646 نتیجه برای بی
کوثر حاجتی، بهناز دیهیم،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لیشمانیوز یکی از مهمترین بیماریهای انگلی است که مستعد ابتلا به عفونتهای ثانویه باکتریایی بوده و ماحصل آن، تشدید التهاب، تأخیر در ترمیم بافت و افزایش مقاومت دارویی است. باتوجه به اهمیت این پدیده، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل باکتریایی و تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها در ضایعات بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی طراحی شده است.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر از اردیبهشت 1401 تا دی 1401 در دزفول با 173 بیمار مشکوک به لیشمانیوز جلدی انجام شد. علاوهبر نمونهبرداری از ضایعات جلدی برای تشخیص لیشمانیوز، ترشحات زخم با استفاده از سواب استریل جمعآوری و روی محیطهای آگار خوندار و آگار مککانکی کشت داده شد. باکتریها با رنگآمیزی گرم و آزمایشهای بیوشیمیایی شناسایی شدند. الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن و طبق دستورالعملهای 2024 CLSI تعیین شد.
یافتهها: لیشمانیوز جلدی در 3/65% موارد شناسایی شد که در 46 مورد (6/26%) دچار عفونت ثانویه باکتریایی بودند. استافیلوکوکوس اورئوس (4/67%) و کلبسیلا پنومونیه (13%) شایعترین ایزولهها بودند. فراوانی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین 9/41% بود و 2 ایزوله اشریشیاکلی بتالاکتامازهای وسیعالطیف مثبت بودند. تمام ایزولهها نسبت به ونکومایسین، تیکوپلانین و کلیستین حساس بودند. زخمهای ناحیه پا و کمر بیشتر درگیر عفونت باکتریایی شده بودند (05/0>P).
نتیجهگیری: شرایط محیطی نامناسب و کمبود امکانات درمانی نقش مهمی در بروز و تشدید ضایعات لیشمانیایی عفونی ایفا میکند. رویکرد درمانی تلفیقی و آموزش کادر درمان میتواند روند کنترل بیماری و ترمیم زخمها را بهبود بخشد.
فاطمه افتخاریان، آرنوش قدسیان، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتومیوزیت یک بیماری التهابی نادر عضلانی با تظاهرات سیستمیک است که ضعف عضلانی، اختلال بلع و درگیری ریوی و قلبی از مشکلات شایع آن میباشد.
معرفیبیمار: بیمار مرد 53 ساله با سابقه درماتومیوزیت، ضعف عضلانی و دیسفاژی شدید بود که بهدلیل عدم توانایی بلع، PEG تعبیه شده و تحت درمان با کورتیکواستروئید و ایمونوگلوبولین وریدی قرار داشت. وی با درد شکم حاد و تشخیص سنگ کیسه صفرا به جراح ارجاع شد. در اتاق عمل، پس از ارزیابی کامل قلب، ریه و قدرت عضلانی، بیهوشی عمومی با استفاده از داروهای مناسب و مراقبتهای ویژه از جمله مانور سلیک و دوز استرس هیدروکورتیزون انجام شد. عمل بدون عارضه انجام و بیمار پس از پایش دقیق به ریکاوری منتقل و ترخیص گردید.
نتیجهگیری: بیهوشی عمومی در بیماران مبتلا به درماتومیوزیت نیازمند ارزیابی دقیق پیش از عمل، پایش مداوم عضلانی و همودینامیک، انتخاب دوز مناسب داروهای شلکننده عضلانی و استفاده از استرس دوز استروئید میباشد. علاوهبراین، توجه به عوارض خاص مانند Buried bumper syndrome پس از PEG و مدیریت مناسب راه هوایی و پیشگیری از آسپیراسیون اهمیت ویژه دارد.
اردشیر ابراهیمینژاد شاهرودی، عباس اخوان سپهی، آنا میفور، عباس یادگار، صدیقه مهرابیان،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
بیماری التهابی روده اختلال مزمن و عودکننده دستگاه گوارش است که با التهاب پایدار مخاط روده، اختلال در عملکرد سد اپیتلیال و ناهماهنگی سیستم ایمنی مشخص میشود. عوامل ژنتیکی، محیطی، میکروبیوم روده و پاسخهای ایمنی میزبان در ایجاد این بیماری نقش دارند. اختلال در سیگنالدهی سایتوکاینها موجب افزایش سایتوکاینهای پیشالتهابی مانند TNF-α، IL-1β، IL-6، IL-12 و IFN-γ شده و باعث آسیب بافتی، اختلال سد اپیتلیال و علائم بالینی شامل اسهال، خونریزی و کاهش وزن میشود. در مقابل، سایتوکاینهای ضدالتهابی از جمله IL-10، IL-35 و IL-37 پاسخهای التهابی را تعدیل کرده و هموستازی روده را حفظ میکنند. پروبیوتیکها، به ویژه گونههای لاکتوباسیلوس، درمانهای مکمل امیدوارکنندهای برای بیماری التهابی روده محسوب میشوند و میتوانند تعادل میکروبی روده، پاسخ ایمنی و عملکرد سد اپیتلیال را بهبود دهند. لاکتوباسیلوس برویس اثرات قابل توجهی در کاهش التهاب و تنظیم ایمنی نشان داده است. سویههای مختلف آن، از جمله AL0035، SBC8803، Bmb6، HY7401 وKU15152، با کاهش سایتوکاینهای پیشالتهابی، افزایش پروتئینهای اتصالات محکم مانند ZO-1، تنظیم پاسخهای Th1/Th2/Th17 و مهار مسیرهای NF-κB و MAPK، التهاب روده را کنترل میکنند. متابولیتهای آن، از جمله پلیفسفاتهای زنجیره بلند، فیبروز و آسیب اکسیداتیو اپیتلیوم را کاهش میدهند و حتی سویههای کشتهشده با حرارت اثرات محافظتی حفظ میکنند. مطالعات پیشبالینی نشان دادهاند که مصرف لاکتوباسیلوس برویس شاخص فعالیت بیماری و نفوذ سلولهای ایمنی را کاهش میدهد و ساختار اپیتلیال را حفظ میکند. شواهد بالینی محدود نیز حاکی از بهبود تنوع میکروبی، افزایش باکتریهای مفید و تعدیل سایتوکاینها است. در این مطالعه مروری برای نخستین بار اثرات مفید لاکتوباسیلوس برویس در بیماری التهابی روده برجسته شده و چشماندازهای بالینی و درمانی آن را بررسی شده است.
ایوب توکلیان، شاپور بدیعی، مهدی محمدی، الهه پوراحمدی، سمانه صبوری، نوید کلانی، مهدی فروغیان،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه تطبیقی با هدف بررسی نیاز به مراکز هاسپیس برای بیماران مبتلابه بیماریهای حاد پیشرفته با امید به زندگی کمتر از شش ماه در ایران و بررسی تجربیات سایر کشورها انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مرور نظامند با جستجو در پایگاههای، اسکوپوس، پابمد و الزویر و موتور جستجوگر گوگل اسکالر در بازه زمانی دی ماه 1388 تا دی ماه 1401 و با کلیدواژههای مرتبط انجام و ۲۱ مقاله براساس معیارهای ورود انتخاب شدند. پس از انتخاب مقالات موضوعات هزینهها، منبع تامین مخارج، کاندیدهای دریافت خدمات، دیدگاه خانوادهها، کیفیت مراقبتهای نزدیک مرگ، کیفیت زندگی، کیفیت مرگ، خدمات ارائه شده، مداخلات درمانی انجام شده، محل مرگ، طول مدت اقامت از هر مقاله استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد استفاده از هاسپیس در اکثر موارد (شش مقاله از هفت مقاله بررسی کننده هزینه) منجر به کاهش هزینهها شد. منابع تامین مخارج عمدتا کمکهای خیریه و بودجه ملی بودند. تمام مقالات بهبود کیفیت مراقبت، کیفیت پایان زندگی و کیفیت مرگ را با استفاده از هاسپیس تایید کردند. خدمات ارائه شده شامل مدیریت علائم، تسکین درد، حمایت روانی-اجتماعی و مراقبت اقامتی موقت بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد مراکز هاسپیس میتوانند با کاهش هزینههای درمانی، کاهش مداخلات تهاجمی و ارائه مراقبتهای جامع جسمی و معنوی، کیفیت مراقبت، زندگی و مرگ بیماران واجد شرایط را بهبود بخشیده و رضایت خانوادهها را افزایش دهند.
سمیه عباسپور، حسن کریمی، مریم فرزانه، زهرا کریمی، شیرین عزیزیدوست،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت زمان بستری بیماران بهعنوان شاخصی مهم در مدیریت وضعیت بیمار محسوب میشود. این مطالعه فراوانی و علل بستری مجدد در بیماران قلبی-عروقی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: این مطالعهای مقطعی گذشتهنگر بر 105 بیمار قلبی عروقی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز بود که از فروردین تا شهریور 1403 در بازه ۳۰ روز پس از ترخیص، به دلیل عود علائم مجددا در بیمارستان بستری شده بودند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی بیماران از پروندههای الکترونیک استخراج گردید.
یافتهها: 43 نفر (41%) در سه ماهه اول و 62 نفر (59%) در سه ماهه دوم بستری شدند. ارتباط معناداری میان سن و جنسیت مرد با بستری مجدد مشاهده شد (05/0P<). 72 بیمار با تشخیص سندروم حاد کرونر (6/68%) و 33 بیمار با تشخیص نارسایی قلبی (4/31%) بستری مجدد شدند. میانگین بستری بیماران در سه ماهه اول 15/1 ± 6/1روز و در سه ماهه دوم سال 7/2 ± 9/2 روز بود که ارتباط معناداری با بستری مجدد داشت (003/0P=). با وجود عدم ارتباط بین مصرف منظم دارو و ویزیت منظم پزشک با بستری مجدد بیماران، ارتباط معناداری میان پایبندی به رژیم غذایی در بیماران با بستری مجدد مشاهده شد.
نتیجهگیری: بستری مجدد بیماران قلبی-عروقی از الگوی فصلی پیروی میکند و با عواملی مانند سن، جنس، مدت بستری و پایبندی به رژیم غذایی مرتبط است. اقدامات معمول مدیریت بیماری برای خنثی کردن این اثرات کافی نیست و اجرای برنامههای آموزشی در آستانه دورههای پرخطر ضروری است.
بابک چوبی انزلی، لیلا تیغی، حمیدرضا مهریار،
دوره 83، شماره 8 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی تحتعنکبوتیه یک اورژانس تهدیدکننده حیات است که تشخیص سریع آن اهمیت بالایی دارد. از آنجا که آزمایش کامل سلولهای خونی بهطور گسترده در اورژانس در دسترس است، شاخصهای مشتق از آن میتوانند بهعنوان ابزار کمکی در تشخیص اولیه خونریزی تحتعنکبوتیه مغز بهکار روند. این مطالعه با هدف ارزیابی ارزش تشخیصی این شاخصها در افتراق خونریزی تحتعنکبوتیه مغز از سایر علل سردرد حاد انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه گذشتهنگر است که بر روی بیماران مراجعهکننده با شکایت سردرد حاد به بخش اورژانس بیمارستان آموزشی- درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد. دادههای بیماران طی بازه زمانی از فروردین ۱۳۹۷ تا اسفند ۱۴۰۱ مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع، اطلاعات ۱۰۲۵ بیمار وارد مطالعه شد. بیماران براساس تشخیص نهایی به دو گروه خونریزی تحتعنکبوتیه مغز و غیرخونریزی تحتعنکبوتیه مغز تقسیم شدند. مقادیر گلبولهای سفید خون، درصد نوتروفیل، درصد لنفوسیت، نسبت نوتروفیل به لنفوسیت (NLR) و نسبت پلاکت به لنفوسیت (PLR) استخراج و بین دو گروه مقایسه شد. ارزش تشخیصی شاخصها با استفاده از تحلیل منحنی ROC ارزیابی گردید.
یافتهها: در مجموع، ۲۲ بیمار (1/2%) مبتلا به خونریزی تحتعنکبوتیه مغز شناسایی شدند. میانگین گلبولهای سفید خون و درصد نوتروفیلها در گروه خونریزی تحتعنکبوتیه مغز بهطور معناداری بالاتر و درصد لنفوسیتها پایینتر از گروه غیر خونریزی تحتعنکبوتیه مغز بود (001/0P<). مقدار NLR نیز در بیماران خونریزی تحتعنکبوتیه مغز بهطور معناداری بیشتر بود (92/4±23/7 در برابر 51/3±67/3، 001/0P<). تحلیل منحنی مشخصه عملکرد گیرنده نشان داد NLR و درصد نوتروفیل بیشترین ارزش تشخیصی را داشتند (76/0AUC=).
نتیجهگیری: شاخصهای ساده CBC، بهویژه NLR و درصد نوتروفیل، میتوانند بهعنوان ابزار غربالگری کمکی در تشخیص اولیه خونریزی تحتعنکبوتیه مغز در اورژانس مورد استفاده قرار گیرند، اما جایگزین روشهای تصویربرداری تشخیصی نیستند.