جستجو در مقالات منتشر شده


52 نتیجه برای زایمان

محمدرضا چشم‌یزدان، رضا دهنویه، موسی بامیر، آتوسا پورشیخعلی، سمیه نوری حکمت،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: جایگاه هر حوزه موضوعی در تولیدات علمی می‌تواند نشان‌دهنده توانمندی عملکرد علمی آن حوزه باشد. از آن‌جایی که زنان و زایمان یکی از مهمترین رشته‌های بالینی در حوزه علوم‌پزشکی است، از این‌رو این مطالعه با هدف بررسی وضعیت تولیدات علمی حوزه زنان و زایمان پیش و پس از طرح تحول نظام سلامت انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه علم‌سنجی که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۷ در مقالات ایرانی از دیدگاه شاخص‌های تعداد مدارک تولیدی، تعداد استنادات دریافتی، میزان استناد به هر مقاله و شاخص H، حوزه زنان و زایمان که براساس پایگاه Web of Science انجام شده است.
یافته‌ها: میانگین میزان استناد به هر مقاله، تعداد مدارک و تعداد استنادات در ۵ سال پیش از طرح تحول نظام سلامت،  به‌ترتیب برابر با ۱۰/۴۴، ۱۹۶/۶ و ۱۷۵۰/۶ و در ۵ سال پس از اجرای طرح، برابر با ۳/۸۹، ۲۸۲/۶ و ۱۰۳۱/۴ می‌باشد. همچنین در حوزه، زنان و زایمان، میزان همکاری جهانی پیش و پس از طرح تحول سلامت، به‌ترتیب برابر با ۱۳/۰۶ و ۱۳/۲۵ می‌باشد. رمضانی تهرانی با ۱/۹۱ پرتولیدترین نویسنده و دانشگاه علوم پزشکی تهران با ۲۳/۷۷% بالاترین سازمان تولیدکننده و موضوع زنان و زایمان با ۶۶/۸۸% بیشترین سهم تولیدات علمی این حوزه را پوشش داده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد، تولیدات علمی حوزه زنان و زایمان، از لحاظ کمیت (تعداد مدارک) پس از طرح تحول نظام سلامت روندی رو به رشدی داشته، اما از نظر کیفیت (استناد، شاخص H) رو به کاهش است. همچنین همکاری‌های جهانی پس از طرح تحول نظام سلامت افزایش یافته است و بیشترین همکاری این حوزه با کشور آمریکا و کمترین با کشورهای آسیایی بوده است.

فهیمه قطبی‌زاده وحدانی، زهرا پناهی، مریم طحانی، رویا قیاقی،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سرکلاژ از جمله انواع شایع روش‌های مورد استفاده در موارد جلوگیری از زایمان زودرس که ناشی از نارسایی سرویکس است، می‌باشد. این مطالعه به‌منظور بررسی میزان انجام سرکلاژ، عوارض و پروگنوز در بیماران انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مشاهده‌ای که به‌صورت یک بررسی کوهورت گذشته‌نگر انجام شد، تعداد ۶۵ نفر از بیماران مراجعه‌کننده به بخش مامایی بیمارستان ولیعصر (عج) تهران از فروردین ۱۳۹۱ تا اسفند ۱۳۹۶ به‌صورت در دسترس انتخاب شدند و میزان انجام سرکلاژ و همچنین عوارض و پروگنوز در آن‌ها بررسی گردید.
یافته‌ها: در این مطالعه ۶۵ بیمار با اندیکاسیون‌های علمی سرکلاژ بررسی شدند که میانگین سن افراد مورد مطالعه ۲۸/۴ سال بود. میانگین سن بارداری در هنگام سقط پیشین ۱۰/۷ هفته، میانگین سن بارداری انجام سرکلاژ ۱۶/۸ هفته و میانگین وزن نوزادان g ۳۰۴۱/۵ بود. طول سرویکس در ۴/۶% کمتر از mm ۱۰ و در ۴۹/۲% بین mm ۲۰-۱۰ بود و در ۲/۴۶% موارد بالای mm ۲۰ بود. سن بارداری در هنگام ختم سرکلاژ در ۵/۸% از موارد کمتر از ۲۶ هفته بود. هیچ عارضه‌ای مشاهده نشد و پروگنوز در صورتی که ختم بارداری بالای ۳۲ هفته در نظر گرفته شود، در ۸۰% موارد خوب بود، همچنین، سابقه دیلاتاسیون و کورتاژ و گراوید بالا با عدم موفقیت سرکلاژ همراهی داشت.
نتیجه‌گیری: در مجموع، براساس نتایج به‌دست‌آمده در این مطالعه، چنین استنباط می‌شود که سرکلاژهای انجام‌شده در مرکز مورد بررسی در ۸۰% موارد با نتایج مثبت و بدون عارضه می‌باشد.

معصومه میرتیموری، لیلا پورعلی، فریده اخلاقی، رویا جلالی باجگیران،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: خونریزی پس از زایمان از علل اصلی مرگ‌ومیر مادران در کشورهای در حال توسعه است. در مقایسه با زایمان واژینال، زنانی که سزارین می‌شوند در معرض خطر بیشتری برای خونریزی پس از زایمان و نیاز به تزریق خون قرار دارند. این خطر در حضور عواملی مثل چندقلویی، پلی‌هیدرامینوس، پره‌اکلامپسی شدید، خونریزی پره‌پارتوم، لیبر طولانی، القاء لیبر و چاقی افزایش می‌یابد. اکسی‌توسین برای جلوگیری از آتونی رحم حین سزارین استفاده می‌شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر میزوپروستول زیرزبانی همراه با اکسی‌توسین در کاهش خونریزی حین و پس از سزارین بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده در بیمارستان ام‌البنین (س) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از مهر 1395 تا دی 1396 بر روی 90 زن حامله ترم که ریسک فاکتور خونریزی پس زایمان داشتند و تحت سزارین اورژانس با بی‌حسی اسپاینال قرار گرفتند انجام شد. پس از زایمان، انفوزیون 40 واحد اکسی‌توسین داخل یک لیتر سرم نرمال سالین انجام شد، سپس بیماران به دو گروه مداخله (میزوپروستول زیرزبانی) و کنترل (عدم تجویز میزوپروستول) تقسیم شدند.
یافته‌ها: میزوپروستول زیرزبانی همراه با اکسی‌توسین حین سزارین باعث کاهش معنادار خونریزی طی شش ساعت اول پس از عمل شد. افت هموگلوبین و خونریزی حین عمل بین دو گروه مشابه بود. عوامل یوتروتونیک کمتری در گروه مداخله استفاده شد. عوارض جانبی در دو گروه مشابه بود.
نتیجه‌گیری: در زنان پرخطر برای خونریزی پست‌پارتوم تجویز میزوپروستول زیرزبانی همراه با اکسی‌توسین نسبت به اکسی‌توسین به تنهایی، سبب کاهش خونریزی حین و پس از سزارین شد.

زهرا شهرکی، طیبه شهرکی، مهین بدخش، خدیجه سراوانی، قاسم شهرکی، عبدالغنی عبدالهی محمد،
دوره 78، شماره 7 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: زایمان پدیده‌ای طبیعی و بدون نیاز به مداخله است و تنها در موارد به خطر افتادن جان مادر یا جنین، انجام عمل سزارین اندکاسیون دارد، با توجه به افزایش میزان سزارین و عوارض زیاد پس از عمل، دوره نقاهت طولانی و هزینه بالای زایمان از طریق جراحی و سایر عوارض به نظر می‌رسد آگاهی و مهارت در دوران بارداری باعث آمادگی مادر باردار برای زایمان طبیعی و ارتقای سلامت وی می‌شود. هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر کلاس‌های آمادگی زایمان در انتخاب روش زایمان می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه کنونی یک مطالعه مداخله‌ای با دو گروه آزمایش و کنترل است که از خرداد تا آبان 1396 انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 70 نفر از زنان باردار که به مراکز بهداشتی درمانی شهر زابل مراجعه کردند، می‌باشد. از این تعداد 35 نفر به‌عنوان گروه آزمایش و 35 نفر به‌عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. برای گروه آزمایش هشت جلسه آموزشی شامل آمادگی و مشاوره و آموزش برای زایمان طبیعی اجرا گردید.
یافته‌ها: براساس اطلاعات به‌دست آمده ملاحظه گردید که از بین شرکت‌کنندگان در کلاس‌های آموزشی پنج نفر (3/14%) زایمان به روش سزارین داشته 30 نفر (7/85%) به روش طبیعی زایمان کردند، درحالی‌که 18 نفر (4/51%) افراد گروه شاهد به روش طبیعی و 17 نفر (6/48%) به روش سزارین زایمان کردند. تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه کنترل و مداخله در نوع زایمان وجود داشت به طوری که 7/85% گروه مداخله زایمان طبیعی داشتند (002/0P=).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شرکت در کلاس‌های آمادگی برای زایمان برنوع انتخاب زایمان از سوی مادران باردار تاثیر داشته است.

سارا میرزاییان، سیده اعظم پورحسینی، مونا جعفری،
دوره 78، شماره 7 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: احتباس جفتی یکی از علل خونریزی‌های پس از زایمان است که عوامل خطرآن سابقه خروج دستی جفت، کورتاژهای خشن و تکراری، اختلالات آناتومیک رحمی، جفت پرویا و آکرتا و سابقه سزارین است. در این مقاله به معرفی بیمار مبتلا به احتباس جفت و سپتوم رحمی پرداخته شد.
معرفی بیمار: خانم 36 ساله مولتی پار 11 با سابقه چهار زایمان طبیعی در 29 هفتگی زایمان کرد. به‌علت عدم خروج جفت منتقل اتاق عمل گردید. به‌دلیل عدم موفقیت خروج دستی جفت، سونوگرافی انجام شد که ناحیه هتروژن 80 میلی‌متری در ناحیه فوندال با گسترش به کورن چپ بدون شواهد آکرتا وجود داشت. در هیستروتومی جفت پشت سپتوم ضخیم رحمی بود که خارج شد. پس از پنج روز به‌علت ادامه درد شکم لاپاراتومی انجام و به‌علت نکروز انسزیون رحمی و پریتونیت، هیسترکتومی شد.
نتیجه‌گیری: درمان احتباس جفت شامل خروج دستی جفت و یا روش‌های جراحی است، اما با عوارضی مانند خونریزی، عفونت‌های نفاسی و بستری طولانی در بیمارستان همراه است.

لیلا پورعلی، عطیه وطنچی، نگار رمضانپور، صدیقه آیتی، فرزانه رمضانی،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم لوکوآنسفالوپاتی خلفی برگشت‌پذیر یک سندرم بالینی و رادیولوژیک است که در هر سنی ممکن است رخ دهد. پاتوژنز سندرم لوکوآنسفالوپاتی خلفی برگشت‌پذیر نامشخص است اگرچه اختلالات فشارخون، بیماری‌های کلیوی و درمان‌های سرکوب‌کننده ایمنی از عوامل مهم مستعدکننده بروز آن می‌باشند. هدف از این گزارش، معرفی یک مورد آنسفالوپاتی برگشت‌پذیر به‌دنبال پورپورای ترومبوتیک ترومبوسیتوپنیک پس از زایمان می‌باشد.
معرفی بیمار: بیمار زن 30 ساله حاملگی اول و 33 هفته بود که در تیر 1396 به‌علت تشنج به بیمارستان قائم مشهد مراجعه کرده بود. پس از زایمان دچار چندین نوبت تشنج، کاهش شدید سطح هوشیاری و نارسایی کلیه شد که با تشخیص پورپورای ترومبوتیک ترومبوسیتوپنیک تحت پلاسما فرز قرار گرفت و با حال عمومی خوب مرخص شد.
نتیجه گیری: در صورت شک به لوکوآنسفالوپاتی در بارداری، تشخیص زودرس و درمان عامل زمینه‌ای در کاهش مرگ‌ومیر و ناتوانی حایز اهمیت می‌باشد.

مینو موحدی، مریم سادات ترابی پور، مهسا سلطان‌ محمدی، مامک شریعت، فدیه حق‌اللهی، مریم حاجی‌هاشمی،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: زایمان طبیعی می تواند باعث اختلال در عملکرد جنسی و بی‌اختیاری ادرار و مدفوع در زنان شود. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی نقش فیزیوتراپی و ورزش‌های کف لگن در بهبود اختلالات عملکرد جنسی و بی‌اختیاری زنان نخست‌زا انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی-تصادفی بر روی زنان مراجعه‌کننده به بیماستان‌های آموزشی الزهرا (س) و شهید بهشتی اصفهان از اسفند 1397 تا اسفند 1398 انجام شد. بیماران به دو گروه کنترل و مداخله (57 نفره) تقسیم شدند. در گروه کنترل، مداخله‌ای انجام نشد و در گروه مداخله، فیزیوتراپی و ورزش‌های کف لگن به‌مدت دو ماه انجام شد. عملکرد جنسی و بی‌اختیاری ادرار و مدفوع 8 و16 هفته پس از زایمان با تکمیل دو پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: در دو گروه مداخله و کنترل، میانگین سن مادران، شاخص توده بدنی و وزن تولد نوزاد معنا‌دار نبود (05/0P<). در گروه مداخله در هفته‌های 8 و 16 پس از زایمان، میانگین مجموع نمره‌های عملکرد جنسی و یا بی‌اختیاری ادرار و مدفوع زنان تفاوت معناداری داشت (05/0P<). میانگین عملکرد جنسی و آزردگی کف لگن در هفته 16 پس از زایمان در دو گروه تفاوتی معنادار داشت. فیزیوتراپی و مداخلات ورزشی در کف لگن باعث کاهش تحریک کف لگن و بهبود عملکرد جنسی می‌شود.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد انجام هم‌زمان فیزیوتراپی (Biofeedback) و ورزشهای کف لگن باعث افزایش عملکرد جنسی و همچنین بهبود نسبی آزردگی کف لگن در دوران پس از زایمان میشود.

فریبا نصیرایی، لیدا گروسی، شبنم توفیقی، بهناز مولایی،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: تست‌های تشخیصی سلامت جنین ابزاری برای کاهش بروز عوارض و مرگ نوزادی می‌باشند، با این وجود ارزش تشخیصی آنها در ارتباط با پیامدهای مختلف همچنان مورد بحث است. این مطالعه با هدف بررسی ارزش تست بیوفیزیکال پروفایل و شاخص سونوگرافیک CPR در پیش‌بینی روش زایمان و پیامدهای نامطلوب نوزادی حین تولد انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 70 نفر خانم باردار ترم (41-37 هفته) کاندید ختم بارداری مراجعه‌کننده به بیمارستان آیت‌الله موسوی زنجان از آبان 1399 تا خرداد 1400 مورد بررسی قرار گرفتند. پس از انتخاب مادران براساس معیارهای ورود، به‌صورت دردسترس، تست بیوفیزیکال پروفایل (BPP) و شاخص سونوگرافیک CPR انجام شد. سپس روش زایمان، وزن نوزاد، آپگار دقیقه پنجم، نیاز به احیا و بستری نوزادان در NICU در هر مورد ثبت شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون Student’s t-test, Mann-Whiteny U test و منحنی ROC در SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد (05/0P≤).
یافته‌ها: در این مطالعه میانگین سن بارداری شرکت‌کنندگان 1/11±56/38 هفته بود. براساس داده‌ها، بین CPR و نیاز نوزاد به احیا و بستری در (021/0NICU (P= همچنین نمره آپگار (042/P=) ارتباط آماری معناداری وجود داشت. با این وجود بین CPR و روش زایمان، سن بارداری و وزن نوزاد حین تولد ارتباط آماری معناداری مشاهده نشد. امتیاز BPP نیز با هیچکدام از پیامدهای مورد بررسی ارتباط معناداری نداشت.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد بررسی CPR در حوالی زایمان می‌تواند در پیش‌بینی وضعیت نوزاد بلافاصله پس از تولد و آمادگی کادر درمان برای انجام اقدامات فوری مفید واقع شود.

 
علی معذوری، مجید اکلملی، مهدیس محمدیان امیری، پگاه طاهری‌ فرد، دانش امین‌پناه، مهان معماریان،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه سلامت مادران و نوزادان در نظام‌های سلامت اهمیت ویژه‌ای دارد. تاکنون مداخلات مختلفی در راستای ارتقای سلامت مادران باردار اجرا شده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر زایمان بی‌درد با استفاده از گاز انتونوکس با بی‌دردی اسپاینال مخدر سوفنتانیل بر آنالیز گازهای شریانی بندناف و آپگار نوزادان بستری انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه کاربردی حاضر به‌صورت کارآزمایی بالینی در بین 800 مورد از زنان باردار مراجعه‌کننده به بیمارستان شهید اکبرآبادی از تاریخ اردیبهشت ۱۳۹۹ الی بهمن 1400 انجام شد. مادران در دو گروه بی‌حسی اسپاینال و گروه دریافت‌کننده گاز انتونوکس تقسیم شدند. به‌منظور اندازه‌گیری اثربخشی، نمرات آپگار در دقیقه یک و پنج در کنار پارامترهای BE، HCO3، وPCO2  مورد سنجش قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین نمره آپگار دقیقه یک و پنج در گروه مادران دریافت‌کننده گاز انتونوکس به‌ترتیب 9/9 و 6/8 به‌دست آمد. همچنین، میانگین نمره آپگار دقیقه یک و پنج در گروه مادران با بی‌حسی اسپاینال به‌ترتیب 8/9 و 2/8 به‌دست آمد. نتایج حاصل از تحلیل و مقایسه پارامترهای حاصل از گازهای شریانی بندناف نوزادان در بین هر دو گروه مادران تفاوت معنی‌داری نداشت. همچنین، تفاوت معناداری در نمره‌های آپگار در بین هر دو گروه مادران یافت نشد.
نتیجه‌گیری: هیچگونه تفاوت معنا‌داری بین اثربخشی استفاده از گاز انتونوکس با بی‌دردی اسپاینال در زایمان بی‌درد مادران وجود ندارد، بنابراین در نظرگرفتن هزینه هرکدام از مداخلات در کنار اثر آنها ممکن است باعث ایجاد تفاوت در دو مداخله شود و یکی از مداخلات نسبت به دیگری اگرچه اثر بالینی تشخیصی یکسان داشته باشد، اما هزینه کمتر ایجاد نماید و از دید نظام سلامت ارجح شود.

 
معصومه میرتیموری، سیده اعظم پورحسینی، ملیحه رخشانی‌فر، سیده حورا موسوی واحد، فدیه حق‌اللهی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: موفقیت القای زایمان بستگی‌به وضعیت سرویکس در زمان زایمان دارد. هدف این مطالعه تاثیر القای زایمان با سوند فولی داخل سرویکس همزمان با اکسی‌توسین درمقایسه با سوند فولی و میزوپرستول بر آماده‌سازی سرویکس و میزان زایمان در 24 ساعت اول پس از القا می‌باشد.
روش بررسی: در مطالعه بالینی تصادفی‌سازی شده، 74 نفر از زنان باردار با بارداری تک‌قلویی و سن بارداری بیشتر از 40 هفته، با بیشاپ اسکور کمتر از چهار و کیسه‌آب سالم مراجعه‌کننده به بیمارستان ام‌البنین مشهد در سال‌های         1398-1397 با داشتن معیارهای ورود، وارد مطالعه شدند و به‌طور تصادفی در دو گروه سوند فولی و اکسی‌توسین (گروه 1) و یا سوند فولی و میزوپرستول (گروه 2) قرار گرفتند.
یافته‌ها: 74 خانم باردار به‌طور تصادفی در دو گروه 37 نفری موردارزیابی قرار گرفتند. متغیرهای دموگرافیک در دو گروه اختلاف آماری معنادار ندارد. میزان زایمان در 24 ساعت اول اختلاف معنادار داشت و در گروه اکسی‌توسین بیشتر بود (009/0=P). بیشاپ اسکور پس از 24 ساعت از القا در دو گروه اختلاف معنادار نداشت. رسیدن به فاز فعال در گروه اکسی‌توسین به‌طور معنادار کوتاه‌تر بود (01/0=P). زمان دفع سوند در دو گروه و میزان سزارین و بروز عوارض در دو گروه نیز یکسان بود.
نتیجه‌گیری: استفاده از اکسی‌توسین به‌همراه سوند فولی داخل سرویکس می‌تواند باعث تسریع آمادگی سرویکس و افزایش زایمان در 24 ساعت اول ‌شود، اما عوارض زایمانی را تغییر نمی‌دهد.

 
مرادعلی زارعی‌پور، شهلا محمد خانی، بهجت خرسندی، فائزه افخمی عقدا، فاطمه مشیری‌ نیا، مهدیه حردانی نعیم‌زاده،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب نوع زایمان یکی از مهمترین رویدادهای زندگی زنان است. هدف این مطالعه بررسی نوع زایمان و تاثیر آن بر سلامت مادر و نوزاد می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 69321 مادر زایمان کرده در بیمارستان‌های دولتی و خصوصی شهر یزد از فروردین 1397 تا اسفند 1400 انجام شد و داده‌ها از وب‌سایت ایمان و پرونده‌ها جمع‌آوری شد. برای تحلیل از Independent samples t-test و Chi-square test و برای تعیین نسبت خطر نسبی از نسبت شانس استفاده شد. تمامی تحلیل‌ها در (SPSS software, version 26 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) با در نظر گرفتن سطح معنا‌داری انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین سن شرکت کنندگان 44/6±45/34 سال بود. پیامدهای نوزادی نشان داد که نوزادانی که از زایمان طبیعی متولد می‌شوند، نسبت به نوزادان زایمان سزارین، احتمال بیشتری برای داشتن نمره آپگار نامطلوب (بین چهار تا شش) دارند (55/1-99/0CI=، 05/0P=، 24/1OR=) و همچنین شانس بیشتری برای داشتن نمره آپگار کمتر از شش (03/1-90CI=، 001/0P=، 1/1OR=) دارند. نسبت شانس مرگ نوزادی در زایمان سزارین 22/1 بار بیشتر از زایمان طبیعی بود (25/1-19/1CI=، 001/0P<، 22/1OR=). همچنین احتمال بستری شدن مادران در بخش مراقبت‌های ویژه پس از زایمان سزارین تقریبا 9/4 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (12/5-71/4CI=، 001/0P=، 9/4OR=). شانس بستری شدن مادران در اتاق عمل پس از زایمان سزارین نیز تقریبا 3/14 برابر بیشتر از زایمان طبیعی بود (31/1-53/3CI=، 001/0P=، 33/14OR=).
نتیجه‌گیری: باتوجه‌ به مطالعه انجام شده در بیمارستان‌های شهر یزد، نتایج نشان داد که زایمان سزارین عوارض بیشتری دارد، بنابراین ترویج زایمان طبیعی امری ضروری است.

فرخنده جمشیدی، مریم میرسالاری، مهدی ترابی‌زاده، مهرنوش ذاکرکیش، مریم رستمی، مریم مرادی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین D با عوارض مختلفی از جمله زایمان زودرس، وزن کم در هنگام تولد و عفونت‌های نوزادی مرتبط می‌باشد. این مطالعه با هدف اندازه‌گیری سطح ویتامین D در خون بند ناف نوزادان ترم و نارس و بررسی میزان شیوع کمبود ویتامین D در زنان باردار انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، سطوح ویتامین D مادر و سطوح این ویتامین در خون بند ناف در اسفند 1401 در بیمارستان امام خمینی اهواز تخمین زده شد. اطلاعات به‌دست آمده از پرسشنامه‌ها و سنجش‌های آزمایشگاهی مورد تجزیه‌وتحلیل آماری قرار گرفت. نتایج حاصل گردید و میزان شیوع کمبود ویتامین D مشخص شد. نمونه‌ها براساس سطح سرمی ویتامین D به سه گروه کمتر از 20 نانوگرم در میلی‌لیتر (کمبود شدید)، 20 تا 29 نانوگرم در میلی‌لیتر (کمبود متوسط) و بالاتر از 30 نانوگرم در میلی‌لیتر (گروه نرمال) تقسیم شدند.
یافته‌ها: در این مطالعه 39 نوزاد ترم (7/55%) و 31 نوزاد نارس (3/44%) شرکت کردند. نوزادان نارس شانس بیشتری برای ابتلا به بیماری‌های زمینه‌ای داشتند (53/10-51/0 و 95%:CI، 31/2:OR). مصرف مولتی ویتامین در بین مادران نوزاد نارس (71%) شیوع بیشتری داشت. تفاوت معناداری در سطوح ویتامین D بین نوزادان ترم و نارس یا مادران آنها مشاهده نشد (35/0P=).
نتیجه‌گیری: این مطالعه اهمیت مصرف مولتی ویتامین را در زنان باردار نشان می‌دهد، به‌ویژه زنانی که در معرض  خطر زایمان زودرس هستند. ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی باید بر مصرف و پایش مکمل‌های ویتامین D تاکید ورزند.

 

صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb