71 نتیجه برای کار
صفورا پاکیزه کار، سمانه حسین زاده، مجید ولی زاده، مهدی هدایتی،
دوره 79، شماره 3 - ( خرداد 1400 )
چکیده
حضور آنتیبادی علیه آنتیژنهای اصلی تیرویید شامل آنزیم پراکسیداز تیروییدی (Thyroid peroxidase) یا آنتیژن میکروزومال تیروییدی، تیروگلوبولین (Tg) و گیرنده تیروتروپین (TSH) ویژگی بارز بیماریهای خود ایمنی تیرویید است که یکی از شایعترین بیماریهای خود ایمنی میباشند. شیوع آنتیبادی علیه آنزیم پراکسیداز تیروییدی(Anti-TPO) و آنتیبادی علیه تیروگلوبولین ((Anti-Tg بهطور قابلتوجهی در بیماران مبتلا به بیماری گریوز (Graves’ disease) و همچنین در بیماری تیرویییدیت هاشیموتو (Hashimoto's thyroiditis) بالا است. وجود آنتیبادی علیه گیرنده TSH (TSH-R) که با نام عمومی TRAbs (TSH receptor antibodies) خوانده میشود، در بیماران مبتلا به گریوز بسیار شایع، اما در بیماران مبتلا به تیروییدیت هاشیموتو نسبتاً نادر و فراوانی آن بسیار اندک است و این حقیقت ممکن است نشاندهنده ویژگی بالاتر این آنتیبادیها نسبت به انواع دیگر باشد. اثرات خارج تیروییدی آنتیبادی علیه TSH-R، مانند افتالموپاتی (ophthalmopathy) و درموپاتی (dermopathy)، به عنوان تظاهرات خارج تیروییدی بیماری گریوز بیشتر بر بافت چشم و پوست تأثیر میگذارند و مکانیسمهای ایمونولوژیکی عملکرد این آنتیبادیها نسبتاً شناخته شده است. انسفالوپاتی هاشیموتو(Hashimoto encephalopathy)، بهعنوان مهمترین اثر خارج تیروییدی Anti-TPO، سیستم عصبی مرکزی را تحت تأثیرخود قرار میدهد. از سوی دیگر Anti-TPO همراه با Anti-Tg، با اثر بر روی اندامهای تولید مثلی زنان، منجر به بروز ناباروری با مکانیسمی ناشناخته میگردد. در این مقاله مروری، سعی بر آن است تا انواع مهم اتوآنتیبادیهای علیه آنتیژنهای تیروییدی معرفی گردیده و ضمن بیان فرایندهای ایمونولوژیک آنها در بیماریهای اتوایمیون تیرویید، تظاهرات بالینی مهم این آنتیبادیها در خارج از بافت تیرویید مورد بحث قرار گیرد.
سید حمید برسی، حانیه راجی، مهرداد درگاهی مالامیر، فروغ نخستین، افروز کارگران،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هپارین با وزن مولکولی کم بهعنوان درمان اول در بیماران مبتلا به سرطان و ترومبوامبولیسم وریدی توصیه میشود، اما بسیاری از بیماران ترجیح میدهند آنتیکوآگولاسیونهای خوراکی و غیرتزریقی مقرون بهصرفه را استفاده کنند. ترومبوآمبولی وریدی یک بیماری بسیار شایع در بیماران مبتلا به سرطان است. از اینرو هدف این مطالعه بررسی اثربخشی و ایمنی ریواروکسابان در مقایسه با انوکساپارین در بیماران مبتلا به سرطان و ترومبوامبولیسم وریدی میباشد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 50 بیمار مبتلا به سرطانهای غیرهماتولوژیک و DVT یا VTE در بیمارستان امامخمینی اهواز از آبان 1398 تا فروردین 1399 صورت گرفت. افراد بهطور تصادفی در دو گروه 25 نفره تحت درمان با ریواروکسابان (دوز mg 15 هر 12 ساعت در سه هفته ابتدایی و در ادامه دوز mg 20 روزانه خوراکی) یا انوکساپارین (دوز mg/kg 1 بهصورت تزریق زیرجلدی هر 12 ساعت) قرار گرفتند و جهت بررسی ایمنی، عوارض و اثربخشی درمان به مدت شش ماه فالوآپ شدند.
یافتهها: سه سرطان شایع شامل سینه (11 نفر، 22%)، کولون (10 نفر، 20%) و ریه (هفت نفر، 14%) بود. هیچ موردی از رخداد ترومبوآمبولی عودکننده مشاهده نشد. خونریزی زیاد تنها در یک بیمار (4%) از گروه انوکساپارین (05/0<P) و خونریزی کم نیز تنها در یک بیمار (4%) از گروه ریواروکسابان اتفاق افتاد (05/0<P). یک نفر (4%) در گروه انوکساپارین بهدلیل تب و نوتروپنی فوت شد. اختلاف معناداری میان فراوانی DVT و PTE براساس سن بیمار (154/0=P)، جنسیت (430/0=P)، BMI (490/0=P)، بیماری زمینهای (294/0=P)، سیگار (955/0=P)، نوع سرطان (527/0=P) و متاستازیک بودن سرطان (280/0=P) وجود نداشت.
نتیجهگیری: اثربخشی ریواروکسابان کمتر از انوکساپارین نمیباشد، از اینرو میتواند یک گزینه درمانی مناسب برای بیماران سرطانی غیرهماتولوژیک و ترومبوآمبولیسم وریدی باشد. با این حال، برای تأیید این نتایج، به آزمایشات تصادفی و کنترل شده بیشتری نیاز است.
امیرحسین احمدی حکمتیکار، صادق امانی شلمزاری، مهدیه ملانوری شمسی،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات شدید و طولانیمدت منجر به تغییر در عملکرد سلولهای سیستم ایمنی در ورزشکاران میشوند و آنها را مستعد ابتلا به عفونتهای ویروسی مانند بیماری کووید-19 مینمایند. هدف از این گزارش کوتاه ارایه پروتکلهای مرتبط با ورزشکاران برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای عفونی بوده است.
روش بررسی: برای بررسی پاسخهای سیستم ایمنی بهدنبال فعالیتهای ورزشی، مقالات از تمام پایگاههای اطلاعاتی Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، Springer، Google Scholar، SID در اردیبهشت 1400 جمعآوری شدند و جدیدترین مقالات انتخاب شدند.
یافتهها: انجام فعالیت ورزشی با شدت بالا میتواند در سرکوب سیستم ایمنی موثر باشد. در نظر گرفتن اصول تمرین میتواند به ورزشکاران در بهبود پاسخهای سیستم ایمنی کمک کند.
نتیجهگیری: با توجه به پاندمی بیماری کرونا و ناشناخته بودن آن، ارایه برخی از رهنمودهای بهداشتی و تغذیهای برای شروع تمرینات و مسابقات ورزشی بهمنظور پیشگیری از انتقال این بیماری در دستور کار مقاله حاضر قرار گرفته است.
بهاره حسنی کارمزدی، علیرضا مردمی، سعید عابدیان کناری،
دوره 79، شماره 8 - ( آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی مزانشیمی از جمله سلولهای استرومایی غیرخونساز میباشند که با فعالیت تعدیلکنندگی سیستم ایمنی در درمان بسیاری از بیماریهای مزمن و خودایمن کاربرد دارند. با توجه به محدودیتهای استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی اتولوگ، استفاده از سلولهای بنیادی آلوژن رویکرد درمانی امیدبخشی در درمان بیماریهای ایمونولوژیک میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی توانایی سلول بنیادی مزانشیمی آلوژن در القا PD-L1 در سطح لنفوسیتهای آلوژن و ارزیابی تولرژنیسیته سلولهای حاصل میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از بهمن 1397 تا آذر 1399 در گروه ایمونولوژی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. سلولهای بنیادی مزانشیمی جداشده مغز استخوانهای ران و درشت نی موش C57 را با سلولهای طحالی آلوژن مجاور کرده و پس از 72 ساعت میزان بیان PD-L1 را در سطح لنفوسیتهای طحالی با استفاده از فلوسایتومتری سنجیدیم. همچنین میزان سایتوکینهای IFN-γ و IL-10 در سوپرناتانت کشت سلولی اندازهگیری شد. سپس سلولهای مزبور را بهعنوان محرک در واکنش لنفوسیتی مختلط با سلولهای طحالی موش C57 مواجه کرده و میزان تکثیر توسط تست CFSE ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان لنفوسیتهای PD-L1+ پس از مجاورت با سلولهای بنیادی مزانشیمی آلوژن به شکل قابلتوجهی افزایش یافت. مقدار سایتوکینهای IFN-γ و IL-10 در سوپرناتانت نیز افزایش معناداری داشت. سلولهای مذکور در واکنش لنفوسیتی مختلط موجب کاهش تکثیر سلولهای طحالی آلوژن به نسبت گروه کنترل گردیدند.
نتیجهگیری: سلولهای بنیادی مزانشیمی آلوژن با القا مولکول PD-L1 در سطح لنفوسیتها، موجب شکلگیری سلولهای تولرژنیکی میشوند که میتواند موجب کاهش پاسخهای آلوژنیک گردد.
شیرین عصار، فاطمه خادمی، حمیدرضا محمدی مطلق، کامران منصوری، مهران پورنظری، پرویز صوفیوند، بهاره کاردیده،
دوره 79، شماره 10 - ( دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در بررسی وضعیت بیماران آرتریت روماتویید فاکتورهای التهابی مانند پروتیین واکنشگر C، سرعت رسوب گلبولهای قرمز، میزان فعالیت بیماری و بهویژه نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت دارای اهمیت میباشند. در این مطالعه نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در دو گروه بیماران با و بدون عوارض چشمی مقایسه گردید.
روش بررسی: این مطالعه یک بررسی تحلیلی-مقطعی است که روی 246 بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی کرمانشاه در بازه زمانی آذر 1397 تا اردیبهشت 1398 و با کد اخلاق (IR.KUMS.REC1397.311) انجام شده است. 191 نفر از بیماران بدون عوارض چشمی و 55 بیمار دچار عوارض چشمی بودند و از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. شمارش سلولهای خونی با دستگاه Sysmex KX-21 hematology analyzer انجام گرفت. نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت با آزمون همبستگی اسپیرمن و میزان فعالیت بیماری بین دو گروه با Mann-Whitney U test مقایسه گردید.
یافتهها: بررسی نتایج این مطالعه اختلاف معناداری بین سطح نوتروفیل به لنفوسیت و پلاکت به لنفوسیت در دو گروه با و بدون عوارض چشمی نشان نداد. اما میزان فعالیت بیماری در گروه با عوارض چشمی بهطور معناداری پایینتر از گروه بدون عوارض چشمی بود (001/0P<).
نتیجهگیری: فاکتورهای التهابی مانند نسبت پلاکت به لنفوسیت و نوتروفیل به لنفوسیت، نمیتوانند به تنهایی در پیشبینی وجود یا احتمال درگیری چشمی مورد قضاوت قرار گیرند، سطح این فاکتورها در بیماران دچار عوارض چشمی تحت تاثیر عوامل دیگری مانند تعداد سلولهای خونی و شرایط هر بیمار قرار میگیرد.
سمانه حسینزاده، صفورا پاکیزهکار،
دوره 79، شماره 11 - ( بهمن 1400 )
چکیده
سرطان مدولاری تیرویید 10%-5 سرطانهای تیرویید را تشکیل میدهد. جهش پروتو انکوژن RET در تمام MTC های ارثی و حدود 66% MTC های تکگیر رخ میدهد. بنابراین تشخیص جهشهای RET برای تشخیص و درمان سریع و مناسب لازم است. این مرور نظاممند بهدنبال یافتن لیست جامع جهشهای ژن RET در تشخیص سرطان مدولاری است. مطالعات انجام گرفته درزمینه جهشهای RET در تشخیص سرطان مدولاری تیرویید به روش مرور نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی شامل Pub Med، Scopus، Medline، Embase و NCBI در بازه زمانی دی 1389 تا فروردین 1400، مورد بررسی قرار گرفت. جهشهای بد معنا در اگزونهای 10، 11، 13، 14، 15، 16 پروتو انکوژن RET شایعترین جهشها هستند. در FMTC، فراوانترین جهشها در کدونهای 609، 611، 618 و 620 اگزون 10، کدون 768 اگزون 13، کدون 804 اگزون 14 و کدون 634 اگزون 11 میباشند. در MEN2A، جهش در اگزونهای 5، 8، 10 و 11 مشاهده شده است و شایعترین جهشها مربوط به اگزون 10 (کدونهای 609، 611، 618 و 620) و اگزون 11 (کدونهای 630 و 634) است. بیماران مبتلا به MEN2B نیز، تقریبا 95% موارد جهش M918T در اگزون 16 و 5% موارد جهش A883F در اگزون 15 دارند. در MTC تکگیر، شایعترین جهش، M918T در اگزون 16 است که با پیشآگهی بد بیماری ارتباط دارد. غربالگری ژنتیکی RET برای رویکرد صحیح در تشخیص و درمان MTC ضروری است و همه افراد با تشخیص MTC، حتی بدون سابقه خانوادگی MEN2، باید برای تایید یا حذف وراثت بیماری و در صورت لزوم تیروییدکتومی پیشگیرانه مورد آزمایش ژنتیکی RET قرار بگیرند. این مطالعه مروری نظاممند، لیست جامعی از جهشهای گزارش شده ژن RET بهمنظور شناسایی سرطان مدولاری تیرویید بهدست داد.
نادر علی ناظمیان، آرمان طاهری، مهدی صنعتکار،
دوره 79، شماره 11 - ( بهمن 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مسایل مربوط به بیماران مبتلا به استئوآرتریت کاهش درد و بازگرداندن آنها به زندگی طبیعی است. برای کنترل درد ممکن است درمانهایی لازم باشد. از جمله این درمانها تزریق ژل هیالورونیک اسید به مفصل زانو میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از آذر 1398 تا اردیبهشت 1400 در بیمارستان امیر اعلم انجام شد، تعداد 61 نفر از افراد دچار آرتروز زانو وارد مطالعه شدند و شدت درد، دامنه حرکتی مفصل زانو و التهاب مفصل در آنها سنجیده شد. سپس در آنها تزریق ژل هیالورونیک اسید صورت گرفت و پس از تزریق مجددا این متغیرها مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی بیماران در این مطالعه برابر با 52±11/77/60 سال بود. شاخص درد پیش از تزریق در بیماران برابر با 90±0/99/7 بود که در روز سوم به 49±1/91/5، در روز هفتم به 28±1/98/5 و در روز سیام به 77±2/91/3 کاهش یافت (001/0P<). دامنه حرکت بدون درد براساس درجه پیش از تزریق در بیماران برابر با 85±19/44/38 بود که در روز سوم به 25±21/65/60، در روز هفـتم به 25±22/65/60 و در روز سیام به 07±24/17/71 افزایش یافت (001/0P<). میزان التهاب پیش از تزریق در 29 بیمار گزارش شد که پس از تزریق در روز سوم به شش بیمار کاهش یافت (009/0=P).
نتیجهگیری: تزریق هیالورونیک اسید به داخل مفصل اثرات ضددرد و بهبودی قابل توجهی در عملکرد و دامنه حرکت بیماران دارد. بنابراین توصیه میشود از این روش برای کاهش درد و افزایش عملکرد سالمندان استفاده شود.
بهناز ورامینیان، مرضیه قلمکاری، طیب رمیم، معصومه روحانینسب،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده
متاستازهای پوستی ناشی از سرطان پستان معمولاً در مراحل پیشرفتهتری از سیر بیماری رخ میدهند ولی گاهی اوقات ممکن است بهصورت اولین تظاهر بالینی سرطان پستان یا اولین شواهد عود تومور پیشین باشند. این تظاهرات بهطور قابلتوجهی میزان بقا را کاهش میدهند. متاستاز پوستی ناشی از سرطان پستان تظاهرات متفاوتی دارد. متداولترین تظاهرات ندولها هستند. این ندولها نرم، گرد یا بیضی، متحرک، محکم و دارای بافت الاستیکی هستند و میتوانند منفرد یا متعدد باشند، اغلب به رنگ گوشتی هستند، اما میتوانند به رنگ قهوهای، سیاه مایل به آبی، صورتی تا قرمز قهوهای نیز باشند. تشخیص افتراقی شامل لنفوم پوستی، انفیلتراسیون لکوسیتها داخل پوست و متاستاز پوستی میباشد. ضایعات متاستاتیک پوستی غالباً به اشتباه بهعنوان ضایعات خوشخیم تشخیص داده میشوند. شناخت سریع آنها برای جلوگیری از درمان طولانیمدت ضدالتهابی که تشخیص صحیح را به تأخیر میاندازد، مهم است. بنابراین، برای رد کردن متاستاز، باید ضایعات غیرمعمول یا ندولار در بیمارانی که سابقه بدخیمی سیستمیک یا مشکوک به بدخیمی دارند را برای بیوپسی مدنظر قرار داد. متاستاز پوستی معمولاً نشانهای از بیماری گسترده است و ممکن است در بیشتر موارد قابل درمان نباشد. گزینههای درمانی شامل درمانهای سیستمیک و/یا موضعی هستند. متاستازهای پوستی گسترده، به درمان سیستمیک نیاز دارند. برای متاستازهای ضخیمتر پوست، پرتودرمانی، برش (Resection) جراحی یا الکتروشیمی، بهصورت مونوتراپی و یا ترکیبی اندیکاسیون دارد.
سیده فاطمه حسینی نژاد، مهشید وزیری، احمد رضا مهتدی، الهام کارگر زاده، محمد پاکزادی،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تهوع و استفراغ پس از عمل (PONV) یک چالش رایج در جراحیهای سزارین است، از طرفی استفاده از دگزامتازون بهعنوان یک پروفیلاکسی موثر در مدیریت این عوارض مطرح شده است. این مطالعه به ارزیابی تاثیر دگزامتازون در کاهش PONV پرداخت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی و دوسوکور، از فروردین 1401 تا شهریور 1402 در بیمارستان رازی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد. بیماران کاندید سزارین الکتیو تحت بیحسی اسپاینال به دو گروه30 نفره تقسیم شدند. در طول عمل جراحی و پس از آن در فواصل زمانی مشخص، پارامترهایی نظیر فشارخون، ضربان قلب و وقوع تهوع و استفراغ از طریق جدول نمرهبندی V&N و لرز از طریق جدول نمرهبندی لرز ثبت شد. در بخش نیز این پارامترها در یک، دو، چهار، شش و 12 ساعت پس از عمل ثبت شد.
یافتهها: اگرچه در ساعت اول پس از عمل تفاوت معناداری بین دگزامتازون وپلاسبو مشاهده نشد ولی در ساعات بعد دگزامتازون بهطور معناداری تهوع و استفراغ را کاهش داد از طرفی ضربان قلب و فشارخون در گروههای دریافت کنندهی دگزامتازون سریعتر کاهش یافته است.
نتیجهگیری: دگزامتازون به شکل معناداری در کاهش تهوع واستفراغ پس از اعمال جراحی سزارین موثر است. همچنین نقش مثبتی در کاهش ضربان قلب و فشارخون وکنترل عوارض پس از بیحسی نخاعی پس از عمل دارد.
نوید کلانی، آرنوش قدسیان، عبدالعلی سپیدکار، مهرداد صیادینیا، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ابدومینوپلاستی در بیماران دارای اضافه وزن یا سابقه کاهش وزن شدید، اگرچه از نظر زیبایی مؤثر است، اما میتواند منجر به عوارض جدی گردد. هدف از این گزارش برجستهسازی نقش فشار داخل شکمی بالا و تاخیر در تشخیص سندرم کمپارتمان شکمی (Abdominal compartment syndrome, ACS) در ایجاد نارسایی چند ارگان و مرگ بیمار است.
معرفی بیمار: بیمار زن ۴۹ ساله با سابقه کمکاری تیروئید، سابقه جراحیهای قبلی و شاخص توده بدنی بالا، تحت عمل ابدومینوپلاستی همراه با لیپوساکشن و جراحی فلانکها قرار گرفت. عمل حدود هفت ساعت بهطول انجامید. پس از جراحی، علائم اسیدوز متابولیک، کاهش حجم ادرار و افت سطح هوشیاری ایجاد شد. با وجود شواهد بالینی و آزمایشگاهی مؤید ACS، مداخله جراحی انجام نشد. نهایتاً بیمار دچار ایست تنفسی و قلبی شد و فوت کرد.
نتیجهگیری: سندرم کمپارتمان شکمی گرچه نادر است، اما در بیماران پرخطر و پس از جراحیهای طولانی مانند ابدومینوپلاستی همراه با پلیکاسیون شدید، باید بهعنوان یک تشخیص افتراقی جدی در نظر گرفته شود.
مبینا زمانیفرد، حمید رضا نوروزی، فضیلت جوکار درزی، ملیحه صفری،
دوره 83، شماره 5 - ( مرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری یک پاتوژن گوارشی انسان است و بیش از نیمی از جمعیت جهان را آلوده ساخته است. نرخ شکست درمان آن با رژیم دارویی سهگانه به بیش از 30% میرسد. در همین راستا این مطالعه جهت ارزیابی اثربخشی، تحملپذیری و یافتن روشهای جدید و بهینهی درمان این عفونت اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده همسو است که در آن بیماران مبتلابه عفونت هلیکوباکترپیلوری در بخش آندوسکوپی بیمارستان امیرالمومنین و درمانگاه گوارش کلینیک پروفسور قوامزاده اراک در پاییز و زمستان 1403 به صورت تصادفی انتخاب و به روش تخصیص تصادفی به سه گروه شامل یک گروه شاهد و دو گروه مداخله با سه رژیم دارویی مختلف تقسیم شدند. چهار هفته پس از درمان میزان ریشهکنی باکتری در هر سه گروه ارزیابی با استفاده از تست آنتیژن مدفوعی بررسی و نتایج درمان با استفاده از تحلیلهای آماری مناسب مقایسه شد.
یافتهها: شانس ریشهکنی (Helicobacter pylori, H.P) در گروه مداخله یک نسبت به گروه کنترل 84% کاهش و در گروه مداخله دو نسبت به گروه کنترل 77/10 برابر افزایش یافت. همچنین نسبت معناداری از موفقیت ریشهکنی H.P در افراد فاقد بیماری دیابت (022/0=P، 188/0-= Phi، 150= n) و میزان عوارض دارویی بیشتر در گروه مداخله دو نسبت به دو گروه دیگر به مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که در مقایسه با رژیم استاندارد، رژیم دو هفته آموکسی سیلین، امپرازول و کلاریترومایسین در کنار بیسموت یک رژیم خوب، قدرتمند و مقرون به صرفهتر برای ریشهکنی هلیکوباکتر پیلوری است.