193 نتیجه برای سرطان
جمشید انصاری، میلاد پزشکی، اعظم احمدی، علی چهرهیی،
دوره 81، شماره 9 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان ریه در ایران سومین نوع سرطان شایع بوده و فرکانس آن بهسرعت در حال افزایش است. EXO1 یک ژن تعمیری بوده که نقش مهمی در ترمیم ناجور جفتشدگی DNA ایفا مینماید. پلیمورفیسم K589E در ژن EXO1 میتواند با بروز سرطان ریه مرتبط باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پلیمورفیسم K589E ژن EXO1 با خطر بروز سرطان ریه بهعنوان بیومارکر بالینی در جمعیت ایرانی است.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی در فاصله زمانی بهمن 1398 تا خرداد 1401 در جمعیت مبتلا به سرطان ریه و افراد سالم در بیمارستان خوانساری شهر اراک انجام شد. در مجموع 100 بیمار مبتلا به سرطان ریه و 100 فرد سالم با استفاده از تکنیک PCR-RFLP موردبررسی قرار گرفتند.
یافتهها: آنالیز آماری ژنوتیپها و آللهای پلیمورفیسم K589E ژن EXO1 در دو گروه بیمار و سالم نشان داد که ژنوتیپ AA (200/17-690/1، 95%CI=، 391/5OR=، 004/0P=) و آلل A (300/6-291/1، 95%CI=، 851/2OR=، 010/0P=) این پلیمورفیسم ارتباط معناداری با خطر ابتلا به سرطان ریه دارد. در مقابل، ژنوتیپ GG و آلل G این پلیمورفیسم یک نقش محافظتی در برابر خطر ابتلا به سرطان ریه از خود نشان دادند.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج حاصل، چند شکلیK589E ژن EXO1 میتواند بهعنوان یک نشانگر زیستی در مطالعات پیشگویی بالینی در ارتباط با خطر ابتلا به سرطان ریه مورداستفاده قرار گیرد، هرچند مطالعات بیشتری با اندازه جمعیت بالا موردنیاز است.
سعیده کیوانی قمصری، کیانا نوری، علی خالصه نژاد، شکوفه حسنی،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
درحالحاضر سرطان پستان علت اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در زنان به شمار میرود که با وجود پیشرفتهای گسترده در تشخیص و درمان آن، همچنان سبب مرگ بسیاری از زنان در جهان میباشد. در سالهای اخیر میکروبیوتای افراد بهعنوان یک ریسک فاکتور جدید در ابتلا به سرطان پستان شناخته شده است. تغییر میکروبیوتای روده که در اثر بسیاری از فاکتورهای محیطی و داخلی بدن رخ میدهد، میتواند با تاثیر بر سیگنالهای درون سلولی در گسترش سرطان موثر باشد. بررسیها نشان داده است دیس بیوز روده با اثر بر تولید استروژن و یا مکانیسمهای غیرمرتبط با استروژن، مانند تولید متابولیتهایی که بر سیستم ایمنی و التهاب موثر هستند، بر گسترش سرطان پستان اثر میگذارد. علاوهبراین اثبات شده است بافت پستان دارای میکروبیوتای خاص خود میباشد که ترکیب آن در افراد سالم و افراد مبتلا متفاوت میباشد. به گونهای که در بافت پستان سالم میزان زیادی پروتئوباکتریا، فیرمیکوتها، لاکتوباسیلوسها و اکتینوباکترها مشاهده میشود در حالیکه نسبت آنها در بافتهای سرطانی تغییر مییابد. بنابراین ارتباط قابلتوجه میکروبیوتا و سرطان پستان، چشم انداز جدیدی جهت مدیریت این بیماری میباشد. از این رو ترکیباتی مانند پروبیوتیکها که میتوانند بر متعادل سازی میکروبیوتای روده اثر بگذارند، رویکرد موثری جهت پیشگیری و درمان سرطان پستان در نظر گرفته میشوند. این مطالعه به بررسی و اهمیت میکروبیوتا در سرطان پستان، تفاوت میکروبیوتا در یک فرد سالم و فرد مبتلا، و نقش پروبیوتیکها در درمان سرطان پستان میپردازد.
حسین اسکندری، فرامرز سهرابی، عادله رضاقلیزاده شیروان، محمد عسگری، ندا شاهواروقی فراهانی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پریشانی وجودی، از جمله تجربههای رایج بیماران در مراحل پایانی زندگی است. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر مرور مطالعات و مفهومبندی پریشانی وجودی در مراقبتهای تسکینی از بیماران مبتلا به سرطان است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مرور نظاممند بوده که جستوجوی آن از 1 اردیبهشت تا 31 تیر 1402 در دانشگاه علامه طباطبایی و در بانکهای اطلاعاتی MEDLINE, Web of Science/PubMed و Scopus صورت گرفت.
یافتهها: پس از جستوجو، غربالگری و انتخاب مقالات منتخب براساس معیارهای ورود و خروج، در نهایت 22 مقاله وارد مطالعه شدند که از میان آنها، سه مطالعه مروری، هشت مطالعه کمی و 11 مطالعه کیفی بودند. در کنار بررسی شیوع این علامت، بیماران تجربهی خود را از پریشانی وجودی در چند دسته توصیف کردهاند: احساس تنهایی و انزوا (یا از دست دادن سیستم حمایتی)، نگرانیهای مربوط به روابط (نگرانی دربارهی خانواده، تغییر در روابط و وجود روابط متعارض)، از دست دادن کنترل/خودمختاری (کنترل فیزیکی، کنترل شناختی و هیجانی)، باری بر دوش دیگران بودن، از دست دادن حس پیوستگی و تداوم (از دست دادن نقشها، فعالیتهای لذتبخش و حس خود بودن)، ناتمام گذاشتن وظایف زندگی، ناامیدی/ درماندگی، انحلال/ فروپاشی برنامههای آینده، عدم قطعیت و ابهام دلهرهآور، احساس گناه/ حسرت گذشته، فقدان معنا، افکار اجتنابناپذیر مرگ.
نتیجهگیری: به نظر میرسد مضامین مطرح شده فراتر از تفاوتهای فرهنگی، رنج جهانی انسان را نشان میدهد که مفهومسازی دقیق آن میتواند به توسعهی مداخلات درمانی مؤثر جهت کاهش پریشانی وجودی کمک کند.
شهره بهروز، علیرضا ابراهیمی، احسان موسی فرخانی،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان از مهمترین سرطانهای زنان است. باتوجه به اهمیت برنامهریزی صحیح بهمنظورحفظ و ارتقاء سلامت جسمی، روحی و روانی جمعیت آسیبپذیر زنان، مطالعه حاضر با هدف بررسی مطالعات کارآزمایی بالینی انجام شده در زمینه تاثیرات خنده در ارتقاء سلامت زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: در این مرورسیستماتیک، بهمنظور دستیابی به مقالات مرتبط از پایگاه دادههای فارسی و انگلیسی SID،Magiran ، Cochrane PubMed ، Scopus و Science direct استفاده شد. برای جستجوی مقالات از کلیدواژههای شوخیدرمانی، خندهدرمانی، سرطانپستان، Humor therapy، Laughter therapy و Breast Cancer با همه ترکیبات احتمالی کلمات، استفاده شد. تمامی مقالات در فاصله-زمانی بهمن 1386 تا بهمن 1401 مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت ارزیابی کیفیت مقالات از معیار جداد استفاده شد.
یافتهها: از میان 975 مقاله در جستجوی اولیه، 525 مقاله بهعلت تکراریبودن عنوان و 442 مقاله بهدلایلی مانند عدم اختصاص شوخیدرمانی در سرطان پستان و عدم اجرای برنامه مداخلهای شوخی و خنده حذف شدند و در نهایت تعداد هشت مقاله که نمره جداد بالاتر از سه کسب نمودند، وارد مرور سیستماتیک شدند. نتایج مطالعات نشان داد که خندهدرمانی در بهبود کیفیتزندگی، بهبود ابعاد مختلف سلامت روان، کاهش احساسات منفی، تقویت احساسات مثبت و خستگی نقش موثری داشته است، درحالیکه بر درماتیت ناشی از رادیوتراپی و فعالیت سلولهای ایمنی و سطح سرمی کورتیزول تاثیر غیرمعناداری داشته است.
نتیجهگیری: باتوجه به تاثیر مثبت خندهدرمانی، توصیه میشود مدیران پرستاری و روانشناسان، از این مداخله آسان، مفرح، بدون عارضه و در دسترس در راستای بهبود وضعیت سلامت جسمی و روانی و عاطفی زنان مبتلا به سرطانپستان استفاده کنند.
فاطمه خاکسار مدنی، عظیم معتمدفر، محمد مومن غریبوند،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان و یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان است. تعیین وضعیت لنف نودهای آگزیلاری بدونمتاستاز دور دست، مهمترین شاخص پیشآگهی در بیماران مبتلا به سرطان پستان است. سونوگرافی بهعنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، بهویژه در ارزیابی بافتهای متراکم پستان کاربرد دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 150 بیمار مبتلا به سرطان پستان که به بیمارستان گلستان اهواز از مهر ماه 1400 تا آبان ماه 1401 مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران پس از معاینات اولیه و با استفاده از دستگاه سونوگرافی GE مدل S6 logic موردارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار Stata تحلیل و حساسیت و ویژگی سونوگرافی با استفاده از نتایج پاتولوژی بهعنوان استاندارد طلایی محاسبه شدند.
یافتهها: در این مطالعه، مشخص شد که7/77% از بیماران دارای لنف نودهای متاستاتیک بودند، که نشاندهنده شیوع بالای متاستاز در جمعیت مطالعهشده است. حساسیت و ویژگی سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای بدخیم به ترتیب 09/86% و 52/51% محاسبه شد. نتایج همچنین نشان داد که لنف نودهایی با ویژگیهای رادیولوژیک بدخیمی، بهطور معناداری با نتایج پاتولوژیک مثبت همبستگی داشتند.
نتیجهگیری: سونوگرافی میتواند بهعنوان یک ابزار ارزشمند در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان مورداستفاده قرار گیرد. با اینحال، برای تعیین دقیقتر نقش سونوگرافی در مدیریت این بیماران نیاز به تحقیقات بیشتری است.
یونس سلیمانی، فرحناز آقاحسینی، پیمان شیخزاده،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی هستهای دقت بالایی در ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون نشان داده است. هدف از این مطالعه بررسی قابلیت فیچرهای رادیومیکس استخراجشده از تصاویرپزشکی هستهای بهعنوان بیومارکرهای غیرتهاجمی متابولیسم ضایعه در بیماران مبتلابه سرطان کولون از طریق بررسی همبستگی این فیچرها با مقادیر (standardized uptake value, SUV) max بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود که از مرداد ماه 1401 تا مرداد ماه 1402 در گروه پزشکی هستهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این مطالعه از تصاویر پزشکی هستهای مربوط به 60 بیمار مبتلابه سرطان کولون اولیه استفاده شد. ضایعات سرطان کولون به شکل دستی بر روی تصاویر PET جداسازی شده و تعداد 32 فیچر رادیومیکس بافتی textural از تصاویر استخراج شدند. سپس با استفاده از آزمون آماری Spearman correlation coefficient همبستگی این فیچرها با مقادیر SUVmax مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقدار (05/0P<) بهعنوان سطح معناداری آزمون در نظر گرفته شد.
یافتهها: بیش از 96% از فیچرهای رادیومیکس (31 فیچر از 32 مورد) همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه داشتند (05/0P<). از این بین فیچرهای GLZLM_HGZE و GLZLM_SZHGE بیشترین همبستگی معنادار را با مقادیر SUVmax داشتند (به ترتیب با ضرایب همبستگی 9881/0، 9723/0 و سطوح معناداری 0001/0>، 0001/0>). از طرفی فیچر GLZLM_LZHGE همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: روش رادیومیکس این پتانسیل را دارد تا بهعنوان یک روش کاملا غیرتهاجمی جهت ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون مورد استفاده قرار گیرد و پایش و درمان بیماران مبتلابه سرطان کولون را تسهیل کند.
سولماز اوحدیان مقدم، محمد رضا نوروزی، محسن آیتی، عرفان امینی، فائزه سلحشور، محسن شیرآقایی،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سارکوپنی از دست دادن دژنراتیو توده عضلانی اسکلتی است که بهعنوان یک نتیجه ضعیف پس از عمل در انواع مختلف سرطان شناخته میشود. هدف ما از این مطالعه بررسی ارتباط بین سارکوپنی و عوارض پس از عمل و میزان بقا در بیماران مبتلابه سرطان مثانه بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از دی ماه سال 1400 تا دی ماه سال 1401 بر روی 30 بیمار مراجعهکننده به درمانگاه ارولوژی بیمارستان امام خمینی تهران که مبتلابه سرطان مثانه و کاندید عمل سیستکتومی رادیکال بودند، انجام شد. یک هفته پیش از عمل، سطح مقطع عضلانی برای نشان دادن تغییرات در اندازه و حجم عضله (بررسی شده با MRI) به دنبال شاخص سارکوپنی تخمین زده شد. برای بهبود کیفیت گزارش عوارض جراحی، بیماران مجددا معاینه شدند و مدت زمان بستری بیماران در بیمارستان اندازهگیری شد. مراقبت پیگیری بهینه 10 ماه (چهار تا 20 ماه) بود.
یافتهها: میانگین شاخص سارکوپنیک 2mm/2m 6/1264±5/591 بود. طی پیگیری 10 ماهه، 25 بیمار (3/83%) زنده ماندند و پنج بیمار (7/16%) فوت شدند. میانگین اندکس سارکوپنی در بیماران مبتلابه سرطان لوکالیزه نسبت به بیماران مبتلابه سرطان پیشرفته بالاتر بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. همچنین میانگین اندکس سارکوپنی در بیماران مبتلابه درگیری لنفوواسکولار بهصورت قابلتوجهی کمتر از بیماران با سرطان بدون تهاجم لنفوواسکولار بود. در این مطالعه ارتباطی بین عوارض پیش از عمل و سارکوپنیک اندکس بهدست نیامد.
نتیجهگیری: کاهش شاخص سارکوپنیک بهطور قابلتوجهی با تهاجم عروق لنفاوی مرتبط بود، اما هیچ ارتباطی بین میزان مرگومیر و عوارض پس از جراحی رادیکال سیستکتومی یافت نشد.
محمد مسعود خوبیاری، سیمین نجفقلیان، بهاره عباسی، رامین پرویزراد، رضا آقابزرگی،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مراجعه به اورژانس (EDs) نشاندهنده نیازهای درمانی بیماران است. بهعلت بروز افزایش یابنده سرطان و وقوع شرایط اورژانس، یک چالش برای ارایه خدمت بهوجود میآید. لذا این مطالعه با هدف جلوگیری از مراجعات قابلپیشگیری در بیماران مبتلابه سرطان در چند مرکز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرونده بیماران شناختهشده مبتلابه سرطانهای مختلف، در اورژانس بیمارستانهای ولیعصر و امیرالمومنین اراک و بیمارستان حضرت رسول اکرم و لولاگر تهران و بیمارستان صدوقی و شاه ولی یزد از فروردین تا شهریور ماه سال 1396 بررسی شد. برای اندازهگیری فوری بودن ویزیتهای ED از شاخص شدت اضطراری و فرم تریاژ استفاده شد و پیامد آن از پرونده بیمار استخراج و در چکلیست جمعآوری دادهها ثبت شد. تجزیهوتحلیل رگرسیون لجستیک چند متغیره برای بررسی ارتباط عوامل مراجعه و علل قابلپیشگیری استفاده شد.
یافتهها: از 1107 بیمار (7/49%) مرد و (3/50%) زن مبتلابه سرطان بودند. سن 65 سال و بالاتر، بیشترین ویزیت را داشتند. سن 17 سال و کمتر (نسبت شانس، 172/3، 95% فاصله اطمینان (CI)، 409/2-021/4) و وجود بیش از یک بیماری همراه (نسبت شانس، 610/3، 95% فاصله اطمینان (CI)، 611/3-521/4) ارتباط مثبتی با ویزیتهای قابلپیشگیری داشت.
نتیجهگیری: در این مطالعه، 7/55% از ویزیتهای ED بیماران مبتلابه سرطان قابلپیشگیری شناسایی شدند و شایعترین علت مراجعه علایم عمومی درد (2/18%)، تب (7/8%) و ضعف و بیحالی (5/7%)بود. این یافتهها نیاز به درمان تسکینی برجسته میکند.
نوید کلانی، لهراسب طاهری، فاطمه افتحاریان، علی طالبی، مرضیه حقبین،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان تشخیص داده شده در زنان است. مطالعات اپیدمیولوژیک منجر به این فرضیه شده است که ویتامین D ممکن است خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش دهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین کمبود ویتامین D و ابتلا به سرطان پستان در شهرستان جهرم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه موردی- شاهدی بر روی 59 نفر از بیماران مراجعهکننده به کلینیک جامع سرطان خاتمالنبیاء شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت 99 تا اسفند 99 انجام شد. 30 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان بهعنوان گروه مورد و 29 زن سالم از نظر سطح ویتامین D نیز بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل اطلاعات دموگرافیک (سن، سطح شاخص توده بدنی، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت یائسگی، سن شروع قاعدگی، تعداد زایمان، تعداد سقط، فصل نمونهگیری، سابقه بیماری پستان، سابقه خانوادگی سرطان پستان، مصرف دخانیات، مصرف ضدآفتاب، مدت مواجهه با آفتاب، رنگ پوست، محل زندگی، نوع ساختمان)، سوابق بالینی و سطح سرمی ویتامین D میباشد.
یافتهها: یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که از نظر شاخص توده بدنی و ردهبندیهای مختلف شاخص بدنی، سن یائسگی و سن شروع قاعدگی تفاوت معناداری بین دو گروه مورد و شاهد وجود نداشت. تعداد ماههای شیردهی در گروه شاهد بهصورت معناداری بالاتر از گروه مورد بود (001/0P=). نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که بین نوع پاتولوژی بیماری و سطح سرمی ویتامین D ارتباط معناداری وجود نداشته است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان دادند که میزان کمبود ویتامین D میتواند بهعنوان یک فاکتور پیشآگهی بد در روند بیماری سرطان پستان باشد.
فاطمه سادات زندهدل، سید عبدالحمید انگجی، بهناز بیکزاده، بهزاد ناروئی، مهدی محمدی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینوم سلول کلیوی شفاف ccRCC) (Clear cell renal cell carcinoma, شایعترین تومور بدخیم کلیه است و نرخ مرگومیر بالایی دارد. پاتوژنز این سرطان پیچیده است و بیومارکرهای کارآمد برای تشخیص و پیشبینی آن محدود هستند. هدف این مطالعه شناسایی ژنهای پیشبینیکننده در ccRCC از طریق تحلیل بیوانفورماتیک و تأیید آزمایشگاهی آنها بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مورد- شاهدی بود که نمونهگیری از بیماران و افراد سالم از بیمارستان لبافینژاد تهران طی بازه مهر 1401 تا فروردین 1403 انجام شده و مراحل آزمایشگاهی روی نمونهها در آزمایشگاه دکتر رستگار واقع در خیابان دکتر قریب، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران آغاز گردید. در ابتدا از طریق بیوانفورماتیک ژنهای با بیان متفاوت در بیماران ccRCC با استفاده از دادههای پروفایل بیان ژن از پایگاه داده Gene expression omnibus (GEO) با شماره GSE213324 شناسایی شدند. تحلیل دادهها با وب سرور Galaxy انجام شد و برهمکنشهای پروتئین-پروتئین با نرمافزارهای Cytoscape و STRING app بررسی گردید و پس از بررسی موارد دیگر، در نهایت، دو ژن برای آزمایش Real-time PCR انتخاب شدند.
یافتهها: تحلیل بیوانفورماتیک منجر به شناسایی 4065 ژن با بیان متفاوت در بافتهای RCC نسبت به بافتهای سالم شد. این ژنها در مسیرهای مرتبط با پاسخهای ایمنی و بیماریهای کلیوی نقش دارند. پس از ترسیم شبکه برهمکنش پروتئین-پروتئین و شناسایی ژنهای با بیان متفاوت در بافت کلیه و خون، دو ژن MTTP و CALCA برای بررسی انتخاب شدند. در آزمون Mann-Whitney U test بیان ژن CALCA در گروه بیماران بهطور معناداری (05/0P<) کاهش یافت، اما کاهش بیان ژن MTTP معناداری نداشت.
نتیجهگیری: کاهش بیان ژن CALCA میتواند بهعنوان بیومارکری مفید برای تشخیص ccRCC مورد استفاده قرار گیرد.
بهار رستمیزاده، علیرضا جلالیزند، کامران قائدی، رزیتا نصیری،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرات و بندپایان و تولیدات آنها بهعنوان منابع دارویی از تمدنهای قدیم مورد استفاده قرار میگرفتند. سرطان یکی از معضلات بزرگ علم پزشکی است که دارویی تاکنون برای کنترل سریع و دقیق آن کشف نشده است. در این تحقیق به بررسی تأثیر عصاره بدن حشرات (تولیدات آنها) و برخی بندپایان در مهار رشد سلولها یا تومورهای سرطانی (رده سلولهای سرطان پستان MCF7) پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه پایه و تجربی در اصفهان و از 1397تا 1402 انجام شد. در این پژوهش از عصاره بدن شش جنس از حشرات: آبدزدک با اسم علمی Gryllotalpa sp، مورچه با اسم علمی Polyrhachis sp، زنبور زرد با اسم علمی Dolichovespula sp، زنبور عسل با اسم علمی Apis mellifera، سوسری آمریکایی با اسم علمی Periplaneta americana، مگس سرکه با اسم علمی Drosophila melanogaster و یک جنس از چیلوپودا صدپا با اسم علمی Scolopendra sp. با آب مقطر و الکل 70% شستشو داده شد سپس فریزداریر و پودر شد. تست MTT برای بررسی میزان تأثیر دوزها انجام شد. دوزهای مورد تأثیر از حشرات و صدپا در شش تکرار و سه بار به سلولهای MCF-7 انجام شد.
یافتهها: جنسهای Scolopendra sp. Drosophila melanogaster، Periplaneta americana،Polyrhachis sp.، Apis mellifera، Gryllotalpa sp.، بهترتیب دارای بیشترین اثر و در نهایت Dolichovespula sp.، کمترین اثر را در القای آپوپتوز و مرگ سلولی در لاین سلولهای سرطانی MCF-7 داشته Scolopendra sp. از غلظت µg/l 500 باعث القای مرگ سلولی در بالای 50% سلولهای سرطانی MCF-7 شده است.
نتیجهگیری: دستاورد اعمال هفت جنس متفاوت از بندپایان و حشرات بود، نشان داد که این جنسها دارای پتانسیل درمانی عالی بهویژه در درمان سلولهای سرطانی MCF-7 میباشد.
فاطمه کیایی، کیانا بهانی، حشمت شاهی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی به هلیکوباکتر پیلوری (Helicobacter Pylori) شایع بوده و پیامدهای زیانبار آن ممکن است از گاستریت مزمن تا کارسینوم معده متفاوت باشد. التهاب مزمن میتواند علت اصلی پیشرفت بیماری باشد که عمیقا تحت تاثیر پاسخهای ایمنی تطبیقی و ایمنی هومورال است. از نقطه نظر ایمنی سلولار، این مطالعه با هدف روشن کردن ارتباط پیچیده بین اینترلوکین 21 و اینترلوکین 23 در زمینه بیماریهای مرتبط با هلیکوباکتر پیلوری و اختلالات التهابی دستگاه گوارش است.
روش بررسی: در این بررسی در پایگاه داده PubMed با استفاده از فرمت MESH کلمات کلیدی "هلیکوباکتر پیلوری" و "اینترلوکین 21" و "اینترلوکین23" و "سرطان معده" جهت جستجوی مطالعات انگلیسی زبان استفاده شد. مقالاتی که مروری، گزارش موردی و یا نامه به سردبیر بودند حذف شدند.
یافتهها: اینترلوکین 23 با تحریک سلولهای T و کاهش تولید اینترلوکین 10، التهاب روده را تشدید میکند، درحالیکه سلولهای T فاقد گیرنده اینترلوکین 23 باعث افزایش Treg و حفظ هموستاز روده میشوند. اینترلوکین 21 در التهاب مزمن بافت روده و معده نقش دارد، سطح آن در بیماران کولیت اولسراتیو بالاست و موجب جذب سلولهای التهابی و افزایش التهاب و رگزایی میشود.
نتیجهگیری: Th17 دارای اثرات دوگانه ضدمیکروبی هستند. وجود سایتوکینهای مرتبط، مانند اینترلوکین 21 و اینترلوکین 23، برای حفظ سلولهای Th17 و نقشهای حمایت آن در پاسخهای ایمنی هومورال نظیر تولید آنتیبادیها ضروری است. درک درستی از تعامل پویا بین پاسخهای ایمونولوژیک در بیماریهای مرتبط با هلیکوباکتر پیلوری و فرآیندهای التهابی ممکن است توسعه مداخلات درمانی مبتنی بر علم ایمنی شناسی را افزایش دهد.
فرخنده اژدری، ابوالفضل قشلاقی، آیدا شکیبا، شیرین حقیقت، مرضیه جمالی دوست، جمال سروری،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارش شده است که ویروس سیتومگال انسانی ممکن است در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش داشته باشد. بنابراین هدف این مطالعه بررسی میزان فراوانی ویروس سیتومگال در این بیماران میباشد.
روش بررسی: پس از خونگیری از 40 بیمار ارجاع داده شده به آزمایشگاه دکتر دانشبد شهر شیراز از 1399 تا 1401و جداسازی بافی کوت، DNA استخراج و تعداد ویروس به روش Real-time PCR اندازهگیری شد. گلبولهای خونی شمارش و میزان لاکتات دهیدروژناز سرم با استفاده از کیت و نتایج اختلالات کروموزومی و مارکر CD38 از پرونده بیماران استخراج شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 49/10±25/62 سال بود. میانگین گلبولهای سفید بیماران در زنان بهطور معناداری بیشتر از مردان بود (031/0P=). دو نفر از بیماران دارای ژنوم ویروس سیتومگال بودند. میزان لاکتات دهیدروژناز، مارکر CD38 در بیماران زن و مرد تفاوت معناداری نداشت (362/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه، میتوان نتیجه گرفت که احتمالا ویروس سیتومگال انسانی در بیماریزایی لوسمی لنفوسیتیک مزمن نقش ایفا نمیکند.
سیده حکیمه سجادی، محدثه کریمی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در بین زنان در سراسر جهان است و حدود ۱۶% از کل سرطانهای زنان را شامل میشود. با توجه به شیوع بالای این بیماری و اهمیت عوامل پیشآگهی در انتخاب درمان مناسب، هدف از مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمی بیماران مبتلا به تومورهای مهاجم پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی–گذشتهنگر در بازه زمانی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ بر روی ۱۱۰ بیمار مراجعهکننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود (زنان بالای ۱۸ سال با سرطان پستان مهاجم) و خروج (نمونههای پاتولوژی ناکافی یا کیفیت پایین)، ۱۰ بیمار کنار گذاشته شده و در نهایت ۱۰۰ بیمار وارد مطالعه شدند. دادههای دموگرافیک، سوابق بالینی و یافتههای پاتولوژیک از پرونده بیماران و نمونههای بافتی جمعآوری شد. پردازش نمونهها با روشهای هماتوکسیلین-ائوزین (H&E) و ایمونوهیستوشیمی (IHC) انجام شد و زیرگروههای مولکولار براساس بیان گیرندههای ER، PR، HER2 و شاخص Ki-67 تعیین شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین سنی بیماران 49/5 سال (دامنه ۲۶ تا ۷۳ سال) بود. در بررسی هیستوپاتولوژیک، کارسینوم داکتال شایعترین نوع با %۸۹ موارد بود. براساس طبقهبندی مولکولار، %۶۵ لومینال B، ۹% لومینال A، %۱۱ HER2-enriched و %۱۵ بازال-لایک بودند. همچنین ارتباط معناداری بین گرید تومور و نوع مولکولار مشاهده شد (001/0P=). بیماران لومینال B بیشترین درگیری غدد لنفاوی و بالاترین نسبت تومورهای گرید ۳ را داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد کارسینوم داکتال و زیرگروه مولکولار لومینال B شایعترین انواع سرطان پستان در این جمعیت هستند. این یافته اهمیت توجه به طبقهبندی مولکولار و شاخصهای پاتولوژیک در تعیین پیشآگهی و انتخاب درمان هدفمند را تأیید میکند.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.
طاهره پارساجم، بهنام رضا مخصوصی، علی نجفپور، کیمیا فتحی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هورمونهای تیروئیدی نقش کلیدی در تکوین اندامهای مختلف بدن، ایفا میکنند. پستان و تیروئید اندامهای پاسخگو به هورمون هستند که ارتباط نزدیکی با تغییرات فعالیت درون ریز و بیماریهای غدد دارند. سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان و دومین علت مرگ ناشی از سرطان است. به علت تناقضات در زمینه ارتباط بین سرطان پستان و بیماریهای تیروئید و کمبود اطلاعات منطقهای مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع انواع اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان و ارتباط آن با نوع سرطان پستان و سن طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه آینده نگر 50 زن مبتلابه سرطان پستان که تحت عمل جراحی قرار گرفتهاند پیگیری قرار گرفتن. مکان انجام این پژوهش در بیمارستان امام رضا شهر کرمانشاه و مدت انجام این بررسی 12 ماه از ابتدای فروردین تا پایان اسفند 1402 بود. اطلاعات بیماران شامل: سن، نوع هیستوپاتولوژیک سرطان و یافتههای آزمون تیروئیدی شامل اندازهگیری سطح سرمی TSH، FT4 و ATPO بود، ثبت و بررسی شد.
یافتهها: براساس نتایج بهدست آمده نشان داد که میانگین سنی افراد با اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان، 88/42 و انحراف معیار 313/11 بود. همچنین بین سن افراد و اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان اختلاف معنادار وجود ندارد (89/0P<) و در بررسی اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان نشان داد بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدارTSH و مقدار FT4 رابطه معناداری وجود دارد. به این معنی که افراد مبتلابه سرطان پستان افزایش مقدار TSH و مقدار FT4 داشتند. اما بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدار ATPO رابطه معناداری وجود ندارد (319/0P>).
نتیجهگیری: اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان نسبت به جمعیت نرمال شیوع بیشتری دارد و با توجه به ارتباط بین انواع اختلالات تیروئید و نوع هیستوپاتولوژی سرطان پستان، میتوان از این نتایج استفاده نموده و روشهای غربالگری را در کسانی که ریسک فاکتورهای سرطان پستان را دارند به شکل موثرتری برای تشخیص زودرس و درمان بیماری به کار برد.
بهزاد ایرانمنش، علی مرسلی، نازنین زینلینژاد،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطانهای غیرملانومایی پوست از شایعترین سرطانها بوده که بررسی خصوصیات آنها کمک شایانی به بهبود روشهای درمانی آنها مینماید. مطالعه حاضر با هدف بررسی خصوصیات درمان جراحی این بدخیمیها و عوارض آن انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی- توصیفی گذشتهنگر بوده که با هدف بررسی ویژگیهای بیماران با تشخیص سرطان پوست غیرملانومایی از فروردین 1397 تا اسفند 1400 در بخش پوست بیمارستان افضلی پور کرمان صورت گرفت. معیارهای ورود به مطالعه شامل ابتلا به یکی از سرطانهای غیرملانومایی پوست و انجام جراحی جهت مدیریت آن و معیار خروج از مطالعه نقص در اطلاعات پرونده بیمار بود. اطلاعات موردنظر از طریق فرم جمعآوری داده، استخراج و جهت تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفتند.
یافتهها: مطالعه شامل 37 مورد جراحی که اکثریت آنها سرطان سلولهای بازال و در ناحیه صورت بودند میباشد. بیش از نیمی از آنها مرد بوده و شایعترین روشهای فلپ نیز در این بیماران Rotational ، Island pedicle و H plasty flap بود. دو مورد عارضه شامل خونریزی از محل جراحی و نکروز لبه زخم یک هفته پس از عمل رخ دادند.
نتیجهگیری: در جنوب شرق ایران میزان شیوع سرطانهای غیرملانومایی پوست نیازمند به درمان جراحی و همچنین میزان بروز عوارض، کمتر از حد تصور بود. با این حال، توصیه میشود مطالعاتی با حجم نمونه بیشتر صورت گیرند تا نتیجهگیری از یافتهها با اطمینان بیشتری صورت گیرد.
سپیده مهدوی، محمد حسن امامیان، زهرا کردی، منصوره فاتح، مصطفی عنایتراد،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده پنجمین سرطان شایع در جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی روند میزان بروز سرطان معده در شهرستان های شاهرود و میامی طی یک دوره 13 ساله انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که به بررسی روند بروز سرطان معده با استفاده از دادههای نظام ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت در شهرستانهای شاهرود و میامی در استان سمنان در یک دوره 13 ساله از ابتدای فروردین 1389 تا پایان اسفند 1401 میپردازد. میزان بروز استاندارد شده سنی با استفاده از جمعیت استاندارد جدید و قدیم سازمان جهانی بهداشت محاسبه گردید. روند بروز سرطان با استفاده از رگرسیون نقطه اتصال (Joinpoint) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میزان بروز استاندارد شده سنی با استفاده از جمعیت جدید سازمان جهانی بهداشت در کل دوره 1/15 نفر در هر صد هزار نفر بود، این میزان در مردان و زنان بهترتیب 9/20 و 5/9 نفر در هر صد هزار نفر گزارش شد. درصد تغییرات سالانه نشاندهنده (08/0-، 36/9- :CI) 60/4-% :APC کاهش سالانه در این روند بود که این کاهش از نظر آماری معنادار (047/0P=) است.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر نشان داد، میزان بروز استاندارد شده سرطان معده، روندی نزولی داشته و با افزایش سن میزان بروز این سرطان افزایش یافته است. علاوهبراین میزان بروز سرطان معده در مردان نسبت به زنان دو برابر بود و در مردان روند بروز کاهش معنی دار نشان داد در صورتیکه در زنان تغیری در روند مشاهده نشد.
الهام رجایی، تینا وثوقی، فروغ نخستین، حجتاله یوسفی منش، مهناز پروازی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا استئونکروز فک در بیمارانی که برای درمان بیماری سرطان دنوزوماب دریافت میکنند، گزارش شده است. برهمین اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی استئونکروز فک در بیماران مبتلابه سرطان دریافت کننده دنوزوماب انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر، 62 نفر از بیماران سرطان دریافت کننده دنوزوماب مراجعهکننده به درمانگاه انکولوژی بیمارستان گلستان و شفا شهر اهواز در سال 1403 مورد بررسی قرار گرفتند. شیوع استئونکروز فک در میان بیماران مورد مطالعه بررسی و ارتباط آن با عوامل مستعد کننده بروز آن از جمله جنس، نوع سرطان، بیماری همراه و وضعیت پوسیدگی دندان در یک چک لیست یادداشت و مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: شیوع استئونکروز فک 6/1% بود. میان بروز استئونکروز فک با جنسیت و بیماریهای همراه ارتباط معناداری گزارش نشد (05/0P<)، اما جنس مونث 38% احتمال بالاتری را برای ابتلابه استئونکروز فک نشان داد (فاصله اطمینان 95% ، 62/1-18/1، 386/1=r). سرطان پستان فراوانترین توع سرطان در میان شرکت کنندگان مطالعه بود (3/61%) اما میان بروز استئونکروز فک و ابتلابه سرطانهای مورد بررسی ارتباط معناداری یافت نشد (986/0=P). میان بروز استئونکروز فک و پوسیدگی دندان ارتباط معناداری یافت نشد (741/0=P). شانس ابتلابه استئونکروز فک در بیمارانی که ریسک پوسیدگی دندان را داشته یا نداشته 1/1 گزارش شد (فاصله اطمینان 95%، 205/1-021/1، 109/1=r).
نتیجهگیری: با وجود عدم ارتباط معنادار بین بروز استئونکروز فک و عوامل مختلفی همچون جنسیت، نوع سرطان، بیماریهای همراه و پوسیدگی دندان اما شواهدی از افزایش نسبی خطر بروز استئونکروز فک در زنان مبتلابه سرطان تحت درمان دنوزوماب مشاهده شد که ضرورت انجام بررسیهای بیشتر را برجسته میسازد.
ماندانا پولادزاده، فاطمه خزائی، سعید بیطرف، حسین کریمپوریان، مهسا ممبینی، محمدرضا محمودیان ثانی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان است و همچنان یکی از علل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان محسوب میشود. تشخیص زودهنگام این بیماری میتواند با مداخلات بهموقع، احتمال بقا را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. با این حال، روشهای غربالگری فعلی در برخی موارد از دقت کافی برخوردار نیستند. ژن غیرکدکننده KCNQ1OT1 بهعنوان یکی از lncRNAهای دخیل در پاتوژنز انواع سرطانها، از جمله سرطان پستان، شناخته شده است و ممکن است بهعنوان بیومارکر بالقوه در تشخیص زودهنگام این بیماری مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از مهر ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳ در بیمارستان شفا، دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، ایران انجام شد. شامل ۳۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۳۰ فرد سالم بهعنوان گروه کنترل بود. سطح بیان سرمی KCNQ1OT1 با استفاده از روش Real-Time PCR اندازهگیری شد و گروهها از نظر شاخصهای دموگرافیک مقایسه شدند.
یافتهها: گروههای بیمار و کنترل از نظر بیشتر شاخصهای دموگرافیک همگن بودند، اگرچه در سن و قومیت تفاوت آماری مشاهده شد. بیشتر بیماران در مرحلهی اولیه بیماری تشخیص داده شده بودند. بیان سرمی KCNQ1OT1 در بیماران بهطور معناداری پایینتر از گروه کنترل بود (0003/0P=) تحلیل ROC نشان داد دقت تشخیصی این نشانگر با 82/0AUC= مطلوب است.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است کهKCNQ1OT1 دارای پتانسیل مناسب بهعنوان یک بیومارکر تشخیصی در شناسایی زودهنگام سرطان پستان است. باتوجه به تشخیص بیشتر بیماران در مراحل اولیه، انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر برای تأیید و تعمیمپذیری نتایج توصیه میشود.