68 نتیجه برای فرزان
طاهره طلایی خوزانی، ملیحه منصفی، زهرا وجدانی، فرزانه دهقانی، محمد رضا عرب،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
زنان حامله شاغل در محیطهای پر سر و صدا در معرض انواع اصوات ناهنجاری هستند که سلامت جنین آنها را تهدید میکند. یکی از ارگانهایی که تحت تاثیر این اصوات قرار میگیرد، اجزاء مختلف سیستم شنوایی است. صوت با تاثیر بر طرح بیان ژنی میتواند فیزیولوژی گوش و روند تکامل را تغییر دهد. یکی از مولکولهای مهم درگیر در فرایند تکامل گلیکوکانژوگهها هستند. بیان این مولکولها میتوانند تحت تاثیر صوت تغییر نموده و مسیر تکاملی اجزاء مختلف گوش را تغییر دهد. هدف از این تحقیق بررسی اثرات صوت بر روی تکامل مولکولی گانگلیون مارپیچی با شدتی معادل آنچه کارگران در مکانهای صنعتی با آن مواجه هستند، میباشد.
روش بررسی: جهت بررسی تغییرات این گلیکوکانژوگهها از 42 سر موش حامله استفاده گردید. موشها به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. هر گروه کنترل و آزمایش نیز به نوبه خود به سه زیر گروه تقسیم گردیدند. جنین و نوزادان موشهای گروه آزمایش در معرض صوتی با شدت 100 دسیبل به مدت 5/2 ساعت از روز پنجم جنینی تا روز هفتم پس از تولد قرار گرفتند. نمونهبرداری از گوش نوزادان موشها در روز اول پس از تولد، روز هفتم و روز چهاردهم پس از تولد انجام شد. نمونهها پس از آمادهسازی بافتی با کمک لکتینهای PNA, WGA, BSAI-B4 و DBA رنگ آمیزی شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که پس از در معرض قرارگیری با صوت تغییرات بافتی قابل ملاحظه در سطح میکروسکوپ نوری مشاهده نشد. اما واکنش جسم سلولی نورونهای گانگلیون به لکتینBSAI-B4 در نوزادان چهارده روزه تغییر معنیداری نمود. (05/0p<)
نتیجهگیری: به نظر میرسد که گرچه صوت در نورونهای گانگلیون تغییرات بافتی ایجاد ننموده است، اما سبب تغییرات مولکولی میشود. زمان بروز این تغییرات همزمان با تغییر پتانسیل غشاء در نورون و مسیر شنوایی است که ممکن است بتواند بر روی این عمل تاثیر گذارده و اختلالات شنوایی مادرزادی را به دنبال داشته باشد.
هدایتاله نحوی، منصور ملائیان، فرزانه کاظمیان، مهرداد حسین پور، عبدالرزاق کیانی، فاطمه خاتمی، ژامک خورگامی، مهرداد گودرزی، علیرضا ابراهیم سلطانی، جواد احمدی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
شکافهای دهانی از شایعترین آنومالیهای مادرزادی هستند. کودکان با شکاف دهانی اغلب با نقصهای مادرزادی دیگری بهخصوص ناهنجاریهای قلبی همراهند. میزان بروز انواع ناهنجاریهای همراه، در مطالعات مختلف متفاوت گزارش شده است. هدف این مطالعه بررسی میزان بروز ناهنجاریهای قلبی همراه در کودکان با شکاف دهانی است.
روش بررسی: در این مطالعه کلیه شیرخواران با شکاف دهانی ارجاعی به بخشهای جراحی کودکان بیمارستانهای آموزشی مرکز طبی و بهرامی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1370 تا 1384 بهطور پروسپکتیو وارد مطالعه گردیدند. بیماران توسط تیم آموزشی متشکل از متخصص کودکان، جراح کودکان و کاردیولوژیست کودکان معاینه و اکوکاردیوگرافی و ثبت شدند. تنها موالید زنده وارد مطالعه و آنومالیهای غیرقلبی و بیماران بدون اکوکاردیوگرافی منظور نشدند. اطلاعات شامل سن، جنس، سابقه ازدواج فامیلی و شکاف دهانی، نوع شکاف دهانی، نتایج اکوکاریوگرافی و انواع آنومالیهای همراه قلبی در پروندهها جمعآوری وآنالیز گردید.
یافتهها: از 284 بیمار مبتلا به شکاف شکاف دهانی. 162 نفر پسر (57%) و 122 نفر دختر (43%) بودند. در تقسیمبندی بر اساس محل ضایعه، 79 بیمار شکاف لب (8/27%)، 84 نفر شکاف کام (5/29%) و 121 نفر (6/42%) شکاف کام و لب داشتند. میزان بروز انواع آنومالیهای مادرزادی قلبی همراه در مجموع 60 مورد (1/21%) و شایعترین آنومالی قلبی در این مطالعه ASD بود (17مورد معادل 3/28% آنومالیهای قلبی).
نتیجهگیری: در بیماران با شکاف لب و کام قبل از هرگونه اقدام جراحی بررسی مشاوره قلبی و اکوکاردیوگرافی روتین انجام و در صورت وجود آنومالی قلبی اقدام درمانی مناسب انجام و آنتیبیوتیک پروفیلاکتیک تجویز گردد.
محمود فرزان، محمدباقر دارابپور، رامین اسپندار،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: Ulnar Club Hand, Ulnar Deficiency
یکی از نادرترین نقایص مادرزادی اندام است. در سری Flatt انسیدانس پائینی داشته بهطوری که از 2758 آنومالی مادرزادی بررسی
شده تنها 28 مورد به این اختلال مبتلا بودهاند و از
سوی دیگر تنوع قابل توجهی در آن مشاهده گردیده است. با توجه به شیوع کم، تنوع زیاد
و تجربه درمانی اندک، بررسی و ارائه تجارب و نتایج هر طرح درمانی میتواند به سایر
درمانگران کمک شایانی نماید.
روش بررسی: تمام بیمارانی که در فواصل سالهای 1372
الی 1385 با نقص فوق به مرکز ما مراجعه داشتند (پنج پسر و یک دختر با هفت اندام
فوقانی درگیر) از نظر دفورمیتیهای موجود، تأثیر برداشتن نسج غیرطبیعی جایگزین
استخوان (Anlage) بر پیشگیری یا تصحیح انحراف مچ دست و
تأثیر جراحیهای دست (نظیر اعاده اپوزیشن و تاندون ترانسفر) بر عملکرد اندام بررسی شدند.
یافتهها: برداشتن Anlage در تصحیح دفورمیتی شدید مچ به طور
نسبی مؤثر است اما موجب تغییر قابل ملاحظه
در عملکرد اندام نمیشود. اوستئوتومی متا کارپ
اول و تاندون ترانسفر جهت بهبود اپوزیشن شست تأثیر بیشتری بر عملکرد اندام در
مقایسه با برداشتن Anlage دارد.
نتیجهگیری: با توجه به عملکرد خوب
اندام فوقانی علیرغم وجود انحراف به سمت اولنار شدید در بعضی بیماران و احتمال عود
یا بروز آن بعد از برداشتن anlage، جراحیهایی
نظیر استئوتومی متاکارپ اول و تاندون ترانسفر ممکن است بیش از برداشتن Anlage در بهبود عملکرد اندام مؤثر باشند.
اکبر میرصالحیان، فرشته جبلعاملی، سیدمحمد میرافشار، فرزانه باذرجانی، عالیه گرجیپور، حمیدرضا گلی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ظهور سویههای مقاوم میکروبی یکی از موانع اساسی در درمان قطعی بیماریهای عفونی میباشد که در این بین باکتریهای گرم منفی تولیدکننده آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعالطیف (ESBLs) معضلات عدیدهای را در درمان این گونه عفونتها بروز دادهاند. در حال حاضر اشرشیاکلی به عنوان یکی از عوامل اصلی ایجادکننده عفونتهای بیمارستانی و عفونت دستگاه ادراری محسوب میگردد که در این مطالعه الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و سویههای تولیدکننده بتالاکتاماز در اشرشیاکلی نسبت به 17 آنتیبیوتیک رایج مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه با روش Disk Agar Difusion (DAD)، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی 392 سویه اشرشیاکلی جدا شده از بیماران مختلف نسبت به 17 آنتیبیوتیک تعیین گردید و سپس طبق دستورالعمل NCCLS با روش Combind Disk، باکتریهای تولیدکننده ESBLs در بین آنها مورد شناسایی قرار گرفت.
یافتهها: با تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی این سویهها نسبت به 17 آنتیبیوتیک مشخص گردید که بیشترین درصد مقاومت نسبت به کربنیسیلین (06/78%) و کمترین مقاومت نسبت ایمیپنم (76/0%) میباشد. مقاومت نسبت به سه آنتیبیوتیک کربنیسیلین (06/78%)، کوتریموکسازول (21/63%) و پیپراسیلین (98/61%) بالاتر از 50% میباشد. در این مطالعه از بین 392 اشرشیاکلی 25/25% تولیدکننده ESBL بودند که بررسی مقاومت در این باکتریها، نشاندهنده، مقاومت بالای آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها و مقاومت چندگانه در آنها میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه حاکی از مقاومت بالای اشرشیاکلی به ویژه سویههای تولید کننده ESBL، نسبت به آنتیبیوتیکهای مختلف میباشد. با توجه به شیوع نسبتاً بالای باکتریهای تولیدکننده ESBL و مقاومت آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها، باید از راهکارهای مهم کنترل عفونت مانند محدود نمودن مصرف از سفالوسپورینهای وسیعالطیف، استفاده نمود.
سیدمهدی سنبلستان، فرزانه برزگر، مجید جمشیدی، سید مصطفی هاشمی، عظیم هنرمند،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد پس از جراحی لوزهها معمولا به قدری شدید است که مانع از خوردن و آشامیدن میشود. یک روش کاهش درد پس از جراحی، بیدرد preemptive است که در آن داروی مسکن قبل، حین یا بلافاصله بعد از جراحی تجویز میشود. اثر کتامین در کاهش درد بعد از عمل جراحی لوزهها به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه اثر انفیلتراسیون کتامین در بستر لوزهها قبل از برش جراحی بررسی میشود.
روش بررسی: بیماران در سه گروه 25 تایی تحت انفیلتراسیون mg/kg5/0 یا mg/kg1 کتامین و یا آب مقطر در بستر لوزهها قرار گرفتند. ویژگیهای دموگرافیک، مدت زمان جراحی، فشارخون قبل و بعد جراحی، میزان خونریزی و عود خونریزی، درد، زمان شروع تغذیه دهانی، دیسفاژی، تهوع و استفراغ، هالوسیناسیون، اولین زمان نیاز به مخدر و میزان کل آن ثبت شده، اطلاعات با تستهای ANOVA one-way و 2c آزمون شده، 05/0>p معنیدار تلقی شد.
یافتهها: تفاوت معنیدار آماری در ویژگیهای دموگرافیک، مدت عمل جراحی، فشارخون قبل از جراحی و خونریزی حین جراحی بین گروهها وجود نداشت. شدت درد، دیسفاژی، نیاز به مخدر و زمان شروع تغذیه دهانی به طور معنیدار در دو گروه کتامین کمتر و افزایش فشارخون سیستولی بعد از عمل جراحی در گروه تحت انفیلتراسیون آب مقطر بیشتر بود (00/0>p). تفاوت معنیدار بین هیچ کدام از متغیرهای دو گروه تحت انفیلتراسیون کتامین دیده نشد. خونریزی مجدد در یک بیمار گروه mg/kg5/0 کتامین رخ داد.
نتیجهگیری: انفیلتراسیون کتامین در بستر لوزهها قبل از جراحی، در کاهش درد، دیسفاژی، نیاز به مخدر و زمان شروع تغذیه دهانی موثر است بدون این که میزان خونریزی و خطر خونریزی مجدد، هالوسیناسیون، تهوع و استفراغ را افزایش دهد.
شهرزاد شهیدی، فرزانه اشرفی، نسترن ایزدی، هایده عدیلی پور،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: گزش حشرات میتواند سبب واکنشهای موضعی یا سیستمیک شود. رابدومیولیز میتواند موجب نارسائی حاد کلیه در 7-5% موارد شود. گزش زنبور عسل یک علت نادر رابدومیولیز است، که بهدنبال 50 گزش یا بیشتر میتواند رخ دهد. گزش بیش از 250 زنبور عسل قادر به ایجاد مرگ در انسان میباشد.
معرفی بیمار: در این مقاله ما دو مورد گزش متعدد زنبور عسل (>2000) را که با وجود بروز رابدومیولیز و همولیز و نارسائی حاد کلیه کاملاً بهبود یافتند و دو مورد دیگر را که با گزش بیش از 500 بار بدون بروز هیچگونه عارضهای بهبود یافتند، گزارش مینماییم.
اعظم بختیاریان، راضیه بهزادمهر، عباس پوستی، میر جمال حسینی، فرزانه نجار، سیما سبزه خواه،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در سیستم قلبی- عروقی، رسپتورهای آدنوزینی دارای نقش عمدهای در درمان تاکیکاردیهای فوق بطنی میباشد. این اثرات از طریق تداخل رسپتورهای 1A آدنوزینی با G پروتئین اتفاق میافتد. در این مطالعه اثر سیکلوپنتیل آدنوزین (آگونیست انتخابی گیرندههای 1A آدنوزینی) بر آریتمی حاصل از اووآبائین در دهلیز مجزای خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ابتدا دهلیز مجزای خوکچه هندی را که در محلول کربس تغییر یافته قرار دادهشده بود، به دستگاه فیزیوگراف وصل و انقباضات آن رسم گردید. سیکلوپنتیل آدنوزین بهمقدار 9-10×8 مولار به محلول اضافه و 10 دقیقه بعد اووآبائین با مقادیر آریتموژن (2/1 میکرومول) اضافه گردید.
یافتهها: اگر سیکلوپنتیل آدنوزین 10 دقیقه قبل از اووآبائین به محلول حمام اضافه شود، بهطور مشخصی باعث افزایش زمان شروع آریتمی ناشی از اووآبائین میگردد. سیکلوپنتیل آدنوزین بهتنهایی اثر آریتموژن نداشت ولی تعداد ضربانات دهلیز مجزای خوکچه هندی را بهطور وابسته به غلظت کاهش میداد. اووآبائین (2/1 میکرومول) آریتمی قلبی هفت دقیقه پس از تجویز شروع شد و پس از 22 دقیقه به آسیستول منتهی گردید. مصرف سیکلوپنتیل آدنوزین به مقدار 9-10 ×8 مولار، 10 دقیقه قبل از اضافه کردن اووآبائین شروع آریتمی از هفت دقیقه به بیش از 5/27 دقیقه و طول زمان زنش دهلیز از 22 دقیقه به بیش از 63 دقیقه افزایش یابد. همچنین از وقوع آسیستول جلوگیری کرد.
نتیجهگیری: سیکلوپنتیل آدنوزین دارای اثر اینوتروپ و کرونوتروپ قلبی از طریق گیرنده 1A آدنوزین بوده و این دارو تحت شرایط این مطالعه باعث کاهش سمیت اووآبائین در دهلیز مجزای خوکچه هندی میگردد.
مهدی اشرفی، محمد تقی حمیدی بهشتی، شهرزاد شهیدی، فرزانه اشرفی،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در زمینه بررسی بقا کلیه پیوندی در ایران مطالعاتی با رویکرد صرفاً بالینی انجام شده است. این مقاله به بررسی و تعیین عوامل تاثیرگذار بر بقا پیوند کلیه بعد از عمل پیوند میپردازد و با استفاده از توانایی شبکههای عصبی در زمینه مدلسازی روابط پیچیده، در این مقاله مدلی برای پیشبینی بقای پنج ساله کلیههای پیوندی ارائه شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت گذشتهنگر بر روی 316 بیمار گیرنده پیوند کلیه از سال 1363 تا سال 1385 انجام شده است. از روشهای کاپلان مایر، آزمون رگرسیون کاکس، نیکویی برازش و شبکههای عصبی مصنوعی برای تحلیل استفاده شده است.
یافتهها: عوامل شاخص توده بدنی و نوع پیوند (جسد یا زنده) از عوامل تاثیرگذار بر بقای کلیه پیوندی میباشند. بقای یکساله، سه ساله و پنج سال کلیه پیوندی بهترتیب 96 و 93 و 90 درصد برآورد شده است. نتایج تست مدل شبکه عصبی ایجاد شده برای پیشبینی بقای پنج ساله بیماران حاکی از آن است که علاوه بر دقت مناسب شبکه (72 درصد)، نتایج بهدست آمده از شبکه، نیکویی برازش مناسبی نیز دارند و حساسیت مدل در شناسایی صحیح کلیههای بقا یافته بیشتر از شناسایی صحیح کلیههای از دست رفته میباشد (72 درصد در مقابل 61 درصد).
نتیجهگیری: میزان بقای کلیه پیوندی در پیوندهای زنده بیشتر از پیوندهای جسدی میباشد. با افزایش شاخص توده بدنی بیماران در زمان پیوند، میزان بقای کلیه پیوندی کاهش مییابد. از شبکههای عصبی در ایجاد مدلهایی برای پیشبینی بقای کلیه پیوندی میتوان استفاده نمود.
محمود فرزان، رامین اسپندار، یوسف فلاح، امیر رضا فرهود،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: با
توجه به شیوع سندرمهای عصبی ناشی از گیرافتادن در اندام فوقانی، هزینههای مربوط
به درمان و عدم توانایی انجام کار و همچنین همزمانی بعضی از این سندرمها با هم که
گاهی اوقات رویکرد درمانی را تغییر میدهد، در این طرح شیوع این سندرمها، همزمانی
سندرم تونل کارپ CTS بهعنوان شایعترین سندرم با سایر سندرمها و ریسک فاکتورهای
مرتبط و تطابق معاینه بالینی با یافتههای الکتروفیزیولوژیک بررسی شده است.
روش بررسی: در
یک مطالعه گذشتهنگر، اطلاعات مربوط به یکصد و هفتاد بیمار مبتلا به سندرمهای
مذکور که در طی ده سال متوالی تحت جراحی قرار گرفته بودند بررسی شده، متغیرهای جنس،
سن، بیماریهای همراه، نشانههای بالینی و یافتههای حین عمل جراحی و تطابق آنها
با یافتههای الکتروفیزیولوژیک و همچنین همراهی سندرمهای مختلف با هم مطالعه شدند.
یافتهها: محدوده سنی بیماران
بین 91-10 سال (میانگین: 09/48 سال) بود و 5/74% بیماران زن بودند. در اینمطالعه
سندرم تونل کارپال و کوبیتال در بین سایر علل گیرافتادگی، بیشترین شیوعرا داشتند
(بهترتیب شیوع 7/81% و 8/15%). در 5/23% از بیماران مبتلا به CTS، یافتههای
الکتروفیزیولوژیک منفی بود، اما هیچ مثبت کاذبی در نمونههای ما وجود نداشت.
همزمانی ابتلا به CTS، در سه بیمار مبتلا به سندرم تونل کوبیتال، دو بیمار مبتلا به
سندرم خروجی قفسهسینه و یک بیمار مبتلا به سندرم کانال گویان وجود داشت.
نتیجهگیری: تشخیص سندرمهای عصبی ناشی از
گیرافتادن بهتر است بر پایه علائم بالینی، معاینه و مطالعات الکتروفیزیولوژیک باشد
و باید به فکر وجود مشکلات مشابه در سایر قسمتهای عصب مربوطه یا اعصاب محیطی دیگر
هم بود.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
محمد مهدی سلطاندلال، محمد حسین یزدی، زهیر محمد حسن، مرضیه هولاکویی، ترانه پیمانه عابدی محتسب، فرزانه امین هراتی، سولماز آقا امیری، مهدی مهدوی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: با توجه به خواص تنظیمکنندگی
سیستم ایمنی پروبیوتیکها و اثر تنظیمی آنها بر عملکردهای سیستم ایمنی هدف این
مطالعه بررسی این خواص در موشهای مبتلا به سرطان پستان است که روزانه بهصورت
خوراکی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس دریافت میکنند.
روش
بررسی: تعداد 30 سر موش ماده شش تا هشت هفتهای با وزن تقریبی 30-25 گرم در
شرایط یکسان بهطور تصادفی در دو گروه تقسیم شدند که هر گروه شامل 15 عدد موش بود.
یکی از گروهها بهعنوان کنترل در نظر گرفته شد. موشهای گروه اول بهمدت دو هفته
قبل از توموری شدن روزانه بهمیزان نیم میلیلیتر سوسپانسیون لاکتوباسیلوس
اسیدوفیلوس (CFU/ml108´7/2) را دریافت کردند و بعد از توموریشدن هم
با وقفههای سهروزه بهصورت دورههای هفتروزه لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس را
دریافت نمودند. گروه دوم (کنترل) در طول مطالعه با حجم یکسان و شرایط مساوی بافر
فسفات نمکی (PBS) دریافت کردند.
یافتهها: موشهای دریافتکننده
پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس دارای میزان IFnγ بیشتری در کشت
سلولهای طحالی خود در مقایسه با موشهای کنترل بوده (005/0p<) و همچنین
میزان IL4 نیز که بهعنوان سایتوکایین ایمنی هومورال و
مربوط به سلولهای Th2 میباشد، در موشهای گیرنده پروبیوتیک کمتر میباشد (347/0p=).
"بقا" در موشهای گیرنده پروبیوتیک بهطور معنیداری در مقایسه
با گروه کنترل افزایش داشت (001/0p<). نتیجهگیری: مصرف روزانه لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بهعنوان یک عامل تنظیمکننده
و محرک سیستم ایمنی در کمک به درمان افراد مبتلا به سرطان که دچار ضعف سیستم ایمنی
میشوند میتواند مفید باشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
سیدسعید اشراقی، محمدمهدی سلطان دلال، فاطمه فرد صانعی، تقی زهرایی صالحی، رضا رنجبر، بهرام نیکمنش، فرزانه امین هراتی، زهرا عبدالصمدی، ابوالفضل اکبری،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سالمونلوزیس
یک گاستروانتریت ناشی از آلودگی با سرووارهای مختلف باکتری سالمونلا میباشد. در
سالهای اخیر، سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا سرووار انتریتیدیس بهعنوان مهمترین عامل گاستروانتریت در انسان از اهمیت جهانی خاصی برخوردار شده
است. انواع مختلف سالمونلا در سالهای اخیر بهطور روز افزون به آنتیبیوتیکهای
رایج و مصرفی در درمان مقاوم شدهاند. هدف اصلی از این مطالعه بررسی شیوع و تعیین
الگوی مقاومت دارویی سالمونلا انتریتیدیس جدا شده از مرکز طبی کودکان میباشد. تا
از این رهگذر بتوان در درمان مناسب عفونتهای سالمونلایی قدم موثری برداشت.
روش بررسی: این
مطالعه به صورت مقطعی از فروردین تا آذر 1387 در تهران صورت گرفت. 1950 نمونه
مدفوع کودکان مبتلا به اسهال کشت و مورد بررسی قرار گرفت. جهت تعیین مقاومت آنتیبیوتیکی
سویههای ایزوله شده نسبت به 16 آنتیبیوتیک، از روش استاندارد توصیه شده از طرف CLSI استفاده گردید.
یافتهها: از
26 سویه سالمونلا 14 سویه (54%) سالمونلا انتریتیدیس، دو سویه (8%) سالمونلا پاراتیفی B، شش سویه (23%) سالمونلا پاراتیفی C، سه سویه (11%) سالمونلا آریزونه و یک سویه
(4%) متعلق به سالمونلا پاراتیفی A بود. در این مطالعه 100% سویهها به
سیپروفلوکساسین، سفتریاکسون، سفتازیدیم، سفالکسین، سفوتاکسیم، جنتامایسین، ایمیپنم،
مروپنم و کولیسیتین سولفات حساس بودند. 100% سویهها به نیتروفورانتوئین مقاوم
بودند و سپس بیشترین مقاومت به نالیدیکیسیک اسید 4/71% مشاهده شد.
نتیجهگیری: شایعترین سالمونلای جدا شده سالمونلا انتریتیدیس بود، که حضور سالمونلاهای غیرتیفوییدی قابل توجه است. با توجه به حساسیت بالای
سویهها به سفالوسپورینها و فلوروکوئینولونها از آنها میتوان بهعنوان داروی
مناسب جهت درمان عفونتهای سالمونلایی استفاده کرد.
افسانه تهرانیان، فرناز بیگیشاه، اشرف معینی، ملیحه عرب، فرح فرزانه،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هد ف: میزوپروستول واژینال به عنوان یک داروی موثر برای ایجاد رسیدن سرویکس و القاء سقط جنین
شناخته شده است . هدف از انجام این مط العه بررسی تاثیر اضافه کردن هیوسین به میزوپروستول واژینال بر میزان
موفقیت سقط جنین می باشد. روش بررس ی: در یک کارآزمایی بالینی 74 زن که در بیمارستان آرش که از اسفند ماه
86 لغا یت اسفند ماه 87 جهت انجام سقط قانونی در سه ماهه اول حاملگی مراجعه کرده بودند، وارد شدند و به
400 واژینال ) μg/4h) و یا میزوپروستول (n= 400 واژینال ) ( 37 μg/4h) صورت تصادفی در دو گروه میزوپروستول
قرار می گرفتند. شکایات بیمار شامل تهوع و استفراغ، تب، درد، نیاز (n= 20 داخل وریدی ) ( 37 mg) همراه با هیوسین
3، نیاز به تزریق خون، شکست درمان براساس g/dl به ضد درد، اسهال، خونریزی واژینال، افت هموگ لوبین بیش از
عدم وقوع سقط و باز شدن دهانه رحم در 24 ساعت بعد از شروع درمان و مدت زمان بستری در بیمارستان بین دو
گروه مقایسه شد . یافت هها: بین فراوانی عوارض درمان شامل موارد تهوع، درد شکم و خونریزی واژینال مختصر ب ین
دو گروه اختلاف معنی داری دیده نشد. در گروه میزوپروستول به همراه هیوسین میزان موفقیت سقط به میزان
و همچنین طول مدت بستری در بیمارستان کوتا ه تر بود (p=0/04 ،%18/ 40 % در برابر 9 / معنی داری بالاتر بود ( 5
تب در هی چ یک از بیماران دو گروه دیده نشد و هی چیک از بیماران (p=0/ 1/42 روز ، 01 0/ 1/16 در برابر 45 0/41)
دو گروه نیاز به تزریق خون پیدا نکردند و هیچکدام از بیماران خونریزی واژینال با اهمیت نداشتند . نتیج هگیر ی:
20 داخل وریدی به میزوپروستول واژینال موجب افزایش میزان موفقیت سقط جنین و mg اضافه کردن هیوسین
کاهش طول مدت بستری در بیمارستان بدون افزایش عوارض برای مادر می شود.
مهدی حمایتکار، نوشین داوودی، فاطمه دوامی، کیوان مجید زاده اردبیلی، فرزانه برخورداری، فریدون مهبودی،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: پروتیین فعالکننده
پلاسمینوژن بافتی نوترکیب (rt-PA) یکی
از مهمترین ترکیبات ضد لخته میباشد که در درمان سکتههای قلبی و مغزی از اهمیت
بالایی برخوردار است. تاکنون روشهای مختلفی برای
تولید پروتیینهای نوترکیب هترولوگ با استفاده از میزبانهای پروکاریوتیک و
یوکاریوتیک مورد بررسی قرار گرفته است.
اخیراً انگل لیشمانیا تارنتولا Leishmania tarentolae (L. tarentolae) به دلایل متعددی از جمله عدم بیماریزایی و
شرایط ویژه آن در تولید پروتیینهای پیچیده اهمیت زیادی یافته است.
روش
بررسی: در تحقیق حاضر بهمنظور
بهینهسازی میزان بیان t-PA نوترکیب
انسانی با استفاده از سلول L. tarentolae دو سازه
بیانی که هر یک حاوی دو کپی از cDNA t-PA بود
طراحی و ساخته شد. این سازهها از طریق الکتروپوریشن به سلولهای L .tarentolae وارد و در ژنوم انگل ادغام گردیدند. پس از
انتخاب کلونهای ترانسفورم شده، بیان t-PA ترشح شده به
محیط کشت سلولی و میزان فعالیت بیولوژیکی آن توسط آزمونهای وسترن بلات و کرومولیز
(Chromolize) بررسی گردید.
یافتهها: ظهور
باند kD64 در غشاء نیتروسلولز حضور t-PA در محیط کشت
سلولهای L.
tarentolae ترانسفکت شده
را تایید کرد. نتایج آزمون علاوه بر تایید حضور پروتیین t-PA فعال در
سوپ سلولی نشان داد که میزان فعالیت پروتیین ترشح شده در سلولهای ترانسفکت شده با
یک سازه، IU/ml375 و در
سلولهای ترانسفکت شده با هر دو سازه برابر با IU/ml480 میباشد.
نتیجهگیری: در این مطالعه میزان فعالیت t-PA بیان
شده در محیط کشت سلولهای ترانسفکت شده، دستکم هفت برابر بیشتر از مقدار گزارش
شده در مطالعات پیشین در این میزبان و نیز بیشتر از عدد گزارش شده در بسیاری از
میزبانهای یوکاریوتیک دیگر میباشد.
نرگس ایزدی مود، سهیلا سرمدی، فرزانه حیدریفرزان، هایده حائری، زهرا فروهش تهرانی،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: کارسینوم
دهانه رحم دومین بدخیمی مسبب مرگ و میر زنان در جهان و شایعترین بدخیمی در
کشورهای در حال توسعه است. از آنجا که بسیاری از زنان مبتلا کارسینوم سرویکس
قبلاً توسط پاپاسمیر غربالگری نشده بودند، پزشکان براین عقیدهاند که پاپاسمیر
از دقت بالایی برخوردار است، امّا مسایلی مانند عدم تکرارپذیری کارایی آن را به
چالش کشیده است و تاکنون مطالعات چندانی برای بررسی میزان تکرارپذیری صورت نگرفته
است.
روش بررسی: 162 اسلاید پاپاسمیر با تشخیصهای: ASC-US،ASC-H ،LSIL ،HSIL ، SCC، AGC و آدنوکارسینوما از فایل سیتولوژی بیمارستان
زنان انتخاب گردیده و سپس توسط پاتولوژیست مرجع مورد بازخوانی قرار گرفت و در یکی
از دستههای تشخیصی ذکر شده قرار داده شدند. این 162 اسلاید به طور مستقل توسط سه
پاتولوژیست دیگر نیز مورد بازبینی قرار گرفتند. دادههای مطالعه مورد آنالیز آماری
قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین
و کمترین میزان تکرارپذیری بین فردی به ترتیب در دسته تهاجمیها (SCC به
علاوه آدنوکارسینوم) با 53/0K= و دسته HSIL بود (19/0K=). در کل
میزان تکرارپذیری در بین مشاهدهگران اندک بود (26/0K=).
توافق نسبی تا کامل در 42% اسلایدها دیده شد اما در 5/10% اسلایدها هیچگونه
توافقی بین چهار مشاهدهگر وجود نداشت.
نتیجهگیری: اندک بودن میزان توافق بین فردی با برخی مطالعات دیگر از
این دست همخوانی داشت. توصیه میشود که مطالعاتی با حجم نمونه بالاتر در تمام
گروههای تشخیصی پاپاسمیر انجام شود تا نتایج قابل استنادتری برای مداخلاتی جهت
کاهش اختلاف نظر در تفسیر پاپاسمیر به دست آید.
محمود فرزان، امیر سبحانی عراقی، حامد مازوچی، زینب زراعتی، رامین اسپندار،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: سینداکتیلی شایعترین
آنومالی مادرزادی دست و انسیدانس آن در حدود یک در 2500-2000 تولد زنده میباشد. بنابراین
در این مطالعه به بررسی نتایج نهایی عمل جراحی و عوارض بیماران مبتلا به سینداکتیلی
پرداختیم.
روش بررسی: در این مطالعه بیماران
مبتلا به سینداکتیلی دست که بین سالهای 1375 تا1390 در بیمارستان امامخمینی تحت
عمل جراحی قرار گرفتهاند و معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، از لحاظ چهار فاکتور
عملکرد، ظاهر، حس و عوارض معاینه و بررسی شدند. مدت پیگیری بیماران حداقل سه سال
بود.
یافتهها: 42 بیمار (27 پسر، 15 دختر)
مورد بررسی قرار گرفتند و میانگین سن بیماران 4/4 سال بود. سابقه فامیلی مثبت در هشت
بیمار وجود داشت. از نظر ظاهری 4/71 درصد، از نظر حس 4/90 درصد و از نظر عملکرد
8/73 درصد در محدوده خوب بودند.
نتیجهگیری: نتایج
نهایی مطالعه ما 5/78 درصد خوب، 5/12 درصد متوسط و 4/8 درصد ضعیف بوده است. نتایج نهایی
عمل جراحی پس از 18 ماهگی، بهتر بود.
ناصر شکرزاده، مسعود سعیدی جم، آرش دهقان، فرزانه اثنی عشری، مرضیه فریمانی سنویی، مریم بهمن زاده، زهره علیزاده،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: تکنیکهای
کمک باروری در سالهای اخیر بهطور قابل ملاحظه پیشرفت کرده است اما هنوز در
تعدادی از جنینهای منتقل شده به رحم لانهگزینی انجام نمیشود. یکی از دلایل ناباروری،
شکست مکرر در لانهگزینی و کاهش پذیرش اندومتر میباشد. در وضعیتهای بالینی مانند اندومتریوز و میوم، به دلیل تغییرات اندومتر، کاهش لانهگزینی به دنبال انتقال جنین مشاهده میشود.
در این مطالعه مورد- شاهدی، میزان بیان ژنهای HOXA10 و BTEB1 در اندومتر افراد مبتلا به
اندومتریوز و میوم ارزیابی شدند.
روش
بررسی: مبتلایان به
اندومتریوز و میوم (هر گروه هشت نفر) به عنوان مورد و هشت فرد بارور و سالم به
عنوان کنترل انتخاب شدند. نمونهبرداری از اندومتر در فاز میانی ترشحی انجام شد.
سپس با روش نیمه کمّی RT-PCR میزان بیان ژنهای مورد نظر
بررسی شدند.
یافتهها: جزییات
مراحل کار برای انجام روش نیمه کمّی بررسی میزان نسبی mRNA های HOXA-10 و BTEB1 توضیح داده شده است. تعداد سیکل
مورد نظر برای انجام واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) برای ژنهای HOXA10، BTEB1 و ß-actin به ترتیب 30، 32 و 26 سیکل بهدست آمد. میانگین شدت بیان ژن HOXA10 و BTEB1 (نرمال شده با ژن ß-actin) در اندومتر مبتلایان به
اندومتریوز به طور معنیداری کمتر از گروه کنترل بود (05/0P<). نتایج مشابهی نیز در مورد مبتلایان
به میوم برای هر دو ژن HOXA10 و BTEB1 بهدست آمد (05/0P<).
نتیجهگیری: به
نظر میرسد تغییر در بیان تعدادی از ژنها که مقدار آنها به طور طبیعی در زمان
لانهگزینی افزایش پیدا میکند، باعث ایجاد تغییرات اندومتر جهت پذیرش جنین بوده و
مسئول کاهش میزان باروری در بیماران مبتلا به اندومتریوز و میوم باشد.
محمود فرزان، حامد مازوچی، امیر سبحانی، زینب شجیرات، رویا ذولفقاری، رامین اسپندار،
دوره 70، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تونل کارپ شایع ترین مونونوروپاتی فوکال ناشی از تحت فشار قرارگیری یک عصب است.
هدف مطالعه، بررسی موارد سندرم تونل کارپ و عوامل زمینه ای موثر بر آن از جمله شغل، بیماری های همراه و
تاثیر جنس بر ابتلای به آن در یک بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه م یباشد. روش بررسی: در این مطالعه
بیماران بستری بخش ارتوپدی بیمارستان امام خمینی (ره) که با تشخیص سندرم تونل کارپال را به صورت مقطعی
توصیف نموده است. یافت هها: تعداد 362 بیمار در مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی مردان با اختلاف
معنی داری بالاتر از زنان بود. درصد تعداد زنان از مردان بی شتر بود. شیوع ابتلا به نوع ایدیوپاتیک نسبت به شیوع از
شایع ترین شغل در زنان مبتلا ب هترتیب .(P<0/ نوع همراه با عوامل زمین های تفاوت معنی داری داشت ( 0001
خانه داری و سپس آرای شگری و در مردان کارگری بیش ترین شیوع را داشت. دیابت و هیپوتیروییدی بیش ترین
نتیج هگیری: با توجه به یافت ههای تحقیق اکثر موارد .(r =0/8 ،P<0/ همراهی را با سندرم تونل کارپ داشتند ( 0001
این سندرم بدون علت شناخته شده بود. بیماری های زمینه ای به این علت اهمیت دارند که با تشخیص آ نها شاید
نیاز به عمل جراحی برطرف شود. با شناسایی این عوامل و پیشگیری از بروز آن ها و یا اصلاح شیوه فعالیت بتوانیم
از بروز آن پیشگیری کنیم. از طرف دیگر در صورت بروز موارد مرتبط با این عوامل زمین های با رفع آ نها بتوانیم
سندرم تونل کارپ را درمان کنیم و از اعمال جراحی بی مورد پرهیز شود.
پیمان عینی، فرزانه اثنی عشری، احمد رضا مبین، مهدی حسن زاده،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز بیماری شایع
عفونی در ایران با تظاهرات بالینی متنوع است که در تشخیص افتراقی بسیاری از بیماریها
قرار میگیرد.
روش بررسی: کلیه
بیماران بستریِ مبتلا به بروسلوز طی سالهای 88-1384 در بیمارستان فرشچیان همدان
بررسی شدند. اطلاعات از پروندهها استخراج و در فرمهای جمعآوری ثبت و بررسی
آماری شد.
یافتهها: تعداد 230 بیمار
[(5/56%)130 مرد و (5/43%)100 زن] با میانگین سنی 29/29±84/40 که اکثراً روستایی [(6/72%)167] بودند وارد مطالعه شدند. بیشترین ابتلا در فصل بهار بود. شایعترین راه انتقال
(3/60%) مصرف مواد لبنی غیر پاستوریزه بود. نشانههای بالینی به ترتیب شامل: تب، درد
مفاصل، تعریق و ضعف و بیحالی بود. آرتریت و اپیدیدیموارکیت بروسلایی در (5/26%)61
و (1/9%)21 بیماران بود. افزایش ESR در (5/59%)137 بیمار و افزایش CRP و لکوسیتوز به ترتیب در (9/52%)121 و
(8/20%)48 بیماران وجود داشت.
نتیجهگیری: با
توجه به تنوع علایم بالینی بروسلوز به نظر میرسد در بیماران تبدار با سیر طولانی
یا همراه درگیری ارگانها، بروسلوزیس در تشخیصهای افتراقی قرار گیرد.
هدیه مرادی تبریز، گلرخ الفتی، علی احمدی، فرزانه نیکی،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین
نوع سرطان مثانه، تومور سلول ترانزیشنال میباشد. سیکلواکسیژناز-2 (COX-2)، آنزیم کلیدی تولید
پروستاگلاندینها، بهعنوان یک مولکول جدید برای درمان هدفمند در این تومور معرفی
شده است. در این تحقیق، به بررسی بروز این مارکر در تومورهای ترانزیشنال مثانه و ارزیابی
ارتباط آن با شاخصهای بالینی- پاتولوژیکی از جمله درجه و مرحله تومور پرداختیم.
روش
بررسی: این مطالعه مقطعی، طی سالهای 1385 تا 1390 در بخش پاتولوژی بیمارستان
سینا تهران انجام گرفت. گزارشات پاتولوژی بیماران با تشخیص قطعی تومور ترانزیشنال
مثانه که تحت عمل برداشتن از طریق پیشابراه قرارگرفته بودند، بازبینی و 40 بیمار
انتخاب گردید. سپس بلوکهای پارافینی آنها از نظر بروز COX-2 به روش ایمونوهیستوشیمی
مورد ارزیابی قرار گرفت. رنگپذیری بیشتر از 5% سلولهای توموری به عنوان بروز
مثبت در نظر گرفته شد.
یافتهها: COX-2 در 5/52% بیماران بروز
یافت. تومورهای با درجه بدخیمی بالا بروز بالاتری از این مارکر را نسبت به دیگر
درجات تومور نشان دادند (5/87%) و اختلاف معنیداری بین درجات مختلف تومور از نظر
بروز COX-2 وجود داشت
(0001/0>P). سن بیماران
هم با این مارکر مرتبط بود (03/0=P). بالعکس، این مارکر با متغیرهایی از جمله جنس، تهاجم لنفاتیک و
مرحله تومور ارتباط معنیداری نداشت (05/0<P). به علاوه در هیچیک از بیماران تهاجم
عروقی و دور عصبی یافت نشد.
نتیجهگیری: مارکر COX-2 در بیش از
نیمی از بیماران ما دیده شد و ارتباط واضحی با تمایز تومور داشت. بنابراین این
مولکول ممکن است یک مارکر توموری مفید در ارزیابی تومورهای مثانه باشد.
مسعود یوسفی، محمدرضا پورمند، احمدرضا شاهوردی، محسن امینی، فرزانه امین هراتی،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس شایعترین عامل عفونتهای بافت نرم و پوست در سراسر دنیا بهشمار میآید. استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین مهمترین عامل عفونتهای بیمارستانی و کسبشده از جامعه بهشمار میآید. نگرانی و هشدارهای زیادی در ارتباط با مقاومت این پاتوژن به آنتیبیوتیکهای مختلف در سراسر جهان وجود دارد. از فلوروکویینولونها بهویژه سیپروفلوکساسین برای درمان بیماریهای ناشی از این پاتوژن بهطور وسیعی استفاده میشود. بروز مقاومت به سیپروفلوکساسین در سویههای استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین در حال افزایش است. در مطالعه حاضر حداقل غلظت مهاری رشد سیپروفلوکساسین- هگزاهیدروکویینولین علیه استافیلوکوکوس اورئوسهای مقاوم به متیسیلین و سیپروفلوکساسین مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: سویه استافیلوکوکوس اورئوس با استفاده از روشهای متداول میکروبشناسی بررسی شد. حساسیت سویه استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین و سیپروفلوکساسین با استفاده از روش دیسک دیفیوژن آگار مورد بررسی قرار گرفت. حداقل غلظت مهاری رشد سیپروفلوکساسین و مشتقات هگزاهیدروکویینولین و ترکیب آنها بهطور مجزا در سویه استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین و سیپروفلوکساسین با روش براث میکرودایلوشن تعیین گردید.
یافتهها: میزان حداقل غلظت مهاری رشد سیپروفلوکساسین در مجاورت با مشتقات هگزاهیدروکویینولین در مقایسه با سیپروفلوکساسین بهتنهایی در سویه استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین و سیپروفلوکساسین کاهش یافت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که مشتقات هگزاهیدروکویینولین اثر ضد میکروبی سیپروفلوکساسین علیه سویه استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین و سیپروفلوکساسین را افزایش میدهند. در نتیجه شاید بتوان از آنها بهعنوان مهار کنندههای آنتیبیوتیکی برای درمان ترکیبی استفاده کرد. این افزایش احتمالا به اثر مهاری مشتقات هگزاهیدروکویینولین روی بیان پمپ دفع آنتیبیوتیک سیپروفلوکساسین در باکتری مربوط باشد.