50 نتیجه برای امرا
صنمبر صدیقی، حسین کامرانزاده، عیسی جهانزاد، ساقی وزیری،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرنده آندروژن متعلق به خانوادهای از گیرندههای هورمونی هستهای است. این گیرندهها در سیتوزول سلولهای هدف و بهعنوان عوامل نسخهبرداری انجام وظیفه مینمایند. هدف از این پژوهش بررسی نقش آندروژنها در پیشآگهی سرطان پستان زنان بوده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی و گذشتهنگر، بیماران ارجاع شده به بخش مدیکال انکولوژی انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره)، با تشخیص سرطان پستان مهاجم از فروردین 1386 تا اسفند 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. گیرنده آندروژن با روش ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید. یافتهها: در 189 بیمار مورد مطالعه در طی دوره پیگیری با میانگین 47 ماه، 34 نفر (9/17%) به عود بیماری دچارشدند که 9 نفر عود لوکال و 25 نفر متاستاز دور دست داشتند. 34 بیمار در طی مدت پیگیری فوت شدند. از 189 بیمار دارای پرونده در بخش پاتولوژی، برای 116 نفر امکان بررسی گیرنده آندروژن وجود داشت. 59 نفر (9/50%) فاقد گیرنده آندروژن و 57 نفر (1/49%) دارای گیرنده آندروژن بودند. میانه سن بیماران در هر دو گروه 48 سال بود. در این پژوهش 5/49% بیماران پرهمنوپوز و 6/48% بیماران منوپوز دارای گیرنده آندروژن بودند. در مطالعه حاضر مثبت شدن گیرنده آندروژن با بروز در مرحله پایینتر بیماری همراه بوده است (05/0P=). همچنین مرحله، درجه بدخیمی و میزان مثبت شدن گیرنده استروژن ارتباط معنادار با گیرنده آندروژن نشان دادند. ولی ارتباط غیروابسته و مستقیم تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نگردید. نتیجهگیری: در این پژوهش بقای کلی و بقای بدون بیماری با اندازه کوچکتر تومور و کمتر بودن درگیری غدد لنفاوی، مرحله پایینتر بیماری و درجه بدخیمی پایینیتر، مثبت بودن گیرنده استروژن و پروژسترون و درصد Ki-67 ارتباط معنادار داشت ولی ارتباط مستقیم و غیروابسته تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نشد.
مژگان جهانی، محمد حسین مدرسی، کامران منصوری،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده
فرایند هیپوکسی یا عدم تعادل بین میزان اکسیژن در دسترس با اکسیژن مصرفی، بهطور معمول در سرطان و بیماریهای ایسکمی قلبی- عروقی رخ میدهد. در سلولهای توموری بهمنظور سازگاری با این شرایط بیان ژنهایی که بیشتر در آنژیوژنز، چرخهی سلول و متابولیسم آن نقش دارند توسط فاکتور القا شونده با هیپوکسی- 1 (HIF-1) تنظیم و کنترل میشود. بهتازگی توصیف ویژگیهای مولکولی مسیرهای آنژیوژنیکی، این فاکتور را بهعنوان یک فاکتور کلیدی تنظیمکننده رونویسی از این مولکولها معرفی میکند. در این پژوهش مروری در ابتدا ساختار و ویژگیهای HIF-1 بررسی و سپس به نقش آن در آنژیوژنز و سرطان بهعنوان یکی از موارد پاتولوژیک مرتبط با آنژیوژنز و در نهایت کاربردهای درمانی آن پرداخته شده است. در این پژوهش، مقالات مرتبط با نقش هیپوکسی و HIF-1 در آنژیوژنز و سرطان بهواسطه فعالسازی ژنهای درگیر در این فرایندها جستجو و در این پژوهش استفاده شدند. پژوهشها نشان میدهد که HIF-1 با فعالسازی و تنظیم بیان ژنهایی مانند فاکتور رشد اندوتلیال عروق (VEGF)، آنژیوپویتین 1 (Ang-1)، آنژیوپویتین 2 (Ang-2) و غیره سبب القای فرایند رگزایی در سلولهای توموری میشود. همچنین با فعالسازی و تنظیم بیان ژنهای فاکتور رشد شبهانسولینی 2 (IGF2) و فاکتور تغییرشکل دهنده α (TGF-α) و نیز فعال کردن مسیر پیامرسانی MAPK و PI3K افزایش بقا و تکثیر سلولهای توموری را پیش میبرد. HIF-1 با فعالسازی ژنهای مهم دخیل در رگزایی و همچنین فعال کردن مسیرهای پیامرسانی مرتبط با بقا و تکثیر سلول در پایداری و رشد تومور نقش مهمی را ایفا میکند. بنابراین شناخت بیشتر مکانیسمهای مولکولی مرتبط با این فاکتور میتواند در درمان سرطان موثر باشد.
پریسا صفایی، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: دادهکاوی بهعنوان فرایند شناسایی و تجزیه و تحلیل مقدار زیادی داده بهمنظور یافتن رفتارها و قوانین معنادار است. دادهکاوی در بهداشت و درمان فرصتهای بیشماری را برای بررسی الگوهای پنهان از یک مجموعه داده فراهم میکند. این الگوها را میتوان توسط پزشکان برای تشخیص، پیشآگاهی و درمان بیماران استفاده کرد. هدف اصلی در این مطالعه استفاده از تکنیکهای دادهکاوی برای پیشبینی سطح فریتین سرم در زنان مبتلا به کمخونی و شناسایی متغیرهای اساسی در تشخیص این بیماری میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، تعداد 690 بیمار و 22 متغیر در جمعیت زنان مبتلا به بیماری کمخونی بررسی شدهاند. دادهها مربوط به بیمارانی بود که از اردیبهشت 1392 تا اردیبهشت 1393 به آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتمتیر مراجعه کردهاند. از تکنیک درخت تصمیم برای ساخت مدل استفاده شد.
یافتهها: دقت مدل دستهبند درخت تصمیم با تمام متغیرها 75% بود. ترکیبهای متفاوت از متغیرها جهت یافتن بهترین مدل برای پیشبینی بررسی شدند. با توجه به مدل بهینه درخت تصمیم بهدست آمده، متغیرهای RBC، MCH، MCHC، زخمهای معده-روده و سرطان معده-روده، بهعنوان مهمترین عوامل پیشبینیکننده شناخته شدند. نتایج نشان داد که اگر مقدار متغیرهای Mean corpuscular volume (MCV)، Mean corpuscular hemoglobin concentration (MCHC) و Mean corpuscular hemoglobin (MCH) نرمال و متغیر RBC کمتر از حد نرمال باشند، فرد با احتمال %90 به کمخونی فقر آهن مبتلا است.
نتیجهگیری: با توجه به سادگی و هزینه پایین آزمایش شمارش کامل خون، مدل درخت تصمیم بهمنظور تشخیص بیماری کمخونی فقر آهن ایجاد شد. همچنین در این پژوهش تاثیر عوامل جدیدی مانند جراحیها و بیماریهای مختلف در نظر گرفته شد. قوانین بهدستآمده از مدل درخت تصمیم میتواند فرایند تشخیص و درمان بیماران مبتلا به کمخونی فقر آهن را بهبود بخشد.
خدیجه دولتشاه، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی، روحاله قاسمپور،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین اختلال خونی بهویژه در زنان، بیماری کمخونی است. کشف دانش از میان حجم انبوه دادهها از سوابق بیماران با استفاده از دادهکاوی میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات پزشکی شود. هدف این مطالعه خوشهبندی بیماران کمخونی با استفاده از الگوریتمهای دادهکاوی بهمنظور تحلیل و ارزیابی وضعیت بیماران است.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، دادههای آزمایشگاهی و بالینی بیماران کمخونی در جمعیت زنان مورد مطالعه قرار گرفته است. دادههای مورد بررسی از اردیبهشت ۱۳۹۲ تا اردیبهشت ۱۳۹۳ از آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتم تیر شهر تهران با ۶۹۰ رکورد و ۱۵ مشخصهی آزمایشگاهی و بالینی از بیماران کمخونی جمعآوری شدهاست. برای کشف ساختارهای پنهان با استفاده از الگوریتم k-medoids بیماران خوشهبندی شدهاند. برای تعیین کیفیت خوشهبندی از شاخص سیلوئت استفاده شده است.
یافتهها: مشخصههای Red Blood Cell (RBC)، Mean corpuscular hemoglobin (MCH)، Ferritin، GI cancer، GI infection و GI surgery بر اسـاس فرآیند خوشهبندی بهعنوان مهمترین مشخصههای بیماران شناسایی شدهاند. بیماران کمخونی با توجه به مشخصههایشان در سه خوشه توزیع شدهاند. میانگین شاخص سیلوئت(Silhouette Coefficient) برای کیفیت خوشهبندی ۸۰% است. یعنی خوشهبندی دارای ساختار قوی میباشد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که خوشهبندی با کل مشخصهها نتایج مناسبی را ارایه نمیدهد. بنابراین هر بار با تعداد متفاوتی از مشخصهها خوشهبندی انجام شد. نتایج خوشهبندی وضعیت بیماران هر خوشه را مشابه و متمایز از سایر خوشهها نشان میدهد. خوشه اول شامل بیماران کمخونی فقر آهن خفیف، خوشه دوم شامل بیماران کمخونی فقر آهن شدید و خوشه سوم بیماران با دیگر علل کمخونی را دربرمیگیرد. تقسیمبندی بیماران کمخونی میتواند ابزار مفید و موثر برای تحلیل و بهبود فرآیند تصمیمگیری پزشکان در رابطه با درمان بیماران باشد.
یوسف فکور، نفیسه اسماعیلی، نجمه خسروان مهر، طاهره سوری، کامران بلیغی، مریم دانش پژوه، حسین مرتضوی، لیلا مختاری،
دوره 74، شماره 6 - ( شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: رابطه بین پوست، سیستم عصبی و روان پیچیده است. پمفیگوس یک بیماری اتوایمن مزمن و دردناک است که وقوع سالیانه آن در حدود 5/0-1 در هر 100000 نفر است. با توجه به نقش انکارناپذیر وضعیت روانی افراد بر بیماریهای خودایمنی نظیر پمفیگوس، پژوهش حاضر با هدف بررسی اختلالات روانپزشکی بیماران مبتلا به پمفیگوس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعه این پژوهش شامل بیماران مبتلا به پمفیگوس مراجعه کننده به بیمارستان پوست رازی تهران در سال 1392 است. از این میان 200 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پس از کنار گذاشتن پرسشنامههای ناقص تعداد نمونه 198 نفر حاصل شد. آنها پس از تکمیل فرم رضایتنامه، به وسیله پرسشنامه دموگرافیک و Symptom Checklist-90 (SCL-90) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: میزان شیوع اختلالات روانپزشکی همراه در این نمونه 62/62% است که از این میان، 78/28% مبتلایان مرد (57 نفر)، 84/33% (67 نفر) مبتلایان زن بودند. در هر دو گروه زنان و مردان علایم پارانویا (45% در زنان و 60% در مردان) بیشترین شیوع و فوبیا (2/%8 در زنان و 24% در مردان) کمترین شیوع را در بین بیماران داشتند. 45/81% آزمودنیهای مبتلا به اختلالات روانپزشکی، متأهل و 55/18% مجرد بودند.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد، همایندی بیماریهای روانپزشکی در بین بیماران پوستی در مقایسه با جمعیت عادی بسیار بالاتر است و سن بالا، تحصیلات کمتر و تاهل با پیشآگهی بدتر در وضعیت روانشناختی بیماران رابطه دارد.
کامران ابراهیمی، شاکر سالاریلک، کمال خادم وطن،
دوره 75، شماره 3 - ( خرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلب و عروق شایعترین علت مرگ در جهان بوده که بیشترین علت آن گرفتاری عروق است که این مطالعه به جهت محاسبه و مقایسه سالهای از دست رفته عمر بهدلیل مرگ و ناتوانی برای مهمترین عامل مرگ (سکته قلبی) در جامعه مورد بررسی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و طی سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با همکاری معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، تمامی بیماران با تایید رخداد سکته قلبی بر اساس علایم بالینی، بروز تغییرات در نوار قلب و افزایش آنزیمهای قلبی وارد مطالعه شدند و بار سلامتی ناشی از سکته قلبی، با استفاده از شاخص Disability adjusted life years (DALY) محاسبه گردید. دادههای ابتلا از سامانه ثبت سکته قلبی وزارت بهداشت و دادههای مرگ بر اساس نظام ثبت مرگ ICD۱۰ از معاونت بهداشت دانشگاه استخراج گردید.
یافتهها: تعداد رخداد سکته قلبی ۷۲۳۵ نفر (مردان ۶۰/۶% و زنان ۳۹/۴%) بود که میانگین سنی ۶۹±۱۵ سال بود. نتایج گویای ۵۳۸۰۴ سال (۱۷/۷ در هزار نفر) مفید از دسته رفته عمر بهدلیل مرگ یا ناتوانی ناشی از سکته قلبی بود که سهم مرگ زودرس ناشی از سکته قلبی ۵۲۱۷۰ سال (۱۷/۱ در هزار نفر) و ناتوانی حاصل از این بیماری ۱۶۳۴ سال (۰/۵۴ در هزار نفر) بود. بار سکته قلبی در مردان بیشتر از زنان بود. در هر دو جنس بیشترین بار در گروه سنی ۸۰ به بالا بود. میزان شیوع بیماری ۳۷۶ (در صدهزار نفر) برآورد شد و سکته قلبی ۱۸/۸% از کل علل مرگ را به خود اختصاص داد.
نتیجهگیری: بالا بودن بار ناشی از سکته قلبی بهویژه در مردان، رخداد سکته قلبی را بهعنوان یک اولویت بهداشتی و لزوم برنامهریزی مناسب در جهت اقدامات موثر پیشگیری و درمان مطرح میکند.
شهناز نظری، مجید شهابی، کامران موسوی حسینی،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
مهمترین منبع حیاتی جهت تهیه انواع داروهای مهم بیولوژیکی، خون انسان میباشد. اینگونه داروها نقش اساسی در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماریهای خطرناک را دارا میباشند. اما با توجه به اینکه سرچشمه اینگونه داروها خون میباشد، همواره خطر آلودگی توسط ویروسهای منتقله از راه خون وجود دارد. در سالهای اخیر همواره احتمال انتقال هپاتیت B، C و ایدز از طریق انتقال خون یک هشدار جدی بوده است و در حال حاضر این خطرات در خیلی از کشورهای توسعه یافته به حداقل رسیده است، اگرچه هنوز برای کشورهای در حال توسعه میتواند یک چالش باشد. با وجود فرآیند دقیق انتخاب اهدا کننده و انجام آزمایشات لازم بر روی خون و انجام Polymerase chain reaction (PCR) بر روی پلاسمای پولد شده که رشته فعالیتهای عمده در جهت ایمنسازی فرآوردههای دارویی بیولوژیکی برگرفته از پلاسما میباشد، باید اقدامات در جهت غیرفعالسازی و یا حذف ویروسهایی مثل Hepatitis B Virus (HBV)، Hepatitis C Virus (HCV) و HIV صورت پذیرد. اینچنین فعالیتهای ایمنسازی شامل روشهای مختلف ویروسزدایی اعتبارسنجی شده مانند روش pH اسیدی، روش حلال/شوینده، روشهای حرارتی و پاستوریزاسیون، بتا-پروپیولاکتون/UV و همچنین روش حذف ویروسی با کمک نانوفیلتراسیون میباشد. امروزه با توجه به انجام همزمان غربالگری و انجام آزمایشات مختلف بر روی خون اهدایی و اعمال روشهای ویروسزدایی مناسب، سطح مناسبی از ایمنی در محصولات دارویی بیولوژیکی برگرفته از پلاسما حاصل گشته است. اما همواره با توجه به احتمال پیدایش پاتوژنهای جدید مطالعه در این زمینه ادامه دارد.
احسان محمدی، سعید کرمانی، بابک امرا،
دوره 76، شماره 5 - ( مرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص دقیق خواب عمیق (خواب با امواج آهسته) از بیداری، باعث افزایش صحت طبقهبندی خواب بهعنوان امری مهم در پزشکی خواهد شد. بهدلیل هزینهبر و وقتگیر بودن تعیین دستی عمق خواب میتوان با پردازش سیگنال مغزی بهصورت اتوماتیک عمق خواب را تعیین کرد. در این مطالعه ویژگی جدیدی از طیف مرتبه دوم سیگنال الکتروانسفالوگرام جهت تشخیص خواب عمیق بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در دانشکده فناوریهای نوین علوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از بهمن ۱۳۹۵ تا مهر ۱۳۹۶ انجام شد. مطالعه بر روی ۲۵۹۸ تکه سیگنال الکتروانسفالوگرام دریافتشده از هشت نفر میباشد. در این مطالعه از مقادیر طیف مرتبه دوم الکتروانسفالوگرام تصویر خاکستری ساخته شد و با آستانهگذاری اُتسو به تصویر باینری تبدیل گشت. سپس ویژگی جدید نسبت تعداد بیتهای سفید بالای قطر فرعی به پایین آن (نرخ دوطیفی فرکانسهای پایین به بالا) از تصویر استخراج شد.
یافتهها: ویژگیهای مبتنی بر انرژی از جمله مهمترین روشهای پردازش سیگنالهای حیاتی هستند. نرخ دوطیفی فرکانسهای پایین به بالا، قادر است با درستی ۹۹/۵۰% حالت بیداری را از خواب عمیق جدا کند درحالیکه براساس نتایج بهدستآمده ویژگیهای مبتنی بر انرژی چنین توانایی ندارند.
نتیجهگیری: ویژگی معرفیشده کارایی لازم را برای استفاده در تعیین اتوماتیک عمق خواب دارا است. درستی بهدستآمده در تفکیک خواب عمیق و بیداری با ویژگی معرفیشده بیش از درستی بهدستآمده بهوسیله همه ویژگیهای مبتنی بر انرژی سیگنال است. میتوان از این ویژگی در همه کارهایی که در آنها از طیف مرتبه دوم استفاده میشود (مانند تعیین عمق بیهوشی)، استفاده کرد.
محمد مرادی، کامران عطاردی، مهشید محمدیپور، کامران موسوی حسینی،
دوره 76، شماره 6 - ( شهریور 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتیین ترومبوپویتین یک سایتوکین مهم است که در تنظیم تکثیر سلولهای بنیادیخونساز و تمایز مگارکاریوسیتها دخیل است. بهدلیل مقدار اندک این پروتیین در خون، در بسیاری از مراکز بیوتکنولوژی این پروتیین بهصورت نوترکیب تولید میشود. هدف از این مطالعه همسانهسازی و بیان ژن این پروتیین بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی آزمایشگاهی در مرکز تحقیقات انتقال خون تهران، از مرداد ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۶ انجام گرفته است. سلولهای رده سلولی HepG2 کشت و از آنها RNA جهت الگوی سنتز cDNA استخراج شد. cDNA بهعنوان الگوی واکنش PCR با استفاده از پرایمرهای طراحی شده قرار گرفت و توالی رمزکنندهی دُمین (Domain) عملکردی ترومبوپویتین جداسازی و وارد پلاسمید pET32 شد. وکتور نوترکیب با استفاده از روش ختم زنجیره توالییابی و سپس وکتور نوترکیب به سویهی بیانی رزتاگامی تلقیح شد. القای بیان پروتیین با استفاده از مقادیر مناسب Isopropyl β-D-1-thiogalactopyranoside (IPTG) انجام گرفت. باکتری بیانکننده تهیه شده، تحت آزمون وسترن بلات قرار گرفت.
یافتهها: با خوانش توالی وکتور نوترکیب، حضور توالی ژن ترومبوپویتین تایید شد. القای بیان، ارزیابی پروتیین کل سلول حاکی از بیان پروتیین هدف بهصورت محلول در فضای سیتوپلاسمی بود. جایگاه قرارگیری باندهای مربوط به توالی مورد انتظار در ژل پلیآکریل آمید و واکنش انجام گرفته با آنتیبادیهای آنتیهیستگ در وسترن بلات گویای درستی بیان پروتیین هدف بود.
نتیجهگیری: باکتری رزتاگامی توانایی بیان پروتیین نوترکیب ترومبوپویتین را بهصورت محلول دارد. با این روش میتوان با استفاده از سیستم پربازده باکتریایی، پروتیین نوترکیبی تولید نمود که بهصورت انکلوزیونبادی نبوده و مستلزم مراحل بازپردازی نمیباشد.
کامران آقاخانی، مریم عامری،
دوره 76، شماره 6 - ( شهریور 1397 )
چکیده
با اینکه انرژی الکتریکی یکی از بهترین و تمیزترین انرژیها است اما روش حفاظت و بهرهبرداری صحیح از آن همیشه و در همهجا با مشکلاتی همراه است. یکی از مهمترین مشکلات آن، برقگرفتگی و خطرات ناشی از آن است که گاهی موجب از دست دادن جان انسانها میگردد. وقتی بدن یا قسمتی از آن کاملا در یک میدان جریان قوی برق قرار گیرد یا تماس با مصدومی که به منبع قوی برق متصل است برقرار شود، فرد دچار سوختگی الکتریکی میشود. ضایعات ناشی از سوختگی الکتریکی حدودا 5% از تختهای بستری مراکز بزرگ سوختگی را به خود اختصاص میدهند. نوع عوارض ناشی از سوختگی الکتریکی با توجه به محل ورود جریان الکتریسیته، شدت آن و مقاومت بافتی متفاوت است. اما کمابیش بیشترین عوارض فیزیکی مربوط به دستها و اندامهای فوقانی بدن میباشد. از سوی دیگر آسیبهای روحی و مشکلات آتی ناشی از کارافتادگی و بیکاری، زندگی مصدومان سوختگی الکتریکی را تحت تاثیر قرار میدهد. افزونبر انجام اقدامات صحیح و به موقع در درمان مصدوم، شناخت و مدیریت عوارض کوتاهمدت و بلندمدت ناشی از سوختگی الکتریکی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه مروری ضمن معرفی انواع سوختگی الکتریکی و آمارهای گزارش شده درباره آن، عوارض مختلف ناشی از سوختگی الکتریکی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. آگاهی از میزان بروز سوختگی الکتریکی در اقشار جامعه و انواع عوارض ناشی از آن به برنامهریزی و مدیریت مشکلات مصدومین سوختگی الکتریکی و همچنین اتخاذ راهکارها برای جلوگیری از بروز این حوادث کمک شایانی میکند.
کامران آقاخانی، سید حسین اسلامی، افشین خارا، محسن بیجندی،
دوره 76، شماره 7 - ( مهر 1397 )
چکیده
آسیب سر از مهمترین انواع آسیب است و مسئول بیشتر مرگهای ناشی از تروما میباشد. کشورهای با درآمد پایین و متوسط با ریسک فاکتورهای بیشتری برای آسیب سر مواجه هستند. مکانیسمهای متعددی برای آسیب سر شامل تصادفات وسایل نقلیه، سقوط، حمله و خشونت وجود دارد. سقوط پس از تصادف وسایل نقلیه دومین دلیل مهم آسیب سر میباشد. میزان مرگ ناشی از سقوط در کشورهای با شرایط اقتصادی-اجتماعی پایینتر بیشتر است. برای گردآوری دادهها از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus و Google Scholar استفاده گردید. تعداد ۶۴ مقاله مرتبط از سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۸ مورد بررسی قرار گرفتند. از کلید واژههای "آسیب سر"، "تروما سر"، "آسیب مغزی"، "مکانیسم سقوط"، "ایران" و "اپیدمیولوژی" جهت جستجوی مقالات استفاده شد. سقوط دومین مکانیسم آسیب سر در ایران میباشد. مکانیسم سقوط در کودکان با سن پایین و افراد مسن شایعتر است. شیوع مکانیسم سقوط در مردان مبتلای به آسیب سر بیشتر از زنان بود. در سایر کشورها نیز سقوط بهعنوان اولین و دومین مکانیسم آسیب سر میباشد. همچنین سقوط از ارتفاع پایین مکانیسم شایعتری نسبت به سقوط از ارتفاع بالاتر در آسیب سر میباشد. شیوع مکانیسم سقوط در کودکان و افراد مسن دچار آسیب سر بیشتر است. باوجود تلاشهایی که در سالهای گذشته برای تعیین الگوی اپیدمیولوژی ترومای سر و نتایج آن در ایران شده است، دادههای کافی در زمینه آسیب سر ناشی از سقوط وجود ندارد. با توجه به اینکه آسیب تروماتیک سر یکی از معمولترین و خطرناکترین نتایج سقوط است، هدف از این مطالعه مروری بررسی اپیدمیولوژک آسیب سر ناشی از سقوط میباشد.
مهنوش مومنی، محمد جواد فاطمی، بیتا کامرانفر، محسن صابری، توران باقری، میترا نیازی،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ترمیم سریع نواحی اهداکننده پوست در پیوند پوست نیمه ضخامت در بیماران سوختگی اهمیت حیاتی برای بیمار دارد. هدف مطالعهی حاضر بررسی اثر پانسمانهای نانوسیلور در افزایش سرعت ترمیم و کاهش عوارض در زخمهای غیرعفونی محل اهداکننده پیوند پوست بوده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی روی ۱۰ بیمار سوختگی مراجعهکننده به بیمارستان شهید مطهری تهران از مهر تا اسفند ۱۳۹۶ انجام شد. محل دهنده پیوند پوست در هر بیمار بهطور تصادفی به سه قسمت تقسیم و با آجیکوت (Agicoat)، مپیتل (Mepitel) و گاز وازلین پوشانده شد. سپس زخمها از نظر سرعت ترمیم، درد هنگام پانسمان و اسکار بهجا مانده در این سه گروه ارزیابی و مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین مدت زمان ترمیم در دو گروه آجیکت و مپیتل مشابه و بهطور معناداری نسبت به گروه وازلین کوتاهتر بوده است (۰/۰۰۵P=). مقایسهی درد بین گروهها نشان داد که در روز چهارم میانگین درد در گروه آجیکت و مپیتل نسبت به گروه وازلین بهطور معناداری کمتر بوده است (۰/۰۰۴P=). همچنین میانگین درد گروه مپیتل نیز نسبت به گروه وازلین با اختلاف معناداری کمتر بوده (۰/۰۰۲P=) اما تفاوت از نظر مدت زمان ترمیم و درد بین دو گروه آجیکت و مپیتل معنادار نبوده است. مقایسهی میانگین درد در روز هشتم و میانگین Visual analogue scale (VAS) شش ماه پس از پیوند بین گروهها اختلاف معناداری نشان نداد.
نتیجهگیری: زخم پوش آجیکوت در کاهش درد و افزایش سرعت ترمیم مؤثر بوده ولی این اثر مشابه پانسمان بدون نقره مپیتل بوده است.
فاطمه نویسی، مرجان یغمایی، حسین پاشاییفر، کامران علیمقدم، مسعود ایروانی، غلامرضا جوادی، اردشیر قوام زاده،
دوره 77، شماره 11 - ( بهمن 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایعترین انواع سرطان با پیشآگهی بد و درمان محدود در جهان میباشد. مطالعات اخیر نشان دادهاند که ژنهای HER2، MYC، MDM2، MET و TP53 در ایجاد سرطان معده نقش بسیار مهمی دارند. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی میزان تکثیر و حذف این ژنها در این گروه از بیماران میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی ۳۷ نمونه بافت سرطان معده از بیماران مراجعهکننده به مرکز تحقیقات خون و انکولوژی و پیوند سلولهای بنیادی بیمارستان شریعتی تهران از فروردین ۱۳۹۴ تا بهمن ۱۳۹۶ شامل ۲۳ (۶۲/۲%) مرد و ۱۴ (۳۷/۸%) زن مورد بررسی قرار گرفتند. سن بیماران در هنگام تشخیص بین ۲۳ تا ۸۵ سال بود. الگوی تکثیر ژنهای HER2، MDM۲، MYC و MET و حذف ژن TP53 توسط روش هیبریدسازی درجای فلورسنت (FISH) بر روی برشهای بافتی ۳ تا ۵ میکرونی بررسی شد.
یافتهها: تومورها بهطور غالب (۵۴/۰۵%) در ناحیـه دیـستال معـده قـرار داشـتند. سایز تومورها بین ۲ تا cm ۵ متغیر بود. بیماری در ۷ (۱۹%) مورد از بیماران بهصورت پیشرفته تشخیص داده شده بود. ژنهای HER2، MDM2 و c-MYC بهترتیب در ۲ (۵/۴۱%)، ۱ (۲/۷%) و ۳ (۸/۱۱%) از ۳۷ نمونه بیماران تکثیر نشان دادند. بااینحال تکثیر ژن MET و حذف ژن TP53 مشاهده نشد. هم تکثیری ژنهای HER2، MDM2 و MYC در یک بیمار مشاهده شد و تکثیر همزمان ژنهای HER2 و MYC در یک بیمار دیگر شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشاندهنده تکثیر ژنهای MDM۲ و HER۲ و MYC با فراوانی کم در بیماران مبتلا به سرطان معده بود.
جلال سعیدپور، محمدجواد کبیر، امرالله روزبهی، مهران پوزش، مسلم شریفی،
دوره 78، شماره 9 - ( آذر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد بیمه سلامت مفهوم نوپایی است که بهطور عمده پس از اجرای قانون موسوم به اوباماکر (Obamacare) در ایالات متحده پا به عرصه وجود نهاده است. این مطالعه بهدنبال شناسایی ابعاد سواد بیمه سلامت در جامعه ایرانی است.
روش بررسی: در این مطالعه کیفی دادهها با استفاده از 9 مصاحبه نیمهساختاریافته، 10 نشست گروه کانونی با حضور ۸۶ نفر از کارشناسان یک سازمان بیمهگر و یک نشست تخصصی با حضور 15 نفر از خبرگان دانشگاهی، از شهریور تا آذر ۱۳۹۷ و در محل این سازمان، گردآوری و به شیوه تحلیل محتوای کیفی جهتدار بر پایه مدل مفهومی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: دادهها در سه محور سازماندهی شدند. در محور دانش، ابعاد شناخت بیمهسلامت و آگاهی از حقوق و تکالیف بیمهشده، در محور مهارت، ابعاد جستجوی اطلاعات و خدمات و بهرهبرداری از پوشش بیمهای، و در محور اعتمادبهنفس، خودکارآمدی شناسایی شدهاند.
نتیجهگیری: سواد بیمه سلامت برای جامعه ایرانی به جای توانایی در انتخاب نوع بیمه، بر کاربرد آن در بهبود رفتار تصمیمگیری و جستجوی درمان بیمه شده در بازار سلامت متمرکز است.
مریم باقری، هاشم خرسند محمدپور، کامران موسوی حسینی،
دوره 78، شماره 12 - ( اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقشهای متعدد آلبومین در بدن، تزریق فرآورده دارویی آن بهعنوان یکی از راهکارهای درمانی یا مدیریتی در شرایطی نظیر خونریزیهای شدید، سوختگیها، نارساییهای کبدی و بیماریهای همولیتیک نوزادان در دستور کار پزشکان قرار میگیرد. با در نظر گرفتن این موضوع که آلبومین، فراوانترین پروتیین پلاسما محسوب میشود، طراحی یک روش مناسب برای تخلیص آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. مطالعه پیش رو، به بررسی دو روش مستقیم و تلفیقی کروماتوگرافی تعویض یونی در تخلیص آلبومین از پلاسمای انسانی و مقایسه کیفیت فرآوردههای نهایی حاصل شده به هر دو روش میپردازد.
روش بررسی: این مطالعه از بهمن 1397 تا مهر 1398 در مرکز تحقیقات سازمان انتقال خون ایران انجام پذیرفت. در این پژوهش، 10 کیسه حاوی پلاسمای انسانی بهصورت تصادفی گردآوری و برای تخلیص پروتیین آلبومین با روشهای مستقیم و تلفیقی کروماتوگرافی تبادل یونی بهکار گرفته شد و خلوص فرآوردههای نهایی، به واسطه انجام تستهای الکتروفورز استات سلولز و SDS-PAGE مقایسه گردید. نمونه حاصل از روش تلفیقی، پاستوریزه شد و به منظور بررسی تجمعات پلیمری، آنالیز HPLC برروی آن انجام گرفت.
یافتهها: فرآورده نهایی حاصل شده با روش تلفیقی کروماتوگرافی تعویض یونی برخلاف روش مستقیم از خلوص مناسبی برخوردار بود با میانگین حدود 95% و میزان پلیمر موجود در آن نیز توسط آنالیز HPLC کمتر از 5% برآورد گردید (05/0P<).
نتیجهگیری: به واسطه رقیق نمودن پلاسما و متعاقبا کاهش قدرت یونی، میتوان تنها با بهرهگیری از دو مرحله کروماتوگرافی تعویض یونی، آلبومین را با درجه خلوص مناسب از پلاسمای انسانی جداسازی نمود.
علیرضا سرمدی، احمد کچویی، مصطفی واحدیان، عنایتاله نوری، مژده بهادرزاده، امراله سلیمی، محمد حسین عاصی،
دوره 79، شماره 9 - ( آذر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سختی عمل کولهسیستوکتومی لاپاراسکوپیک در بیماران دیابتی بهطور واضح روشن نیست و روش ارجح عمل جراحی کولهسیستکتومی در این افراد هنوز موضوع مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر دیابت بیماران بر سختی عمل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: در این مطالعه، اطلاعات بیماران مراجعهکننده به بیمارستان فرقانی و شهید بهشتی قم که از فرودین 1398 تا فروردین 1399 تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفته بودند به دو گروه دیابتی و غیر دیابتی تقسیم و سپس اطلاعات حین عمل شامل مدت زمان عمل، خونریزی، چسبندگی و تبدیل به عمل باز از پروندههای مربوطه استخراج و وارد چک لیست شدند. در مرحله آخر فاکتور دیابت بهعنوان یک ریسک فاکتور در این دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: اسکار شکمی، کیسه صفرا قابل لمس و نگ صفرا در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (33/0=P). اما سابقه حملات کولهسیستکتومی در دو گروه تفاوت معناداری داشت (05/0P<). مقادیر آزمایشگاهی بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (05/0P<). عملهای سخت در بیماران دیابتی به نسبت بیماران غیر دیابتی بیشتر بود و حتی دو مورد تبدیل به عمل باز در گروه بیماران دیابتی دیده شد، اما تفاوت آماری معناداری بین دو گروه از نظر سختی عمل مشاهده نشد (09/0=P). خونریزی حین عمل، در بین دو گروه تفاوت آماری معناداری داشت (02/0=P). اما چسبندگی حین عمل بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (38/0=P).
نتیجهگیری: در نهایت مطالعه ما نشان داد که دیابت میتواند بهعنوان یک ریسک فاکتور برای سختی عمل کولهسیستکتومی قابل پیشبینی باشد.
شیرین عصار، فاطمه خادمی، حمیدرضا محمدی مطلق، کامران منصوری، مهران پورنظری، پرویز صوفیوند، بهاره کاردیده،
دوره 79، شماره 10 - ( دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در بررسی وضعیت بیماران آرتریت روماتویید فاکتورهای التهابی مانند پروتیین واکنشگر C، سرعت رسوب گلبولهای قرمز، میزان فعالیت بیماری و بهویژه نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت دارای اهمیت میباشند. در این مطالعه نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در دو گروه بیماران با و بدون عوارض چشمی مقایسه گردید.
روش بررسی: این مطالعه یک بررسی تحلیلی-مقطعی است که روی 246 بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی کرمانشاه در بازه زمانی آذر 1397 تا اردیبهشت 1398 و با کد اخلاق (IR.KUMS.REC1397.311) انجام شده است. 191 نفر از بیماران بدون عوارض چشمی و 55 بیمار دچار عوارض چشمی بودند و از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. شمارش سلولهای خونی با دستگاه Sysmex KX-21 hematology analyzer انجام گرفت. نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت با آزمون همبستگی اسپیرمن و میزان فعالیت بیماری بین دو گروه با Mann-Whitney U test مقایسه گردید.
یافتهها: بررسی نتایج این مطالعه اختلاف معناداری بین سطح نوتروفیل به لنفوسیت و پلاکت به لنفوسیت در دو گروه با و بدون عوارض چشمی نشان نداد. اما میزان فعالیت بیماری در گروه با عوارض چشمی بهطور معناداری پایینتر از گروه بدون عوارض چشمی بود (001/0P<).
نتیجهگیری: فاکتورهای التهابی مانند نسبت پلاکت به لنفوسیت و نوتروفیل به لنفوسیت، نمیتوانند به تنهایی در پیشبینی وجود یا احتمال درگیری چشمی مورد قضاوت قرار گیرند، سطح این فاکتورها در بیماران دچار عوارض چشمی تحت تاثیر عوامل دیگری مانند تعداد سلولهای خونی و شرایط هر بیمار قرار میگیرد.
احمد کچویی، منیره میرزایی، امراله سلیمی، مصطفی واحدیان، شیما رحیمی، علی قلعهنویی،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به شیوع بالای تودههای پستان و اهمیت غربالگری و پیگیری بدخیمیهای آن در زنان و از آنجاییکه دو عامل سن و تغییرات هورمونی در یائسگی در تعیین نوع پاتولوژی و پیشآگهی تودهها نقش دارند، هدف این مطالعه تعیین ارتباط میان وضعیت یائسگی و پاتولوژی تودهها بود.
روش بررسی: این مطالعه بهروش مقطعی تحلیلی بر روی 350 زن مبتلا به توده پستانی بدونسابقه بدخیمی قبلی، مراجعهکننده به مرکز بهداشتی–درمانی شهید بهشتی طی فروردین 1392 تا 1398 انجام شد. چکلیست محققساخته برای گردآوری دادهها ازجمله (نوع بدخیمی، سایز توده، مکان توده، وجود یا عدموجود متاستاز) مورداستفاده قرار گرفت. در نهایت مقایسه دادهها بین دو گروه یائسه و غیریائسه با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام شد.
یافتهها: میزان شیوع بدخیمیها در سنین پساز یائسگی و در خانمهایی که یائسه شدهاند، نسبت به سنین پیش از یائسگی بیشتر بود. همچنین ارتباط معناداری بین سایز توده، وجود و یا عدموجود متاستاز با یائسگی یافت شد (05/0P<)، اما بین مکان تومور با یائسگی ارتباط معناداری یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بدخیمیهای پستان (کارسینوم مهاجم مجرا، کارسینوم میکس مهاجم، کارسینوم موسینوس، مدولاری و پاپیلاری) در خانمهای یائسه نسبت بهغیریائسه بیشتر بود. در هر دو گروه اتساع مجاری و التهاب مزمن بیشترین یافته خوشخیم بود و فیبروآدنوم در خانمهای یائسه نسبت به خانمهای غیریائسه به میزان بسیار پایینتر یافت شد.
بهار رستمیزاده، علیرضا جلالیزند، کامران قائدی، رزیتا نصیری،
دوره 82، شماره 8 - ( آبان 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرات و بندپایان و تولیدات آنها بهعنوان منابع دارویی از تمدنهای قدیم مورد استفاده قرار میگرفتند. سرطان یکی از معضلات بزرگ علم پزشکی است که دارویی تاکنون برای کنترل سریع و دقیق آن کشف نشده است. در این تحقیق به بررسی تأثیر عصاره بدن حشرات (تولیدات آنها) و برخی بندپایان در مهار رشد سلولها یا تومورهای سرطانی (رده سلولهای سرطان پستان MCF7) پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه پایه و تجربی در اصفهان و از 1397تا 1402 انجام شد. در این پژوهش از عصاره بدن شش جنس از حشرات: آبدزدک با اسم علمی Gryllotalpa sp، مورچه با اسم علمی Polyrhachis sp، زنبور زرد با اسم علمی Dolichovespula sp، زنبور عسل با اسم علمی Apis mellifera، سوسری آمریکایی با اسم علمی Periplaneta americana، مگس سرکه با اسم علمی Drosophila melanogaster و یک جنس از چیلوپودا صدپا با اسم علمی Scolopendra sp. با آب مقطر و الکل 70% شستشو داده شد سپس فریزداریر و پودر شد. تست MTT برای بررسی میزان تأثیر دوزها انجام شد. دوزهای مورد تأثیر از حشرات و صدپا در شش تکرار و سه بار به سلولهای MCF-7 انجام شد.
یافتهها: جنسهای Scolopendra sp. Drosophila melanogaster، Periplaneta americana،Polyrhachis sp.، Apis mellifera، Gryllotalpa sp.، بهترتیب دارای بیشترین اثر و در نهایت Dolichovespula sp.، کمترین اثر را در القای آپوپتوز و مرگ سلولی در لاین سلولهای سرطانی MCF-7 داشته Scolopendra sp. از غلظت µg/l 500 باعث القای مرگ سلولی در بالای 50% سلولهای سرطانی MCF-7 شده است.
نتیجهگیری: دستاورد اعمال هفت جنس متفاوت از بندپایان و حشرات بود، نشان داد که این جنسها دارای پتانسیل درمانی عالی بهویژه در درمان سلولهای سرطانی MCF-7 میباشد.
رضا باغبانیان، شیرین عزیزیدوست، کامران محمودی، محبوبه رشیدی، گلشن میرمومنی، سینا گنجی نتاج،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کواگولوپاتی یکی از شایعترین علل مرگومیر در بخش مراقبتهای ویژه است. این مطالعه نیز با هدف بررسی ارتباط اسیدوز با اختلالات انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشتهنگر پرونده 121 نفر از بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امامخمینی (ره) شهر اهواز طی سال 1402 بررسی شده و اطلاعات دموگرافیک، بالینی و نتایج آزمایشخون برای اندازهگیری پارامترهای مرتبط با اسیدوز و آزمایشهای انعقادی افراد استخراج شد. در ادامه نرخ کواگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی، اسیدوز و پیامد بیمار محاسبه شد.
یافتهها: پرفشاری خون 34(1/28%) مهمترین بیماریهمراه و پریتونیت 54(6/44%) مهمترین علل بستری بیماران را تشکیل دادند. نرخ بروز کوآگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی و اسیدوز بهترتیب 29(24%)، 27(3/22%) و 115(95%) گزارش گردید. در مجموع 44(5/36%) بیمار در طی دوره بررسی فوت شدند. بااینکه نرخ کوآگولوپاتی و ترومبوسیتوپنی در بیماران دچاراسیدوز بالاتر بود اما این تفاوتها معنادار نبود (05/0<P). نرخ مرگومیر در میان افراد بدون ترومبوسیتوپنی، ترومبوسیتوپنی خفیف، متوسط و شدید تفاوت معناداری را نشان داد (001/0=P). میانگین PH در بیماران فوت شده به میزان معناداری از سایرین پایینتر بود (13/0±19/7 دربرابر 88/0±25/7، 005/0=P) نرخ فوت در بیماران مبتلا به کوآگولوپاتی نیز به میزان معناداری از سایرین بیشتر بود 20(69%) در برابر 24(4/26%)، (001/0P=).
نتیجهگیری: نرخ اسیدوز و اختلال انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بالاست و با پیامد نامطلوبتر دراین بیماران همراه است. اما اسیدوز بهعنوان یک ریسک فاکتور مستقل اختلالانعقادی دراین بیماران شناخته نشد. با این حال مطالعات بیشتری جهت تایید نتایج مورد نیاز است.