98 نتیجه برای آل
عبدالرضا استقامتی، علی بادامچی، مهری نقدعلیپور، محمود فرامرزی، مرتضی حقیقی حسنآبادی، آذردخت طباطبایی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای منتقله جنسی از مهمترین و شایعترین انواع عفونتهای انسانی است. اوره آپلاسما و مایکوپلاسما باکتریهایی هستند که در ایجاد اورتریتهای غیرگونوکوکی و سایر اختلالات دستگاه ادراری- تناسلی مانند عفونت گردن رحم و بیماری التهابی لگن و ناباروری نقش مهمی دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم و مایکوپلاسما ژنیتالیوم و ارزیابی عوامل خطر، مرتبط با عفونت در زنان باردار در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی، در مدت هشت ماه در سال ۱۳۹۴ (از اردیبهشت تا آذر ماه)، نمونههای ادرار از ۱۹۴ زن باردار مراجعهکننده به بخش زنان بیمارستان رسول اکرم (ص) در شهر تهران جمعآوری شد و نمونهها با رعایت شرایط استریل به آزمایشگاه مرکز تحقیقات بیماریهای عفونی کودکان بیمارستان رسول اکرم (ص) دانشگاه علوم پزشکی ایران ارسال شد و DNA از رسوب ادراری استخراج گردید و با روش PCR برای تشخیص عفونت مایکوپلاسمایی قرار گرفت.
یافتهها: فراوانی ادراری مایکوپلاسما ژنیتالیوم، اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم و عفونت همزمان هر دو ارگانیسم به ترتیب ۵/۶% و ۱۱/۲% و ۲/۶% بود و بین ابتلا به عفونت مایکوپلاسما ژنیتالیوم و ابتلا به عفونت اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم، ارتباط معنادار آماری دیده شد. سابقه مثبت سقط جنین با افزایش ابتلا به هر دو عفونت ارتباط آماری معنادار داشت. با افزایش سن بارداری فراوانی مایکوپلاسما ژنیتالیوم کمتر شد. همچنین سابقه بیماریهای منتقله جنسی با ابتلا به اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم رابطه داشت.
نتیجهگیری: وجود ارگانیسمهای اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم و مایکوپلاسما ژنیتالیوم در زنان باردار، یکی از علل سقط جنین بود.
گلاره کوچکپور، فیروزه حسینی-اصفهانی، مریم السادات دانشپور، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 76، شماره 10 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تناقضات متعددی در زمینه نقش تنوعهای غذایی و مصرف گروههای غذایی بر ابتلا به سندرم متابولیک وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین برهمکنش گروههای غذایی با پلیمورفیسمهای CCND۲ rs۱۱۰۶۳۰۶۹، ZNT۸ rs۱۳۲۶۶۶۳۴ و MC۴R rs۱۲۹۷۰۱۳۴ در رابطه با خطر سندرم متابولیک و هریک از اجزای آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه در پژوهشکده علوم غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و از فروردین ۱۳۸۴ تا اسفند ۱۳۹۳ انجام شد. در این پژوهش مورد-شاهدی، دادههای ۱۶۳۴(۸۱۷ جفت)، مورد و شاهد از میان شرکتکنندگان مطالعه کوهورت قند و لیپید تهران انتخاب شدند. افراد مورد و شاهد از نظر سن، جنس و سالهای پیگیری جور شدند. دریافتهای تغذیهای از طریق پرسشنامه روا و پایا بسامد خوراک بهدست آمد. پلیمورفیسمها به روش Amplification refractory mutation system-polymerase chain (ARMS-PCR) تعیین ژنوتیپ شدند.
یافتهها: برهمکنش بین rs۱۲۹۷۰۱۳۴ با مصرف سبزیجات سبز رنگ، گوشت قرمز و نوشیدنیهای شیرین شده به ترتیب در ارتباط با خطر HDL-C پایین، تریگلیسرید بالا و قندخون ناشتا بالا مشاهده شد (۰/۰۵P<). برهمکنش بین rs۱۳۲۶۶۶۳۴ با دریافت میان وعدههای شور (۰/۰۲P=) و دریافت ماهی (۰/۰۴P=) در ارتباط با خطر چاقی شکمی وجود داشت. مصرف سبزیجات توانست اثر rs۱۱۰۶۳۰۶۹ بر روی سندرم متابولیک را تعدیل کند و تداخل معناداری بین rs۱۱۰۶۳۰۶۹ با مصرف سبزیها، سبزیهای قرمز-زرد و میوهها بهترتیب بر روی خطر قندخون ناشتا بالا، HDL-C پایین و فشارخون بالا مشاهده شد.
نتیجهگیری: برای پیشگیری از سندرم متابولیک، افراد حامل آلل پرخطر rs۱۲۹۷۰۱۳۴ از مصرف گوشت قرمز پرهیز کرده در حالیکه مصرف سبزی و ماهی در افراد دارای آلل پرخطر rs۱۱۰۶۳۰۶۹ و rs۱۳۲۶۶۶۳۴ میبایستی مدنظر قرار گیرد.
محرم کرمی جوشین، حسن ایزانلو، عابدین ثقفیپور، یداله غفوری،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: شپش سر، انگل اجباری انسان بوده و بهطور عمده از طریق تماس مستقیم از فردی به فرد دیگر انتقال مییابد. درمان شپش سر با چالشهایی مانند عدم بهبودی کامل بیماران و نیاز به تکرار درمان، مواجه است. این مطالعه با هدف ارزشیابی کارایی حشرهکشهای ضد شپش، شامپو پرمترین ۱% و لوسیون دایمتیکون ۴% صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه نیمهتجربی (Quasi experimental study) و یکسوکور ۱۴۰ مورد فرد آلوده به شپش سر در مراکز جامع سلامت شهری تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی قم از فروردین تا اسفند ۱۳۹۶ بهطور تصادفی تحت درمان با شامپو پرمترین ۱% و لوسیون دایمتیکون ۴% قرار گرفتند. پیامد درمان شامل رفع آلودگی به شپش سر و رشک آن در روزهای ۱۴ و ۲۱ پس از شروع درمان، در نظر گرفته شد.
یافتهها: میزان موفقیت درمان در صورت دو بار استفاده (بهفاصله یک هفته) با شامپو پرمترین ۱% و لوسیون دایمتیکون %۴ بهترتیب ۶۵/۷% و ۶۲/۹% بود. اختلاف آماری معناداری بین اندازه اثر درمانی روشهای یادشده مشاهده نشد (۲/۵-۰/۶CI=، ۰/۵۹P=، ۱/۲۲odds ratio=). شانس بهبودی مردان نسبت به زنان ۳/۸ برابر (۰/۰۳۶P=)، شانس رفع آلودگی در گروه شغلی خانهدار نسبت به دانشآموزان ۳/۱ برابر (۰/۰۵P=) و شانس بهبودی در خانوادههای با یک نفر آلودگی سه برابر خانوادههای بیش از یک نفر آلودگی بوده (۰/۰۳۴P=) و بعد خانوار از مهمترین متغیرهای تاثیرگذار در افزایش معنادار اثر درمانی بوده است.
نتیجهگیری: این مطالعه کاهش اثر محلولهای ضد حشره تحت مطالعه، در رفع آلودگی به شپش سر را تایید نمیکند.
آرزو امیری، مریم عامری،
دوره 77، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: قطع عضو، یکی از انواع شدید آسیب به خود است که به قصد صدمه به بدن، انجام میگیرد. چشم، دستگاه ژنیتال و دست، اعضای مهمی هستند که مورد هدف قرار میگیرند. تاکنون، قطع آلت تناسلی توسط خود، در جهان کمتر گزارش شده است و شایعترین علت آن اختلالات سایکولوژیک و در راس آنها سایکوزها هستند.
معرفی بیمار: مرد ساله مجرد، مبتلا به اختلال دوقطبی، که از دوران نوجوانی تحت درمان قرار داشت. وی سابقه سوءمصرف مواد و همینطور روابط جنسی متعدد را داشت. از دو ماه پیش، توهمات شنوایی بیمار مبنی بر قطع آلت تناسلی شروع شده بود که در نهایت در روز حادثه، منجر به این اقدام شد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد مجموعه عواملی مانند ابتلای بیمار به سایکوز بهدنبال اختلال دوقطبی، سوءمصرف مواد، عقبماندگی ذهنی، داشتن روابط جنسی متعدد و همینطور رابطه قوی عاطفی با مادر میتواند بهعنوان محرک برای اقدام به قطع آلت تناسلی باشد.
رحیمه موسوی، پروانه نظرعلی، فهیمه کاظمی،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات تیآرایکس (TRX) روش تمرینی جدیدی است که اثرات مفیدی بر بهبود تعادل و قدرت دارد. بااینحال، نقش این نوع تمرینات بر فاکتورهای مربوط به عملکرد و بیوژنز میتوکندری درک نشده است. بنابراین، هدف از پژوهش کنونی، تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات تیآرایکس بر سطوح سرمی PGC-1α و سیترات سنتاز در زنان دارای اضافه وزن بود.
روش بررسی: پژوهش کنونی از نوع تجربی بود و از خرداد تا دی ۱۳۹۷ در باشگاه بانوان شهید غفاری در تهران تحت نظارت دانشگاه الزهرا (س) انجام شد. بدینمنظور ۳۰ زن دارای اضافه وزن به دو گروه کنترل (۱۴ نفر) و تمرین تیآرایکس (۱۶ نفر) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی تیآرایکس بهمدت هشت هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد که شامل شش حرکت اصلی بود که بهمدت ۶۰ دقیقه در هر جلسه انجام شد. خونگیری در دو مرحله پیشآزمون و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی برای اندازهگیری سطوح سرمیPeroxisome proliferator-activated receptor-γ coactivator ۱α (PGC-1α) و سیترات سنتاز انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرینات تیآرایکس تغییر معناداری در وزن بدن و شاخص توده بدن نسبت به گروه کنترل ایجاد نمیکند. همچنین، تمرینات تیآرایکس موجب افزایش معنادار سطوح سرمی PGC-1α و سیترات سنتاز نسبت به پیشآزمون و نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش کنونی نشان داد که هشت هفته تمرینات تیآرایکس توانست سطوح سرمی PGC-۱α و سیترات سنتاز را در زنان دارای اضافه وزن افزایش دهد.
وجیهه آقاملایی، عباس تفاخری، شکیلا مشکوه، آرزو شفیعیون، امیر سلیمی،
دوره 78، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آلزایمر شایعترین نوع دمانس در میان جمعیت رو به کهولت امروز میباشد که حدود ۶۰ تا %۷۰ موارد دمانس را تشکیل میدهد. ویتامین D بهعنوان ریسک فاکتور طیف گستردهای از بیماریها شناخته شده است. ویتامین D بهعنوان یک نورواسترویید نقش مهمی در تکامل و حفاظت سیستم عصبی داشته و بسیاری از مکانیسمهای موثر در پاتوژنز آلزایمر شامل تجمع پلاکهای آمیلویید بتا، استرسهای التهابی، اکسیداتیو، عروقی، افزایش کلسیم داخل سلولی و کمبود استیلکولین را تعدیل میکند.
روش بررسی: در این پژوهش مورد-شاهدی که از فروردین تا اسفند سال ۱۳۹۴ در درمانگاههای بیمارستان روزبه و امامخمینی (ره) شهر تهران انجام گردید، ۴۴ بیمار آلزایمر با ۴۰ بیمار دیگر که بیماری آنها با ویتامین D ارتباطی نداشت بهعنوان گروه شاهد مقایسه شدند. دادهها از نتیجه آزمایش سرمی ۲۵ هیدروکسی ویتامین D (25(OH)D3) شرکتکنندگان بهدست آمد.
یافتهها: میانگین سطح سرمی ویتامین D در مبتلایان به بیماری آلزایمر با گروه کنترل تفاوت معناداری نداشت (۰/۰۵۷P=) و زمانی که افراد براساس سطح سرمی به سه دسته کمبود (< ۱۰)، عدم کفایت (۱۰-۲۹) و کفایت (< ng/ml ۳۰) تقسیم شدند، ارتباط معناداری با ابتلا به آلزایمر بهدست آمد (۰/۰۱۹P=).
نتیجهگیری: نتایج ما تایید میکند که کمبود ویتامین D با افزایش در ابتلا به بیماری آلزایمر همراه است. این به بحث مداوم درباره نقش ویتامین D در شرایط غیراسکلتی میافزاید. افرادی که مبتلا به کمبود ویتامین D هستند، باید مکمل مناسب را دریافت کنند.
نرگس خداپرست، نازیلا ملکیان، زهرا وهابی، داوود فتحی، شهرام اویس قرن، فرزاد فاتحی، سیامک عبدی،
دوره 78، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر بهعنوان شایعترین علت دمانس مطرح میباشد. دومین علت شایع دمانس پس از آلزایمر، دمانس واسکولار است. یکی از سیستمهای درگیر در انواع دمانس، سیستم دیداری میباشد و پتانسیل برانگیخته بینایی (Visual Evoked Potential) میتواند یکی از روشهای تشخیصی این بیماری باشد. از اینرو مطالعه حاضر با هدف مقایسه تغییرات الگو پتانسیل برانگیخته بینایی در بیماران مبتلا به آلزایمر، دمانس واسکولار و اختلال شناختی خفیف با افراد سالم میباشد.
روش بررسی: مطالعه مورد-شاهدی در جمعیت افراد مراجعهکننده در بیمارستان شریعتی تهران از فروردین 1394 تا شهریور 1395 بوده است. بیماران با شکایت اختلال شناختی، تحت آزمون ارزیابی شناختی مونترال قرار گرفته و به سه گروه اختلال شناختی خفیف، آلزایمر و دمانس واسکولار تقسیم شدند و افراد با شناخت نرمال در گروه کنترل قرار گرفتند. تست پتانسیل برانگیخته بینایی به دو روش پترن شیفت و فلش (Pattern shift and flash) روی تمامی شرکتکنندگان انجام و نتایج بین گروهها مقایسه شد.
یافتهها: 40 بیمار در چهار گروه بررسی شدند (سه گروه بیمار و گروه کنترل). در گروه آلزایمر 70% و در گروه دمانس واسکولار 60% پتانسیل برانگیخته بینایی پترن شیفت غیرطبیعی بود. تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی تنها در گروه آلزایمر بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بوده است و در گروههای دیگر اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. در بررسی متغیرهای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش اختلاف معناداری بین گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد تنها آلزایمر با افزایش معنادار تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی ارتباط داشته و از طرفی اختلاف معناداری در اجزای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش بین گروههای مختلف وجود نداشت.
رسول ملاطفی، عادل احدی، حسین صالحزاده، الهام صفرزاده، هادی عباسی،
دوره 78، شماره 8 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل تنوع آلرژنهای تنفسی و تاثیرات جغرافیایی هر منطقه در نوع آلرژنها، توصیه شده است که آلرژیستها در منطقهی مورد فعالیت خود آلرژنهای شایع را مشخص نمایند. در مطالعه حاضر شیوع آلرژنهای تنفسی در بیماران آسم و رینیت آلرژیک بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی و گذشتهنگر میباشد. دادههای مورد نیاز این مطالعهی از پروندهی 661 بیمار از فروردین سال 1395 تا اسفند 1396 در کلینیک آسم و آلرژی استان اردبیل استخراج شد. این بیماران پس از اثبات وجود آسم یا رینیت آلرژیک، مورد انجام تست پریک با عصارههای آلرژن قرار گرفتند. دادههای این مطالعه توسط SPSS software, version 25 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: مطابق نتایج بهدست آمده از 661 بیمار مورد مطالعه، 462 نفر تست پریک مثبت و 273 نفر تست پریک مثبت چشمگیر داشتند. دستهی چمنها با 293 تست مثبت و علفهای هرز با 259 تست مثبت شایعتر از سایر دستهها بودند که در میان تستهای مثبت چشمگیر نیز این دو دسته به همان ترتیب فوق با 161 تست چشمگیر و 142 تست چشمگیر بهعنوان شایعترین آلرژنها حضور داشتند. همچنین فراوانی آلرژنهای تنفسی در بیماران دارای سابقه خانوادگی آلرژی در دستهی علفهای هرز و درختان بیشتر بود اما بر حسب سابقه تونسیلکتومی بیماران تفاوت معناداری در فراوانی آلرژنها دیده نشد.
نتیجهگیری: در استان اردبیل حساسیت به چمنها و علفهای هرز شیوع بالاتری دارند که پیشنهاد میشود جهت توصیههای پیشگیرانه به بیماران آلرژیک و تولید پکیجهای تست پوستی بومیسازی شده، مطالعات تکمیلی با تمرکز بر روی این دو دسته از آلرژنها انجام گیرد.
مریم باقری، هاشم خرسند محمدپور، کامران موسوی حسینی،
دوره 78، شماره 12 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقشهای متعدد آلبومین در بدن، تزریق فرآورده دارویی آن بهعنوان یکی از راهکارهای درمانی یا مدیریتی در شرایطی نظیر خونریزیهای شدید، سوختگیها، نارساییهای کبدی و بیماریهای همولیتیک نوزادان در دستور کار پزشکان قرار میگیرد. با در نظر گرفتن این موضوع که آلبومین، فراوانترین پروتیین پلاسما محسوب میشود، طراحی یک روش مناسب برای تخلیص آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. مطالعه پیش رو، به بررسی دو روش مستقیم و تلفیقی کروماتوگرافی تعویض یونی در تخلیص آلبومین از پلاسمای انسانی و مقایسه کیفیت فرآوردههای نهایی حاصل شده به هر دو روش میپردازد.
روش بررسی: این مطالعه از بهمن 1397 تا مهر 1398 در مرکز تحقیقات سازمان انتقال خون ایران انجام پذیرفت. در این پژوهش، 10 کیسه حاوی پلاسمای انسانی بهصورت تصادفی گردآوری و برای تخلیص پروتیین آلبومین با روشهای مستقیم و تلفیقی کروماتوگرافی تبادل یونی بهکار گرفته شد و خلوص فرآوردههای نهایی، به واسطه انجام تستهای الکتروفورز استات سلولز و SDS-PAGE مقایسه گردید. نمونه حاصل از روش تلفیقی، پاستوریزه شد و به منظور بررسی تجمعات پلیمری، آنالیز HPLC برروی آن انجام گرفت.
یافتهها: فرآورده نهایی حاصل شده با روش تلفیقی کروماتوگرافی تعویض یونی برخلاف روش مستقیم از خلوص مناسبی برخوردار بود با میانگین حدود 95% و میزان پلیمر موجود در آن نیز توسط آنالیز HPLC کمتر از 5% برآورد گردید (05/0P<).
نتیجهگیری: به واسطه رقیق نمودن پلاسما و متعاقبا کاهش قدرت یونی، میتوان تنها با بهرهگیری از دو مرحله کروماتوگرافی تعویض یونی، آلبومین را با درجه خلوص مناسب از پلاسمای انسانی جداسازی نمود.
عادله جعفری، بهروز خاکپور طالقانی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
بیماری آلزایمر شایعترین بیماری تحلیل برنده عصبی است که تاکنون هیچ پیشگیری یا درمان قطعی برای آن یافت نشده است. پلاکهای پیری و کلافهای نوروفیبریلاری دو نشانه مهم بافتی در آلزایمر هستند که هر دو برای سلول سمیمیباشند. تغییرات سلولی بسیاری از قبیل استرس اکسیداتیو، التهاب نورونی، تجمع پروتیینهای بد تاخورده و اختلالات میتوکندریایی نیز در آلزایمر ایجاد میشوند که میتوانند منجر به مرگ نورونی شوند. در سالهای اخیر، اثرات حفاظتکننده نورونی فلاونوئیدها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این ترکیبات مشتق از گیاهان به سبب تواناییشان در تولید آنتیاکسیدانها، دارای اثرات بسیار قوی بر روی اختلالات ناشی از دمانس مغزی میباشند. مکانیسمهای متعددی برای فلاونوئیدها پیشنهاد شده است که به واسطه آنها میتوانند در پیشگیری و یا آهسته کردن روند بیماری نقش داشته باشند. براساس شواهد، فلاونوئیدها سمیت ناشی از آمیلوئید بتا را کاهش داده و مانع تشکیل کلافهای نوروفیبریلاری در مغز میشوند. این ترکیبات در شکلپذیری سیناپسی و ایجاد نورونهای جدید نیز نقش دارند. همچنین، موجب کاهش آپوپتوز ناشی از استرس اکسیداتیو یا التهاب نورونی میشوند. از اینرو، این فرایندها میتوانند از پیشرفت آلزایمر جلوگیری کرده و علایم شناختی را بهبود بخشند. در مقاله حاضر تاثیر برخی از فلاونوئیدهای مشتق از گیاهان در مدلهای مختلف آلزایمر بهطور خلاصه مرور میشود و مکانیسم اثر و مسیرهای پیامرسانی مهم در کاهش التهاب عصبی، آپوپتوز و آسیب اکسیدانی مطرح میشوند. با وجود اثرات سودمند این ترکیبات، بررسیهای بیشتری مورد نیاز است تا بتوان فلاونوئیدها را بهطور جدی بهعنوان دارو در درمان آلزایمر استفاده نمود.
حسن محمدی کیانی، احمد شالباف، آرش مقصودی،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص زودهنگام بیماران در مراحل اولیه آلزایمر که بهعنوان اختلال شناختی خفیف نامیده میشود یک موضوع مهم در درمان و یا به تعویق انداختن ابتلا به آلزایمر میباشد. در این مطالعه قصد داریم از روی دادگان تصویربرداری عملکردی تشدید مغناطیسی (fMRI) در حال استراحت، افراد دچار بیماری اختلال شناختی خفیف را از افراد سالم تفکیک کنیم.
روش بررسی: در این پژوهش که از اردیبهشت تا آذر 1399 در تهران انجام شد، پس از انجام پیشپردازش دادگان fMRI، با استفاده از اطلس برچسبگذاری خودکار آناتومیکی، 116 ناحیه مغزی تفکیک شدند. سپس، ماتریس ارتباط عملکردی این نواحی با استفاده از روشهای همبستگی پیرسون و اطلاعات متقابل محاسبه شدند. در ادامه، شبکه گراف مغزی تشکیل شده و یالهای معنادار و قوی حفظ شدند. در انتها 11 ویژگی سراسری از شبکه گراف استخراج شده و پس از انجام آنالیزهای آماری و انتخاب ویژگیهای موثر، طبقهبندی 14 فرد سالم و 11 بیمار دارای اختلال شناختی خفیف با استفاده از طبقهبند ماشینبردار پشتیبان انجام شد.
یافتهها: محاسبات انجام شده نشان داد که روش اطلاعات متقابل و پنج ویژگی سراسری از شبکه گراف با نامهای میانگین قدرت، دوری از مرکز، بهرهوری محلی، ضریب خوشهبندی و انتقالپذیری با استفاده از طبقهبند ماشینبردار پشتیبان دارای بهترین جواب با صحت 84%، حساسیت 86% و اختصاصیت 93% میباشد.
نتیجهگیری: ترکیب ویژگیهای گراف مغزی و ارتباطات عملکردی، براساس تجزیه و تحلیل دادگان fMRI میتواند افراد با اختلالشناختی خفیف را با دقت بالایی تفکیک نماید.
سعیده ابراهیمی، سعید کلانتری، سهیل رحمانی فرد، میترا کهندل، زهرا امیری، یوسف علی محمدی، سارا مینائیان،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم پیشرفتهای بسیار، درمان کامل بیماری ایدز با چالشهایی ازجمله مقاومت ویروسی و درمان ناموفق دارویی مواجه گردیده است. هدف این مطالعه بررسی تفاوت در پروفایل سایتوکینی در بیماران با درمان موفق و بیماران با درمان ناموفق جهت فهم بهتر سازوکار شکست درمان دارویی میباشد.
روش بررسی: 69 بیمار مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی که از مهر 1397 تا اسفند 1399 به مرکز بهداشت غرب تهران جهت درمان مراجعه کردند، در این مطالعه وارد گردیدند. تعداد سلولهای CD4+ و همچنین بار ویروسی خونی بیماران بهترتیب با روشهای فلوسایتومتری و واکنش زنجیرهای پلیمراز بیدرنگ کمی (RT-qPCR) اندازهگیری گردید و براساس آن بیماران به دو گروه درمان موفق (36 نفر) و درمان ناموفق (33 نفر) تقسیم شدند. سپس سطح سرمی سایتوکینهای فاکتور نکروزدهنده تومور آلفا (TNF-α) و اینترلوکین-10 (IL-10) در آنان توسط روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج آزمایشات نشاندهنده این بود که سطح فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α) در بیماران گروه درمان ناموفق بهصورت قابلتوجهی از بیماران گروه درمان موفق بالاتر بود (pg/ml 17/10±43/10 در مقابل pg/ml 25/5±37/5، 01/0P=) در سطح سرمی اینترلوکین-10 (IL-10) بین دو گروه مورد مطالعه تفاوتی مشاهده نگردید. همچنین مدلهای رگرسیون خطی نشان داد که در بیماران با درمان ناموفق، رژیم درمانی مهارکنندههای ترانس کریپتاز معکوس غیرنوکلئوزیدی (NNRTI)، بر میزان سطح سرمی IL-10 تاثیرگذار میباشد (ضریب رگرسیون 88/10 (45/20-32/1 CI:)، 03/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نقش بالقوه TNF-α را بهعنوان فاکتور پیشالتهابی در پیشرفت بیماری ایدز یا شکست درمان نشان میدهد. از این رو، مطالعات بیشتر در آینده جهت شفافسازی این رابطه میتواند کمک بسزایی در پیشرفت دانش درمانی در مقابله با بیماری ایدز باشد.
طاهره عباسی معیر، عزیز قهاری، طیبه رستگار، فاطمه ملک، فرزانه رضایی یزدی، کامیار غفاری دافچاهی، نسرین تک زارع،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از چالشهای علم پزشکی ترمیم زخمهای سوختگی است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی درمان با لوسیون حاوی عسل، آلوئهورا، بره موم و سلولهای بنیادی مشتق از مغز استخوان در بهبود زخم سوختگی درجه دو در مدل حیوانی است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در حیوان خانه دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، از مهر ماه 1399 تا آبان ماه 1399 انجام شد و 72 رت پس از سوختگی در شش گروه با دورههای 7، 14 و 21 روزه تقسیمبندی شدند: شاهد(بدون درمان)، کنترل مثبت (پماد سیلورسولفادیازین 1%)، تجربی اول (سلولهای بنیادی)، تجربی دوم (لوسیون)، تجربی سوم (سلولهای بنیادی و لوسیون)، تجربی چهارم (DMEM). از سطح زخم در روزهای صفر، 4، 7، 10، 14، 17 و 21 عکس تهیه شد و مساحت زخم توسط نرمافزار J image محاسبه گردید. در روزهای 7، 14، 21 نمونهها جهت رنگآمیزی H&E، تریکروم ماسون و بررسیهای IHC و RT-PCR تهیه شدند و نتایج با نرمافزارGraph Pad Prism8 و آزمونهای Analysis of variance، Two Way و Tukeyبررسی شد.
یافتهها: ارجحیت درمان با گروه درمان ترکیبی و سپس با گروه لوسیون بود. در تصاویر ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک، بیشترین میزان پوشش زخم و حضور رشتههای کلاژن بالغ در گروه درمان ترکیبی مشاهده شد. نتایج آنالیزها نیز بیانگر افزایش اپیتلیزاسیون، گرانولیشن، رسوب کلاژن، آنژیوژنز و تکثیر سلولهای فیبروبلاست و کاهش التهاب در گروه درمان ترکیبی بود. گروه درمان ترکیبی بیشترین میزان بیان ژن TGF-β را دارا بود (05/0P<).
نتیجهگیری: درمان ترکیبی لوسیون و سلولهای بنیادی مشتق از مغز استخوان در ترمیم زخم سوختگی درجه دو در مدل حیوانی تاثیرات همافزایی داشته و منجر به تسریع ترمیم زخمهای سوختگی میشود.
یونس سلیمانی، امیررضا جهانشاهی، داود خضرلو،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هنوز درک روشنی از الگوی آتروفی سابفیلدهای هایپوکامپ در بیماری آلزایمر و افتراق آن از اختلالات شناختی خفیف وجود ندارد. در این مطالعه مقطعی آتروفی سابفیلدهای هایپوکامپ در بیماران آلزایمر با بیماران مبتلا به اختلال شناختی اولیه (EMCI) و پایدار (LMCI) و همچنین گروه کنترل مقایسه شدند.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که از شهریور 1400 تا 1401 در گروه رادیولوژی دانشکده پیراپزشکی تبریز انجام شد. تصاویر MRI مربوط به بیماران آلزایمر، بیمار EMCI، بیمار LMCI و گروه نرمال کنترل (NC) از پایگاه ADNI استخراج شد. با استفاده از ابزار بخشبندی هایپوکامپ در FreeSurfer Software, version 7, Harvard University, USA، سابفیلدهای مختلف هایپوکامپ جداسازی شدند. اختلاف حجم هرکدام از سابفیلدهای هایپوکامپ مابین گروههای شرکتکننده در مطالعه و همچنین اختلاف حجم دو به دو بین گروهها با استفاده از Kruskal-Wallis H test و Post-hoc Dunn's test بررسی گردید (05/0P<).
یافتهها: بیشترین اختلاف معنادار مابین گروههای چهارگانه شرکتکننده در مطالعه مربوط به سابفیلدهای Whole hippocampus، DG body، Subiculum body و Subiculum head بود (0001/0P<). هنگام بررسی دو به دو، بیشترین اختلاف معنادار مابین جفتگروه NC/AD و کمترین اختلاف معنادار مابین جفتگروه LMCI/AD و در سابفیلد Subiculum body مشاهده شد.
نتیجهگیری: در بیشتر سابفیلدهای هایپوکامپ اختلاف معناداری از آتروفی دیده میشود. چنین یافتههایی میتواند بهعنوان راهنما برای مطالعات آینده بهمنظور بهبود عملکرد تشخیصی برای شناسایی افراد در معرض خطر بالای بیماری آلزایمر کمککننده باشد.
فرهاد سلطانی، فروغ دورقی، سعید حسام، فرشته امیری،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از چالشهای بزرگ در بیماران بستری در بخش ICU بروز Sepsis میباشد. میزان بروز Sepsis در بیماران بستری در بخش ICU، از 3/39%-3/16 گزارش شده است. عوامل زیادی مرگومیر بیماران را تحت تاثیر قرار میدهد از جمله پروتیینهای فاز حاد مانند آلبومین.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع گذشتهنگر بوده که در آن اطلاعات بیماران با تشخیص Sepsis در طی فروردین تا شهریور 1399 که به بیمارستان گلستان اهواز، مراجعه کرده بودند جمعآوری گردید. در مطالعه حاضر بیماران مبتلا به Sepsis بستری بخش ICU که پس از هفت روز به درمان پاسخ ندادند ازنظر مدتزمان بستری، Survival و ارتباط آنها با میزان آلبومین بررسی شدند.
یافتهها: 124 بیمار شامل 64 زن (6/51%) و 60 مرد (4/48%) با میانگین سنی 4/15±4/66 سال وارد مطالعه شدند. میانگین مدتزمان بستری 9/18±4/31 روز بوده که در نهایت 24 بیمار (4/19%) فوت و 100 بیمار (6/80%) از بیمارستان مرخص شدند. سن، میزان آلبومین و پروتیین با پیشآگهی بیماری ارتباط داشتند (001/0>P). همچنین طول مدت بستری در بیماران فوت شده نسبتبه بیماران بهبودیافته بیشتر بوده است (25±7/27 در برابر 1/17±32) (04/0=P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آلبومین تاثیر مستقیمی بر شدت Sepsis دارد و این موضوع بیماران مسن را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد. لذا توصیه میگردد آلبومین بهعنوان یک ریسکفاکتور و یکی از عوامل تاثیرگذار در انتخاب بهترین استراتژی درمانی درنظر گرفته شود که این موضوع با کاهش میزان مرگومیر، کاهش مدتزمان بستری و هزینههای درمان همراه میباشد.
سمانه اسلامی، ایمان موسایی، معصومه اندیش، انسیه توانا، امین مرادی، علی تقیپور، احسان موسی فرخانی،
دوره 81، شماره 6 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آلکاپتونوری از طریق فرآیندی بهنام آکرونوز موجب اختلال در عملکرد اندامها میگردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک مرگومیر بیماران مبتلا به آلکاپتونوری انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی دادههای مربوط بـه متوفیان ثبت شده براساس سیستم کددهی بینالمللی بیماریها. (ICD-10) از سامانه ثبت و طبقهبندی علل مرگومیر ایـران برای مرگ در اثر بیماری آلکاپتونوری بین اسفند 1392 تا دی سال 1401 استخراج گردید. متغیرهـای مـورد بررسـی شـامل سـن، جنسـیت و وضعیت سکونت افراد بود.
یافتهها: میزان مرگ اختصاصی 31/0 به ازای هر یک میلیون نفر از جمعیت محاسبه گردید. در این مطالعه 90% موارد مرگ، در گروه سنی کمتر از پنج سال بوده است بین رخداد موارد مرگ در اثر آلکاپتونوری با متغیرهای مذکور تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای موجود در مطالعه حاضر، بیشترین موارد مرگ در گروههای سنی پایین رخ میدهد که بهنظر میرسد بررسیهای بیشتر برای شناخت ابعاد مختلف این بیماری مورد نیاز میباشد.
مریم مختاری، سید رضا عطارزاده حسینی، ناهید بیژه، محمد مسافری ضیاءالدینی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب شایعترین علت بیماریهای مزمن کبدی در جهان است که میتواند باعث بروز بیماریهای قلبی- عروقی شود، از اینرو این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد بر PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی، انجام پذیرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع بنیادی و بهروش تجربی-آزمایش بنیان است. شروع پژوهش تا جمعآوری دادهها، از شهریور ۱۴۰۱ تا اسفند ۱۴۰۱ در آزمایشگاه تخصصی تربیت بدنی دانشگاه فردسی مشهد به طول انجامید. تعداد 21 سر موش بهصورت تصادفی به سه گروه هفتتایی، کنترل (c)، تمرین (HIIT) و تمرین+ هورمون رشد (H-GH) تقسیم شدند. تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد طبق پروتکل انجام گرفت. شاخصهایی نظیر PGC1a،SOD ، MDA، مقاومت به انسولین، نسبت ALT/AST و LDL/HDL مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت ارزیابی دادهها از آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی (Tukey post hoc) استفاده شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a و SOD در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت. اما مقادیر MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. کاهش مقاومت به انسولین تنها در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل معنادار بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. نسب LDL/HDL (Lipid profile ratio) تنها در گروه HIIT کاهش معنادار داشت.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید توانست پاسخ بهینهتری در مقایسه با پپتید GH در بهبود شاخصهای مرتبط با NAFLD ایجاد کند. تزریق این هورمون به تنهایی ممکن است تبعات نامطلوبی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری داشته باشد.
وحید ملکزاده، شادی شیخیزاده، محدثه تکلو، حسین جمالیفر، یونس قاسمینژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با ظهور بیماریهای نوپدید و افزایش عفونتهای بیمارستانی و مقاومت میکروبی، رعایت بهداشت دست با محلول ضدعفونیکننده مناسب براساس نظر مرکز کنترل بیماریها در تمام کشورها ضروری است. یکی از این موارد بهداشت دستهاست که مهمترین راه کنترل عفونت است. بهدلیل عدم مطالعات جامع داخلی در زمینه استانداردهای جهانی برای محلولهای ضدعفونی، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محلول اسکراب جراحی TGSept ALPlus تولید شده با نتایج شاهد استانداردهای اروپایی میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش بالینی کاربردی، توسط تیم تحقیقات شرکت تجهیز گستر شریف بر روی ۳۰ نفر از اعضای گروه جراحی و پزشکان اتاق عمل بیمارستان تک تخصصی جراحی ترمیی وپلاستیک حضرت فاطمه (س) در اردیبهشت سال 1402، که بهصورت تصادفی انتخاب شدند، با استاندارد اروپایی مقایسه شدهاند. نمونهگیریها از دواطلبان در سه بازه زمانی، پس از شست و شوی دستان با مایع شوینده، از دستها نمونه باکتریایی برداشته شد و سپس پس از اسکراب با محلول ضدعفونیکننده موردنظر (حدود 90 ثانیه) مجدد نمونهگیری دوم انجام شد. پس از اتمام عمل جراحی (تا سه ساعت)، نمونهگیری سوم از دستهای داوطلبان گرفته شد. نمونهها فوراً به آزمایشگاه منتقل شدند، سپس کشت سوآپ و پورپلیت نمونهها انجام شد. کلنیهای باکتریایی شمارش و کاهش میزان آلودگی و ماندگاری محلول مطابق با استاندارد اروپایی مشخص گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که اسکراب ۶۰-۹۰ ثانیهای با استفاده از محلول ضدعفونیکننده بر پایه الکل میتواند مناسبترین روش برای کاهش آلودگی دستها و درنتیجه کاهش عفونتهای بیمارستانی در بخش اتاق عمل و جراحی باشد.
نتیجهگیری: همچنین براساس نتایج این تحقیق، توصیه میشود که محلولهای بر پایه الکل بهعنوان اسکراب جراحی طبق دستورات سازمان بهداشت جهانی WHO بهترین گزینه برای بهداشت دست جراحان هست.