدون تشنج) بستری در بیمارستانهای رسول اکرم (ص) و علیاصغر تهران از اردیبهشت سال 1390 تا پایان اسفند 1391 انجام شد. ml 1 مایع مغزی- نخاعی دریافت و سطح سرب بهروش اتمی اندازهگیری شد. یافتهها: میانگین سن بیماران با و بدون تشنج تفاوتی نداشت (36/27±18/30 در مقابل 56/20±46/25 ماه، 1/0 P=). میانگین سرب مایع نخاع بین دو گروه تفاوتی نداشت (07/3±43/3 در مقابل g/dl 77/2±78/2 گروه کنترل، 3/0P=). میانگین سرب به نوع تشنج ارتباطی نداشت (7/0P=). میزان سرب مایع نخاعی سطح زیرمنحنی ROC 588/0 (433/0-1، 2/0P=)، نقطه برش g/dl 65/1 داشت. حساسیت تست 70%، ویژگی 46%، ارزش اخباری مثبت و منفی 56% و 60% بود. نتیجهگیری: سطح خونی توکسیک سرب (g/dl 5/3) است. حتی مقادیر ناچیز سرب مایع مغزی- نخاعی (g/dl 65/1) کودکان مبتلا به تشنج ایدیوپاتیک از کودکان بدون تشنج و درگیری مغزی را توانست با حساسیت قابل قبول (70%) اما ویژگی کم (46%) افتراق دهد. اگرچه عوامل زمینهای و ژنتیک نقش مهمی در تشنج ایدیوپاتیک ایفا میکند، اما شاید سطح بالای سرب در مایع نخاع کودکان بیماران را مستعد تشنج مینماید. بنابراین راهکارهای کاهش سطح سرب در شهر تهران ضروری است.
نسرین تک زارع، غلامرضا حسنزاده، محمدرضا روئینی، عباسعلی کشتکار، آزاده منایی، عباس حاجیآخوندی،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مسایل علم پزشکی، ترمیم زخمها است. آلوئهورا از گذشتههای دور در درمان ناراحتیهای پوستی استفاده شده است. در این پژوهش آثار کاربرد ژل آلوئهورا بر روند التیام زخم بهروش دقیق میکروسکوپی و شمارش سلولی بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت تجربی از مهر تا اسفند 1393 در آزمایشگاه فارماکولوژی انجام پذیرفت. 60 سر رت در روز جراحی بیهوش و در پشت گردن زخمی به ابعاد mm 5/1´5/1، ایجاد گردید. سپس رتها بهطور تصادفی در گروههای شاهد، تجربی و گروه کنترل مثبت تقسیم شدند. هر گروه به سه دسته کوچکتر با دورههای 4، 7 و 14 روزه تقسیم گردیدند. از روز صفر به بعد سطح زخمها در گروه تجربی یک روزانه دو بار و گروه تجربی دو روزانه یک بار از ژل آلوئهورا و در گروه کنترل مثبت، کرم فنیتویین مصرف گردید. سطح زخم و بهبود آن در روزهای تعیین شده سنجیده شد، در انتهای هر دوره، موشها با روش استنشاق اتر بیهوش و یک نمونه از بستر زخم تهیه شد و با رنگآمیزی هماتوکسیلن- ائوزین (H&E stain) و تریکرومماسون (Masson's trichrome stain) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج مطالعه ماکروسکوپی سطح زخمها و مطالعه میکروسکوپی بستر زخم و تعداد فیبروبلاستهای هر دو گروه تجربی نسبت به گروه شاهد از نظر آماری افزایش معنادار داشت (0011/0P=) و سبب تسریع التیام زخم شد (آزمون بهروش MANOVA انجام شد).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که کاربرد موضعی دو بار ژل آلوئهورا سبب تسریع روند التیام زخم از دیدگاه بررسی هیستولوژیکی و شمارش سلولی در رت میگردد.
امیر میرزایی، شهره زارع کاریزی،
دوره 74، شماره 9 - ( آذر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: گیاه گل گندم (Centaurea cyanus) یکی از گیاهان بومی ایران است که از نظر طب سنتی دارای اهمیت است. هدف از این پژوهش، بررسی ترکیبات شیمیایی موجود در عصاره گیاه گل گندم، اثرات آنتیاکسیدانی، ضدباکتریایی، ضدسرطانی و آنالیز بیان ژنهای آپوپتوزی است.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی که از خرداد تا دی 1395 در دانشگاه آزاد آسلامی واحد ورامین انجام گرفت، ابتدا ترکیبات شیمایی عصاره گیاه گل گندم توسط روش گاز کروماتوگرافی متصل به طیف نگار جرمی مورد بررسی قرار گرفت. عصاره جهت بررسی اثرات ضدباکتریایی روی باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس، استرپتوکوکوس پایوژنز، سودوموناس آئروژینوزا و کلبسیلا پنومونیه با روش کمترین غلظت مهارکنندگی مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین اثرات آنتیاکسیدانی آن با روش احیای رادیکال آزاد و اثرات ضدسرطانی آن با روش رنگسنجی بررسی شد. در نهایت میزان بیان ژنهای آپوپتوز Bax و Bcl2 با روش Real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: آنالیز ترکیبات شیمیایی عصاره تعداد 19 ترکیب را نشان داد که بیشترین آن مربوط به n- هگزادکانوییک اسید و لینولییک اسید بودند. عصاره بیشترین تاثیر را روی باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس و سودوموناس آئروژینوزا داشت. همچنین، که عصاره مورد مطالعه دارای اثر آنتیاکسیدانی 50% برابر با mg/ml07/0±109/0 بود. علاوه بر آن، عصاره دارای سمیت سلولی 50% معادل با 45/0±04/26 بود. نتایج Real-time PCR افزایش بیان ژن Bax 54/0±63/2 (05/0P<) وکاهش بیان Bcl2 بهمیزان 72/0±38/0 (05/0P<) شد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهنظر میرسد که عصاره گل گندم دارای اثرات چشمگیر ضدمیکروبی و ضدسرطانی میباشد و بنابراین میتواند بهعنوان یکی از گیاهان بومی کشورمان پتانسیل استفاده در صنایع دارویی را داشته باشد.
کارولین ابشزاده، فریدون سیاسی، مصطفی قربانی، فریبا کوهدانی، نگین فراستی، گیتی ستوده،
دوره 74، شماره 12 - ( اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران مستعد ابتلا به استرس مداوم ناشی از شغلشان هستند که منجر به اختلالات جسمی و روحی بسیاری میشود که زندگی شخصی و شغلی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد از اینرو هدف این مطالعه بررسی الگوهای غذایی و ارتباط آنها با اندازههای تنسنجی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر از بهمن 1392 تا آبان 1393 در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد که 320 پرستار زن با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. انجام طرح تحقیقاتی حاضر با کد 24371 در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد تایید قرار گرفت. اندازهگیریهای تنسنجی و فشارخون انجام شد. جهت ارزیابی فعالیت بدنی از پرسشنامه بینالمللی فعالیت بدنی IPAQ فرم کوتاه استفاده شد.
یافتهها: با استفاده از روش تحلیل عاملی، سه نوع الگوی غذایی غالب در افراد مورد مطالعه شناسایی شد که تحت عنوان الگوی غذایی سالم، ناسالم و سنتی نامگذاری شد. الگوی غذایی سالم ارتباط معنادار مستقیمی با وزن و نمایه توده بدنی پس از تعدیل با عوامل مخدوشگر نشان داد (بهترتیب 05/0=P و 01/0=P). بین الگوی ناسالم و اندازههای تنسنجی ارتباط معناداری وجود نداشت. بین فشارخون سیستولی و دیاستولی و سهکهای الگوی غذایی ناسالم ارتباط معکوس معناداری وجود داشت (001/0=P و 03/0=P). بین الگوی غذایی سنتی و اندازههای تنسنجی و فشارخون ارتباط معناداری وجود نداشت (05/0<P).
نتیجهگیری: الگوی غذایی سالم با اندازههای تنسنجی ارتباط مستقیمی داشت و الگوی غذایی ناسالم با فشارخون ارتباط معکوس داشت. بین الگوی غذایی سنتی و اندازههای تنسنجی و فشارخون ارتباط وجود نداشت.
فاطمه خیاط سرکار، محمود شیرازی،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس از شایعترین بیماریهای مزمن سیستم عصبی مرکزی میباشد که فرد را با چالشهای روانشناختی عمدهای روبهرو میکند. از اینرو هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتار درمانگری شناختی به شیوه گروهی بر استقامت ذهنی و امید به زندگی بیماران مولتیپل اسکلروزیس بود.
روش بررسی: روش پژوهش حاضر نیمه تجربی (Quasi-experimental study) با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود که از مهرماه تا آذرماه ۱۳۹۵ در مرکز انجمن اماس شهر زاهدان انجام شد. نمونه شامل ۳۰ بیمار مبتلا به بیماری اماس بود که به شیوه داوطلبانه انتخاب و بهروش تصادفی به دو گروه (آزمایش و کنترل) تقسیم شدند. گروه آزمایش مداخله درمانی را در طی هشت جلسه هفتگی دریافت نمودند، ولی گروه کنترل هیچ نوع مداخلهای را دریافت نکردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه امید به زندگی حلاجیان و پرسشنامه استقامت ذهنی (MTQ-48) بود.
یافتهها: برای همسانی گروهها از نظر سن و تحصیلات بهترتیب از آزمون t-test Student’ و Chi-square test استفاده شد که تفاوت معناداری در گروه آزمایش و کنترل مشاهده نشد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد رفتار درمانگری شناختی به شیوه گروهی افزایش معناداری در امید به زندگی و استقامت ذهنی بیماران داشت. بهصورتی که میانگین نمره استقامت ذهنی در گروه آزمایش پیش از درمان ۱/۰۵ و پس از درمان ۱/۲۴ و پیگیری ۱/۲۱ و میانگین نمره امید به زندگی در گروه آزمایش پیش از درمان ۴/۶۷ و پس از درمان ۷/۲۰ و پیگیری ۷/۰۱ با (۰/۰۰۱P<) بهدست آمد.
نتیجهگیری: اجرای رفتار درمانگری شناختی به شکل گروهی در فرآیند درمان بیماران اماس به افزایش استقامت ذهنی و امید به زندگی آنها منجر شد.
آزاده زاهدی، سید مختار اسمعیل نژاد گنجی، سکینه کمالی آهنگر، رحمتاله جوکار،
دوره 77، شماره 1 - ( فروردین 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: از عوارض دیابت، زخم پا است که در صورت عدم درمان مناسب منجر به آمپوتاسیون میشود. گچگیری تماس کامل روشی در ارتوپدی است که بهعنوان استاندارد طلایی در درمان زخمهای نوروپاتیک و نوروایسکمیک پا، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش کنونی با هدف بررسی نتایج درمانی گچگیری تماس کامل در بیماران با زخم پای دیابتی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر، ۹۲ بیمار که در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۴ به بیمارستان شهید بهشتی بابل با شکایت زخم پای دیابتی گرید ۰، ۱ و ۲ (درجهبندی واگنر) مراجعه کرده بودند، شرکت داشتند. دادههای مربوط به ویژگیهای دموگرافیک، بیوشیمیایی و ابعاد زخم گردآوری گردید. پس از اقدامات اولیه در پاکسازی زخم، برای بیماران گچگیری تماس کامل بسته شده و هر هفته تا زمان بهبود تعویض شد. سرعت ترمیم زخم بهصورت کاهش هفتگی مساحت زخم محاسبه گردید.
یافتهها: جامعه کل با میانگین سنی ۱۰/۵۶±۶۳/۹ سال متشکل از ۱۶ نفر با دیابت نوع یک و ۷۶ نفر با دیابت نوع دو بودند. مدت گچگیری با تماس کامل بهطور میانگین ۱/۹±۶/۸ هفته بود. سرعت ترمیم زخم پس از گچگیری با تماس کامل در تمامی افراد بهطور میانگین cm2/week ۰/۱۶۸±۰/۴۰۶ بود. سرعت التیام زخم با بالا رفتن سن بیمار (۰/۰۰۱P<) و افزایش طول مدت ابتلا به دیابت (۰/۰۰۳P=) کاهش یافت.
نتیجهگیری: گچگیری تماس کامل میتواند روشی موثر در التیام زخمهای پای دیابتی باشد. بیماران با سن بالا و سابقه بیشتر ابتلا به دیابت به درمان طولانیتری جهت بهبود کامل زخم نیاز دارند.
مهدی صنعتکار، سید حسین صدرالسادات، حامد قاسمی، علیرضا ابراهیم سلطانی، محمدرضا شاوردی، حبیبه باقری،
دوره 77، شماره 2 - ( اردیبهشت 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه در زمینههای علمی و تکنولوژی پزشکی پیشرفتهای قابلتوجهی حاصل شده است اما میزان شکایات پزشکی نیز رشد صعودی داشته است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر رسیدگی به پروندههای قصور پزشکی بر میزان کاهش شکایات بیماران به مراجع قانونی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی بیمارانی که نسبت به درمان چشم پزشکی انجام شده از فروردین ۱۳۹۷ تا پایان آذر ۱۳۹۷ در بیمارستان فارابی شهر تهران شکایت داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران شاکی در صورت تایید قصور توسط پزشکان معتمد بیمارستان برای کمیته رسیدگی به شکایت دعوت میشدند و موضوع شکایت مورد بررسی قرار گرفت و در جهت کسب رضایت بیماران تلاش شد.
یافتهها: در مجموع ۸۷ بیمار با شکایت از چشم پزشکان، فرم مخصوص رسیدگی به شکایت را تکمیل نمودند. تعداد ۷۱ نفر (۸۱/۷%) از شاکیان مرد بودند. از نظر تحصیلات بیماران ۶۴ نفر (۷۳/۵%) زیردیپلم و ۳۶ نفر (۲۶/۵%) بالاتر از دیپلم بودند. از نظر آماری میزان شکایت بهطور چشمگیری در افراد با تحصیلات کمتر، بیشتر بود (۰/۰۲P=). در بررسی فراوانی بیماری اولیه ۵۲ مورد (۵۹/۸%) مربوط به کاتاراکت و ۱۴ مورد (۱۶%) بهعلت اصلاح عیوب انکساری و جراحی رفراکتیو بودند. در بررسی شکایات توسط پزشکان معتمد بیمارستان تعداد ۱۱ مورد قصور چشم پزشکی تشخیص داده شد که درصد قصور معادل ۱۲/۶% بود و پرونده این بیماران در کمیته رسیدگی به شکایات بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت. از موارد قصور تایید شده که در کمیته مورد بررسی قرار گرفت تنها یک نفر به مراجع قانونی شکایت کرد که برابر ۹% از مورد قصور بود. این آمار نسبت به سال ۹۶ در همین مرکز که کمیته بررسی شکایات تشکیل نمیشد و درصد شکایت موارد قصور به مراجع قانونی برابر۳۷/۵% بود کاهش قابل توجه نشان میداد (۰/۰۵P<).
نتیجهگیری: تشکیل کمیتههای رسیدگی به شکایات موارد قصور چشم پزشکی در بیمارستان و فراهم نمودن فضایی شفاف و صادقانه جهت شنیدن موضوع شکایت بیماران و همراهان ایشان و سپس تلاش جهت کسب رضایت بیماران و کمک در جهت ادامه درمان ایشان میتواند منجر به کاهش شکایات بیماران به مراجع قانونی مانند پزشکی قانونی و نظام پزشکی شود.
مهدی صنعتکار، مهرداد گودرزی،
دوره 77، شماره 3 - ( خرداد 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کاتاراکت یکی از شایعترین بیماریهای چشم در دو طیف سنی کودکان و افراد پیر میباشد و بیشتر این بیماران نیاز به عمل جراحی پیدا میکنند. هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی و عوارض دو ترکیب دارویی میدازولام-کتامین و میدازولام-فنتانیل جهت انجام سدیشن در عمل جراحی کاتاراکت در بزرگسالان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، تعداد ۸۰ بیمار در فاصله زمانی آبان تا آذر ۱۳۹۶ جهت انجام عمل جراحی کاتاراکت به بیمارستان فارابی تهران مراجعه کرده بودند و تحت عمل جراحی قرار گرفتند. بیماران به دو دسته چهلتایی تقسیم شدند و روش استفاده از ترکیب میدازولام-کتامین (گروه کتامین) با روش ترکیب میدازولام-فنتانیل (گروه فنتانیل) مقایسه شد. در این مطالعه متغیرهای همودینامیکی، آژیتاسیون، رضایت جراح و پرستار بخش ریکاوری و تهوع و استفراغ بین دو گروه مقایسه شدند.
یافتهها: از کل بیماران، ۲۲ بیمار فشارخون زیر mmHg ۱۱۹/۷۹ پیدا کردند که ۳ نفر (۱۳/۶%) از آنها متعلق به گروه کتامین و ۱۹ نفر (۸۶/۴%) آنها جز گروه فنتانیل بودند. تغییرات همودینامیکی و افت فشارخون پس از سدیشن در گروه فنتانیل بیشتر مشاهده شد. دو گروه مورد مقایسه از نظر تعداد ضربان قلب، میزان اشباع اکسیژن شریانی حین عمل، رضایت جراح از بیمار در حین جراحی و همچنین میزان تهوع و استفراغ پس از عمل با هم تفاوتی نداشتند.
نتیجهگیری: استفاده از ترکیب کتامین-میدازولام بهجای فنتانیل-میدازولام باعث ثبات بیشتر همودینامیک حین عمل شده و عوارض دیگر مانند اشباع اکسیژن، تغییرات ضربان قلب، تهوع و استفراغ افزایشی نشان نداد.
مهدی صنعتکار، مهرداد گودرزی، ابراهیم اسپهبدی، علیرضا تکزارع،
دوره 77، شماره 11 - ( بهمن 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تهوع و استفراغ در دوره پس از عمل بهعنوان یکی از شایعترین شکایات بیماران پس از عمل جراحی استرابیسم مطرح شده است. هدف از انجام پژوهش کنونی اثربخشی تجویز آتروپین در مقایسه با اوندانسترون بر فراوانی بروز تهوع و استفراغ پس از عمل و مدت اقامت در ریکاوری در بیماران تحت عمل جراحی استرابیسم بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مورد-شاهدی بود که از اسفند ۱۳۹۷ تا اردیبهشت ۱۳۹۸ در بیمارستان فارابی تهران انجام شد. در این مطالعه ۹۰ بیمار ۳ تا ۳۰ ساله بهطور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. پس از القای بیهوشی یک گروه از بیماران پلاسبو در نظر گرفته شده و برای یک گروه آتروپین وریدی با دوز kg ۳۰/µg و گروه سوم اوندانسترون وریدی با دوز mg/kg ۰/۱ تجویز شد. میزان تهوع و استفراغ پس از عمل، مدت اقامت در ریکاوری و رضایتمندی پرستاران ریکاوری از بیماران مربوط به گروهها مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: تجویز آتروپین و اوندانسترون بهطور چشمگیری موجب کاهش فراوانی بروز تهوع و استفراغ در ریکاوری شد. از نظر میزان بروز تهوع و استفراغ بین گروه آتروپین و اوندانسترون تفاوت چشمگیری مشاهده نشد. با تجویز آتروپین و اوندانسترون مدت زمان اقامت بیماران در ریکاوری نسبت به گروه کنترل کاهش یافت. رضایتمندی پرستاران ریکاوری دو گروه آتروپین و اوندانسترون نیز نسبت به گروه کنترل بالاتر بود.
نتیجهگیری: تجویز آتروپین بهاندازه اوندانسترون در کاهش بروز تهوع و استفراغ پس از عمل و مدت اقامت بیماران در ریکاوری پس از عمل جراحی استرابیسم موثر بود.
مهدی صنعت کار، مهرداد گودرزی، ابراهیم اسپهبدی،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کاتاراکت یکی از شایعترین بیماریهای چشم بهویژه در افراد سالمند میباشد و بیشتر این بیماران نیاز به عمل جراحی دارند و مرحلهی بیهوشی و آرامبخشی در این بیماران از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مطالعه بر آن شدیم که ترکیب دارویی دکسمدتومدین-فنتانیل را با میدازولام-فنتانیل در جراحی کاتاراکت مقایسه کنیم.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مطالعه مورد- شاهدی بود که در فاصله مهر تا آبان ۱۳۹۸ در بیمارستان فارابی انجام شد. تعداد ۷۰ بیمار براساس جدول اعداد تصادفی به دو گروه ۳۵ نفری تقسیم شدند. یک گروه از بیماران ترکیب دارویی دکسمدتومدین-فنتانیل (گروه دکسمدتومدین) و گروه دیگر ترکیب میدازولام- فنتانیل (گروه میدازولام) دریافت داشتند.
یافتهها: اختلاف فشارخون سیستولیک و دیاستولیک حین عمل در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۰/۱۵۰P=). در حالیکه افرادی که دکسمدتومدین دریافت کرده بودند بهطور معناداری ضربان قلب حین عمل پایینتری داشتند (۰/۰۰۱P<). اختلاف فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و همچنین تعداد ضربان قلب پس از عمل در گروه دکسمدتومدین کاهش بیشتری از نظر آماری نشان میداد (۰/۰۰۱P<). میزان آرامبخشی بیماران پس از عمل در دو گروه تفاوت آماری قابل توجه نداشت (۰/۹۳P=). هچنین میزان رضایتمندی جراح در دو گروه اختلاف معناداری وجود نداشت (۰/۱۷P=). بروز تهوع و استفراغ هم در دو گروه مشابه بود.
نتیجهگیری: فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب بهدنبال سدیشن با دکسمدتومدین کاهش مییابد، بنابراین توصیه میشود در اعمال جراحی کوتاه و بهویژه در بیماران با همودینامیک ناپایدار از دکسمدتومدین با احتیاط بیشتری استفاده شود.
مهدی صنعتکار، مهرداد گودرزی، ابراهیم اسپهبدی،
دوره 78، شماره 6 - ( شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از داروهای مورد استفاده رایج در سدیشن (Sedation) کتامین است که تاثیر دوزهای مختلف آن بر فشار داخل چشم مورد بحث بوده است. مطالعه حاضر به بررسی تاثیر دوز کم کتامین بر فشار داخل چشم بیمارانیکه تحت جراحی کاتاراکت قرار گرفتند، میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه که از دی 1398 تا اسفند 1398 در بیمارستان فارابی انجام شد، 92 بیمار کاندید عمل جراحی کاتاراکت به روش Phacoemulsification (Phaco) به روش تصادفی به دو گروه 46 نفری تقسیم شدند. همه بیماران پیش از شروع عمل mg 1 میدازولام و µg/kg 1 فنتانیل دریافت کردند. در گروه مورد بررسی، علاوه بر دو داروی فوق mg/kg 15/0 کتامین هم به صورت داخل وریدی تزریق شد. سه دقیقه پس از تزریق داروهای سداتیو فشار داخل چشم و فشارخون بیماران در هر دو گروه اندازهگیری شد.
یافتهها: روند تغییرات فشار داخل چشم در هر دو گروه پس از تجویز داروهای سداتیو کاهشی بود و از نظر آماری بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. پس از تزریق سداتیو روند تغییرات فشارخون میانگین شریانی در گروه شاهد، کاهشی و در گروه مورد، روند افزایشی داشت و این تفاوت از نظر آماری معنادار بود. از نظر درد پس از عمل در گروه شاهد پنج نفر و در گروه مورد یک نفر از درد متوسط تا شدید شکایت داشتند.
نتیجهگیری: تجویز کتامین با دوز کم روی فشار داخل چشم بیماران اثر چشمگیری نداشت و موجب بروز عوارض جانبی کتامین مثل تهوع و استفراغ و هالوسیناسیون نیز نشد.
سیما صدیقی، ملیحه مرادزاده، مهرداد آقایی، اشرف محمدخانی، محمد حسن جوکار،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی (Familial adenomatous polyposis)یکی از سندرمهای سرطان کولون است که با بیش از 100 پولیپ کولورکتال در طول کولورکتوم تشخیص داده میشود. این بیماری هر دو جنس را بهطور مساوی درگیر میکند و بروز آن 8300/1-14025/1 تولد تخمین زده شده است. بروز بیماری در افراد دارای پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی زودرس است. بیماری پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی طیف وسیعی از بیماریهای خارج رودهای ازجمله پولیپ دئودنوم، پاپیلا، پولیپهای غدد معده و روده کوچک، تومور دسمویید، استئوما، زخمهای پوستی (لیپوما، فیبروما و کیستهای اپیدرموییدی)، ناهنجاریهای دندانی، هایپرتروفی مادرزادی اپیتلیوم رنگدانهای شبکیه، هپاتوبلاستوما و سرطانهای غدد تیرویید، سیستم صفراوی، پانکراس و سرطان مغز را شامل میشود. پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی با بیش از 100 پولیپ در روده بزرگ مشخص میشود و این پولیپها غالباً در سمت چپ کولون و رکتوم دیده میشوند. این بیماری بهوسیله جهش لایه زایا (Germline) در ژن پولیپوز آدنوماتوز کولی (Adenomatous polyposis coli, APC) ایجاد میشود که میتواند از نظر بالینی و ژنتیکی تشخیص داده شود. پس از تشخیص، بیماران بایستی پروکتوکولکتومی پیشگیرانه و یا (Ideal pouch-anal anastomosis, IPAA) انجام دهند. بیماران با سابقه خانوادگی که تشخیص داده نشدهاند بایستی به مشاور ژنتیک رجوع کنند و در برنامههای مراقبت ژنتیکی و بالینی مناسب ثبتنام کنند. پیشرفتهای اخیر در تکنولوژی اندوسکوپیک شامل اندوسکوپی با وضوح بالا، اندوسکوپی کپسول و اندوسکوپی دوبالونه، بررسی در سطح وسیع دستگاه گوارش را ممکن میسازد. باوجود اینکه شواهد محدود است اما مطالعات بیشتر درباره این تکنولوژی اندوسکوپیک جدید ممکن است استراتژیهای مراقبت برای بیماران پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی را تغییر دهد.
محمدرضا چشمیزدان، موسی بامیر، رضا دهنویه، علی مسعود، امیرحسین ستایش، علی کارآموزیان،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تحقق اهداف نقشه جامع سلامت ایران، نیازمند بررسی حوزههای اولویتدار افق 1404، در تقابل با کشورهای خاورمیانه میباشد. هدف ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ نیز در همین راستا میباشد.
روش بررسی: مطالعه کنونی، از نوع علمسنجی و منبع گردآوری دادهها، پایگاه سایمگو است. جامعه آماری پژوهش، رشتههای اولویتدار نقشه جامع در مقایسه با کشورهای منطقه میباشد. بازههای زمانی بررسی، سالهای 1389 تا 1396 میباشد.
یافتهها: در سه دسته زیرساخت، بقا و کمال، بالاترین میزان رشد تغییرات، از بعد رتبه مدارک، در دسته زیرساخت پزشک خانواده با 314% و در دسته بقا، پرستاری با 931% رشد مربوط به ایران، اما در دسته کمال، نانوتکنولوژی با 269% رشد مربوط به عربستان؛ از بعد رتبه استناد، در دسته زیرساخت، مدیریت اطلاعات سلامت با 190% و در دسته بقا، نانو با 247% رشد مربوط به عربستان، اما در دسته کمال، پرستاری با 166% رشد مربوط به مصر میباشد.
نتیجهگیری: کشور ایران در اکثریت حوزهها از بعد استناد و مدارک توانسته رتبه اول منطقه را در 1396 کسب کند. کشورهای ایران و عربستان در اکثریت حوزهها، میزان صعودی، اسرائیل و ترکیه میزان نزولی نسبت تغییرات را داشتهاند.
محمد رادگودرزی، سپیده عموییان، حسن اسمعیلی، شیما صالحی، محمد نیکوکار،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم QT طولانی یک اختلال در ریپلاریزاسیون بطنی است که میتواند بهصورت تشنج یا شبه تشنج بروز کند. هدف از این مطالعه یافتن فراوانی موارد سندرم QT طولانی و سایر اختلالات هدایتی قلبی است که در ابتدا بهعنوان تشنج تلقی و درمان میشوند و ممکن است غفلت از آن با خطر مرگ ناگهانی همراه باشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت آیندهنگر از نوع مورد-شاهد با بررسی 480 بیمار در سه گروه انجام شد. بیماران از بین کودکان و نوجوانانی که از فروردین تا اسفند 1396 با تشخیص اولیه تشنج به اورژانس مرکز آموزشی-درمانی طالقانی گرگان ارجاع شدند انتخاب گردیدند. گروهها عبارت بودند از: گروه الف: بیماران با تشنج بدون تب (160 نفر) گروه ب: بیماران با تشنج توام با تب (160 نفر) و یک گروه شاهد. نوار قلب به محض بستری انجام شد.
یافتهها: در گروه تشنج همراه با تب، از نظر احتمال سندرم QT طولانی، 123 کودک در گروه با احتمال اندک، 33 کودک در گروه با احتمال متوسط و چهار کودک در گروه با احتمال بالا واقع بودند .در بین کودکان مبتلا به تشنج بدون تب 112 کودک در گروه با احتمال اندک، 42 کودک در گروه با احتمال متوسط و شش کودک در دسته با احتمال بالا برای سندرم QT قرار داشتند.
نتیجهگیری: سندرم QT طولانی میتواند با تظاهر تشنج یا شبه تشنج خود را نشان دهد. بیمارانی که با تشخیص اولیه تشنج ارزیابی و درمان میشوند، ممکن است مبتلا به اختلال مغزی نبوده و در اصل دچار اختلال در سیستم هدایتی قلب و مبتلا به آریتمی باشند.
مهدی صنعتکار، مهرداد گودرزی، مصطفی محمدی، ابراهیم اسپهبدی،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گلودرد و خشونت صدا پس از لولهگذاری داخل تراشه حین بیهوشی عمومی از شکایات شایع بیماران میباشد. مطالعه کنونی به بررسی استفاده از تجویز کتامین داخل تراشه در کاهش گلودرد پس از عمل جراحی استرابیسم میپردازد.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 60 بیمار که تحت عمل جراحی الکتیو استرابیسم با بیهوشی عمومی در فاصله بهمن تا اسفند 1397 در بیمارستان فارابی تهران قرار گرفتند انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. پس از عمق کافی بیهوشی، لولهگذاری داخل تراشه انجام شد. در گروه مورد، لوله تراشه پس از چکاندن ml 2 از محلول کتامین با غلظت mg/ml 5 جاگذاری شد و در گروه شاهد، به همان حجم سالین داخل لوله تراشه چکانده شد و تعبیه گردید.
یافتهها: میانگین مدت زمان اقامت در ریکاوری در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود. میانگین گلو درد پس از عمل بهطور معنادار در گروه شاهد بیشتر از گروه مورد بود. همچنین میانگین بروز دلیریوم در فاز پس از عمل در گروه مورد نسبت به گروه کنترل بیشتر مشاهده شد. در ضمن میزان رضایت پرستار ریکاوری در گروه کنترل بیشتر از گروه مورد بود. بروز برونکواسپاسم، لارنگواسپاسم و تهوع و استفراغ پس از عمل بین دو گروه تفاوت چشمگیری نداشت.
نتیجهگیری: کتامین بهصورت داخل تراشهای میتواند گلودرد پس از عمل و نیاز به مصرف داروهای آنالژزیک پس از عمل را کاهش دهد. این روش موجب افزایش مختصر مدت زمان اقامت بیماران در ریکاوری میگردد.
حسین خدادادی، محمد تقی زاده، فیروزه شبانکاره، کیوان پاکشیر،
دوره 78، شماره 10 - ( دی 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مخمر کاندیدا اوریس (Candida auris) گونهای نوظهور، بیماریزا و مقاوم به اغلب داروهای ضدقارچی است. گرچه تنها یک دهه از شناسایی آن گذشته است، بروز همزمان و سریع عفونتهای آن در هر پنج قاره بسیار عجیب است. باوجود تفاوتهای ژنتیکی اندک در گونههای جدا شده، همگی از یک جد ژنتیکی مشترک هستند. در این مطالعه تحمل حرارتی اکتسابی کاندیدا اوریس و تغییرات دمایی محیطی و ارتباط آن با قرابت ژنتیکی گونههای جدا شده بررسی شده است.
روش بررسی: مطالعه علوم پایه حاضر از خرداد تا آذر 1398 در دانشگاه علوم پزشکی شیراز و با انتخاب تعدادی از توالیهای ناحیه ژنی فاصلهگذار در نسخهبرداری گونههای کاندیدا اوریس و گونههای محیطی مشابه و بررسی ارتباط فیلوژنتیک آنها با ترسیم درخت فیلوژنتیک انجام گردید. میزان حساسیت به دما و دماهایی که هریک از گونههای فوق قادر به تحمل و رشد در آن هستند با یکدیگر مقایسه شد.
یافتهها: دماهایی که قارچهای بیان شده در آنها قادر به رشد هستند نشان داد که گونههای کاندیدا اوریس قادر به تحمل دمای بالاتر از بدن پستانداران هستند. بررسی میزان قرابت ژنتیکی و فاصله جغرافیایی بین گونههای بررسی شده نشاندهنده و تقویتکننده احتمال کسب صفت تحمل دمایی برای هر یک از دودمانها بهطور مستقل و تحت یک فشار مشترک خارجی نظیر گرمایش زمین بوده است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل احتمال بروز عفونتهای کاندیدا اوریس بر اثر تغییرات آب و هوایی را به بحث گذاشته است، با اینحال نقش سایر عوامل موثر در گسترش این عفونتها نیاز به بررسی بیشتری دارد.