198 نتیجه برای تیک
محمد رضا نوری دلویی، رضا ابراهیم زاده وصال،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
پروستات بهشکل غدهایکوچک در زیر مثانه قرار داشتهو بخش بالایی مجرایادراری را دربر میگیرد. در کشورهای توسعهیافته سرطان پروستات دومین سرطان رایج (پس از سرطان پوست) و دومین سرطان مرگآور (پس از سرطان ریه) در مردان است. چندین مطالعه تجمع خانوادگی از سرطان پروستات را نشان دادهاند. دلیل اصلی برای این تجمع به ارث بردن ژنهای درگیر است. سابقۀ ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به این سرطان است. ژن گیرنده آندروژن نقش مهمی در بروز و پیشرفت سرطان پروستات دارد. همچنین ژنهای AR، CYP17، SRD5A2، HSD3B1 و HSD3B2 در متابولیسم آندروژن و تکثیر سلولی در پروستات جایگاه ویژهای دارند. برخی چندشکلیها در این ژنها با افزایش خطر سرطان پروستات همراه است. شماری از ژنها که در پروستات بیان میشوند و عمدتاً در ارتباط با تولید مایع منی هستند با سرطان پروستات هم در ارتباط میباشند. تغییرات اپی ژنتیک، بهویژه هیپرمتیلاسیون DNA در نواحی پروموتر نقش مهمی در کاهش بیان ژنهای مهمی برای مراقبت و پیشگیری از بروز سرطان پروستات دارند. شماری از تغییرات مولکولی و ژنتیکی در سرطان پروستات مشاهده شده است. ژنهای مهارکننده متاستاز هم در سرطان پروستات شناخته شدهاند. در این مقالهمروری، با استفاده از دهها منبعمعتبر و جدید، تازهترین یافتهها پیرامون ژنتیک مولکولی، پیشگیری و بهویژه ژن درمانی در سرطان پروستات ارایه شده است.
سید محمد رضا مرتضویزاده، محمد باقر اولیاء، گلبرگ مهرپور،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سندروم دیستروفی سمپاتیکی واکنشی (RSDS) بیماری با علت نامشخص است که با درد ، تورم، محدودیت حرکت، تغییرات پوستی و وازوموتور و کاهش بافت استخوانی استخوان به صورت موضعی در انتهای اندام مشخص می شود. فاکتورهای خطر متعددی برای این بیماری مطرح شده که یکی از آنها داروها می باشند. در بین داروهای ایجاد کننده این بیماری می توان به سیکلوسپورین اشاره کرد.
معرفی بیمار: آقای 33 ساله با سابقه لوکمی لنفوبلاستیک حاد (ALL) به دنبال پیوند مغز استخوان، دچار GVHD شده و سپس تحت درمان با سیکلوسپورین قرار می گیرد و دو ماه پس از مصرف دارو با درد و تورم دیستال هر چهار اندام مراجعه می کند. تست های آزمایشگاهی به غیر از تست های عملکرد کبدی نرمال بودند. با شک بالینی به سندروم دیستروفی سمپاتیکی واکنشی از بیمار اسکن سه فازی رادیونوکلئیدی به عمل آمد که در فاز تاخیری افزایش جذب را در نواحی زانو، ساق، پاها و دست ها در مرحله عروقی و استخوانی نشان داد. بر اساس یافته های بالینی و اسکن تشخیص RSDS گذاشته شد.
نتیجه گیری: با توجه به این گزارش و گزارشات مشابه به نظر می رسد که سیکلوسپورین را می توان به عنوان یکی از علل سندروم دیستروفی سمپاتیکی واکنشی در نظر گرفت.
عباسعلی وفایی، علی رشیدیپور،
دوره 67، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: مطالعات قبلی نشان
دادهاند که وقایع استرسزا که با ترشح هورمونهای گلوکوکورتیکوییدی از قشر غدد
فوقکلیه همراهند و همچنین تزریق آگونیست گیرندههای گلوکوکورتیکوییدی احتمالا با
اثر بر فرایند یادگیری و حافظه هیجانی، موجب تعدیل آن میشوند. هدف این تحقیق تعیین
اثرات استرس حاد و تزریق سیستمیک کورتیکوسترون به عنوان آگونیست گیرنده گلوکوکورتیکوییدی
بر فاز اکتساب، تثبیت و بهخاطرآوری اطلاعات در موش سفید بزرگ آزمایشگاهی (صحرایی)
در مدل یادگیری احترازی غیرفعال بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی
از 180 سر موش نر نژاد ویستار (220 تا250 گرم) استفاده شد. ابتدا موشها در
دستگاه احترازی غیرفعال آموزش داده شدند و 48 ساعت بعد از آن ارزیابی بهخاطرآوری
انجام شد که در طی آن مدت زمانی که طول میکشید تا حیوان برای اولین بار وارد
محفظه تاریک دستگاه شود و کل مدت زمانی که در محفظه روشن و تاریک در طی 10
دقیقه ارزیابی سپری مینمود به عنوان معیار میزان حافظه در نظر گرفته شد و
ثبت گردید. برای ارزیابی اکتساب، تثبیت و بهخاطرآوری حافظه 30 دقیقه قبل و
بلافاصله بعد از آموزش و 30 دقیقه قبل از تست بهخاطرآوری کورتیکوسترون با دوزهای
5/0، یک و سه میلیگرم به ازاء هر کیلو وزن و به صورت داخل صفاقی تزریق شد.
همچنین از استرس محدودکننده به مدت 10 دقیقه در زمانهای مشابه در فازهای مختلف
حافظه استفاده گردید و در انتها فعالیت حرکتی حیوانات مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که تزریق کورتیکوسترون 30
دقیقه قبل از آموزش با دوز یک میلیگرم اکتساب و تزریق آن با دوز یک و سه میلیگرم
تثبیت را بهطور معنیداری تقویت نمود (05/0p<) و با همین دوزها بهخاطرآوری
را بهطور معنیداری مختل نمود (05/0p<). استرس حاد همه فازها
را دچار اختلال نمود. ضمنا تزریق کورتیکوسترون و استرس حاد تاثیر معنیداری بر
فعالیت حرکتی حیوانات ندارد.
نتیجهگیری: که گیرندههای گلوکوکورتیکوییدی بسته به میزان فعال شدن نقش
مهمی در تعدیل فازهای مختلف یادگیری (اکتساب، تثبیت و بهخاطرآوری اطلاعات تازه
آموخته شده) مربوط به حوادث هیجانی دارند و این اثرات در فازهای مختلف
یادگیری متفاوت است.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
مریم ابوطالبی چالشتری، علی رشیدیپور، عباسعلی وفایی،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد نشان میدهد تزریق گلوکوکورتیکوییدها بعد از آموزش تثبیت انواع مختلف حافظهرا افزایش میدهند. مکانیسمهای اثر افزایشی آنها بر تثبیت حافظه روشن نیست. هدف مطالعه بررسی نقش گیرندههای NMDA و کانالهای کلسیمی در اثرات کورتیکوسترون بر تثبیت حافظه است.
روش بررسی: ١66 سر موش سوری نر نژاد آلبینو با وزن میانگین ٣٠ گرم استفاده شد. موشها در مدل یادگیری احترازی غیر فعال آموزش داده شدند (شوک 5/0 میلیآمپر برای مدت سه ثانیه). در آزمایش یک بلافاصله بعد از آموزش، کورتیکوسترون با دوزهای مختلف (3/0، یک و سه میلیگرم بهازای کیلوگرم) تزریق شد. در آزمایش دو و سه بهترتیب اثر موثرترین دوز کورتیکوستر-ون در حضور یا غیاب وراپامیل (یک آنتاگونیست کانالهایکلسیمی با دوزهای 5/2، پنج و 20 میلیگرم بهازای کیلوگرم) یا MK 801 (یک آنتاگونیست گیرندههای NMDA با دوز 1/0 میلیگرم بهازای کیلوگرم) بررسی شد. در همه آزمایشها، 48 ساعت بعد از آموزش، تست بهخاطرآوری (مدت زمانی که طول میکشید که حیوان وارد بخش تاریک دستگاه شود) انجام شد.
یافتهها: کورتیکوسترون در دوز 3/0 میلیگرم بهمیزان معنیداری تثبیت حافظه را افزایشداد. وراپامیل در دوزهای ٥/٢ و پنج میلیگرم اثرات تقویتی کورتیکوسترون را بر تثبیت حافظه تضعیف نمود. تجویز MK 801 نیز بهطور معنیداری اثرات کورتیکوسترون را بر تثبیت حافظه مهار میکند.
نتیجهگیری: حداقل بخشی از اثرات کورتیکوسترون بر تثبیت حافظه از طریق کانالهای کلسیمی و گیرندههای NMDA اعمال میشود.
افشین آماری، سید علیرضا رضوی، آرزو جمالی، عباسعلی امینی سردرود، معصومه معتمدی، سعیده شجاعی، بیتا انصاریپور، آرش پورغلامی نژاد، جمشید حاجتی،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای دندریتیک مهمترین سلولهای عرضهکننده آنتیژنهای توموری به سلولهای TCD8+ و TCD4+ میباشند که باعث برانگیختن این سلولها و ایجاد پاسخ اختصاصی ضد تومور میشوند. یکی از راههای ایجاد پاسخ مناسب ضد توموری افزایش کارایی سلولهای دندریتیک در عرضه آنتیژن و تحریک لنفوسیتهای T میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر سلولهای دندریتیک فعال شده با اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما گوندی بر نفوذ سلولهای TCD8+ در بافت تومور و پاسخ سیتوتوکسیک آنها است.
روش بررسی: سلولهای مغز استخوان موش بهمدت پنج روز در حضور GM-CSF و IL-4 کشت داده شدند. روز پنجم سلولهای دندریتیک نابالغ حاصله با اجزاء پروتیینی یا عصاره کامل توکسوپلاسما گوندی و یا LPS بهمدت دو روز کشت داده شد. برای القای تومور سلول WEHI-164 بهصورت زیر جلدی به موش تزریق شد. برای ایمونوتراپی ١٠٦ سلول دندریتیک بالغ شده با ترکیبات مختلف به موشها تزریق شد. از روش فلوسایتومتری برای اندازهگیری میزان نفوذ سلولهای CD8+ استفاده شد و قدرت کشندگی لنفوسیتها با روش LDH اندازهگیری گردید.
یافتهها: استفاده از اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما برای بلوغ سلولهای دندریتیک در مقایسه با سایر عوامل بهطور معنیداری باعث افزایش نفوذ سلولهای
CD8+ به بافت تومور و تقویت پاسخهای سیتوتوکسیک گردید. میزان بقای موشها در این گروه از گروههای دیگر بیشتر بود (p<0/0001).
نتیجهگیری: ترکیبات میکروبی مانند اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما که پاسخ Th1 را سبب میشوند، میتوانند باعث افزایش کارایی سلول دندریتیک در نفوذ سلولهای CD8+ T و افزایش پاسخهای سیتوتوکسیک شوند.
مرضیه غفارنژاد، ندا ارجمند، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (Polycystic ovary syndrome) از علل مهم اختلال در کار تخمکگذاری تخمدانها و در نتیجه، ناباروری میباشد. دو روش گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مواردی که درمان با کلومیفن با شکست مواجه میشود از گزینههای مهم هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه میزان حاملگی با گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک مقاوم به درمان کلومیفن میباشد. روش بررسی: نوع مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده میباشد که در خانمهای نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مقاوم به کلومیفن و مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزاکوچکخان دانشگاه علومپزشکیتهران طی سالهای 87-82 انجام شده است. یافتهها: تعداد 50 خانم در هر گروه درمان به صورت تصادفی قرار داشتند که از نظر سن، تعداد سالهای نازایی اولیه، تعداد سالهای نازایی ثانویه، تفاوتی نداشتند. در گروه لاپاراسکوپی هشت مورد (16%) حاملگی بوده که همه موارد ترم شدهاند. در گروه گونادوتروپین، 14 مورد (28%) حاملگی بوده که 10 مورد ترم (20%) و چهار مورد (8%) سقط شدهاند. هزینه درمان در گروه گونادوتروپین بهطور معنیداری بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بود (001/0p<). در آنالیز لوجستیک رگرشن، با کنترل اثر سن، شاخص توده بدن و هزینه درمان، نوع درمان (لاپاراسکوپی یا گونادوتروپین)، اثر معنیداری در پیشگویی حاملگی ترم نداشت. نتیجهگیری: گرچه درصد حاملگی در گروه گونادوتروپین، بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بوده ولی موارد سقط نیز بیشتر بوده و در نهایت تفاوت معنیداری در حاملگی ترم بین دو گروه دیده نشد. در مجموع مطالعات بیشتری نیاز است تا در مورد مزایای این روشها بتوان تصمیمگیری نمود.
سیروس عظیمی، هاجر کریمیان،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: شکافهای
لب و کام از شایعترین ناهنجاریهای مادرزادی سر و گردن بهشمار میروند. این
بیماریها نهتنها باعث تغییر در شکل ظاهری صورت شده و مشکل زیبایی شدیدی برای
نوزاد ایجاد میکنند، بلکه باعث ایجاد بار روانی و اقتصادی زیادی نیز در خانواده
میشوند. لذا بهنظر میرسد بررسی شیوع شکافهای لب و کام در جامعه و بررسی عواملی
چند در ایجاد این بیماری شاید بتواند گامی در جهت کاهش شیوع و سالمسازی نسلهای
آینده باشد.
روش بررسی: در
این مطالعه از بین 7374 شجرهنامه بیماران مراجعهکننده به درمانگاه ژنتیک انستیتو
کانسر، مجتمع بیمارستانی امامخمینی طی سالهای 84-1381، تعداد 99 شجرهنامه که
مربوط به بیماران با شکافهای لب یا کام بودند مجزا گردید. سپس 136 بیمار موجود در
بین شجرهنامهها، بر اساس نوع بیماری (شکاف لب با یا بدون شکاف کام، شکاف کام بهتنهایی
و نوع سندرمیک بیماری)، نسبت فامیلی والدین، جنسیت و سابقه خانوادگی مثبت برای
بیماریهای فوق مجزا گردیدند.
یافتهها: در این مطالعه شیوع CL±P غیر سندرمیک هفت در
1000 و شیوع CP ایزوله غیر سندرمیک 1/3 در 1000 نفر از مراجعهکنندگان تخمین زده
شد. در 1/58% از کل بیماران، ازدواج والدین از نوع فامیلی بوده و در 4/43% نیز
سابقه خانوادگی مثبت وجود داشت.
نتیجهگیری: شیوع
ازدواجهای فامیلی در بین والدین بیماران دارای شکاف لب یا کام سندرمیک بهطور معنیداری
(02/0p=) بیشتر از شیوع آن در بین والدین بیماران غیر سندرمیک بوده و در
بین بیماران غیرسندرمیک نیز شیوع ازدواجهای فامیلی در بین والدین بیماران CL±P بهطور معنیداری
(02/0p=) بیشتر از شیوع آن در بیماران CP تنها میباشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
ابوالقاسم یوسفی، فرشته عسگری،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: سندرم
نورولپتیک بدخیم واکنش ایدیوسنکراتیک به داروهای نورولپتیک است که با تب، عدم ثبات
اتونوم، سفتی عضلانی، تغییر در هوشیاری تظاهر مییابد. مکانیسم آن بلوک رسپتورهای
دوپامینی در هیپوتالاموس و نیگرواستریاتوم میباشد. درمان آن دانترولن،
بروموکریپتین، آمانتادین و الکتروشوک درمانی است.
گزارش مورد: بیمار این گزارش خانم 22 سالهای
است که با پرخاشگری، رفتارهای تکانشی و کاهش نیاز به خواب به اورژانس بیمارستان
روزبه ارجاع و با تشخیص اسکیزوفرنیا بستری میشود. با تجویز هالوپریدول تزریقی
دچار تب بالا، تعریق و سفتی عضلانی میگردد. با تشخیص سندرم نورولپتیک بدخیم تحت
درمان با دانترولن، بروموکریپتین و آمانتادین قرار میگیرد. علیرغم فروکش کردن
تب، سایر علایم برطرف نمیگردد. با توجه به مدارک موجود درباره تاثیر الکتروشوک
درمانی، بیمار تحت الکتروشوک درمانی قرار میگیرد.
نتیجهگیری: با توجه به پاسخ سریع بیمار و موارد اندک گزارش مشابه در جمعیت ایرانی
و مشکلات درمان دارویی این مورد جهت مطالعه بیشتر درباره کاربرد الکتروشوک درمانی
در درمان سندرم نورولپتیک بدخیم معرفی میگردد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
فیروزه اکبریاسبق، ماهک پاپن، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مقاومت بهانسولین در
مبتلایان به سندرم تخمدان پلیکیستیک، یکی از مارکرهای مهم پیامد بد درمان نازایی
میباشد. هدف ما از این مطالعه، بررسی نقش متفورمین در پیشگویی نتایج درمانی تزریق
اسپرم در سیتوپلاسم تخمک Intra Cytoplasmic Sperm Injection در بیماران نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه
کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی، با کنترل که در زنان نابارور 38-20 ساله، مبتلا
بهسندرم تخمدان پلیکیستیک کاندید ICSI،
مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزا کوچکخان در طی سالهای 87-85 انجام
شد. بیماران در هر گروه درمانی متفورمین و پلاسبو، بر اساس شاخص توده بدنی (BMI)، به دو گروه تقسیم شدند.
یافتهها: از 52 خانم مورد
مطالعه، (50%)26 نفر گروه درمان با متفورمین و (50%)26 نفر گروه پلاسبو بودند.
درمان با متفورمین، در خانمهای با2kg/m BMI<28، باعث افزایش معنیدار تعداد
فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد اووسیت و تعداد اووسیت بالغ شد ولی در خانمهای
با (28&leBMI) مبتلا به PCOS،
اثر قابل ملاحظهای نداشته است. در خانمهای در هر دو گروه وزنی بالا و پایین
حاملگی شیمیایی و حاملگی کلینیکی، در گروه متفورمین، بیشتر از گروه کنترل و میزان
سقط کمتر بود ولی این تفاوتها معنیدار نبود.
آنالیز لوجستیک رگرشن، با تعدیل اثر تعداد فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد
موارد امبریو با کیفیت A، تعداد اووسیت و BMI،
تفاوت معنیداری در حاملگی کلینیکال در دو درمان با متفورمین و پلاسبو، نشان نداد.
نتیجهگیری: درمان
متفورمین در بیماران PCOS کاندید IVF/ICSI، در گروه وزن نرمال، اثر بهتری دارد. در این مورد تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
سیدسعید اشراقی، محمدمهدی سلطان دلال، فاطمه فرد صانعی، تقی زهرایی صالحی، رضا رنجبر، بهرام نیکمنش، فرزانه امین هراتی، زهرا عبدالصمدی، ابوالفضل اکبری،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سالمونلوزیس
یک گاستروانتریت ناشی از آلودگی با سرووارهای مختلف باکتری سالمونلا میباشد. در
سالهای اخیر، سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا سرووار انتریتیدیس بهعنوان مهمترین عامل گاستروانتریت در انسان از اهمیت جهانی خاصی برخوردار شده
است. انواع مختلف سالمونلا در سالهای اخیر بهطور روز افزون به آنتیبیوتیکهای
رایج و مصرفی در درمان مقاوم شدهاند. هدف اصلی از این مطالعه بررسی شیوع و تعیین
الگوی مقاومت دارویی سالمونلا انتریتیدیس جدا شده از مرکز طبی کودکان میباشد. تا
از این رهگذر بتوان در درمان مناسب عفونتهای سالمونلایی قدم موثری برداشت.
روش بررسی: این
مطالعه به صورت مقطعی از فروردین تا آذر 1387 در تهران صورت گرفت. 1950 نمونه
مدفوع کودکان مبتلا به اسهال کشت و مورد بررسی قرار گرفت. جهت تعیین مقاومت آنتیبیوتیکی
سویههای ایزوله شده نسبت به 16 آنتیبیوتیک، از روش استاندارد توصیه شده از طرف CLSI استفاده گردید.
یافتهها: از
26 سویه سالمونلا 14 سویه (54%) سالمونلا انتریتیدیس، دو سویه (8%) سالمونلا پاراتیفی B، شش سویه (23%) سالمونلا پاراتیفی C، سه سویه (11%) سالمونلا آریزونه و یک سویه
(4%) متعلق به سالمونلا پاراتیفی A بود. در این مطالعه 100% سویهها به
سیپروفلوکساسین، سفتریاکسون، سفتازیدیم، سفالکسین، سفوتاکسیم، جنتامایسین، ایمیپنم،
مروپنم و کولیسیتین سولفات حساس بودند. 100% سویهها به نیتروفورانتوئین مقاوم
بودند و سپس بیشترین مقاومت به نالیدیکیسیک اسید 4/71% مشاهده شد.
نتیجهگیری: شایعترین سالمونلای جدا شده سالمونلا انتریتیدیس بود، که حضور سالمونلاهای غیرتیفوییدی قابل توجه است. با توجه به حساسیت بالای
سویهها به سفالوسپورینها و فلوروکوئینولونها از آنها میتوان بهعنوان داروی
مناسب جهت درمان عفونتهای سالمونلایی استفاده کرد.
محمد رضا نوری دلویی، نازنین جلیلیان،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
از زمان شناسایی تعداد
دقیق کروموزومهای انسان در سال 1956 تاکنون فنون متفاوتی برای شناسایی اختلالات
ساختاری و تعداد کروموزومها ایجاد شدهاند. در اینمیان برخیاز فنون مانند تهیۀ کاریوتایپ
و دو رگهسازی درجای فلئورسنت (FISH) افزون بر حضور
در عرصۀ پژوهش، در مطالعات بالینی نیز پرکاربرد ظاهر شدهاند. یکی از عمده-ترین
محدودیتهای این فنون قدرت تفکیک بوده است. به این ترتیب بسیاری از تغییرات ریز
ژنومی قابل شناسایی نبوده و عامل محدود کننده بعدی عدم توانایی بررسی همزمان تمام
ژنوم بود. در سال 1997 سولیناس-تولدو روش جدیدی را معرفی کردند که میتوانست بسیاری
از کاستیهای روشهای پیشین را برطرف کند. این فن، دو رگهسازی ژنومی مقایسهای (آرایه
CGH)، قدرت تفکیک بالای FISH و توانایی مطالعه همه کروموزومها را
همزمان بههمراه دارد. آرایه CGH
سرعت بالایی بهپژوهشهای ژنتیکی بخشیده است. بهکمک این فن که پس از سال 1997
توسعه و تقویت نیز شد، پیشرفتهای چشمگیری در دانش سرطانشناسی و همچنین در زمینه
بیماریهای ژنتیکی بهدست آمده است. آرایه CGH این قابلیت را دارد که افزون بر کاربردهای
پژوهشی، در زمینه تشخیصهای بالینی نیز وارد گردد. این مقاله مروری با استفاده از
دهها منبع معتبر و بهروز بر آن است تا همراه با معرفی فن آرایه CGH و مقایسه آن با روشهای سیتوژنتیک
مولکولی، بهبرخی کاربردهای آن در سرطانشناسی و بیماریهای ژنتیکی بپردازد.
ثمیله نوربخش، بهروز جلیلی، احمدرضا شمشیری، الهام شیرازی، آذردخت طباطبائی، رضا تقیپور، احمد مدرس فتحی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: اخیراً
بهعوارض سایکولوژیک و نورولوژیک متعاقب ابتلا بهعفونت استرپتوکوک گروه A (PANDAS) بهواسطه
تولید آنتیبادیهای اتوایمیون اشاره میشود. هدف این مطالعه مقایسه تیتر آنتیبادیهای
برعلیه استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A (GABHS) در کودکان مبتلا به
اختلالات حرکتی تیک و توره (PANDAS) با گروه سالم (شاهد) بود.
روش بررسی: بررسی مقطعی- تحلیلی طی دو سال (89-1387)
در 52 بیمار با اختلالات حرکتی تیک و یا توره مراجعهکننده به درمانگاه اعصاب و روانپزشکی
کودکان در دو بیمارستان رسولاکرم و علیاصغر دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. میزان
آنتی هیالورونیداز، آنتی استرپتولیزین و آنتی دیانآز با روش الیزا در سرم 53 بیمار
و 76 شاهد مقایسه گردید. با معیار 2c و ضریب اطمینان CI=95%، (05/0p<) مقایسه انجام
شد. سطح زیر منحنی راک تعیین و حساسیت و ویژگی، ارزش اخباری مثبت تستها مشخص
گردید.
یافتهها: سن بیماران بین 16-4
سال، 7/71% (38 نفر) مذکر بودند. تیتر هر سه آنتیبادی در بیماران بیشتر از گروه
شاهد بود (001/0p<). تیتر
Anti-DNase (170>Cut off) حساسیت 70%،
ویژگی 99%، ارزش اخباری مثبت 90، برای تیتر آنتیبادی ASOT (200>Cut
off) حساسیت 75%، ویژگی 84%، ارزش اخباری مثبت 80% تعیین شد. تیتر آنتی
استرپتوکیناز (IU/ml332>Cut off) حساسیت 34%، ویژگی
85% داشت.
نتیجهگیری: در مبتلایان اختلالات حرکتی مثل تیک و توره هر سه نوع آنتیبادی بر
علیه استرپتوکوک بهطور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است. احتمالاً عفونت استرپتوکوک
نقش واضحی در سندرم پانداس کودکان دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین
درازمدت امکانپذیر است. تصمیمگیری برای استفادهاز درمانهای تهاجمیتر برای
پانداس (تعویض پلاسما و غیره) نیاز بهمطالعه بالینی تصادفی شاهددار میباشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
اکبر میرصالحیان، فرخ اکبری نخجوانی، عباس بهادر، فرشته جبل عاملی، رضا بیگوردی، حمیدرضا گلی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: پسودوموناس
آئروژینوزا، یک پاتوژن فرصت طلب
و از عوامل اصلی ایجاد عفونت در بیماران دارای زخمهای سوختگی میباشد.
متالوبتالاکتامازها (MBLS) از مهمترین عوامل ایجاد مقاومت به
داروهای کارباپنم در پسودوموناس آئروژینوزا است. این مطالعه ضمن بررسی
الگوی حساسیت آنتیبیوتیکی، به بررسی فراوانی متالوبتالاکتاماز (MBL) در بین ایزولههای پسودوموناس
آئروژینوزا به دو روش فنوتیپی (Etest MBL) و ژنوتیپی (PCR) میپردازد.
روش بررسی:
تعداد 170 ایزوله پسودوموناس آئروژینوزا جدا شده از بیماران سوختگی به روش
بیوشیمیایی تعیین هویت، سپس الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها به روش کایربی بوئر
تعیین گردید. سویههای تولیدکننده متالوبتالاکتامازبه روش Etest MBL شناسایی شدند و برای تشخیص ژن blaVIM از روش PCR
استفاده گردید.
یافتهها: مقاومت به آنتیبیوتیکهای ایمیپنم، کاربنیسیلین،
آمیکاسین، توبرامایسین، تیکارسیلین، پلیمیکسین B، کلیستین
سولفات (μg10) و کلیستین سولفات (μg25) بهترتیب
9/52%، 7/74%، 7/81%، 2/88%، 7/84%، 10%، 1/34%، 3/28% بود. از بین این ایزولهها 10
ایزوله (1/11%) (از 90 ایزوله مقاوم به ایمیپنم) تولیدکننده آنزیم
متالوبتالاکتاماز به روش Etest MBL بودند. تمام 10 سویه نسبت به پلیمیکسین B و
کلیستین حساس بودند و نسبت به بقیه آنتیبیوتیکها مقاومت نشان دادند. با انجام
آزمون PCR تمام سویههایی که توسط Etest MBL مثبت
شدند توسط PCR تایید گردیدند و همگی حامل ژن blaVIM-1
بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده افزایش روند مقاومت آنتیبیوتیکی
پسودوموناس آئروژینوزا به سبب تولید آنزیم متالوبتالاکتاماز میباشد. لذا
با توجه به اهمیت بالینی این سویههای مقاوم در بیمارستان مورد مطالعه، شناسایی
سریع ارگانیسمهای تولیدکننده این آنزیمها و بهکارگیری ابزارهای مناسب کنترل عفونت جهت جلوگیری از
انتشار بیشتر این ارگانیسمها ضروری است.
نصرالله استادیان، سید مسیح میررکنی، مریم نورزاده،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
مقدمه: کیستهای ساده پانکراس از انواع کمپلکس کوچکتر بوده و
بیشتر در نواحی دیستال پانکراس قرار دارند. معمولاً این کیستها بدون علامت بوده و
میتوانند بهطور نگهدارنده تحت نظر قرار گیرند ولی تاکنون در مورد درمان کیستهای
بزرگ و علامتدار بهخصوص کیستهای واقع در سر پانکراس کارآزمایی بالینی انجام
نشده است.
معرفی بیمار: در این گزارش به مطالعه پسر هشت سالهای پرداخته میشود که
دارای یک کیست حقیقی و بزرگ علامتدار در سر پانکراس بود که با انوکلئاسیون کیست بهجای
عمل ویپل و بدون هیچگونه عارضهای در پیگیری یکساله تحت درمان قرار گرفت.
نتیجهگیری: با
توجه به نادر بودن کیستهای ساده تاکنون مطالعهای که انواع روشهای جراحی را در
موارد دارای اندیکاسیون با یکدیگر مقایسه نماید انجام نشده است. بهنظر میرسد
اعمال بزرگ جراحی نظیر ویپل برای درمان این کیستها نامناسب و دارای مورتالیتی و
بالاخص موربیدیتی قابل توجهای باشند و انوکلئه کردن این کیستها در موارد علامتدار
ضمن اینکه از نظر درمانی اقدامی مناسب است با عارضه زودرس و یا دیررسی نیز همراه
نباشد، گرچه برای اثبات این نظر انجام مطالعات بیشتر ضروری میباشد.
فهیمه کبیری، وحید نجاتی، امیر توکمهچی، نوروز دلیرژ، پویان نیکبخش،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: لاکتوباسیلوسها از نظر ژنتیکی شامل گروه متنوعی از باکتریهای تولید کننده اسید لاکتیک
هستند که به دلیل داشتن ویژگیهایی مانند اثرات ضد توموری، کمک به تعادل فلور
میکروبی روده، تولید ترکیبات ضد میکروبی، تحریک سیستم ایمنی میزبان و غیره تحت
عنوان پروبیوتیک معرفی شدهاند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر عصاره سیتوپلاسمی
و دیواره سلولی لاکتوباسیلوسهای جدا شده از روده ماهی کپور معمولی بر رده
سرطانیK562 (سرطان سلولهای میلوییدی خون انسان) میباشد.
روش بررسی: برای این منظور محتویات روده 115 قطعه ماهی کپور
معمولی پس از صید از منابع آبی مختلف آذربایجان غربی از نظر وجود باکتریهای لاکتوباسیلوس بررسی شد. پس از جداسازی، شناسایی به کمک روشهای معمولی و مولکولی باکتری
شناسی انجام و عصاره سیتوپلاسمی و دیواره سلولی آنها به طور جداگانه تهیه شد. برای
مطالعه تاثیر عصارهها بر سلولهای سرطانی K562 از
روش رنگ سنجی (MTT) 3-(4,5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-Diphenyltetrazolium Bromide استفاده شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای این مطالعه عصارههای سیتوپلاسمی لاکتوباسیلوسهای
جدا شده از روده ماهی کپور معمولی قادر است به طور معنیداری رشد سلولهای سرطانی
را مهار سازد. در این ارتباط عصاره
سیتوپلاسمی دو باکتری Lactobacillus paracasei و Lactobacillus casei در غلظت موثره µg/ml33/83 به
ترتیب با 56/66 و 28/54 درصد دارای بیشترین قدرت سلولکشی بودند. از
طرف دیگر دیواره سلولی لاکتوباسیلوسهای فوق نتوانست رشد سلولهای سرطانی
را مهار کند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای حاصل میتوان نتیجه گرفت که
استفاده از عصاره سیتوپلاسمی باکتریهای لاکتوباسیلوس جدا شده از روده کپور
معمولی همانند لاکتوباسیلوسهای با منشا انسانی دارای اثرات ضد توموری
هستند.
معصومه اسدی، فرح فرخی، میثم گنجیبخش، نوروز دلیرژ، وحید نجاتی، کیکاوس غلامی،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که سلولهای دندریتیک (DC) قادر به القای پاسخ ایمنی بر علیه تومور میباشند، امروزه علاقه فزایندهای در بهکارگیری این سلولها در ایمونوتراپی تومور وجود دارد. در مطالعه حاضر سلولهای دندریتیک بهمنظور استفاده در امر تحقیقات و ایمونوتراپی تومور بررسی شدند.
روش بررسی: بخشیاز سلولهای تکهستهای خون محیطی که به پلاستیک میچسبند در حضور GM-CSF و IL-4 بهمدت پنج روز و سپس به مدت دو روز نیز با TNF-α, PLY-IC و مایع رویی لنفوسیت T تحریک شده با PHA، PHA-activated T cells Conditioned Medium کشت داده شد و بررسی مورفولوژیک تعیین فنوتیپ، قدرت بیگانهخواری سلولهای دندریتیک ارزیابی شد. توانایی سلولهای تولیدشده در واکنش مختلط لکوسیتی آلوژن و میزان سایتوکینهای تولید شده مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: سلولهای دندرتیک تولید شده با این روش دارای افزایش بیان مولکولهای سطحی نظیر CD80، CD83، CD86، HLA-DR بودند. این سلولها دارای توانایی فاگوسیتوز کم و قدرت تحریک بالای لنفوسیتهای T بودند. با سنجش نسبت سایتوکینها مشخص شد سلولهای دندریتیک تولید شده از نوع DC1 میباشند.
نتیجهگیری: این دادهها نشاندهنده القای بلوغ کارامدتر سلولهای دندریتیکی توسط مایع رویی سلولهای لنفوسیت T میباشد که با PHA تحریک شده بودند. استفاده از این مایع رویی بهعنوان فاکتور بلوغ میتواند منجر به تولید سلولهای دندریتیکی کارامدتر با توانایی ایمونوتراپی تومور باشد و امکان تکامل هر چه بیشتر استراتژیهای جدید در ایمونوتراپی بیماریها با استفاده از سلولهای دندریتیک تولید شده در آزمایشگاه را فراهم کند.
حمیدرضا فتحی، مهدی فتحی، ایرج حریرچی، کوروش توانگر،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بازسازی از طریق انتقال بافت آزاد و آناستوموز میکرو واسکولر میتواند یک ترمیم قابل اطمینان برای نقایص بافتی فراهم آورد. در این مطالعه به بررسی ویژگیهای بالینی و نتایج اعمال جراحی بازسازی ضایعات ناشی از سرطان سر و گردن با استفاده از فلپهای آزاد میپردازیم.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مداخلهای از نوع Quasi experimental است. 29 بیمار مراجعهکننده به درمانگاه فوق تخصصی جراحی پلاستیک و انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران با تشخیص نهایی سرطان نواحی سر و صورت و برای انجام جراحی برای برداشت بافت سرطانی بستری شده و پس از عمل جراحی بیماران بهمدت سهماه تحت نظارت و پیگیری مستمر قرار گرفتند و نتایج جراحی ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 1/15±8/59 سال بود. در دو بیمار (9/6%) شکست کامل فلپ و در سه بیمار (3/10%) نارسایی نسبی فلپ گزارش شد. تفاوتی بین گروههای شکست کامل و نسبی فلپ با سایر بیماران از لحاظ میانگین سنی، میانگین زمان عمل و میانگین زمان ایسکمی حین عمل وجود نداشت.
نتیجهگیری: Prothrombin time (PT) و International Normalized Ratio (INR) در بیماران با شکست کامل فلپ در مقایسه با سایر بیماران که عمل در آنها با موفقیت انجام شد دارای اختلاف آشکار و مشخصی بودند. میزان شکست کامل و نسبی پس از عمل در این مطالعه نیز در حد پایینتر از 10% بوده است. انتقال آزاد بافتی یک روش موفق برای بازسازی تکمرحلهای در تقریباً همه موارد ضایعات ماژور سر و گردن به حساب میآید و نیز میتواند سطوح بالاتری از بهبودی عملکرد را در مقایسه با دیگر روشها فراهم آورد.
کیکاوس غلامی، وحید نجاتی، نوروز دلیرژ، میثم گنجیبخش، معصومه اسدی،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: پاسخ های ایمنی ذاتی و اکتسابی وابسته به مهاجرت لکوسیت ها از عرض سلول های اندوتلیال
که نقش مهمی در شروع پاسخ های ایمنی سلولی دارند و در مسیر مهاجرت از (DCs) می باشد. سلول های دندریتیک
بافت های محیطی به عقد ههای لنفاوی با سلول های اندوتلیال عروق لنفاوی تماس پیدا م یکنند. در این تحقیق اثرات
سلول های اندوتلیال چسبیده به سطح و غیرفعال بر روی خصوصیات فنوتیپی و عملکردی سلول های دندریتیک
مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: بعد از جدا نمودن سلول های تک هسته ای از خون محیطی و کشت آن ها
فاکتور محرک- گرانولوسیت و مونوسیت) به مدت پنج ) GM-CSF و FCS ( اینترلوکین- 4 ) IL- حاوی 4 RPMI در محیط
،(MCM) روز سلول های دندریتیک نابالغ ایجاد شد. این سلول ها همراه با فاکتورهای بلوغ (مایع رویی مونوسیت
کشت داده RPMI بر روی سلو لهای اندوتلیال اضافه شد و به مدت 48 ساعت، در محیط کشت (Poly I-C و TNF-α
شد. هفت روز پس از کشت بلوغ سلو لهای کشت داده شده توسط دستگاه فلوسایتومتری، بتا کانتر و کیت الایزا
بررسی شد. یافت هها: یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که سلول های اندوتلیال از طریق تماس سلول به سلول
با سلول های دندریتیک ارتباط برقرار نموده و باعث مهار بلوغ در سلو لهای دندریتیک می گردد. این اثر به علت
می باشد. آن ها هم چنین با مهار نمودن محرک های CD و افزایش بیان 14 HLA-DR و CD83, CD86, CD کاهش بیان 80
موجب کاهش تکثیر آن ها می شوند. نتیج هگیری: براساس یافته های حاصل از این تحقیق می توان T لنفوسیت های
نتیجه گرفت، سلول های اندوتلیال که در مسیر مهاجرت سلول های دندریتیک قرار می گیرند، می توانند به عنوان
تنظیم کننده های بالقوه عملکرد و تمایز سلول های دندریتیک باشند.
سید فخرالدین مصباح، عایشه بحری، الهه قاسمی، طاهره طلائی خوزانی، حسین میرخانی، محمد ابراهیم پارسانژاد،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه
و هدف: سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) علت اصلی
ناباروری ناشی از فقدان تخمکگذاری میباشد. یکی از راههای درمان این سندرم
استفاده از داروی متفورمین است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی تأثیر داروی متفورمین
بر اندومتر رحم در حین لانه گزینی و تعداد جنین در موش صحرایی ماده دچار سندرم
تخمدان پلی کیستیک میباشد.
روش بررسی: تعداد
40 سر موش صحرایی ماده بالغ از نژاد Sprague-Dawley بهطور تصادفی انتخاب و به چهار گروه مساوی تقسیم شدند. گروه یک: کنترل،
بدون دریافت هیچ دارویی، گروه دو: داروی متفورمین (mg/kg/day150)
دریافت نمودند، گروه سه: با دریافت استرادیول والریت (mg/rat4)، PCOS در آنها
برانگیخته شد، گروه چهار: پس از برانگیختن PCOS، موشها با
متفورمین درمان شدند. وزن بدن، قند خون و هورمونهای LH، FSH،
تستوسترون، پروژسترون و استرادیول در خون موشها اندازهگیری شدند. پس از جفت-گیری
موشهای هر گروه بهطور تصادفی و مساوی به دو زیر گروه تقسیم شدند و زیر گروهها 5
و 15 روز پس از جفتگیری بهترتیب برای بررسی واکنشهای دسیدوا در رحم و شمارش
جنین کشته شدند.
یافتهها: قند خون و هورمونهای LH، FSH،
تستوسترون و استرادیول در موشهای دچار PCOS افزایش معنیدار
داشت. قند خون بهصورت معنیدار در موشهای دچار PCOS دریافتکننده
متفورمین کاهش نشان داد (01/0P£)، در حالی که
وزن و تعداد جنین افزایش نشان داد (01/0P£). وزن
در موشهای دچار PCOS نسبت به گروه کنترل افزایش داشت (01/0P£).
نتیجهگیری: متفورمین
تأثیر معنیدار بر میزان گلوکز و هورمونهای جنسی خون و همچنین تعداد جنین در موش
صحرایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک دارد.
ابراهیم عامری مهابادی، ایمان قماشی، مسعود میرزاده جواهری، فرشاد نیکویی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: اسکولیوز یکی از شایعترین
دفورمیتیهای ستون فقرات میباشد و موجب کاهش عملکرد ریوی میشود. در مورد تغییرات عملکرد ریوی
پس از اصلاح جراحی در اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان اختلاف نظر وجود دارد. هدف از
این مطالعه بررسی تغییرات ریوی پس از جراحی با توجه به نوع جراحی انجام شده در
اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان بود.
روش بررسی: 65
بیمار با تشخیص اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان که در بیمارستان شفا یحیاییان از سال
1376 تا 1386 تحت عمل جراحی اصلاحی ستون فقرات قرار گرفته بودند و اطلاعات مربوط
به آزمون عملکرد ریوی قبل از انجام جراحی آنها موجود بود، وارد مطالعه شدند.
بیماران بر اساس نوع جراحی به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول شامل 25 بیمار با
فیوژن خلفی (PSF)، گروه دوم شامل 29 بیمار با فیوژن
قدامی و خلفی توام (ASF+PSF) و گروه سوم شامل 10 بیمار
با فیوژن خلفی بهعلاوه توراکوپلاستی (PSF+Thoracoplasty) بود. مقادیر مطلق و درصد پیشبینی
شده ظرفیت حیاتی حداکثر (FVC) و حجم بازدمی ثانیه اول (FEV 1) قبل از جراحی و در آخرین پیگیری بیمار با هم مقایسه شدند و رابطه
آنها با نوع جراحی، بررسی شد.
یافتهها: هیچ رابطه معنیداری بین نوع جراحی انجام شده و میزان
تغییرات آزمون عملکردی ریوی وجود نداشت (05/0P>). میزان FVC و FEV1 بیماران پس از سپری شدن حداقل دو
سال از زمان جراحی در گروههای بیماران همانند مقادیر FVC و FEV1 قبل از جراحی بود.
نتیجهگیری: پس از گذشت حداقل دو سال از زمان جراحی بین روشهای جراحی
از نظر نتایج آزمون عملکرد ریوی تفاوتی موجود نبود.