198 نتیجه برای تیک
علیرضا لقمانی، نوروز دلیرژ، عبدالغفار اونق، هادی محب علیان،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلروز متعدد (Multiple sclerosis, MS) یک بیماری خود ایمن توام با اختلال در سیستم اعصاب مرکزی میباشد که ماکروفاژها و سلولهای دندریتیک نقش مهمی در تعدیل یا پیشرفت این بیماری ایفا میکنند. تاثیر عصاره قارچ در بلوغ سلولهای دندریتیک مشتق از مونوسیت و تعدیل پاسخ لنفوسیتهای T را در حضور پروتیین بازی میلین (Myelin Basic Protein, MBP) که به عنوان مدل آزمایشگاهی اسکلروز متعدد در نظر گرفته شده بود بررسی گردید. هدف این مطالعه تولید سلولهای دندریتیک مناسب برای ایمونوتراپی و کاهش بیماری MS میباشد.
روش بررسی: در این بررسی بهوسیله سایتوکینهای Granulocyte/ macrophage-Colony stimulate Factor (GM-CSF) و اینترلوکین 4 (IL-4)، مونوسیتهای خون محیطی به سمت سلولهای دندریتیک هدایت شد. سپس با پروتیین بازی میلین مدل بیماری اسکلروز متعدد در سلولهای دندریتیک القا گردید و با عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا اقدام به تیمار سلولهای دندریتیک گردید همچنین پاسخ سلولهای لنفوسیت T حاصل از آن نیز مطالعه شد.
یافتهها: با تاثیر عصاره قارچی بر سلولهای دندریتیک مجاور شده با MBP میزان بیان مولکولهای سطحی CD14 کاهش و در مقابل CD83 و Human Leukocyte Antigen-DR (HLA-DR) افزایش پیدا کرد. همچنین میزان ترشح سایتوکین IL-10بر IL-12 غالب شد و در لنفوسیتهای T میزان ترشح سایتوکینهای IL-17 و اینترفرون- β (INF-β) کاهش پیدا کرد و در مقابل IL-4 افزایش یافت. این دادهها از لحاظ آماری معنیدار بوده (05/0>P) و این اثرات با افزایش دوز عصاره قارچی از50 به mg/ml100 تشدید گردید (001/0>P).
نتیجهگیری: عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا با بلوغ سلولهای دندریتیک و تعویض پاسخ لنفوسیتهای T، به سمت Th2 موجب اثرات سودمند درمانی میگردد.
لیلا پورعلی، صدیقه آیتی، فاطمه وحیدرودسری، علی تقیزاده، ریحانه سادات حسینی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه: خطر تومور تروفوبلاستیک پایدار متعاقب مول ناقص بسیار پایینتر از مول کامل است و اکثراً از نوع غیرمتاستاتیک میباشد. هدف این مطالعه گزارش یک مورد پارگی رحم بهدنبال حاملگی مولار ناکامل میباشد.
معرفی بیمار: بیمار خانم 26 سالهای با سابقه یک سقط و یک حاملگی مولار در سال 1390 به اورژانس بیمارستان قائم (عج)، دانشگاه علوم پزشکی مشهد مراجعه کرده است. وی سه ماه پیش از مراجعه با تشخیص حاملگی مولار کورتاژ شد ولی هیچگونه پیگیری جواب پاتولوژی و beta-hCG نداشت. بیمار با علایم شوک هموراژیک مراجعه و تحت لاپاراتومی اورژانس قرار گرفت و با تشخیص حاملگی مولار و پارگی رحم ساکشن کورتاژ و ترمیم میومتر انجام شد. در بررسیهای بیشتر بیمار تومور تروفوبلاستیک متاستاتیک به ریه داشته که با تزریق هفتگی متوتروکسات تحت درمان قرار گرفت و در حال حاضر تحت کنترل ماهیانه قرار دارد.
نتیجهگیری: در موارد حاملگی مولار ناکامل که احتمال متاستاز بسیار بعید است نیز آموزش دقیق و پیگیریهای منظم هفتگی و سپس ماهیانه beta-hCG توصیه میشود.
فرناز سهرابوند، محیالدین مهدی شیرازی، مامک شریعت، فاطمه مهدیین،
دوره 71، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) در ایران و با توجه به اهمیت مسئلهی کمبود روی در کشور ما و تاثیر آنتیاکسیدانها (که روی از جملهی آنهاست) بر درمان و بهبود علایم تخمدان پلیکیستیک، پیدا کردن یک جایگزین درمانی و راههای تغییر شیوه زندگی افراد مبتلا از اهمیت بالایی برخوردار است. در صورت وجود موارد تخمدان پلیکیستیک همراه با کاهش سطح سرمی روی و ارتباط معنیدار بین این دو میتوان با تجویز مکمل روی از بروز و پیشرفت تخمدان پلیکیستیک در این بیماران جلوگیری کرد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مورد- شاهدی میباشد که زنان مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری ولیعصر (عج) در سنین 45-20 سال با داشتن معیارهای تشخیصی تخمدان پلیکیستیک (گروه مورد) و زنان نابارور بهدلایل غیر تخمدان پلیکیستیک (گروه کنترل) وارد مطالعه شدند. تعداد جمعیت مورد مطالعه در هر گروه50 نفر بود، در هر دو گروه سطح سرمی روی اندازهگیری شد و سپس دادهها ثبت و با استفاده از روشهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج، تفاوت معنیداری بین دو گروه از لحاظ سطح سرمی روی نشان نداد (05/0P>)، یعنی سطح سرمی روی در بیشترین درصد زنان نابارور مبتلا (48%) و گروه نابارور غیرمبتلا (36%)، بین 90-70 میکروگرم در دسیلیتر بود.
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه نمیتوان به درمان با مکمل روی در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک بهعنوان یک درمان جایگزین امیدوار بود.
اعظم خراسانی، فرزاد واقف داوری،
دوره 71، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه: اولسر پپتیک یکی از شایعترین اختلالات دستگاه گوارش است و عارضه پرفوراسیون آن بیشترین مرگومیر را دارد. تشخیص به موقع و درمان اورژانس آن باعث نجات جان بیمار خواهد شد.
معرفی بیمار: پسر 13 ساله بهعلت درد شدید شکم که از سه ساعت قبل شروع شده بود به اورژانس مراجعه کرده بود. درد اطراف ناف از 3-2 روز قبل شروع شده و بهتدریج در ربع تحتانی راست شکم لوکالیزه شده بود. معاینه شکم تندرنس و گاردینگ منتشر و ریباندتندرنس با تمرکز بیشتر در ربع تحتانی راست و سوپراپوبیک داشت. آزمایش خون لکوسیتوز را نشان داد. در گرافی قفسهسینه هوای آزاد زیر دیافراگم دیده شد. بیمار تحت لاپاراتومی اورژانس قرار گرفت آپاندیس ملتهب بود و سوراخی به قطر چهار میلیمتر در قسمت اول دوازدهه مشهود بود. آپاندکتومی و ترمیم سوراخ دوازدهه به روش Omental patch انجام شد.
نتیجهگیری: پرفوراسیون معده و دوازدهه در بیماران بدون سابقه قبلی بیماری معده و بهخصوص در کودکان و نوجوانان که بهعلت بیماری دیگر شکم بستری میشوند و درد آنها شدید و ناگهانی است باید در نظر گرفت.
پیمانه علیزاده طاهری، فریبا بهمنی، مامک شریعت،
دوره 71، شماره 5 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کونژنکتیویت یکیاز عفونتهای شایع دوران نوزادی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل باکتریال ایجادکننده، الگوی مقاومت و حساسیت آنتیبیوتیکی آنها در نوزادان بستری انجام شد.
روش بررسی: 72 نوزاد مبتلا به کونژنکتیویت در این مطالعه توصیفی بررسی شدند. اطلاعات فردی، سن، جنس، علت بستری، نمونه کشت ترشحات چشم و آنتیبیوگرام، نوع درمان تجربی و نتایج درمان بیماران جمعآوری و ثبت شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 16 مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: 44 نوزاد (1/61%) مذکر بودند. میانگین سنی آنها 7/7±6/11 روز بود. 26 نفر (1/36%) کشت مثبت ترشحات چشمی داشتند. شایعترین باکتری، استافیلوکوک اورئوس با شیوع 1/46% (12 مورد) بود و سایر عوامل عبارت بودند از: گونههای استرپتوکوک (23%)، پسودوموناس (3/15%)، اشریشیا کلی (5/11%) و هموفیلوس آنفولانزا (8/3%). بیشترین موارد مقاومت آنتیبیوتیکی بهترتیب مربوط بود به: آمپیسیلین، پنیسیلین، سفکسیم و سفتازیدیم (100%). حساسترین آنتیبیوتیکها وانکومایسین و ایمیپنم (100%) بودند. پاسخ درمانی سولفاستامید و جنتامایسین موضعی حدود 60% بود.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر مقاومت به آمپیسیلین و برخی انواع سفالوسپورینهای نسل سوم 100% و حساسیت به آمینوگلیکوزیدهای موضعی یا سیستمیک بیشاز 50% بود. با توجه به افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی، انجام کشت و آنتیبیوگرام پیش از شروع درمان و مطالعات وسیعتر توصیه میشود.
نرگس ایزدی مود، سهیلا سرمدی،
دوره 71، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای تروفوبلاستیک بارداری (Gestational Trophoblastic Disease, GTD) شامل گروه هتروژنی است که برخاسته از اپیتلیوم تروفوبلاستیک جفت بوده و براساس تقسیمبندی WHO شامل: مول هیداتیفرم، مول مهاجم، کوریوکارسینوما و تومور تروفوبلاستیک محل جفت میباشند. مول هیداتیفرم شایعترین بیماری این گروه است که تشخیص قطعی آن بر اساس یافتههای هیستولوژی میباشد. از آنجاییکه بیماریهای تروفوبلاستیک بارداری دارای پتانسیلهای متفاوتی برای تهاجم موضعی و متاستاز دوردست هستند، تشخیص سریع موارد مول هیداتیفرم و به دنبال آن درمان مناسب و پیشگیری از عوارض وخیم این بیماری بسیار مهم میباشد.
روش بررسی: تعداد 220 خانم با تشخیص پاتولوژی GTD از بخش پاتولوژی بیمارستان زنان انتخاب شدند و سپس از نظر یافتههای بالینی و سونوگرافی از جهت حاملگی، سابقه سقط و مول بررسی شده و توافق بین تشخیص قطعی پاتولوژی بیماران و تشخیص سونوگرافی با آزمون کاپا تعیین گردید.
یافتهها: از کل 220 مورد بیمار با تشخیص بالینی GTD، تعداد 197 مورد با بررسی بافتشناسی تایید گردید که فراوانی تشخیصهای پاتولوژیک شامل 98 مورد (7/49%) حاملگی مولار کامل، 84 حاملگی (7/42%) مولار ناقص، چهار مورد (2%) مول مهاجم و 11 مورد (6/5%) کوریوکارسینوم بود. از تعداد 98 مورد مول کامل، سونوگرافی در تنها چهار مورد تشخیص نادرست داده بود و بین نتایج حاصل از سونوگرافی و هیستوپاتولوژی در تشخیص مول کامل توافق به نسبت بالایی دیده شد (0005/0P=).
نتیجهگیری: سونوگرافی به همراه معاینات بالینی همزمان از کارایی بالایی در تشخیص موارد مول کامل برخوردار است ولی این نتایج در مورد مول ناقص در این مطالعه بالا نمیباشد.
محمد نجفی مصلح، صدیقه رشنو طایی، احسان الله غزنوی راد، حمید ابطحی، غلامرضا طالعی،
دوره 71، شماره 8 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص سریع سودوموناس آئروژینوزا در سیستیک فیبروزیس، سوختگیها و بیماران با نقص ایمنی از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این بررسی فراوانی وجود ژنهای exoA، oprL و algD با استفاده از پرایمرهای منتشر شده در مقالات و نیز پرایمرهای اختصاصی طراحی شده در این تحقیق با روش PCR مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: نمونههای بالینی برای جداسازی سودوموناس آئروژینوزا در محیطهای باکتریولوژیک کشت داده شد. با روش آنالیز بیوانفورماتیکی برای نواحی بسیار ثابت ژنهای فوق پرایمرهای اختصاصی طراحی شد. با استفاده از پرایمرهای طراحی شده و پرایمرهای منتشر شده در مقالات، نمونهها بهطور مستقیم با PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تعداد 70 سویه سودوموناس آئروژینوزا در کشت نمونهها جدا شد. با بهکارگیری پرایمرهای طراحی شده نتایج مثبت PCR بهترتیب برای ژنهای exoA، oprL و algD در 68، 70 و 69 نمونهها بهدست آمد که حساسیت بهترتیب 2/97%، 100% و 6/98% به دست آمد. در صورتی که با پرایمرهای منتشر شده نتایج مثبت بهترتیب برای ژنهای فوق در 57، 49 و 28 نمونه بهدست آمد که حساسیت بهترتیب 5/81%، 70% و 40% محاسبه شد.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که با بهکارگیری پرایمرهای اختصاصی مناسب در تکنیک PCR معمولی میتوان با حساسیت و ویژگی بسیار بالا کلونیزاسیون سودوموناس آئروژینوزا در بیماران حساس مانند سیستیک فیبروزیس خیلی زودتر از مثبت شدن کشت نشان داد.
مرضیه مهرافزا، آزاده رئوفی، پروانه عبدالهیان، زهرا نیکپوری، مهری نصیری، احمد حسینی،
دوره 71، شماره 8 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به روشهای نوین درمان ناباروری، هنوز هیچ اتفاق نظری بر روی انتخاب بهترین روش درمانی برای زنان نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) وجود ندارد. هدف از مطالعه حاضر، مقایسهی روش آهستهرهش آگونیست هورمون آزادکننده گنادوتروپینها (GnRH) با مقادیر کاهش یافتهی 2/1 و 3/1 دوز استاندارد در مقابل روش آنتاگونیست در بیماران مبتلا به PCOS میباشد.
روش بررسی: در مطالعه گذشتهنگر حاضر 119 بیمار مبتلا به PCOS مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس روش مورد استفاده جهت مهار ترشح گنادوتروپینها از هیپوفیز، بیماران به سه گروه تقسیم شدند: روشهای آهستهرهش آگونیست GnRH با مقادیر کاهش یافته 2/1 و 3/1 دوز استاندارد و روش آنتاگونیست GnRH. صفات پایه و صفات مربوط به تحریک در بین این سه گروه مورد آنالیز آماری قرار گرفتند.
یافتهها: بیماران تحت روش آنتاگونیست GnRH کاهش معناداری از نظر مدت زمان تحریک تخمدان، تعداد آمپولهای گنادوتروپین و تعداد اووسیتهای مرحله متافاز دو نسبت به دو گروه دیگر نشان دادند (به ترتیب 001/0P<، 001/0P< و 045/0P=) در حالی که این کاهش برای میزان حاملگی بیوشیمیایی (083/0P=) و تولد زنده (169/0P=) معنادار نبود. احتمال بروز سندرم تحریک بیش از حد تخمدان (OHSS) در بین سه گروه تفاوت معناداری نشان نداد (5%، 9/4% و 8/12%، 308/0P=).
نتیجهگیری: مطالعات ما پیشنهاد میکند که روش آهستهرهش آگونیست GnRH با 3/1 دوز استاندارد، به علت میزان کمتر بروز OHSS در مقایسه با روش آگونیست GnRH با 2/1 دوز استاندارد و همچنین میزان حاملگی بیشتر در مقایسه با روش آگونیست GnRH گزینه مناسبی جهت تیمار زنان نابارور مبتلا به PCOS میباشد.
سعید عابدیان کناری، محمد شکرزاده، حامد حقی امینجان، نفیسه نصری، احد علیزاده،
دوره 71، شماره 8 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده از سرطانهای شایع دستگاه گوارش میباشد. کاسپازها نقش مهمی در گسترش و پیشرفت سرطان دارند، لذا در این مطالعه چندشکلی ژنهای کاسپاز 3 و 9 در بیماران مبتلا به سرطان معده بررسی شدند.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد- شاهدی، 100 فرد مبتلا به سرطان معده و 100 فرد سالم از نظر پلیمورفیسم ناحیه G>T: 4647601rs ژن کاسپاز 3 و ناحیه A>G1263- پروموتور ژن کاسپاز 9 ارزیابی شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه بیانگر افزایش تعداد آلل جهش یافته G در گروه کنترل بود که منجر به کاهش بروز بیماری سرطان معده شده بود (0001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که غربالگری پلیمورفیسم کاسپاز 9 (-A>G1263) میتواند بهعنوان یک نشانگر مفید در تعیین حساسیت فردی به سرطان معده و نیز کمک به راهکارهای پیشگیری و درمانی در افراد مستعد باشد.
قدرت الله مداح، حسین شباهنگ، رضا شریفی نوقابی،
دوره 71، شماره 8 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه: بیماری هیداتید از بیماریهای شایع مشترک بین انسان و دام میباشد، شایعترین محل درگیری در این بیماری کبد است. درگیری لگنی و ایجاد علایم عصبی اندام تحتانی از تظاهرات ناشایع این بیماری میباشد.
معرفی بیمار: مرد 46 ساله با شکایت ضعف و اختلال حرکتی اندام تحتانی راست همراه با گزگز، مورمور و درد سوزشی رادیکولار اندام تحتانی راست به مدت دو ماه همراه با آتروفی و کاهش قدرت اندام تحتانی راست مورد بررسی قرار گرفت، که در سیتی اسکن توده کیستیک لگنی در محل حفره سیاتیک مشهود بود. در جراحی انجام شده توده کیستیک در عمق لگن در سمت راست در ناحیه حفره سیاتیک حاوی کیستهای دختر وجود داشت که موید کیست هیداتید بود.
نتیجهگیری: کیست هیداتید میتواند با درگیری لگنی و تحت فشار قراردادن ریشههای اعصاب، علایم عصبی ایجاد نماید، لذا در مناطق آندمیک برای بیماری هیداتید، در بیماران با توده لگنی و تظاهرات عصبی کیست هیداتید لگنی میباید در تشخیصهای افتراقی مورد توجه باشد.
رامین طاهری، سارا مالی، مریم عزیز زاده، راهب قربانی،
دوره 71، شماره 9 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین آلوپسی پیشرونده است که با ریزش زودهنگام موهای قسمت مرکزی سر خود را نشان میدهد. هدف از این مطالعه تعیین رابطه آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 112 فرد مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک ورتکس و 115 فرد بدون آلوپسی آندروژنتیک (گروه شاهد) انجام شد. هیچکدام از افراد گروه مورد و شاهد بیماری کبدی، کلیوی، تیروییدی و دیابت نداشتند، داروی افزاینده یا کاهنده چربی خون و سیگار مصرف نمیکردند، بین 20 تا 35 سال سن و نمایه توده بدنی 20 تا 30 داشتند. نمونه خون افراد شرکتکننده بعد از 12 ساعت ناشتایی جمعآوری شد و آزمایشهای لازم انجام شد. کلسترول تام بالای 240، تریگلیسیرید بالای 200، LDL بالای 160 و HDL زیر 40 در مردان یا زیر 50 در زنان هیپرلیپیدمی در نظر گرفته شد.
یافتهها: 4/46% بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک و 47% گروه شاهد زن بودند. بهترتیب در گروه آلوپسی آندروژنتیک نسبت به گروه شاهد، سطح کلسترول تام (1/3±4/172، 1/3±8/148، 001/0P<)، تریگلیسیرید (5/5±6/133، 3/4±3/88، 001/0P<)، LDL (9/2±4/96، 7/2±9/84، 004/0P=) و HDL (0/2±9/54، 9/0±5/45، 001/0P<) بالاتر بود. 4/46% بیماران و 2/52% گروه شاهد هیپرلیپیدمی داشتند. ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی معنادار نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: بهطور کلی، هرچند بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی رابطهای دیده نشد، اما با توجه به بالاتر بودن سطح چربیهای LDL، کلسترول و تریگلیسیرید در مبتلایان به آلوپسی آندروژنتیک، بهنظر میرسد ابتلا به آلوپسی آندروژنتیک، با افزایش ریسک بیماریهای کرونر قلبی همراهی داشته باشد. برای تبیین ارتباط قطعیتر بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی، مطالعات بیشتر توصیه میشود.
فرناز سهرابوند، مامک شریعت، محمد جعفر فرهوش، فدیه حقاللهی، مهنوش خسروی، معصومه معصومی، مریم باقری، علیرضا عبداللهی، اکرم سربیایی، فریبا بشاری،
دوره 71، شماره 10 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای عفونت هلیکوباکتر پیلوری خصوصاً در کشورهای جهان سوم و احتمال تاثیر آن در ابتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مطالعه حاضر با هدف بررسی سرولوژیک عفونت هلیکوباکتر پیلوری در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مورد- شاهدی از دیماه 1389 تا خرداد 1391 در 82 نفر از گروه مورد از مراجعهکنندگان به مرکز ناباروری بیمارستان ولیعصر (عج) در سنین 20 تا 40 سال با تشخیص سندرم تخمدان پلیکیستیک و 82 نفر غیرمبتلا به PCOS با اندازهگیری آنتیبادیهای IgG و IgA هلیکوباکتر پیلوری در بیماران و همسران آنها انجام شد.
یافتهها: میانگین سن زنان و همسران آنان و سایر مشخصات دموگرافیک، بین دو گروه مبتلا و غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک اختلاف آماری معناداری نداشت (05/0P>). موارد مثبت آنتیبادی IgG هلیکوباکتر پیلوری و IgA بهترتیب در 78% و در 5/30% از بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک و 5/76% و 37% از بیماران غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک دیده شد که تفاوت معناداری نداشت. آنتیبادی هلیکوباکتر پیلوری در همسران خانمهای مبتلا و غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک نیز تفاوت آماری معناداری نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: در این مطالعه تفاوت معنادار در سطوح سرولوژیک هلیکوباکتر پیلوری در خانمهای مبتلا و غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مشاهده نشد. میزان بالای سرولوژی مثبت بهدست آمده در هر دو گروه میتواند ناشی از شیوع بالای هلیکوباکتر پیلوری در جمعیت ایرانی باشد، لذا شاید مطالعات وسیعتری لازم باشد.
هادی احمدی آملی، علی اخلاقی، طیّب رمیم،
دوره 71، شماره 10 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه: تومور استرومال دستگاه گوارش تومورهای مزانشیالی هستند که اختصاصی دستگاه گوارش بوده و حاصل فعالیت موتاسیونهای ژنی میباشند. شایعترین محل این تومورها در معده و سپس روده کوچک است. 60-40 درصد در معده، 40-30% در روده کوچک و 5-3% موارد در دئودنوم رخ میدهد.
معرفیبیمار: بیمار آقای 46 ساله میباشد که از حدود دو ماه قبل بارها دچار درد کولیکی سمت چپ شکم شده که پس از چند ساعت بهبود مییافت. دو هفته قبل از مراجعه همزمان با شروع درد، به صورت ناگهانی دچار ملنای شدید و متعدد همراه با غش شده بود. پس از مراجعه به بیمارستان سینا در سال 1391 بلافاصله اقدامات حمایتی شروع گردید. سپس بیمار تحت آندوسکوپی و سیتی اسکن شکم و لگن با ماده حاجب خوراکی و تزریقی قرار گرفت. در نهایت بیمار با تشخیص تومور ناحیه دئودنوم تحت عمل جراحی به روش ویپل کلاسیک قرار گرفت.
نتیجهگیری: شایعترین علامت تومورهای استرومال دستگاه گوارش خونریزیهای گوارشی به صورت مزمن و خفیف است که پس از آن به صورت ناگهانی و شدید تظاهر مییابد. تشخیص بیماری با اندوسکوپی و بیوپسی است. تومورهای بزرگ با سلولهایی با وضعیت میتوتیک بالا پیشآگهی بدتری نسبت به تومورهای کوچک با سلولهایی با وضعیت میتوتیک پایین دارند.
علی قاسمی، عبدالله بنیهاشم، نصرت قائمی، ساقی علمی، حبیبالله اسماعیلی، رضا عرفانی سیار، سام علمی،
دوره 72، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد (ALL) و لنفوم غیرهوچکین (NHL) تحت شیمیدرمانی با و بدون پرتو درمانی، عوارضی بهدنبال درمان مانند آندوکرینوپاتیها رخ میدهد. این مطالعه با هدف بررسی چاقی و عملکرد تیرویید در این بیماران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی در 50 کودک مبتلا به ALL (25n=) و NHL (25n=) که شیمیدرمانی بهتنهایی (25n=) و یا توام با پرتو درمانی (25n=) شده بودند، معیارهای رشد و عملکرد تیرویید بررسی شد.
یافتهها: در شش نفر (12%) کوتاهی قد با صدک قدی کمتر از 5% اثبات شد. صدک وزنی در سه نفر (6%) بالای 95% و در شش نفر (12%) کمتر از 5% بود. در مورد T4 تفاوت معناداری بین دو گروه با رژیم درمانی متفاوت وجود داشت (049/0P=). دو پسر 14 ساله و شش ساله هر دو مبتلا به ALL بدون سابقه رادیوتراپی مبتلا به هیپوتیروییدی بودند.
نتیجهگیری: پیشنهاد میکنیم کودکان و نوجوانان مبتلا به ALL و NHL، نیاز به توجه بیشتری به روند رشد و تستهای تیروییدی دارند تا از عوارض درازمدت درمانهای بدخیمیهای کودکان جلوگیری شود.
محمد مهدی سلطان دلال، سلین تلفیان، مسعود حاجیا، عنایت کلانتر، علیرضا دولت یار دهخوارقانی، عباس رحیمی فروشانی، قمرتاج خان بابایی، ماندانا مبرهن، مرجان فرزامی،
دوره 72، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کمپلکس بورخولدریا سپاسیه یکی از عوامل مهم عفونتهای جدی در بیماران مبتلا به فیبروز سیستیک است. هدف از این مطالعه، ژنوتایپینگ گونههای بورخولدریا سپاسیه در بیماران سیستیک فیبروزیس به روش Pulsed-Field Gel Electrophoresis (PFGE) و نسبت تنوع گونههای کمپلکس بورخولدریا سپاسیه جدا شده از نمونههای بالینی بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، طی 12 ماه در سال 91-1390، 100 نمونه ترشحات ریوی از بیماران سیستیک فیبروزیس مراجعهکننده به بیمارستان مسیح دانشوری جمعآوری شد. پس از تلقیح نمونهها بر روی محیط کشت Burkholderia Cepacia Selective Agar (BCSA) و انکوباسیون، کلنیهای مشکوک جدا و با استفاده از تستهای بیوشیمیایی و فنوتیپی شناسایی شدند. به منظور تایید بیشتر با روش لیز قلیایی، DNA باکتری استخراج و با Polymerase Chain Reaction (PCR) و بررسی ژن recA انجام شد. به منظور شناسایی پُلیمورفیسم و تنوع تایپی سویههای جدا شده بورخولدریا سپاسیه از الکتروفورز ضربان متناوب (PFGE) با استفاده از آنزیم با طیف اثر محدود (XbaI و SpeI) نیز استفاده شد.
یافتهها: از 100 نمونه مورد بررسی، پنج ایزوله بهعنوان بورخولدریا سپاسیه شناسایی گردید. اطلاعات بهدست آمده در الکتروفورز محصولات PCR و مقایسه باندهای ایجاد شده در نمونههای بیماران با سوش استاندارد ATCC 25416 بورخولدریا سپاسیه و مقایسه و آنالیز باندهای PFGE با سایز مارکر باکتری Salmonella choleraesuis سروتایپ Braenderup سویۀH9812 ، یکسان بود.
نتیجهگیری: وجود الگوی پالس تایپ مشابه در طول مطالعه موید این فرضیه است که عامل شناسایی شده در این مطالعه از یک منبع منتشر شده باشد. بنابراین فرضیه انتقال ارگانیسم فرد به فرد رد و ضرورت دارد که در مطالعات بعدی از منابع محیطی نمونهبرداری شود.
بهجت سیفی، مهری کدخدایی، عنایتاله بخشی، مینا رنجبران، پریسا احقری، بهاره یثربی،
دوره 72، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فعالیت عصب سمپاتیک در نارسایی کلیوی افزایش مییابد و هسته پاراونتریکولار هیپوتالاموس محل مرکزی مهمی برای فعالیت عصب سمپاتیک است. در ضمن این هسته محتوی گیرندههای آنژیوتانسین II نیز میباشد. هدف این مطالعه بررسی اثرات آنژیوتانسین II در هسته پاراونتریکولار هیپوتالاموس در آسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه و ارزیابی فعالیت عصب سمپاتیک کلیه Renal Sympathetic Nerve Activity (RSNA) بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در سال 1391 در گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام پذیرفته است، در این مطالعه یک هفته پیش از القای ایسکمی پرفیوژن مجدد کلیه در موشهای صحرایی نر نژاد Sprague-Dawley، کانولی در هسته پاراونتریکولار راست به منظور تزریق آنژیوتانسین II (3، 30 و 300 نانوگرم) تعبیه گردید. سپس نفرکتومی راست انجام شد، یک هفته بعد آسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه توسط کلامپ کردن شریان کلیوی چپ به مدت 45 دقیقه و پرفیوژن مجدد به مدت سه یا 24 ساعت القاء شد. میزان آسیب کلیوی، فعالیت عصب سمپاتیک کلیه و شاخصهای استرس اکسیداتیو در هسته پاراونتریکولار ارزیابی شدند.
یافتهها: تزریق دوزهای فارماکولوژیک آنژیوتانسین II در هسته پاراونتریکولار، منجر به تشدید آسیب ایسکمی-پرفیوژن مجدد کلیه به صورت افزایش در میزان کراتینین پلاسما و BUN (05/0P<) و بدتر شدن وضعیت بافتی کلیه شد. با افزایش دوز آنژیوتانسین II وضعیت عملکردی و بافتی کلیه بدتر شد. افزایش RSNA و افزایش فعالیت آنزیم سوپر اکسیددسموتاز و سطح مالون دیآلدهید در هسته پاراونتریکولار (05/0
نیما صالحی، سهیلا روحانی، محمد کمالینژاد، فرید زائری، افشین متقیفر،
دوره 72، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی یکی از بهترین راههای درمان کیست هیداتیک است. استفاده از مواد پروتواسکولکس کش در حین جراحی کیست هیداتیک جهت جلوگیری از بهوجود آمدن کیستهای ثانویه، امری ضروری میباشد. تا بهحال ماده پروتواسکولکس کشی که بهطور کامل موثر بوده و عوارض جانبی کمی داشته باشد شناخته نشده است. زرشک از گیاهان بومی ایران است که از دیرباز جهت درمان برخی بیماریها از آن استفاده شده است. مطالعات نشان میدهد که این گیاه دارای اثرات ضدباکتریایی، ضدقارچی و ضدانگلی است.
روش بررسی: کبدهای آلوده به کیست هیداتید از کشتارگاه جمعآوری شدند. درصد حیات پروتواسکولکسها توسط رنگآمیزی حیاتی ائوزین 1/0% سنجیده شد. فعالیت پروتواسکولکس کشی عصاره آبی 5/0، 1، 2 و mg/ml 4 و عصاره آبی- الکلی 25/0، 5/0، 1 و 2 میلیگرم در میلیلیتر در زمانهای 5، 15 و 30 دقیقه مورد بررسی قرار گرفت. سرم فیزیولوژی و آب نمک اشباع به عنوان کنترل منفی و مثبت مورد استفاده قرار گرفتند.
یافتهها: غلظت mg/ml 4 عصاره آبی زرشک مانند کنترل مثبت عمل کرد و در پنج دقیقه اول مواجهه 100% پروتواسکولکسها را از بین برد. کمترین درصد پروتواسکولکس کشی (3/12%) مربوط به رقت mg/ml 5/0 بود. عصاره آبی- الکلی در غلظت mg/ml 2 در پنج دقیقه اول مواجهه 100% پروتواسکولکسها را از بین برد که مشابه کنترل مثبت بود. در هر دو عصاره، فعالیت پروتواسکولکس کشی با افزایش رقت، افزایش یافت (001/0P<).
نتیجهگیری: اثر پروتواسکولکس کشی عصاره آبی و آبی- الکلی میوه زرشک در رقت پایین و زمان کم بسیار چشمگیر بوده است. بنابراین این ماده میتواند پس از بررسی در مدل حیوانی و آزمایشهای تکمیلی، بهعنوان پروتواسکولکس کش موثر و مناسب، مورد استفاده قرار گیرد.
شهرام سواد، نیوشا صمدائیان، رزا اعظم، وحید نیکویی، محمد حسین مدرسی،
دوره 72، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جابهجاییهای دو طرفه متعادل یکی از ناهنجاریهای ساختاری کروموزومها است که حداقل شکستگی دو کروموزوم غیرهومولوگ به همراه تبادل قطعات را شامل میشود و هنگام میوز I، ساختار کوادری والانت تشکیل داده و میتواند گامتهای نامتعادلی را ایجاد کند و منجر به سقط جنین شود. هدف از مطالعه حاضر، پیشنهاد راهی جهت کمک به بارور شدن در این مورد است.
معرفی بیمار: یک زوج جوان با دو بار سابقه سقط خودبهخودی در هفته ششم و هفتم بارداری مراجعه کردهاند. آزمایش های انجام شده قبل از مراجعه به آزمایشگاه ژنتیک همه طبیعی بودند. آزمایش کاریوتایپ مربوط به مرد، جابهجاییهای دو طرفه متعادل بین کروموزوم های 5 و 18 را نشان داد. در ضمن مطالعه کروموزومی والدین مرد نیز طبیعی بود.
نتیجهگیری: فرد حامل جابهجایی دو طرفه متعادل از نظر فنوتیپی طبیعی بوده، اما هنگام میوز I، کروموزومهای حامل جابهجایی، کوادریوالانت تشکیل میدهند که بسته به نوع جدایی (متناوب، مجاور 1، مجاور 2، 3:1 و 4:0) گامتهایی که از نظر کروموزومی نامتعادل هستند را تشکیل میدهند که میتوانند منجر به سقط جنین شوند.
عبدالرضا ملک، یحیی عقیقی، بهنام پرویزی عمران، سیدرضا رئیس کرمی، وحید ضیایی،
دوره 72، شماره 3 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتریت روماتویید جوانان شایعترین بیماری مزمن روماتولوژیک کودکان است. با توجه به اینکه مطالعه اپیدمیولوژیکی در مورد این بیماری در ایران منتشر نشده است این مطالعه بدینمنظور طراحی و انجام شد.
روش بررسی: این بررسی 10 ساله در کودکان بستری با تشخیص آرتریت روماتویید جوانان براساس کرایتریای انجمن روماتولوژی آمریکا در بخش روماتولوژی کودکان در یک بیمارستان ارجاعی صورت گرفت. اطلاعات بیمارانی که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند براساس پروندههای بیمارستانی در پرسشنامههای جداگانه جمعآوری شد و بهلحاظ سن موقع مراجعه، جنس، قومیت، تظاهرات بالینی اولیه، مفاصل درگیر، وجود بیماری همراه و درگیری خارج مفصلی بررسی گردیدند.
یافتهها: جمعیت مورد مطالعه 171 بیمار بودند. میانگین سن بیماران در زمان بروز تظاهرات بیماری 5/3±2/5 و در زمان تشخیص 6/3±7/5 سال بود. شایعترین نوع بیماری شکل چندمفصلی (پلیآرتیکولار) بود. در توزیع قومیتی بیشترین بیماران بهترتیب فارس و ترک بودند. شایعترین تظاهر عمومی در بیماران تب بود و بهطور معناداری تب و خشکی صبحگاهی در مبتلایان به نوع چندمفصلی بیشتر وجود داشت. شایعترین تظاهر خارج مفصلی درگیری پوستی بود. یووییت در 8/5% بیماران وجود داشت. سن شروع علایم و تشخیص بیماری در نوع پلیآرتیکولار بهطور معناداری بالاتر از نوع پاسیآرتیکولار و سیستمیک بود (005/0P=) (04/6 در مقابل 4/4 سال). ارتباطی میان جنس بیماران و زیرگروه آرتریت مزمن پیدا نشد.
نتیجهگیری: شیوع زیرگروههای آرتریت روماتویید جوانان در این مطالعه با جوامع دیگر متفاوت بود و نوع چندمفصلی بیماری شایعتر و برتری جنسیتی در هیچ زیرگروه بیماری وجود نداشت.
فریده کی پور، ایلانا ناقی،
دوره 72، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت بیمزه در حاملگی بیماری نادری است که در نتیجه ترشح میزان ناکافی هورمون آنتیدیورتیک (وازوپرسین) اتفاق میافتد. بهدلیل افزایش فیلتراسیون گلومرولی در حاملگی، نیاز به هورمون آنتیدیورتیک بیشتر میشود.
معرفی بیمار: خانم 39 ساله شش روز بعد از زایمان طبیعی بهعلت تشنگی، پرنوشی، تب، پلیاوری و ضعف در مهر ماه 1392 به بیمارستان اکبرآبادی مراجعه کرد. افزایش قابل توجه حجم ادرار با کاهش وزن مخصوص ادرار همراه بود.
اسمولاریته ادرار کمتر از اسمولاریته سرم بود. در آزمایش خون هیپرناترمی دیده شد. درمان با تجویز دسموپرسین استات که آنالوگ آنتیدیورتیک هورمون است صورت گرفت
نتیجهگیری: انواع اختلالات غدد درون ریز ممکن است بارداری را دچار مشکل نمایند. دیابت بیمزه چندان شایع نیست، در صورت عدم تشخیص و درمان بهموقع میتواند اثرات نامطلوبی بر روند بارداری داشته باشد. بیشتر افراد مبتلا، در زمان بارداری نیاز بهمقادیر بیشتر دسموپرسین استات دارند، شاید بهدلیل افزایش کلیرانس متابولیک ناشی از وازوپرسیناز جفتی باشد. با همین مکانیسم، مواردی از انواع تحت بالینی دیابت بیمزه ممکن است در حاملگی علامتدار شوند.