224 نتیجه برای بیمار
عبدالاحد نبیاللهی، نجمه خمری، ناصر کیخا،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه باتوجه به شیوع عفونتهای قارچی در دوران پساکوید در بین بیماران دارای نقص ایمنی، شناخت نوع راهبردهای مقابله با آن ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مطالعات در زمینه عفونتهای قارچی پساکووید در این گروه انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مرور نظاممند است که در فاصله 20 تیر تا 15 بهمن 1402 در ایران (زاهدان) انجام گرفت. استخراج مطالعات مرتبط در زمینه عفونتهای قارچی از طریق شناسایی واژگان منتخب سرعنوانهای موضوعی پزشکی و سایر متون و تدوین راهبرد جستجو در سه پایگاههای اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس و پاب مد بدوناعمال محدودیت زمانی انجام شد. پساز شناسایی مقالات راهبردهای شناخت، تشخیص و درمان و دیگر اطلاعات زمینهای توصیف و مورد واکاوی قرار گرفت.
یافتهها: از بین ۱۵ مقاله شناسایی شده، بیشترین نوع مطالعه، گزارش موردی بود. روشهای درمانی مناسب، استفاده از داروهای کورتون نظیر متیل پردنیزولون بهصورت تزریق داخل وریدی، داروهای قارچی سیستمیک نظیر لیپوزومال آمفوتریسین B، پروفیلاکسیهای دارویی، برداشت بافت آسیبدیده، بهعنوان راهبردهای درمانی توصیه شدهاند و در راستای پیشگیری از ابتلای به عفونتهای قارچی در گروههای بیماران دارای نقص سیستم ایمنی استفاده از تجهیزات بهداشتی تجویز شده بود.
نتیجهگیری: تحلیل مطالعات نشان داد که پیشگیری و کنترل عفونتهای قارچی پساکووید-19 در بیماران دارای نقص سیستم ایمنی، استفاده از روش درمانی توصیه شده برای ادامه زندگی این گروه از افراد و پیشگیری از تماس با عوامل عفونی بیش از پیش باید موردتوجه واحدهای ارایه دهنده خدمات مراقبتی سلامت قرار گیرد.
مریم عامری، عطیه انصاری، عباس آقابیکلویی، فرخ تافتچی، لیلا عبدالکریمی،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خطاهای پزشکی از بزرگترین معضلات نظام سلامت در کشورها است. شناسایی عوامل مسئول در بروز این خطاها برای طراحی استراتژیهای بهینه برای کاهش چنین رخدادهایی بسیار مهم است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نوع و ماهیت خطاهای پزشکی انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی، خطاهای پزشکی رخ داده در فروردین 1398تا اسفند 1399 در مرکز آموزشی درمانی فیروزگر از پروندههای بیماران استخراج شد و با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) آنالیز شد.
یافتهها: تعداد 214 پرونده موردبررسی قرار گرفتند. 3/45% از خطاهای پزشکی ثبت شده، در شیفت صبح، 6/20% در شیفت عصر و 1/34% نیز در شیفت شب رخ داده بودند. بیشترین خطای پزشکی از سوی پرستاران (7/40%) و در مرتبه بعدی پزشکان (8/16%) و کمک بهیاران (7/11%) بوده است. اتیولوژی بیشتر خطاهای پزشکی انجام شده، خطاهای سیستمیک (6/63%) و در مرتبه بعدی خطاهای دارویی (4/15%) و تکنیکی (1/13%) بوده و بیشترین خطای سیستمیک گزارش شده از نوع عدمنظارت کافی بوده است. بیشتر بیمارانی که دچار خطای پزشکی شده بودند در بخشها داخلی (7/40%) و در مرتبه بعد در بخشهای جراحی (3/17%) و ICU (6/12%) بستری بودهاند. 1/62% از خطاهای پزشکی عارضه خاصی را موجب نشدند و در 2/33% از موارد عارضه خفیف، 7/10% عارضه متوسط و 3/3% عارضه شدید برای بیماران اتفاق افتاد. 1/62% از خطاهای پزشکی پیامدی برای کسی نداشتند و در 9/36% از موارد پیامد خطا متوجه بیمار و 1% از موارد پیامد خطا متوجه سازمان و کارکنان بود.
نتیجهگیری: بیشتر خطاهای پزشکی گزارش شده، از سوی پرستاران انجام شده بود و از خطاهای بدونعارضه بوده است. ایجاد سیستمهای خودگزارشی شفاف و دقیق برای شناسایی خطاهای پزشکی همه کارکنان ضروریست.
وحید ملکزاده، شادی شیخیزاده، محدثه تکلو، حسین جمالیفر، یونس قاسمینژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با ظهور بیماریهای نوپدید و افزایش عفونتهای بیمارستانی و مقاومت میکروبی، رعایت بهداشت دست با محلول ضدعفونیکننده مناسب براساس نظر مرکز کنترل بیماریها در تمام کشورها ضروری است. یکی از این موارد بهداشت دستهاست که مهمترین راه کنترل عفونت است. بهدلیل عدم مطالعات جامع داخلی در زمینه استانداردهای جهانی برای محلولهای ضدعفونی، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محلول اسکراب جراحی TGSept ALPlus تولید شده با نتایج شاهد استانداردهای اروپایی میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش بالینی کاربردی، توسط تیم تحقیقات شرکت تجهیز گستر شریف بر روی ۳۰ نفر از اعضای گروه جراحی و پزشکان اتاق عمل بیمارستان تک تخصصی جراحی ترمیی وپلاستیک حضرت فاطمه (س) در اردیبهشت سال 1402، که بهصورت تصادفی انتخاب شدند، با استاندارد اروپایی مقایسه شدهاند. نمونهگیریها از دواطلبان در سه بازه زمانی، پس از شست و شوی دستان با مایع شوینده، از دستها نمونه باکتریایی برداشته شد و سپس پس از اسکراب با محلول ضدعفونیکننده موردنظر (حدود 90 ثانیه) مجدد نمونهگیری دوم انجام شد. پس از اتمام عمل جراحی (تا سه ساعت)، نمونهگیری سوم از دستهای داوطلبان گرفته شد. نمونهها فوراً به آزمایشگاه منتقل شدند، سپس کشت سوآپ و پورپلیت نمونهها انجام شد. کلنیهای باکتریایی شمارش و کاهش میزان آلودگی و ماندگاری محلول مطابق با استاندارد اروپایی مشخص گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که اسکراب ۶۰-۹۰ ثانیهای با استفاده از محلول ضدعفونیکننده بر پایه الکل میتواند مناسبترین روش برای کاهش آلودگی دستها و درنتیجه کاهش عفونتهای بیمارستانی در بخش اتاق عمل و جراحی باشد.
نتیجهگیری: همچنین براساس نتایج این تحقیق، توصیه میشود که محلولهای بر پایه الکل بهعنوان اسکراب جراحی طبق دستورات سازمان بهداشت جهانی WHO بهترین گزینه برای بهداشت دست جراحان هست.
حمیدرضا مهریار، ساحل فراخ،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: داروهایی که برای پیشگیری و بهبود بیماری استفاده میشود در صورت استفاده نادرست ممکن است بر روی بیماران تأثیر بگذارد و منجر به بروز هرگونه مشکل دارودرمانی شوند و این مطالعه باهدف ارزیابی فراوانی تداخلات دارویی بیماران پذیرششده در بخش مراقبتهای ویژه اورژانس بیمارستان امامخمینی ارومیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی-تحلیلی بهشیوه مقطعی در فروردین الی شهریور 1399 بر روی بیماران پذیرششده در بخش اورژانس بیمارستان امامخمینی ارومیه به صورت سرشماری که 1901 نفر بودند انجام شد که دادهها با استفاده از چکلیستی که شامل اطلاعات (سن، جنس، نوع دارو و شدت تداخل و نوع تداخل) بود جمعآوری شد که دادهها بعد جمعآوری وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 1901 بیمار مورد بررسی (9/57)1101 نفر مرد و (1/42) زن بودند و میانگین سنی بیماران 13/17±67/61 سال بود که (9/60)1160 نفر از بیماران تداخل دارویی داشتند و (01/39)742 نفر تداخل دارویی نداشتند و شایعترین نوع تداخل در بیماران نوع متوسط بود که در 1/75% از تداخلات وجود داشت و رابطه معناداری بین بروز تداخل دارویی و جنسیت بیماران و تداخل دارویی با سن وجود نداشت.
نتیجهگیری: میزان بروز کلی تداخلات دارویی در بیماران موردمطالعه برابر با 01/39 بود و شایعترین تداخل دارویی در بیماران از نوع متوسط و خفیف بود و بین سن بیماران و جنس بیماران و بروز تداخل دارویی رابطه معنادار آماری وجود نداشت.
حمید رضا مهریار، محمد رضا حسینی آذر، افشین ابراهیمی، امید گرکز،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گرچه سیستم تنفسی بهعنوان ارکان اصلی درگیری در بیماری کووید-۱۹ میباشد، با این وجود گزارشهایی از درگیری دیگر ارگانها و علائم کمتر آنها شایع شده است. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی علائم گوارشی بیماران مبتلا به کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- مقطعی بر روی تمام بیماران با تشخیص کووید-19 بستری در بیمارستان امامخمینی در فروردین لغایت شهریور 1400 بهروش سرشماری انجام شد که دادهها با استفاده از چکلیستی که شامل اطلاعات دموگرافیک بود جمعآوری شد دادهها بعد جمعآوری وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 2580 بیمار بستری 54% زن و 46% مرد بودند و میانگین سنی بیماران 67/58±68/17 بود. بیشترین فراوانی افراد در بازه سنی 59-40 سال (۹۲۵ نفر) بود. %۶۴ از بیماران حداقل یک علامت گوارشی داشتند. بیاشتهایی %۴۰ با ارجحیت مردان (%۵۷) و بیشترین فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۴۳۰ نفر)، خونریزی گوارشی %۱۰ با ارجحیت مردان (%۸۰) و بیشترین فراوانی در بازه سنی ۷۹-۶۰ سال (۱۱۲) نفر، درد شکم ۸% با ارجحیت زنان (%۶۵) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۶۵ نفر)، استفراغ ۳% با ارجحیت زنان (%۵۱) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 80-99 سال (۵۸ نفر) بود.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که بیماری کووید-۱۹ نه تنها میتواند سیستم تنفسی بلکه میتواند سیستم گوارشی را در سیر و یا ابتدای بیماری درگیر کند.
فاطمه حیاتی، فریبا طالبی، مریم خمبی شوشتری، سید بهمن قادریان، لیلا مرادی، آسیه عارف،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امپاگلیفلوزین، با کاهش باز جذب کلیوی گلوکز، هیپرگلیسمی را در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو کاهش میدهد و با پیشرفت کندتر بیماری کلیوی دیابتی مرتبط است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر مقایسه پیامدهای کلیوی در بیماران دیابتی نوع دو با و بدون مصرف امپاگلیفلوزین است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی است که براساس اطلاعات مندرج در پروندههای بیماران مراجعهکننده به درمانگاههای بیمارستان امام خمینی و گلستان اهواز از مهر 1400 تا شهریور 1401 صورت گرفته است. بر این اساس 136 نفر فرد مبتلابه دیابت نوع دو، وارد مطالعه شدند، یک گروه بیمارانی که سه ماه امپاگلیفلوزین مصرف کردهاند و گروه دیگر بیمارانی که این درمان را دریافت نکردهاند. دادههای بیماران شامل کراتینین سرم، HBA1C، آلبومینوری، وزن، فشارخون، عوارض جانبی، استخراجشده و دادههای بیماران سه و شش ماه پس از دریافت امپاگلیفلوزین جمعآوری شدند.
یافتهها: در این مطالعه 56 (2/41%) مرد و 80 (8/58%) زن بودند. تغییرات eGFR (044/0P=) و (003/0p=)، HbA1C (014/0P=)، آلبومینوری (001/0=P) طی سه ماه و شش ماه و تغییرات فشارخون سیستولیک (020/0) طی سه ماه میان گروه دریافتکننده امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری متفاوت بوده، اما میان دو گروه از نظر تغییرات وزن طی سه ماه و شش ماه (97/0=P) و تغییرات فشارخون سیستولیک طی شش ماه (13/0=P) تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: مصرف امپاگلیفلوزین میتواند باعث بهبود عملکرد کلیه و کمتر شدن آلبومینوری شود.
سید احمد رضویزادگان، فاطمه افتخاریان، فاطمه رحمانیان، نوید کلانی،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: رتینوپاتی دیابتی بهعنوان یکی از عوامل اصلی نابینایی در جهان و یکی از علل از کار افتادگی در بیماران دیابتی بهشمار میآید. با این وجود تاکنون در ایران مطالعهای که به بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بپردازد انجام نگرفته است لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی با و بدون رتینوپاتی انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 183 نفر از بیماران دیابتی مراجعهکننده به کلینیک هنری شهرستان جهرم از مهر ماه تا بهمن ماه سال 1402 انجام شد. بیماران به دو گروه بیماران دیابتی بدون عارضه رتینوپاتی و بیماران دیابتی دارای عارضه رتینوپاتی تقسیمبندی شدند. ابزار گردآوری دادهها شـامل دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه کیفیت زندگی (DQOL-BCI) بود.
یافتهها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که بین بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی از نظر میانگین کیفیت زندگی، تفاوت معنادار وجود داشت (001/0>P). میانگین کیفیت زندگی در گروه بیماران دیابتی با رتینوپاتی (97/7±19/41) بالاتر از گروه بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی (37/7±22/37) بوده است. در بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بین میانگین کیفیت زندگی و متغیرهای دموگرافیک تفاوت معنادار وجود نداشت (001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیماران مبتلابه رتینوپاتی از کیفیت زندگی بالاتری نسبت به گروه بدون رتینوپاتی برخوردار هستند. این نتایج درحالی بهدست آمد که هیچ یک از متغیرهای دموگرافیک مانند سن، جنسیت، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات ارتباط معناداری با کیفیت زندگی این بیماران نداشتند.
احسان روشن نسب، فرزانه همتیان، احمد شمسی زاده حیات داودی، محمدرضا میرکریمی، محسن علی سمیر، ماندانا ایزدپناه،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقاومت به ونکومایسین در بخشهای مراقبتهای ویژه عوارض قابلتوجهی و هزینههای اضافی را به همراه دارد. باتوجه به نیاز به استفاده منطقی از این آنتیبیوتیک برای پیشگیری از رخداد مقاومت آنتی بیوتیکی، مطالعه حاضر بهمنظور ارزیابی چگونگی تجویز و الگوی مصرفی آنتیبیوتیک ونکومایسین در بیمارستان بزرگ فوق تخصصی اطفال طراحی شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی مقطعی دریک بازه زمانی سه ماهه (بهمن، اردیبهشت و خرداد) در سال ۱۴۰۰ در بزرگترین بیمارستان آموزشی ارجاعی تخصصی و فوق تخصصی اطفال در خوزستان (ابوذر اهواز) انجام شد. طی بازه زمانی سه ماهه تمام بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه و بخش عفونی با تجویز ونکومایسین وارد مطالعه شدند. تجویز ونکومایسین براساس آخرین ورژن Lexicomp ازWolters Kluwer و گایدلاین National Health Service (NHS) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از تعداد 91 بیمار بستری، در 3/70% تجویز ونکومایسین بدون انجام کشت آنتیبیوگرام براساس تجربه و در 7/29% براساس کشت آنتیبیوگرام بود. در 7/96% مدت زمان انفوزیون وریدی ونکومایسین با پروتکل مطابقت نداشت. در 8/8% عارضه Red Man Syndrome (سندرم مرد قرمز) مشاهده شد. در 9/65% دوز دارو براساس عملکرد کلیه (Glomerular filtration rate, GFR) صحیح و در 1/34% بدون توجه به عملکرد کلیه بیماران، دوز دارو تعیین شده بود.
نتیجهگیری: تقریبا نیمی از موارد تجویز ونکومایسین براساس دستورالعملها مناسب بود، تجویز آنتیبیوتیک برای اغلب بیماران براساس تجربه و بدون انجام تست آنتیبیوگرام بوده است. برنامههای پایش سطح سرم و آموزش مداوم پزشکی به پزشکان میتواند در مصرف منطقی آنتیبیوتیک موثر باشد.
محمد پارسا محجوب، ناصر کچوئیان، محمد حاجی آقاجانی، حسین آقامیری، آیناز صمدی، فاطمه امیدی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی قلب در برخی مواقع با پیامدهای مغزی مانند اختلالات شناختی همراه است. تشخیص عوامل مرتبط با اختلالات شناختی پس از جراحی در بیماران قلبوعروق در افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقای نتایج عمل مهم است. در مطالعه حاضر، فراوانی اختلالات شناختی و فاکتورهای موثر بر آن در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بررسی شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر که از مهر ماه سال ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۴۰۰ در بیمارستان امام حسین(ع) تهران انجام شد، تعداد 60 بیمار قلبوعروق تحت عمل جراحی بای پس قلبی به شیوه در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و متغیرهای حین عمل برای شرکتکنندگان در فرم جمعآوری داده ثبت شد. از پرسشنامه معاینه مختصر وضعیت شناختی تحت عنوان (Mini-Mental State Examination MMSE) برای بررسی فراوانی اختلالات شناختی و عملکرد ذهنی و شناختی در بیماران و عوامل موثر بر بروز آن استفاه شد..
یافتهها: نتایج نشان داد که 15% از شرکت کنندگان دچار اختلال شناختی شدند. جنسیت و سن از متغیرهای اثرگذار بر بروز اختلالات شناختی پس از عمل جراحی بایپس قلبی بود. فراوانی اختلالات شناختی در زنان 14 برابر بیشتر از مردان و در افراد مسن (65 سال و بالاتر) 5/6 برابر مشاهده شد. تزریق خون در زمان عمل و جهش بطنی کمتر از 40% از متغیرهای بالینی موثر بر بروز اختلالات شناختی در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بود.
نتیجهگیری: جراحی بایپس قلبی، ممکن است با بروز اختلالات شناختی در بیماران قلبی همراه باشد که که زنان و افراد مسن را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد.
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگومیر بیش از حد ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماریهای قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماریهای زمینهای بیماران بررسی شدند.
یافتهها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است بهطوریکه 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بیسواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تریگلیسرید و سابقه بیماری زمینهای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجهگیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تریگلیسرید پایینتر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینهای کمتری وجود داشت.
پوریا ادیبی، مهرداد صیادینیا، پرنیا دبیری، مجید وطنخواه، مهرداد ملکشعار، طیبه زارعی، بیبی منا رضوی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی اضطراب پیش از عمل باعث میشود که بیدردی بهتر در دوره پس از عمل و تجربه بهتر به بیمار ارائه شود. با این حال، تحقیقات کمی وجود دارد که کامل و دقیق علت و عوامل اضطراب را در این جمعیت بررسی کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل مرتبط با اضطراب در بیماران الکتیو چشم بیمارستان شهید محمدی بندرعباس میباشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 180 نفر از بیماران مراجعهکننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1402 انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل جنسیت، سن، علل اضطراب، میزان تحصیلات بیمار، سابقه قبلی انجام جراحی چشم، سابقه قبلی جراحیهای غیر چشم و ابتلابه سایر بیماریهای زمینهای، میباشد. میزان اضطراب در دو مرحله پیش و پس از عمل چشم براساس معیار سنجش اضطراب (Visual analogue scale for anxiety, VASA)، سنجیده شد.
یافتهها: عمده بیماران (8/52%) علت نامشخصی را بهعنوان عامل اضطراب زا ذکر کردند و کمترین فراوانی در میان علل اضطرابزای ذکر شده توسط بیماران ترس از مرگ در اثر جراحی بود. میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی غیرچشمی داشتند، به شکل معناداری کمتر بود. بیمارانی که علت نامشخص، خود جراحی و مشکلات مالی را بهعنوان علت اضطراب خود ذکر کردند به شکل معناداری اضطراب پیش از عمل و اضطراب پس از عمل بالاتری را تجربه کردند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی چشمی و غیرچشمی دارند به شکل معناداری کمتر است.
محمد حاجی آقاجانی، محمد پارسا محجوب، رضا میری، رکسانا صادقی، فاطمه امیدی، مریم روزیطلب،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات قلب در بارداری، بهویژه تغییرات سمت چپ قلب طی پژوهشهای مختلف ارزیابی شدهاند. با اینحال، تغییرات بطن راست به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تغییرات شاخص های اکوکاردیوگرافیک بطن راست در زنان باردار و زنان غیرباردار انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مورد-شاهدی انجام شد و 30 زن باردار در سه ماهه دوم سالم مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام حسین (ع) تهران با روش اکوکاردیوگرافی بررسی شده و نتایج آنها با 30 زن غیرباردار و سالم مقایسه شدند. مطالعه از فروردین 1402 الی فروردین 1403 انجام شد. دادههای زمینهای شامل سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی ثبت و مقایسه شدند. همچنین، شاخصهای آناتومیکی و عملکردی بطن راست ارزیابی و مقایسه شدند.
یافتهها: دو گروه مورد بررسی از نظر سنی مشابه، ولی وزن، قد و شاخص توده بدنی در دو گروه متفاوت بود، به طوری که وزن و شاخص توده بدنی در زنان باردار و قد در زنان غیرباردار بهطور معناداری بیشتر بود (05/0P<). مقایسه شاخصهای اکوکاردیوگرافیک نشان داد (Tricuspid regurgitation gradient, TRG) و (Fractional area change, FAC) در دو گروه بهطور معناداری متفاوت بود (در زنان باردار شاخص TRG بیشتر و شاخص FAC کمتر بود (05/0P<).
نتیجهگیری: شاخصهای FAC وTRG بهطور معناداری بین زنان باردار و گروه شاهد متفاوت بودند. توجه به تغییرات مقادیر طبیعی این متغیرها در زنان باردار میتواند در تسریع تشخیص اختلالات و پیشگیری از بروز وقایع قلبی حین بارداری مفید باشند.
الهام رجایی، فروغ نخستین، مائده اختلاط، نسرین مسیحپور، مریم دستورپور،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای التهابی خودایمنی اغلب با عوارض شدید و مزمنی همراه هستند و تقریبا 4/9%-6/7 از جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار میدهند. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی عوارض چشمی داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا در بیماران مبتلابه روماتیسم انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 122 بیمار مبتلابه بیماریهای روماتیسمی مورد بررسی قرار گرفتند که تحت درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا بودند و به بیمارستان گلستان اهواز در فاصله زمانی 1398 تا 1401 ارجاع شدند. عوارض چشمی پس از شش ماه درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا توسط چشم پزشک ارزیابی شد.
یافتهها: از 122 بیمار، 59 نفر (36/48%) به آرتریت روماتوئید و 36 نفر (51/29%) به اسپوندیلیت آنکیلوزان مبتلا بودند. در 38/7% از عوارض چشمی گزارش شده، یووئیت قدامی شایعترین عارضه (28/3%) بود. نوع داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا با بروز عوارض چشمی ارتباط معناداری نداشت و عوارض چشمی بیشتر در بیمارانی مشاهده شد که اتانرسپت مصرف میکردند، اما تفاوت معناداری در مصرف دو داروی دیگر مشاهده نشد (1/0=P). میانگین طول مدت بیماری در بیماران با عوارض چشمی بالاتر از گروه بیماران بدون عوارض چشمی بود (13/4±5/47 در برابر 58/2±3/22 سال) و (03/0=P). ارتباط معناداری بین طول مدت مصرف داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا و عوارض چشمی مشاهده نشد (66/0P=).
نتیجهگیری: باتوجه به بروز بیشتر عوارض چشمی در بیمارانی که داروی اتانرسپت مصرف میکردند و همچنین وجود ارتباط معنادار میان طول مدت بیماری با بروز عوارض چشمی، نظارت بر درمان طولانی مدت و فالوآپ بیماران روماتیسمی که داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا را مصرف میکنند از اهمیت بالایی برخوردار است.
ندا فرجی، محبوبه علیزاده، اصغر قربانی، حدیثه هوسمی رودسری، سمانه اکبرپور، محمد عارفی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف افزایش آمیلاز سرم در برخی بیماران مبتلا به کووید -19 به ویژه در موارد شدید بیماری گزارش شده است. این افزایش میتواند نشاندهنده درگیری پانکراس (پانکراتیت) ناشی از عفونت ویروسی نیز باشد. این مطالعه مقطعی با هدف ارزیابی نقش سطح آمیلاز سرم به عنوان نشانگر پیشآگهی در بیماران کووید-۱۹ انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت مقطعی توصیفی بر روی ۱۵۰ بیمار بستری شده با تشخیص قطعی کووید-۱۹ در بیمارستان بهارلو تهران طی دوره یکساله (تیر 1400-تیر 1401) انجام گردید. در این مطالعه، سطح آمیلاز سرم تمام بیماران در ۲۴ ساعت اول بستری با روش سنجش رنگسنجی اندازهگیری شد. معیار افزایش آمیلاز، سطحی بیش از سه برابر حد نرمال (بیشتر از ۳۰۰ واحد بر لیتر) در نظر گرفته شد. دادههای دموگرافیک، بالینی و پیامدهای درمانی شامل مدت بستری، نیاز به پذیرش در بخش مراقبتهای ویژه و مرگومیر ثبت گردید.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که ۳۰ بیمار (20%) سطح آمیلاز سرم بالا داشتند. این گروه در مقایسه با بیماران دارای سطح نرمال آمیلاز، میانگین مدت بستری طولانیتری داشتند (۱۴ روز در مقابل هشت روز، 003/0P=)، همچنین نرخ مرگومیر در گروه با آمیلاز بالا به طور معناداری بیشتر بود (15% در مقابل 5%، 02/0P=)، نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه نیز در این گروه بالاتر گزارش شد (۲۵% در مقابل ۱۰%، 01/0P=). تحلیل رگرسیون لجستیک چندمتغیره پس از تعدیل اثر سن، جنس و بیماریهای همراه نشان داد که سطح آمیلاز بالا به صورت مستقل با پیامدهای نامطلوب بالینی مرتبط است (OR=2.3, 95% CI:1.4-3.8).
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که اندازهگیری سطح آمیلاز سرم در بدو پذیرش میتواند بهعنوان یک نشانگر ساده و در دسترس برای شناسایی بیماران پرخطر مفید باشد. افزایش سطح آمیلاز در بیماران کووید -19 نشانه بیولوژیکی مهمی از درگیری چندارگانی (پانکراس و کلیه) و التهاب شدید است که با پیش آگهی بدتر و مرگومیر بالاتر مرتبط است. پایش این نشانگر میتواند به تصمیم گیری بالینی و بهبود پیامد کمک کند.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.
سحر کریمپور ریحان، مهسا عباسزاده، علیرضا استقامتی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هایپرتیروئیدی یا پرکاری تیروئید یکی از بیماریهای مهم غدد درونریز است که با افزایش فعالیت غده تیروئید و تولید بیش از حد هورمونهای تیروئیدی شناخته میشود. این هورمونها نقش اساسی در تنظیم متابولیسم بدن دارند، بنابراین افزایش آنها باعث بروز طیف وسیعی از علائم بالینی میشود. شایعترین نشانهها شامل اضطراب، بیقراری، کاهش وزن با وجود اشتهای طبیعی یا حتی افزایش یافته، تپش قلب، تعریق بیش از حد، لرزش ظریف دستها، اختلالات خواب و افزایش حساسیت به گرما هستند. در برخی بیماران، تغییرات خلقی مانند تحریکپذیری و عصبانیت نیز گزارش میشود. معاینه فیزیکی ممکن است رفلکسهای تاندونی سریع، تاکیکاردی، پوست مرطوب و نازک و در بسیاری از موارد وجود گواتر (بزرگی تیروئید) را نشان دهد. این بیماری در زنان شایعتر از مردان است و بیشترین بروز آن در سنین ۲۰ تا ۵۰ سالگی دیده میشود. پس از تایید پرکاری تیروئید، باید علت زمینهای تیروتوکسیکوز مشخص شود. شایعترین علت، بیماری گریوز است که بهعنوان یک اختلال خود ایمنی منجر به بزرگ شدن منتشر تیروئید و افزایش تولید هورمون میشود. پس از آن، گواتر مولتیندولار توکسیک و آدنوم توکسیک منفرد در رتبههای بعدی قرار دارند. برای تشخیص قطعی، آزمایشهای خون شامل اندازهگیری سطح TSH، T3 و T4 ضروری هستند. معمولا در هایپرتیروئیدی، سطح TSH بهطور غیرطبیعی پایین و سطوح T3 و T4 بالا است. در کنار این آزمایشات، سونوگرافی تیروئید برای بررسی ساختار غده و اسکن تیروئید برای تعیین نوع و شدت بیماری بهکار میروند. گزینههای درمانی متنوعی برای مدیریت پرکاری تیروئید وجود دارد. داروهای آنتیتیروئید مانند متیمازول یا پروپیلتیوراسیل بهطور مستقیم مانع سنتز هورمون میشوند. بتابلوکرها اغلب برای کنترل علائم قلبی و کاهش تپش قلب تجویز میگردند. ید رادیواکتیو یک روش درمانی رایج و موثر است که با تخریب بافت بیشفعال تیروئید باعث بهبود میشود. در موارد نادر یا در صورت عدم پاسخ به درمانهای دیگر، جراحی تیروئیدکتومی برای برداشتن بخشی یا کل غده انجام میگیرد. بهطور کلی، هایپرتیروئیدی یک بیماری قابل مدیریت است، اما نیاز به تشخیص دقیق، انتخاب روش درمانی مناسب و پیگیری منظم توسط پزشک متخصص دارد. همکاری بیمار با پزشک و پایبندی به درمان، نقش کلیدی در کنترل علائم و پیشگیری از عوارض طولانیمدت ایفا میکند. این مرور، به تشریح علائم، علل، روشهای تشخیصی و گزینههای درمانی اختصاص خواهد یافت.
مستانه مقتدری، حسین امیرزرگر، بهناز بازرگانی، آرش عباسی، داریوش فهیمی، فهیمه عسگریان،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال دریچه پیشابراه خلفی یکی از شایعترین علل اختلال مجاری ادراری انسدادی است. نوزادان مبتلابه این اختلال در مجموع سرانجام ضعیفی از نظر بیماریهای کلیوی دارند. هدف از این مطالعه بررسی سرانجام حداقل پنج ساله بیماران اختلال دریچه پیشابراه خلفی از جهت عملکرد کلیوی و بررسی کراتینین بهعنوان عامل پیشگویی کننده بر سرانجام این بیماران است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مطالعهی مقطعی و گذشتهنگر در مرکز طبی اطفال در سال 1400 انجام گرفت. بیماران با تشخیص اختلال دریچه پیشابراه خلفی تشخیص داده شده از فروردین 1390 تا اسفند 1394 که دارای حداقل پیگیری پنج ساله بودند وارد مطالعه شدند. نتایج بررسیهای آزمایشگاهی و سونوگرافی و پس از جراحی و همچنین در پیگیریهای مراجعات بعدی حداقل پنج ساله از پرونده استخراج شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 105 روز بود. شیوع بیماری مزمن کلیوی پس از پنج سال فالوآپ در بیماران اختلال دریچه پیشابراه خلفی حدود 9/9% تخمین زده شد. از بین 81 بیمار مورد بررسی یک نفر بهدلیل بیماری کلیوی فوت شد، یک نفر پیوند کلیه شد و سه نفر نیز بر روی درمان دیالیز بودند. با توجه به دادههای این مطالعه کراتینین پیش از جراحی بالای 15/1 میتواند با حساسیت 100% و ویژگی 75% احتمال وقوع بیماری مزمن کلیه در آینده را پیشگویی کند.
نتیجهگیری: یافتهها بر اهمیت ارزیابی دقیق و پایش مستمر عملکرد کلیهها در بیماران مبتلابه اختلال دریچه پیشابراه خلفی تاکید دارد. کراتینین پیش از جراحی میتواند بهعنوان یک فاکتور پیشگویی کننده در وقوع بیماری مزمن کلیه در بیماران با اختلال دریچه پیشابراهی مطرح شود.
نیلوفر شعشعانی، ودود جوادی پروانه، رضا شیاری، خسرو رحمانی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: واسکولیت وابسته به ایمونوگلوبولین A یا پورپورای هنوخ شوئن لاین یک واسکولیت سیستمیک عروق کوچک با رسوب ایمونوگلوبولین A (IgA) است که شایعترین واسکولیت دوران کودکی محسوب میشود. این بیماری طیف گستردهای از تظاهرات بالینی دارد که شایعترین آنها شامل راشهای جلدی، درگیری دستگاه گوارش، درگیری کلیوی و آرتریت است. اما تظاهرات صرفا محدود به موارد نامبرده نبوده و سایر ارگانهای بدن نیز میتوانند درگیر شوند. همزمانی پورپورای هنوخ شوئن لاین با برخی بیماریهای خود ایمن و خود التهابی گزارش شده است. بهطور خاص ارتباط آن با بیماری تب مدیترانهای فامیلی و بیماری التهابی روده در مطالعات مختلف مورد توجه قرار گرفته است. بیماران مبتلابه تب مدیترانهای فامیلی در صورت بروز هنوخ معمولا علایم التهابی بسیار شدیدتر و پر سر و صداتری نشان میدهند.
معرفی بیمار: بیمار دختر هفت ساله با تظاهرات اولیه بیماری هنوخ شوئن لاین پورپورا میباشد که بهدلیل علایم شدید گوارشی تحت بررسی تکمیلی قرار گرفت. در بررسیهای انجام شده همزمانی تب مدیترانهای فامیلی و بیماری التهابی روده در وی قطعی گردید و احتمال بهجت ناقص نیز مورد توجه قرار گرفت. در نهایت، بیمار با درمان دارویی مناسب تحت کنترل قرار گرفت.
نتیجهگیری: این گزارش نشان میدهد در کودکان مبتلابه هنوخ شوئن لاین پورپورا به ویژه در موارد شدید و عودکننده باید احتمال همراهی بیماریهای خودالتهابی و خود ایمنی مانند تب مدیترانهای فامیلی، بیماری التهابی روده و بهجت در نظر گرفته شود. پیگیری دقیق و چند رشتهای میتواند در تشخیص به موقع و انتخاب درمان مناسب نقش کلیدی ایفا کند.
ایوب توکلیان، شاپور بدیعی، مهدی محمدی، الهه پوراحمدی، سمانه صبوری، نوید کلانی، مهدی فروغیان،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه تطبیقی با هدف بررسی نیاز به مراکز هاسپیس برای بیماران مبتلابه بیماریهای حاد پیشرفته با امید به زندگی کمتر از شش ماه در ایران و بررسی تجربیات سایر کشورها انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مرور نظامند با جستجو در پایگاههای، اسکوپوس، پابمد و الزویر و موتور جستجوگر گوگل اسکالر در بازه زمانی دی ماه 1388 تا دی ماه 1401 و با کلیدواژههای مرتبط انجام و ۲۱ مقاله براساس معیارهای ورود انتخاب شدند. پس از انتخاب مقالات موضوعات هزینهها، منبع تامین مخارج، کاندیدهای دریافت خدمات، دیدگاه خانوادهها، کیفیت مراقبتهای نزدیک مرگ، کیفیت زندگی، کیفیت مرگ، خدمات ارائه شده، مداخلات درمانی انجام شده، محل مرگ، طول مدت اقامت از هر مقاله استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد استفاده از هاسپیس در اکثر موارد (شش مقاله از هفت مقاله بررسی کننده هزینه) منجر به کاهش هزینهها شد. منابع تامین مخارج عمدتا کمکهای خیریه و بودجه ملی بودند. تمام مقالات بهبود کیفیت مراقبت، کیفیت پایان زندگی و کیفیت مرگ را با استفاده از هاسپیس تایید کردند. خدمات ارائه شده شامل مدیریت علائم، تسکین درد، حمایت روانی-اجتماعی و مراقبت اقامتی موقت بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد مراکز هاسپیس میتوانند با کاهش هزینههای درمانی، کاهش مداخلات تهاجمی و ارائه مراقبتهای جامع جسمی و معنوی، کیفیت مراقبت، زندگی و مرگ بیماران واجد شرایط را بهبود بخشیده و رضایت خانوادهها را افزایش دهند.
اردشیر ابراهیمینژاد شاهرودی، عباس اخوان سپهی، آنا میفور، عباس یادگار، صدیقه مهرابیان،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
بیماری التهابی روده اختلال مزمن و عودکننده دستگاه گوارش است که با التهاب پایدار مخاط روده، اختلال در عملکرد سد اپیتلیال و ناهماهنگی سیستم ایمنی مشخص میشود. عوامل ژنتیکی، محیطی، میکروبیوم روده و پاسخهای ایمنی میزبان در ایجاد این بیماری نقش دارند. اختلال در سیگنالدهی سایتوکاینها موجب افزایش سایتوکاینهای پیشالتهابی مانند TNF-α، IL-1β، IL-6، IL-12 و IFN-γ شده و باعث آسیب بافتی، اختلال سد اپیتلیال و علائم بالینی شامل اسهال، خونریزی و کاهش وزن میشود. در مقابل، سایتوکاینهای ضدالتهابی از جمله IL-10، IL-35 و IL-37 پاسخهای التهابی را تعدیل کرده و هموستازی روده را حفظ میکنند. پروبیوتیکها، به ویژه گونههای لاکتوباسیلوس، درمانهای مکمل امیدوارکنندهای برای بیماری التهابی روده محسوب میشوند و میتوانند تعادل میکروبی روده، پاسخ ایمنی و عملکرد سد اپیتلیال را بهبود دهند. لاکتوباسیلوس برویس اثرات قابل توجهی در کاهش التهاب و تنظیم ایمنی نشان داده است. سویههای مختلف آن، از جمله AL0035، SBC8803، Bmb6، HY7401 وKU15152، با کاهش سایتوکاینهای پیشالتهابی، افزایش پروتئینهای اتصالات محکم مانند ZO-1، تنظیم پاسخهای Th1/Th2/Th17 و مهار مسیرهای NF-κB و MAPK، التهاب روده را کنترل میکنند. متابولیتهای آن، از جمله پلیفسفاتهای زنجیره بلند، فیبروز و آسیب اکسیداتیو اپیتلیوم را کاهش میدهند و حتی سویههای کشتهشده با حرارت اثرات محافظتی حفظ میکنند. مطالعات پیشبالینی نشان دادهاند که مصرف لاکتوباسیلوس برویس شاخص فعالیت بیماری و نفوذ سلولهای ایمنی را کاهش میدهد و ساختار اپیتلیال را حفظ میکند. شواهد بالینی محدود نیز حاکی از بهبود تنوع میکروبی، افزایش باکتریهای مفید و تعدیل سایتوکاینها است. در این مطالعه مروری برای نخستین بار اثرات مفید لاکتوباسیلوس برویس در بیماری التهابی روده برجسته شده و چشماندازهای بالینی و درمانی آن را بررسی شده است.