جستجو در مقالات منتشر شده


39 نتیجه برای نوید

عصمت عبدی، سعید لطیفی نوید، حمید لطیفی نوید، صابر زهری، عباس یزدانبد،
دوره 76، شماره 6 - ( شهریور 1397 )
چکیده

سرطان معده دومین علت مرگ‌ومیرهای ناشی از سرطان را در جهان شامل می‌شود. ژنوتیپ‌های خاصی از هلیکوباکترپیلوری در ایجاد آتروفی و سرطان معده نقش دارند. بیومارکر c1 هلیکوباکترپیلوری واقع در انتهای '3 ژن vacA، (در مقایسه با ژنوتیپ‌های نواحی m، i، d و یا cagA) قویا با آنوکارسینومای معده مرتبط است. درمان آنتی‌هلیکوباکترپیلوری می‌تواند یک روش موثر برای ممانعت از سرطان معده باشد. ارتباط بیان سایتوکین‌ها و ایجاد پاسخ‌های التهابی نشان داده شده است. وجود پلی‌مورفیسم در ژن‌های سایتوکین‌ها از جمله IL-1B،IL-8 ، IL-10 و TNF-α ممکن است به‌عنوان فاکتور خطر برای سرطان معده محسوب شود. میانکنش ژنتیک باکتریایی و میزبان، نقش مهمی در بروز سرطان معده ایفا می‌کند. Micro-RNA ها ریبونوکلییک اسیدهای غیرکدکننده‌ای به‌طول ۲۵-۱۸ نوکلئوتید می‌باشند که نقش مهمی را در تنظیم بیان ژن ایفا می‌کنند. سلول‌های سرطانی الگوی بیانی متفاوتی را در مقایسه با نوع نرمال نشان می‌دهند. میکروRNAها به دو گروه پیش برنده آپوپتوز و ضدآپوپتوز طبقه‌بندی می‌شوند و می‌توانند به‌عنوان آنکوژن و یا مهارکننده‌های توموری عمل نمایند. انواع گوناگونی از این مولکول‌ها در مراحل مختلف سرطان ازجمله تومورزایی، متاستاز و رگ‌زایی درگیر هستند. با توجه به اینکه بیش از 50% سرطان‌هایی که در مراحل اول تشخیص داده می‌شوند، قابل درمان هستند، بنابراین شناسایی نشانگرهای زیستی سرطان معده می‌تواند نقش موثری را در پیشگیری، تشخیص زودرس و ﻣﻌﺎﻟﺠـﻪ سریع بیماری داشته باشد. مقاله حاضر به بررسی و مرور جدیدترین یافته‌ها در مورد نشانگرهای زیستی باکتریایی و بافتی سرطان معده خواهد پرداخت.

حسین قیومی‌زاده، مصطفی دانائیان، علی فیاضی، سیروس احمدی طوسی، نسرین احمدی‌نژاد، میترا نوید،
دوره 76، شماره 7 - ( مهر 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یک بدخیمی رایج است که تشخیص زودهنگام مبتنی بر تصویربرداری از سرطان پستان نتیجه درمان را بهبود می‌بخشد. تصویربرداری حرارتی (ترموگرافی) شیوه‌ای سریع، غیرتهاجمی، بدون تماس و انعطاف‌پذیر برای تشخیص سرطان پستان می‌باشد.
معرفی بیمار: بیمار زن ۲۵ ساله است که در آبان ۱۳۹۳ و تیر ۱۳۹۶ جهت انجام معاینات کلینیکی به مرکز تحقیقات رادیولوژی نوین و تهاجمی در بیمارستان امام‌خمینی (ره) تهران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نمود. نتایج سونوگرافی پستان چپ و نواحی آگزیلاری دو طرف و بیوپسی تحت گاید سونوگرافی از ناحیه آگزیلاری چپ حاکی از آن است که منطبق بر برجستگی ملموس در ساعت ۱۱-۱۲ پستان چپ نسج ضخیم و اکوژن بدون یافته مشکوک دیده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از دقت در شناسایی و همخوانی کیست‌های بیمار در روش ماموگرافی و سونوگرافی با نتایج ترموگرافی در هر دو بازه زمانی آبان ۱۳۹۳ و تیر ۱۳۹۶ دارد.

نوید کلانی، ناصر حاتمی، محمد زارع‌نژاد، علیرضا درودچی، مهدی فروغیان، اسماعیل رعیت‌دوست،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: قصور در پزشکی یک مشکل جدی در سیستم بهداشت و درمان است. هدف از این مطالعه مرور قصور پزشکی در ایران است.
روش بررسی: مطالعه حاضر براساس چک لیست پریسما انجام شد. کلیه مقالاتی که معیارهای انتخاب را داشتند، از نظر کیفیت روش‌شناسی مورد ارزیابی قرار گرفتند. قصور پزشکی در چهار تقسیم‌بندی اصلی شامل بی‌مبالاتی، عدم مهارت، بی‌احتیاطی و عدم رعایت نظامات دولتی بررسی شد.
یافته‌ها: در مطالعه حاضر تعداد 26 مطالعه به بررسی قصور پزشکی کشور از فروردین ماه سال 1373 تا اسفند ماه 1396 پرداخته بودند که بی‌مبالاتی در 1105 مورد از 2068 قصور رخ داده، بود. عدم مهارت در 255 مورد از 2068 مورد، 432 مورد بی‌احتیاطی و 244 مورد نیز عدم رعایت نظامات دولتی علت قصور پزشکی ثبت گردیده بود. OR بی‌مبالاتی برابر 76/0(87/0-66/0=95%Cl)، عدم مهارت برابر 61/0(76/0-49/0=95%Cl)، بی‌احتیاطی 62/0(76/0-50/0=95%Cl) و عدم رعایت نظامات دولتی برابر 66/0(73/0-60/0=95%Cl) بود. OR نسبت قصور تایید شده از پرونده‌های شکایت برابر 6/0(86/0-41/0=95%Cl) بود. جراحان عمومی با OR برابر 48/0(61/38-0/0=%95Cl)، متخصصان زنان با OR برابر 49/0(66/0-36/0=95%Cl)، پزشکان عمومی با OR برابر 42/0(58/30-0/=%95Cl) و متخصصان ارتوپدی با OR برابر 44/0(61/0-32/0=95%Cl) از کل شکایات ادعا شده برعلیه آن‌ها است.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه به فهم جایگاه کنونی مطالعات قصور پزشکی در کشور برای شناسایی علت قصور و تدوین مطالعات جدید برای آینده کمک میکند.

کوروس دیوسالار، سارا حسامی، مجید محمودی، نویدرضا گیاهی، فاطمه دیوسالار، محمد پوررنجبر، امین هنرمند،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: افراد سوء مصرف‌کننده مواد اپیوییدی دست‌خوش ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها می‌باشند. در این مطالعه تعداد کپی DNA میتوکندری در گلبول‌های سفید خون محیطی یک گروه از افراد سوء مصرف‌کننده مواد اپیوییدی در مقایسه با افراد سالم بررسی شده است.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد-شاهدی که از آذرماه 1397 تا اسفند ماه 1398 به طول انجامید. به میزان پنج ml خون محیطی 32 فرد وابسته به تریاک، 24 فرد وابسته به هرویین و 25 فرد سالم جمع‌آوری گردید. افراد گروه‌های مورد به درمانگاه ترک مواد مخدر جهت ترک مواد مراجعه نمودند. جهت اندازه‌گیری تکثیر DNA میتوکندری از آزمون Real-Time PCR استفاده شد.
یافته‌ها: دو گروه مورد مطالعه و گروه کنترل از نظر شاخص‌های دموگرافیک همگون بوده و اختلاف آماری معناداری نداشتند. نتایج این بررسی نشان داد که میانگین تعداد کپی DNA میتوکندری در افراد سوء مصرف‌کننده تریاک بیشتر است نسبت به این میانگین در افراد گروه کنترل سالم (11/0P=).میانگین تعداد کپی DNA میتوکندری در افراد مصرف‌کننده هرویین هم بیشتر بود نسبت به این میانگین در افراد گروه کنترل (21/0P=).هرچند این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده افزایش تعداد کپی DNA میتوکندری در افراد سوء مصرف‌کننده مواد اپیوییدی است. با در نظر گرفتن اینکه تغییر در تعداد کپی DNA میتوکندری همراه با ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها از جمله سرطان می‌باشد، تحقیقات بیشتر با تعداد افراد شرکت‌کننده بیشتری مورد نیاز است که اثر سوء مصرف این مواد را بر ژنوم انسانی روشن نماید.

 
نوید امیدی‌فر، رضا معصوم‌ زاده، منصوره شکری‌پور، یوسف نیک‌منش،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سیتومگالوویروس عامل مهمی در عفونت‌های ویروسی مادرزادی است. اثرات آلودگی با این ویروس از بی‌علامت در افراد سالم تا علایم شدید در نوزادان و افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف است. این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع سیتومگالوویروس سرم و بررسی ارتباط بالقوه بین سن، جنس و شیوع CMV در بیماران مراجعه‌کننده به درمانگاه شهید مطهری شیراز انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 2469 نفر که در‌طی فروردین 1398 تا اسفند 1401 در درمانگاه شهید مطهری شیراز که سطح آنتی‌بادی سیتومگالوویروس را چک کرده‌اند، انجام شد. سطوح سرمی IgM و IgG در برابر CMV با روش ELISA ارزیابی شدند. داده‌ها توسط SPSS software, version 19 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و آزمون‌های کای دو پیرسون و آزمون دقیق فیشر برای بررسی ارتباط نتایج مثبت آنتی‌بادی با سن و جنسیت مورد‌ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: از 2469 نفر، تیتر آنتی‌بادی در 1157 نفر (9/46%) مثبت گزارش گردید و 1312نفر (1/53%) تیتر آنتی‌بادی منفی داشتند. بیشترین تعداد مثبت‌ها مربوط به IgG می‌باشد و در IgM عمدتا جواب‌ها منفی بودند. شیوع IgM هیچ ارتباط جنسیتی را نشان نداد اما ارتباط معناداری با سن بیمار نشان داد. شیوع IgG با سن و جنس ارتباط معناداری نشان داد.
نتیجه‌گیری: نظر به اینکه شهرستان شیراز به‌عنوان یکی از قطب‌های درمانی مهم در سطح کشور مطرح است، همچنین با‌توجه به‌شیوع 9/46% عفونت CMV در منطقه، توصیه به استفاده از روش‌های پیشگیرانه مانند واکسن و ایمونوتراپی علیه عفونت CMV در بیماران می‌شود.

 
رضا صحرایی، احمد بستانی، موسی زارع، نوید کلانی، فاطمه افتخاریان،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی آب مروارید شایعترین جراحی در جهان است. شیوع آب مروارید وابسته به سن با افزایش سن افزایش می‌یابد و شیوع آن با هر دهه از سن پس از چهل سال افزایش می‌یابد. داروهای مختلفی جهت کنترل بی‌دردی و همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی کاتاراکت بکار می‌رود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه دکسمدتومدین و لیدوکایین در کنترل بی‌دردی و تغییرات همودینامیک در اعمال جراحی کاتارکت می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوبه کور در بازه زمانی آذر تا اسفند 1400 بر روی 52 بیمار تحت عمل جراحی کاتاراکت مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه لیدوکایین و دکسمدتومدین قرار گرفتند. چک‌لیست جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه شامل سن، جنسیت، سابقه مصرف آسپرین، فشارخون سیستول و دیاستول، ضربان قلب، میزان فشار داخل چشم، عوارض پس از عمل و میزان درد بیماران پس از عمل بود.
یافته‌ها: نتایج آزمون من ویتنی نشان داد که گروه دکسمدتومدین میزان درد کمتری از گروه لیدوکایین در ساعت اول پس از مداخله داشتند (012/0P=) در بررسی IOP پس از از انجام بلاک رتروبولبار در گروه دکسمدتومدین شاهد افزایش معناداری در فشار ‏IOP‏ از مقدار 12/3±56/16 به 68/2±96/17 میلی‌متر جیوه نسبت به پیش از بلاک بودیم (001/0P=).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با لیدوکایین به‌صورت رتروبولبار نسبت به لیدوکایین توانسته بود میزان درد بیماران پس از عمل و فشارخون سیستول و دیاستول در حین عمل را کنترل کند.

 
نوید قرایی، محمد علی جعفری، مائده جعفری، فاطمه کرمی رباطی، سعیده پرورش،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: نفرولیتیازیس یکی از قدیمی‌ترین بیماری‌های سیستمیک شناخته‌شده کلیه و مجاری ادراری در کودکان است. هدف مطالعه حاضر، مقایسه سطح سرمی ویتامین D در کودکان مبتلا به نفرولیتیازیس و کودکان سالم بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی روی 74 کودک مبتلا به سنگ کلیه و 63 کودک سالم مراجعه‌کننده به بیمارستان افضلی‌پور کرمان از مهر 1396 تا شهریور 1398 انجام شد. همه بیماران، تحت سونوگرافی کلیهها و مجاری ادراری قرار گرفتند. تشخیص سنگ کلیه براساس نظر رادیولوژیست بود. مشخصات دموگرافیک بیماران (سن و جنس) ثبت شد. آزمایش خون بیماران از نظر ویتامین D و کلسیم بررسی شد. برای تجزیهوتحلیل داده‌ها، از روشهای آمار توصیفی، تحلیلی و SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سن کودکان مبتلا به سنگ کلیه و کودکان سالم، به‌ترتیب، 8/1±41/5 و 41/0±06/10 سال بود (971/0=P). بیشترین تعداد بیماران، پسر بودند (1/58%). 7/29% بیماران و 9/15% کودکان سالم، سابقه خانوادگی سنگ کلیه داشتند (056/0P=) 71/6% بیماران، سنگ کلیه یک طرفه و 28%، سنگ کلیه دو طرفه داشتند. میانگین سطح سرمی ویتامین D در کودکان سالم (021/0=P) و میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه، بیشتر بود (001/0=P). میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه که سابقه خانوادگی سنگ کلیه داشتند، بیشتر بود (018/0=P). میانگین کلسیم در کودکان با سنگ کلیه دو طرفه بیشتر بود (033/0=P). میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه با کمبود ویتامین D (001/0=P) و سطح کافی ویتامین D (037/0=P) بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: میانگین سطح سرمی ویتامین D در کودکان سالم به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از کودکان مبتلا به سنگ کلیه و میانگین کلسیم در کودکان مبتلا به سنگ کلیه، به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از کودکان سالم بود. مطالعات گسترده‌تر با تعداد بیماران بیشتر برای بررسی این رابطه‌ها، مورد نیاز است.

 
نوید کلانی، حسن ضابطیان، شهرام شفا، عرفانه علیرضایی، فاطمه افتخاریان، رضا صحرایی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: به تازگی از اپی‌نفرین برای افزایش عمق و طول‌مدت بی‌دردی حاصل از بی‌حس‌کننده‌های موضعی استفاده می‌شود و به‌صورت موضعی برای کاهش انتشار بی‌حس‌کننده موضعی و کاهش خونریزی ناشی از جراحی به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر افزودن دوزکم اپی‌نفرین به‌همراه بوپیواکایین داخل نخاعی و فنتانیل بر ثبات همودینامیک بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه‌کور بر روی 30 بیمار 18 تا 85 سال تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعه‌کننده به بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم از شهریور تا آذر1400، انجام شد. بیماران به‌روش تخصیص تصادفی به دو گروه، A (اپی‌نفرین+فنتانیل+ بوپیواکایین) و گروه B (بوپیواکایین+ فنتانیل)، تقسیم‌بندی شدند. فشارخون سیستول، فشارخون دیاستول، فشارخون متوسط شریانی، ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی در زمان‌های پیش و پس از بی‌حسی، حین عمل و ورود و خروج از ریکاوری ثبت شد.
یافته‌ها: میانگین فشارخون سیستولیک، دیاستولیک، متوسط شریانی و ضربان قلب در زمان‌های پیش و پس از بی‌حسی، 15، 45،30، 60،75، 90، 120 دقیقه پس از تزریق دارو و در ورود به ریکاوری و خارج از ریکاوری، بین دو گروه اپی‌نفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین و فنتانیل+بوپیوکائین تفاوت معنادار نداشت. میانگین O2SAT در زمان‌های قبل از بی‌حسی، 15، 30 و 75 دقیقه پس از تزریق دارو، بین دو گروه اپی‌نفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین و فنتانیل+بوپیوکائین تفاوت معنا‌دار وجود داشت (05/0>P).
نتیجه‌گیری: استفاده از ترکیب اپی‌نفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین داخل نخاعی نسبت به‌ترکیب فنتانیل+ بوپیواکایین تفاوت قابل‌توجهی در متغیرهای بررسی شده علایم حیاتی بیماران نداشته است.

 
مجتبی قائدی، مجتبی سهراب‌پور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن به‌کار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه‌کور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعه‌کننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران به‌طور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرام‌بخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمون‌های آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافته‌ها: فراوانی آرام‌بخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین به‌صورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین می‌توان از این دارو به‌عنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.

 
سید احمد رضوی‌زادگان، فاطمه افتخاریان، فاطمه رحمانیان، نوید کلانی،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: رتینوپاتی دیابتی به‌عنوان یکی از عوامل اصلی نابینایی در جهان و یکی از علل از کار افتادگی در بیماران دیابتی به‌شمار می‌آید. با این وجود تاکنون در ایران مطالعه‌ای که به بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بپردازد انجام نگرفته است لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی با و بدون رتینوپاتی انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 183 نفر از بیماران دیابتی مراجعه‌کننده به کلینیک هنری شهرستان جهرم از مهر ماه تا بهمن ماه سال 1402 انجام شد. بیماران به دو گروه بیماران دیابتی بدون عارضه رتینوپاتی و بیماران دیابتی دارای عارضه رتینوپاتی تقسیم‌بندی شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شـامل دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه کیفیت زندگی (DQOL-BCI) بود.
یافته‌ها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که بین بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی از نظر میانگین کیفیت زندگی، تفاوت معنا‌دار وجود داشت (001/0>P). میانگین کیفیت زندگی در گروه بیماران دیابتی با رتینوپاتی (97/7±19/41) بالاتر از گروه بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی (37/7±22/37) بوده است. در بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بین میانگین کیفیت زندگی و متغیرهای دموگرافیک تفاوت معنا‌دار وجود نداشت (001/0>P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیماران مبتلابه رتینوپاتی از کیفیت زندگی بالاتری نسبت به گروه بدون رتینوپاتی برخوردار هستند. این نتایج در‌حالی به‌دست آمد که هیچ‌ یک از متغیرهای دموگرافیک مانند سن، جنسیت، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات ارتباط معناداری با کیفیت زندگی این بیماران نداشتند.

 
نوید کلانی، لهراسب طاهری، فاطمه افتحاریان، علی طالبی، مرضیه حق‌بین،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان تشخیص داده شده در زنان است. مطالعات اپیدمیولوژیک منجر به این فرضیه شده است که ویتامین D ممکن است خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش دهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین کمبود ویتامین D و ابتلا به سرطان پستان در شهرستان جهرم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه موردی- شاهدی بر روی 59 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به کلینیک جامع سرطان خاتم‌النبیاء شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت 99 تا اسفند 99 انجام شد. 30 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان به‌عنوان گروه مورد و 29 زن سالم از نظر سطح ویتامین D نیز به‌عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل اطلاعات دموگرافیک (سن، سطح شاخص توده بدنی، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت یائسگی، سن شروع قاعدگی، تعداد زایمان، تعداد سقط، فصل نمونه‌گیری، سابقه بیماری پستان، سابقه خانوادگی سرطان پستان، مصرف دخانیات، مصرف ضدآفتاب، مدت مواجهه با آفتاب، رنگ پوست، محل زندگی، نوع ساختمان)، سوابق بالینی و سطح سرمی ویتامین D می‌باشد.
یافته‌ها: یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که از نظر شاخص توده بدنی و رده‌بندی‌های مختلف شاخص بدنی، سن یائسگی و سن شروع قاعدگی تفاوت معناداری بین دو گروه مورد و شاهد وجود نداشت. تعداد ماه‌های شیردهی در گروه شاهد به‌صورت معناداری بالاتر از گروه مورد بود (001/0P=). نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که بین نوع پاتولوژی بیماری و سطح سرمی ویتامین D ارتباط معنا‌داری وجود نداشته است.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان دادند که میزان کمبود ویتامین D می‌تواند به‌عنوان یک فاکتور پیش‌آگهی بد در روند بیماری سرطان پستان باشد.

 
رضا صحرایی، فاطمه افتخاریان، نوید کلانی، هاجر تقی‌زاده،
دوره 82، شماره 8 - ( آبان 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آمبولی ریوی زمانی رخ می‌دهد که یک لخته خون، شریان ریوی یا شاخه‌های آن را مسدود کند. مطالعه حاضر به گزارش یک مورد آمبولی حاد ریوی پس از عمل جراحی هیسترکتومی پرداخته است.
معرفی بیمار: بیمار زن 52 ساله‌ای که به‌دلیل خونریزی واژینال از سه هفته قبل کاندید عمل جراحی عمل جراحی بیرون آوردن رحم از شکم+ در آوردن دو طرفه تخمدان و لوله‌ها (Total Abdominal hysterectomy (TAH) + BiLateral salpingo oophorectomy, BSo) شد. یک روز پس از عمل جراحی بیمار شروع به راه رفتن در بخش نمود که ناگهان دچار سنکوپ شد. در زمان احیاء قلبی عروقی اکوکاردیوگرافی بیمار نشان دهنده لخته در شریان ریوی پروگزیمال راست و چپ بود که دوز مناسب رتپلاز (Reteplase) با تشخیص آمبولی وسیع ریوی تجویز گردید. متاسفانه علیرغم تلاش تیم پزشکی بیمار مذکور فوت شد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر بیمارانی که با سابقه خونریزی قبلی جهت انجام هیسترکتومی مورد عمل جراحی قرار میگیرند در خطر بروز آمبولی حاد ریوی هستند.

 
سید محمد رضا هادوی، مریم زاهدی، نوید کلانی، نعیمه سادات اثماریان، رضا صحرایی،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی ترمیم کمربند شانه‌ای، منجر به درد شدید پس از عمل و محدودیت حرکت می‌شود. کنترل نامناسب درد پس از عمل باعث تاخیر در بازتوانی پس از عمل، ریسک ایجاد درد مزمن و افزایش مصرف یا سوء مصرف مخدرها می‌شود. لذا هدف از انجام این مطالعه مقایسه شدت درد طی دو هفته پس از عمل جراحی ترمیم کمربند شانه‌ای، بین بیماران با بلوک اینتراسکالن به تنهایی و بیمارانی که بلوک اینتراسکالن به همراه مورفین وریدی گرفتند، می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده دو سویه کور با گروه‌های موازی بر روی 120 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان چمران شیراز که تحت جراحی ترمیم پارگی کاف به روش باز قرار گرفتند در بازه زمانی خرداد تا آذر ماه 1403 انجام شد. بیماران شرکت‌کننده در مطالعه به وسیله بلوک‌های متعادل شده به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه مداخله یک تحت بلوک اینتراسکالن با 30 میلی‌لیتر روپیواکایین نیم درصد پیش از جراحی قرار گرفتند و گروه مداخله، علاوه ‌بر بلوک اینتراسکالن، mg/kg 1% مورفین وریدی نیز دریافت کردند.
یافته‌ها: تفاوت معناداری بین گروه‌ها از نظر سن، جنس، وزن و کلاس بیهوشی وجود نداشت (05/0P>). امتیاز شدت درد در گروه بلوک در همه زمان‌ها به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از گروه بلوک اینتراسکالن به همراه مورفین است.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که ترکیب بلوک اینتراسکالن با مرفین در کاهش درد پس از عمل روتاتورکاف به‌طور معناداری موثرتر از بلوک اینتراسکالن به تنهایی بوده است. این یافته نشان می‌دهد که استفاده از مرفین به‌عنوان یک مسکن اضافی می‌تواند اثرات تسکینی بلوک اینتراسکالن را تقویت کرده و کاهش درد بهتری را فراهم آورد.

 
نوید کلانی، مسعود قانعی، حسین حکیم الهی،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: واریکوسل که به‌عنوان بزرگ‌شدن و پیچ‌خوردگی غیرطبیعی وریدها در شبکه پامپینیفرم تعریف می‌شود، شایعترین علت قابل اصلاح ناباروری مردان است. مطالعه حاضر به گزارش یک مورد باروری به‌دنبال درمان واریکوسل و انسداد مجرای انزالی پرداخته است.
معرفی بیمار: بیمار آقای 39 ساله با سابقه ناباروری خانوادگی (کاریوتیپ، کروموزوم و هورمون نرمال) از حدود 20 سال به‌دلیل آزوسیرمی و با سابقه واریکوسل خفیف چپ، پس از دوبار بیویسی بیضه و عدم استحصال اسپرم، به درمانگاه اورولوژی بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم در سال 1402 مراجعه نمود. طبق معاینه واریکوسل خفیف دو طرفه، بیمار تحت واریکوسلکتومی دو طرفه میکروسکوپیک با برش اینگوینال قرار گرفت و همزمان تحت فلوروسکویی و وازوگرافی قرار گرفت که حاکی از تنگی مجرای انزالی بود و لذا تحت رزکسیون محل تنگی از طریق مجرا قرار گرفت. سه ماه بعد بیمار با آنالیز منی کاملا نرمال مراجعه نمود و اظهار داشت که همسرش یک حاملگی منجر به سقط در ماه گذشته داشته است. چند ماه بعد، حاملگی دوم منجر به تولد نوزاد پسر سالم از طریق سزارین شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که درمان واریکوسل توام با رفع علل انسدادی می‌تواند تاثیر قابل‌توجهی در بهبود پارامترهای باروری و افزایش شانس باروری بیماران داشته باشد. 

مجتبی قائدی، مجتبی سهراب‌پور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‌ثباتی همودینامیک یکی از عواملی است که می‌تواند باعث خونریزی حین عمل شود است و کیفیت دید جراح، عوارض حین و پس از عمل و نتیجه جراحی را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر پارامترهای همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعه‌کننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران به‌طور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سن، جنسیت، شاخص توده بدنی، متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی، ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی)، می‌باشد.
یافته‌ها: روند تغییرات متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی و ضربان قلب) در گروه دکسمدتومیدین از زمان‌های پیش از اینداکشن تا خارج از ریکاوری تفاوت معناداری را نشان داد (001/0>P). در زمان‌های پس از اینداکشن، یک دقیقه، پنج دقیقه، 15 دقیقه، 30 دقیقه، 60 دقیقه و در ریکاوری و خارج از ریکاوری تفاوت معناداری در میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و فشار متوسط شریانی بین دو گروه مشاهده شد (05/0>P). مقایسه دو گروه مداخله و کنترل از نظر متغیرهای ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی (به جز زمان در ریکاوری) تفاوت معناداری را نشان نداد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش تغییرات همودینامیک حین عمل همراه بوده است. بنابراین می‌توان از این دارو به‌عنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.

 
محمد شجاعی، افشین عوض‌پور، نوید کلانی،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر از جمله شایعترین بیماری‌های قلبی- عروقی تهدیدکننده حیات می‌باشد. هدف از این مطالعه مقایسه مرگ‌ومیر در بیماران با ریتم قلبی ‏(Atrial fibrilation, AF)‏ دارای سابقه ‏‏(Percutaneous coronary intervention, PCI) تحت درمان با دوز کم (‏mg ‏110) در مقابل درمان با دوز بالا (‏mg ‏150) ‏بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مرور سیتماتیک و متاآنالیز بر روی چهار دیتابیس آنلاین PubMed، Scopus، Web of Science و EMBASE برای یافتن مقالاتی بود که نرخ بروز عوارض دراز مدت وابسته به خونریزی یا وقایع ترمبوتیک را در بیماران AF ای که تحت PCI قرار گرفته بودند و تحت درمان با دابیگاتران قرار گرفته بودند انجام شد.
یافته‌ها: 9 مطالعه RCT یا آینده‌نگر با 5694 شرکت‌کننده وارد مطالعه شدند. در مقایسه دابیگاتران (۱۱۰ و mg ۱۵۰) با وارفارین (با/ بدون ضدپلاکت دوتایی)، دابیگاتران mg ۱۱۰ با کاهش معنادار خونریزی جدی همراه بود (46/0OR=، 86/0-24/0= 95%CI، 01/0P=)، درحالی‌که دوز mg ۱۵۰ تفاوت آماری معناداری نداشت (12/0=OR، 32/1-01/0=95%CI، 08/0=P). از سوی دیگر، دابیگاتران mg ۱۱۰ در مقایسه با درمان ترکیبی وارفارین و ضدپلاکت، با افزایش معنادار مرگ‌ومیر (33/1OR=، 01/0P=) و سکته قلبی (61/1OR=، 01/0P=) همراه بود، اما دوز mg ۱۵۰ تفاوت آماری نشان نداد. هتروژنیتی در برخی تحلیل‌ها بالا بود (I2 تا 49/99%)، اما فانل پلات و آزمون ایگر سوگیری انتشار را رد کردند.
نتیجه‌گیری: شواهد محکمی وجود دارد که عوارض خونریزی‌دهنده در دابیگاتران کمتر از داروهای ضدپلاکتی و ضدانعقادی قدیمی است اما از نظر کارایی در کاهش مرگ‌ومیر داروهای نسل قدیم کارایی بهتری در پیشگیری از مرگ‌ومیر به هر علتی دارند.

 
رضا صحرایی، آناهیتا حق‌جو، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، راحیل حق‌جو، فاطمه خادم‌پیر، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‌حسی اسپاینال یکی از روش‌های رایج در جراحی سزارین الکتیو است، اما عوارضی مانند لرز و تهوع ممکن است کیفیت دوره پس از عمل را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی میزان بروز لرز و تهوع با استفاده از داروی بوپیواکائین و ترکیب بوپیواکائین-سوفنتانیل در زنان تحت عمل جراحی سزارین الکتیو با بی‌حسی اسپاینال، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور بر روی 30 نفر از بیماران تحت عمل جراحی سزارین الکتیو مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا مهر ماه 1400 انجام گرفت. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه بوپیواکایین و بوپیواکایین-سوفنتانیل، تقسیم شدند. میزان تهوع و استفراغ و فراوانی لرز در زمان‌های پیش از بی‌حسی اسپاینال، پس از بی‌حسی اسپاینال، سه دقیقه پیش از به‌دنیا آمدن نوزاد، بلافاصله پس از به‌دنیا آمدن نوزاد، دقیقه 15، دقیقه 30، دقیقه 45، ورود به ریکاوری و خروج از ریکاوری ثبت گردید.
یافته‌ها: در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل در 30 دقیقه پس از اسپاینال (20%) و در زمان ورود به ریکاوری (7/26%) بیشترین فراوانی لرز در بیماران بوده است. فراوانی تهوع در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل (3/33%) و بوپیواکایین در سه دقیقه پیش از دنیا آمدن نوزاد (40%)، دارای بیشترین فراوانی بوده است، اما از نظر آماری بین دو گروه در زمان‌های متفاوت تفاوت معنادار نبوده است.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزودن دوز پایین سوفنتانیل به بوپیواکایین در قالب پروتکل بی‌حسی نخاعی، اگرچه ممکن است تاثیرات بالینی جزئی بر بروز برخی عوارض داشته باشد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند منجر به تفاوت معنادار در بروز لرز و تهوع گردد.

 
معصومه پورمختاری، شهرام شفا، نسیم نبی‌زاده، رضا صحرایی، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 3 - ( خرداد 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‌حسی نخاعی یک روش کارآمد برای ارائه بی‌دردی در عمل جراحی و یک جایگزین بی‌خطر برای بی‌دردی عمومی می‌باشد. علیرغم مزایای آن عوارضی مانند افت فشارخون و برادی کاردی وجود دارد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثر اندانسترون وریدی در پیشگیری از افت فشارخون پس از بی‌حسی نخاعی در بیماران تحت جراحی ارتوپدی اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 60 بیمار کاندیدای عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعه‌کننده به بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم، در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1400 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و تعداد نبض در زمان‌های پیش از بی‌حسی اسپاینال، پس از بی‌حسی اسپاینال و سپس در ده دقیقه اول هر دو دقیقه و در دقایق 15، 30، 45، 60 و 90 دقیقه حین عمل نیز سنجیده شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه‌های اندانسترون و پلاسبو از نظر میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب وجود نداشت. همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه اندانسترون و پلاسبو در بروز خارش و تهوع استفراغ در زمان‌های مختلف نشان نداد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دوز هشت میلی‌گرم اندانسترون در اعمال جراحی ارتوپدی اندام تحتانی تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر علایم همودینامیک و همچنین پیشگیری از عوارض تهوع و استفراغ و خارش پس از عمل در این بیماران ندارد.

 
نوید کلانی، آرنوش قدسیان، عبدالعلی سپیدکار، مهرداد صیادی‌نیا، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ابدومینوپلاستی در بیماران دارای اضافه‌ وزن یا سابقه کاهش وزن شدید، اگرچه از نظر زیبایی مؤثر است، اما می‌تواند منجر به عوارض جدی گردد. هدف از این گزارش برجسته‌سازی نقش فشار داخل شکمی بالا و تاخیر در تشخیص سندرم کمپارتمان شکمی (Abdominal compartment syndrome, ACS) در ایجاد نارسایی چند ارگان و مرگ بیمار است.
معرفی بیمار: بیمار زن ۴۹ ساله با سابقه کم‌کاری تیروئید، سابقه جراحی‌های قبلی و شاخص توده بدنی بالا، تحت عمل ابدومینوپلاستی همراه با لیپوساکشن و جراحی فلانک‌ها قرار گرفت. عمل حدود هفت ساعت به‌طول انجامید. پس از جراحی، علائم اسیدوز متابولیک، کاهش حجم ادرار و افت سطح هوشیاری ایجاد شد. با وجود شواهد بالینی و آزمایشگاهی مؤید ACS، مداخله جراحی انجام نشد. نهایتاً بیمار دچار ایست تنفسی و قلبی شد و فوت کرد.
نتیجه‌گیری: سندرم کمپارتمان شکمی گرچه نادر است، اما در بیماران پرخطر و پس از جراحی‌های طولانی مانند ابدومینوپلاستی همراه با پلیکاسیون شدید، باید به‌عنوان یک تشخیص افتراقی جدی در نظر گرفته شود.

 
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرف‌زاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دم‌شناس،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی برای سزارین، علاوه‌بر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، می‌تواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت مقطعی آینده‌نگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بی‌حسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین می‌شدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافته‌ها: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی به‌طور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بی‌حسی اسپاینال به‌طرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجه‌گیری: میزان خونریزی در عمل سزارین به‌روش بی‌حسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی می‌باشد. پیشنهاد می‌گردد در مطالعات آینده مقایسه‌ای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.

 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb