جستجو در مقالات منتشر شده


198 نتیجه برای ابراهیم

مریم تاجور، پریسا پورفرخ، نجمه بهمن‌زیاری، ابراهیم جعفری‌پویان، مریم نظری، حانیه سادات سجادی،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه، اعمال زیبایی به‌دنبال تغییر سبک زندگی و ارزش‌های اجتماعی موردتوجه مردم قرار گرفته‌اند. از ‌این ‌رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی نظر خبرگان درخصوص چالش‌‌ها و راهکارهای مدیریت اعمال یادشده در ایران انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه با 26 نفر از سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان خدمات جراحی زیبایی در شهر تهران از فروردین تا شهریور 1400 انجام شد. نمونه‌گیری از نوع هدفمند و گلوله ‌برفی بود. معیار ورود مصاحبه‌شوندگان به پژوهش، دانش و تجربه در موضوع و تمایل به مشارکت بود. مصاحبه‌ها به‌صورت نیمه‌ساختاریافته بوده و به‌صورت چهره‌ به‌ چهره یا تلفنی انجام گرفت. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از تحلیل موضوعی انجام شد.
یافته‌ها: چالش‌ها در چهار طبقه ارائه‌دهند‌گان خدمات (آموزش و پرورش نامناسب، ارائه‌دهندگان غیرمتخصص، مخاطرات اخلاقی، کاستی در نحوه نگارش قوانین و موثرنبودن فرآیند رسیدگی به شکایات)، گیرندگان خدمات (تحت‌تاثیر تبلیغات فریبنده قرارگرفتن، پایین‌بودن سطح سواد سلامت مردم و عدم‌سلامت روان)، محل ارائه خدمات (انجام اعمال جراحی در مکان‌های غیراستاندارد و یکپارچه نبودن نظام اطلاعات) و داروها، فرآورده‌‌ها و تجهیزات پزشکی (نظارت ناکافی بر تامین، توزیع و به‌کارگیری و نوسانات قیمت) دسته‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: اقدام اصلی موثر جهت رفع چالش‌ها، شامل تقویت نظارت متولی نظام سلامت با هماهنگی و همکاری درون و برون‌بخشی است. در این راستا، تدوین چارچوب‌های آموزشی، اخلاقی و حقوقی، تنظیم قوانین نظارتی، آگاه‌سازی جامعه، مصاحبه‌های بالینی و مشاوره‌های روانشناختی به‌ویژه پیش از جراحی زیبایی و استقرار سامانه یکپارچه پرونده الکترونیک سلامت توصیه می‌شود.

 
محسن ابراهیمی، زهرا ولی‌پور مقدم، سید علی آقاپور، اعظم رشید‌باغان،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: آسم یک بیماری التهابی مزمن مجاری هوایی است. تست‌های‌ گوناگون و پرسشنامه‌های‌ مختلفی برای پایش شدت بیماری آسم طراحی شده است. این مطالعه با هدف مقایسه بین دو پرسشنامه کنترل آسم به نام‌های ACQ و ACT-CHILD در کودکان مبتلا به آسم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی-توصیفی روی 92 کودک مبتلا به آسم مراجعه‌کننده به مرکز آموزشی‌درمانی طالقانی گرگان در سال 1402-1401 انجام شد. میزان کنترل آسم بیماران به دو روش آزمون ACT-CHILD و پرسشنامه ACQ سنجیده و مقایسه شد.
یافته‌ها: 84 کودک 11-4 سال و هشت کودک 16-12 سال به مطالعه وارد شدند. براساس پرسشنامه ACT-CHILD در (2/40%)37 نفر کودکان آسم کنترل‌شده، (46/44%)44 نفر آسم نسبتا کنترل‌شده و (20/15%)14 نفر آسم کنترل‌نشده بود. براساس پرسشنامه ACQ آسم کنترل‌شده در (5/18%)17 نفر، آسم نسبتا کنترل‌شده در (8/35%)33 نفر و آسم کنترل‌نشده در (7/45%)42 نفر از کودکان مشاهده شد. نتایج کنترل آسم براساس دو پرسشنامه اختلاف معنا‌داری با یکدیگر داشتند (001/0P<). توافق میان دو روش ACT-CHILD و ACQ در ارزیابی آسم کودکان در سطح ضعیفی بود (014/0P=، 157/0=κ). با این‌حال بین امتیازات دو پرسشنامه ACT-CHILD و ACQ همبستگی منفی و معنا‌داری مشاهده شد (001/0P<، 588/0r=) که پس از تفکیک بر‌مبنای رده سنی این همبستگی تنها در کودکان 11-4 سال تایید شد (001/0>P، 627/0r=).
نتیجه‌گیری: یافته‌های ما نشان دادند که توافق ضعیفی میان یافته‌های دو ابزار ACT-CHILD و ACQ در ارزیابی کنترل آسم وجود دارد. مطالعات بیشتر توصیه می‌شود.

 
فرهاد توکلی، ابراهیم اسپهبدی، عباس استاد علیپور،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: نشت مایع مغزی‌نخاعی (Cerebro-spinal fluid, CSF) به‌علت آسیب لایه دورامتر، به‌دنبال جراحی ستون فقرات از عوارض نادر این جراحی می‌باشد. یکی از روش‌های کنترل علایم آن در صورت شکست درمان‌های حمایتی تزریق خون بیمار به فضای اپیدورال (EBP) در سطوح مجاور محل نشت می‌باشد.
معرفی بیمار: بیمار خانم 56 ساله می‌باشد، که اردیبهشت 1402 به‌دنبال جراحی لامینکتومی مهره چهارم به‌علت هرنی دیسک بین مهره‌ای و تنگی فورامن کمری L4-L5، دچار لیک مایع مغزی‌نخاعی شده است. با‌توجه به وجود برش جراحی در محل لیک و عدم‌دسترسی به فضای اپیدورال از آن محل و علایم آزار دهنده در بیمار به همین دلیل از طریق فضای اپیدورال کودال و ارسال کاتتر به فضای L5، 17 سی‌سی خون به فضای مورد‌نظر تزریق شد.
نتیجه‌گیری: در موارد عدم‌امکان دسترسی به فضای اپیدورال با رویکرد اینترلامینار می‌توان از طریق فضای کودال با قرار دادن کاتتر اقدام به EBP نمود.

 
جواد علی‌پور، ریحانه عسکری کچوسنگی، زهرا ابراهیم‌آبادی، یعقوب شاوه‌ئی، محمد صادق ملک،
دوره 81، شماره 11 - ( بهمن 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اکثر کودکان مبتلا به فلج مغزی همی‌پلژی اختلالاتی مرتبط با اندام تحتانی مانند تعادل را تجربه می‌کنند که تاثیراتی بر کیفیت راه رفتن کودکان نیز می‌گذارد. با‌توجه به اهمیت تعادل، جهت مشارکت در فعالیت‌های روزمره زندگی، استفاده از روش‌های نوین توانبخشی عصبی مانند آینه‌ درمانی جهت بهبود تعادل بسیار حایز اهمیت است. هدف از انجام این مطالعه تعیین اثر بخشی آینه درمانی بر تعادل کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلژی 12-5 سال بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که از خرداد ماه 1400 الی مرداد ماه 1401روی 20 کودک مبتلا به فلج مغزی 12-5 ساله در شهر تهران انجام شده است. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (10 کودک) و درمان (10 کودک) قرار گرفتند. گروه درمان تحت 20 جلسه درمان طی چهار هفته قرار گرفتند. هر جلسه شامل 30 دقیقه درمان روتین و 15 دقیقه آینه درمانی بود. برای گروه کنترل نیز کنار درمان روتین به جای آینه درمانی، شم تراپی انجام شد. دو گروه در ابتدا و انتهای درمان تحت ارزیابی مقیاس تعادلی کودکان و آزمون بلند شدن و رفتن زمان‌دار قرار گرفتند.
یافته‌ها: بررسی نتایج نشان داد پیش از درمان تعادل دو گروه تفاوت معناداری نداشتند، اما نمرات تعادل ایستا و پویا گروه درمان پس از مداخله تفاوت معناداری با گروه کنترل داشت (05/0P<).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی‌پلژی، آینه درمانی به‌عنوان یک درمان مکمل میتواند بر تعادل پویا و ایستا تاثیر مثبتی داشته باشد.

 
نعیمه کلالی، سوگند میرشاه، محمد حسین ابراهیم‌زاده، بی‌بی فاطمه کلالی‌نیا، علی مرادی، آذر قریب، نفیسه جیرفتی،
دوره 81، شماره 12 - ( اسفند 1402 )
چکیده

بیش از نیم‌قرن است که از سیمان‌های استخوانی جهت محکم‌شدن مفاصل مصنوعی استفاده می‌شود. نقش اولیه سیمان استخوان پر کردن فضای آزاد بین پروتز و استخوان است که با ایجاد یک ناحیه الاستیک نیروهای وارد بر مفصل را جذب می‌کند. این امر علاوه بر تضمین پایداری ایمپلنت مصنوعی، بهبود استخوان آسیب‌دیده را نیز به همراه دارد. سیمان‌های استخوانی پلیمری از یک ماتریکس پلیمری به نام پلی‌متیل متاکریلات (PMMA) و یک مونومر مایع به نام متیل متاکریلات (MMA) تشکیل شده‌اند، در اثر ترکیب این دو جزء با هم واکنش پلیمریزاسیون رادیکال آزاد رخ می‌دهد و منجر به سخت‌شدن سیمان می‌گردد. خواص سیمان‌های استخوانی از جمله استحکام مکانیکی، زیست‌سازگاری و ویژگی‌های جابه‌جایی را می‌توان با ترکیب پارامترهای مؤثر در پلیمریزاسیون تنظیم کرد. سیمان‌های استخوانی سرامیکی، از ذرات سرامیکی مانند کلسیم فسفات و کلسیم سولفات تشکیل شده‌اند که در یک ماتریکس پلیمری پراکنده‌‌اند. ذرات سرامیکی استحکام مکانیکی و زیست فعالی را فراهم می‌کنند، درحالی‌که ماتریکس پلیمری خواص حمل‌ونقل سیمان را افزایش می‌دهد. ترکیب این مواد امکان ایجاد سیمانی را فراهم می‌کند که زیست‌سازگار، رسانای استخوانی و از نظر مکانیکی پایدار باشند. با پیشرفت مداوم در مواد زیستی، سیمان‌های استخوان سرامیکی و پلیمری می‌توانند انقلابی در زمینه جراحی ارتوپدی ایجاد کنند و نتایج عملکردی بیماران را بهبود بخشند. اخیراً، محققان جهت افزایش عملکرد سیمان‌های استخوانی و رفع محدودیت‌های فعلی در کاربردهای ارتوپدی، روی توسعه سیمان‌های استخوانی جدید با خواص بهبودیافته، مانند زیست‌فعالی، فعالیت ضدباکتریایی و قابلیت‌های انتقال دارو تمرکز کرده‌اند. در مطالعه پیش‌رو، به تفضیل به جزییات انواع سیمان‌های استخوانی، خواص مکانیکی، بیولوژیکی، ساختاری و نحوه‌ی بهینه‌سازی آنها می‌پردازیم.
 
آیدا اصغری، عباس وثوق مقدم، علی محمد مصدق‌راد، ابراهیم جعفری‌پویان،
دوره 82، شماره 2 - ( اردیبهشت 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تعامل و همکاری بین سازمان‌های ارائه‌دهنده مراقبت‌های سلامت به‌منظور یکپارچگی و بهبود کیفیت و عدالت در ارائه خدمات سلامت اهمیت پیدا کرده است و یکپارچگی به‌عنوان یک راه‌حل توسط سازمان بهداشت جهانی بیان شده است. هدف از این مرور شناسایی چالش‌ها و راهکارهای یکپارچگی در خدمات سلامت بود.
روش بررسی: این پژوهش با روش مرور حیطه‌ای از شهریور 1402تا فروردین 1403 انجام شده است. کلیه مقالات منتشر شده در زمینه یکپارچگی در نظام سلامت در بازه زمانی سال‌های 2000 تا 2024 میلادی در پایگاه‌های PubMed، Scopus و Web of Science و موتور جستجوگر Google Scholar با کلیدواژه‌های مناسب جستجو و جمع‌آوری شد. در نهایت، تعداد 27 مقاله انتخاب و با روش تحلیل چارچوب تحلیل شدند.
یافته‌ها: تعداد 46 چالش و 26 راهکار استخراج شده از مقالات در حوزه یکپارچگی در خدمات سلامت، براساس چارچوب بلوک‌های ساختاری WHO در پنج حوزه حاکمیت و رهبری، تامین مالی، نیروی انسانی، نظام اطلاعاتی و ارائه خدمت دسته‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: ادغام خدمات بهداشتی و درمانی مجموعه‌ای از چالش‌ها را متحمل می‌شود که عمدتاً شامل فقدان قوانین و مقررات برای فرآیندهای مشارکتی و ضعف در برنامه‌ریزی، کمبود منابع مالی، مقاومت ارائه‌دهندگان و کارکنان در برابر تغییرات و عدم نیازسنجی است که نیازمند راه حل‌های نوآورانه است. پرداختن به مسائلی مانند تجزیه و تحلیل قدرت- منفعت ذینفعان، قابلیت همکاری و به اشتراک‌گذاری داده‌ها و تنظیم برنامه‌ها و قوانین در میان ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند برای یکپارچگی موفقیت‌آمیز ضروری باشد.

 
شهره بهروز، علیرضا ابراهیمی، احسان موسی فرخانی،
دوره 82، شماره 2 - ( اردیبهشت 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان از مهمترین سرطان‌های زنان است. باتوجه به اهمیت برنامه‌ریزی صحیح به‌منظورحفظ و ارتقاء سلامت جسمی، روحی و روانی جمعیت آسیب‌پذیر زنان، مطالعه حاضر با هدف بررسی مطالعات کارآزمایی بالینی انجام شده در زمینه تاثیرات خنده در ارتقاء سلامت زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: در این مرورسیستماتیک، به‌منظور دستیابی به مقالات مرتبط از پایگاه داده‌های فارسی و انگلیسی SID،Magiran ، Cochrane PubMed ، Scopus و Science direct استفاده شد. برای جستجوی مقالات از کلیدواژههای شوخی‌درمانی، خنده‌درمانی، سرطان‌پستان، Humor therapy، Laughter therapy و Breast Cancer با همه ترکیبات احتمالی کلمات، استفاده شد. تمامی مقالات در فاصله-زمانی بهمن 1386 تا بهمن 1401 مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت ارزیابی کیفیت مقالات از معیار جداد استفاده شد.
یافته‌ها: از میان 975 مقاله در جستجوی اولیه، 525 مقاله به‌علت تکراری‌بودن عنوان و 442 مقاله به‌دلایلی مانند عدم اختصاص شوخی‌درمانی در سرطان پستان و عدم اجرای برنامه مداخله‌ای شوخی و خنده حذف شدند و در نهایت تعداد هشت مقاله که نمره جداد بالاتر از سه کسب نمودند، وارد مرور سیستماتیک شدند. نتایج مطالعات نشان داد که خندهدرمانی در بهبود کیفیتزندگی، بهبود ابعاد مختلف سلامت روان، کاهش احساسات منفی، تقویت احساسات مثبت و خستگی نقش موثری داشته است، درحالی‌که بر درماتیت ناشی از رادیوتراپی و فعالیت سلول‌های ایمنی و سطح سرمی کورتیزول تاثیر غیرمعناداری داشته است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به تاثیر مثبت خنده‌درمانی، توصیه می‌شود مدیران پرستاری و روان‌شناسان، از این مداخله آسان، مفرح، بدون عارضه و در دسترس در راستای بهبود وضعیت سلامت جسمی و روانی و عاطفی زنان مبتلا به سرطان‌پستان استفاده کنند.

 
سیده رویا موسوی، پروانه ابراهیم‌زاده، سپیده یزدان‌پناه، نسیم‌السادات موسوی، منصور دیلمی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران معتاد دارای مقاومت بیشتری در برابر داروهای بی‌حس‌کننده موضعی به هنگام استفاده از آنها جهت انجام بلوک‌های عصبی محیطی و مرکزی می‌باشند. خارش ناشی از مخدرها ممکن است ژنرالیزه باشد و اغلب اندکی پس از تزریق اتفاق می‌افتد. این مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان خارش ناشی از تزریق اینتراتکال فنتانیل در افراد معتاد به تریاک که تحت جراحی‌های الکتیو ارتوپدی اندام تحتانی با بی‌حسی نخاعی قرار گرفته‌اند، طراحی و پایه‌ریزی شد.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دو سوکور بر روی 68 بیمار کاندید جراحی‌های الکتیو ارتوپدی اندام تحتانی تحت بی‌حسی نخاعی مراجعه‌کننده به بیمارستان پنج آذر گرگان در سال 1402 انجام گردید. بیماران با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه، مداخله (گروهی از افراد معتاد که برای انجام بی‌حسی نخاعی مارکائین اینتراتکال به‌همراه فنتانیل دریافت کردند) و کنترل (گروهی از افراد معتاد که برای انجام بی‌حسی نخاعی تنها مارکائین اینتراتکال دریافت نمودند)، تقسیم شدند. میزان خارش، تهوع و استفراغ در هر دو گروه سنجیده شد.
یافته‌ها: از نظر سن، جنسیت و BMI بین دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معناداری وجود نداشت. میزان بروز تهوع و استفراغ ما بین دو گروه تفاوت آماری معنادار وجود نداشت. بروز خارش در گروه بوپیواکائین صفر و در گروه فنتانیل و بوپیواکائین 6/17% بود که 3% از آنها نیاز به تجویز داروی ضدخارش جهت درمان وجود داشت (25/0P=).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با توجه به پایین بودن بروز عارضه خارش در گروه استفاده از فنتانیل به همراه بوپیواکائین، استفاده از آن در افراد با اعتیاد مخدر سودمند می‌باشد.

 
حمید رضا مهریار، محمد رضا حسینی آذر، افشین ابراهیمی، امید گرکز،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: گرچه سیستم تنفسی به‌عنوان ارکان اصلی درگیری در بیماری کووید-۱۹ می‌باشد، با این وجود گزارش‌هایی از درگیری دیگر ارگان‌ها و علائم کمتر آنها شایع شده است. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی علائم گوارشی بیماران مبتلا به کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت توصیفی- مقطعی بر روی تمام بیماران با تشخیص کووید-19 بستری در بیمارستان امام‌خمینی در فروردین لغایت شهریور 1400 به‌روش سرشماری انجام شد که داده‌ها با استفاده از چک‌لیستی که شامل اطلاعات دموگرافیک بود جمع‌آوری شد داده‌ها بعد جمع‌آوری وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 2580 بیمار بستری 54% زن و 46% مرد بودند و میانگین سنی بیماران 67/58±68/17 بود. بیشترین فراوانی افراد در بازه سنی 59-40 سال (۹۲۵ نفر) بود. %۶۴ از بیماران حداقل یک علامت گوارشی داشتند. بی‌اشتهایی %۴۰ با ارجحیت مردان (%۵۷) و بیشترین فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۴۳۰ نفر)، خونریزی گوارشی %۱۰ با ارجحیت مردان (%۸۰) و بیشترین فراوانی در بازه سنی ۷۹-۶۰ سال (۱۱۲) نفر، درد شکم ۸% با ارجحیت زنان (%۶۵) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 40-59 سال (۶۵ نفر)، استفراغ ۳% با ارجحیت زنان (%۵۱) با ارجحیت فراوانی در بازه سنی 80-99 سال (۵۸ نفر) بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های حاصل از این مطالعه نشان داد که بیماری کووید-۱۹ نه تنها می‌تواند سیستم تنفسی بلکه می‌تواند سیستم گوارشی را در سیر و یا ابتدای بیماری درگیر کند.

 
کاظم کاظم‌نژاد، پروانه ابراهیم‌زاده، سیده رویا موسوی، منصور دیلمی،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: لرز یکی از عوارض ناشی از بیهوشی می باشد که هم در بیهوشی عمومی و هم در بیهوشی رژیونال رخ می‌دهد. کتامین به‌عنوان آنتاگونیست گیرنده ان متیل دی آسپارتات با کاهش توزیع حرارت مرکزی به محیط ممکن است از لرز پس از بی‌حسی نخاعی جلوگیری کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی کتامین در پیشگیری از بروز لرز پس از بی‌حسی نخاعی در عمل‌های جراحی ارتوپدی اندام تحتانی می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سویه‌کور بر روی 60 بیمار کاندید عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعه‌کننده به بیمارستان پنج آذر گرگان در سال 1402 صورت گرفت. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه مساوی کتامین (mg/kg 25/0) و کنترل (پلاسبو) تقسیم شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل یک چک‌لیست حاوی اطلاعات، سن، جنس، فشار متوسط شریانی، درصد اشباع اکسیژن شریانی، ضربان قلب، لرز و هالوسینیشن (توهم) می‌باشد.
یافته‌ها: میزان بروز لرز پس از بی‌حسی نخاعی در بین بیماران با دریافت کتامین پروفیلاکتیک 33/13% و در بیماران با دریافت دارونما 40% بود. میزان بروز توهم در گروه کتامین 67/26% بود. میزان بروز تهوع و استفراغ در هر دو گروه مشابه بود. براساس این مطالعه بین دو گروه از نظر پارامترهای همودینامیک شامل؛ فشار متوسط شریانی، ضربان قلب، سطح اکسیژن خون شریانی، تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: میزان بروز لرز در بی‌حسی نخاعی در استفاده پیشگیرانه از کتامین موثرتر از دارونما بوده است. با توجه به موثر بودن کتامین در کاهش بروز لرز، استفاده از آن به‌عنوان پیشگیری جهت کاهش بروز لرز پیشنهاد می‌گردد.

 
زینب خزاعی شیر، سمیرا ابراهیم‌زاده ذگمی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: از مراحل پر اهمیت در زندگی زنان، دوره یائسگی می‌باشد. پیش‌بینی شده تعداد زنان یائسه درجهان تا سال 2030 به 2/1 میلیارد نفر برسد. مهم است زنان در این سال‌ها مانند سال‌های باروری سالم زندگی کنند. از اصلی‌ترین نیازهای روانی انسان‌ها شادمانی می‌باشد. بر طبق مطالعات، شادمانی در دوره یائسگی کاهش می‌یابد. در نتیجه باتوجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر شادمانی در زنان یائسه انجام شد.
روش بررسی: جهت تدوین این مقاله مروری، جستجوی مقالات با استفاده از کلید واژه‌های شادمانی، یائسگی، زنان میانسال و معادل انگلیسی آنها, در پایگاه‌های اطلاعاتی انگلیسی یا فارسی زبان انجام شد. در ابتدا 125 مقاله یافت شد. از جمله معیارهای ورود، کلیه مطالعاتی بودند که عوامل موثر بر شادمانی را در یائسگی بررسی نموده بودند. مطالعات موردبررسی شامل مطالعات مروری، مقطعی، توصیفی و کارآزمایی بالینی بودند که در نهایت از داده‌های 29 مقاله استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر منجر به دسته‌بندی عوامل موثر بر شادمانی زنان یائسه در پنج دسته کلی گردید. دسته اول عوامل جسمی (از جمله عدم‌وجود علایم وازوموتور، بیماری‌های قلبی عروقی، آرتروز، پوکی استخوان، اختلال روان تنی و داشتن وضعیت مطلوب سلامتی) می‌باشد. دسته دوم عوامل روانشناختی (از جمله عدم‌وجود افسردگی و اضطراب، داشتن نگرش مثبت به یائسگی، خوش بینی، عزت نفس و تاب‌آوری) است. دسته سوم عوامل اجتماعی از جمله (حمایت اجتماعی خانواده و دوستان، ارتباط موثر با همکاران) است. دسته چهارم عوامل اقتصادی (از جمله تغییرات شغلی و بازنشستگی، سطح درآمد مطلوب و عدم‌وقوع بحران‌های مالی) است. دسته پنجم سبک زندگی (غیرسیگاری بودن، داشتن فعالیت جسمانی و ورزش منظم، رضایت از روابط زناشویی و مهارت مدیریت استرس و دمنوش‌های گیاهی) می‌باشد.
نتیجه‌گیری: به منظور بهبود و ارتقای شادمانی زنان یائسه همه عوامل جسمی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و سبک زندگی دارای اهمیت می باشد.

 
ابراهیم پیری، امیرعلی جعفرنژادگرو، آندرس استالمن،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده

سردبیر محترم
بازسازی رباط صلیبی قدامی (Anterior cruciate ligament reconstruction, ACL) یکی از مهمترین مداخلات برای ورزشکارانی است که قصد دارند به سطح عملکرد قبلی خود بازگردند.1 با این حال، موفقیت این عمل جراحی نه تنها به تکنیک جراحی بلکه به پروتکل‌های بازتوانی پس از عمل وابسته است. با این‌ که تکنیک‌های بازسازی ACL به‌طور قابل‌توجهی پیشرفت کرده‌اند، پروتکل‌های نامنسجم بازتوانی اغلب نتایج عملکردی را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
براساس شواهد اخیر و تجربه بالینی، پژوهشگران این مطالعه مایل هستند یک پروتکل بازتوانی ساختاریافته و مبتنی بر شواهد را پیشنهاد دهند که می‌تواند روند بهبود را بهینه کرده و بازگشت ایمن به ورزش را تسهیل کند.4-2
1- فاز اولیه (هفته‌های یک تا چهار): تحرک کنترل‌شده و مدیریت تورم تاکید بر تحمل وزن به محض امکان، برای تقویت ترمیم مفصل و جلوگیری از تحلیل عضلات، آغاز تمرینات زنجیره بسته (مانند اسکوات‌های کوچک) برای بهبود فعال‌سازی عضلات چهارسر بدون ایجاد نیروهای برشی روی گرافت، استفاده از سرما ‌درمانی و فشار برای مدیریت تورم پس از عمل.    2- تقویت و کنترل عصبی-عضلانی (هفته‌های 5 تا 12): پیشرفت به سمت تمرینات زنجیره باز با مقاومت، در‌حالی‌که از گرافت محافظت می‌شود (مثلا محدود کردن اکستنشن زانو بین 30 تا صفر درجه در ابتدا). معرفی تمرینات حس عمقی (مانند تخته تعادل و ایستادن روی یک پا) برای تقویت کنترل عصبی-عضلانی. آغاز فعالیت‌های هوازی با ضربه کم مانند دوچرخه‌سواری یا شنا برای بهبود ظرفیت قلبی-عروقی بدون فشار زیاد روی مفصل.         3- تمرینات پلایومتریک و پویا (ماه‌های سه تا شش): گنجاندن تمرینات ورزشی خاص که حرکات دنیای واقعی مانند پرش و چرخش را شبیه‌سازی می‌کنند، با افزایش تدریجی شدت.
نظارت بر تقارن اندام‌ها و پایداری پویا زانو با استفاده از ارزیابی‌های عملکردی. آغاز آزمایش‌های ایزوکینتیک برای ارزیابی نقص‌های قدرت و رفع عدم‌تعادل بین اندام‌ها. 4- فاز بازگشت به ورزش (پس از ماه ششم): انجام آزمایش‌های عینی، از جمله تست‌های پرش، ارزیابی‌های قدرت و ابزارهای غربالگری عملکردی برای تعیین آمادگی ورزش.
آموزش ورزشکاران در مورد اهمیت گرم کردن‌های عصبی-عضلانی برای پیشگیری از آسیب مجدد (مانند برنامهFIFA 11+). بازگشت تدریجی به ورزش تحت راهنمایی یک تیم چندرشته‌ای، شامل فیزیوتراپیست‌ها و روانشناسان ورزشی. مطالعات اخیر نشان می‌دهند که بازگشت زودهنگام به ورزش می‌تواند خطر آسیب مجدد را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. بنابراین، پایبندی به پیشرفت مبتنی بر معیارها به جای نقاط عطف زمانی ضروری است. ورزشکاران باید حداقل 90% تقارن قدرت را به‌دست آورده و تمام ارزیابی‌های عملکردی را پیش از بازگشت به فعالیت‌های پرخطر پشت سر بگذارند. در نتیجه، یک پروتکل بازتوانی علمی و فردی برای بهینه‌سازی نتایج پس از بازسازی ACL بسیار ضروری است. همکاری میان جراحان، فیزیوتراپیست‌ها و ورزشکاران می‌تواند بازگشت ایمن و کارآمد به ورزش را تضمین کند، عوارض بلندمدت را به حداقل برساند و بهبود عملکردی را به حداکثر برساند. این پروتکل مبتنی بر معیار، با تاکید بر تقارن قدرت و تست‌های عملکردی، می‌تواند به بازگشت ایمن و موثر به ورزش کمک کند و خطر آسیب مجدد را کاهش دهد.

 
نازیلا فرنوش، عبدالرضا روئین‌تن، سید ابراهیم حجازیان، خدیجه ازوجی، فاطمه عبدالله گرجی، صدراله معتمد،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ماموپلاستی کاهنده که به دلایل طبی و یا دلایل زیبایی انجام می‌گیرد، با تکنیک‌های مختلفی قابل‌انجام است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه نتایج حاصل از جراحی ماموپلاستی ورتیکال به روش تی معکوس و روش پرس کردن انجام شد.‌‌
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشته‌نگر، نمونه‌ای شامل 58 بیمار مراجعه‌کننده به مرکز آموزشی درمانی ۱۵ خرداد برای عمل جراحی ماموپلاستی کاهنده مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران از جراحی فالوآپ شدند و فتوگرافیسم انجام شده براساس معیار ونکور و معیار ارزیابی اسکار بیمار-مشاهده‌گر POSAS بررسی گردید.
یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده نشان داد که سن، شاخص توده بدنی و وزن رزکسیون بین گروه‌های اینسیزیون تی معکوس و روش پرس کردن اختلاف معناداری از نظر آماری نداشتند. اما مدت زمان جراحی (دقیقه)، در گروه تی معکوس طولانی‌تر از روش پرس بود که از نظر آماری معنادار بود. میزان اسکار پس از جراحی با استفاده از معیار ارزیابی اسکار بیمار-مشاهده گر POSAS از نظر عوارض قرمزی، ترشح و خارش در دو گروه اختلاف معنادار نداشتند میزان اسکار پس از جراحی با استفاده از معیار ونکوور از نظر هایپر و هایپوپیگمانتاسیون، وسکولاریته و رضایتمندی مقیاس عالی و متوسط اختلاف معنادار نداشتند اما از نظر انعطاف پذیری و ارتفاع زخم در گروه پرس بیشتر بود و اختلاف معنادار داشتند.
نتیجه‌گیری: ماموپلاستی به روش تی معکوس، زمان عمل طولانی‌تری داشت ولی رضایتمندی البته فقط در مقیاس خوب، در این روش بیشتر بود. انعطاف پذیری و ارتفاع زخم در گروه پرس کردن بیشتر بود.

 
فرهاد توکلی، ابراهیم اسپهبدی،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده

سردبیر محترم
یکی از مهمترین نکاتی که در علم احیا مورد توجه می‌باشد جلوگیری از آسیب دیدن فرد کمک رسان هنگام مواجهه با مصدوم، به‌علت وجود شرایط خطرساز پیرامون می‌باشد. در دستورالعمل‌های ذکر شده، در هنگام مواجهه با مصدوم ابتدا امنیت صحنه حادثه از نظر خطرات شیمیایی و الکتریکی بررسی گردیده و سپس به ارزیابی هوشیاری بیمار پرداخته ‌شود. روش ارزیابی هوشیاری ابتدا شامل تحریک شنوایی با صدای بلند است و پس از آن، تحریک پوستی با حرکت دادن هر دو شانه‌ی بیمار با کف هر دو دست انجام می‌شود.1 گاهی علت آسیب‌دیدگی افراد در حوادث الکتریکی می‌تواند به خطرات الکتریکی محیط کار یا تخت‌های پزشکی مرتبط باشد که تجهیزات الکتریکی در آنها وجود دارد.2 در حال حاضرجهت بررسی هوشیاری بیمارتحریک پوستی شانه با دو دست انجام می‌گردد، که احتمال به‌وجود آمدن یک حلقه الکتریکی در بدن کمک‌رسان و در نتیجه آسیب به او می‌باشد.
با توجه به اینکه قسمت‌های بازو و ساعد دارای عضلات فلکسور می‌باشند، لذا در هنگام تحریک الکتریکی عضلات فلکسور، بازو و انگشتان جمع می‌شود و با تحریک عضلات اکستانسور، مفصل آرنج بازمی‌گردد. لذا اگر کف دست فرد کمک‌رسان متصل به بیمار باشد و عضلات فلکسور فعال گردد احتمال کشیده شده شخص کمک‌رسان به سمت مصدوم و درگیر شدن بیشتر با مصدوم و آسیب دیدن شخص وجود دارد. لذا در صورت لمس بیمار با پشت دست، در صورت تحریک عضلات فلکسور، دست کمک‌رسان از بیمار به‌طور غیر ارادی جدا می‌شود و فرد کمک‌رسان از مصدوم جدا می‌شود و با تحریک عضلات اکستانسور و با باز شدن مفصل آرنج، فرد کمک رسان از مصدوم جدا می‌شود. نکته دیگر اینکه کاهش سطح هوشیاری در بعضی افراد به‌علت مشکلات مغزی باشد، و در اغلب این مشکل با علائم یک‌طرفه بروز می‌کند و احتمال از بین رفتن حس لمس یک نیمه بدن وجود دارد و طرف دیگر سالم باقی بماند. لذا در صورت نیاز به تحریک پوستی از تحریک لمسی دو طرفه استفاده گردد.
نتیجه‌گیری، جهت جلوگیری از آسیب رسیدن به فرد کمک‌رسان در موارد اورژانسی، پیشنهاد می‌گردد که بررسی سطح هوشیاری پس از تحریک صوتی با قسمت خلفی کف یک دست به شانه‌های بیمار به شکل جداگانه تحرک پوستی وارد نموده و هوشیاری بررسی گردد.

 
فرحناز بیداری زره‌پوش، مهدیه صفاری، شهرام ثابتی، کاوه ابراهیم‌زاده، محبوبه طاهری،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای ACTH، KI67، CAM5.2، GH، PRL، FSH، LH، TSH در نمونه پاتولوژی بیماران مبتلابه تومور نوراندوکرین هیپوفیز با رنگ آمیزی IHC انجام شد.
روش بررسی: کلیه بیماران مبتلا به PitNETs که از سال 1399 تا سال 1401 در بیمارستان لقمان مورد جراحی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. لام های تهیه شده، با رنگ امیزی IHC آماده و مارکرهای ACTH، KI67 ،CAM5.2 ،GH ،PRL ،FSH  ،LH ،TSH  مورد ارزیابی قرار گرفت. برای 16 بیمار با مارکرهای اولیه بررسی شده منفی رنگ آمیزی IHC برای transcription factor های SF1-PIT1-TPit گذاشته شد.
یافته‌ها: 424 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران مورد بررسی به ترتیب 7/43 و 7/13 سال بود. مارکرهای LH و FSH دارای بیشترین و مارکر TSH دارای کمترین نسبت موارد مثبت بوده‌اند. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در مردان به‌صورت معناداری از زنان بیشتر و برعکس، امکان مثبت شدن مارکرهای GH و ACTH در زنان به‌طور معناداری از مردان بیشتر است. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در بیماران بالای 40 سال به‌صورت معناداری از بیماران40 سال و کمتر بیشتر و برعکس امکان مثبت شدن مارکرهای GH و PRL در بیماران 40 سال و کمتر به‌طور معناداری از بیماران بالای 40 سال بیشتر است. اکثر موارد (3/66%) در طول دوره پیگیری درمان شده‌اند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که شناخت پاتولوژیک دقیق تومورها نقش مهمی در انتخاب روش درمانی، به‌ویژه درمان دارویی و جراحی، دارد و می‌تواند به بهبود مدیریت بیماران منجر شود.

 
رامیار رحیمی دره‌باغ، ابراهیم خواجه، دائم روشنی، فرهنگ صفرنژاد،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت‌های محل جراحی یکی از عوارض شایع و مهم هستند که همواره هزینه و مشکلات فراوانی را ایجاد می‌کنند. روش‌ها و اقدامات فراوانی برای کاهش آن در دست اجرا و بررسی می‌باشد. یکی از شیوه‌های کاهش آن کم کردن بار میکروبی با استفاده از مواد آنتی‌سپتیک برای سطح پوست می‌باشد که در این مطالعه تأثیر دوش کلرهگزیدین مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام در سال 1398 و در بیمارستان کوثر سنندج انجام انجام گردید. این مطالعه به‌صورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام گرد. 300 نفر بیماری که جهت انجام عمل جراحی الکتیو هرنی اینگوینال مراجعه کرده بودند در سه گروه 100 نفره تقسیم شدند. گروه مداخله، شب پیش از عمل دوش محلول کلرهگزیدین 4% دریافت کرد. گروه کنترل 1، حمام با شوینده‌های معمول دریافت نمود و گروه کترل 2، هیچگونه استحمامی نکرد. بیماران تا 30 روز پس از عمل جراحی از نظر بروز (Surgical site infections, SSI) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: از 300 بیماری که در این مطالعه تحت عمل جراحی قرار گرفتند، 12 نفر (4%) دچار SSI از نوع سطحی شدند. از این تعداد یک نفر در گروه مداخله، سه نفر در گروه کنترل یک و هشت نفر در گروه کنترل دو بودند. مقایسه بین بروز عفونت در سه گروه نشان داد این تفاوت از نظر آماری معنادار می‌باشد (034/0P=).
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه انجام دوش کلرهگزیدین می‌تواند در کاهش بروز SSI مؤثر باشد.

 
اردشیر ابراهیمی‌نژاد شاهرودی، عباس اخوان سپهی، آنا میفور، عباس یادگار، صدیقه مهرابیان،
دوره 83، شماره 7 - ( مهر 1404 )
چکیده

بیماری التهابی روده اختلال مزمن و عودکننده دستگاه گوارش است که با التهاب پایدار مخاط روده، اختلال در عملکرد سد اپیتلیال و ناهماهنگی سیستم ایمنی مشخص می‌شود. عوامل ژنتیکی، محیطی، میکروبیوم روده و پاسخ‌های ایمنی میزبان در ایجاد این بیماری نقش دارند. اختلال در سیگنال‌دهی سایتوکاین‌ها موجب افزایش سایتوکاین‌های پیش‌التهابی مانند TNF-α، IL-1β، IL-6، IL-12 و IFN-γ شده و باعث آسیب بافتی، اختلال سد اپیتلیال و علائم بالینی شامل اسهال، خونریزی و کاهش وزن می‌شود. در مقابل، سایتوکاین‌های ضدالتهابی از جمله  IL-10، IL-35  و IL-37 پاسخ‌های التهابی را تعدیل کرده و هموستازی روده را حفظ می‌کنند. پروبیوتیک‌ها، به ویژه گونه‌های لاکتوباسیلوس، درمان‌های مکمل امیدوارکننده‌ای برای بیماری التهابی روده محسوب می‌شوند و می‌توانند تعادل میکروبی روده، پاسخ ایمنی و عملکرد سد اپیتلیال را بهبود دهند. لاکتوباسیلوس برویس اثرات قابل توجهی در کاهش التهاب و تنظیم ایمنی نشان داده است. سویه‌های مختلف آن، از جمله AL0035، SBC8803، Bmb6، HY7401  وKU15152، با کاهش سایتوکاین‌های پیش‌التهابی، افزایش پروتئین‌های اتصالات محکم مانند ZO-1، تنظیم پاسخ‌های Th1/Th2/Th17 و مهار مسیرهای NF-κB و MAPK، التهاب روده را کنترل می‌کنند. متابولیت‌های آن، از جمله پلی‌فسفات‌های زنجیره بلند، فیبروز و آسیب اکسیداتیو اپیتلیوم را کاهش می‌دهند و حتی سویه‌های کشته‌شده با حرارت اثرات محافظتی حفظ می‌کنند. مطالعات پیش‌بالینی نشان داده‌اند که مصرف لاکتوباسیلوس برویس شاخص فعالیت بیماری و نفوذ سلول‌های ایمنی را کاهش می‌دهد و ساختار اپیتلیال را حفظ می‌کند. شواهد بالینی محدود نیز حاکی از بهبود تنوع میکروبی، افزایش باکتری‌های مفید و تعدیل سایتوکاین‌ها است. در این مطالعه مروری برای نخستین بار اثرات مفید لاکتوباسیلوس برویس در بیماری التهابی روده برجسته شده و چشم‌اندازهای بالینی و درمانی آن را بررسی شده است.

حسین ماجدی، ابراهیم اسپهبدی، سیده فاطمه حسینی نژاد، مهشید وزیری، فاطمه جواهرفروش‌زاده، محبوبه رشیدی، روزبه امیری مطلق،
دوره 83، شماره 7 - ( مهر 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: درد پس از عمل یکی از چالش‌های مهم در بهبود بیماران پس از جراحی‌های شکمی از جمله کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک محسوب می‌شود. کنترل ناکافی درد می‌تواند موجب افزایش مصرف مخدرها، تاخیر در ترخیص و کاهش رضایت بیمار شود. از این رو، استفاده از داروهای کمکی بیهوشی با اثرات ضد درد موثر و عوارض کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف مقایسه اثر کتامین و دکسمدتومیدین حین عمل بر شدت درد پس از جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بود که روی ۲۵۲ بیمار کاندید جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک از فروردین 1402 تا شهریور 1403 در بیمارستان گلستان اهواز انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه کتامین، دکسمدتومیدین و کنترل تقسیم شدند. گروه کتامین انفوزیون mg/kg/h 5/0، گروه دکسمدتومیدین انفوزیون μg/kg/min 6/0 و گروه کنترل نرمال سالین دریافت کردند. شدت درد با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری (VAS score) در ساعات یک، شش، 12 و 24 پس از عمل اندازه‌گیری شد. همچنین پارامترهای همودینامیک بیماران در طول مطالعه ثبت گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات VAS در گروه کتامین در تمامی زمان‌های ارزیابی به طور معناداری کمتر از گروه دکسمدتومیدین و گروه کنترل بود (001/0P<). هر دو دارو نسبت به گروه کنترل موجب کاهش قابل توجه درد پس از عمل شدند، اما اثر ضد دردی کتامین بارزتر بود. تفاوت معناداری در پارامترهای همودینامیک بین سه گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: کتامین در مقایسه با دکسمدتومیدین اثربخشی بیشتری در کاهش درد پس از عمل کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک دارد و می‌تواند به‌عنوان گزینه‌های موثر و ایمن در مدیریت درد پس از عمل مورد استفاده قرار گیرد.

 

صفحه 10 از 10    
10
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb