224 نتیجه برای بیمار
محبوبه علیزاده، مجید موسوی موحد، شکراله صدرالدینی، اشرفالسادات مصطفوی، محسن فتحی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشها نشان میدهد که عوامل مختلفی بر نتایج احیا قلبی-ریوی مؤثرند. این مطالعه با هدف بررسی نتایج احیا قلبی-ریوی و عوامل مؤثر بر آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- تحلیلی گذشتهنگر در طول سال 1393 در بیمارستان بهارلو تهران انجام گرفت. نمونهگیری در این مطالعه بهصورت سرشماری بوده و معیار ورود تمامی بیمارانی بودند که احیا قلبی-ریوی بر روی آنها انجام گرفته بود و بیمارانی که ثبت دادهها در آنها ناقص انجام گرفته و یا با علایم مرگ وارد اورژانس شده بودند، از مطالعه خارج شدند. همچنین روش دسترسی به دادهها از طریق واحدهای آمار، مدارک پزشکی و دفتر بهبود کیفیت بود.
یافتهها: در این مطالعه، از تعداد 891 پرونده مورد بررسی، 78 پرونده بهعلت عدم ثبت کامل دادهها و فوت بیماران پیش از ورود به بخش اورژانس از مطالعه خارج و 813 مورد وارد این مطالعه شدند که از این بین، 498 مورد مرد (3/%61) و 315 مورد زن (7/%38) بودند. 334 مورد احیا موفق (1/%41) و 479 مورد احیا ناموفق (9/58%) بود. میانگین و انحرافمعیار زمانی احیا بهترتیب 80/28 و 06/12 دقیقه و بیشترین فراوانی در تشخیص اولیه مربوط به بیماریهای قلبی-عروقی بود. در این مطالعه ارتباط معناداری بین سن بیمار و مدت زمان احیا با احیای موفق وجود داشت (02/0P=) و همچنین اختلاف معناداری بین بخش بستری و تیم احیا با احیای موفق وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که هر چه سن بیمار و مدت زمان احیای قلبی کمتر باشد و احیای قلبی-ریوی با علت زمینهای غیرقلبی باشد، احتمال موفقیت بیشتر است.
رضوان اسمعیلی، طناز صمدی، نسرین عبدلی، کیوان مجیدزاده اردبیلی، لیلا فرهمند، ملیحه صالحی،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژنهای سرطانی-بیضهای (CTA) بهعنوان یکی از شاخصهای زیستی امیدوارکننده جدید، بهویژه درزمینه درمانهای هدفمند، مطرح هستند. در بررسیهای گوناگون بیان اختصاصی این پروتیینها در بعضی از بافتهای توموری گزارش شده است. از طرفی درک نقش متفاوت این آنتیژنها در بافتهای نرمال و سرطانی ممکن است آنها را بهعنوان شاخصهای زیستی جدیدی در سرطان معرفی نماید. هدف از انجام این مطالعه بررسی بیان ژن AKAP3 در سرطان پستان و بررسی ارتباط آن با خصوصیات کلینیکوپاتولوژیک بیماری است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مورد-شاهد است که در پژوهشکده سرطان پستان جهاد دانشگاهی، در تاریخ مهرماه 1393 تا اردیبهشت 1395، انجام شده است. بیان ژن AKAP3 در نمونههای بافت پستان، شامل: 74 بافت تومور، 73 بافت نرمال مجاور تومور و 15 مورد بافت نرمال با استفاده از Real-time PCR بررسی شد. همچنین ارتباط میان بیان ژن، ویژگیهای کلینیکوپاتولوژیک تومورها و رژیم درمانی بهکار رفته مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در آنالیزهای آماری انجام شده ارتباطی بین عدم بیان AKAP3، سایز تومور (01/0P=) و مرحله بیماری (04/0P=) مشاهده شد. همبستگی میان پیشآگهی ضعیف و فقدان بیان AKAP3 در بافت نرمال مجاور تومور مشاهده شد. همچنین نمودار Kaplan-Meier بقای بدون بیماری بهتری را در گروه نرمال مجاور بیان کننده AKAP3 نشان داد.
نتیجهگیری: در این مطالعه بر اساس آنالیزهای انجام شده، مشاهده شد که ارتباط بقای بدون بیماری بهتر موجود به دلیل تفاوت در بیان AKAP3 بوده و ارتباطی با توزیع درمان بین دو گروه بیماران ندارد. در نتیجه، AKAP3 میتواند یک کاندید مناسب از شاخصهای زیستی برای بیماران مبتلا به سرطان پستان باشد. همچنین، از بررسی بیان ژن AKAP3 در بافت نرمال بیماران ممکن است بتوان بهمنظور پیشبینی پاسخ به درمان استفاده نمود.
محمد میر یونسی، مجید فردایی، سید محمد باقر تابعی، سوده غفوری فرد،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کلیه پلیکیستیک با توارث مغلوب یکی از شایعترین بیماری های توارثی با تظاهر در دوران نوزادی و کودکی است. ژن مسئول بروز این بیماری PKHD1 نام دارد. تظاهرات بیماری بهطور شایع در نوزادی و کودکی مشخص میشوند.
معرفی بیمار: در این مطالعه یک دختر پنج ساله مبتلا به بیماری کلیه پلیکیستیک معرفی میشود. بیمار حاصل ازدواج غیرخویشاوند بود. مورد دیگری از بیماری مشابه در خانواده گزارش نشده بود. ژن مسئول بیماری در بیمار با استفاده از تکنیک توالییابی نسل جدید تعیین توالی شد. دو واریانت جدید در این ژن در بیمار به صورت هتروزیگوت مرکب شناسایی شد (c.6591C>A, c.8222C>A). مطالعات بیوانفورماتیک نشان دادند که این واریانتها با احتمال بالا بیماریزا هستند.
نتیجهگیری: توالییابی این ژن در افراد مبتلا میتواند به تخمین صحیح خطر بروز مجدد بیماری در خانواده کمک کند و بروز بیماری کاهش یافته و یا مدیریت بیماری در خانواده بهتر صورت گیرد.
زهره یوسفی، لعیا شیرینزاده، مرجانه فرازستانیان، امیرحسین جعفریان، رویا جلالی،
دوره 74، شماره 11 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی واژینال از شایعترین علت مراجعه بیماران مبتلا به بیماری ترفوبلاستیک حاملگی بهویژه کوریوکارسینوم پس از زایمان است. در خونریزی واژینال طول کشیده و دیررس در دوران نفاس احتمال کوریوکارسینوم جفتی هم در لیست تشخیصهای افتراقی مطرح است. هدف پژوهش کنونی گزارش یک مورد بیمار با کوریوکارسینوم پس از سزارین بود.
معرفی بیمار: خانم 33 ساله با حاملگی دوم و شکایت ادامه خونریزی واژینال در طی یکماه پس از سزارین با تشخیص بیماری بدخیم ترفوبلاستیک حاملگی به بخش انکولوژی زنان بیمارستان قائم (عج) در سال 1395 ارجاع شد. بررسیهای تکمیلی تشخیص بیماری موید کوریوکارسینوم در مرحله یک بیماری ترفوبلاستیک حاملگی بود. بهدلیل عدم پاسخ شیمیدرمانی تکدارویی، رژیم چند دارویی تجویز شد که خوشبختانه تیتراژ β-HCG به حد نرمال رسید و درحال حاضر با میزان β-hCG نرمال و بدون هیچ علایمی از عود بیماری تحت پیگیری دورهای میباشد.
نتیجهگیری: درخونریزی دیررس پس از زایمان احتمال کوریوکارسینوم باید مدنظر باشد.
مجید کرمانی، محسن دولتی، احمد جنیدی جعفری، روشنک رضایی کلانتری،
دوره 74، شماره 12 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا بهویژه پدیده ریزگردها و ذرات معلق موجب مرگ تعداد زیادی از شهروندان شده و بیماریهای مختلف از جمله بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی را ایجاد میکنند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف کمیسازی اثرات بهداشتی منتسب به ذرت معلق کوچکتر از μm 10 تهران طی دهه گذشته (1384-1393) انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود. فرایند انجام این مطالعه 12 ماه بهطول انجامید. محل انجام پژوهش گروه مهندسی بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. ابتدا دادههای ساعتی از شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران و اداره کل محیط زیست تهران دریافت گردید. سپس بر اساس معیارهای سازمان بهداشت جهانی، اعتبارسنجی گردیده و شاخصهای آماری مورد نیاز جهت کمیسازی اثرات بهداشتی در نرمافزار Excel محاسبه گردید. در نهایت برآورد تعداد موارد کل مرگ، مرگ قلبی-عروقی و تفسی و بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی با استفاده از مدل AirQ انجام گرفت.
یافتهها: تعداد موارد کل مرگ، مرگ ناشی از بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی بهترتیب ناشی از مواجهه با ذرات معلق در مجموع دهه گذشته 17776، 12121 و 3306 مورد بود. همچنین مجموع تعداد موارد مراجعه به بیمارستان به علت بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی در دهه گذشته بهترتیب 20990 و 54352 نفر طی سالهای 1393-1384 بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج اثرات و پیامدهای بهداشتی ناشی از مواجهه با ذرات معلق در کلانشهر تهران بسیار شدید میباشد و موجب افزایش مرگ و میر و بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی در میان شهروندان میگردد.
جواد هاشمی، زهرا حصاری، علیرضا گلشن،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کلیوی مزمن تبدیل به یک بیماری همهگیر در سرتاسر جهان شده است. در نتیجه نقص کلیه در مرحله انتهایی هیپوکلسمی و هیپرفسفاتمی و در پی آن افزایش هورمون پاراتیرویید، در این بیماران رخ میدهد که در نهایت به هیپرپاراتیروییدیسم ثانویه منجر میشود. بنابراین بررسی روتین الکترولیتها در این بیماران ضروری بهنظر میرسد. پژوهش کنونی با هدف بررسی الکترولیتهای موجود در بزاق در بیماران تحت دیالیز صورت گرفت تا نمونه بزاق بهعنوان یک نمونه غیرتهاجمی برای آزمایشگاههای تشخیصی ارایه شود.
روش بررسی: در این مطالعه موردی-شاهدی که از مرداد تا مهر ۱۳۹۵ در بیمارستان امام علی (ع) شهر بجنورد انجام گردید، تعداد ۴۴ فرد بیمار دیالیزی و ۴۴ فرد سالم همسانسازیشده با آنها، انتخاب شده و هموگلوبین، هماتوکریت، سطح آهن، فریتین، Total iron binding capacity (TIBC)، گلوکز خون، کلسترول، تریگلیسیرید، اوره، کراتینین، کلسیم، فسفر، پتاسیم و Parathyroid hormone (PTH) در خون آنها و همچنین کلسیم، فسفر و پتاسیم در بزاق آنها با روشهای آزمایشگاهی روتین اندازهگیری شد.
یافتهها: کلسیم و فسفر در گروه بیماران دیالیزی بالاتر از گروه شاهد بود. همچنین سطح کلسیم، فسفر و پتاسیم در دو نمونه سرم و بزاق ارتباط معناداری ندارند، اما رابطه مثبتی بین PTH در سرم با فسفر و پتاسیم در بزاق مشاهده گردید.
نتیجهگیری: بزاق بیماران همودیالیزی سطح کلسیم و فسفر بالاتری نسبت به افراد سالم دارد و بنابراین میتوانند مارکر مناسبی برای تشخیص باشند. افزون بر آن سطح PTH خونی با سطح فسفر و پتاسیم بزاقی در این بیماران ارتباط دارد که این دو الکترولیت بزاقی را بهعنوان نماینده PTH در خون معرفی میکند.
راضیه اکبری، مهدی عقیلی،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در زمینهی ارتباط پزشک و بیمار، راستگویی به بیمار از مباحث مهم بهشمار میرود. باتوجه به اینکه بیان یا کتمان حقیقت علاوهبر مسایل اخلاقی از نظر قانونی نیز مشکلاتی را ایجاد میکند، در نتیجه شیوهی برخورد درست با این موضوع و عواملی که بر این موضوع تأثیرگذارند، بهویژه در بیماریهای سختدرمان مانند سرطان اهمیت زیادی دارد. هدف این پژوهش تحلیل عوامل موثر بر حقیقتگویی پزشکان به بیماران سرطانی ایران از دیگاه متخصصان حوزه سرطان در دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت توصیفی- پیمایشی انجام شد که نمونهی آماری آن را ۱۶۱ تن از متخصصان مرتبط با سرطان در شهر تهران، دانشگاه علوم پزشکی تهران (اسفند ۱۳۹۴) تشکیل میداد که با روش نمونهگیری تصادفی ساده از بین آنان در زمینههای مختلف انتخاب شدند. ابزار بررسی پرسشنامهای بود که بر اساس ادبیات پژوهش تنظیم و روایی آن توسط اساتید کارآزموده و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (Cronbach's alpha coefficient) تأیید شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، تفاوت معناداری بین نگرش پزشکان مرد و زن در بیان حقیقت وجود نداشت (۰/۴۸۱P=)، اما در زمینهی تمایل تفاوت معناداری بین متخصصان و غیر متخصصان سرطان وجود داشت. همچنین نشان داد که تفاوت بین رفتار پزشکان وجود داشت. بین رفتار پزشکان بخش خصوصی (میانگین ۸/۸۷)، با پزشکانی که در بخش خصوص-دولتی مشغول فعالیت بودند (۸/۶۲) تفاوت مشاهده شد (۰/۰۱۴P=).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین دیدگاه برخی متخصصان در بیان حقیقت تفاوت وجود دارد، ولی این مسئله دلیلی بر کتمان حقیقت نیست و پزشکان باید در بیان حقیقت به عوامل مختلف توجه کنند.
کامران ابراهیمی، شاکر سالاریلک، کمال خادم وطن،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلب و عروق شایعترین علت مرگ در جهان بوده که بیشترین علت آن گرفتاری عروق است که این مطالعه به جهت محاسبه و مقایسه سالهای از دست رفته عمر بهدلیل مرگ و ناتوانی برای مهمترین عامل مرگ (سکته قلبی) در جامعه مورد بررسی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و طی سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با همکاری معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، تمامی بیماران با تایید رخداد سکته قلبی بر اساس علایم بالینی، بروز تغییرات در نوار قلب و افزایش آنزیمهای قلبی وارد مطالعه شدند و بار سلامتی ناشی از سکته قلبی، با استفاده از شاخص Disability adjusted life years (DALY) محاسبه گردید. دادههای ابتلا از سامانه ثبت سکته قلبی وزارت بهداشت و دادههای مرگ بر اساس نظام ثبت مرگ ICD۱۰ از معاونت بهداشت دانشگاه استخراج گردید.
یافتهها: تعداد رخداد سکته قلبی ۷۲۳۵ نفر (مردان ۶۰/۶% و زنان ۳۹/۴%) بود که میانگین سنی ۶۹±۱۵ سال بود. نتایج گویای ۵۳۸۰۴ سال (۱۷/۷ در هزار نفر) مفید از دسته رفته عمر بهدلیل مرگ یا ناتوانی ناشی از سکته قلبی بود که سهم مرگ زودرس ناشی از سکته قلبی ۵۲۱۷۰ سال (۱۷/۱ در هزار نفر) و ناتوانی حاصل از این بیماری ۱۶۳۴ سال (۰/۵۴ در هزار نفر) بود. بار سکته قلبی در مردان بیشتر از زنان بود. در هر دو جنس بیشترین بار در گروه سنی ۸۰ به بالا بود. میزان شیوع بیماری ۳۷۶ (در صدهزار نفر) برآورد شد و سکته قلبی ۱۸/۸% از کل علل مرگ را به خود اختصاص داد.
نتیجهگیری: بالا بودن بار ناشی از سکته قلبی بهویژه در مردان، رخداد سکته قلبی را بهعنوان یک اولویت بهداشتی و لزوم برنامهریزی مناسب در جهت اقدامات موثر پیشگیری و درمان مطرح میکند.
علی محمد مصدقراد، انسیه اشرفی،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت بیماران یکی از شاخصهای مهم کیفیت و اثربخشی خدمات بیمارستانی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سیستم مدیریت کیفیت بر میزان رضایت بیماران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه اقدام پژوهی مشارکتی بوده که در بخش مراقبتهای ویژه تنفسی بیمارستان لبافینژاد تهران در سال ۱۳۹۲ انجام شد. با تشکیل تیم بهبود کیفیت و استفاده از مدل ده مرحلهای مدیریت کیفیت مصدق راد، اقدام به بهبود فرایندهای کاری بخش شد. رضایت بیماران بخش، پیش و پس از اجرای مدیریت کیفیت سنجیده شد.
یافتهها: فرایندهای اصلی بخش اصلاح و استاندارد شدند و اهداف ارتقای فرایندهای کاری تعیین شدند. برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف تدوین و اجرا شد. اجرای مدیریت کیفیت منجر به بهبود ۵۴/۵ درصدی کیفیت خدمات بخش و افزایش ۷/۲ درصدی رضایت بیماران شد.
نتیجهگیری: اجرای درست یک مدل مناسب مدیریت کیفیت میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات بیمارستانی و افزایش رضایت و وفاداری بیماران شود.
علی محمد مصدقراد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانها نقش بهسزایی در ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات درمانی ارایه شده و افزایش کارایی بیمارستانها دارد. اثربخشی سیستم اعتباربخشی به کیفیت و هماهنگی روش اعتباربخشی، استانداردها و ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد. این پژوهش با هدف ارزشیابی روش اعتباربخشی بیمارستانها از دیدگاه مدیران بیمارستانهای کشور انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی، کاربردی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا در سال ۱۳۹۴ انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی بیمارستانهای کشور بود (۹۱۴ بیمارستان). با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی بهعمل آمد.
یافتهها: حدود ۷۱/۷% بیمارستانها در دور اول اعتباربخشی درجه یک به بالا کسب کرده بودند. میزان رضایت مدیران بیمارستانها از روش اعتباربخشی بیمارستانهای کشور ۰/۶۳±۳/۲۱ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از روش ارزشیابی برنامه اعتباربخشی بیمارستانها راضی بودند. مدیران بیمارستانها از نحوه برخورد ارزیابان، تعداد ارزیابان تیم ارزیابی و و تعداد روزهای ارزشیابی راضی بودند. با این وجود، آنها از نبود وحدت رویه بین ارزیابان و نداشتن تجربه و مهارت کافی آنها ناراضی بودند. بیشتر مدیران بیمارستانها اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، بهصورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۵% مدیران بیمارستانها انجام خودارزیابیها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجهگیری: تدوین و رعایت شرح وظایف و شرایط احراز برای ارزیابان اعتباربخشی بیمارستانهای کشور، آموزش حرفهای آنها برای یکسانسازی دیدگاه و نگرش آنها و استفاده از روشهای مکمل ارزشیابی مانند خودارزیابی، ارزیابی سرزده، ارزشیابی شاخصهای عملکردی بیمارستانها و نظرسنجی از بیماران به بهبود روش ارزشیابی اعتباربخشی بیمارستانها کمک میکند.
زهرا کمالی سروستانی، علیرضا داسدار، ستاره آقا کوچک افشاری، محسن گرامی شعار، سید جمال هاشمی، رضا پاکزاد، پگاه آردی، علیرضا عبدالهی، محمدتقی حقی آشتیانی، شهرام محمودی،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپورهای قارچی از بیوآئروسلهای مهم موجود در محیط بیمارستانها و علت عفونتهای بیمارستانی در حال ظهور هستند. عفونتهای بیمارستانی باعث مرگ و میر قابل توجهی شده و از طرفی بار مالی زیادی در سیستم بهداشت و درمان کشور در پی خواهند داشت. مطالعه حاضر با هدف بررسی نوع و میزان قارچهای موجود در هوای بخشهای منتخب بیمارستانی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر به مدت شش ماه از تیر تا آذر ۱۳۹۵ با استفاده از روش پلیتگذاری در ۲۰ بخش منتخب بیمارستانهای امامخمینی (ره) و مرکز طبی تهران انجام شد. شناسایی قارچهای رشتهای با استفاده از مشخصات مورفولوژی ماکروسکوپی کلنیها و ساختارهای میکروسکوپی در کشت بر روی لام (Slide culture) صورت گرفت. برای قارچهای مخمری از کشت بر روی محیط کروم گار کاندیدا استفاده گردید و شناسایی ایزولههای ناشناس به روش تعیین توالی ناحیه ژنی ITS1-5.8 S-ITS2 از DNA ریبوزومال صورت گرفت.
یافتهها: در مجموع تعداد ۲۰۲ کلنی قارچی به دست آمد. گونههای کلادوسپوریوم، پنیسیلیوم و آسپرژیلوس بهترتیب شایعترین عوامل جدا شده در این مطالعه بودند. بخش عفونی بیمارستان امامخمینی (ره) و همچنین بخشهای اورژانس و اورولوژی در مرکز طبی کودکان بیشترین آلودگی را داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این مطالعه میزان آلودگی قارچی هوا در دو مرکز آموزشی- درمانی تحت بررسی متفاوت بوده و بهطور کلی هوای بخشهای مرکز طبی کودکان آلودگی قارچی کمتری داشت. همچنین میزان و نوع قارچهای جدا شده در هر بخش و هر بیمارستان متفاوت بود. بنابراین انجام بررسیهای دورهای و بهبود سیستمهای تهویه بهویژه در بخشهای نگهداری بیماران مستعد بهمنظور کنترل و حذف این عوامل میتواند مفید واقع شود.
ندا نوروزی، مرتضی بنیادی، اسماعیل بابائی، محمد حسین جبارپور بنیادی،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن، علت اصلی نابینایی در کشورهای پیشرفته است که بهوسیلهی تحلیل پیشروندهی اپیتلیوم رنگدانهای شبکیه و از دست دادن فتورسپتور ثانویه مشخص میشود و در نهایت منجر به از دست دادن بینایی میشود. مطالعات در زمینهی اتیولوژی این بیماری پیشنهاد میکند که یک بیماری پیچیده میباشد که در اثر میانکنشهای چندین ژن و عوامل محیطی ایجاد میشود. پلیمورفیسمهای، ژنهایی که کد کنندهی مسیر فرعی کمپلمان هستند مانند ژن CFI با خطر بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در ارتباط میباشند. هدف این مطالعه بررسی همراهی پلیمورفیسم p.Gly119Arg ژن CFI با بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در جمعیت ساکن در شهر تهران بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مورد-شاهدی که از خرداد سال ۱۳۹۴ تا خرداد ۱۳۹۵ در دانشگاه تبریز انجام گرفت، ۱۵۰ بیمار مبتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن و ۱۵۰ فرد سالم مشارکت داشتند. ژنوتیپ آنها با واکنش زنجیرهای پلیمراز و چندشکلی طول قطعات هضم شونده تعیین شد.
یافتهها: بررسی رابطه پلیمورفیسم p.Gly119Arg در ژن CFI با بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن نشان داد که ارتباط معناداری بین فراوانی ژنوتیپی و آللی این پلیمورفیسم بین افراد بیمار و گروه کنترل وجود دارد (ژنوتیپ TT با ۰/۰۰۵P= و ۶/۶۸OR=، ژنوتیپ CC با ۰/۰۴P= و ۰/۶۱OR=، آلل T با ۰/۰۳P= و ۱/۷۶OR=، آلل C با ۰/۰۴P= و ۰/۵۶OR=).
نتیجهگیری: پلیمورفیسم p.Gly119Arg ژن CFI با افزایش خطر ابتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در جمعیت ساکن در شهر تهران در ارتباط است.
بابک مصطفیزاده، محمد حسین کمالالدینی، فارس نجاری،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دادههای مرگومیر درست و دقیق بهمنظور برنامهریزیها امری ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی انطباق گواهیهای فوت صادر شده با اصول صحیح علمی میباشد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر، با استفاده از دادهها در پرونده بالینی از اول فروردین سال ۱۳۹۲ تا پایان اسفند ۱۳۹۳ در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی پروندههای فوتی در بیمارستان شهدای تجریش و مدرس تهران بوده که با روش سرشماری انتخاب و دادههای آن استخراج شده است.
یافتهها: ۴۵/۶% از گواهیهای فوت توسط متخصص پزشکی قانونی صادر و ۷۶/۴% از گواهیهای فوت، علت مرگ با پرونده بالینی فرد همخوانی داشته و ۲۳/۶% از موارد همخوانی نداشته است. در ۶۴/۸% موارد کد ۱۰-ICD درست درج شده است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که گواهی فوت توسط متخصصین پزشکی قانونی بهصورت صحیح و اصولیتر تکمیل شده است.
محمد جواد یزدان پناه، زهره یوسفی، امیر حسین جعفریان، لعیا شیرینزاده، مینا برادران،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پیودرما گانگرنوزوم Pyoderma gangernsum (PG) (درماتوز نوتروفیلیک غیرعفونی و التهابی اولسراتیو پوستی) یا زخم نوتروفیلی در پوست ضایعهای است که بیشتر از نیمی از موارد در بیماران با زمینه کولیت اولسروز و کرون تظاهر میکند. در این پژوهش یک مورد پیودرما گانگرنوزوم پس از عمل جراحی دستگاه تناسلی گزارش شد.
معرفیبیمار: زن ۳۷ ساله با سابقه درمان دارویی کولیت اولسروز، بهعلت جراحی توده زیر مجرای ادراری در دو هفته پیش و شکایت تب، درد، ضایعات پاپولی شکل ملتهب در محل عمل جراحی و سطح میانی ران به بیمارستان دانشکده پزشکی مشهد مراجعه کرد. بهعلت عدم پاسخ به آنتیبیوتیک با وجود کشت منفی زخم و کشت خون و دبریدمان زخم، نمونهبرداری انجام شد و با پاسخ آسیبشناسی، PG با تجویز کورتیکواسترویید بهبودی پیدا کرد و پس از شش ماه از درمان در بهبودی کامل یافت.
نتیجهگیری: علایم کلینیکی و یا آزمایشگاهی اختصاصی برای پیودرما گانگرنوزوم وجود نداشت. اساس تشخیص رد سایر بیماریهای التهابی و احتمال بروز آن در افراد مستعد بود.
حمیدرضا سلمانی مجاوری، محبوبه کردمصطفیپور، کوکب منصورکیایی، فاطمه عموزاد خلیلی، نگین قوی کوتنایی،
دوره 75، شماره 8 - ( 8-1396 )
چکیده
امروزه کاربردهای فناوری دادهها و ارتباطات بهعنوان عاملی مهم و کلیدی در پیشرفت همه سازمانها از جمله سازمانهای نظام سلامت و بهداشت محور میباشد. با عنایت به اهمیت موضوع فوق، این سازمانها در جهت متعالیسازی سیستمهای در حال استفاده خود، دگرگونی و تغییر و تحول خاصی ایجاد نمودند که یکی از این تغییرات ایجاد پروندههای الکترونیک سلامت (Electronic Health Records, EHR) میباشد. این سیستم متحولکننده با ایجاد بهرهوری هم از حیث افزایش کارایی پرسنل و هم از حیث افزایش اثربخشی در فرآیند درمان، مسیر تشخیص تا درمان را سادهتر نموده و عملا از ارایه گزارشهای مکتوب و حجیم درمانی ممانعت بهعمل میآورد. با عنایت به رعایت اصول اخلاقی در حفظ اسرار بیماران و محرمانه بودن اطلاعات آنها، نحوهی بایگانی نمودن اسناد پزشکی الکترونیک در پایگاه دادههای امن، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مهم از مهمترین مباحث اصول اخلاقی بوده و مدیران بیمارستانی میبایست سازوکاری تهیه نمایند تا دادههای تمامی بیماران بهطور مناسب ذخیره و نگهداری گردد. در این مقاله سعی شده مدلی برای نسخه بیمارستانی پرونده الکترونیک سلامت ارایه شود که بسیاری از بیمارستانها بتوانند از این مدل برای بهینهسازی سیستمهای ثبت پرونده پزشکی خود استفاده کنند. هدف از ارایه این مدل، تسریع و بهکارگیری فرآیند ایجاد پروندههای الکترونیکی در نظام سلامت، بهویژه بیمارستانهای دولتی کشور با حجم وسیعی از بیماران، میباشد. با بهکارگیری این مدل، تعامل درون سازمانی و برون سازمانی برای سازمان تسهیل گردیده و امکان پاسخگویی چابک در زمان معین فراهم میگردد. علاوه بر موارد فوق با بهکارگیری و عملیاتی شدن مدل، امکان کاهش حجم انتقادات و شکایات از بیمارستانها نیز تحقق خواهد یافت و میزان استفاده از داروها بر اساس نیاز واقعی جامعه و مبتنی بر دادههای فردی صورت خواهد پذیرفت. اجرای این مدل موانعی نیز در بر دارد که در مقاله به نمونههایی از موانع اجرایی اشاره شده است ولی بهمنظور غلبه بر این موانع، نیازمند تلاش مدیریتی بیشتر و حمایتهای گستردهتر دولتی میباشد. این تلاشها در بستر فرهنگسازی استفاده از فناوری اطلاعات چه در میان پرسنل بیمارستانی و چه در میان بیماران و مراجعان نظام سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است.
پرویز صالح، محمد امین رضازاده ساعتلو، سارا توفیقی،
دوره 75، شماره 8 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت ملیتوس با شیوع ۳۹/۲% نیز عامل زمینهای در بیماران دیالیزی میباشد. میزان موربیدیتی و مورتالیتی در بیماران همودیالیزی مبتلا به دیابت در مقایسه با بیماران همودیالیزی بدون دیابت بیشتر میباشد. با توجه به اهمیت و شیوع بالای زخم پای دیابتیک در این بیماران، هدف این مطالعه بررسی عوامل خطر و باکتریهای عامل عفونت در بیماران نارسایی کلیه تحت همودیالیز مبتلا به زخم پای دیابتی بود.
روش بررسی: در این مطالعه ی مقطعی ۳۰ بیمار دیابتیک همودیالیزی مراجعه کننده به بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع) شهر تبریز از فروردین ۱۳۹۵ تا فروردین ۱۳۹۶ که بهصورت تصادفی انتخاب شدند مورد بررسی قرار گرفتند. معیارهای خروج عبارت بودند از، بیماران دارای سابقه پیوند کلیه جهت درمان بیماری کلیوی حاضر. بیماران دارای سابقه پیشین دیالیز صفاقی. بیماران دیابتی دیالیزی با سابقه زخم پای دیابتی بهبود یافته. دادهها در پرسشنامههای از پیش طراحی شده از پرونده بیماران جهت آنالیز آتی جمعآوری گردید.
یافتهها: از ۳۰ بیمار مورد بررسی ۱۹ بیمار مرد و ۱۱ مورد زن بودند. میانگین سنی و مدت دیالیز بهترتیب ۱۲/۷۴±۵۱/۲۳ سال و ۱۵/۵۸±۵/۳ سال بود. میانگینHBA1C ۸/۴۸±۹/۱ بود. تنها در ۵۶/۷% عامل باکتریایی از زخم پا ایزوله گردید. از ۱۷ مورد باکتری ایزوله شده ۴۷/۰۵% بیهوازی، ۳۵/۲۹% گرم مثبت و ۱۷/۶۴% گرم منفی بودند. در ۲۶/۷% آمپوتاسیون انجام گرفت. میزان مورتالیتی بیماران مورد بررسی، ۱۳/۳% گزارش گردید.
نتیجهگیری: کاهش بهداشت فردی، ایجاد واسکولوپاتی، میزان مورتالیتی، و آمپوتاسیون در نوع بیهوازی شایعتر بود. بیشتر عفونتها در گروه با کفایت دیالیز نامناسب دیده شد. کفایت همودیالیز پایین، آمپوتاسیون، واسکولوپاتی، افزایش مدت دیالیز، بهداشت فردی ضعیف در افراد با HbA1C بالاتر دیده شد.
منوچهر حکمت، حمید قادری، سیده عادله میرجعفری، شهرام رجایی بهبهانی، مهران شاه زمانی، غلامرضا معصومی،
دوره 75، شماره 9 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری تترالوژی فالوت (TF) را بهعنوان بیماری با حجم بطن چپ نرمال یا کمی کمتر از نرمال میشناسند. با توجه به اینکه در بعضی بیماران نژاد آسیایی تفاوتی در نوع تترالوژی فالوت دیده شده است، هدف از انجام این مطالعه بررسی سمت چپ قلب با تعیین Z value میترال در بیماران ایرانی مبتلا به تترالوژی فالوت بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه آیندهنگر و توصیفی بود که تمام بیمارانی که از ابتدای فروردین ۱۳۹۱ تا فروردین ۱۳۹۴ با تشخیص تترالوژی فالوت به بیمارستان شهید مدرس تهران مراجعه و کاندید جراحی شده بودند، وارد مطالعه شدند. پس از تعیین روش درمانی و نیاز به جراحی، سایز میترال و Z value میترال مشخص شدند. در این مطالعه متغیرهای سن، جنس، قد، وزن، Body surface area (BSA)، سایز دریچه میترال، Z-score (Z-score یا Z value پس از تعیین سایز میترال توسط اکو و مشخص کردن BSA بیمار، براساس نمودار استاندارد موجود تعیین میگردید) دیگر آنومالیهای همراه، تعداد دفعات عمل جراحی، نوع عملهای جراحی پیشین و نوع عمل جراحی کنونی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع ۸۰ بیمار طی سه سال وارد مطالعه شدند که (۳۶/۳%)۲۹ مرد و (۶۳/۸%)۵۱ زن بودند. میانگین سنی ۳/۳۷±۷/۱۵ سال بود. اندازه سایز میترال با اِکو در بیماران اندازهگیری شد که mm ۵/۹۹±۱۶/۲ بود و در محدوده mm ۲۷-۱۰ بود. میزان Z valve میترال در مجموع SD ۲/۱۱±۳/۰۹ - و در محدوده SD ۷/۱- تا SD ۱/۳+ بود.
نتیجهگیری: میزان Z value میترال بهمیزان چشمگیری کمتر از میزان نرمال (SD ۲ ± ۰) بوده است که میتواند نشاندهنده هایپوپلاستیک بودن بطن چپ در بیماران تترالوژی فالوت ایرانی باشد.
علی محمد مصدقراد، مهناز افشاری،
دوره 75، شماره 10 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها باید با استفاده از استراتژیهای مناسب مدیریتی ضمن تضمین کیفیت خدمات، منابع مالی سازمان را افزایش دهند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت کیفیت بر درآمد بخش اعمال جراحی بیمارستانی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و مداخلهای با استفاده از روش اقدامپژوهی مشارکتی در بخش اعمال جراحی بیمارستان ولیعصر (عج) تهران در شش ماهه اول سال ۱۳۹۳ انجام شد. با استفاده از مدل ۱۰ مرحلهای مدیریت کیفیت Mosadeghrad فرآیندهای کاری بخش استاندارد و اهدافی برای آنها تعیین شد. برنامه افزایش درآمد بخش اعمال جراحی، تدوین و اجرا شد. درآمد شش ماهه اول سال ۱۳۹۳ بخش اعمال جراحی با مدت مشابه سال پیش مقایسه شد تا میزان تأثیر مدیریت کیفیت بر درآمد بخش مشخص شود.
یافتهها: اجرای مدیریت کیفیت منجر به افزایش ۱۴/۹۶ درصدی تعداد اعمال جراحی، کاهش ۱۴/۶ درصدی میزان لغو اعمال جراحی و کاهش ۴۴/۹ درصدی کسورات بخش اعمال جراحی شد. در نتیجه، بهکارگیری سیستم مدیریت کیفیت منجر به افزایش ۶۸/۸ درصدی درآمد بخش اعمال جراحی شد (۰/۰۲۸P=).
نتیجهگیری: اجرای درست یک مدل مناسب مدیریت کیفیت میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات و افزایش درآمد بیمارستانها شود.
احمد شمسیزاده، رویا نیکفر، مینا صافی، طاهره ضیایی کجباف، امیر صابری دمنه، رضا کربلایی،
دوره 75، شماره 12 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: برونشیولیت از شایعترین بیماریهای دستگاه تنفسی تحتانی شیرخواران است. ویتامین دی، در برابر ابتلا به عفونتهای دستگاه تنفسی تحتانی، نقش حفاظتی نشان داده است، بااینوجود نتایج محدود و متناقضی در ارتباط با سطح سرمی ویتامین دی با بروز برونشیولیت، در کودکان وجود دارد. هدف مطالعهی حاضر مقایسهی سطح سرمی این ویتامین در شیرخواران سالم و مبتلا به برونشیولیت حاد بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در بیمارستان ابوذر شهر اهواز، از مهر ماه تا اسفند ماه سال ۱۳۹۳ انجام گرفت. سه گروه ۴۵ نفره از شیرخواران، شامل گروه کنترل، برونشیولیت شدت کم و شدت زیاد، انتخاب شدند. معیار شدت برونشیولیت در این مطالعه، امتیاز حاصل از اندکس ارزیابی زجر تنفسی شیرخواران بود بهطوری که امتیاز یک تا هشت برابر با شدت کم و امتیاز ۹ تا ۱۷ معادل شدت زیاد برونشیولیت لحاظ گردید. سپس ml ۳ خون وریدی از آنها گرفته شد و سطح سرمی 25(OH)D با استفاده از کیت مخصوص بهروش آنزیماتیک سنجش گردید.
یافتهها: (۴۴/۴%)۶۰ نفر از شیرخواران، دختر و مابقی پسر بودند. میانگین سنی گروه کنترل، برونشیولیت شدت کم و شدت زیاد بهترتیب ۵/۲±۱۱/۲، ۵/۸±۱۰ و ۴/۷±۹/۸ ماه بود (۰/۱P=). میانگین سطح 25(OH)D در سه گروه کنترل، برونشیولیت شدت کم و شدت زیاد بهترتیب ۱۹/۴±۲۸/۳، ۱۱/۷±۱۷/۷ و nm/l ۵/۷±۱۳/۶ بود. تفاوت معناداری بین سطح 25(OH)D گروه کنترل و برونشیولیت شدت کم (۰/۰۰۱P=) و شدت زیاد (۰/۰۰۲P=) مشاهده شد، اما این اختلاف بین دو گروه برونشیولیت شدت زیاد و شدت کم معنادار نبود (۰/۳P=).
نتیجهگیری: در مطالعهی حاضر سطح 25(OH)D، بهطور معناداری در گروه شیرخواران مبتلا به برونشیولیت، کمتر از افراد کنترل بود اما سطح 25(OH)D تأثیری بر شدت برونشیولیت نداشت
محسن سلیمانی، رسول اشرفی،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل زیادی بر فشار کاف لوله تراشه تاثیرگذار است. بیماران تحت تهویه مکانیکی در بخشهای مراقبت ویژه به دلایل مختلف نیازمند تغییر وضعیت میباشند. هدف این مطالعه تعیین تاثیر تغییر وضعیت بر فشار کاف لوله تراشه بیماران تحت تهویه مکانیکی بود.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی بر روی ۷۰ بیمار تحت تهویه مکانیکی در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای سمنان و شاهرود از اردیبهشت تا مهر ۱۳۹۵ انجام شد. ابتدا فشار کاف لوله تراشه در زاویه تخت ۳۰ درجه بر روی cmH2O ۲۵ تنظیم شد. سپس بیماران بهصورت تصادفی برای مدت پنج دقیقه در پوزیشنهای خوابیده به پشت با زاویه تخت صفر، خوابیده به پهلو به سمت دستگاه تهویه مکانیکی، خوابیده به پهلو مخالف دستگاه تهویه مکانیکی و خوابیده به پشت با زاویه تخت ۴۵ درجه قرار گرفتند. فشار کاف در هر وضعیت با مانومتر اندازهگیری شد.
یافتهها: بیشتر بیماران مرد (۵۸/۶%) بودند و سابقه استعمال سیگار نداشتند (۸۱/۴%). میانگین سنی بیماران ۲۰/۹±۶۳/۳۷ سال بود و بهعلت نارسایی تنفسی (۵۵/۷%) به دستگاه تهویه مکانیکی متصل شده بودند. میانگین فشار کاف لوله تراشه در وضعیتهای مختلف تفاوت معناداری با یکدیگر داشت (۰۰۱/۰P<). فشار کاف در وضعیت چرخش به سمت مخالف دستگاه تهویه مکانیکی بیشترین افزایش (cmH2O ۰/۴۱ ± ۲۹/۱۲) و در وضعیت خوابیده به پشت با زاویه تخت صفر درجه کمترین افزایش را داشت (cmH2O ۰/۳۸ ± ۲۷/۶).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که بهدنبال تغییر وضعیت بیماران تحت تهویه مکانیکی بهویژه در حالت خوابیده به پهلو به سمت مخالف دستگاه تهویه مکانیکی، ممکن است فشار کاف لوله تراشه از محدوده ایمن خارج شود.