98 نتیجه برای آل
محبوبه منصوری، مسعود موحدی، زهرا پورپاک، رزیتا اکرمیان، راهله شکوهی شورمستی، حبیبه مظفری، ابوالحسن فرهودی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
آلرژی به شیر گاو شایعترین آلرژی غذایی در سال اول عمر است. در حال حاضر تنها درمان پذیرفته شده در آلرژی غذایی پرهیز از آلرژن مربوطه میباشد. از آنجاییکه شیر گاو ترکیب عمده رژیم غذایی شیرخواران میباشد این اقدام چندان منطقی و عملی نیست. هدف این مطالعه ارائه یک راهکار درمانی در بیماران مبتلا به آلرژی به شیر گاو است.
روش بررسی: تمامی بیماران با تشخیص قطعی آلرژی به شیر گاو از نوع با واسطۀ IgE که بین اسفند ماه 1383 تا آذر ماه 1384 به درمانگاه آلرژی مرکز طبی کودکان مراجعه نمودند، در دو گروه مداخله و کنترل وارد مطالعه شدند و پس از تکمیل پرسشنامه، در مورد گروه مداخله حساسیتزدایی خوراکی و در مورد گروه کنترل حداقل شش ماه پیگیری و بررسی بالینی و آزمایشگاهی بهعمل آمد. در نهایت هر دو گروه از نظر علائم بالینی و نتایج IgE اختصاصی به شیر مجددا˝ بررسی شدند.
یافتهها: 20 بیمار مورد حساسیتزدایی خوراکی قرار گرفتند و 13 بیمار در گروه شاهد بودند. هر دو گروه از نظر میانگین سنی، جنسیت و علائم بالینی تقریبا˝ مشابه بودند. در پایان مطالعه در 18 نفر گروه مداخله (90%) حساسیتزدایی با موفقیت پیش رفت و در 14 نفر آنها (70%) به اتمام رسید. تمامی افراد گروه کنترل همچنان با مصرف شیر گاو علامتدار باقی ماندند.
نتیجهگیری: بیماران در طی متوسط 9 ماه حساسیتزدایی شدند، این اقدام در 90% بیماران موفقیتآمیز بوده و روند آن رو به اتمام است. نظر به علامتدار ماندن بیماران گروه کنترل در 100% موارد، روش حساسیتزدایی خوراکی میتواند یک درمان امیدوارکننده در آلرژی غذایی باشد.
محمد اسماعیل دارابی، سیدمحمد میراسکندری، مصطفی صادقی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
اقدامات تهاجمی نظیر آسپیراسیون مکرر مغز استخوان در کودکان مبتلا به بدخیمیهای خونی دردناک بوده و به همین دلیل این اقدامات میتوانند باعث اضطراب فراوان در این گروه از کودکان و والدین آنها شوند. هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی و بیخطر بودن دو ترکیب دارویی میدازولام-کتامین و پروپوفول- آلفنتانیل برای ایجاد آرامبخشی و بیدردی در ضمن انجام آسپیراسیون مغز استخوان در کودکان میباشد.
روش بررسی: 50 کودک 2 تا 12 ساله با ASA III کاندید آسپیراسیون مغز استخوان در این مطالعه وارد شدند. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفته و برای آنها با استفاده از ترکیب میدازولام- کتامین و یا پروپوفول - آلفنتانیل آرامبخشی و بیدردی در اطاق عمل ایجاد شد. زمان شروع آرامبخشی، سطح آرامبخشی و مدت زمان ریکاوری بیماران در دو گروه ثبت شد.
یافتهها: دو گروه از نظر سن، جنس، وزن و مدت زمان انجام آسپیراسیون مغز استخوان اختلاف آماری نداشتند. با توجه به نمره اصلاح شده رامسی، همه بیماران در دو گروه درمانی در طی انجام آسپیراسیون مغز استخوان آرامبخشی قابل قبولی داشتند. زمان شروع آرامبخشی و مدت زمان ریکاوری بیماران در گروه پروپوفول- آلفنتانیل نسبت به گروه میدازولام- کتامین به طور معنیداری کمتر بود. (001/0p<) در گروه کتامین- میدازولام بدنبال القاء آرامبخشی، افزایش فشارخون سیستولیک و تعداد ضربان قلب و در گروه پروپوفول- آلفنتاتیل کاهش این دو متغیر نسبت به مقادیر پایه مشاهده شد.
نتیجهگیری: هر دو ترکیب پروپوفول- آلفنتانیل و میدازولام- کتامین به صورت موثر و بیخطری برای ایجاد آرامبخشی و بیدردی در کودکان در ضمن انجام آسپیراسیون مغز استخوان قابل استفاده هستند.
محمدرضا عرب، احمداله یاری، فریدون سرگلزایی اول، هوشنگ رفیق دوست، مهربد کریمی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
ماتریکس خارج سلولی شبکه پیچیدهای از پروتئینها و گلیکوزآمینوگلیکانها است که نقش با اهمیتی در فیزیولوژی طبیعی سلولها و تنظیم میانکنشهای سلول- سلول و سلول- ماتریکس خارج سلولی ایفا میکند. تغییر اجزای این بخش بافتی زمینهساز ترانسفورماسیونهای سلولی و متاستاز میباشد. هدف این مطالعه ردیابی تغییرات اسید هیالورونیک ماتریکس خارج سلولی در استرومای کارسینومای کولون در پاسخ به رنگآمیزی آلسین بلو به روش تغییر بحرانی غلظت یون منیزیم بود.
روش بررسی: بلوکهای پارافینی 30 بیمار با تشخیص کارسینومای کولون (از هر گرید 10 بیمار) از فایل آسیبشناسی انتخاب گردید. پس از بریدن مقاطعی با ضخامت 5-6 میکرومتر برشها با روش هماتوکسیلن- ائوزین رنگآمیزی شدند. پس از تایید تشخیص قبلی سایر برشها به روش آلسین بلو با 8/5pH= به طریقه تغییر غلظت بحرانی یون منیزیم رنگآمیزی شدند و آنگاه بر اساس شدت رنگآمیزی به گریدهای سهگانه (1) و (2) و (3) به ترتیب از کم به متوسط به زیاد درجهبندی شدند. اطلاعات حاصله به کمک نرمافزار آماری SPSS با تستهای غیر پارامتری تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین گریدینگ هیستوپاتولوژیک و شدت واکنش استرومای تومور به آلسینبلو ارتباط معنیداری وجود دارد (005/0p<). با تست Man Whitney میان گرید I هیستوپاتولوژی با گرید II آن از نظر شدت پاسخ استروما به آلسین بلو اختلاف معنیداری وجود نداشت در حالی که این اختلاف برای گرید I با III و گرید II باIII به ترتیب با (002/0p<) و (005/0p<) معنیدار است.
نتیجهگیری: اختلاف واکنش استرومای تومور به آلسینبلو در گریدهای مختلف سرطان کولون انعکاسی از میزان متفاوت اسید هیالورونیک استروما بوده و میتواند در توجیه پتانسیل متفاوت سلولهای سرطانی با گریدهای مختلف در ایجاد متاستاز کمککننده باشد.
تقی گلمحمدی، محمد انصاری، عبدالرحیم نیک ضمیر، رضا صفری ابهری، سپیده الهی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
مسمومیت با سرب یکی از مهمترین مشکلات زیستی شهرهای بزرگ جهان است و آثار زیانآور سرب روی اکثر بافتها مطالعه شده ولی روی رشد و وزن جنین در دوران حاملگی کمتر بررسی شده است. هدف این طرح بررسی وجود همبستگی بین غلظت سرب خون مادر، بندناف جنین و شیر مادر و اثر آن بر وزن نوزاد هنگام تولد میباشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع بررسی مقطعی (Cross sectional) بود. پس از تکمیل پرسشنامه، پنج میلیلیتر خون از 86 مادر و نوزاد و سه میلیلیتر شیر از مادران منطقه غیرآلوده و 85 نمونه خون مادر و نوزاد و شیر مادر منطقه آلوده جمعآوری و با روش اسپکترومتری جذب اتمی مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین غلظت سرب خون مادران، نوزادان و شیر مادران در منطقه غیرآلوده به ترتیب: 1/4±6/7، 2/3±9/5 و 5/2±2/4 و در منطقه آلوده به ترتیب 41/8±07/9، 18/5±6/6 و 5/5±8/5 میکروگرم در میلیلیتر و میانگین وزن نوزادان در منطقه غیرآلوده 5/0±2/3 و در منطقه آلوده 4/0±2/3 کیلوگرم بود.
نتیجهگیری: بین میانگین غلظت سرب شیر مادران در دو منطقه غیرآلوده و آلوده تفاوت معنیداری وجود داشت (012/0(p=. با استفاده از آزمون Correlation و t-test، بین میانگین غلظت سرب خون مادران و نوزادان ومیانگین سرب شیر مادران و خون نوزادان در هر دو منطقه ارتباط معنیداری وجود داشت (001/0(p=. وزن نوزادان درهنگام تولد بین پنج تا دو کیلوگرم و بهطور متوسط 5/3 کیلوگرم بود و با مقایسه آن با میانگین وزن نوزادان در منطقه آلوده و غیر آلوده احتمالا" آلودگی سرب برروی وزن نوزادان اثر چندانی ندارد (89/0p=).
محمدرضا فضلالهی، زهرا پورپاک، مهدی یگانه، غلامعلی کاردر، انوشیروان کاظم نژاد، مسعود موحدی، محمد قرگزلو، رضافرید حسینی، ابوالحسن مرحوم فرهودی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
در سالهای اخیر تعداد گزارشات مربوط به واکنشهای ازدیاد حساسیت فوری به کنجد رو به افزایش بوده است. لذا با توجه به مصرف زیاد این ماده غذایی در کشور ما، این مطالعه برای شناخت تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی و آلرژی به کنجد و تعیین شیوع آن در بین سایر آلرژنها انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 250 بیمار با علایم بالینی آلرژی، انجام گرفت. بررسی بیماران شامل اطلاعات پرسشنامه مخصوص این مطالعه، انجام تست پوستی به روش پریک و اندازهگیری IgE اختصاصی به روش ELISA بود. تست پوستی با آلرژن کنجد و آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با آن (سویا، بادامزمینی و گردو) و بر حسب سن و شرح حال با آلرژنهای استنشاقی و غذایی شایع انجام گردید. تست IgEاختصاصی فقط با آلرژن کنجد انجام شد.
یافتهها: از 250 بیمار با متوسط سنی 74/11 سال، 35 بیمار (1/14%) پریک مثبت به عصاره کنجد و 27 بیمار (4/18%) IgE اختصاصی مثبت با آلرژن کنجد داشتند. در مجموع با توجه به شرح حال بیماران، نتایج تست پریک و نیز IgE اختصاصی علیه کنجد، میزان شیوع آلرژی به کنجد پنج نفر(2%) محاسبه گردید. از نظر علائم بالینی، در بیماران حساس به کنجد بهطور معنیداری، کهیر و درماتیت شایعترین علایم بیماری بوده و نسبت به افراد غیرحساس به این ماده، بیشتر مشاهده شد (008/0p=). در بیماران حساس به کنجد، بهطور معنیداری فراوانی تست پوستی مثبت با آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با کنجد، نسبت به بیماران غیر حساس بیشتر بود (00/0p=).
نتیجهگیری: در این بررسی برای اولین بار در ایران کنجد را بهعنوان یکی از علل شایع آلرژی غذایی (وابسته به IgE) و به ویژه از علل بروز آنافیلاکسی شناسایی کردیم. توجه به شرح حال بروز علائم با مصرف کنجد، استفاده از تست پریک میتواند در شناسایی این نوع آلرژی بخصوص در بیماران با علائم درماتیت - اگزما و کهیر کمک کننده باشد. همچنین مشاهده یک مورد آنافیلاکسی در بین پنج بیمار دچار آلرژی به کنجد نشانگر اهمیت این آلرژن در بین سایر آلرژنها میباشد.
رضا شبانلوئی، فضل اله احمدی، جلیل واعظ قراملکی، ابراهیم حاجی زاده، یوسف جوادزاده،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
استوماتیت یا موکوزیت دهانی ناشی از شیمیدرمانی یک عارضه داروهای ضد سرطان است که در درصد بالایی از بیماران مشاهده میشود. تنها راه پیشگیری از بروز آن، استفاده از دهانشویه مناسب و بهداشت دهان میباشد و این مهم در تسکین آلام بیماران اثربخش بوده و منجر به افزایش کیفیت زندگی آنها میگردد. این مطالعه بهمنظور بررسی تاثیر دهانشویه آلوپورینول بر پیشگیری از استوماتیت ناشیاز شیمیدرمانی انجام شده است.
روش بررسی: در این تحقیق نیمهتجربی 42 بیمار که بهطور تصادفی در گروه آزمون (28 بیمار) و شاهد (14 بیمار) قرار داده شدند. بیماران گروه آزمون از دهانشویه ترکیبی پنج میلیگرم در میلیلیتر آلوپورینول با هیدروکسی پروپیل متیل سلولز و گروه شاهد از آب معمولی برای شستشوی دهان بهمدت 16 روز استفاده نمودند.
یافتهها: دادههای بهدست آمده و بررسی روزانه مخاط دهان بیماران نشان میدهد که دهانشویه آلوپورینول توانسته است بهطور معنیداری شدت استوماتیت، شدت درد ناشی از استوماتیت و میزان بقای استوماتیت را کاهش دهد (05/0p<).
نتیجهگیری: پیشگیری از بروز استوماتیت در بیماران تحت شیمیدرمانی موجب پذیرش بهتر درمان از طرف بیمار میشود. آلوپورینول میتواند بهعنوان دهانشویه مناسب در بیماران تحت شیمیدرمانی جهت پیشگیری از استوماتیت ناشی از شیمیدرمانی مورد استفاده قرار گرفته و موجب بهبودی تغذیه و رضایت بیماران گردد.
منصوره تقاء، بابک احمدی، شاهین آخوند زاده، سوده رازقی،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده
دو تا سه درصد از افراد مبتلا به صرع میباشند. آلوپورینول مهارکننده آنزیم گزانتین اکسیداز است و مانع تجزیه آدنوزین میانجی مهاری سیستم عصبی میشود. در این مطالعه تاثیر آلوپورینول بهعنوان درمان کمکی در صرع مقاوم بهدرمان ارزیابی شده است.
روش بررسی: مطالعه بهصورت دوسو کور و تصادفی با کنترل پلاسبو بر روی 38 بیمار مبتلا به صرع مقاوم به درمان انجام شد. 20 نفر در گروه پلاسبو و 18 نفر در گروه آلوپورینول قرار گرفتند. بیماران در طول طرح بر اساس کد آلوپورینول 300 میلیگرم روزانه یا پلاسبو بهعنوان داروی کمکی به داروهای مصرفی قبلی بیماران اضافه شد. بیماران قبل از ورود به مطالعه و سپس هر سه ماه یکبار برای بررسی از نظر عوارض احتمالی، آنزیمهای کبدی و اوره و کراتینین و CBC، ارزیابی شدند. دوره درمان شش ماه پس از شروع درمان پایه بود.
یافتهها: 26 نفر صرع پسیکو موتور و 12 نفر انواع صرع ژنرالیزه داشتند. در مجموع 32 بیمار مطالعه را به اتمام رساندند. با مصرف آلوپورینول، پس از ماه دوم در 66% از بیماران بهمیزان بیش از 30%، 55% بیش از 50% و 44% بیش از 60% کاهش تشنجها مشاهده شد. عوارض دارو خفیف و برگشتپذیر بود و نیاز به قطع دارو نشد.
نتیجهگیری: آلوپورینول با دوز 300 میلیگرم در روز برای بالغین ایمن و در کنترلصرع مقاوم به درمان موثر میباشد.
مریم رضائی، محمد قاسمی، نعمتالله جنیدی جعفری،
دوره 65، شماره 13 - ( 12-1386 )
چکیده
حساسیتهای پوستی تنفسی ناشی از دستکش لاتکس مشکلی شایع و در پارهای از موارد تهدیدکننده حیات در کارکنان مراقبت سلامت میباشد. برخی از سوابق زمینهای احتمال بروز این واکنشها را افزایش میدهند. هدف از این مطالعه بررسی عوارض ناشی از استفاده از دستکشهای لاتکس و عوامل زمینهساز در گروهی از کارکنان شاغل در مراکز دندانپزشکی نظامی بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی کارکنان با حداقل سه ماه سابقه کار و استفاده مکرر و روزمره از دستکش لاتکس از نظر جنبههای مختلف حساسیت به لاتکس و نیز سوابق پزشکی و عوامل زمینهساز مرتبط با بروز حساسیتها مانند درماتیت دست، آتوپی و آلرژی به مواد غذایی با استفاده از پرسشنامه (MUSC) Medical University of South Carolina مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: تعداد 330 نفر در این بررسی شرکت داده شدند که دارای میانگین سنی 6/31 سال و متوسط طول مدت خدمت هشت سال بودند. بیشترین گروه شغلی افراد را دندانپزشکان تشکیل میدادند. 3/70% افراد درجاتی از حساسیتهای ناشی از لاتکس را تجربه کرده بودند. از نظر سوابق پزشکی در 8/21% افراد سابقه آتوپی، در 5/34% موارد پیشینه از حساسیت به مواد غذایی مختلف مشاهده شد و سابقه درماتیت دست در 1/19% افراد مشهود بود، تفاوت شیوع واکنشهای پوستی و تنفسی در بین افراد واجد و فاقد عوامل زمینهساز معنیدار بهدست آمد.
نتیجهگیری: در این مطالعه شیوع عوارض نسبت به مطالعات مشابه بیشتر بود. بهدلیل ارتباط واکنشهای حساسیتی ناشیاز لاتکس و برخی از سوابقپزشکی گزینشطبی افراد در ابتدای استخدام و پایش دورهای سلامتآنان از جهت مشکلات ذکر شده کاملا ضروری میباشد.
سید ابوالفضل قریشی، امیر حسین آقاجانی،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
بیخوابی و کاهش کیفیت خواب باعث نقص در کارکرد روزانه و افت عملکرد کلی فرد میگردد. با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا به سنجش کیفیت خواب در دانشجویان پزشکی بپردازیم.
روش بررسی: پرسشنامههای تهیهشده شامل اطلاعات دموگرافیک، مقیاس خوابآلودگی ایپورث و پرسشنامه سنجش کیفیت خواب پیتزبورگ بهروش سرشماری در بین تمامی دانشجویان دانشکدۀ پزشکی زنجان توزیع و پس از تکمیل جمعآوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: در مجموع 133 نفر (4/59%) کیفیت خواب مطلوب و 91 نفر (6/40%) کیفیت خواب نامطلوب داشتند. شیوع کیفیت خواب نامطلوب در مقطع علوم پایه (6/24%)، فیزیوپاتولوژی (9/42%)، کارآموزی (7/41%) و کارورزی (5/53%) بود (008/0=p). شیوع کیفیت خواب نامطلوب در افراد ساکن در خوابگاه 6/37%، منزل دانشجویی 6/44%، زندگی با والدین 8/20% و منزل شخص متأهلی 5/61% بود (024/0=p). 8/35%از افراد مجرد و 9/64%از افراد متأهل کیفیت خواب نامطلوب داشتند (001/0=p). 9/57% از افراد با وضعیت اقتصادی پایین کیفیت خواب نامطلوب داشتند. این میزان برای وضعیت اقتصادی متوسط 9/46% و برای وضعیت اقتصادی بالا 9/33% بود (049/0=p). 5/47% از دانشجویان با معدل کمتر از 16 و 32% از افراد با معدل بیشتر از 16 کیفیت خواب نامطلوب داشتند (047/0=p). کیفیت خواب ارتباط واضحی با سابقه افسردگی و اضطراب، BMI و جنس دانشجویان نشان نداد.
نتیجهگیری: شیوع بالای کیفیت خواب نامطلوب منجر به عملکرد کلی و تحصیلی نامطلوب در تعداد زیادی از دانشجویان پزشکی میگردد.
سیداکبر شریفیان، طناز شوشتریزاده، امید امینیان،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
اثرات تماس مزمن با حلّالهای آلی بر سلامت انسانها در مطالعات مختلف مورد بررسی قرار گرفته که نشانگر ارتباط قابل توجه بین تماس با حلّالها و گلومرولونفریتها بوده است. هدف از این مطالعه بررسی مارکر ادراری حساس به سمیت کلیوی (میکروآلبومین) جهت یافتن اثرات زودرس مواجهه با حلّالها بر گلومرول بوده است.
روش بررسی: در یک مطالعه کوهورت جهت بررسی احتمال اختلال عملکرد کلیه، میزان میکروآلبومین ادرار، کراتینین و نیتروژن اوره خون را در 92 کارگر مورد مواجهه با حلال را با 92 کارگر که هیچگونه مواجهه شغلی با حلال نداشتند مقایسه گردید. کلیه افراد هر دو گروه جنس مذکر بوده و سابقه دیابت و فشارخون نداشتند.
یافتهها: درصد افراد سیگاری در هر دو گروه تقریبا˝ مساوی بود. میانگین سنی افراد مواجهه یافته برابر 7/2± 6/28 سال و در گروه کنترل برابر 7±7/33 سال بود (05/0p<) انتخاب افراد بهطریق تصادفی ساده بوده و نتایج این مطالعه توسط نرمافزار SPSS ویراست 5/11 آنالیز گردید. میانگین مدت تماس با حلّالها 5/1±8/4 سال بود. از نظر آماری اختلاف معنیداری در مقدار میکروآلبومینوری، افزایش BUN و Cr خون بین گروه مواجهه و کنترل مشاهده شد (05/0p<) از نظر آماری ارتباط معنیداری بین پارامترهای اندازهگیری شده و مدت تماس با حلال وجود نداشت (05/0p>).
نتیجهگیری: بهطور کلی نتایج اینمطالعه مطرحکننده احتمال اختلال عملکرد کلیه در اثر تماس مزمن با حلّالها است.
روح ا... قموشی، فاضل شمسا، حمیدرضا منصف اصفهانی،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اغلب آلکالوئیدها، اثرات فیزیولوژیکی قوی در پستانداران و سایر ارگانیزمها دارند و تعدادی از آنها، عوامل مهم دارویی میباشند. غنیترین منبع آلکالوئیدها، گیاهان میباشند. لذا بررسی وجود آنها در گیاهان، اهمیت زیادی دارد. ما در این مطالعه سعی کردهایم تا روشی سریع، ارزان و با حساسیت بالا، برای بررسی وجود آلکالوئیدها در گیاهان ارائه کنیم.
روش بررسی: 12 نمونه گیاهی مورد بررسی قرار گرفتند که طبق تحقیقات قبلی، تعداد 11 نمونه حاوی آلکالوئید و یک نمونه فاقد آلکالوئید بودند. عصارهگیری از نمونههای گیاهی با متانول انجام شد. در مورد هر نمونه، بعد از حل کردن حدود
g 5/0 از عصاره آن در مقداری اسید کلریدریک N2 و صاف کردن آن، بررسی وجود آلکالوئید در آن، توسط معرفهای دراژندروف، واگنر و میر با روش پیشنهادی تشکیل کمپلکس با BCG، انجام شد. حداقل مقدار آلکالوئید قابل ردیابی توسط روش تشکیل کمپلکس با BCG نیز بر حسب آتروپین، مشخص شد.
یافتهها: نتیجه بررسی وجود آلکالوئید در نمونههای گیاهی با معرفهای دراژندروف، واگنر و میر در مورد چای سیاه، گل گاوزبان و چای کوهی، منفی و در بقیه موارد مثبت بود. نتیجه بررسی وجود آلکالوئید در نمونههای گیاهی با روش پیشنهادی تشکیل کمپلکس با BCG در مورد چای سیاه و چای کوهی، منفی و در بقیه موارد مثبت بود. حداقل مقدار آلکالوئید قابل ردیابی از طریق تشکیل کمپلکس با BCG، معادل mg40 آتروپین بود.
نتیجهگیری: در تمام مواردی که نتیجه ردیابی آلکالوئید در نمونههای گیاهی با استفاده از معرفهای دراژندروف، واگنر و میر مثبت بود، نتیجه ردیابی با روش پیشنهادی تشکیل کمپلکس با BCG نیز مثبت بود. تحقیقات قبلی حاکی از وجود آلکالوئید در این نمونهها میباشند. نتیجه ردیابی آلکالوئید با هر دو روش، در مورد چای سیاه و چای کوهی منفی بود. چای سیاه، حاوی آلکالوئیدهای گزانتینی میباشد. آلکالوئیدهای گزانتینی با روش تشکیل کمپلکس با BCG قابل ردیابی نمیباشند. چای کوهی نیز طبق تحقیقات قبلی، حاوی آلکالوئید نمیباشد. حداقل مقدار آلکالوئید قابل ردیابی با روش تشکیل کمپلکس با BCG، معادل mg40 آتروپین میباشد که مقدار بسیار کمی است و نشاندهنده حساسیت بالای این روش میباشد.
لاله شریفی، زهرا پورپاک، سعید بکایی، اکرم کریمی، محمد قراگزلو، مسعود موحدی، مصطفی معین،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین، جداسازی و حذف آلرژنهای عامل آسم برونشیال موثرترین روش درمانی در این زمینه محسوب میگردد. اخیراً افزایش نگهداری از حیوانات خانگی موجب گشته که افراد در معرض بسیاری آنتیژنهای ناشناخته قرار بگیرند. مطالعات در این زمینه بسیار بحثانگیز میباشد نتایج برخی از مطالعات اپیدمیولوژیک بیانگر آن است که نگهداری از حیوانات باعث کاهش ریسک ابتلا به حساسیت و آسم میگردد. هدف از این تحقیق تعیین ارتباط سابقه نگهداری از حیوانات با احتمال بروز بیماری آسم است.
روش بررسی: یک مطالعه مورد- شاهدی بر روی 300 کودک آسماتیک مراجعهکننده به مرکز طبی کودکان طی دو سال صورت گرفت و سوالاتی چون نوع و جنس حیوان خانگی، وضعیت بلوغ حیوان، مکان نگهداری از حیوان، مدت زمان و هدف نگهداری از حیوان پرسیده شد. سوالات مشابهی از 300 فرد غیر آسمی همسن و همجنس با بیماران (گروه کنترل) پرسیده و ثبت گردید و نسبت شانس (Odds Ratio) برای ابتلا به آسم در افرادیکه حیوان نگهداری میکردند محاسبه گردید.
یافتهها: نسبت شانس (OR) ابتلا به بیماری آسم در افراد دارای سابقه نگهداری از حیوانات 59/2 میباشد 21/4-60/1CI= و 001/0p<. دلیل اقتصادی مهمترین هدف در نگهداری حیوانات خانگی بوده است. اکثر حیوانات بالغ بوده و در خارج از منزل نگهداری شدهاند. تفاوتی بین جنس نر و ماده مشاهده نشده است.
نتیجهگیری: نگهداری از حیوانات خانگی عامل خطر مهمی در ابتلا به آسم میباشد در نتیجه به افراد مستعد ابتلا به آسم (افراد آتوپیک) توصیه میگردد که از نگهداری حیوانات اجتناب نمایند. در هر صورت انجام مطالعات بیشتر در ایران ضروری است.
مرجان لعل، لعبت گرانپایه، فرانک خدادادی، آزاده صلواتـیپور، احمدرضا صادقی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: در تشخیص آپاندیسیت حاد، روشهای تصویربرداری متعددی و همچنین روشهای نمرهدهی مختلفی (scoring) با تکیه بر علائم و نشانههای بیمار بهکار میرود. هدف از این مطالعه مقایسه بین سیستم نمرهدهی MANTRELS که توسط آقای Alfredo Alvarado پیشنهاد شده، با یافتههای سونوگرافی بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مشاهدهای و آیندهنگر طی سال 83-84، برروی 106 بیمار مراجعهکننده به بیمارستان سینا با درد حاد شکم مشکوک به آپاندیسیت حاد انجام شد.
یافتهها: بیماران بیشتر در گروه سنی 20 تا 29 سال با ارجحیت آقایان بودند. از 106 بیماری که تحت عمل آپاندکتومی قرار گرفتند، 100 بیمار آپاندیسیت حاد داشته و شش نفر آپاندکتومی منفی شدند. از 100 بیماری که آپاندکتومی مثبت شدند 88% بیماران نمره آلوارادو ≥6 و 12% نمره ≤5 داشتند و از شش بیماری که آپاندکتومی منفی شدند 7/66% نمره آلوارادو ≤5 و 3/33% نمره ≥6 داشتند، که این تفاوت از نظر آماری معنیدار بود (005/0=p). در بیمارانی که سونوگرافی شدند در 9/71% از بیمارانی که آپاندیسیت حاد داشته و در 25% از بیمارانی که آپاندیسیت حاد نداشتند، نتایج سونوگرافی غیرطبیعی گزارش شده بود که این تفاوت معنیدار نبود (08/0=p). در مطالعه ما دقت تشخیصی نمره آلوارادو مساوی یا بالاتر از شش، 88% و یافتههای سونوگرافی 9/71% بود. با در نظر گرفتن نمره آلوارادو 6≤ و یافتههای غیرطبیعی سونوگرافی این دقت تشخیصی به 2/97% افزایش مییابد.
نتیجهگیری: در این مطالعه نشان داده شد که نقش معاینه بالینی و یافتههای آزمایشگاهی در تشخیص آپاندیسیت حاد مهمتر از سونوگرافی به تنهایی میباشد.
فاطمه رحیمیشعرباف، فاطمه میرزایی، مهبد کاوه،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع آلوایمونیزاسیون Rh بهدنبال استفاده از ایمونوگلوبولین آنتی D کاهش یافته است. با انجام آمنیوسنتز سریال، سونوگرافی داپلر شریان مغزی میانی و کوردوسنتز و درمان آنمی با تزریق خون داخل رحمی مرگ و میر پریناتال کاهش یافته است. درمان آلوایمونیزاسیون Rh در حاملگیهای دوقلو با مشکلات تشخیصی و درمانی بیشتری همراه است.
معرفی بیمار: ما یکمورد درمان موفقیتآمیز Rh آلوایمونیزاسیون شدید در یک حاملگیدوقلوی دیکوریون دیآمنیون با سطح هموگلوبین نمونه خون جنینها g/dl1/3 و g/dl9/3 و وجود آسیت در هر دو قل در قبلاز ترانسفوزیون داخلرحمی را گزارش میکنیم. برای اولینبار در ایران پساز چندین نوبت تزریقخون داخلرحم بهجنینها، هر دوقلو در سنحاملگی 34 هفته با آپگارخوب و وزن 2300 و 2200 گرم زنده متولد شدند.
نتیجهگیری: اگرچه در ایران پروفیلاکسی جهت 10% جمعیت Rh منفی بهصورت همگانی انجام میشود چون آلوایمونیزاسیون Rh را نمیتوان ریشهکن نمود، نیازمند تجهیز مراکز محدود جهت ارایه خدمات به این بیماران میباشیم.
حسن رادمهر، حسن تاتاری، مهرداد صالحی، علیرضا بخشنده،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز در بیمارانی که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر هستند میتواند اثرات سودمندی داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه عوارض کوتاهمدت تعویض ریشه آئورت توسط اتوگرافت پولمونر به روش متداول با روش پیشنهادی موئلفین میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی غیرتصادفی شده، 64 بیمار از مراجعین بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی از ابتدای دی سال1381 تا اول دی سال 1385 که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر (Ross Operation) بودند به دو روش تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در دو سال اول این مطالعه تمامی بیماران به روش متداول و معمول تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه الف شامل 28 بیمار) در دو سال دوم کلیه بیماران به روش پیشنهادی مولفین یعنی استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه ب شامل 36 بیمار) سپس برخی متغیرهای بالینی و پیامدهای کوتاهمدت این عمل جراحی در دو گروه مورد مقایسه قرارگرفتند.
یافتهها:میانگین سن، فراوانی دو جنس، پاتولوژی منجر به عمل، میزان کسر جهشی (EF) پیش از عمل و میزان آن پیش از ترخیص،در دو گروه اختلاف معنیداری نداشتند. در گروه ب، میانگینهای زمان پمپ (26±09/144 دقیقه در برابر 25±64/179 دقیقه در گروه الف) زمان کلامپ عرضی (22±5/118 دقیقه در برابر 19±93/136 دقیقه در گروه الف) به میزان معنیداری کمتر از گرو تعداد بیمارانی که در ICU نیاز به تزریق خون نداشتند، در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف بیشتر بود (71/35% در برابر 57/68%). میانگین اقامت در ICU و نیز در بیمارستان در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف کوتاهتر بود (بهترتیب 3/0±3/1 در برابر 7/0±9/1 روز و 9/0±2/5 در برابر 5/1±9/5 روز). مورتالیتی کلی چهار مورد بوده (25/6%) که بین دو گروه اختلاف معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز برای عمل تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر نسبت به روش متداول برتریهایی دارد. موئلفین استفاده از این روش را در مراکز دیگر توصیه مینمایند.
سعید چنگیزی آشتیانی، سیدمصطفی شیدموسوی، سامان حسینخانی، مهدی شیرازی،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: انسداد میزنای سبب استرس اکسیداتیو، تضعیف متابولیسم انرژی و نقص دفع اسید در کلیه میگردد. هدف این مطالعه بررسی اثرات ال- کارنیتین بهعنوان کوفاکتور تسهیلکننده اکسیداسیون اسیدهای چرب در میتوکندری و نیز زداینده رادیکالهای آزاد و همچنین آلفاتوکوفرول بهعنوان قویترین آنتیاکسیدان بر روی این اختلالات کلیوی در ساعات اولیه بعد از رفع انسداد حاد یکطرفه میزنای میباشد. روش بررسی: میزنای چپ تحت بیهوشی در 60 رت مسدود ال- کارنیتین، آلفاتوکوفرول یا حاملشان (نرمال سالین و روغن زیتون) در چهار گروه مختلف بهصورت داخل صفاقی (i.p) تزریق شد. هر رت مجدداً بیهوش و کانولگذاری گردید و انسداد میزنای دقیقاً 24 ساعت بعد از القای انسداد یکطرفه میزنای باز شد. طی یک دوره 30 دقیقه کلیرانس جمعآوری جداگانه ادرار از دو کلیه صورت گرفت. نمونههای جمعآوری شده ادرار و خون شریانی به سنجشگرهای خودکار داده شدند، و سطوح مالون دیآلدئید (MDA)، ATP و ADP در کلیهها اندازهگیری گردیدند. گروههای شاهد و کنترل نیز وجود داشتند (10-8n= در هر گروه). یافتهها: در کلیه پس انسدادی گروههای دریافتکننده حامل نسبت به کلیه معادل در گروه شاهد، مقادیر MDA (001/0p<)، ADP (01/0p<)، pH (001/0p<) ادراری و دفع مطلق (05/0p<) و نسبی بیکربنات (01/0p<) افزایش، ATP، ATP/ADP (هر دو 001/0p<) و PCO2 (01/0p<) ادراری کاهش نشان دادند. آلفاتوکوفرول توانست سطح MDA را بهحد طبیعی بازگرداند اما تاثیری بر مقادیر تغییر یافته شاخصهای متابولیسم انرژی و دفع اسید- باز نداشت، در حالیکه ال- کارنیتین همه آنها بهجز افت PCO2 ادراری را بهبود بخشید. نتیجهگیری: دفع بیکربنات افزایش یافته در کلیه پس انسدادی بهعلت نقص ترشح اسید در مجاری جمعکننده میباشد و به متابولیسم انرژی تضعیف شده و استرس اکسیداتیو کلیوی ناشی از انسداد میزنای مرتبط نمیباشد.
مهین تفضلی، رضا سعیدی، محبوبه غلامی رباطسنگی، سیدرضا مظلوم،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : شقاق نوک پستان در 96-11% مادران شیرده اتفاق میافتد و جزء شایعترین علل قطع زودرس شیردهی میباشد یکی از درمانهای رایج شقاق نوک پستان لانولین میباشد از طرفی با توجه به اثرات تایید شده آلوورا بر ترمیم زخم، این مطالعه با هدف تعیین اثر ژل آلوورا و پماد لانولین بر درمان شقاق نوک پستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه، یک کارآزمایی بالینی دو گروهه و یکسوکور است، که در آن نمونهگیری به روش مبتنی بر هدف، در کلینیک ویژه دکتر شیخ انجام گردید و 50 شقاق نوکپستان در هر گروه (47 مادر مبتلا به شقاق هر دو پستان و شش مادر مبتلا به شقاق نوک یک پستان)، پس از توضیح روش مطالعه و اخذ رضایتنامه کتبی، به شکل تصادفی به دو گروه درمان با پماد لانولین و یا ژل آلوورا تقسیم شدند، ضمناً به هر دو گروه، آموزش تکنیک صحیح شیردهی و نحوه استعمال دارو داده شد. قبل از مطالعه، روز سوم و روز هفتم پس از مطالعه مقیاس استور، توسط پژوهشگر تکمیل شد. سپس دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافتهها : میانگین نمره شقاق نوک پستان در گروه ژل آلوورا، قبل از مطالعه 04/3، روز سوم 26/1 و روز هفتم 26/0 بود و در گروه پماد لانولین، قبل از مطالعه 1/3، روز سوم 7/1 و روز هفتم 02/1 بود و دو گروه از نظر میانگین نمره شقاق نوک پستان، قبل از مطالعه، همگن بودند (05/0 p> ) ولی در روز سوم (048/0 p= ) و هفتم (003/0 p= ) ، بین دو گروه اختلاف معنیداری وجود داشت (048/0 p= و 003/0 p= ) . نتیجهگیری : ژل آلوورا در ترمیم شقاق نوک پستان، از پماد لانولین موثرتر میباشد.
غلامعلی کاردر، زهرا پورپاک،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین سن بروز آلرژی غذایی در کودکان، کمتر از یکسال و آلرژی به شیر گاو شایعترین آلرژی غذایی در این سن میباشد. برای تعیین نوع آلرژنی که بیمار به آن حساس است از آزمونهای متعدد اختصاصی تشخیص آلرژی، که یکی از مهمترین آنها ارزیابی IgE اختصاصی علیه آلرژن میباشد، استفاده میگردد. در این مطالعه یکی از بهترین روشهای سنجش IgE اختصاصی که بهروش الایزا انجام میگیرد بر علیه سه نوع پروتیین شیر گاو شامل کازیین، آلفالاکتالبومین و بتالاکتوگلبولین راهاندازی شده است.
روش بررسی: ابتدا دیسکهای حامل آلرژن، طی انکوباسیون کاغذ نیتروسلولزی با هر یک از آلرژنهای مورد مطالعه تهیه شد. پس از انکوبه کردن سرمها بر روی دیسکهای آلرژن، کونژوگه آنزیمی آلکالن فسفاتاز برای تست استفاده گردید. پس از بهینهسازی کلیه متغیرها، همه آنها در کنار هم بهشکل یک کیت طراحی شده و نمونههای سرم مثبت و منفی با آن همزمان با کیتهای تجاری استاندارد ارزیابی و مقایسه گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از ارزیابی IgE اختصاصی در نمونهها با کیتهای طراحی شده در مقایسه کیتهای تجارتی نشان دادند که ویژگی کیتهای طراحی شده در این طرح برای کازیین، آلفالاکتالبومین و بتالاکتوگلبولین بهترتیب 93%، 7/89% و 8/82% و حساسیت آنها بهترتیب 3/86%، 3/81% و 6/89% بوده و با مقادیر بهدست آمده از کیتهای تجاری مشابه بودند (اختلاف معنیدار دیده نشد).
نتیجهگیری: با توجه به حساسیت و ویژگی بالای کیتهای طراحی شده و نتایج مشابه با کیتهای تجاری میتوان نتیجهگیری نمود که این کیتها را میتوان در داخل با قیمت تمام شده ارزانتر تهیه نموده و آنها را بهعنوان جایگزین کیتهای تجاری گرانقیمت جهت امور تشخیصی بهکار برد.
فاطمه نادعلی، شیرین فردوسی، پریسا کریمزاده، بهرام چهاردولی، ناهید عینالهی، اسداله موسوی، بابک بهار، حسین درگاهی، غلامرضا توگه، کامران علیمقدم، اردشیر قوامزاده، سیدحمیداله غفاری،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
ییک تیروزین کیناز غیر رسپتوری است که نقش مهمی در اختلالات میلوئیدی ایفا می کند. اخی را JAK زمینه و هد ف: 2
شناسایی شده (MPNs) در تعداد زیادی از بیماران مبتلا به نئوپلاس مهای میلوپرولیفراتیو JAK2 V617F جهش اکتسابی
واقع بر روی کروموزوم 9 JAK در نوکلئوتی د 1849 در اگزون 12 از ژن 2 T به G است. این جهش ناشی از تغییر
م ی گردد . در JAK است که منجر به جایگزینی اسیدآمینه فنیل آلانین به جا ی وال ین در موقعی ت 617 از پ روتیین 2
بر (AS-PCR) و آلل اختصاصی DNA بر روی (ARMS-PCR) مطالعه حاضر دو روش سیستم تکثیر متزلزل جه ش ها
در ارزیابی این جهش مقایسه شد ه اند. روش بررس ی: مطالعه انجام شده از نوع تجربی بود . در این مطالعه RNA روی
با روش نمون هگیری تصادفی ساده، در 58 بیمار با تشخیص جدید یا در حال درمان مبتلا به JAK2 V617F جهش
مورد ارزیابی قرار گرفتند . برای تایید نتایج، سه نمونه از AS-PCR و ARMS-PCR بدخیمی های میلوپرولیفراتیو با روش
نتایج مشابه ی در بیماران AS-PCR و ARMS-PCR قرار گرفت . یافت هها: با هر دو روش Sequencing بیماران مورد
61 %) به دست آمد . اما در بیماران ترومبوسیتمی اولیه با روش / 86 %) و بیماران میلوفیبروز اولیه ( 5 / پلی سیتمی ورا ( 6
8) به دست آمد . وجود جهش توسط روش /15)% شیوع 53 AS-PCR 7) و با روش /15)%46/ شیوع 6 ARMS-PCR
با هر دو روش، قابل مقایسه با نتایج JAK مورد تایید قرارگرفت . نتیج هگیری: میزان شیوع جهش 2 Sequencing
گزارش شده قبلی می باشد و تفاوت در نتایج گزارش شده می تواند وابسته به تکنیک مورد استفاده باشد.
مرضیه برزگر، سیدعلیرضا طلائی زواره، محمود سلامی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: شواهد متعددی نشان میدهد که
مواجهه با استرسهای محیطی مختلف در طی دوران بارداری بر رفتارهای فیزیولوژیک فرزندان
موثر است. در این مطالعه تجربی اثر
استرس صوتی در دوران بارداری، بر یادگیری تثبیت حافظه فضایی فرزندان نر
موشهای صحرایی در ماز آبی موریس و نیز میزان کورتیکوسترون سرم آنها بررسی
شده است.
روش بررسی: فرزندان نر از مادرانی که دوره بارداری را به طور
طبیعی گذراندند یا در هفته آخر بارداری در معرض استرس قرار داشتند، به چهار گروه
10 سری شامل یک گروه کنترل، و سه گروه که در هفته آخر جنینی روزانه 1، 2 و 4 ساعت
در معرض استرس صوتی بودند، تقسیم شدند. یادگیری فضایی طی پنج شب و هر شب چهار مرحله آزمایش، توسط ماز آبی موریس سنجیده شد.
در شب آخر میزان تثبیت حافظه فضایی نیز بررسی شد. مدت زمان سپری شده و مسافت پیموده شده در ربعهای مورد نظر
ماز تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج
حاصل نشان داد که مواجهه روزانه به مدت دو و یا چهار ساعت در هفته آخر بارداری
باعث ایجاد اختلال در روند یادگیری و نیز تثبیت حافظه فضایی فرزندان میشود (05/0p<). میزان کورتیکوسترون سرم این حیوانات نیز به وضوح
افزایش یافته بود و با نتایج حاصل از مطالعات رفتاری همخوانی داشت. اعمال روزانه یک
ساعت استرس تغییری در میزان کورتیکوسترون و رفتار فرزندان ایجاد نکرد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای ما، مواجهه روزانه با استرس صوتی در
هفته آخر بارداری، میتواند سبب افزایش کورتیکوسترون سرم و کاهش یادگیری و حافظه
در فرزندان نر بالغ شود.