30 نتیجه برای داوری
نوید محمدی، مژگان کار بخش داوری، عبدالکریم پژومند،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
تعیین ویژگیهای اپیدمیولوژیک نوجوانانی که اقدام به مسمومیت عمدی کرده، به تنها بیمارستان تخصصی- ارجاعی مسمومیت در تهران مراجعه نموده یا ارجاع شده بودند.
روش بررسی: در این پژوهش که توسط مرکز تحقیقات تروما و جراحی سینا در بیمارستان لقمان انجام شد تمام موارد مسمومیت حاد در فاصله زمانی اردیبهشت تا آذر ماه 1382، وارد این مطالعه مقطعی شدند. گروه سنی نوجوانان، از 13 تا 19 سال در نظر گرفته شد و اطلاعات آنها جهت این مقاله مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل دادهها با نرمافزارهای آماری 8 STATA وSPSS ویراست 13 به انجام رسید.
یافتهها: از 9203 مورد مسمومیت عمدی، 5/28 %، نوجوان بودند (2626 نفر) نسبت دختر به پسر، 20/2 بود. 8/86% مجرد و 7/55%، دانشآموز و اغلب موارد شهرنشین بودند. مجموعاً مصرف 4859 مورد دارو یا سم، گزارش شد (میانگین 85/1 برای هر نفر). بین میانگین سنی پسران و دختران، اختلاف آماری معنیدار وجود داشت، در حالی که از نظر سابقه اختلالات جسمی و روانی، دو جنس، تفاوت معنی داری نداشتند. اکثریت بیماران، سابقه ای از اقدام به خودکشی قبلی نداشتهاند.
نتیجهگیری: برتری عددی دختران در اقدام به مسموم کردن خود، دیده میشود. با وجود این، پسران در سن پایینتری اقدام به مسمومسازی خود کرده بودند. فراوانی اختلالات روانی در نوجوانان مورد مطالعه کم تر از فراوانی آن درجمعیت عام بود که می تواند به دلیل شیوع کمتر این اختلال در آن ها بوده یا به خاطر برآورد کم تر از حد واقعی باشد. مسئله مهم، لزوم انجام مراقبتهای روان پزشکی برای کسانی است که اقدام به مسمومیت عمدی (خودکشی) میکنند. این مراقبتها باید مبتنی بر ارزیابیهای مناسب پایهای افراد و متناسب با نیازهای آنها باشد.
نسرین نیرومند، فاطمه داوری تنها، مهبد کاوه،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع برخی عوارض پریناتال در دوقلوئی با ناهمگونی وزن بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی 490 نوزاد دوقلوئی معادل 245 بارداری دوقلو که در فاصله سالهای 1382-1378 در بیمارستان میرزاکوچکخان زایمان کردند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات مادری و نوزادی برای هر زایمان جمعآوری شد که شامل ناهمگونی وزن، سن بارداری، سن مادر، پاریتی مادر، جنسیت نوزاد، مرگ نوزادی، سپتیسمی نوزادی، روش زایمان، هیپربیلیروبینمی، تعویض خون و مدت بستری در بیمارستان بود.
یافتهها: متوسط سن مادر 78/4±26 سال بود و 8/51% از مادران نولیپار بودند. متوسط سن بارداری 73/2±02/35 هفته بود که 9/15% از این زایمانها قبل از 32 هفته بودند. میزان مرگ نوزادی 8/7% بود و بیشتر در نوزادان پسر و مادران چندزا رخ داده بود. متوسط زمان بستری در بیمارستان 45/4±07/6 روز بود، که در ناهمگونی وزن≥20% معادل 5/8 روز بود و در نوزادان مادرانی که کمتر از20 سال بودند به 14/9 روز رسید. در اختلاف وزن بین 34-30% سپتیسمی بیش از همه شیوع داشت (3/31%) و هیپربیلیروبینمی در این گروه شیوع 25% داشت که منجر به تعویض خون گردید. در سن مادر کمتر از 20 سال و بالای 35 سال میزان هیپربیلی روبینمی بیشتر بود.
نتیجهگیری: با افزایش ناهمگونی وزن در دوقلوها میزان عوارض پریناتال افزایش مییابد.
اشرف تشکری، فریبا عربگل، لیلی پناغی، رزیتا داوری آشتیانی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
اختلالات افسردگی کودکان و نوجوانان مزمن و پرعارضه میباشند. در درمان دارویی افسردگی خصوصاً ضد افسردگیهای اختصاصی دستگاه نورآدرنرژیک در این طیف سنی مطالعات کمی صورت گرفته است. ربوکستین مهارکننده اختصاصی بازجذب نوراپینفرین بوده و در این مطالعه تأثیر ربوکستین در درمان افسردگی کودکان و نوجوانان بررسی شد.
روش بررسی: بیست دختر و پسر 17-7 ساله که طبق ملاکهای چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری بیماریهای روانی اختلال افسردگی اساسی یا کج خلقی داشتند به صورت کارآزمایی بالینی قبل و بعد به مدت هشت هفته ربوکستین گرفتند. نمونهگیری به روش آسان و مصاحبه بالینی بر مبنای فهرست کیدی برای اختلالات عاطفی و اسکیزوفرنی کودکان سنین مدرسه (K-SADS) انجام گرفت. ربوکستین به میزان یک (میلیگرم در روز) شروع شده و حداکثر به شش میلیگرم در روز رسید. بیماران از لحاظ تغییر در علائم افسردگی با مقیاس افسردگی کودکان و تغییر در عملکرد کلی با مقیاس ارزیابی کلی کودکان ارزیابی و پرسشنامه عوارض دارویی نیز استفاده شد. دادهها با آمار توصیفی شامل فراوانی و درصد، میانگین و انحراف معیار و آمار تحلیلی شامل آزمون ANOVA با اندازههای تکراری تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: اگر چه نمره مقیاس افسردگی کودکان حدود 69/32% کاهش یافت ولی معنیدار نبود (39/0=p). زیر مقیاس عدم کارآیی کاهش معنیداری داشت (006/0=p). عملکرد کلی تغییر معنیداری نداشت (2/0p=). بیشتر عوارض خفیف تا متوسط بوده و گذرا بودند. شایعترین عوارض، کاهش اشتها و خوابآلودگی بود.
نتیجهگیری: ربوکستین در کودکان و نوجوانان افسرده نسبتاً خوب تحمل شده و احساس عدم کارآیی را در آنها بهبود میبخشد ولی همه علائم افسردگی را کم نمیکند. مطالعات دوسوکور، مقایسه با دارونما و گروه شاهد فعال و با حجم نمونه بزرگتر لازم است.
پرویز دریایی، فرزاد واقف داوری، محمدرضا میر، ایرج حریرچی، حجت سلماسیان،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
در اکثر روشهای جراحی رزکسیون مری بهطور روتین از لوله بینیمعدی استفاده میشود. با توجه به عوارض بسیار استفاده از این لوله و زیر سؤال بودن آثار مفیدی که به آن نسبت داده میشود و کمبود مطالعات در این زمینه بهخصوص در بیماران مبتلا به کانسر مری در این مطالعه قصد داریم لزوم استفاده از این لوله را بررسی نماییم.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی بود که در انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی انجام شد. 40 نفر از مبتلایان به کانسر مری بعد از عمل جراحی ازوفاژکتومی بهطور تصادفی به دو گروه دارای لوله NG و بدون لوله بهعلاوه تجویز متوکلوپرامید تقسیم شدند. تمام بیماران بعد از عمل تحت درمان با هپارین،رانیتیدین و آنتیبیوتیک قرار گرفتند. در مواردی که از لوله NG استفاده نشده بود و در بیمارانی که لوله آنها کشیده شده بود در صورت اتساع شکم یا استفراغهای مکرر لوله NGگذاشته شد. CXRبعد از عمل برای تمام بیماران گرفته شد و تمام بیماران تحت فیزیوتراپی تنفسی قرار گرفتند. متغیرهایی که برای هر فرد ثبت میشدند شامل زمان دفع اولین گاز، زمان دفع اولین مدفوع، زمان سمع صداهای رودهای، تعداد روزهای بستری بعد از عمل، تهوع و استفراغ، اتساع شکم، عوارض ریوی، عوارض زخم، نشت آناستوموز و نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG بودند.
یافتهها: برای 22 نفر لوله NG گذاشته شد در حالی که در 18 نفر از لوله استفاده نشد. بروز نشت آناستوموز در گروه دارای لوله NG بهطور معنیداری بیشتر از گروه دیگر بود. بقیه عوارض هیچ تفاوتی بین دو گروه نداشتند. میانگین زمان دفع گاز، دفع مدفوع، سمع صداهای رودهای و روزهای بستری در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. دو گروه از نظر نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG تفاوتی نداشتند. مرگ بعد از عمل تفاوت معنیداری در دو گروه نداشت.
نتیجهگیری: استفاده روتین از لوله
NG بعد از عمل برای تمام بیماران توصیه نمیشود و بهنظر میرسد بهتر است در مورد استفاده از این لوله بسته به شرایط هر بیمار تصمیمگیری شود
فاطمه رحیمی شعرباف، فاطمه داوری تنها، شیرین نیرومنش، نسترن صالح، مهرناز ولدان، نسرین نیرومند، مرضیه غفارنژاد،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
این مطالعه جهت بررسی رابطه مایع آمنیوتیک مکونیومی با تب و عفونت پس از زایمان انجام شده است. روش بررسی: مطالعه کوهورت و آیندهنگر روی 573 خانم حامله ترم انجام شد؛ 280 نفر با مایع آمنیوتیک آغشته به مکونیوم با 293 نفر با مایع آمنیوتیک شفاف با شرایط یکسان که تحت عمل سزارین قرار گرفتند از نظر بروز تب و عفونت پس از زایمان با هم مقایسه شدند. خانمهایی که دارای بیماری مدیکال، زایمان طولانی، پاره شدن طولانی پردههای جنینی، عمل سزارین عارضهدار و عفونت قبل از عمل بودند از مطالعه حذف شدند.
یافتهها: در میان 573 خانم حامله ترم 82 نفر (14%) تب داشتند؛ که 42 نفر در گروه مکونیوم و 40 نفر در گروه شفاف قرار داشت (3/0p=). تب طولانیتر از 24 ساعت در (33 نفر) گروه مکونیوم 5/6% در مقابل 7/2% در گروه شفاف ایجاد شد (05/0p<) و 1/3-3/1 CI: 95% 98/1 RR:. آندومتریت در 22 مورد (4%) دیده شد که 14 نفر (5%) در گروه مکونیوم و هشت نفر (2%) در گروه شفاف وجود داشت 05/0p و 4/3-3/1 CI: 95% 3/2 RR: و عفونت زخم 7/1% در گروه مکونیوم در مقابل 68/0% در گروه شفاف وجود داشت (7/0p=).
نتیجهگیری: آغشته بودن مایع آمنیوتیک به مکونیوم یک عامل خطر مستقل برای آندومتریت بعد از زایمان میباشد.
فاطمه رحیمی شعرباف، زینب السادات موسوی فخر، فاطمه داوری تنها،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: نشان داده شده که میزان روی سرم در خانمهای حاملۀ مبتلا به دیابت بارداری پایینتر از حاملههای نرمال است. هدف این مطالعه بررسی میزان روی سرم در حاملههای دیابتیک و غیر دیابتیک و همچنین تاثیر تجویز مکمل روی در GDM میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه در مرحلۀ اول 70 نفر از حاملههای 24 الی 28 هفته مراجعهکننده به درمانگاه پره ناتال بیمارستان میرزا کوچک خان بررسی شدند و به دو گروه 35 نفره (حاملههای نرمال و مبتلایان به دیابت بارداری) تقسیم شدند و میزان روی سرم آنها مقایسه شد و در مرحلۀ دوم حاملههای دیابتیک تحت درمان با انسولین به دو گروه تقسیم شده و به یک گروه مکمل روی تجویز شد و وزن نوزاد و میزان انسولین آنها مقایسه شد.
یافتهها: در گروه مبتلا به دیابت حاملگی میانگین میزان روی سرم پایینتر از حاملهای نرمال بود (83/94 در برابر 49/103 با (0001/0
.
نتیجهگیری: میزان روی سرم در حاملههای مبتلا به دیابت بارداری به میزان معنیداری کاهش مییابد و تجویز مکمل روی به مبتلایان دیابت بارداری میتواند از ماکروزومی جنین جلوگیری کند.
مهرناز ولدان، مهشید مریدی، فاطمه داوری تنها، فاطمه رحیمی شعرباف، زهرا الهی پناه،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: تست بیوفیزیکال پروفایل بهصورت رایج جهت ارزیابی سلامت
جنین و تشخیص وجود هیپوکسی و اسیدوز در جنین مورد استفاده قرار میگیرد. مداخلاتی
که براساس تست بیوفیزیکال پروفایل غیرطبیعی صورت گرفته منجر به کاهش مورتالیتی پریناتال
و همچنین کاهش فلج مغزی شده است. تست شامل ارزیابی پنج متغیر شامل تست غیراسترسی،
تنفس جنین، حرکات جنین، تونیسیته جنین و حجم مایع آمنیوتیک میباشد. هدف از این مطالعه
تعیین ارتباط فاکتورهای مختلف فعالیت بیوفیزیکی جنین با درجات مختلف اسیدوز جنین
میباشد.
روش بررسی: در طی یک مطالعه آیندهنگر 140 بیمار با حاملگی تکقلو و سن
حاملگی 28 تا 42 هفته که قبل از شروع مراحل زایمانی کاندید سزارین شدند مورد بررسی
قرار گرفتند. 24 ساعت قبل از انجام عمل سزارین پروفیل بیوفیزیکی جنین انجام شد سپس
بلافاصله بعد از زایمان نوزاد بهطریقه سزارین، cm20-10
از بندناف بهصورت دوبل کلامپ شده و PH خون شریانی بند
ناف اندازهگیری شد. (PH کمتر از 2/7 جهت تشخیص اسیدوز بهکار رفت).
یافتهها: میانگین
سن مادران در این مطالعه 42/27 سال بود. پروفیل بیوفیزیکی جنین
ارتباط قابلتوجهی با PH خون بندناف داشت. حساسیت، ویژگی، ارزش
اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی پروفیل بیوفیزیکی جنین بهترتیب 9/88%، 6/88%،
50%، 1/98% بود.
نتیجهگیری: اولین تظاهر اسیدوز جنین بهصورت تست بدون استرس غیرراکتیو و
کاهش تنفس جنین میباشد، در اسیدمی پیشرفته حرکات جنین و تون جنین تحت تاثیر قرار میگیرند.
بهتر است در ارزیابی بیوفیزیکی جنین علاوه بر نمره بهدست آمده به فاکتورهای مختلف
بیوفیزیکی نیز توجه کرد.
میترا اخلاقی، غلامعلی دوروشی، علی نقش، مژگان کاربخش داوری،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: از معضلات پزشکی قانونی احراز هویت در بقایای اسکلتی و یا شرایطی از قبیل مثله شدن جسد و امثال آن می
باشد. اولین قدم در تشخیص هویت تعیین جنسیت است، زیرا بدینوسیله نیمی از جمعیت مورد مطالعه کاهش می
یابد هنگامی که اسکلت کامل بهخصوص جمجمه و لگن در دسترس باشد تعیین جنسیت با اطمینان بسیار انجام خواهد شد. در وقوع انفجار، حوادث هوایی و غیره با اجساد ناکامل روبرو می
شویم که باید از روی سایر عناصر اسکلتی جنسیت را تشخیص دهیم. یکی از این استخوان
ها کشکک است.
روش بررسی: در این مطالعه ابعاد استخوان کشکک 67 جسد ایرانی 20 تا 64 ساله انتخاب شده به روش نمونه
گیری ساده در دو گروه جوان و میانسال مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز آماری داده
ها با استفاده از نرم
افزار SPSS ویراست 16 و آزمون
های توصیفی و تحلیلی انجام شد.
یافتهها: بین میانگین هر سه بعد ارتفاع، عرض و ضخامت کشکک در دو جنس اختلاف معنی
داری وجود داشت (05/0p<). در میان این سه بعد بهترتیب حداکثر عرض با دقت 94% و سپس حداکثر ارتفاع با دقت 91% و در آخر حداکثر ضخامت با دقت 6/71 الی 1/73% قادر به تفکیک جنسیتی کشکک بودند. همچنین اگر هر سه بعد کشکک بهصورت همزمان در نظر گرفته می
شدند دقت پیش
بینی جنسیتی به 94% می
رسید.
نتیجهگیری: این پژوهش آشکار می
سازد در صورتی که بهدلایلی تنها نمونه کشکک انسان در دسترس باشد با اطمینان بالایی می
توان جنسیت فرد را با اندازه
گیری ابعاد کشکک تعیین نمود.
نسرین مقدمی تبریزی، بنفشه امینیخواه، فاطمه داوری تنها،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: زایمان زودرس (Preterm labor) به زایمان قبل از 37 هفته کامل حاملگی اطلاق میشود که عامل حدود دوسوم مرگ و میرهای نوزادی را تشکیل میدهد و یکی از جدیترین مشکلات مامایی محسوب میشود. زایمان زودرس شایعترین علت مورتالیتی و موربیدیتی نوزادان بهشمار میرود. در این مطالعه ارتباط زایمان زودرس خودبهخودی و القا شده با شاخص توده بدنی مادر بررسی گردید.
روش بررسی: 250 خانم باردار سالم و بدون ریسک فاکتور زایمان زودرس براساس شاخص توده بدنی تقسیمبندی شدند. از نظر ارتباط شاخص توده بدنی، نحوه وزنگیری در طی دوران حاملگی و نوع زایمان مورد بررسی قرار گرفتند. میزان زایمان زودرس خودبهخودی و القا شده در هر دو گروه مقایسه شدند.
یافتهها: زنان چاق سن حاملگی بیشتری در زمان ختم حاملگی داشتند (66/1±34/38 هفته در مقابل 44/2±61/37، 006/0
p=) میزان زایمان زودرس خودبهخودی قبل از 37 هفتگی به وضوح در زنان چاق کاهش یافته بود (8/16% در مقابل 2/31%، 008/0p=) زنان چاق نوزادانی با وزن بیشتر داشتند (75/596±95/3354 در مقابل 35/558±024/31، 001/0p=) و میزان سزارین در زنان چاق بیشتر بود (6/69% در مقابل 8/52%،
006/0p=). وزنگیری کل دوران حاملگی ارتباط با شاخص توده بدنی (BMI) مادر قبل از حاملگی و زایمان زودرس نداشت (93/7±41/14 در مقابل 94/4±78/13، 4/0p=).
نتیجهگیری: در این پژوهش یک رابطه معکوس بین شاخص توده بدنی
(BMI) قبلاز حاملگی و زایمان زودرس خودبهخودی قبل از 37 هفتگی وجود دارد و بررسیهای بیشتری جهت تحقیق مکانیسمهای مختلف زایمان زودرس خودبهخودی و القا شده در زنان چاق و غیر چاق ضروری است. همچنین چاقی مادر قبل از حاملگی با زایمان زودرس خودبهخودی کمتری ارتباط دارد.
فاطمه داوری تنها، فاطمه خان محمدی، مامک شریعت، مهبد کاوه، نسرین نیرومند،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هموسیستیین بالا یک عامل خطر شناختهشده برای بیماریهای قلبی- عروقی و پرهاکلامپسی، سقط مکرر و دیابت تیپ 1 و 2 میباشد. هدف این مطالعه تعیین سطح هموسیستیین سرم ارتباط آن با فولات سرم و ویتامین B12 و پروفیل چربیها در خانمهای مبتلا به دیابت حاملگی و مقایسه آن با خانمهای حامله طبیعی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه از خانمهای حامله مراجعهکننده به درمانگاه پرهناتال بیمارستان میرزا کوچک خان در سن حاملگی 28-24 هفته تست تحمل گلوکز خوراکی با 100 گرم گلوکز بهعمل آوردیم. دو گروه 40 نفره در مطالعه وارد شدند. گروه اول GTT مختل و گروه دوم (گروه شاهد) GTT طبیعی داشتند. در هر دو گروه میزان هموسیستیین، فولات سرم و ویتامین B12 و پروفیل چربیها و HDL, LDL و تری گلیسرید و اسید اوریک اندازهگیری شد.
یافتهها: سطح هموسیستیین گروه GDM بالاتر از گروه شاهد بود (000/0p=) فولات سرم و ویتامین B12 کمتر از گروه شاهد میباشد (01/0p= و 004/0p=). BMI خانمهای مبتلا به GDM اختلاف معنیداری با افراد سالم داشت (0001/0p<). میزان HDL کلسترول افراد دیابتیک کمتر از گروه شاهد بود (006/0p=). میزان تری گلسیرید و کلسترول تام اختلاف معنیداری با گروه کنترل نداشت.
نتیجهگیری: در دیابت بارداری سطح هموسیستیین بالاتر از زنان طبیعی است. این افزایش سطح بهنظر میرسد در ارتباط با GTT مختل باشد. مطالعات بیشتری برای پیگیری این بیماران در دوره پس از زایمان و در دورههای بعدی زندگی مورد نیاز است.
حجت مرتضاییان لنگرودی، محمد راد گودرزی، پریدخت نخستین داوری، اکبر شاه محمدی، سید محمد معراجی، محمد یوسف اعرابی،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: کوارکتاسیون آئورت
به تنگی آئورت اطلاق میشود.
توافق بر سر بهترین روش درمانی حاصل نشده است. هدف از این مطالعه که اولین مطالعه در
کشور ما میباشد بررسی کاربرد استنت در درمان کوارکتاسیون بهویژه در سن کمتر از ده
سال و وزن کمتر از 25 کیلوگرم است.
روشبررسی: گروه
سنی کمتر از 18 سال که طی سالهای 89-1383 جهت درمان کوارکتاسیون- ری کوارکتاسیون درمرکز قلب شهید رجایی
استنتگذاری شدند از نظر کارایی و عوارض این روش درمانی بررسی شد.
یافتهها: مطالعه ما با پیگیری شش ماهه روی 53 بیمار کمتر از 18 سال
صورت گرفت. جمعاً 54 مورد استنتگذاری موفق در 53 بیمار انجام شد. متوسط سنی بیماران
2/4±6/11
سال بود که از این تعداد (32%)17 نفر زیر 10سال و (68%)36 نفر بیشتر یا مساوی آن بودند.
متوسط وزن بیماران 18±24/39 کیلوگرم بود که (30%)16 نفر زیر 25 کیلوگرم و (70%)37
نفر بالای آن بودند (001/0p<). پیک گرادیان سیستولی قبل و پس از کاتتریزاسیون به ترتیب
07/17±26/46
و 19/0±03/1
میلیمتر جیوه بود. این تفاوت معنیدار در گرادیان قبل و پس از استنتگذاری در زیر
گروههای کوارکتاسیون ناتیو، کمتر از 25 کیلوگرم و زیر 10 سال فرقی نداشت (001/0p<).
عوارض در (44%)24 نفر اتفاق افتادند که جز در دو مورد، بقیه مینور بودند.
نتیجهگیری: استنتگذاری کوارکتاسیون آئورت با توجه به تجارب تیمی در
مراکز مختلف توام با پیشرفتی چشمگیر، همراه با کاهش عوارض بوده، حتی در گروه سنی کودکان، بیماران کمتر از 25 کیلوگرم و سن کمتر از 10 سال
قابل استفاده است.
پریدخت نخستین داوری، حجت مرتضائیان لنگرودی، حمیدرضا قائمی،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تنگی ایزوله دریچه شریان ریوی 10-8% از نقایص مادرزادی قلب را تشکیل میدهد.
این مطالعه برای بررسی نتایج بالن والولوپلاستی پولمونر در کودکان انجام شده است.
روش بررسی: 78 بیمار تحت بالن والولوپلاستی قرار گرفتند.
در پیگیری طی فواصل یک روزه، یک، سه و شش ماهه و یکساله گرادیان سطح دریچه از طریق
اکوکاردیوگرافی اندازهگیری شد. بیماران به دو دسته بدون تنگی ناحیه انفاندیبول و
با تنگی ناحیه تقسیم شدند. گروه با تنگی ناحیه انفاندیبول نیز به دو دسته دریافتکننده
ایندرال و بدون ایندرال تقسیمبندی شدند.
یافتهها: از 78 بیمار، 35 مورد (9/44%) مونث و 43 مورد (1/59%) مذکر بودند. وزن بیماران
در محدوده 8/8±18/16 کیلوگرم و سن بیماران 5/3±29/4 سال بود. گروه بدون تنگی
انفاندیبولار 33 مورد (43%) و با تنگی انفاندیبولار 45 مورد (57%) این دو گروه از نظر
سن، جنس، وزن، نوع بالن استفاده شده و نسبت سطح بالن به سطح بدن و شدت نارسایی دریچه
ریوی (PR) با هم اختلاف معنیداری نداشتند. از میان 45 بیمار با تنگی
انفاندیبول 27 بیمار (60%) به مدت شش ماه تحت دریافت ایندرال قرار گرفتند و 18 بیمار
(40%) ایندرال نگرفتند. در این دو گروه هم بعد از بالن گرادیان به صورت معنیداری
افت کرد (0001/0P<). در گروه دریافت کننده ایندرال سیر نزولی دایمی و شدیدتر بود.
نسبت سطح بالن به سطح بدن با شدت PR متوسط و شدید رابطه معنیداری داشت (015/0=P).
نتیجهگیری: بالن والولوپلاستی روش درمانی مؤثر برای تنگی پولمونر است. گرادیان باقیمانده
در ناحیه انفاندیبول متعاقب بالن والولوپلاستی پولمونر به مرور زمان کاهش پیدا میکند.
تجویز ایندرال به تسریع این روند کمک میکند.
سعیده داوری، سید علیرضا طلایی، منصوره سلطانی، حجتالله علایی، محمود سلامی،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت قندی بر پارامترهای متابولیک که منعکسکننده سطح شاخصهای پلاسما هستند تأثیر میگذارد. این بیماری از طریق عوامل استرس اکسیداتیو بر عملکردهای سیستم عصبی از جمله یادگیری و حافظه اثر میگذارد. بررسیها نشان میدهد که پروبیوتیکها اثرات آنتیاکسیدانی دارند. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی اثر پروبیوتیکها بر یادگیری و حافظه فضایی و فاکتورهای استرس اکسیداتیو در موشهای صحرایی دیابتی طراحی شد.
روش بررسی: این تحقیق تجربی در 40 رأس موش صحرایی نر که بهطور تصادفی به چهار گروه 10 تایی سالم- کنترل؛ کنترل غیردیابتی (CO)، سالم- پروبیوتیک؛ کنترل غیردیابتی دریافتکننده پروبیوتیک (CP)، دیابت- کنترل؛ کنترل دیابتی (DC) و دیابت- پروبیوتیک؛ کنترل دیابتی دریافتکننده پروبیوتیک (DP) تقسیم شدند، انجام شد. مکمل پروبیوتیک شامل باکتریهای لاکتوباسیلوس فرمنتوم و اسیدوفیلوس و بیفیدوباکتریوم لاکتیس با 1010Colony Forming Unit (CFU)~ برای هر باکتری، همراه با آب آشامیدنی، هر 12 ساعت، بهمدت هشت هفته تجویز شد. یادگیری و حافظه فضایی توسط ماز آبی موریس و انسولین و فاکتورهای استرس اکسیداتیو (8- هیدروکسی2- داکسی گوانوزین؛ 8-OHdG و سوپراکسید دیسموتاز؛ SOD) با کیتهای آزمایشگاهی ارزیابی شدند.
یافتهها: دریافت مخلوط پروبیوتیکها اختلال ایجاد شده در روند یادگیری (008/0P=) و میزان تثبیت حافظه فضایی (01/0P=) موشهای صحرایی دیابتی را بهبود داد. همچنین باعث افزایش انسولین (0001/0P<)، افزایش فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز (007/0P=)، کاهش قندخون (006/0P=)، و کاهش فاکتور 8-OHdG (0001/0P<) سرم آنها شد.
نتیجهگیری: مکملهای پروبیوتیک، سطح انسولین و گلوکز سرم را در بیماری دیابت به سطح نرمال نزدیک کرده و باعث افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی میشوند. درمان با پروبیوتیک باعث بهبود روند یادگیری و حافظه فضایی موش صحرایی دیابتی میشود. ارتباط بین پدیدههای متابولیک و عملکردهای رفتاری نیاز به بررسی بیشتر دارد.
اعظم خراسانی، فرزاد واقف داوری،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه: اولسر پپتیک یکی از شایعترین اختلالات دستگاه گوارش است و عارضه پرفوراسیون آن بیشترین مرگومیر را دارد. تشخیص به موقع و درمان اورژانس آن باعث نجات جان بیمار خواهد شد.
معرفی بیمار: پسر 13 ساله بهعلت درد شدید شکم که از سه ساعت قبل شروع شده بود به اورژانس مراجعه کرده بود. درد اطراف ناف از 3-2 روز قبل شروع شده و بهتدریج در ربع تحتانی راست شکم لوکالیزه شده بود. معاینه شکم تندرنس و گاردینگ منتشر و ریباندتندرنس با تمرکز بیشتر در ربع تحتانی راست و سوپراپوبیک داشت. آزمایش خون لکوسیتوز را نشان داد. در گرافی قفسهسینه هوای آزاد زیر دیافراگم دیده شد. بیمار تحت لاپاراتومی اورژانس قرار گرفت آپاندیس ملتهب بود و سوراخی به قطر چهار میلیمتر در قسمت اول دوازدهه مشهود بود. آپاندکتومی و ترمیم سوراخ دوازدهه به روش Omental patch انجام شد.
نتیجهگیری: پرفوراسیون معده و دوازدهه در بیماران بدون سابقه قبلی بیماری معده و بهخصوص در کودکان و نوجوانان که بهعلت بیماری دیگر شکم بستری میشوند و درد آنها شدید و ناگهانی است باید در نظر گرفت.
سلوا سادات مصطفوی ده رئیسی، سید مهدی سادات، فاطمه داوری تنها، محمدرضا آقاصادقی، مهدی صفرپور، پریناز عباسی رنجبر، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: لیومیومهای رحمی شایعترین تومور خوشخیم رحمی در زنان میباشد که تقریبا 40-20 درصد زنان در سن باروری به این بیماری مبتلا میباشند. استروژن نقش مهمی در پاتوژنز لیومیوما ایفا میکند. از جمله ژنهای درگیر در بیوسنتز استروژن گلوتاتیون S- ترانسفراز میباشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val و خطر ابتلا به لیومیوم رحمی در جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از آبان 1391 تا شهریور 1392 روی 50 زن مبتلا به لیومیوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. مولکول DNA ژنومیک این افراد از لکوسیتهای خون محیطی بهروش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج شد. پس از استخراج DNA، پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val بهوسیله تکنیک Amplification Refractory Mutation System Polymerase Chain Reaction (ARMS-PCR) تعیین ژنوتیپ گردیدند. بررسی ارتباط میان پلیمورفیسم ایزولوسین/والین و شانس ابتلا به بیماری بهکمک نرمافزار SPSS ویراست 18 انجام شد.
یافتهها: آنالیز دادههای به دست آمده در مورد پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val نشان داد که وجود اختلاف معنادار در فراوانی ژنوتیپی در دو گروه مورد و شاهد بود (0001/0P<). بر مبنای نتایج بهدست آمده حضور آلل والین شانس ابتلا به میوم رحمی در حاملین این الل را در مقایسه با افراد غیرحامل بهطور تقریبی به میزان سه برابر افزایش میداد. 34/3 ((15/6-82/1)CI:، 34/3OR:) برابر بود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه نشان دادکه پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val با خطر ابتلا به بیماری لیومیوم رحمی در جمعیت ایران ارتباط دارد. اگرچه انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این تحقیق ضروری است.
سلوا سادات مصطفوی ده رئیسی، سید مهدی سادات، فاطمه داوری تنها، محمدرضا آقاصادقی، گلناز بهرامعلی، مهدی صفرپور، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: میومهای رحمی شایعترین تومورهای جامد لگنی در زنان هستند که تقریبا 25% زنان در سنین باروری به این بیماری مبتلا میباشند. آنزیم گلوتاتیون S- ترانسفراز در فرآیند حفاظت سلولی نقش داشته که نقص در آن میتواند با خطر ابتلا به بیماری در ارتباط باشد. بنابراین در پژوهش حاضر به بررسی نقش پلیمورفیسمهای شایع ژن گلوتاتیون S- ترانسفراز (GSTT1, GSTM1) در استعداد ابتلا به میوم رحمی در جمعیت ایرانی پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه مورد- شاهدی حاضر از آبان ماه 1391 تا شهریور 1392 بر روی 50 زن مبتلا به میوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. DNA ژنومیک از لکوسیتهای خون محیطی به روش Salting out استخراج شد. پلیمورفیسمهای GSTT1 و GSTM1 بهوسیله تکنیک Gap-polymerase chain reaction (gap-PCR) ژنوتیپ شدند.
یافتهها: در این مطالعه افراد مبتلا به میوم رحمی با دامنه سنی 49-16 سال و افراد سالم با دامنه سنی 39-20 سال مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای بهدست آمده نشان داد فراوانی ژنوتیپهای null GSTT1 و GSTM1 در بین گروه بیمار بیشتر از گروه سالم بود. (به ترتیب (8/10-4/1CI:، 009/0P=) و (37/9-35/1CI:، 01/0P=)). از سوی دیگر خطر ابتلا به میوم رحمی در افراد دارای ژنوتیپ null ترکیبی GSTT1/M1 در مقایسه با سایر افراد بیشتر بود (41/167-20/2CI:، 007/0P=).
نتیجهگیری: در این مطالعه، بین پلیمورفیسمهای ژن GSTT1 و GSTM1 و بروز بیماری میوم رحمی ارتباط معناداری مشاهده گردید. اگرچه انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این پژوهش پیشنهاد میگردد.
ریحانه اسدی، پریسا محمدینژاد، فاطمه داوری تنها، مهدی صفرپور، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت ویژه مسیرهای هورمونی به ویژه استروژن و نقش آن در ابتلا به بیماری اندومتریوز، بهنظر میرسد هرگونه تغییر در ژنها و جایگاههای ژنی مرتبط با این مسیرهای هورمونی میتواند دارای اهمیت بهسزایی در ایجاد، شناسایی و تشخیص زودرس اندومتریوز باشند. از این رو مطالعه حاضر به بررسی اهمیت پلیمورفیسم rs9340799 ژن ESR1 بهعنوان یکی از مهمترین ژنهای شناخته شده مرتبط با ترشح استروژن در جمعیت زنان ایرانی و ارتباط آن با اندومتریوز پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه مورد- شاهدی حاضر از دی ماه 1391 تا شهریور 1392 بر روی 100 بیمار مبتلا به اندومتریوز و 100 فرد سالم در بیمارستان جامع زنان محب یاس تهران انجام گرفت. پس از استخراج DNA از لکوسیتهای خون محیطی به روش نمک اشباع شده و کیفیت سنجی آن، پلیمورفیسم rs9340799 بهروش Amplification refractory mutation system- polymerase chain reaction (ARMS-PCR) تعیین ژنوتیپ شد. سپس آنالیز وابستگی فراوانی آللها و ژنوتیپها با بیماری در مقایسه با کنترل با استفاده از نرمافزار PLINK انجام شد.
یافتهها: بر مبنای نتایج بهدست آمده ژنوتیپ AG شایعترین ژنوتیپ در گروه بیماران (52%) و گروه شاهد (48%) بود، اگرچه شایعترین آلل در گروه بیماران آلل A (57%) و در گروه شاهد آلل G (52%) بود. از سوی دیگر یافتههای بهدست آمده نشاندهنده عدم وجود اختلاف معنادار در فراوانی آللی و ژنوتیپی در دو گروه بیماران و گروه شاهد بود (بهترتیب 07/0 P= و 17/0P=).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که پلیمورفیسم (rs9340799) ژن ESR1 با خطر ابتلا به اندومتریوز در جمعیت ایران مرتبط نمیباشد. اگرچه انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این پژوهش ضروری است.
محبوبه شیرازی، نفیسه صاعدی، مامک شریعت، فاطمه آزادی، فاطمه داوری تنها،
دوره 74، شماره 8 - ( آبان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعاتی بر روی اثربخشی سیتالوپرام انجام شده، اما به دلیل عوارض آن و با توجه به مطالعات صورت گرفته در مورد گیاهان دارویی موجود در ایران از جمله ملیس (ترکیب سرشاخههای خشک گیاه بادرنجبویه با میوه رازیانه)، بر اختلالات سیستم عصبی مانند اضطراب و بیخوابی، در این مطالعه اثر این داروها در بهبود اختلالات خواب در زنان یائسه بررسی و با اثر درمان با سیتالوپرام و دارونما مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه 60 زن یائسه مراجعهکننده به درمانگاه یائسگی بیمارستان یاس در طی سالهای 1391-1393 با شکایت اختلال خواب در کارآزمایی بالینی با کنترل پلاسبو، در یک دوره هشت هفتهای بررسی شدند. بیماران به سه گروه درمانی: گروه الف mg 600 ملیس، گروه ب mg 20 سیتالوپرام که پس از یک هفته به mg 30 افزایش داده شد و گروه ج دارونما، تقسیم شدند. پرسشنامه شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ (Pittsburgh Sleep Quality Assessment, PSQI) جهت مقایسه گروهها استفاده شد.
یافتهها: اگرچه بهبود شاخص پیتسبورگ در هر سه گروه درمانی نسبت به قبل درمان مشاهده شد (001/0P<)، اما در گروه ملیس تفاوت معناداری در بهبود کیفیت خواب نسبت به دو گروه دیگر مشاهده شد، همچنین افزایش تمایل مصرف ملیس نسبت به سیتالوپرام و دارونما وجود داشت (01/0P<).
نتیجهگیری: اثربخشی ملیس در بهبود کیفیت خواب بهطور قابل توجهی بیشتر از سیتالوپرام و دارونما بود که نشان دهنده خرسندی بیماران از بهبود کیفیت خواب و در نتیجه تمایل بیشتر به مصرف آن در مقایسه با سایر گروهها است. با توجه به نتایج حاصله، میتوان این داروی گیاهی را در درمان اختلالات خواب دوران یائسگی توصیه کرد.
بتول حسین رشیدی، مریم باقری، اشرف آلیاسین، لادن کاشانی، فاطمه داوری تنها، الهام فیضآباد، فدیه حقاللهی،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایتمندی مراجعین از مهمترین ارکان ارزشیابی و مولفههای کیفیت خدمات مراکز بهداشتی، درمانی محسوب میگردد. در این پژوهش میزان رضایتمندی بیماران نابارور ارزیابی شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی-توصیفی میباشد. اطلاعات 304 نفر از بیماران نابارور مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری (حداقل چهار ویزیت) و بستری در چهار بخش از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (بیمارستانهای 4-1) از اردیبهشت 1399تا شهریور 1400جمعآوری شد. اطلاعات پرسشنامه حاوی 56 سوال (9 حیطه) در SPSS software, version 24 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) وارد و بهکمک آمار توصیفی موردتجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: میانگین رضایت از خدمات پذیرش و ترخیص، خدمات پزشکی، خدمات تغذیه و حسابداری و بیمهگری در بیمارستان شماره یک بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد و میانگین رضایت از خدمات پرستاری یا مامایی، خدمات تشخیصی درمانی (رادیولوژی/آزمایشگاه)، خدمات کاخداری، منشور حقوق بیمار، خدمات مدیریتی، هزینههای پرداختی در بیمارستان شماره چهار بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد. میانگین خدمات پرستاری یا مامایی، منشور حقوق بیمار، و خدمات کاخداری در کل بیمارستانها بهترتیب بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند و خدمات تغذیه و هزینههای پرداختی کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند (بیشترین نارضایتی) (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به امتیاز رضایت زنان مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری، خدمات ارائه شده در 9/35% موارد در سطح مناسب و عالی در 3/49% در سطح نسبتاً مناسب و در 8/14% در سطح نامناسب درنظرگرفته شد.
احمد طهماسبی قرابی، زهرا حیدری فرد، بهروز نعمتی، مجید داوری، علیرضا دلاوری، حمیده سلیمزاده، علی اکبری ساری،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: غربالگری یک روش هزینه اثربخش برای پیشگیری از سومین سرطان کشنده در جهان یا سرطان کولورکتال میباشد. این مطالعه با هدف تحلیل هزینه اثربخشی غربالگری کولونوسکوپی در مقایسه با سیگموییدوسکوپی برای سرطان کولورکتال در افراد پرخطر در ایران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ارزشیابی اقتصادی در بازه زمانی تیر تا بهمن 1395 انجام گرفت. ارزیابی اثربخشی روشهای غربالگری با استفاده از یک مرور نظاممند انجام گرفت. ارزیابی هزینهها نیز با استفاده از هزینههای بهدست آمده از تعرفه مصوب وزارت بهداشت ایران در سال 1395 برای کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی انجام شد. در نهایت برای ارزیابی هزینه اثربخشی از مدل ترکیبی درخت تصمیمگیری و مارکوف استفاده شد. برای تحلیل هزینه اثربخشی با در نظر گرفتن پیامد نهایی بقای پنج ساله افراد پرخطر از فرمول ICER و نرمافزارهای Excel و TreeAge استفاده شد.
یافتهها: اثربخشی سیگموییدوسکوپی و کولونوسکوپی در افزایش بقای پنج ساله نسبت به عدمغربالگری به ترتیب 11% و 7/15% و غربالگری کولونوسکوپی نسبت به سیگموییدوسکوپی نیز 7/4% بیشتر است. هزینه غربالگری کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی بهترتیب 100 و 1992 میلیارد تومان محاسبه شد. براساس تحلیل هزینه اثربخشی، هزینه درمان بیماران در صورت غربالگری با کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی نسبت به عدمغربالگری کمتر است. نسبت ICER کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی نسبت به عدمغربالگری بهترتیب 444،138،916- و 475،795،494- تومان و کولونوسکوپی نسبت به سیگموییدوسکوپی 369،978،588- تومان بهدست آمد.
نتیجهگیری: غربالگری به روش کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی در کاهش بروز و مرگ ناشی از سرطان کولورکتال اثربخش هستند. غربالگری کولونوسکوپی در مقایسه با عدمغربالگری و غربالگری به روش سیگموییدوسکوپی برای جمعیت در معرض خطر بالا در ایران یک گزینهی غالب میباشد.