24 نتیجه برای سکته
منصوره تقاء، فاطمه نمکیان، محمد رضا قینی، مهدی آلوش،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: حوادث عروقی ایسکمیک مغز سومین علت شایع مرگ و میر در جامعه
است. شناسایی عوامل موثر بر پیشآگهی میتواند با اداره بیماران پرخطر، عوارض و
مرگ و میر ناشی از بیماری را بکاهد. هدف این مطالعه بررسی لیپید پروفایل سرم بهعنوان
یکیاز عوامل موثر بر پیشآگهی است.
روش
بررسی: در این مطالعه مقطعی 123 بیمار (58 زن و 65 مرد) دچار
بیماری ایسکمیک حاد مغزی بستری در بخش اعصاب بیمارستان سینا در سال 1387 بررسی شدند. معیارهای ورود بیماران به
مطالعه، سن 90-40 سال و ضایعه ایسکمیک در محدوده خونرسانی قدامی یا خلفی مغز بوده
است. معیارهای خروج از مطالعه نیز شامل ابتلا به تومور مغزی، ترومبوز سینوس وریدی
یا آبسه و سابقه بیماری متابولیک، کبدی، کلیوی و هایپوتیروییدی بوده است. لیپید
پروفایل سرم بیماران طی 24 ساعت اول بعد از سکته مغزی، بعد از 12 ساعت ناشتایی و میزان
ناتوانی بیمار با استفاده از مقیاس NIHSS در روز مراجعه و روز پنجم
بستری ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین سنی
بیماران 16/11±1/65 سال بود. میانگین کلسترول توتال سرم mg/dl46/51±93/189، تری گلیسیرید توتال mg/dl67/72±72/157 و
میانگین HDL و LDL
بهترتیب 43/14±70/47
و mg/dl94/37±98/105
بوده است. در تحلیل بهعمل آمده رابطه معکوس معنیداری میان سطح تری گلیسرید
سرم با NIHSS روز پنجم یافته شد. همچنین سن و سابقه
بیماری قلبی نیز با NIHSS روز اول رابطه مستقیم معنیداری داشتهاند
(05/0p<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که افزایش میزان تریگلیسرید پلاسما پس از سکته
حاد ایسکمیک مغزی با پیشآگهی بهتری همراه بوده است. همچنین سن بالاتر و سابقه
بیماری قلبی با پیش آگهی بدتری همراه بوده است.
زینت نادیا حتمی، علی کاظمی سعید، شبنم خوش کار نجار،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تاکنون بیماران علامتدار
با آنژیوگرافی منفی را دارای پیشآگهی خوب میدانستند اما شواهد اخیر پیشنهاد میدهند
که پیآمدهای بالینی این بیماران شایعتر از میزانهای مورد انتظار و دارای تفاوتهای
قابل توجهی در دو جنس است. هدف این پژوهش مقایسه عوامل موثر در وقوع پیامدهای
قلبی- عروقی زنان و مردان با تشخیص سندرم کرونری حاد و نتیجه آنژیوگرافی منفی است.
روش بررسی: در یک مطالعه کوهورت
191 زن با سندرم کرونر حاد و آنژیوگرافی منفی و 146 مرد با آنژیوگرافی منفی مقایسه
شدند. پس از یکسال پیگیری پیآمدهای بالینی آنها بررسی شد.
یافتهها: پیامدهای بالینی یک
سال بعد در زنان و مردان تفاوت معنیداری داشت. در زنان سکته قلبی با بالا رفتن
قطعه ST (6/1%)3 آنژین صدری ناپایدار (5/11%)22
و سکته قلبی با موج Q (5/0%)1 و هیچ موردی از سنکوپ مشاهده نگردید. در
مردان (7/2%)4 سکته قلبی با بالا رفتن قطعه ST- آنژین صدری ناپایدار در (9/19%)29 موارد، (7/0%)1
سکته قلبی با موج Q و (7/0%)1 سنکوپ مشاهده گردید. در زنان: عدم فعالیت فیزیکی (035/0P=)، دیس لیپیدمی
با (001/0=P) شاخص مچ پایی بازویی پایین با (024/0P=) و سن 50-40 سال (004/0P=) با پیامدهای
بالینی دارای ارتباط معنیدار آماری بودند و در مردان، شاخص توده بدنی 99/39-30، با
(011/0=P) با بروز
بالاتری از پیآمدهای بالینی پس از یک سال همراه بود.
نتیجهگیری: پیآمدها
در زنان و مردان به طور معنیداری متفاوت است. این تفاوتها بر اساس فاکتورهای خطر
مختلف همچنان معنیدار است. استمرار علایم نشاندهنده توسعه بیماری عروق کرونر علیرغم
نتایج منفی آنژیوگرافی است.
داوود کاظمی صالح، حیدر کریمی، امین صبوری، زهرا نیکنام، بهرام پیشگو، پدرام کریمی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: درمان انتخابی استاندارد بیماران دچار تنگی قابل توجه کاروتید، اندآرترکتومی کاروتید میباشد. درمان جایگزین انتخابی در بیمارانی که دچار دیگر بیماریهای طبی همراه (بهعنوان بیماران پرخطر) باشند، آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید میباشد. در این مطالعه قصد داریم پیامد درمانی زودرس و دیررس حاصل از آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید را در این بیماران بررسی کنیم.
روش بررسی: 82 بیمار مراجعهکننده به بیمارستانهای بقیهالله (عج) و جماران تهران که در طی سالهای 89-1387 بهعلت تنگی قابل توجه شریان کاروتید (تنگی ≥50% در بیماران با علامت و تنگی ≥ 80-70% در بیماران بدون علامت) و بهعلت ریسک بالای جراحی کاندیدای استنتگذاری گردیده بودند وارد مطالعه شدند. تمامی بیماران توسط جراح و متخصص بیهوشی از لحاظ پرخطر بودن برای اندآرترکتومی کاروتید مورد تایید قرار گرفتند. متوسط زمان پیگیری پس از استنتگذاری بیماران 9/15 ماه بود.
یافتهها: مطالعه حاضر به روش مقطعی- توصیفی بر روی 54 بیمار مرد (9/65%) و 28 بیمار زن (1/34%) انجام گرفت. سن متوسط بیماران 2/9±7/69 سال بود. آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید در 79 بیمار (3/96%) موفقیتآمیز بود. متعاقبا 3/7% مرگ، 1/6% Stroke، 9/4% TIA، 9/4% MI بعد از انجام آن مشاهده گردید.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید روش درمانی موثر، قابل اطمینان و از لحاظ تکنیکی بسیار موفقیتآمیز باشد. همچنین این مداخله ثابت نمود که استفاده از روشدرمانی آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید با میزان شیوع بسیار پایین عوارض حین و بعد عمل همراه است.
رضا ابراهیمیراد، محمدرضا زربخش بحری، سمیرا سرابی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سکته مغزی از علل مهم ناتوانی و مرگومیر در سراسر دنیاست. ارتباط بین سطح پروتیین واکنشی سی سرم و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی بهویژه در کشور ما بهخوبی مطالعه نشده است. بر این اساس این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین سطح پروتیین واکنشی سی (C-reactive protein, CRP) سرم در ۲۴ ساعت اول پذیرش و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی، انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه مقطعی کنونی روی ۵۰ بیمار دچار سکته مغزی حاد پذیرششده در بیمارستان شهید رجایی تنکابن در بازه زمانی ابتدای اردیبهشت ۱۳۹۲ تا پایان تیر ۱۳۹۳، انجام گرفت. تشخیص بالینی معتبر بر اساس CT scan و MRI داده شد. سطح پروتیین واکنشی سی سرم، در ۲۴ ساعت اول پذیرش بیمار بهروش استاندارد اندازهگیری شد. دادههای بالینی و عوامل خطر برای هر بیمار شناسایی شد. شدت سکته مغزی در زمان ترخیص با modified Rankin Scale (mRS) (< ۳ mRS خوب و ≥ ۳ mRS بد) ثبت شد.
یافتهها: میانگین سطح پروتیین واکنشی سی سرم mg/l ۱۲/۸۲ و بالاتر از حد نرمال بود. همچنین آنالیز آماری نشان داد که بین سطح پروتیین واکنشی سی سرم و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی ارتباط معناداری وجود ندارد (۰/۰۵P<).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از پژوهش کنونی نشان داد که سطح پروتیین واکنشی سی ارتباطی با پیشآگهی زودرس حاصل از سکته مغزی ندارد. بنابراین با شناخت شاخصهای جدید میتوان درمان مناسب و قویتری را در افراد با خطر مرگ با سکته مغزی در نظر گرفت.
کامران ابراهیمی، شاکر سالاریلک، کمال خادم وطن،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلب و عروق شایعترین علت مرگ در جهان بوده که بیشترین علت آن گرفتاری عروق است که این مطالعه به جهت محاسبه و مقایسه سالهای از دست رفته عمر بهدلیل مرگ و ناتوانی برای مهمترین عامل مرگ (سکته قلبی) در جامعه مورد بررسی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و طی سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با همکاری معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، تمامی بیماران با تایید رخداد سکته قلبی بر اساس علایم بالینی، بروز تغییرات در نوار قلب و افزایش آنزیمهای قلبی وارد مطالعه شدند و بار سلامتی ناشی از سکته قلبی، با استفاده از شاخص Disability adjusted life years (DALY) محاسبه گردید. دادههای ابتلا از سامانه ثبت سکته قلبی وزارت بهداشت و دادههای مرگ بر اساس نظام ثبت مرگ ICD۱۰ از معاونت بهداشت دانشگاه استخراج گردید.
یافتهها: تعداد رخداد سکته قلبی ۷۲۳۵ نفر (مردان ۶۰/۶% و زنان ۳۹/۴%) بود که میانگین سنی ۶۹±۱۵ سال بود. نتایج گویای ۵۳۸۰۴ سال (۱۷/۷ در هزار نفر) مفید از دسته رفته عمر بهدلیل مرگ یا ناتوانی ناشی از سکته قلبی بود که سهم مرگ زودرس ناشی از سکته قلبی ۵۲۱۷۰ سال (۱۷/۱ در هزار نفر) و ناتوانی حاصل از این بیماری ۱۶۳۴ سال (۰/۵۴ در هزار نفر) بود. بار سکته قلبی در مردان بیشتر از زنان بود. در هر دو جنس بیشترین بار در گروه سنی ۸۰ به بالا بود. میزان شیوع بیماری ۳۷۶ (در صدهزار نفر) برآورد شد و سکته قلبی ۱۸/۸% از کل علل مرگ را به خود اختصاص داد.
نتیجهگیری: بالا بودن بار ناشی از سکته قلبی بهویژه در مردان، رخداد سکته قلبی را بهعنوان یک اولویت بهداشتی و لزوم برنامهریزی مناسب در جهت اقدامات موثر پیشگیری و درمان مطرح میکند.
داود عظیمپور، ناهید طحان، فرشته پورسعید، فریده دهقان منشادی، عرفان قاسمی،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپاستیسیتی نقص بالینی ضایعات نورون محرکه فوقانی میباشد که بلافاصله یا مدتی پس از ضایعه نمایان میگردد و در ۳۸% بیماران سکته مغزی مشاهده میشود. بهتازگی شاک ویودرمانی بهعنوان روشی امن و موثر در درمان اسپاستیسیته گزارش شده است. این مطالعه با هدف بر آورد اثر شاک ویو در کاهش اسپاستیسیتی پس از سکته مغزی انجام شد.
روش بررسی: تمامی مقالات موجود در پایگاههای اطلاعاتی PubMed, MEDLINE, Science Direct و Scopus و موتور جستجوی Google scholar، در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا پایان ۲۰۱۶ میلادی با کلمات کلیدی Spasticity, Muscle hypertonicity, Extracorporeal Shock Wave Therapy، Stroke و Hemiplegiaبررسی شد. معیارهای ورود، مطالعات تمام متن و چاپ شده به زبان انگلیسی بود. دو مرورگر بهصورت مستقل مقالات را از نظر شرایط ورود و کیفیت بررسی نمودند. در آنالیز آماری نمرات مقیاس آشورت و دامنه حرکتی پاسیو مفصل لحاظ شد.
یافتهها: ۱۱ مطالعه با مجموع ۲۶۱ بیمار وارد مرور سیستماتیک گردید. در هفت مطالعه اثر شوکویو در عضلات اسپاستیک اندام فوقانی و در چهار مطالعه اثر شوکویو در عضلات اسپاستیک اندام تحتانی بررسی شده بود. بلافاصله پس از شوکویو درمانی کاهش معنادار مقیاس آشورت (۱/۶۲- SMD= و ۱/۰۴- تا ۲/۲-= ۹۵% CI) و افزایش معنادار دامنه حرکتی (۳/۲۳SMD= و ۵/۱۲ تا ۱/۳۵=۹۵%CI ) در مقایسه با مقادیر پایه مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شوکویو میتواند سبب بهبود اسپاستیسیته و افزایش دامنه حرکتی گردد اما مکانیزم دقیق اثر آن هنوز نامشخص است و انجام مطالعات کارآزمالیی بالینی بیشتر و با کیفیت بالاتر ضروری است.
پریسا کمیجانی، صوفیا نقدی، نورالدین نخستین انصاری، فاطمه بوالحسنی، امین نخستین انصاری،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون بریف بست (Brief-balance evaluation systems test, Brief-BESTest) یک تست بالینی برای ارزیابی تعادل است. هدف این پژوهش، بررسی پایایی بین دو آزمونگر- و یک آزمونگر (inter- and intra-rater) نسخه فارسی بریف بست در ارزیابی تعادل مبتلایان به سکته مغزی بود.
روش بررسی: پژوهش کنونی یک مطالعه مقطعی بود که از مرداد تا آذر ۱۳۹۵ در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. وضعیت تعادل بیماران با استفاده از نسخه فارسی تست بریف بست ارزیابی گردید. جهت بررسی پایایی بین دو آزمونگر، دو آزمونگر با مشاهدهی فیلم ارزیابی بیماران بهطور جداگانه به وضعیت تعادل بیماران امتیاز دادند. جهت ارزیابی پایایی یک آزمونگر، آزمونگر اول پس از یک هفته، دوباره فیلم را مشاهده و به بیماران امتیاز داد.
یافتهها: در این پژوهش ۳۰ بیمار با میانگین سنی ۱۳/۵±۵۷/۳ سال شرکت کردند. مقدار Intraclass correlation coefficient (ICC) برای هر دو پایایی بین دو آزمونگر (۰/۹۸ICC=) و پایایی یک آزمونگر (۰/۹۹ICC=) عالی بود.
نتیجهگیری: نسخه فارسی آزمون بریف بست دارای پایایی بین دو آزمونگر و پایایی یک آزمونگر بالا برای ارزیابی تعادل بیماران مبتلا به سکته مغزی میباشد.
بابک منصور افشار، محمدرضا قینی، طیب رمیم،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت ناحیه انفارکتوس بهعنوان یکی از عوارض استروک ایسکمیک شناخته میشود. این پدیده ممکن است با درجات مختلف در تمام موارد انفارکتوس رخ دهد. این مطالعه با هدف ارزیابی و بررسی فراوانی بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت در بیماران استروک ایسکمیک حاد بستری شده در بیمارستان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و آیندهنگر از فروردین ۱۳۹۳ تا فرودین ماه ۱۳۹۴ در بیماران بستری در بخش نورلوژی بیمارستان سینا شهر تهران، با تشخیص استروک ایسکمیک (شامل ترومبوتیک و آمبولیک) انجام گردید. ۱۰ روز پس از شروع علایم، بیماران تحت ارزیابی مجدد از نظر عدم ایجاد علایم نورولوژیک جدید قرار گرفته و در صورت عدم ابتلا، سیتیاسکن بدون کنتراست مغزی از جهت بررسی هموراژیک شدن ناحیه انفارکتوس برای آنها انجام شد. در صورتیکه یافته هموراژیک در ناحیهای غیر از ناحیه پیشین رخ داده بود، عدم ترانسفورماسیون هموراژیک در نظر گرفته شده و بیمار وارد مطالعه نگردید.
یافتهها: تعداد ۳۸۷ نفر دارای شرایط ورود به مطالعه بودند. از این تعداد ۲۴۹ نفر بهعلت عدم مراجعه مجدد، ترومبوز وریدهای مغزی، ایسکمی لاکونار، دریافت آنتیکوآگولان (هپارین، وارفارین)، ترانسفورماسیون هموراژیک علامتدار و فوت بیمار از مطالعه خارج شدند. در نهایت ۱۳۸ بیمار (۳۵/۶%) شامل ۸۶ مرد (۶۲/۳%) مرد و ۵۲ زن (۳۷/۷%) با میانگین سنی ۹/۳۷±۶۶/۶۱ سال (۱۰۱-۵۰ سال) در مطالعه باقی ماندند. ۲۷ مورد از بیماران (۱۹/۶%) دارای ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت بودند.
نتیجهگیری: در بیماران ایسکمیک استروک حاد، سابقه Coronary artery bypass graft (CABG) بهطور معناداری باعث افزایش احتمال بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت میگردد درحالیکه سابقه Cerebrovascular accident (CVA) با کاهش احتمال بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت همراه میباشد.
فریبا یدالهی، مسعود مهرپور،
دوره 77، شماره 7 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با اجرای تمرینهای هدفمند توانبخشی عصبی میتوان مهارت خاصی را در یک فرد سالم ایجاد کرد و نیز به بازتوانی در اندامها دست یافت. پشتوانه این فرضیه، نوروپلاستیسیتی در مغز است. در صورت بروز اختلال در سامانه مرکزی اعصاب، قشر حرکتی و یا سنسوری مغز، یادگیری حرکت دستخوش تغییر و در بیشتر موارد دچار اختلال میگردد. با پژوهش در رهیافت کنترلی مغز در مورد نحوه استخدام المانهای حرکتی در محیط بیرونی، مدلسازی بازتوانی عصبی امکانپذیر میگردد. هدف از مطالعه کنونی، مروری بر مطالعاتی است که به بررسی نقش نوروپلاستیسیتی مغزی و عوامل مرتبط با آن در بازتوانی عصبی-حرکتی پرداختهاند.
روش بررسی: برای تدوین مقاله کنونی به منابع مربوط از ژانویه ۲۰۰۵ تا ژانویه ۲۰۱۷ استناد گردیده است. بهاینمنظور با استفاده از پایگاههای اطلاعاتی Google Scholar، ProQuest، PubMed، Web of Science و نیز با ترکیب کردن واژهها، جستجو صورت پذیرفته و در مرحله اول ۴۱ مقاله مرتبط با موضوع انتخاب گردید. سپس از بین این مقالات و بر مبنای یک روش گزینشی هدفمند، مقالاتی که محتوای آنها با موضوع مطالعه مرتبط بودند، برگزیده شدند.
یافتهها: بررسی مطالعات نشان داد، تقویت نوروپلاستیستی مغز فرآیند یادگیری فعالیتهای حرکتی و بهبودی را تسهیل میبخشد و برای بازتوانی افراد دچار سکته مغزی میتوان بر روی سینرژیهای عضلاتی که الگوی فعالیت آنها پس از سکته دچار تغییر شده است تمرکز کرد.
نتیجهگیری: به حداکثر رساندن میزان نوروپلاستیسیته مغزی برای ارایه بیشترین پتانسیل جهت رسیدن به موفقیت بیشتر در درمانهای توانبخشی بهدنبال اختلالات عصبی است.
علیرضا رای، شیرین آلرد، پریسا جانجانی، سیروس نوروزی،
دوره 77، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماری قلبی و عروقی یکی از شایعترین علتهای مرگومیر در جهان بهشمار میآید و بهنظر میرسد جایگاه هورمون پاراتیرویید میتواند نقش مهمی در بیماریهای قلبی و عروقی داشته باشد. بنابراین این مطالعه با هدف مقایسه سطح سرمی هورمون پاراتیرویید در بیماران مبتلا به سکته قلبی، آنژین ناپایدار و عروق کرونر نرمال انجام شد.
روش بررسی: روش انجام این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی است که جامعه پژوهش شامل افراد مبتلا به سکته قلبی، آنژین ناپایدار و کرونر نرمال مراجعهکننده به بیمارستان امام علی (ع) شهر کرمانشاه بود که تعداد ۱۲۰ نفر از بیماران واجد شرایط بهصورت در دسترس از دی ۱۳۹۵ تا فروردین ۱۳۹۶ وارد مطالعه شدند و در سه گروه قرار گرفتند. سطح سرمی از طریق آزمایش خون در بیماران این سه گروه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: براساس نتایج مطالعه، میانگین سطح سرمی پاراتیرویید در حالت کلی و بدون گروهبندی برابر با pg/dl ۱۸/۳۲ بود. بیشترین میزان سطح سرمی پاراتیرویید در گروه کرونر نرمال و کمترین آن در گروه آنژین ناپایدار بود. در افرادی که سابقه مصرف سیگار نداشتند تفاوت معناداری بین گروههای مختلف مطالعه از نظر میانگین سطح سرمی هورمون پاراتیرویید وجود داشت.
نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده از مطالعه نشان داد، میزان سطح سرمی پاراتیرویید با بیماریهای قلبی-عروقی از جمله آنژین ناپایدار نسبت به گروه کنترل ارتباط دارد، میتوان با بررسی آزمایشگاهی سطح سرمی هورمون پاراتیرویید در افراد مشکوک پیشبینی لازم در مورد سکته قلبی، آنژین ناپایدار و کرونر نرمال را انجام داد و از ابتلا به این بیماریها با آزمایش جلوگیری نمود.
فاطمه بوالحسنی، صوفیا نقدی، نورالدین نخستین انصاری، زهرا فخاری،
دوره 78، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپاستیسیته از علایم مهم سکته مغزی است که موجب محدودیت حرکت و ناتوانی میشود. اسپاستیسیته عضلات پلانتار فلکسور مچ پا و انگشتان، منجر به اختلال در تعادل و راه رفتن بیماران میگردد. از اینرو هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات فوری سوزن زدن خشک (Dry needling) عضلات پلانتار فلکسور مچ پا و انگشتان بر شدت اسپاستیسیته و تعادل بیماران مبتلا به سکته مغزی بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی بالینی پیش و پسآزمون (pre- and post-test) بود که در درمانگاه فیزیوتراپی ضایعات مغزی دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران، از فروردین ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۳۹۷ انجام شد. ۲۰ بیمار مبتلا به سکتهی مغزی (۱۲ مرد و هشت زن با میانگین سنی ۱۳±۵۶/۵ سال) انتخاب شدند. یک دقیقه سوزن زدن خشک برای هر یک از عضلات گاستروکنمیوس، خم کننده بلند و کوتاه انگشتان پای مبتلا، در یک جلسه انجام شد. معیارهای پیامد شامل: مقیاس اصلاح شدهی اصلاح شده آشورث (Modified Modified Ashworth Scale, MMAS) برای ارزیابی اسپاستیسیته، آزمون برخاستن و رفتن زمانگیری شده و ایستادن روی یک پا، برای ارزیابی تعادل، بودند. ارزیابی در سه زمان پیش، بلافاصله و ۱۵ دقیقه پس از سوزن زدن خشک انجام شد.
یافتهها: نتایج پژوهش، نشاندهنده کاهش معنادار اسپاستیسیته عضلات پلانتار فلکسور (۰/۰۰۱P=)، زمان آزمونهای برخاستن و رفتن زمانگیری شده (۰/۰۰۱=P) و افزایش زمان ایستادن روی پای مبتلا (۰/۰۰۱P=) بلافاصله و ۱۵ دقیقه پس از درمان بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سوزن خشک توانست اسپاستیسیته عضلات پلانتار فلکسور بیماران سکته مغزی را کاهش داده و منجر به بهبود تعادل بیماران سکته مغزی شود.
مهران کوچک، نیلوفر طاهرپور، میرمحمد میری، روجا اسدپور، فاطمه ایلبیگی، سید پوژیا شجاعی، محمد سیستانیزاد،
دوره 80، شماره 9 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا یک عامل خطر مهم و قابل کنترل برای بیماریهای قلبی، سکته مغزی، نارسایی کلیه و بیماریهای عروق محیطی محسوب میشود. هدف از مطالعه حال حاضر تعیین میزان آگاهی بیماران مبتلا به سکته مغزی خونریزیدهنده نسبت به کنترل فشارخون و ارایه راهکارهایی جهت ارتقا سطح آگاهی بیماران بوده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی-توصیفی میباشد که با هدف ارزیابی آگاهی بیماران مبتلا به سکته مغزی خونریزیدهنده نسبت به مصرف داروهای ضدفشارخون انجام شد. جامعه مورد مطالعه در این طرح شامل تمام بیماران مبتلا به سکته مغزی خونریزیدهنده، بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام حسین (ع) شهر تهران در بازه زمانی شهریور تا اسفند ۱۳۹۹ بودند. اطلاعات مرتبط با آگاهی از فشارخون و مصرف داروها توسط محقق و با روش ارتباط مستقیم با بیمار یا همراه بیمار تکمیل گردید. در این پژوهش، 17 نفر از مبتلایان سکته مغزی خونریزیدهنده متعاقب بیماری پرفشاری خون در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام حسین (ع) شهر تهران وارد مطالعه شدند. میزان تبعیت صحیح از درمان در این مطالعه با استفاده از پرسشنامه موریسکی بررسی گردید.
یافتهها: در این مطالعه میانه سنی بیماران 67 سال بودهاست که 10 نفر (82/58%) زن بودند. میانه فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در بدو ورود 170 و mmHg 95 بود. چهار نفر (53/23%) از وجود این بیماری در خود آگاهی نداشتند. از 13 نفری که از بیماری پرفشاری خون خود آگاه بودند، 11 نفر (71/64%) تحت نظر پزشک بودند. اما هفت نفر (64/63%) با وجود اینکه تحت نظر پزشک بودند و تبعیت از درمان مطلوبی داشتند، فشار خون کنترلشده نداشتند که منجر به فوت شده است.
نتیجهگیری: این مطالعه هشداری برای بیماران و پرسنل بهداشتی بهمنظور توجه بیشتر به کنترل فشارخون میباشد. همچنین آموزش افراد جامعه و نیز کادر بهداشتی در زمینه اهمیت تشخیص بهموقع و درمان دقیق پرفشاری خون بهشدت توصیه میگردد.
سارا رنجی، مجتبی شهبازی، مهدی شفیعی ثابت، عباس تفاخری،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی یکی از علل مهم ایجاد دردهای مزمن میباشد. در بیماران مقاوم به درمانهای دارویی، یکی از روشهای جایگزین تعبیه الکترودهای عمقی مغز و تحریک عمقی مغز بوده و ما اولین مورد انجام شده در ایران را بررسی میکنیم.
معرفی بیمار: بیمار آقای 51 ساله که بهدنبال سکته مغزی از هشت سال پیش دچار ضعف و اختلال حس اندامهای سمت چپ شده و سپس به تدریج دردهای مزمن در سمت چپ بدن ایجاد شده است. علیرغم درمانهای متعدد دارویی پاسخ مناسبی نداشته است. با توجه به علایم ناتوانکننده، بیمار در اردیبهشت 1402 در بیمارستان امامخمینی تحت تعبیه الکترود عمقی مغز و تحریک عمقی مغز قرار گرفت. در پیگیریهای بیمار بهبودی قابلتوجهی در این دردها ایجاد شد.
نتیجهگیری: تحریک عمقی مغز میتواند بهعنوان یک درمان موثر در بیماران مبتلا به دردهای مزمن که به درمان دارویی مقاوم بودهاند، مورد استفاده قرار گیرد.
مریم مهرپویا، زهرا صادقی،
دوره 81، شماره 8 - ( 8-1402 )
چکیده
ترومبوز بطن چپ (Left ventricle thrombosis, LVT) یک عارضه بسیار جدی و تهدیدکننده حیات است که معمولا بهدنبال سکته حاد قلبی همراه با بالارفتن قطعه ST (STEMI) که منجر به اختلال حرکت دیوارهای قابلتوجه (RWMA) میشود، رخ میدهد. تشخیص، درمان و مدیریت آن چالشبرانگیز بوده و بستگی به موارد مختلفی از جمله نوع ترومبوز، زمان انجام آنژیوپلاستی پرکوتانئوس کرونر (PCI) و بیماری زمینهای دارد. روش تشخیصی ارجح آن تصویربرداری تشدید مغناطیسی قلبی عروقی (CMR) میباشد اما بهصورت روتین اکوکاردیوگرافی ترانس توراسیک (TTE) مورد استفاده قرار میگیرد. شایان ذکر است که در صورت محرز نبودن تشخیص ترومبوز بطن چپ با اکوکاردیوگرافی معمول، از مادهی حاجب برای ایجاد دقت (Resolution) بیشتر استفاده میشود. دو عارضه جدی ترومبوز بطن چپ سکته مغزی و آمبولی سیستمیک شریانی (SE) میباشد. در حال حاضر برای درمان ترومبوز بطن چپ از ترکیب آنتاگونیست ویتامین K (وارفارین) درکنار هپارین استفاده میشود. استفاده از آنتیکواگولانتهای خوراکی با اثر مستقیم (DOAC) با اینکه نتایج بسیار خوبی به ارمغان آورده ولی بهدلیل نبود کارآزمایی بالینی (Clinical Trial) وسیع برای ارزیابی آن، استفاده روتین از این دارو بحثبرانگیز است و تنها در صورت عدم تحمل یا کنتراندیکاسیونهای وارفارین، میتوان از آنتیکواگولانتهای خوراکی با اثر مستقیم، بهعنوان جایگزین استفاده نمود. هدف این مطالعه مروری (Narrative review)، بررسی آخرین منابع در زمینه اداره ترومبوزهای بطن چپ و اتخاذ بهترین رویکرد برای این بیماران میباشد.
محمد مهدی غلامیان، مهرنوش دیانتخواه، محمد کرمانی القریشی، احسان شیروانی،
دوره 81، شماره 8 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان تطابق روند دارودرمانی بیماران مبتلا به NSTE-ACS با گایدلاین ESC2020 در بیمارستان شهید چمران اصفهان میباشد.
روش بررسی: مطالعه انجام شده یک مطالعه گذشتهنگر است که در مقطع زمانی شش ماهه (از فروردین ۱۴۰۰ تا شهریور ۱۴۰۰) بر روی پرونده ۲۳۹ بیمار NSTE-ACS در بیمارستان شهید چمران اصفهان انجام گرفت. در این تحقیق پرونده بیماران از لحاظ اندیکاسیون تجویز و انتخاب نوع و دوز داروی تجویزی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از ۱۸ آیتم بررسی شده، در ۱۴ مورد تطابق بالای %۹۵ گزارش شد. تطابق کمتر از ۵۰% با گایدلاین نیز در موارد انتخاب نوع داروی ضدپلاکت، اندیکاسیون و دوز تجویز شده از مهارکنندههای GP2b3a و انتخاب نوع آنتیکواگولانت مشاهده شد.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشاندهندهی تطابق کلی نسبتاٌ بالایی در دارودرمانی بیماران NSTEMI-ACS با گایدلاین میباشد. اما در ارتباط با تجویز مهارکنندههای GP2b3a و انتخاب نوع داروی ضدپلاکت و آنتی کواگولانت تطابق ضعیفی مشاهده شد.
حمیدرضا چوبداری، محمدعلی قرائت،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
سکته مغزی یک عامل تهدیدکننده سلامتی است. این عارضه به دو نوع ایسکمیک با شیوع بسیار بالاتر و هموراژیک با شیوع پایینتر دستهبندی میشود. سکته ایسکمیک ناشی از پارگی پلاکهای شریانی عروق مغزی، انفارکتوس مغزی-قلبی و انفارکتوس عروق کوچک است. التهاب، استرس اکسیداتیو، مرگ سلولی و اتوفاژی از عوامل تشدیدکننده این عارضه هستند. در حالیکه سکته هموراژیک ناشی از خونریزی خودبهخودی درونمغزی و زیر عنکبوتیه و در مردان شایعتر است. کاهش عوامل خطرزا همچون تروما، فشارخون بالا، الکل، لیپوپروتیین چگالی پایین و گلیسیرید، دخانیات و مواد مخدر میتواند در پیشگیری از این عارضه موثر باشد. فعالیتهای بدنی از عوامل بازدارنده و موثر در بازتوانی پس از سکته هستند. فعالیتهای هوازی، ترکیبی یا شدید با برقراری تعادل بین مسیرهای آپوپتوزی و ضدآپوپتوزی، رگزایی، کاهش استرس اکسیداتیو و افزایش فعالیت آنتیاکسیدانی از بافت مغز محافظت میکنند. مکانیزمهای درگیر در بازتوانی پس از سکته مغزی ایسکمیک با فعالیت بدنی، بیشتر به بهبود عملکرد دندریتها و سیناپسها، انعطافپذیری سیناپسی، تنظیم گیرندههای یونوتروپیک، افزایش فاکتور رشد شبه انسولینی برمیگردد. در بیماران سکته ایسکمیک حاد، تمرین شدید موجب بهبود توجه، استقلال، توانایی راه رفتن و توان هوازی میشود. همچنین اثرات مثبت آغاز تمرین یک روز پس از بروز سکته مغزی نشان داده شده است. در سکته مغزی هموراژیک نیز، ورزش موجب کاهش فشارخون سیستولی، تنظیم پاراسمپاتیکی فشارخون استراحتی و رگزایی در سیستم عصبی میشود. ورزش سبک تا متوسط میانمدت یا طولانیمدت در مقایسه با ورزش کوتاهمدت با شدت زیاد در این عارضه توصیه میشود. همچنین آغاز زودهنگام فعالیت بدنی در دوران ریکاوری پس از سکته میتواند مفید باشد.
محمد رجبپور، عباس حیدری، کاویان قندهاری، امیر میرحقی،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوارض نامطلوب سکته مغزی، بستری مجدد است. تفاوت بین عوامل خطر بستری مجدد و عوامل خطر بروز سکته مغزی مشخص نیست. هدف این مطالعه: 1) تعیین عوامل خطر قابل پیشگیری از بستری مجدد ناشی از سکته مغزی و 2) ارایه مدل پنداشتی برای عوامل قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد بیماران سکته مغزی میباشد.
روش بررسی: این مرور یکپارچه طبق روش وایت مور و نافل (2005) و با جستجوی شواهد در پایگاههای اطلاعاتی معتبر PubMed Web of Science, CINAHL, Scopus و موتور جستجوی Google scholar با استفاده از کلیدواژههای فارسی شامل: سکته مغزی، بستری/عود/پذیرش مجدد، مروری، مرور نظامند و متاآنالیز و معادل انگلیسی آنها شامل: stroke, readmission/recurrence/re-hospitalization, review, systematic review, Meta-analysis در محدوده زمانی دی 1401 تا شهریور 1402 براساس گایدلاین PRISMA انجام شد. علاوه بر سنتز کیفی عوامل بستری مجدد در قالب طبقات، مدل پنداشتی این عوامل نیز ارایه شد.
یافتهها: مهمترین عوامل خطر قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد در 4 طبقه: 1- نقص دانش نسبت به عوامل خطر بالینی (شامل: پرفشاری خون، فیبریلاسیون دهلیزی، دیابت)، 2- عادات غذایی و درمانی ناسالم، 3- رفتارهای بهداشتی پرخطر (استعمال سیگار، مصرف الکل، عدم فعالیت فیزیکی) و 4- دیسترس روانی (افسردگی و نگرانی درباره آینده) دستهبندی شد.
نتیجهگیری: مهمترین عوامل خطر قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد بیماران سکته مغزی، نقص دانش نسبت به عوامل خطر بالینی خصوصا پرفشاری خون و رفتارهای پرخطر بهداشتی هستند. بنابراین باید برنامههای مراقبتی و پیگیرانه دقیقتری برای پس از ترخیص بیماران سکته مغزی طراحی نمود.
راضیه یوسفی، پیام ساساننژاد، عیسی نظر، علی هادیانفر، محمد تقی شاکری، زهرا جعفری،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی عوامل تاثیرگذار بر طول مدت بستری بیماران مشکوک به سکته مغزی، میتواند در بهینهسازی استفاده از منابع بیمارستانی موثر باشد. لذا این مطالعه با هدف تحلیل بقای عوامل مرتبط با زمان بستری بیماران مشکوک به سکته مغزی، که با اورژانس به بیمارستان قائم (عج) مشهد انتقال داده شده بودند، انجام شد.
روش بررسی: در این کوهورت تاریخی، اطلاعات کلیه بیماران مشکوک به سکته مغزی که از ابتدای فروردین تا آخر اسفند 1397 با اورژانس 115 مشهد تماس گرفته و به بخش اورژانس بیمارستان قائم (عج) مشهد منتقل شده بودند جمعآوری شد. دادههای اورژانس پیش بیمارستانی با استفاده از شناسه ماموریت با سوابق بیمارستانی ادغام شدند. پیامد نهایی مطالعه، طول مدت بستری بیماران بود. برای تحلیل دادهها، از نرمافزار Stata استفاده شد.
یافتهها: میانه طول مدت بستری بیماران هفت روز بود. از بین 578 بیمار شرکتکننده 386 مورد (67%) بهبود یافته و 190 مورد (33%) سانسور شده بودند. در تحلیل چند متغیره، رگرسیون کاکس بهدلیل عدمبرقراری فرض خطرات متناسب، نامناسب شناخته شد. پس از برازش مدلهای پارامتری لگ نرمال، لگ لجستیک، نمایی و وایبل، مدل لگ نرمال با کمترین مقادیر AIC و BIC به ترتیب برابر 909/1273و 740/1356 بهعنوان بهترین مدل انتخاب شد. از بین متغیرهای موردبررسی اولویت پذیرش بیماران، بیمه، فصل بستری و حاشیهنشینی بهعنوان متغیرهای معنادار شناخته شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد مدلهای بقا میتوانند به خوبی جهت تحلیل دادههای طول عمر بهکار گرفته شوند و براساس معناداری متغیرها، به نظر میرسد که با تمرکز بر آمادگی بیشتر مراکز و تخصیص منابع، برنامهریزیهای مفیدتری قابلاجرا باشد.
حمیدرضا مهریار، پیمان اتابکی، عباس ریاحی، محمد رضا امیری نیکپور،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ظهور داروهای ترومبولیتیک افقهای جدیدی را در درمان مبتلایان به سکته حاد ایسکمیک مغزی گشوده است و این مطالعه با هدف ارزیابی موانع دریافت فعالکننده پلاسمینوژن بافتی در بیماران مبتلا به سکته مغزی حاد ایسکمیک در بیمارستان امام خمینی ارومیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی-تحلیلی به شیوه مقطعی از اول فروردین الی 29 اسفند 1394 بر روی بیماران مبتلا به سکته حاد ایسکمیک مغزی مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان امام خمینی ارومیه به روش نمونهگیری سرشماری انجام شد که برای جمعآوری دادهها از چک لیستی که شامل اطلاعات دموگرافیک بود استفاده شد که دادهها بعد جمعآوری وارد SPSS software, version 18 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) شده و با کمک آمار توصیفی تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 100 بیمار موردبررسی یک درصد بیماران حایز دریافت داروی rtPA بودند و شایعترین عامل ممانعتکننده در دریافت دارو به ترتیب مربوط به تاخیر در مراجعه به بیمارستان (69%)، تاخیر در رویت سیتی اسکن (49%)، تاخیر در ویزیت سرویس نورولوژی (40%)، تاخیر در آماده شدن آزمایشات (26%) و از میان کنترا اندیکاسیونهای دریافت دارو، بهبود سریع علایم با 19% قرار داشتند. میانگینهای زمانی بین شروع علایم تا ورود به اورژانس، ورود بیمار به اورژانس تا ویزیت پزشک، جوابدهی آزمایشات، انجام سیتی اسکن، مشاوره نورولوژی و تصمیم نهایی برای بیمار به ترتیب برابر با 1305، 13، 118، 151، 162، 1523 دقیقه بهدست آمد.
نتیجهگیری: مهمترین مانع در شروع به موقع ترومبولیتیک تراپی تاخیر در مراجعه به اورژانس است. بنابراین آموزش همگانی در جهت ارتقاء سطح آگاهی عمومی جامعه میتواند در کاهش این تاخیر زمانی موثر باشد.
مجید جهانشاهی، مرتضی طاهری، سید عبدالهادی دانشی، مصطفی حاجی رضایی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کرانیکتومی فشاری روش مدیریتی بیماران مبتلا به فشار داخل جمجمه بالا و ادم مغزی است. گرچه تکنیک انجام این روش ساده است اما با عوارض زیادی همراه است. گزارش شده است که عوارض با پیامد بدتری همراه است. هدف این مطالعه بررسی فراوانی و عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی 79 بیمار که در بیمارستان شهدای هفتم تیر تحت کرانیکتومی دکمپرسیو قرار گرفتهاند، انجام شد. با بررسی پرونده بیماران، اطلاعات دموگرافیک، بالینی و یافتههای سیتیاسکن بیماران جمعآوری شد. پس از تعیین بیماران با اختلال در گردش مایع مغزی، عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو با استفاده از Logistic regression چند متغیره تعیین شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 64/12±56/40 سال و 3/82% مرد بودند. در مجموع 7/36% (19 نفر) بیماران به درجاتی از هیگروم ساب دورال مبتلا شدند. 19% (15 نفر) طی شش ماه اول پس از جراحی دچار هیدروسفالی شدند. نتایج رگرسیون لجستیک چندمتغیره نشان داد که ابتلا به هماتوم داخل بطن (6/240: OR، :CI95% 9414/36-15/6، 003/0P=) و عمل مجدد (91/75: OR، :CI95% 1485/43-88/3، 004/0P=) دو عامل مستقل مرتبط با ابتلا به هیدروسفالی در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو هستند.
نتیجهگیری: در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو، وجود هماتوم در بطنهای مغز و عمل جراحی مجدد دو عامل خطر ابتلا به اختلال در گردش مایع مغزی نخاعی هستند.