530 نتیجه برای Ph
عفت رازقی، محبوب لسان پزشکی، آرش آذری پور،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
پیش آگهی بیمارانی که دیالیز مزمن میشوند همواره بد بوده است. شیوع بالای بیماریهای قلبی عروقی و سوء تغذیه از علل مهم پیش آگهی بد این بیماران است. مطالعات نشان دادهاند که فاکتورهای التهابی در 50 - 30 درصد موارد ممکن است علت اصلی سوء تغذیه و بیماریهای قلبی عروقی در این بیماران باشد. هدف از انجام این تحقیق بررسی شیوع فاکتورهای التهابی خصوصاً C-Reactive Protein(CRP) به عنوان مهمترین جزء سندرم التهابی در بیماران دیالیزی است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی 125 نفر بیمار همودیالیزی در بیمارستانهای امام خمینی و سینای تهران شامل 53 نفر زن(1/44%) و 72 نفر مرد(9/55%) مورد بررسی قرار گرفتند. متغیرهای مطالعه شامل آلبومین (روش برم کرزول گرین)، فریتین (الیزا) و CRP (روش آگلوتیناسیون) در تمام بیماران اندازه گیری شد.
یافتهها: 125 بیمار شامل 53 نفر زن(1/44% )و 72 نفر مرد(9/55%) وارد مطالعه شدند. 14 نفر از این بیماران (2/11 درصد) سطوح آلبومین کمتر از حداقل نرمال( 8/3 ) داشتند. 8/64% آنها فریتین سرم بالا و 6/45 درصد CRP مثبت داشتند که در 39 نفر(31%)، CRPدر حد +3 بود.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای فاکتورهای التهابی خصوصاً C-Reactive Protein در بیماران دیالیزی و اهمیت آنها در پیش آگهی بیماران، پیشنهاد می شود این فاکتور بطور روتین در بیماران همودیالیزی بررسی شوند.
فرحناک اسدی، پروین اکبری اسبق، نیلوفر حاجی زاده،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
میکروآلبومینوری همراه با افزایش خطر مشکلات قلبی- عروقی در بیماران دچار پرفشاری خون است ولیکن مطالعهای بطور اختصاصی اثرات کاهش میکروآلبومینوری در بهبود هیپرتروفی بطن چپ (LVH) در کودکان دچار پرفشاری خون را مورد بررسی قرار نداده است.
روش بررسی: این مطالعه : 55 بیمار 11 تا 19 ساله دچار پرفشاری خون اولیه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران بطور همزمان با داروهای هیدروکلروتیازید و Angiotensin Converitng Enzyme Inhibitor (ACEI) درمان می شدند. پنج بیمار برای کنترل فشار خون مهارکننده گیرنده آنژیوتانسین Angiotensin (ARB) Receptor Blocker دریافت میکردند. در ابتدا و 12 ماه پس از درمان Left Ventricular Mass (LVMI) Index بوسیله اکوکاردیوگرافی و نیز نسبت میکروآلبومین به کراتی نین MA/Cr در ادرار بررسی شد. در صورت نسبت MA/Cr بیش از μg/mg30 میکروآلبومینوری و g/m 2.76/38LVMI> بعنوان هیپرتروفی بطن چپ در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج در این بررسی وزن، سطح بدن، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک همگی ارتباط مستقیم با LVMI داشتند ولی ارتباط میکروآلبومینوری، فشار خون سیستولیک و(BMI) Body Mass Index با LVMI بسیار واضح تر بود. در این بررسی میکروآلبومینوری قویترین عامل در پیگیری LVMI بود.
نتیجهگیری: نتایج میکروآلبومینورمی یک عامل مهم و قوی در پیش بینی LVH در کودکان و نوجوانان دچار پرفشاری خون بوده و کاهش میکروآلبومینوری موجب عدم بروز و یا بهبودی LVH در آنان میشود.
مجتبی محمدی اردهالی، سید هادی صمیمی اردستانی، پیمان برومند، معصومه سعیدی، امین امالی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
رادیوفرکوئنسی روشی است که به تازگی در درمان هیپرتروفی لوزه در بالغین استفاده میشود. هدف از انجام این مطالعه نیز ارزیابی نتایج تانسیلوتومی به روش رادیوفرکوئنسی میباشد.
روش بررسی: 20 بیمار مبتلا به هیپرتروفی لوزه دریک مطالعه کارآزمایی بالینی وارد شدند. تمام بیماران ابتدا با اسپری لیدوکائین و سپس با تزریق لیدوکائین همراه با اپینفرین، تحت بیحسی موضعی قرار گرفتند. رادیوفرکوئنسی به میزانw 8-7 Power = استفاده شد. درد و نیاز به مسکن ، خونریزی و عوارض پس از عمل در حین ، بلافاصله پس از عمل و چهار، شش و هشت هفته پس از عمل مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: میانگین میزان درد بر اســاس مقیاس انــــدازه گیری چشــمی (VAS) در خلال عمل جراحی 11/2± 68/2 و میانگین خونریزی در خلال عمل 24/0±16/1 میلی لیتر بود. میانگین طول مدت عمل جراحی 56/2± 81/7 دقیقه بود. 10% بیماران بدون درد ، 55% با درد کم بدون نیاز به مصرف مسکن و 35% نیاز به مصرف مسکن داشتند. در حین و بلافاصله پس از جراحی 95% از بیماران خونریزی اندکی داشتند و فقط در یک بیمار 5% خونریزی متوسط (5-2میلی لیتر) رخ داد. در 10% از بیماران در خلال چهار هفته پس از عمل خونریزی اندکی رخ داد. در تمام بیماران گرید لوزه کاهش یافته بود و میانگین بهبود علائم در هشت هفته پس از درمان 36/0±81/7 بود. در نهایت میانگین رضایت بیماران از نتایج عمل 50/12±92/66% بود (حداکثر 80% و حداقل 50%). عوارض به میزان مختصر در 15% از بیماران گزارش شد.
نتیجهگیری: رادیوفرکوئنسی روشی مطمئن، ایمن با حداقل عوارض، درد و خونریزی برای درمان هیپرتروفی لوزه مطرح است.
محمد ترکمن، شهلا افشارپیمان، زهرا خلیلی متینزاده، سوزان امیر سالاری، زهره کاوه منش، سید ابراهیم هاشمی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
برای کاهش بیلیروبین سرم در زردی نوزادان روشهای متعددی استفاده می شود که شایعترین آنها فتوتراپی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تأثیر مایع درمانی وریدی در کاهش غلظت بیلیروبین در نوزادان ایکتریک تحت فتوتراپی در بیمارستان نجمیه در سال 1381 میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 80 نوزاد سالم ترم دچار زردی با بیلیروبین بیشتر از dl mg/17 در دو گروه40 نفره قرارگرفتند. در یک گروه، از فتوتراپی و در گروه دیگر از مایع درمانی وریدی همراه با فتوتراپی استفاده شد. دو گروه شاهد و درمان از لحاظ سن نوزاد در زمان بستری، وزن تولد، وزن زمان بستری، میزان هموگلوبین، هماتوکریت و بیلیروبین روز اول با هم مقایسه شدند.
یافتهها: 80 نوزاد (47 پسر و33 دختر) بررسی شدند. میانگین افت بیلیروبین طی 24 ساعت اول و 48 ساعت اول و میانگین مدت زمان لازم برای رسیدن غلظت بیلیروبین سرم به سطح کم خطر(کمتر از mg/dl 15) در دو گروه مورد مطالعه باهم تفاوت معنیداری نداشت. مدت زمان بستری نوزادان نیز در دو گروه با هم اختلاف معنی داری نداشت.
نتیجهگیری: مایع درمانی وریدی تأثیر چشمگیری در سرعت کاهش زردی در نوزادان ندارد و بهتر است به موارد خاص محدود شود. مطالعات چند مرکزی در این خصوص پیشنهاد میشود.
سید صادق بنی عقیل، عبدالفتاح صراف نژاد، علی اکبر امیر زرگر، فریده خسروی، بیتا انصاری پور، بتول مرادی، شهین درخوش، بهروز نیک بین،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
عفونت مزمن با ویروس هپاتیت B (HBV) Hepatitis B Virus طیف وسیعی از بیماران، شامل ناقلین بدون علامت، هپاتیت حاد، هپاتیت مزمن و سیروز کبدی را در برمیگیرد. از علل ایجادکننده عفونت مزمن هپاتیت B میتوان فاکتورهای ویرولانس ویروس، فاکتورهای ایمونولوژیک و ژنتیک میزبان را نام برد. از مهمترین فاکتورهای ژنتیکی میزبان آنتیژنهای HLA میباشند و ارتباط آنتیژنهای HLA با هپاتیت مزمن نشان داده شده است. در این مطالعه فراوانی آللهای HLA در گروه شاهد و کنترل مورد بررسی و مقایسه آماری قرار گرفتهاند.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت تحلیلی و به روش Case-Control انجام گرفته است. در این بررسی تعداد 50 بیمار مبتلا به هپاتیت B مزمن از نژاد ترکمن که حداقل شش ماه HBsAg مثبت بودند و 65 نفر گروه کنترل سالم ترکمن (اهدا کننده سالم) انتخاب شدند و آللهای HLA کلاس دو (DRB, DQA1 DQB1) با روش PCR - SSP تعیین گردید.
یافتهها: فراوانی آلل HLA-DRB1*0301 (000/0P=)، HLA-DQB1*0604 (000/0P=) و HLA-DQA1*0501 (032/0P=) در بیماران بهطور معنیداری از گروه کنترل بیشتر بوده است در حالی که فراوانی آللهای HLA-DRB1*1301 (009/0P=)، HLA-DRB1*1501 (007/0P=)، HLA-DQA1*0401 (000/0P=)، HLA-DQB1*0401 (016/0P=) و DQA1*0102 (008/0P=) در گروه کنترل بیشتر بوده است.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که احتمالاً برخی از آللهای HLA - Class IIدر استعداد ابتلا به هپاتیت B مزمن و برخی دیگر، در پیشگیری از مزمن شدن بیماری نقش بارزی داشته باشند.
شهلا انصاری، پروانه وثوق، علی تبرکی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
ژرم سل تومور تقریبا˝ 3% تمام بدخیمیهای کودکان را تشکیل میدهد. در حدود 20% بیماران مبتلا هنوز به درمان مقاوم هستند.
روش بررسی: این مطالعه به روش cross-sectional بر روی 57 بیمار مبتلا به ژرم سل تومور در بیمارستان حضرت علیاصغر در سالهای 1383-1369 انجام گرفت. هدف از این مطالعه بدست آوردن اطلاعات مربوط به نوع پاتولوژی و نوع درمان بیماران بود. اطلاعات بدست آمده بهوسیله نرم افزار Spss ویراست دهم تجزیه و تحلیل شد، پرسشنامهای از نظر سن، شیوع بیماری، نوع پاتولوژی، علائم بیماری و عوارض و پاسخ به درمان و موارد بهبود کامل جمعآوری شد.
یافتهها: از تعداد 57 بیمار 27 نفر دختر (46%) و 30 نفر پسر (54%) بودند. متوسط سن بیماران 1/0±9/4 سال (حداکثر 14 سال و حداقل یک ماه) بود. محل اولیه تومور در 33 نفر (8/57%) در ناحیه ساکروکوکسیژال و در 24 نفر (9/39%) در گونادها (بیضه و تخمدان) بود. یولک ساک تومور در 35 نفر (4/61%)، دیس ژرمینوما هفت نفر (2/12%)، تراتومای بدخیم هشت نفر (14%) و آمبریونال سارکوما در شش نفر (5/10%) گزارش گردید. علائم بالینی شامل توده ناحیه باسن، 18 نفر (5/31%)، توده شکمی، ده نفر (5/17%) و دردهای شکمی، شش نفر (5/10%) بود. بیماران با رژیم درمانی (Cisplatin, Vinblastin, Bleomycin) CVB درمان شدند، متوسط مدت پیگیری بیماران 4/48 ماه بود (بیشترین 84 ماه و کمترین 12ماه). 17 (5/31%) بیمار بهبود کامل یافتند. 40 نفر (70%) از بیماران عود داشتند که از 9 نفر (7/15%) آنها اطلاعی در دست نبوده و 30 بیمار (6/52%) در قید حیات نیستند. بقاء پنج ساله این بیماران 62% بود.
نتیجهگیری: محل تومور اولیه اکستراگونادال بخصوص ساکروکوکسیژال، سطح AFP بیش ازng/dl 10، سن شش ماه به بالا و متاستاز پیشآگهی بدتری دارند.
امید سبزواری، عباس دلیرج، محمد محمدی، حسین رستگار،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
خوراک شیرخوار مورد مصرف کودکان، بسته به نوع منابع مورد استفاده در ساخت آنها حاوی اسیدهای چرب مختلفی میباشند. برخی از این اسیدهای چرب ارزش تغذیهای و بیولوژیکی مؤثر دارند اما حضور برخی از آنها در خوراک شیرخوار میتواند همراه با اثرات مضر باشد، در این میان اسید چرب اروسیک بیشتر از بقیه مورد توجه میباشد. این اسید چرب با تجمع در بافت میوکارد قلب، ایجاد آسیب میکند بنابراین تا حد امکان این اسید چرب مضر نباید در خوراک شیرخوار وجود داشته باشد.
روش بررسی: گاز کروماتوگرافی یکی از مهمترین روشهای جداسازی اسیدهای چرب از جمله اسیداروسیک در روغنها و مواد غذایی حاوی روغن، میباشد. به منظور بررسی میزان اسید چرب مضر اروسیک در سه نوع خوراک شیرخوار پر مصرف در ایران به نامهای هومانا، بیومیل و ملتی از روش GC و با استفاده از ستون WCOT Fused Silica و آشکارساز FID استفاده گردید. با استفاده از غلظتهای مختلف اسید اروسیک منحنی کالیبراسیون رسم شد و برای کاستن خطای کار، از استاندارد داخلی Heneicosanoic Acid استفاده گردید.
یافتهها: در این بررسی اسید چرب اروسیک در خوراک شیرخوار هومانا 06/0% و در بیومیل 002/0% (کل اسیدهای چرب) یافت شد ولی در خوراک شیرخوار ملتی، یافت نشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که مقادیر اسید چرب مضر اروسیک در سه نوع خوراک شیر خوار کمتر از حد مجاز اعلام شده استاندارد Codex (کمتر از 1%) میباشد.
صغری دوستی، حمیدرضا باصری، مهدی ناطق پور، کامران اکبرزاده، حسین لدنی، منصوره شایقی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
با وجود این که پشههای آنوفل نقش اصلی را در انتقال انگلهای بیماری مالاریا دارند، اما نکات مبهم زیادی درباره بیولوژی انگل در بدن ناقل و همینطور اثر تعاملی آنها وجود دارد. یکی از این عوامل که شاید به نوعی بتواند در مهار کردن سیکل انتقال تأثیرگذار باشد، وجود پروتئینهای رسپتور میباشند که با اتصال به ملکولهای حاوی کربوهیدرات به عمل چسبیدن انگل به دیواره معده کمک خواهد کرد. هدف از این مطالعه پیگیری سیکل اسپروگونی در بدن پشه و تأثیر احتمالی برخی کربوهیدراتها روی انگل و جلوگیری از اتصال آنها به دیواره معده و در نهایت انتقال توسط پشهها میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه با آلوده کردن تجربی پشههای An. Stephensi mysorensis با انگل P.vivax (خون بیمار حاوی گامتوسیت) و خوراندن قندهای N- استیل گلوکــز آمین، N- استیل گالاکتوزآمین، آرابینوز، فیکوز، مانوز، لاکتوز و گالاکتوز، تأثیر آنها روی سیکل اسپروگونی و احتمالاً عمل بازدارندگی آنها مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در پنج دقیقه اول پس از آلوده شدن پشهها پدیده اگزفلاژلیشن (Exflagellation) مشاهده شد و پس از آن در زمانهای 20 ساعت و 8 تا 12 روز پس از آلودگی به ترتیب اووکینت، اووسیست و در نهایت اسپروزوئیت در معده و غده بزاقی پشههای آلوده مشاهده شد این امر مؤید آن است که سوش مذکور توانایی بالایی در انتقال پلاسمودیوم ویواکس دارد، از طرفی در پشههایی که با قندهای N- استیل گلوکــزآمین، آرابینوز، فیکوز و گالاکتوز آلوده شده بودند، اسپروزوئیت مشاهده و در قندهای فروکتوز، لاکتوز، مانوز وN- استیل گالاکتوز آمین آلودگی اسپروزوئیتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد در قندهایی که آلودگی پشهها در آن صفر بوده، احتمالاً میتوانسته اثر مهارکنندگی روی رشد انگل در مرحله اسپروگونی داشته باشد. با این حال برای دستیابی به نتایجی بهتر و دقیقتر نیاز به تحقیقات بیشتر میباشد و مطالعه فوق اولین گامی است که در این زمینه برداشته شده است.
خدیجه شمشاد، محمدعلی عشاقی، محمدرضا یعقوبی ارشادی، حسن وطن دوست، محمدرضا عبائی، کامران اکبرزاده، زکیه تلمادرهای، جواد رفیع نژاد، پوپک درخشنده پیکر،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
مالاریا هنوز در جنوب و جنوب شرقی ایران بهعنوان یکی از مسایل مهم بهداشتی محسوب میشود. در سالهای اخیر تعداد 30-10 هزار مورد مالاریا در کشور گزارش شده است. یکی از ناقلین اصلی مالاریا در ایران آنوفل سوپرپیکتوس (Anopheles superpictus) میباشد که در تمام فلات مرکزی ایران، مناطق کوهستانی دامنههای سلسله جبال البرز و زاگرس و نیز با وفور کم در کنارههای دریای خزر و خلیج فارس یافت میشود. تا بهحال اختلافات مرفولوژیک در لارو و بالغ و نیز در قدرت انتقال بیماری مالاریا بین جمعیتهای مختلف آن در ایران گزارش شده است.
روش بررسی: بهمنظور بررسی تنوع ژنتیکی جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس متعلق به استانهای سیستان و بلوچستان، اردبیل و لرستان ایران، تنوع اسیدهای نوکلئیک بخش سیتوکروم اکسیداز شماره 1و2 COI-COII)) بهطول bp 1512 بهروش PCR-RFLP و همچنین توالی 708 باز از ژن COI مولکول میتوکندری (mtDNA) نمونهها مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافتهها: اختلافات بسیار زیادی در توالی ژنهای مورد مطالعه بین جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس وجود دارد. میزان کل تنوع ژنتیکی در bp 708 از ژن COI برای جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس معادل 3/12% و بین جمعیتهای بلوچستان 5-2 درصد میباشد. در مجموع چهار هاپلوتایپ که سه عدد مربوط به بلوچستان و یک عدد مربوط به بقیه مناطق کشور میباشد در بین جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس مشاهده شد.
نتیجهگیری: وجود هاپلوتایپهای ژنتیکی در این آنوفل برای اولین بار در دنیا گزارش میشود و به احتمال زیاد این گونه دارای سیبلینگهای متعدد و از گونههای کمپلکس میباشد. برای نتیجهگیری قطعی و تعیین ارتباط هاپلوتایپهای فوق با انتقال مالاریا در مناطق تحت اشغال آنها مطالعات بیشتری لازم است.
زهره علومی، حشمت مویرِِِِِی، شهلا بهرهمند، پانیز وفائی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
هیپراوریسمی یکی از فوریتهای انکولوژی میباشد که اکثرا˝ در بدخیمیهای لنفوپرولیفرایتو در سیر بیماری پس از شروع شیمی درمانی ایجاد میشود. مطالعه گذشته نگر مقطعی جهت بررسی شیوع هیپراوریسمی، اثر درمان پروفیلاکسی در کودکان زیر 12 سال دچار بدخیمی در بیمارستان امام خمینی تهران انجام گرفت.
روش بررسی: با یک مطالعه گذشتهنگر مقطعی، اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع بدخیمی، درمانهای پیشگیریکننده، میزان اسید اوریک و الکترولیتها از پروندههای بیماران بیمارستان امام خمینی بین سالهای 83-1373 استخراج و با نرم افزار SPSS ویراست دهم بررسی شد.
یافتهها: 316 بیمار، 56 نفر (7/17%) دچار هیپراوریسمی (9 دختر و 47 پسر) بودند. 66 نفر دچار لنفوم (%9/20) و 250 نفر (1/79%) مبتلا به لوسمی حاد بودند که 7/19% بیماران مبتلا به لنفوم و 2/17% از مبتلایان به لوسمی حاد دچار هیپراوریسمی که ارتباط معنیداری بین نوع بدخیمی و وقوع هیپراوریسمی مشاهده نشد (24/0P=). 52 نفر از بیماران (8/92%) بعد از شروع شیمیدرمانی دچار هیپراوریسمی و از 99 بیماری که درمان پیشگیری دریافت نکرده بودند، 37 نفر (3/37%) دچار هیپراوریسمی شدند. 8/92% بیماران و 2/7% قبل از شروع شیمیدرمانی دچار هیپراوریسمی گردیدند (001/0P<). وقوع هیپراوریسمی در بیمارانیکه درمان پیشگیری دریافت نکرده بودند زیادتر بود (001/0P<).
نتیجهگیری: در این مطالعه نشان داده شد که درمان پیشگیری سبب کاهش شیوع هیپراوریسمی در بدخیمیهای پیشرفته شده با توجه به اثر بهتر اورات اکسیداز بهجای آلوپورینول توصیه به جایگزینی این دارو میشود. لذا توصیه به مطالعهای مقایسهای جهت اثر آلوپورینول با این دارو میشود.
شهناز شهرجردی، آ. و. اسمالنسکی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه، تعیین میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی در ورزشکاران مبتلا به سندرم دیسپلازی بافت همبندی قلب است.
روش بررسی: 158 ورزشکار جوان با متوسط سنی 48/5±23/16 سال و متوسط دوره فعالیتهای ورزشی 6/4±2/5 سال انتخاب شدند، گروه کنترل شامل 25 ورزشکار سالم بود. مبتلایان به این سندرم به چهار گروه تقسیم شدند گروه 1: پرولاپس میترال، گروه2: افزایش کورد در حفره بطن چپ، گروه3: پرولاپس میترال و هم وجود افزایش کورد در حفره بطن چپ (هر دو)، گروه 4: هم پرولاپس میترال و هم نارسایی میترال داشتند. تمام ورزشکاران توسط دستگاه اکوکاردیوگرافی و دوچرخه ارگومتر بررسی و آریتمیهای آنها توسط هولتر ثبت شد.
یافتهها: میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی در گروهی که هم پرولاپس و هم نارسائی میترال داشتند کمتر از گروههای دیگر است (05/0p<). شایعترین آریتمیها در ورزشکاران با افزایش غیرطبیعی رشته های عضلانی در حفره بطن چپ (گروه 2)، سندرم رپولاریزاسیون زودرس بطنی و سندرم ولف- پارکینسون- وایت است. میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی نیز در ورزشکارانی که دارای ولف- پارکینسون- وایت هستند، نسبت به کسانی که فاقد این آریتمی اند، کمتر می باشد (05/0p<).
نتیجهگیری: هرچه ناهنجاری پیشرفتهتر باشد میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی پایین تر است. با این که افزایش غیرطبیعی رشتههای عضلانی در حفره بطن چپ جزئی از این سندرم است ولی میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی در حد نسبتاً نرمالی است. زمانی که ورزشکاران همزمان با این ناهنجاری اختلالات ریتمی هم داشته باشند میزان ظرفیت کار فیزیکی و ماکزیمم حجم اکسیژن مصرفی کمتر از حد نرمال میشود.
ایرج میرزایی دیزگاه، مرتضی کریمیان، محمدرضا زرین دست، حمید سوهانکی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
اعتیاد به اوپیوئیدها یکی از مشکلات عمده جوامع بشری بهویژه ایران است و درمان آن از اولویتهای بهداشتی جامعه بهشمار میرود، مطالعه در این زمینه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. مکانیسم دقیق وابستگی به اوپیوئیدها و سندرم قطع مصرف هنوز بدرستی شناخته نشده است. به نظر میرسد که سیستم دوپامینی و همچنین هسته لوکوس سرولئوس نقش مهمی در بروز علائم جسمی ناشی از سندرم قطع مصرف دارند. مطالعه حاضر به تأثیر آگونیست و آنتاگونیست گیرندههای دوپامینرژیک D2 تجویز شده در هسته لوکوس سرولئوس بر شدت بروز علائم قطع مصرف در موشهای صحرایی وابسته به مرفین پرداخته است.
روش بررسی: برای این منظور 64 رأس موش صحرایی نر در گروههای هشت تایی تقسیم گردیدند. هسته لوکوس سرولئوس بهصورت دوطرفه طبق اطلس پاکسینوس با دستگاه استریوتاکس کانولگذاری شد. یک هفته پس از بهبودی، هفت گروه از حیوانات با تزریق مرفین زیرجلدی روزانه به مدت یک هفته وابسته گردیدند. در گروه کنترل سالم نرمال سالین تزریق شد. در روز هشتم ابتدا در هسته لوکوس سرولئوس نرمال سالین و یا سه دوز از آگونیست (کوئین پیرول) یا آنتاگونیست (سولپیراید) گیرندههای دوپامینی D2 و سپس جهت القای عوارض قطع مصرف نالوکسان (زیر جلدی) تزریق گردید.
یافتهها: امتیاز کل بهعنوان شاخصی در ارزشیابی شدت عوارض قطع، با تجویز دوز µg/site 1/0 کوئین پیرول و دوزهای µg/site 30 و 15 سولپیراید کاهش یافت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که احتمالا˝ سیستم دوپامینی گیرندههای
D2 در هسته لوکوس سرولئوس در بروز سندرم قطع مصرف مرفین در موشهای صحرایی نقش دارد.
علی اصغر مولوی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
نوشتن یک کُد کامپیوتری برای محاسبه متوسط دوز جذبی غدهای در ماموگرافی برای تخمین دوز دقیق و سریع، مؤثر است.
روش بررسی: در این پژوهش، با استفاده از پارامترهای محاسبه شده توسط
Sobol-Wu، یک کُد برای محاسبه دوز به زبان فرترن نوشته شده است. این کُد کامپیوتری، دوز را برای ماموگرامهای با هدف- فیلتر Mo-Mo، Rh-Rh و Mo-Rh به ازای پارامترهای ورودی: ولتاژ، ضخامت نیم لایه اشعه X، ضخامت پستان، و کسر غدهای بافت پستان محاسبه میکند.
یافتهها: با اجرای کُد، تغییرات متوسط دوز جذبی غدهای برای سه آرایش هدف- فیلتر و به ازای cm 4d=، mm 34/0HVL=، و 5/0g= بر حسب ولتاژ لامپ اشعه X دستگاه ماموگرام، و تغییرات آن بر حسب درصد غدهای بافت پستان به ازای 25kV=، mm 34/0HVL=، و cm 4d= محاسبه شده است. همچنین تغییرات متوسط دوز جذبی غدهای بر حسب HVL اشعه X دستگاه ماموگرام به ازای 28kV=، 4d=، و 6/0g= گزارش شده و نتایج بدست آمده از این کُد در توافق بسیار خوبی با نتایج دیگران است.
نتیجهگیری: علاوه بر جامعیت، سرعت و دقت دوز محاسبه شده و استفاده آسان کُد توسط کاربر، میتوان از آن برای بهینهسازی دوز تابشی در ماموگرافی استفاده کرد.
مهرداد حسیبی، بابک مهاجر ایروانی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
استافیلوکوک اورئوس یکی از عوامل اصلی عفونتهای بیمارستانی و از علل مهم مرگ و میر و ناتوانی بیماران است. جمعآوری اطلاعات در مورد وضعیت کلونیزاسیون و مقاومت دارویی این ارگانیسم اقدامی موثر در جهت پیشگیری از عفونتهای بیمارستانی محسوب میشود. هدف از انجام این مطالعه، تعیین میزان شیوع ناقلین نازوفارنکس استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین و مقاوم به وانکومایسین در بخشهای جراحی و همودیالیز بیمارستان امیراعلم میباشد.
روش بررسی: این تحقیق در قالب یک مطالعه مقطعی توصیفی بر روی مجموع 106 بیمار و پرسنل پرستاری بخشهای همودیالیز و جراحی بیمارستان امیراعلم در سال 1383 انجام شد. از همه افراد واجد شرایط مطالعه با استفاده از سواب پنبهای نمونه از ناحیه نازوفارنکس تهیه و جهت کشت و آنتی بیوگرام به آزمایشگاه بیمارستان ارسال گردید.
یافتهها: 26 نفر ( 5/24%) از 106 نفر افراد مورد مطالعه ناقل استافیلوکوک اورئوس بودند که در هشت نفر (5/7%) استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین بود. بیشترین میزان شیوع کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس در پرسنل بخش همودیالیز بود که همگی مقاوم به متیسیلین بودند. میزان شیوع در بیماران بخش همودیالیز دو برابر بیماران بخش جراحی بود. موردی از مقاومت استافیلوکوک اورئوس نسبت به وانکومایسین مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این بررسی شیوع بالای کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین را در نازوفارنکس پرسنل و بیماران بخش همودیالیز نشان داد. از این رو لازم است اقداماتی در جهت کنترل و کاهش میزان کلونیزاسیون و توقف روند افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی در بیمارستان صورت گیرد.
عسکر قربانی، حسین کهنوجی، مهران شفیعی، ندا یوسفی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
بیماری کروتزفلد ژاکوب یک بیماری نادر است که با افت سریع منتال و پرشهای میوکلونیک مشخص میشود. تشخیص بر اساس علائم بالینی، سیر بیماری، الکتروانسفالوگرافی و MRI مغزی داده میشود و با بیوپسی مغزی تایید میگردد.
معرفی بیمار: خانم 56 ساله با اختلال منتال پیشرونده و پرشهای میوکلونیک و در نهایت فوت که سابقه چندین بار حجامت (غیر استریل) داشته است.
نتیجهگیری: در هر بیمار با اختلال منتال پیشرونده و پرشهای میوکلونیک، باید این بیماری به احتمال زیاد مطرح شود. حجامت غیر استریل به عنوان عامل ایجادکننده مورد شک است.
سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، محمدرضا هادیان، حسین باقری، سیما مهرداد،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
تغییرات کنترل حرکت در استفاده از محافظت کنندهها میتواند به درک و شناخت تاثیر آن در عملکرد انسان کمک نماید. پژوهش حاضر نگرشی دارد بر چگونگی استفاده از داینامومترها در جهت کمّی نمودن اندازههای الگوی حرکتی در رابطه با ستون فقرات به دنبال استفاده از کمربند کمری- خاجی.
روش بررسی: 50 زن سالم به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. دامنه حرکتی، حداکثر گشتاور ایزومتریک و تغییرات زاویه وقوع حداکثر گشتاور و سرعت حرکتی در نتیجه استفاده از کمربند کمری ـ خاجی در حرکات فلکشن و اکستنشن در حالتهای ایستاده و نشسته اندازهگیری و مقایسه شدند.
یافتهها: دامنه حرکتی ستون فقرات کمری در دو جهت فلکشن و اکستنشن در وضعیتهای ایستاده و نشسته بعد از استفاده از کمربند کاهش معنیداری داشت (01/0p=). کاهش معنیدار حداکثر گشتاور ایزومتریک در حالتهای فلکشن نشسته و اکستنشن ایستاده و نشسته ملاحظه شد (01/0p=). فاز زاویه حداکثر گشتاور و سرعت در دو جهت فلکشن و اکستنشن در حالتهای ایستاده و نشسته تغییر معنیداری کردند (01/0p=).
نتیجهگیری: کمربند کمری خاجی سبب کاهش نیروهای وارده به سطح مهرههای کمری میشود و با جابجایی زاویه وقوع حداکثر گشتاور و سرعت به ابتدای دامنه حرکتی احتمال بروز فشارهای طبیعی وارده را در شرایط استحکام مفصلی فراهم میآورد. این امر می تواند به کاهش استرسهای وارده به مفاصل خلفی ستون فقرات کمری منجر شود و محدودیتی را برای نیروها لحظه ای چندگانه در شروع حرکت مفصلی فراهم میسازد. در این شرایط از ضایعات مفصلی جلوگیری شده و از بروز استرسهای مکانیکال که سبب بیماریهای مفصلی می شوند جلوگیری به عمل می آورد.
افلاطون مهر آیین، محمد علی آزاد، مصطفی صادقی،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
تاثیر ضد درد سولفات منیزیوم جهت درد پس از اعمال جراحی از سال 1990 مشخص گردیده است. هدف از اجرای این مطالعه بررسی تاثیر تجویز سولفات منیزیوم وریدی قبل از القاء بیهوشی بر درد پس از جراحی در بیمارانی است که تحت ترمیم فتق اینگوینال قرار میگیرند.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی دو کور تصادفی با کنترل دارونما تعداد 105 بیمار با وضعیت ASA 1, II که برای عمل جراحی ترمیم فتق اینگوینال در بیمارستان شریعتی طی سالهای 84-1383 بستری شده بودند طبق روش Block randomization به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول ml 200 از محلول نرمال سالین 9/0%، گروه دوم mg/kg 25 سولفات منیزیوم که با نرمال سالین به حجم ml 200 رسیده بود و گروه سوم mg/kg 50 سولفات منیزیوم که به حجم ml 200 رسانده شده بود، در عرض 20 دقیقه قبل از القاء بیهوشی تجویز گردید. القاء بیهوشی و حفظ آن در هر سه گروه طبق پروتکل یکسان شروع، تداوم و خاتمه یافت. VAS، تهوع، استفراغ و میزان مصرف مرفین قبل از ترخیص از ریکاوری و سپس در فواصل 6، 12 و 24 ساعت پس از ترخیص از ریکاوری مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در گروه دریافتکننده سولفات منیزیوم به میزان mg/kg 50 میزان VAS در زمان ترخیص از ریکاوری با میانگین معادل 5/5 نسبت به دو گروه شاهد با میانگین 1/8 و گروه دریافتکننده mg/kg 25 سولفات منیزیوم با میانگین 2/7 اختلاف معنیداری داشت (001/0 P<).
نتیجهگیری: تجویز سولفات منیزیوم وریدی با دوز mg/kg 25 و mg/kg 50 تاثیری بر شدت درد بیماران پس از ترمیم فتق اینگوینال ندارد و میزان مصرف مرفین را نیز متاثر نمیسازد.
مصطفی متفکر، سید محمود صدر بافقی، منصور رفیعی، لیلا بهادرزاده، سیده مهدیه نماینده، مهران کریمی، علی محمد عبدلی،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه بررسی شیوع عدم تحرک بدنی در جمعیت شهری یزد و عوامل مرتبط با آن بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه 1500 نفر از جمعیت شهری بالای 20 سال شهر یزد به صورت نمونهگیری خوشهای وارد شدند. جهت بررسی فعالیت فیزیکی از پرسشنامه International Physical Activity Questionnaire (IPAQ) استفاده شد.
یافتهها: میزان آگاهی جامعه مورد مطالعه%1/2 ضعیف، 10% متوسط، 9/39% خوب، 48% بسیار خوب بود. میزان نگرش 1% نامطلوب، 4/32% تا حدودی مطلوب، 7/67% مطلوب بود. در بررسی سطوح فعالیت بدنی، 3/67% عدم تحرک بدنی، 15% تحرک کافی و 7/17% تحرک زیاد داشتند که پس از تطابق نتایج سطوح مختلف فعالیت بدنی با نسبت درصد گروه سنی جمعیت شهری استان یزد شیوع عدم تحرک بدنی 8/65% تحرک کافی8/13% و تحرک زیاد 8/19% بدست آمد. میزان عدم تحرک بدنی در مردان 6/81% و در خانمها 4/54% بود. میزان عدم تحرک بدنی در گروه سنی 29-20 سال 8/57%، 44-30 سال، 9/66%، 59-45 سال 4/70% و بالای 60 سال 4/68% بود. با افزایش تحصیـلات و سطح اجتماعی - اقتصادی تحرک بدنی بصورت معنی داری کاهش می یافت.
نتیجهگیری: سطح فعالیت بدنی در جمعیت شهری یزد پایین می باشد و این مسأله به علت عدم آگاهی نیست. گروههای در معرض خطر عدم تحرک بدنی، افراد با سن بالا، کارمندان، افراد با شغل آزاد، بازنشسته، سطح اجتماعی اقتصادی بالاتر و تحصیلات بالاتر میباشند و لزوم توجه به این گروهها در برنامهریزیهای ارتقاء سطح فعالیت بدنی محسوس میباشد.
علی اصفهانی، مسعود ایروانی، محسن خوش نیت، زهره قریشی، احمد رضا شمشیری، زهرا مقدم، محمد جهانی، اردشیر قوام زاده،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
پیوند مغز استخوان (BMT) درمان بسیاری از بیماریهای بدخیم و غیربدخیم است و عوارض دراز مدت آن مثل استئوپوروز باید در نظر گرفته شود. هدف از این مطالعه بررسی کاهش تراکم استخوان بعد از BMT در بیماران مبتلا به لوسمی یا لنفوم است.
روش بررسی: در این مطالعه همگروهی آیندهنگر، 63 بیمار که بهدلیل لوسمی حاد و مزمن و لنفوم تحت پیوند مغز استخوان قرار میگرفتند وارد مطالعه و در پایان تعداد 28 نفر بررسی شدند. چگالی معدنی استخوان (BMD) قبل از پیوند، شش و 12 ماه پس از آن اندازهگیری شد. استئوکلسین و آلکالین فسفاتاز و تلوپیتید C - ترمینال کلاژن نوع و غلظت سرمی کلسیم، فسفر، ویتامین D، PTH و هورمونهای جنسی نیز به همین ترتیب بررسی شدند.
یافتهها: BMD در گردن فمور از 13/0 ± 01/1 گرم بر سانتیمتر مربع در زمان پیوند به 13/0 ± 96/0 گرم بر سانتیمتر مربع در ماه ششم رسید که با 001/0>P افت معنیدار داشت. سطح آلکالن فسفاتاز در ماه دوازدهم بهطور معنیداری بیشتر بود (007/0P=). در خصوص استئوکلسین، اختلاف مشاهده شده در دورههای زمانی مختلف از نظر آماری معنیدار نبود (15/0=P). نوسانات افزایشی متوسط ICTP معنیدار شده است (04/0=P). سطح کلسیم در ماه ششم و سطح فسفر در ماه دوازدهم با 002/0=p و 04/0=p افزایش معنیدار داشت. سطح ویتامین D و پاراتورمون از ماه ششم تا ماه دوازدهم با 04/0P= و 01/0= P بهطور معنیداری کاهش داشت. کاهش استروژن در خانمها در ماه ششم از نظر آماری معنیدار بود (01/0=P) و در سایر شرایط، نوسانات آن از نظر آماری معنیدار نبود. بهطور کلی تغییرات تستوسترون نیز در مردان از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: خطر تحلیل استخوان در هر دو نوع پیوند اتولوگ و آلوژن در ناحیه گردن استخوان ران بیشتر از مهرههای کمری است و این امر، در شش ماه نخست پس از پیوند رخ میدهد. راهکارهای پیشگیری و درمان باید مورد توجه قرار گیرند.
رضا حکمت، سهیلا طالبی، محسن موهبتی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
یکی از محدودیتهای موجود برای بررسی کارکرد دیاستولیک بطن چپ با روش اکوکاردیوگرافی وابستگی تعدادی از پارامترهای مورد استفاده به حجم داخل عروق میباشد. اخیرا˝ تعدادی از پارامترهای جدید را مستقل از حجم مطرح نمودهاند البته اطلاعاتی که این نظریه را حمایت نمایند هنوز محدود میباشد. در این مطالعه سعی شد میزان وابستگی هر یک از این پارامترها نسبت به حجم سنجیده شود.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 13 بیمار نارسایی مزمن کلیه که بهطور مرتب سه بار در هفته همودیالیز میشدند، انجام شده است. تمام پارامترهای دیاستولیک، کارکرد سیستولیک بطن چپ، دیامتر ورید اجوف تحتانی و میزان کلاپس آن با دم، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک یک ساعت قبل و بلافاصله بعد از دیالیز ثبت گردید.
یافتهها: نتایج بدست آمده شامل عدم تغییر کارکرد سیستولیک بطن چپ بعد از دیالیز، کاهش ارتفاع موج E بعد از دیالیز، افزایش Deceleration Time (DT) بهدنبال دیالیز (144/4- = t 001/0 P=)، عدم تغییر در ارتفاع موج A، کاهش قابل توجه در نسبت E/A بعد از دیالیز (46/2 = t 03/0 P=)، عدم تغییر قابل توجه در حرکت دیاستولیک آنولوس (E´)، (A´) به روش T issue Doppler (TD) (35/0- = t 724/0 P=) و عدم تغییر در EF Slope در بررسی CMM Color M .mode دریچه میترال بود.
نتیجهگیری: برخی پارامترهای TD، CMM مستقل از حجم داخلی عروقی بوده و در شرایط مختلف بهعنوان معیار قابل اطمینان برای بررسی وضعیت دیاستولیک بطنی قابل استفاده میباشند.