65 نتیجه برای محمودی
فرشید فرهان، سیروس عظیمی، مجید محمودی، محمدعلی محققی، فریده فرزانفر، اعظم نورمحمدی، ملیحه خالقیان، عباس جعفری، مهرانگیز قائممقامی، کوروس دیوسالار،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بر اساس گزارشات، افزایش فراوانی ناهنجاریهای کروموزومی در سلولهای خون محیطی، نشانهای از استعداد ژنتیکی افراد در ابتلا به سرطان میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی ضایعات کروموزومی لنفوسیتهای خون محیطی بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن در مواجه با تابش اشعه رادیوتراپی در محیط آزمایشگاهی در مقایسه با گروه افراد سالم بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد-شاهدی، از اردیبهشتماه 1391 تا بهمنماه 1393، لنفوسیتهای خون محیطی 101 نفر از بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن پیش از درمان رادیوتراپی و 40 نفر از افراد گروه کنترل سالم با عدم ابتلا به هیچگونه بیماری جسمی و روانی جمعآوری گردید. این افراد به درمانگاه رادیوتراپی انستیتو کانسر واقع در مجتمع بیمارستانی امامخمینی (ره) در تهران مراجعه نمودند. جهت بررسی ناهنجاریهای کروموزومی، دو آزمون سنجش حساسیت کروموزومی، G2 و میکرونوکلوئوس بهکار گرفته شد.
یافتهها: دو گروه مورد مطالعه از نظر شاخصهای دموگرافیک همگون بوده و اختلاف آماری معناداری نداشتند. نتایج این بررسی نشان داد که در هر دو آزمون سنجش حساسیت کروموزومی، G2 و میکرونوکلوئوس، میانگین ضایعات کروموزومی بیماران بیشتر از این میانگین در گروه افراد سالم است (001/0P= و 05/0P=). ارتباط معناداری بین فراوانی ضایعات کروموزومی در بیماران و واکنشهای بافتی زودرس و یا دیرهنگام در آنها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: از یافتههای بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت که حساسیت کروموزومی لنفوسیتهای بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن نسبت به تابش اشعه گاما در محیط آزمایشگاهی از حساسیت کروموزومی به اشعه گاما در افراد سالم بیشتر است.
حسین فخرزاده، محمد جعفر محمودی، زهرا درودیان، فرشاد شریفی، یاسر تجلیزاده خوب، ندا مهرداد، فاطمه جعفرآقایی، زهره بادامچیزاده،
دوره 74، شماره 3 - ( خرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباط هموسیستیین و بیماریهای قلبی-عروقی از چندین سال پیش روشن شده است. در این مطالعه، ارتباط بین سطح سرمی هموسیستیین، اسید فولیک و ویتامین B12 با سرعت موج نبض و شاخص باکبرگ(Buckberg index) و نسبت زندهماندن ساب آندوکاردی در افراد دیابتی و غیردیابتی بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 58 نفر مبتلا به دیابت نوع دو و 36 نفر غیردیابتی، در بیمارستان دکتر شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. اندازهگیریهای فشارخون و تنسنجی انجام شدند. قند خون، کلسترول، لیپوپروتیین با چگالی بالا (HDL) و پایین (LDL)، تریگلیسرید، هموگلوبین A1C، ویتامین B12، اسید فولیک و هموسیستیین و پروتیین واکنشی C اندازهگیری شدند. سختی شریانی با محاسبه سرعت موج نبض و شاخص تشدید آئورتی با دستگاه اسفیگموکور بررسی شد. علاوه بر این، شاخص باکبرگ (نسبت زندهماندن ساب آندوکاردی) با تقسیم اکسیژن عرضهشده به مقدار نیاز میوکارد به اکسیژن نشان داده شد. مدلهای رگرسیون خطی استفاده شد.
یافتهها: افراد دیابتی و غیردیابتی از نظر سن، سابقه فشارخون، سطح سرمی هموسیستیین و سطح LDL تفاوت داشتند، (05/0Ps>). سرعت موج نبض در افراد دیابتی و غیردیابتی بهترتیب 91/60 و m/s 91/41 بود (01/0P=). پس از تعدیل برای عوامل مداخلهگر در مدل رگرسیون چندمتغیره سرعت موج نبض با سن و هموسیستیین در غیردیابتیها، (β بهترتیب برابر با 441/0 و 345/0) ارتباط داشت. سرعت موج نبض با سن، فشارخون دیاستولی و پروتیین واکنشی C مرتبط بود (β بهترتیب 417/0، 302/0 و 262/0).
نتیجهگیری: سطح هموسیستیین در افراد غیردیابتی با نشانگر آترواسکلروز پیشبالینی مرتبط بود، اما چنین ارتباطی در افراد دیابتی یافت نشد.
مجید عابد خجسته، فرشته آل صاحب فصول، مهدی محمودی، محمد باقر محمودی، شایان مصطفایی، مزدک گنجعلی خانی حاکمی، فرهاد غریبدوست،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در اسکلروز سیستمیک، فیبروبلاستها در برابر آپوپتوز مقاوم شده و با ترشح مداوم کلاژن و ماتریکس خارج سلولی، موجب تشکیل فیبروز در بافتها میشوند. لازم است علل ثانویه بروز بیماری، از جمله عدم پاسخ فیبروبلاستهای فعال شده به آپوپتوز به عنوان عامل اصلی در ایجاد و استقرار بیماری، مورد توجه قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان بیان نسبی دو ژن کلیدی مسیر آپوپتوز، Fas و Apaf-1 که به ترتیب در مسیرهای خارجی و داخلی آپوپتوز نقش دارند، انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، نمونههای بیوپسی پوست از 19 بیمار مبتلا به اسکلروز سیستمیک منتشر و 16 فرد سالم در بازه زمانی سال 1393 تا 1394جمعآوری شد. گروه بیمار از درمانگاه روماتولوژی بیمارستان شریعتی و مرکز روماتیسم ایران و گروه کنترل از پرسنل بیمارستان شریعتی انتخاب شدند. پس از جداسازی و کشت فیبروبلاستهای پوستی، RNA سلولها استخراج گردید و سنتز cDNA از روی این رونوشتهای ژنومی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژنهای Fas و Apaf-1 توسط واکنش Real-time PCR اندازهگیری شد.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادههای بهدست آمده از Real-time PCR نشان داد که در فیبروبلاست پوست بیماران مبتلا به اسکلروز سیستمیک و افراد سالم تفاوت معناداری از نظر میزان بیان ژنهای (8/0P=)Fas و (17/0P=)Apaf-1 وجود نداشت.
نتیجهگیری: در این مطالعه تغییرات معنادار در میزان بیان ژنهای Apaf-1 و Fas وجود نداشت و این موضوع نشان میدهد که حداقل در سطح mRNA این ژنها در فیبروبلاستهای بیماران اسکلروز سیستمیک فعال نشدهاند.
زهرا کمالی سروستانی، علیرضا داسدار، ستاره آقا کوچک افشاری، محسن گرامی شعار، سید جمال هاشمی، رضا پاکزاد، پگاه آردی، علیرضا عبدالهی، محمدتقی حقی آشتیانی، شهرام محمودی،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپورهای قارچی از بیوآئروسلهای مهم موجود در محیط بیمارستانها و علت عفونتهای بیمارستانی در حال ظهور هستند. عفونتهای بیمارستانی باعث مرگ و میر قابل توجهی شده و از طرفی بار مالی زیادی در سیستم بهداشت و درمان کشور در پی خواهند داشت. مطالعه حاضر با هدف بررسی نوع و میزان قارچهای موجود در هوای بخشهای منتخب بیمارستانی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر به مدت شش ماه از تیر تا آذر ۱۳۹۵ با استفاده از روش پلیتگذاری در ۲۰ بخش منتخب بیمارستانهای امامخمینی (ره) و مرکز طبی تهران انجام شد. شناسایی قارچهای رشتهای با استفاده از مشخصات مورفولوژی ماکروسکوپی کلنیها و ساختارهای میکروسکوپی در کشت بر روی لام (Slide culture) صورت گرفت. برای قارچهای مخمری از کشت بر روی محیط کروم گار کاندیدا استفاده گردید و شناسایی ایزولههای ناشناس به روش تعیین توالی ناحیه ژنی ITS1-5.8 S-ITS2 از DNA ریبوزومال صورت گرفت.
یافتهها: در مجموع تعداد ۲۰۲ کلنی قارچی به دست آمد. گونههای کلادوسپوریوم، پنیسیلیوم و آسپرژیلوس بهترتیب شایعترین عوامل جدا شده در این مطالعه بودند. بخش عفونی بیمارستان امامخمینی (ره) و همچنین بخشهای اورژانس و اورولوژی در مرکز طبی کودکان بیشترین آلودگی را داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این مطالعه میزان آلودگی قارچی هوا در دو مرکز آموزشی- درمانی تحت بررسی متفاوت بوده و بهطور کلی هوای بخشهای مرکز طبی کودکان آلودگی قارچی کمتری داشت. همچنین میزان و نوع قارچهای جدا شده در هر بخش و هر بیمارستان متفاوت بود. بنابراین انجام بررسیهای دورهای و بهبود سیستمهای تهویه بهویژه در بخشهای نگهداری بیماران مستعد بهمنظور کنترل و حذف این عوامل میتواند مفید واقع شود.
رقیه تیغ نورد بجاربنه، روشنک داعی قزوینی، شهرام محمودی، رضا سلطانی مقدم، مهین صف آرا، حیدر بخشی، پریوش کردبچه،
دوره 75، شماره 5 - ( مرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کراتومایکوزیس عفونت قارچی قرنیه است که میتواند تهدیدکنندهی بینایی و حتی عامل از دست دادن چشم بیمار باشد. با توجه به آب و هوای مرطوب و شایع بودن کشاورزی در مناطق شمالی کشور که فاکتورهای زمینهساز جهت ابتلا به این بیماری هستند، مطالعه حاضر با هدف بررسی و تشخیص کراتیت قارچی در بیماران مبتلا به ضایعات قرنیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از تیر ماه ۱۳۹۴ تا آذر ماه ۱۳۹۵ در ۵۶ بیمار مشکوک به کراتیت قارچی در بخش اورژانس چشم بیمارستان امیرالمومنین (ع) رشت انجام گردید. ابتدا نمونهی تراشهی قرنیه بیماران تهیه شده سپس آزمایش مستقیم و کشت در محیطهای معمول قارچشناسی صورت گرفت. عوامل قارچی بر اساس ویژگیهای میکروسکوپی و ماکروسکوپی کلنی شناسایی شدند.
یافتهها: جمعیت مورد مطالعه شامل ۴۲ (%۷۵) نفر مرد و ۱۴ (%۲۵) نفر زن با میانگین سنی ۴۹/۵ سال بود. کراتیت قارچی در ۹ (%۱۶) مورد تشخیص داده شد. از بیماران مبتلا به کراتومایکوزیس، ۷ (۷۷/۸%) نفر مرد و ۲ (۲۲/۲%) نفر زن بودند. بیشتر مبتلایان سابقهی جراحت قرنیه در اثر برخورد و تماس با گیاهان را داشته و کشاورزان گروه غالب مبتلایان به کراتومایکوزیس را تشکیل میدادند. با انجام آزمایشهای قارچشناسی، عوامل اتیولوژیک بیماری بهترتیب فراوانی بهعنوان گونههای فوزاریوم (چهار مورد)، آسپرژیلوس فلاووس (دو مورد)، گونهی پنیسیلیوم (یک مورد)، گونهی آکرمونیوم (یک مورد) و گونهی کلادوسپوریوم (یک مورد) شناسایی شدند.
نتیجهگیری: کراتیت قارچی در صورت فراهم شدن زمینههای لازم همچون جراحت قرنیه ناشی از ساقه و برگ گیاهان میتواند توسط قارچهای متنوعی ایجاد شود.منفی بودن آزمایش مستقیم در اکثریت بیماران، تاکیدی بر اهمیت و لزوم انجام کشت نمونه جهت تشخیص کراتومایکوزیس میباشد.
محمد مولوی، رسول یوسفی مشعوف، محمد یوسف علیخانی، حسن محمودی، علیرضا زمانی، فریبا کرامت، سارا سلیمانی اصل،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز یک بیماری باکتریال مشترک بین انسان و دام میباشد. در بیماری بروسلوز، ایمنی هومورال و سلولی نقش اساسی دارند. با توجه به اینکه حجامت بر عملکرد سیستم ایمنی میزبان موثر است و توانایی نهفته در تنظیم واکنشهای التهابی را دارد و بهعنوان یکی از روشهای درمانی مورد توجه در طب سنتی جهت درمان بیماریهای التهابی بهشمار میآید، از اینرو هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر حجامت بر سطح سرمی اینترفرون گاما (IFN-γ) در رتهای آزمایشگاهی مبتلا به بیماری بروسلوز بود.
روش بررسی: این پژوهش تجربی از فروردین ۱۳۹۴ تا شهریور ۱۳۹۴ در آزمایشگاه میکروبشناسی و حیوانخانه دانشگاه علوم پزشکی همدان به روش تجربی بر روی ۴۸ سر رت در شش گروه انجام گرفت. ابتدا رتها بهروش تزریق داخل صفاقی با مقدار cfu/ml ۱۰۵×۵ از سویه بروسلا ملیتنسیس (Brucella melitensis) آلوده شدند. پس از گذشت یک هفته جهت اطمینان از صحت ابتلا رتهای آلوده شده با بروسلا از تستهای سرولوژی (رایت، کومبس رایت و ۲-مرکاپتواتانول) (Wright, Coombs Wright, 2-Mercaptoethanol) جهت اثبات بیماری استفاده شد. سپس رتها از ناحیه ساکرال حجامت شدند و پس از گذشت دو هفته سطح سرمی اینترفرون گاما با روش الیزا و مطالعه بافتها با روش رنگآمیزی هماتوکسیلین ائوزین مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد که حجامت باعث افزایش چشمگیری در میزان میانگین سطح سرمی اینترفرون گاما میگردد. در بررسی هیستوپاتولوژی بافت کبد رتها در گروههای مبتلا شده به بروسلوز و حجامت شده، نشان از تأثیر حجامت بر بهبود ضایعات بافتی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که انجام حجامت میتواند باعث افزایش سطح سرمی اینترفرون گاما و در نتیجه کمک به پاکسازی بیماری و بهبود آسیبهای حاصل بیماری بروسلوز گردد.
احسان عالی، رزاق محمودی، مسعود کاظمینیا، رضا حضرتی، فرزین آذرپی،
دوره 75، شماره 7 - ( مهر 1396 )
چکیده
اسانسها مخلوطی از ترکیبات روغنی فرار بوده که بهعنوان یک متابولیت ثانویه در گیاهان دارویی ساخته میشوند. بر اساس نظریه سازمان استانداردسازی بینالمللی، اسانسها بهعنوان محصولات استخراجی از منابع گیاهی یا میوهجات با استفاده از روش تقطیر با بخار یا آب در نظر گرفته میشوند. ترکیبات شیمیایی آنها بر اساس فاکتورهایی همچون گیاه، محیط و روش استخراج بسیار متفاوت میباشد. اسانسها بهدلیل ویژگی ضد میکروبی، ضد اکسیدانی، ضد التهابی و ضد سرطان میتوانند جایگزین مناسبی در زمینههای غذایی و دارویی باشند، امروزه با افزایش آگهیهای تولیدکنندگان در بهکارگیری مواد طبیعی بهویژه در مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی و دارویی اسانسها محبوبیت بیشتری پیدا کردهاند. بررسی حاضر خلاصهای جامع در مورد تعریف اسانس، روش استخراج از گیاهان دارویی، فعالیت بیولوژیکی و فارماکولوژیکی، بررسی ترکیبات شیمیایی و نیز مزایای بالقوه اسانسها بهمنظور افزایش سطح سلامتی جامعه را ارایه میدهد. دادههای مربوط به این پژوهش حاصل جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی مانند Science Direct، Elsevier، PubMed، Google scholar و SID از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ و با استفاده از کلیدواژههای اسانس، گیاهان دارویی، افزودنی طبیعی، خواص درمانی اسانسها، Medicinal Plants، Essential Oil و Natural Additive میباشد. اسانسها فعالیتهای ضد میکروبی گستردهای دارند و در بسیاری از موارد سبب از بین بردن باکتریها، قارچها و ویروسها میشوند، بدون اینکه اثرهای نامطلوبی بر سلامت مصرفکننده داشته باشند. در این بررسی عمدهترین ترکیبات شیمیایی مشترک در اسانسهای گیاهی شامل تیمول، آلفا پینن، بتا پینن، کارواکرول، لینالول، ژرماکرن و کومین آلدهید بود. همچنین اسانسها فعالیت ضد التهابی، آنتیاکسیدانی و بسیاری خواص فارماکولوژیکی با دامنه وسیع دارند که کاربرد آنها را بهعنوان فرآوردههای طبیعی دوچندان میسازد. اسانسها فعالیتهای بیولوژیکی و فارماکولوژیکی بالقوهای داشته و بنابراین دارای کاربردهای فراوانی در حوزه داروسازی و صنایع غذایی میباشند.
اصغر آقامحمدی، محمدرضا شقاقی، حسن ابوالحسنی، رضا یزدانی، سید محسن زهرایی، محمد مهدی گویا، سوسن محمودی، نیما رضایی، شهره شاه محمودی،
دوره 78، شماره 1 - ( فروردین 1399 )
چکیده
بیماریهای ﻧﻘﺺ ایﻤﻨﯽ اوﻟﯿﻪ ﮔﺮوه ﻣﺘﻨﻮﻋﯽ از ﺑﯿﻤﺎریﻫﺎ هستند که بهعلت اﺧﺘﻼل در ﺳﯿﺴﺘﻢ دفاﻋﯽ ﺑﺪن اﻧﺴﺎن بهوجود ﻣﯽآیﻨﺪ و مبتلایان را مستعد اﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﻋﻔﻮنتهای ﻣﮑﺮر، ﺑﯿﻤﺎریﻫﺎی ﺧﻮدایمنی، بیماریهای گوارشی و ﺑﺪﺧﯿﻤﯽﻫﺎ ﻣﯽکنند. ۷۰ تا ۹۰% ﻣﺒﺘﻼیان به بیماریهای نقص ایمنی ﺑﺪون ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻣﯽﻣﺎﻧﻨﺪ و بهدلیل مواجهه با عوامل عفونی و همچنین برخی واکسنهای زنده ضعیف شده در معرض خطر ابتلا و عوارض احتمالی قرار میگیرند. تجویز واکسن خوراکی پولیو در بیماران مبتلا به نقص ایمنی، میتواند باعث افزایش احتمال بروز فلج شل حاد شود. این بیماران حتی اگر دچار فلج نشوند ویروس پولیو را بهمدت طولانی از طریق مدفوع خود دفع میکنند. تکثیر طولانیمدت ویروس واکسن در بدن فرد واکسینه باعث بروز جهش در ویروس واکسن پوﻟﯿو شده و پولیو ویروس مشتق از واکسن ایجاد میکند که جزو چالشهای اساسی مراحل انتهایی ریشهکنی جهانی فلج اطفال است. با افزایش بیماران تشخیص داده شده و انجام غربالگری ﺑﯿﻤﺎران نقص ایمنی و نظارت مداوم بر دفع ویروس از طریق مدفوع در مبتلایان، میتوان از بروز احتمالی اپیدمی پولیو پیشگیری کرد. بههمین جهت، راهاندازی و فعالسازی ﺷﺒﮑﻪ کشوری بیماریهای نقص ایمنی میتواند موجب افزایش آگاهی پزشکان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎریﻫﺎی ﻧﻘﺺ ایﻤﻨﯽ، ﺑﻬﺒﻮد رواﺑﻂ ﻋﻠﻤﯽ ﺑﯿﻦ ﭘﺰﺷﮑﺎن در ﺧﺼﻮص ﻣﺸﺎوره ﭘﺰﺷﮑﯽ و برقراری نظام ارﺟﺎع کارآمد شود که در نتیجه موجب افزایش تشخیص بیماریهای نقص ایمنی اولیه و بهبود وضعیت درمان این بیماران در کشور شود.
عیسی خواهشی، ترانه فقیهی لنگرودی، سیما سلیمی، مرجانه کریمی، عباس ارجمند شبستری، مارال عدالتی، شهاب الدین گرجی، الهام محمودی،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری اسکلروز سیستمیک نوعی بیماری بافت همبند است که در سیر آن اختلال عملکرد سیستم ایمنی منجر به آسیب به بافت همبند جلدی، زیرجلدی و عروق و درنتیجه، آسیب ارگانهای انتهایی میشود. عمدهی مرگومیر در این بیماران بهدنبال آسیب وسیع بافت ریوی میباشد. شیوع آترواسکلروز نیز در این بیماران بالاتر از جمعیت سالم بوده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان آترواسکلروز عروق کرونر با شدت و وسعت درگیری ریوی در بیماران مبتلا به اسکلروز سیستمیک انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، 25 بیمار شناخته شدهی مبتلا به اسکلروز سیستمیک که از فروردین 1390 تا فروردین 1393 به بیمارستان شهید مدرس تهران ارجاع شده بودند و معیارهای خروج از طرح را نداشتند، وارد مطالعه شده و اسکورهای بیان شده در آنان اندازهگیری شد. برای بررسی ابتلای عروق کرونر و آئورت توراسیک به آترواسکلروز از نمره کلسیم کرونری و جهت تعیین شدت و وسعت درگیری ریوی از معیارهای پذیرفته شدهی ولز و واریک (Wells & Warrick) که براساس مشاهدات سیتی اسکن بدون تزریق از بیمار تعریف میشود، استفاده شد.
یافتهها: بررسی در 25 بیمار (21 زن و چهار مرد) مبتلا به اسکلروز سیستمیک با میانگین سنی 4±67 سال انجام شد. میانگین نمره ولز در بیماران 59/2±00/13 و نمره واریک 42/14±59/14 بود. هیچگونه ارتباط معناداری میان کلسیفیکاسیون عروق کرونر، آنولوس آئورت و آئورت توراسیک با شدت و وسعت درگیری ریوی رویت نشد.
نتیجهگیری: آترواسکلروز عروق کرونر و شدت درگیری پارانشیم ریوی در بیماران مبتلا به اسکلروز سیستمیک با یکدیگر ارتباط معناداری نداشتند.
خلیلاله مُنیخ، مجید کاشف، خلیل محمودی، مجتبی صالحپور،
دوره 78، شماره 5 - ( مرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر تمرین تناوبی شدید بههمراه مصرف مکمل کوئرستین (Quercetin) بر استرس اکسیداتیو و میزان شاخص هایپرتروفی مرضی درونگرا (Concentric pathologic hypertrophy) در مردان مبتلا به پرفشار خونی و تنگی عروق کرونر پس از آنژیوپلاستی بود.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی، دوسوکور و کنترل شده با دارونما از خرداد تا شهریور 1398 در گروه فیزیولوژی ورزشی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران بر روی 24 مرد 60-40 ساله مبتلا به پرفشارخونی و تنگی عروق کرونر و پس از آنژیوپلاستی انجام شد. آزمودنیها بهطور تصادفی در دو گروه تمرین +کوئرستین (12 نفر) و تمرین +دارونما (12 نفر) تقسیم شدند و به مدت هشت هفته به انجام تمرین تناوبی شدید و مصرف روزانه mg 250 کوئرستین یا دارونما پرداختند. برای بررسی عوامل مورفولوژیک مانند قطر پایان دیاستولیک (LVEDd) و ضخامت دیواره پشتی بطن چپ (PWd) از اکوکاردیوگرافی استفاده شد. ظرفیت تام آنتیاکسیدانی (TAC) و مالوندیآلدیید (MDA) بهروش رنگسنجی شیمیایی اندازهگیری شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد MDA و RWT پس از هشت هفته در هر دو گروه کاهش و سطح TAC و LVEDd افزایش معناداری یافت (05/0P<). PWd فقط در گروه تمرین+مکمل کاهش معنادار یافت (05/0P<). اختلاف معناداری بین دو گروه در میانگین تغییرات هیچیک از شاخصها بهدست نیامد (05/0<P).
نتیجهگیری: هشت هفته تمرین تناوبی شدید به تنهایی یا همراه با مصرف کوئرستین از طریق کاهش استرس اکسیداتیو باعث کاهش میزان هایپرتروفی مرضی درونگرا در مردان مبتلا به فشارخون بالا و تنگی عروق کرونر پس از آنژیوپلاستی میشود. بهطوری که تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف کوئرستین اثرات به نسبت بیشتری دارد.
رامین نیکنام، لاله محمودی،
دوره 78، شماره 9 - ( آذر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری سلیاک یک بیماری شایع ناشی از واکنش اتوایمیون به پروتیین گلوتن است. در برخی مطالعات ارتباط بین سلیاک با ناباروری و سقط خودبهخودی نشان داده شده اما عوامل خطر متعددی بر این رابطه تأثیرگذار است که باید در تحقیقات مورد توجه قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه بهمنظور بررسی ارتباط ناباروری و سقط خودبهخودی با بیماری سلیاک در زنان مراجعه کننده به کلینیک سلیاک در استان فارس از مهر 1396 تا فروردین 1399 انجام شد. سلیاک براساس افزایش سطح سرمی آنتیبادی ترانس گلوتامیناز بافتی و تایید بافتشناسی نمونه روده باریک، ناباروری با عدم بارداری پس از 12 ماه رابطه جنسی محافظت نشده و سقط با خاتمه خودبهخودی بارداری پیش از هفته بیستم تعریف شدند.
یافتهها: از 711 بیمار، 98 زن مبتلا به سلیاک، واجد شرایط ورود به مطالعه بودند. میانگین سنی بیماران 52/7±73/31 سال بود و 27 (6/27%) نفر دارای سابقه ناباروری و 39 (8/39%) نفر دارای سابقه سقط بودند. در آنالیز رگرسیون پواسون (Poisson regression models)، کمبود وزن رابطه معناداری با ناباروری (013/0P=، 950/0-640/0=95%CI، 779/0PR=) و سقط (025/0P=، 971/0-649/0=95%CI، 794/0PR=) داشت ولی سایر متغیرها ارتباط معناداری نشان ندادند.
نتیجهگیری: در این مطالعه کاهش وزن بهدلیل سوءتغذیه طولانیمدت بهعنوان یک عامل خطر مهم در ایجاد مشکلات باروری در سلیاک مطرح شد. ارتباط معناداری بین ناباروری و سقط با متغیرهای دیگر ازجمله سطح آنتیبادی ضدترانس گلوتامینازبافتی و یافتههای بافتشناسی وجود نداشت. بنابراین تا انجام تحقیقات بیشتر، استفاده روتین از سطح آنتیبادیها و بررسی شدت یافتههای بافتشناسی بهعنوان معیارهایی برای پیشبینی خطرسقط یا ناباروری دراین بیماران توصیه نمیشود.
سونا زارع، رحیم احمدی، عبدالرضا محمدنیا، محمد علی نیلفروشزاده، مینو محمودی،
دوره 78، شماره 12 - ( اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد سلولهای بنیادی مزانشیمی در ترمیم زخمهای مزمن از چالش برانگیزترین موضوعات در حوزه سلول درمانی است. مطالعه حاضر با استفاده از تصویربرداری امواج فراصوت به بررسی اثربخشی تزریق اینترادرمال سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از ژله وارتون بندناف در ترمیم زخمهای دیابتی در مدل حیوانی پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از مهر 1398 تا مهر 1399 در دانشگاه علوم پزشکی تهران بر روی 10 نمونه بندناف نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان میلاد تهران انجام شد. ابتدا سلولهای بنیادی مزانشیمی از ژله وارتون جداسازی شدند. توانایی تمایزی سلولها و بیان مارکرهای اختصاصی سلولهای بنیادی مزانشیمی بررسی شد. مدل دیابت در 42 موش صحرایی نر نژاد ویستار ایجاد شد. حیوانات به دو گروه تزریق نرمال سالین و تزریق سلول تقسیم شدند. ضخامت و چگالی پوست با استفاده از تصویربرداری اولتراسوند در روزهای 7، 14 و 21 ارزیابی شد. در آخر دادهها با استفاده از Student’s t-test و Analysis of variance مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بررسی سلولها نشان داد که سلولهای بنیادی مزانشیمی از سلامت و کیفیت لازم برخوردار بودند. نتایج اندازهگیری بیومتریک پوست ناحیه زخم در موشهای صحرایی نشان داد که ضخامت و چگالی پوست در روزهای هفت، 14 و 21 در گروه تزریق سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون نسبت به گروه کنترل دارای افزایش معناداری بود.
نتیجهگیری: تزریق سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون در ناحیه اینترادرمال زخم دیابتی، باعث ترمیم سریعتر زخم در موشهای صحرایی دیابتی میگردد. بر این مبنا استفاده از این سلولهای بنیادی میتواند در سلول درمانی بهویژه در حیطه ترمیم زخمهای مزمن مورد توجه قرار گیرد.
زینب محمودیان، سیروس نعیمی، محمد مهدی مغنی باشی، خلیل خاشعی ورنامخواستی، ، مرضیه علیپور،
دوره 79، شماره 1 - ( فروردین 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود سالها پژوهش مداوم، هنوز هم مرگ مادران در اثر پرهاکلامپسی بهعنوان یک تهدید جدی مطرح میباشد. محققین بر این باورند که پرهاکلامپسی یک بیماری چند عاملی است و عوامل خطر متعددی از جمله عوامل ایمونولوژیکی را برای آن پیشنهاد نمودهاند. بنابراین بررسی رابطهی پره اکلامپسی با تغییرات ایمونولوژیکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به نقش عوامل ایمونولوژیک و التهابی در اتیولوژی پرهاکلامپسی، در تحقیق حاضر ارتباط پلیمورفیسم (rs1028181) -513T/C ژن اینترلوکین 19 با بیماری پرهاکلامپسی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از دی 1395 تا خرداد 1396 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام شد. 150 زن مبتلا به بیماری پرهاکلامپسی بهعنوان مورد و150 زن سالم باردار فاقد هر گونه بیماری، مراجعهکننده به بیمارستان ولیعصر کازرون بهعنوان شاهد انتخاب شدند. پس از نمونهگیری و استخراج DNA، ژنوتیپهای مربوط به پلیمورفیسم اشاره شده با روش Tetra Primer ARMS PCR مورد بررسی قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و Chi-square test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: اختلاف معناداری در فراوانی همه ژنوتیپها (CC، CT و TT) (001/0P=) و هر دو آلل (C و T) (002/0P=) در موقعیت پلیمورفیسم (rs1028181) -513T/C بین زنان باردار مبتلا به پرهاکلامپسی و زنان باردار سالم مشاهده شد. میان سایر پارامترهای پاراکلینیکی مورد نظر تحقیق با پلیمورفیسم مذکور ارتباط معناداری در گروه بیمار و کنترل دیده نشد.
نتیجهگیری: حضور پلیمورفیسم (rs1028181) -513T/C را میتوان بهعنوان عامل پیشبینی کنندهی ایجاد پره اکلامپسی در نظر گرفت.
محمد علی نیلفروشزاده، سونا زارع، رحیم احمدی، نسرین ظروفی، مینا محمودی پور،
دوره 79، شماره 3 - ( خرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر تعداد بیمارانی که از زخمهای دیابتی رنج میبرند، افزایش یافته و روشهای مرسوم درمانی دارای نارساییهایی میباشند. هدف از این تحقیق بررسی اثرات سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون بندناف (WJMSCs) در التیام زخم دیابتی در مدل حیوانی است.
روش بررسی: طی این تحقیق تجربی آزمایشگاهی که در مرکز تحقیقات پوست و سلولهای بنیادی طی فروردین 1399 تا آذر 1399 انجام گرفت، سلولهای WJMSC جداسازی شده و توانایی تمایز آنها به سلولهای استخوان و چربی و نیز بیان مارکرهای اختصاصی ارزیابی شد. استرپتوزوسین جهت القای دیابت در موشهای صحرایی نر نژاد Wistar مورد استفاده گرفت. حیوانات به دو گروه کنترل (تزریق نرمال سالین) و تزریق WJMSCs تقسیمبندی گردیدند. زخمهایی به قطر 8/0 سانتیمتر در ناحیه پشت موشها ایجاد شدند. پس از تزریق سابدرمال نرمال سالین و WJMSCs، التیام زخم به روش فتوگرافی در روزهای 7، 14 و 21 ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمون t-test و آنالیز واریانس SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: WJMSCs مارکرهای تخصصی سلولهای مزانشیمی را بیان کردند و قابلیت تمایز به سلولهای استخوان و چربی را داشته و از میزان زندهمانی بالایی برخوردار بودند. تزریق سلولهای WJMSCبه ناحیه سابدرمال در موشهای دچار زخم دیابتی سبب تسریع التیام زخم نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: تزریقWJMSCs در ناحیه سابدرمال زخم دیابتی میتواند بهطور موثری سبب تسریع التیام زخم دیابتی گردد. بر این مبنا استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی جدا شده از ژله وارتون بندناف میتواند در سلول درمانی بهویژه در حیطه ترمیم زخمهای دیابتی مورد توجه قرار گیرد.
مهناز محمودی سهی، اسداله اسدی، پیمان بروکی میلان، اسماعیل شریفی، آرش عبدالملکی،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ترمیم زخم یکی از فرآیندهای پیچیده است که شامل تکثیر سلولهای اپیتلیال و بهکارگیری سلولهای التهابی می باشد و از موضوعات تحقیق در مورد مطالعات تروما، ارتوپدی و جراحی است که اشکال مختلفی از سلولها در آن دخیل هستند. هدف از پژوهش حاضر طراحی زخم پوش مهندسی بافت شده متشکل از الیاف کیتوزان حاوی نانوذرات شیشه زیستی دارای یون نقره بهمنظور کاربرد در ترمیم زخم میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تجربی میباشد که در آزمایشگاه تحقیقاتی گروه زیستشناسی دانشگاه محقق اردبیلی از از اردیبهشت تا آذر 1398 با رعایت اصول اخلاقی انجام شد. تهیه زخمپوش نانوالیاف به روش سل-ژل تهیه گردید. سمیت سلولی به روش MTT بررسی شد. سپس خواص ضدمیکروبی نانوالیاف به روش انتشار دیسک تعیین گردید. عکس SEM و AFM از نانوالیاف تهیه گردید. در نهایت نانوالیاف به روش FTRI آنالیز گردیدند.
یافتهها: زخم پوش متشکل از الیاف کیتوزان حاوی نانوذرات شیشه زیستی دوپ شده با نقره از نظر سمیت سلولی در حد مناسبی قرار داشت. نانوالیاف تهیه شده با 2% نانوذرات نقره، mm 10 هاله عدم رشد علیه استافیلوکوکوس اورئوس و mm 9 هاله عدم رشد علیه اشریشیا کلی ایجاد کردند. بنابراین بهترین درصد در داربست مطالعهی حاضر 2% بوده است. آنالیز SEM ، AFM و FTIR نشان داد که نانوالیاف دارای زبری و ساختار مناسب میباشند.
نتیجهگیری: داربست حاصله دارای خاصـیت ضـدمیکروبی میباشد. نتایج نشان داد که سمیت چندانی بر روی سلولهای کشت شده نداشته و میتواند بهعنوان زخم پوش در درمان مورد توجه قرار گیرد.
احمد صوفی محمودی، عرفان شمسالدین، بیتا مسگرپور، شاهین آخوندزاده، پیام کبیری،
دوره 79، شماره 7 - ( مهر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تفاوتهای جنسیتی در شاخصهای علمسنجی در بین اعضای هیات علمی دانشگاهها و موسسات علوم پزشکی کشور بررسی شد.
روش بررسی: مشخصات هیات علمی علوم پزشکی ایران در سامانه علمسنجی وزارت بهداشت (isid.research.ac.ir) در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ بررسی شد. دادههای استخراج شده با استفاده از نرمافزار آماری R v4.0.1 (R Core Team, R Foundation for Statistical Computing, Vienna, Austria. http://www.r-project.org) تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در مجموع ۲۱۰۶۴ عضو هیات علمی در ۷۷ دانشگاه و موسسه علوم پزشکی کشور شناسایی شدند که 4/57% از آنها مرد بودند. تعداد مردان در ۶۲ دانشگاه و موسسه بیش از تعداد زنان بود. تعداد مردان در همه رتبههای آموزشی بهجز رتبه مربی بیش از تعداد زنان بود. در هر دو جنسیت، بیشترین اعضای هیات علمی استادیار بودند. مقالات و استنادات مردان بیشتر از زنان بود. در میان ۱۷۸۹ عضو هیات علمی با صفر مقاله، 4/50% مرد بودند. ۱۵۴ نفر در فهرست پژوهشگران، 1% پر استناد برتر نظام رتبهبندی جهانی ESI در دنیا بودند که اکثریت این افراد مرد بودند (5/80%). میانه تمام شاخصهای علمسنجی مورد بررسی در مردان بیشتر از زنان بود. مردان دارای تعداد مقالات، تعداد استنادات، h-index، استناد بهازای مقاله، درصد مقالات بینالمللی و نویسندگان همکار بیشتری بودند، با این حال، زنان خود استنادی کمتری داشتند (56/1% در مقابل 51/2%). در همه رتبههای علمی، مردان شاخص بالاتری داشتند. تنها استثنا خود استنادی دانشیاران بود که در آن خود استنادی زنان بالاتر از مردان بود (5/3 در مقابل 3/3).
نتیجهگیری: بین اعضای هیات علمی علوم پزشکی کشور در سال ۱۴۰۰ تفاوتهایی براساس جنسیت دیده شد به اینصورت که شاخصهای علمسنجی در مردان هیات علمی علوم پزشکی در ایران نسبت به زنان بالاتر گزارش شد.
امیرحسین فرجی، مهدی نیکخواه، معصومه پولادی، فرهاد زمانی، سید وحید محمودی، خاطره یعقوبزاده گتابی،
دوره 79، شماره 8 - ( آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کلانژیوکارسینوم، سرطان اپیتلیوم مجاری صفراوی است که از مجاری صفراوی داخل یا خارج کبدی منشاء میگیرد. با توجه به اهمیت ارزیابی عوامل خطر موثر در بروز کلانژیوکارسینوم و اهمیت توجه به آنها جهت کاهش مواجهه با این عوامل، این مطالعه با هدف ارزیابی عوامل خطر ابتلا به کلانژیوکارسینوم در افراد مبتلا به این بیماری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی-توصیفی بوده و بر روی 276 بیمار مبتلا به کلانژیوکارسینوم مراجعهکننده به بیمارستان فیروزگر تهران از فروردین تا اسفند سال 1399 انجام شده است. سپس این اطلاعات بهصورت توصیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند و در انتها به میزان مواجهه با هر یک از عوامل خطر بروز کلانژیوکارسینوم در جمعیت مورد بررسی، پرداخته شده است.
یافتهها: میانگین سنی بیماران، 07/13±97/65 سال میباشد که 6/65% از آنها را مردان و 4/34% را زنان تشکیل دادهاند. از بین عوامل خطر مورد بررسی، متغیرهایی همچون استعمال سیگار و تریاک، فشارخون بالا، سابقه سنگ کیسه صفرا، سابقه سایر سرطانها در خانواده، سابقه کولهسیستکتومی و دیابت بیشترین فراوانی را داشتهاند. همچنین استعمال هرویین، IBD، پولیپ کیسه صفرا، پانکراتیت و مصرف شیره و الکل کمترین میزان فراوانی را در افراد مورد بررسی در این مطالعه داشتهاند. سابقه هپاتیت ویروسی و PSC در هیچ کدام از بیمارن مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که از بین عوامل خطر بررسی شده، مصرف سیگار و فشارخون بالا بیشترین فراوانی و سابقه هپاتیت ویروسی و PSC کمترین میزان فراوانی را در بین افراد مورد بررسی داشتند.
فاطمه یارمحمودی، فاطمه جعفرزاده سروستانی، سید مستجاب رضوی نژاد، بنفشه زینلی رفسنجانی،
دوره 80، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تشنج نوزادان دلایل مختلفی دارد. تعیین علت زمینهای تشنج نوزاد بسیار مهم است، چرا که علتشناسی پیشآگهی، نتیجه و راهکارهای درمانی را تعیین میکند. در این مطالعه به بررسی فراوانی یافتههای تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) Magnetic resonance imaging در نوزادان زیر شش ماه که با تشنج به بیمارستان نمازی شیراز آورده شدهاند میپردازیم.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه گذشتهنگر بود، که از فروردین 1397 تا اسفند 1397 بر روی 199 نوزاد زیر شش ماه که بهعلت تشنج در بیمارستانهای آموزشی علوم پزشکی شیراز بستری شده بودند، انجام گرفت. اطلاعات فردی بیماران از سیستم آمار و اطلاعات سلامت و اطلاعات تصاویر و گزارشهای مربوط به آن از سیستم آرشیو تصویربرداری پزشکی استخراج گردید. اطلاعات توسط SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحت آنالیز آماری قرارگرفت.
یافتهها: در این مطالعه 199 نوزاد زیر شش ماه شامل 124 پسر و 75 دختر مورد بررسی قرار گرفتند. 3/54% بیماران یافتههای MRI غیر نرمال و 7/45% MRI نرمال داشتند. شایعترین یافتههای غیر طبیعی بهترتیب انسفالوپاتی هیپوکسیک ایسکمیک (1/21%)، عفونت (5/12%) و خونریزی مغزی (%11) بودند. مهمترین یافتههای غیر طبیعی بهترتیب شیوع شامل هیدروسفالی، اختلالات ساختاری، ترومبوز سینوسی وریدی، آتروفی مغزی، ناهنجاری رشد و غیره بودند. در 56/%18 از نوزادان ترکیبی از یافتههای رادیولوژیک وجود داشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که هیپوکسیک ایسکمیک انسفالوپاتی شایعترین علت تشنج نوزادان است. با توجه به اینکه در این مطالعه درصد قابل توجهی (3/%54) از نوزادان، MRIمغزی غیر طبیعی داشتند این یافته بیانگر اهمیت انجام این اقدام رادیولوژی در تشخیص، تعیین پیشآگهی و طول مدت درمان در تشنج نوزادی میباشد.
کوروس دیوسالار، سارا حسامی، مجید محمودی، نویدرضا گیاهی، فاطمه دیوسالار، محمد پوررنجبر، امین هنرمند،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد سوء مصرفکننده مواد اپیوییدی دستخوش ابتلا به بسیاری از بیماریها میباشند. در این مطالعه تعداد کپی DNA میتوکندری در گلبولهای سفید خون محیطی یک گروه از افراد سوء مصرفکننده مواد اپیوییدی در مقایسه با افراد سالم بررسی شده است.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد-شاهدی که از آذرماه 1397 تا اسفند ماه 1398 به طول انجامید. به میزان پنج ml خون محیطی 32 فرد وابسته به تریاک، 24 فرد وابسته به هرویین و 25 فرد سالم جمعآوری گردید. افراد گروههای مورد به درمانگاه ترک مواد مخدر جهت ترک مواد مراجعه نمودند. جهت اندازهگیری تکثیر DNA میتوکندری از آزمون Real-Time PCR استفاده شد.
یافتهها: دو گروه مورد مطالعه و گروه کنترل از نظر شاخصهای دموگرافیک همگون بوده و اختلاف آماری معناداری نداشتند. نتایج این بررسی نشان داد که میانگین تعداد کپی DNA میتوکندری در افراد سوء مصرفکننده تریاک بیشتر است نسبت به این میانگین در افراد گروه کنترل سالم (11/0P=).میانگین تعداد کپی DNA میتوکندری در افراد مصرفکننده هرویین هم بیشتر بود نسبت به این میانگین در افراد گروه کنترل (21/0P=).هرچند این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده افزایش تعداد کپی DNA میتوکندری در افراد سوء مصرفکننده مواد اپیوییدی است. با در نظر گرفتن اینکه تغییر در تعداد کپی DNA میتوکندری همراه با ابتلا به بسیاری از بیماریها از جمله سرطان میباشد، تحقیقات بیشتر با تعداد افراد شرکتکننده بیشتری مورد نیاز است که اثر سوء مصرف این مواد را بر ژنوم انسانی روشن نماید.
زینت آشناگر، محمدرضا هادیان، رحیمه محمودی،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسچر یا وضعیت پا بهعنوان یکی از عوامل موثر بر راستای اندام تحتانی در نظر گرفته میشود. لذا انحرافات آن از حالت طبیعی میتواند در آسیبهای اسکلتی–عضلانی اندام تحتانی و بهویژه مفصل زانو سهیم باشد. باتوجه به ارتباط بین پوسچر پا و انحرافات مفصل زانو، هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه زاویه پنیشن در عضلات اکستانسور زانو با استفاده از سونوگرافی اسکلتی-عضلانی در خانمهای جوان با پوسچر پای پرونیت و پوسچر پای نرمال میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی روی 31 نفر خانم جوان با پوسچر پای پرونیت (شاخص پوسچر پا بین 12-6) و 31 نفر خانم با پوسچر پای نرمال (شاخص پوسچر پا بین یک تا پنج) و (دامنه سنی 35-18 سال)، در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده توانبخشی تهران صورت گرفت. نمونهگیری به روش تصادفی غیرساده و از بین دانشجویان خانم دانشگاههای علوم پزشکی سطح شهر تهران و در بازهی مهر تا اسفند ۱۳۹۸ صورت گرفت. زاویه پنیشن عضلات وستوس مایل داخلی، وستوس داخلی و خارجی با استفاده از سونوگرافی اسکلتی-عضلانی اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که زاویه پنیشن در عضلات وستوس مایل داخلی، وستوس داخلی و وستوس خارجی بین دو گروه خانمها با پوسچر پای پرونیت و پای نرمال از لحاظ آماری تفاوت معناداری ندارد (05/0P>).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد میزان زاویه پنیشن عضلات اکستانسور زانو که در حالت عدمتحمل وزن اندازهگیری شد، در خانمهای جوان با پوسچر پای پرونیت پا با خانمها با پوسچر پای نرمال تفاوتی ندارد.