43 نتیجه برای بالینی
حسین سلیمانی صالحآبادی، سعید صالحینژاد کووئی، محمدباقر اولیاء، علی دهقان، مسعود محمدی،
دوره 74، شماره 7 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپوندیلیت انکیلوزان (Ankylosing Spondylitis, AS) یک بیماری التهابی است که بهطور عمده اسکلت محوری بدن را مبتلا میکند، تفاوتهای تظاهرات بالینی بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان در مردان و زنان، مطرحکننده تأثیر احتمالی جنسیت بر شدت بیماری است. این مطالعه بهمنظور بررسی تفاوتهای تظاهرات بالینی بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان انجام شد.
روش بررسی: 115 بیمار مبتلا به اسپوندیلیت انکیلوزان مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی از فروردین 1380 تا اسفند 1392 در یک مطالعه مقطعی در شهر یزد مورد ارزیابی قرار گرفتند. مهمترین متغیرهای مورد ارزیابی شامل دادههای دموگرافیک، تظاهرات بالینی، مرحله رادیوگرافی درگیری ساکروایلیاک و دادههای آزمایشگاهی بود که از پروندههای بیماران استخراج و در پرسشنامهها ثبت شد.
یافتهها: هر دو گروه از نظر سن تشخیص بیماری، وجود انتزیت (التهاب یا درد در محل اتصال تاندون یا رباط به استخوان)، درگیری مفاصل محیطی و دادههای آزمایشگاهی مانند سرعت رسوب گلبولهای قرمز (ESR)، پروتیین واکنشی C (CRP) و هموگلوبین با یکدیگر همسان بودند. درد التهابی گردن در مردان بیشتر از زنان بود (2/77% در مقابل 8/51% (01/0P=). مطالعات رادیوگرافی ساکروایلیاک نشان داد که 3/11% از مردان و 37% از زنان، در مرحله اول (009/0P=) و 2/27% از مردان و 7/3% از زنان، در مرحله چهارم (001/0P=) قرار دارند که از نظر آماری اختلاف معناداری داشت.
نتیجهگیری: مدت زمان بین سن شروع علایم و سن تشخیص بیماری، درد التهابی گردن و مراحل پیشرفته درگیری مفاصل ساکروایلیاک در مردان نسبت به زنان بیشتر دیده شد. با وجود اینکه این یافتهها مطرحکننده این است که جنسیت میتواند بر الگو و شدت بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان تأثیر داشته باشد.
بهشاد پازوکی، ارکیده النگ، علی افشاری، نسیم خواجوی راد، بتول قربانی یکتا،
دوره 74، شماره 8 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مناسب پزشکان و آمادهسازی آنها در راستای نیازهای واقعی جامعه از مسایل مهم نظام سلامت جامعه است. ابزار اساسی در آموزش بالینی، بیماران بستری و مراجعهکننده به بیمارستان میباشند. در مطالعه حاضر به بررسی آگاهی و نگرش بیماران بستری در بخش نفرولوژی در رابطه با نقش خود در آموزش بالینی پرداخته شد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی- تحلیلی در بازه زمانی نیمه اول سال 1393، تمامی بیماران بخش نفرولوژی بیمارستان امامخمینی (ره) تهران تا پر کردن حجم نمونه وارد مطالعه شدند. از همه بیماران حاضر در روز مطالعه با استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و نتایج ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: در این پژوهش 146 بیمار مورد پرسش قرار گرفتند. 54 نفر (%37) از بیماران در زمان بستری از قوانین آگاهی داشتند، برای 47 نفر (2/%32) از بیماران همجنس نبودن معاینهکننده مهم بود. آزمونهای آماری نشاندهنده ارتباط معناداری بین رفتار محترمانه دانشجویان با بیمار و احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان است. بهطوری که 5/95% از افرادی که رفتار محترمانه دانشجویان به خود را دیدهاند، احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان داشتند (001/0P<). ارتباط بین حضور استاد همراه دانشجویان با احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان معنادار بود (013/0P=). احساس مثبت در مورد آموزش به پزشکان با سن بیمار رابطه داشت، بهطوریکه میانگین سنی افرادی که احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان داشتند بهطور معناداری از افراد دیگر پایینتر بود. (47/2±17 سال در برابر 55/6±18 سال و 028/0P=).
نتیجهگیری: رفتار محترمانه دانشجویان، حضور استاد همراه دانشجویان و سن بیمار در احساس خوب بیمار نسبت به نقش آموزشی بیمار مهم است.
خسرو برخورداری، سمانه یاقوتی، سپیده نیکخواه، افسانه آیین، آرش جلالی، اکبر شفیعی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه مقایسه پیامدهای بالینی کوتاهمدت پس از عمل جراحی قلب در بیماران با شرایط قابل قبول از نظر کلینیکی و pH کمتر از حد پروتکل مرسوم با بیماران اکستیوبشده بر اساس پروتکل مرسوم بیمارستان میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشتهنگر در بیمارستان مرکز قلب تهران در سال 94-1393 انجام شد. از 256 بیمار جراحی قلب با معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بالای 18 سال و جراحی الکتیو کرونری، 95 بیمار در گروه مواجهه و 161 بیمار در گروه کنترل قرار گرفتند. دادههای دموگرافیک، بالینی، آزمایشگاهی پیش، حین و پس از عمل بررسی و مشخصات گازهای خونی شریانی هنگام پذیرش در ICU و پیش و شش ساعت پس از اکستیوباسیون، شانس شکست اکستیوباسیون، زمان ماندن در ICU و بیمارستان و مرگومیر در دو گروه با هم مقایسه شد.
یافتهها: فراوانی مردان و کسر برونده قلبی در گروه کنترل بیشتر (بهترتیب 01/0P= و 02/0P=) و فراوانی بیماری انسدادی مزمن ریه و EuroSCORE در گروه مواجهه بالاتر بود (بهترتیب 005/0P= و 02/0P=). هنگام ورود به ICU دو گروه از نظر شاخصهای گاز خون شریانی با هم تفاوت معناداری نداشتند. پیش از اکستیوباسیون مقادیر کسر اکسیژن دمی و فشار شریانی دیاکسیدکربن در گروه مواجهه بالاتر (001/0P<) و مقدار بیکربنات و اسیدیته خون کمتر از گروه غیرمواجهه بود (001/0P<). شانس شکست اکستیوباسیون، زمان اقامت در ICU و بیمارستان و مرگومیر در دو گروه با هم تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بیماران با وضعیت بالینی قابل قبول که با اسیدیته خون کمتر از پروتکل مرسوم اکستیوب شدند پیامدهای بالینی بدتری نداشتند.
فریبا جعفری، محمدعلی نیلفروشزاده، هانیه شریفیان کوپائی، گیتا فقیهی، سیدمحسن حسینی، فاطمه سخنوری، نازلی انصاری، گیتی صادقیان،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل بروز عوارض و شکست درمانی تلاش جهت یافتن داروهای جدید برای بیماری آکنه ولگاریس کماکان در جریان است. امپرازول دارای اثرات آنتیباکتریال و آنتیآندروژنی بوده و میتواند درمان بالقوه آکنه ولگاریس باشد. پژوهش کنونی با هدف بررسی اثربخشی امپرازول توام با محلول اریترومایسین در مقایسه با داکسیسیکلین طراحی گردید.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، بیماران با آکنه متوسط مراجعهکننده به مرکز تحقیقات بیماریهای پوست و سالک اصفهان از مرداد ۱۳۹۳ تا آبان ۱۳۹۴ بهطور تصادفی تحت درمان سه ماهه امپرازول بههمراه محلول اریترومایسین ۴%، داکسیسیکلین بههمراه محلول اریترومایسین ۴%، قرارگرفتند. معیارهای ورود شامل آکنه متوسط، عدم حساسیت به مهارکنندههای پمپ پروتون، نداشتن بیماری فعال کبدی و کلیوی، عدم مصرف وارفارین، فنیتویین، دیازپام، سن بالاتر از ۱۲ سال بود. بارداری، شیردهی، سابقه حساسیت دارویی، مصرف فرآوردههای موضعی (مانند رتینوییدها) و سابقه درمان سیستمیک آکنه یک ماه پیش از مطالعه، الیگومنوره، هیرسوتیسم، مصرف کنتراسپتیوهای خوراکی و بیماران با آکنه کنگولوباتا، آکنه فولمینانتو، آکنه بدن بهتنهایی، معیارهای خروج بودند. پیش از شروع درمان بیماران از نظر هلیکوباکترپیلوری آزمایش شدند.
یافتهها: میزان ضایعات التهابی و غیرالتهابی در هر دو گروه کاهش یافته و با سن ارتباط معکوس داشت (۰/۰۲P=). تست هلیکوباکترپیلوری با کاهش ضایعات ارتباطی نداشت. از لحاظ عوارض درمان و رضایتمندی بین دو گروه درمانی تفاوتی مشاهده نشد. درصد عوارض پوستی در گروه درمانی امپرازول و داکسیسیکلین بهترتیب ۲۰/۵۸% و ۱۱/۴۲% و عوارض غیرپوستی ۲/۹۴% و ۱۴/۲۸% بود.
نتیجهگیری: امپرازول میتواند بهعنوان یک درمان آلترناتیو موثر در درمان بیماران آکنه ولگاریس متوسط، بهویژه ضایعات غیرالتهابی مطرح گردد.
شهرام سیفی، علی زاهدیان، فرشاد حسنزاده کیابی،
دوره 75، شماره 2 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که بیشتر داروهای ضد درد از جمله مخدرها و ضد التهابهای غیر استروییدی دارای عوارض جانبی مختلفی هستند استفاده از داروی با عوارض کمتر ارزشمند است. هدف این مطالعه بررسی اثر اناستیلسیستیین در درمان درد پس از جراحی کولهسیستکتومی بهروش لاپاروسکوپی بود.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی که از شهریور تا اسفند ۱۳۹۴ در دو بیمارستانهای آموزشی شهرستان بابل انجام گرفت، ۳۸ بیمار کاندید عمل جراحی لاپاروسکوپی کولهسیستکتومی با سن ۵۰-۲۰ سال، با کلاس I انجمن بیهوشی امریکا انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. شب پیش از عمل به گروه مداخله mg ۱۲۰۰ اناستیلسیستیین خوراکی داده شد و در صبح پیش از عمل نیز mg ۶۰۰ اناستیلسیستیین وریدی تجویز شد. به گروه شاهد دو قرص ویتامین C جوشان (دارونما) شب پیش از عمل داده شد و صبح روز عمل ml ۳ آب مقطر بهعنوان پلاسبو تزریق شد. نمره درد، میزان مصرف پتیدین و تغییرات همودینامیک، ۲۴ ساعت پس از عمل در دوگروه ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافتهها: میانگین کلی سن بیماران در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۰/۲۳P=). میانگین نمره درد در گروه پلاسبو برابر با ۲/۱±۳/۵ و گروه اناستیلسیستیین برابر با ۰/۵۸±۲/۷ بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود (۰/۰۶P=). میانگین میزان پتدین در طی ۲۴ ساعت در گروه پلاسبو، mg ۵۲ و گروه اناستیلسیستیین، mg ۲۹ بود که تفاوت معناداری بین دوگروه وجود داشته است (۰/۰۱P=).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد، که اگرچه مصرف اناستیلسیستیین خوراکی در مقایسه با مصرف ویتامین C خوراکی پیش از عمل سبب کاهش معنادار شدت درد پس از لاپاروسکوپی کولهسیستکتومی نشده است، اما میزان مصرف پتیدین پس از عمل را بهصورت معناداری کاهش میدهد.
بهمن حسننسب، نادیا بنیهاشم، شهرام سیفی، منیژه یزدانمهر،
دوره 76، شماره 6 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سردرد یک عارضه شایع در بیهوشی به روش بیحسی نخاعی میباشد و بهعلت سوراخ شدن دورا، کمابیش هفت روز پس از پارگی رخ میدهد. در این مطالعه اثر آمینوفیلین وریدی در پیشگیری از سردرد، از بیحسی نخاعی در بیماران که تحت سزارین الکتیو قرار میگیرند، بررسی شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی روی ۱۴۰ زن ۱۸ تا ۳۵ سال با American Society of Anesthesiologists Classification (ASA Class) I, II کاندید بیحسی نخاعی در عمل سزارین الکتیو انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. پس از کلامپ بندناف نوزاد، mg/kg ۱ وزن بدن آمینوفیلین حل شده در cc ۱۰۰ نرمال سالین به گروه مداخله انفوزیون گردید اما تنها ml ۱۰۰ نرمال سالین برای گروه کنترل انفوزیون شد. فشارخون و ضربان قلب بیمار پیش از بیحسی نخاعی، بلافاصله پس از آن، پس از برش رحم و کلامپ بندناف، پس از تزریق دارو و سپس هر پنج دقیقه ثبت گردید. در ساعات چهار، هشت، ۲۴، ۴۸ و ۷۲ پس از عمل، وجود سردرد در بیماران بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که دو گروه از نظر سنی با یکدیگر همسان بودهاند بهترتیب (۳/۷۸±۲۸/۱۸ و ۳/۸۰±۲۸/۷۲، ۰/۴۰=P) گرچه شدت و استمرار سردرد در گروه مداخله بیشتر بود، ولی هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد. متوسط تغییرات فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در گروه مداخله بیشتر بود (۰/۰۰۱P<). متوسط تغییرات ضربان قلب در گروه شاهد نسبت به گروه مداخله بیشتر بود (۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آمینوفیلین وریدی هیچ تأثیری در پیشگیری از بروز و شدت سردرد پس از بیحسی نخاعی در عمل سزارین الکتیو ندارد.
رویا طاهریتفتی، موج طاهریتفتی،
دوره 76، شماره 10 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فوتوتراپی موثرترین روش درمان زردی نوزادان است و فوتوتراپی متناوب باوجود موثر بودن، دارای فواید بیشتر و عوارض کمتر نسبت به فوتوتراپی مداوم است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو روش فوتوتراپی متناوب و مداوم بر کاهش بیلیروبین سرم نوزادان ترم زرد و ارزیابی طول مدت بستری ومدت فوتوتراپی در این دو روش صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در ۶۰ نوزاد ترم زرد که از دیماه سال ۱۳۹۵ تا دیماه ۱۳۹۶در بیمارستان لقمان تهران بستری گردیدند، انجام شد. نوزادان بهصورت تصادفی به دو گروه فوتوتراپی متناوب (اول) و مداوم (دوم) تقسیم شدند. در گروه (دوم) دستگاه فوتوتراپی در تمام شبانه روز روشن بود. در گروه (اول) دستگاه فوتوتراپی ۱۶ ساعت روشن و هشت ساعت (از ساعت ۱۰ شب تا شش صبح) خاموش میشد و پس از فوتوتراپی بیلیروبین سرمی بتوالی اندازهگیری شد. معیار ورود شامل نوزادان ترم زرد با علت غیرهمولیتیک بستری در بخش بود و معیارهای خروج شامل سپسیس و بیلیروبین بیش از mg/dl ۱۸ و ایکتر همولیتیک بودند. پیامدهای زودرس شامل میزان کاهش بیلیروبین و مدت بستری و مدت فوتوتراپی و دیررس نظیر کرنیکتروس بررسی گردیدند.
یافتهها: دو گروه از نظر معیارهای دموگرافیک مشابه بودند. طول بستری بر حسب روز در گروه مداوم ۰/۶۰±۲/۳ و در گروه متناوب ۰/۹۳±۲/۴۶ بود و تفاوت معناداری نداشتند (۰/۵۱۶P=) مدت زمان فوتوتراپی بر حسب ساعت در گروه فوتوتراپی مداوم ۱۶/۳۹±۴۵/۲۶ و در گروه متناوب ۱۱/۸۲±۴۶ بود که از نظر آماری تفاوت معناداری نداشتند (۰/۸۴۳P=) سرعت کاهش بیلیروبین پس از ۳۶ ساعت در دو گروه یکسان بود وتفاوت معنادار آماری نداشتند (۰/۴۲۹P=).
نتیجهگیری: فوتوتراپی متناوب به اندازه فوتوتراپی مداوم در کاهش بیلیروبین نوزادان ایکتریک موثر میباشد.
فاطمه فلاحتی مروست، حسین عربعلیبیک، فاطمه علیپور، عباس شیخطاهری، لیلا نوری،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تجویز لنز مناسب به منظور ایجاد دید بهتر و کاهش عوارض جانبی، فرآیندی چند مرحلهای، پیچیده، زمانبر و شامل ملاحظات فراوان است که انجام آن تنها توسط یک متخصص چشم خبره امکانپذیر است. هدف این مطالعه، طراحی یک سیستم تصمیمیار در زمینهی تجویز لنزهای تماسی بود.
روش بررسی: در این مطالعهی بنیادی، دادههای مربوط به ۱۲۷ بیمار مبتلا به کراتوکونوس مراجعهکننده به درمانگاه لنز بیمارستان فارابی دانشگاه علوم پزشکی تهران در بازهی زمانی اسفند ۱۳۹۲ تا تیرماه ۱۳۹۳ مورد استفاده قرار گرفته است. پنج پارامتر در فرآیند تجویز لنز مورد بررسی قرار گرفت. پارامترهای "موقعیت قرارگیری لنز در راستای عمودی"، "میزان حرکت عمودی لنز حین پلک زدن" و "پهنای ریم در الگوی فلورسین" از طریق تهیه ویدیو از بیمار و "میزان تجمع فلورسین زیر لنز" توسط پزشک و "میزان راحتی لنز" از طریق پرسش از بیمار بهدست آمد. مناسب و نامناسب بودن لنز توسط پزشک متخصص تشخیص داده و ثبت شد. از شبکه عصبی مصنوعی به منظور طراحی سیستم تصمیمیار استفاده شد. سیستم توسط ماتریس کانفیوژن مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: پس از ارزیابی، سیستم میزان صحت، حساسیت و ویژگی سیستم بهترتیب ۹۱/۳، ۸۹/۸ و ۹۲/۶% بهدست آمد. شعاعهای مختلفی برای سیگما در نظرگرفته شد که در نهایت شعاع ۱/۱ بهترین نتیجه را در دستهبندی لنز بهدست آورد.
نتیجهگیری: اعداد بهدست آمده از ارزیابی سیستم نشان داد استفاده از شبکه عصبی مصنوعی بهعنوان یک سیستم تصمیمیار میتواند با دقت قابل قبول، ارزیابی لنز تماسی سخت را مورد بررسی قرار داده و لنزهای مناسب و نامناسب را تفکیک نماید.
فرزاد تاجدینی، رضا شکرریز فومنی، پریناز رضاپور، کامبیز عباچیزاده، مریم محسنی،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف الکل یکی از مهمترین عوامل قابل پیشگیری مرگ است. باتوجه به اهمیت روزافزون بیماریهای مرتبط با سبک زندگی (از جمله سوءمصرف الکل) وجود راهنماهای بالینی مبتنی بر شواهد منطبق بر شرایط فرهنگی و اقتصادی در هر کشوری الزامی مینماید. هدف از انجام این مطالعه تدوین راهنمای بالینی بهمنظور کنترل و پیشگیری از مصرف الکل میباشد.
روش بررسی: این پژوهش از مطالعات راهاندازی سیستم علمی/اجرایی (مطالعات مدیریت سیستم سلامت) میباشد که در سال ۱۳۹۶ در بیمارستان طالقانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که با استفاده از الگوی ملی بومیسازی راهکارهای طبابت بالینی با استفاده از نقد راهنماهای بالینی انتخاب شده تا پایان سال ۱۳۹۶ براساس معیارهای سازماندهی مناسب، در دسترس بودن نسخه کامل و به روز بودن راهنما بالینی، بر پایه سیستم امتیازدهیThe Appraisal of Guidelines for Research and Evaluation (AGREE) انجام گردید. راهنما بالینی براساس مدل 5A تدوین گردید.
یافتهها: بهمنظور پیشگیری و کنترل مصرف الکل با توجه به توصیههای پنج راهنمای بالینی خدمات پیشگیری آمریکا، سبک زندگی سالم ایالات متحده، اقدامات پیشگیری در پزشکی عمومی استرالیا، عوامل خطر رفتاری استرالیا و سبک زندگی انگلستان، براساس آخرین توصیهها تا زمان تدوین راهنمای بالینی براساس مدل ۵A شامل (پرسش و ارزیابی، توصیه، توافق و امداد و سازماندهی و قرار جلسات بعدی) راهنمای بالینی تدوین گردید.
نتیجهگیری: بهترین راهکار با توجه به راهنماهای بالینی موجود جهت پیشگیری و کنترل مصرف الکل غربالگری، مشاوره رفتاری کوتاهمدت (۲-۱ جلسه)، درمان با مداخلات رفتاری شناختی (۶-۲ جلسه) و در صورت نیاز ارجاع به مراکز درمانی بالاتر میباشد.
سولماز خلیقفرد، شیوا ایرانی، رامش عمرانیپور، علیمحمد علیزاده،
دوره 77، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آنزیمهای متالوپروتییناز میتوانند منجر به هضم ماتریکس خارج سلولی و تسهیل متاستاز سلولهای سرطانی به سایر بافتها گردند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در بافت و پلاسمای بیماران مبتلا به سرطان پستان و ارتباط آن با ویژگیهای بالینی بیماری بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت تجربی- پژوهشی در مرکز تحقیقات سرطان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از فروردین تا اسفند ۱۳۹۶ انجام گرفت. تعداد ۲۵ بیمار با سرطان پستان غیرمتاستاتیک لومینال A در مراحل ۲ یا ۳ بیماری و ۸ فرد سالم وارد مطالعه شدند. ابتدا چند نمونه بیوپسی از بافت پستان و ml ۱۰ خون کامل از همه شرکتکنندگان گرفته شد. سپس از روش زیموگرافی کلاژن جهت بررسی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در پلاسمای بیماران در مقایسه با افراد سالم افزایش معناداری داشت (بهترتیب ۰/۰۰۵۵P= و ۰۰/۲۶۳P=). برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، سطح میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتییناز ۱ در بافت تومور و پلاسمای بیماران تفاوت معناداری داشت (۰/۰۲۲۷P=). همچنین سطح فعالیت پلاسمایی متالوپروتییناز ۱ (۰/۰۰۳۷P=) و متالوپروتییناز ۱۳ (۰/۰۳۱۱P=) تفاوت معناداری در مراحل ۲ و ۳ بیماری نشان دادهاند. برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، الگوی سطح فعالیت متالوپروتییناز ۱ در وضعیت گرههای لنفاوی بین نمونههای بافت (۰/۰۳P=) و پلاسما (۰/۰۱۵P=) تفاوت معناداری نشان داده است.
نتیجهگیری: مطالعه غلظت پلاسمایی متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در مقایسهی با غلظت بافتی آنها، فاکتور مناسبی جهت تشخیص زودهنگام در مبتلایان به سرطان پستان بود.
مسعود غیاثیان، سجاد دانشیار، خالد کریمینژاد، عباس مرادی،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آنومالی وریدی شایعترین ناهنجاری عروقی سیستم عصبی مرکزی است که با توجه به مکان درگیری میتواند علایم مختلف عصبی ایجاد کند. شناخت علایم بالینی و عوارض احتمالی این بیماری کمک شایانی به تشخیص و درمان آن مینماید. این مطالعه با هدف بررسی تظاهرات بالینی بیماران مبتلا به آنومالی وریدی صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه همگروهی آیندهنگر که در بیمارستان سینا شهر همدان از فروردین ۹۵ تا اسفند ۱۳۹۶ انجام شد، تعداد ۴۱ بیمار مبتلا به آنومالی وریدی مورد بررسی قرار گرفتند. دادههای بیماران از نظر مراجعات آنها در طی دوره پیگیری گردآوری و نتایج آن گزارش گردید.
یافتهها: در این مطالعه ۲۱ نفر (۵۱/۲۱%) مرد و ۲۰ نفر (۴۸/۷۹%) زن با میانگین سنی بیماران ۲±۵۰ سال بررسی شدند. شایعترین نشانه اولیه بیماری تشنج در ۲۰ بیمار (۴۸/۷۸%) بود. بیشتر ضایعات در لوب پریتال با ۱۱ مورد (۲۶/۸۲%) و سپس در لوب فرونتال با هشت مورد (۱۹/۵۱%) بود. از نظر عوارض طی فالوآپ ۱۶ بیمار (۳۹/۰۲%) بدون عارضه، ۱۶ بیمار دچار ۴۸ اپیزود تشنج، هفت بیمار دچار ۹ اپیزود خونریزی مغزی، دو بیمار دچار همیپارزی اندام، یک بیمار دچار سردرد و یک بیمار دچار فلج عصب شش مغزی شد. از نظر بیماری و ریسک فاکتورها بهترتیب ۹ بیمار (۲۶/۸۲%) مبتلا به فشارخون بالا، پنج بیمار (۱۲/۱۹%) مبتلا به مننژیوم و سه بیمار (۷/۳۱%) مبتلا به دیابت بودند. هفت بیمار (۱۷/۰۷%) سابقه خانوادگی مثبت داشتند که شیوع علایم و عوارض در آنها بالاتر از سایر بیماران بود.
نتیجهگیری: بیشتر ضایعات بهصورت تکگیر و شایعترین علامت بالینی آن تشنج بود. ضایعات سوپراتنتوریال بیشتر با تشنج و ضایعات اینفراتنتوریال بیشتر با خونریزی همراه بودند.
فاطمه نسیمی، حسین زراعتی، جواد شاهینفر، محمدرضا صفدری، علی اسماعیلی، مریم قربانزاده،
دوره 78، شماره 2 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: نوزادان نارس در حین مراقبت و درمان تحت رویههای استرسزای زیادی قرار میگیرند که سبب تغییرات فیزیولوژیک در آنها میگردد. تحریک چندحسی یک طبقهبندی گسترده از مداخلاتی است که در راستای بهبود پیامدهای تکاملی و فیزیولوژیک نوزادان نارس بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان طراحی شدهاند تا استرسها را در محیط بخش مراقبت ویژه نوزادان به حداقل برسانند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر تحریک چندحسی بر معیارهای فیزیولوژیک نوزادان نارس انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دوسوکور که از اردیبهشت تا آذر ۱۳۹۵ در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان شهید مطهری شهرستان جهرم انجام شد، تعداد ۸۰ نوزاد نارس با سن حاملگی ۳۴ تا ۳۶ هفته بهصورت تصادفی در دو گروه تحریک چندحسی و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله، برنامه تحریک چندحسی را یک نوبت بهمدت ۶۰ دقیقه و در گروه کنترل فقط مراقبتهای معمول بخش را دریافت کردند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه و چک لیست معیارهای فیزیولوژیک نوزادان بود.
یافتهها: آزمونهای آماری نشان داد که در مرحله حین مداخله (نیم ساعت اول و دوم) یک روند رو به کاهش در میانگین تمامی شاخصهای فیزیولوژیک وجود داشت (۰/۰۰۱>P)، ولی این تغییرات در گروه کنترل معنادار نبوده است. همچنین آزمون آنالیز واریانس با اندازههای تکراری نشان داد که تفاوت معناداری بین تغییرات متغیرهای فیزیولوژیک در بین دو گروه در مراحل مختلف ارزیابی وجود داشت (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: تحریک چندحسی منجر به کاهش تعداد ضربان قلب و تنفس و ثبات فشار خون نوزادان نارس شد.
حسین شاکری، علیاصغر عربی میانرودی، محمدعلی حقبین، نرگس خانجانی،
دوره 78، شماره 3 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: از مشکلات عمده در اعمال جراحی، درد پس از آن است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی تیزانیدین بهعنوان پیشدارو در کاهش درد پس از عمل جراحی سپتوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی دوسوکور از فروردین تا اسفند ۱۳۹۳ در بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان آموزشی درمانی شفا کرمان بر روی ۷۱ بیمار ۱۸ تا ۵۰ سالهی کاندید جراحی سپتوپلاستی برای اولین بار، انجام گردید. بیماران بهطورتصادفی در دو گروه قرار گرفتند. داروی تیزانیدین با دوز mg ۴ دو ساعت پیش از جراحی (سپتوپلاستی) بهصورت خوراکی به بیماران گروه مداخله داده شد. در گروه کنترل دارونما تجویز گردید. دادههای مربوط بهشدت درد چهار ساعت، هشت ساعت و صبح روز پس از جراحی اندازهگیری و ثبت شد.
یافتهها: بیماران ۶۲ نفر (۸۷/۳۲%) مرد و ۹ نفر (۱۲/۶۸%) زن بودند. میانگین سنی افراد مورد بررسی ۷/۵±۲۴/۶ سال بود. دو گروه مداخله و شاهد از نظر سن همسان بودند (۰/۵۴P=)، اما طول مدت جراحی در دو گروه متفاوت بود (۰/۰۳۸P=) و در گروهی که تیزانیدین دریافت کردند، طولانیتر بود. میانگین امتیاز درد در دو گروه پس از چهار ساعت، متفاوت و در گروهی که تیزانیدین دریافت کرده بودند، بیشتر بود (۰/۰۴۳P=). میانگین امتیاز درد در دو گروه پس از هشت ساعت (۰/۹۵P=) و یک روز (۰/۷۹P=) تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: در این مطالعه تجویز تیزانیدین پیش از عمل در کاهش درد پس از عمل جراحی سپتوپلاستی مؤثر نبود.
علیرضا رای، سیروس امیری، محمدرضا صبحیه،
دوره 78، شماره 4 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم کارایی فیستولهای همودیالیز موجب تحمیل هزینههای زیاد و افزایش آمار مرگومیر و عوارض میگردد. کارایی بالون دارویی و غیردارویی در فیستولهای شریانی وریدی بدون عملکرد مناسب در یک دوره شش ماهه بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی است. ۵۰ بیمار همودیالیزی که بهعلت عدم کارایی فیستول شریانی وریدی در سال ۱۳۹۶ به بیمارستان امامرضا (ع) کرمانشاه مراجعه کردند، بهطور تصادفی در دو گروه مجزا قرار گرفتند. همه این بیماران توسط یک جراح عروق، تحت آنژیوپلاستی فیستول با بالون دارویی و غیردارویی قرار گرفتند. بیماران در فاصله زمانی شش ماهه پیگیری شدند.
یافتهها: درصد موفقیت کارایی بالون دارویی نسبت به غیردارویی در عملکرد فیستولهای شریانی وریدی بهطور معناداری افزایش یافت (05/0P<). همچنین ارتباط معناداری بین سن و ابتلا به دیابت در طول عمر فیستول وجود دارد.
نتیجهگیری: کاربرد بالونهای دارویی نسبت به غیردارویی در کارایی فیستولهای شریانی وریدی موثرتر است.
مینا جعفرآبادی، مریم باقری، مامک شریعت، خدیجه رئیسی، اطهره رنجبر، فائزه غفوری، فدیه حقاللهی،
دوره 78، شماره 10 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری همهگیر کووید 19 در حال گسترش است. بهمنظور ارایه اقدامات پیشگیرانه و درمانی موثر، انجام تحقیقات گسترده با تمرکز بر شناخت بیماری و عوامل زمینهساز بروز بیماری ضروری میباشد. از اینرو هدف این مطالعه تعیین علایم بالینی و اتیولوژیک کرونا ویروس نوین-2019 میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، بر روی 510 بیمار مبتلا به کوید 19، در درمانگاه عفونی بیمارستان امام خمینی تهران از اسفند 1398 تا خرداد 1399 بهمدت چهار ماه در طول اولین دوره همهگیری کرونا انجام شد. بیماران با معیار ورود اسکن ریه اختصاصی کووید 19 به دو دسته بستری (179 نفر) و سرپایی (331 نفر) تقسیم شدند. اطلاعات دموگرافیک، علایم بالینی و عوامل خطرساز ابتلای بیماری در یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و اطلاعات تجزیه و تحلیل آماری شد.
یافتهها: بارزترین علایم تب، لرز و سرفه بودند که در 176 نفر (52%) از افراد گروه سرپایی و 101 (59%) از افراد گروه بستری گزارش شدند. بیماری زمینهای مثل فشارخون بالا با احتمال 9/4 برابر (0001/0P=، 25/433-10/2: %95CI، 9/4=OR) و آنمی با احتمال 22 برابر (000/0P=، 083/355-56/9: %95CI، 905/22=OR) در شدت بیماری موثر میباشد. بهنظر میرسد که دریافت ویتامین D3 اثر حمایتکنندهای در کاهش شدت بیماری دارد.
نتیجهگیری: تب، لرز و سرفه در شناسایی بیماران مبتلا به کووید دارای شیوع بالایی بود. با توجه به اثر حمایتی ویتامین D3 در کاهش شدت بیماری، انجام کارآزماییهای بالینی و مطالعات جامعتر جهت بررسی نقش کاربردی این ویتامین پیشنهاد میشود.
زهره حبیبی، سید مرسل مسلمی عقیلی، سید امیرحسین جوادی، آرش سیفی، کورش کریمی یارندی، سید علی دهقان منشادی، فرشته نادری بهدانی،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی اعصاب در بحران پاندمی کووید-19 با چالشهای بسیاری روبهرو است. به همین جهت، راهنمای حاضر جهت کمک به تصمیمگیری جراحان اعصاب و کادر درمان و همچنین حفاظت جان بیماران و کادر درمان در شرایط بحران کرونا تهیه گردیده است.
روش بررسی: ابتدا راهنماهای بالینی مرتبط با موضوع، با جستجو در پایگاههای اطلاعاتی استخراج شدند و تعداد پنج راهنمای بالینی انتخاب شدند. به کمک این راهنماها آیتمها و سوالات و همچنین پاسخ هر یک از سوالات نیز استخراج شد. برای یافتن شواهد تکمیلی برای پاسخ دادن به سوالات مطرح شده، مجددا در پایگاهها جستجو انجام شد. در نهایت، پاسخها بهصورت توصیه، ویرایش شد و به صورت یکدست درآمد. این توصیهها برای چهار نفر از صاحبنظران متخصص جراحی مغز و اعصاب و دو نفر از صاحبنظران متخصص عفونی ارسال شد. اساتید صاحب نظر، نمرهدهی به توصیهها را طبق معیار ارزیابی AGREE-REX (در سه حوزه کاربرد بالینی، ارزشها و منافع و قابلیت اجرا) انجام دادند. حداقل میزان توافق در هر حوزه ارزیابی 80% در نظر گرفته شد و توصیههای مورد توافق بهعنوان توصیه نهایی در نظر گرفته شدند.
یافتهها: توصیههای نهایی، در بخش یافتهها آورده شده است.
نتیجهگیری: استفاده از وسایل حفاظت فردی، کاهش ارتباط غیرضروری کادر درمان با بیماران، استفاده از تله مدیسین، تهویه مناسب هوا، غربالگری بیماران، کاهش اعمال جراحی الکتیو، استفاده از روشهای کمتر تهاجمی و مدیریت تولید آئروسولها، کاهش روش ترانس اورال و ترانس نازال از مهمترین توصیههای این راهنما هستند.
محمد رضا امینی، محمدرضا مهاجری تهرانی، ندا مهرداد، مهناز سنجری، مریم اعلاء، ندا علیجانی،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت پا شایعترین عارضه دیابت است که میتواند باعث آمپوتاسیون اندام تحتانی شود. درمان عفونت نیازمند توجه ویژه به شرایط بیماری، گرفتن نمونه مناسب برای کشت، انتخاب دقیق آنتیبیوتیک، تعیین نیاز بیمار به مداخله جراحی و ارایه انواع مراقبت زخم میباشد. یک رویکرد نظاممند و مبتنی بر شواهد به عفونت پای دیابتی، منجر به پیامد بهتر میشود. از اینرو این مقاله با هدف بومیسازی راهنمای بالینی IWGDF در حیطه عفونت زخم پای دیابتی انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، بومیسازی راهنمای بالینی بین المللی مبتنی بر شواهد عفونت زخم پای دیابتی با استفاده از متدولوژی ADAPTE و طی سه مرحله آمادهسازی، پذیرش یا اقتباس و نهاییسازی انجام شد. بهمنظور ارزیابی کیفیت راهنمای بالینی منتخب از ابزار AGREEII استفاده شد.
یافتهها: راهنمای بالینی IWGDF2015 بهعنوان راهنمای بالینی منتخب انتخاب گردید. راهنمای بالینی بومی شده با توجه به امکانات و دسترسی به تجهیزات و داروها در ایران بهصورت 26 توصیه با ذکر دلایل در تشخیص و درمان عفونتهای زخم پای دیابتی بیان شده است.
نتیجهگیری: توصیههای ذکر شده با توجه به محدودیتها و تجهیزات داخل کشور ارایه شده ولی در مجموع چالشهایی همچون پایش درمان عفونت، مدت زمان مطلوب درمان آنتیبیوتیکی، دیدگاههای بهینه درمان مطلوب عفونت در کشورهای کم درآمد، زمان و نوع مطالعات تصویربرداری، انتخاب درمانهای طبی یا جراحی، شرایط بستری بیماران و تفسیر مناسب تستهای مولکولار میکروبیولوژیکی در عفونتهای پای دیابتی مطرح میباشد.
سید علی اکبر عربزاده، وحید جمشیدی، مسعود سعید، رستم یزدانی، مهدیه جمشیدی،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص زود هنگام بیماری همهگیر کرونا (کوید-19) نقش مهمی در جلوگیری از مرگومیر دارد. مطالعه حاضر با هدف استخراج ویژگیهای کلیدی بیماری و یافتن بهترین روشهای دادهکاوی که باعث بهبود صحت تشخیص بیماری کرونا میشود، صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه، اطلاعات و علایم بالینی مربوط به بیماران مبتلا به کوید-19، از کلینیکهای عفونی بیمارستان افضلی پور کرمان و علیبنابیطالب رفسنجان از اسفند 1398 تا بهمن 1399 بهمدت 12 ماه گردآوری شدند. مدلهای پیشبینی با استفاده از ترکیبهای مختلف از ویژگیهای بیماری و هفت روش دادهکاوی، ایجاد شده و مورد آزمایش قرار گرفتند.
یافتهها: 9 ویژگی کلیدی و سه تکنیک برتر دادهکاوی شناسایی شدند. نتایج آزمایشها نشان میدهند که مدل پیشبینی ارایه شده با استفاده از ویژگیهای کلیدی شناسایی شده و بهترین تکنیک دادهکاوی بهدست آمده، دقت 19/83% را برای تشخیص بیماری کرونا فراهم میکند.
نتیجهگیری: با توجه ویژگیهای کلیدی و تکنیکهای دادهکاوی بهدست آمده از این مطالعه میتوان با تکمیل مجموعه داده و استفاده از این روش، با دقت بالا ابتلا به کوید- 19 را در افراد با ویژگیهای بالینی مختلف تشخیص داد.
آرش بستانی، هادی قرهباغیان آذر، مهدی جعفری، مستانه بابایی گرمخانی،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی یکی از ناتوانکنندهترین علایم در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) میباشد که تاکنون درمان قطعی برای آن ثبت نشده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان با میدان مغناطیسی بر خستگی مبتلایان به MS انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور از فروردین سال 1398 تا شهریور سال1400 بر روی 46 بیمار مبتلا به MS انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه مداخله مگنتوتراپی و گروه کنترل تقسیم شدند. مداخله بهصورت میدان مغناطیس پالسی با فرکانس Hz 15 و شدت mT 5/4 انجام شد.
یافتهها: متوسط شدت خستگی در گروه مداخله از 91/4 به 27/4 و در گروه کنترل نیز از83/4 به 37/4 کاهش یافت که از نظر آماری معنادار بودند (بهترتیب 024/0P= و 028/0P=). اما اختلاف پاسخ دو گروه به درمان از نظر آماری معنادار نبود (382/0=P).
نتیجهگیری: با توجه به عدم اختلاف چشمگیر درکاهش خستگی، شدت خستگی، این روش درمانی برای درمان خستگی بیماران MS توصیه نمیشود.
سید رضا رئیسکرمی، مایا قشقایی منصور، یحیی عقیقی، مامک شریعت،
دوره 80، شماره 4 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتریت ایدیوپاتیک جوانان شایعترین بیماری روماتولوژی در اطفال، شامل یک گروه از اختلالات که همگی دارای تظاهر بالینی مشترک آرتریت هستند. هدف بررسی علایم بالینی و آزمایشگاهی کودکان مبتلا به آرتریت ایدیوپاتیک جوانان درمان شده با پالس وریدی متیل پردنیزولون بوده است.
روش بررسی: این مطالعه، یک پژوهش توصیفی- مقطعی 20 ساله از سال ۱۳۷۲ الی ۱۳۹۲میباشد. اطلاعات 202 بیمار بستری با تشخیص JIA که پروندهای شامل دادههای دموگرافیک (جنس و سن)، دادههای بالینی و آزمایشگاهی داشتند ثبت گردید و توسط SPSS software, version 17 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 65/3±98/6 سال بود. پس از درمان در تمام گروههای سنی و جنسی میانگین HB و HCT بهطور معنادار افزایش و WBC و PLT بهطور معنادار کاهش داشت. میانگین CRP و ESR کاهش معنادار داشت. میانگین آلکالن فسفاتاز در گروه پسران کاهش معنادار داشت. در AST و ALT تغییرات معنادارنبود. در سطح Ca و K، کاهش معناداربود. در میزان Na افزایش معنادار بود. سطح Ca در پسران و K در دختران کاهش معنادار و Na در پسران دارای افزایش معنادار بود. سدیم سرم در گروه سنی بالای 10 سال افزایش معنادار داشت، پتاسیم در گروه سنی پنج تا 10 سال و کلسیم در گروه سنی تا پنج سال و بالای 10 سال کاهش معنادار داشت. FBS تغییر معنادار نداشت. فشارخون افزایش معنادار داشت. در این مطالعه بیشترین درگیری مفصل در زانو 7/89% و کمترین درگیری در مفصل گردن با 4/7% بود که در نهایت بهطور معناداری در پاسخ به درمان 7/76% بهبودی داشتهاند.
نتیجهگیری: با توجه به در دسترس بودن، بهتر شدن عملکرد بیمار و کاهش علایم بالینی، این روش درمانی توصیه میشود. هرچند نیاز به مطالعات بیشتر و مشاوره سایر متخصصین از جمله مشاوره قلب وعروق ضروری بهنظر میرسد.