29 نتیجه برای طباطبائی
عبدالحسین طباطبائی،
دوره 24، شماره 7 - ( 1-1346 )
چکیده
حسن طباطبائی، هوشنگ سعادت، افشاری،
دوره 25، شماره 2 - ( 2-1346 )
چکیده
منوچهر رهبر، جواد طباطبائی،
دوره 25، شماره 3 - ( 2-1346 )
چکیده
حسن طباطبائی، هوشنگ سعادت، داود فروزانپور،
دوره 27، شماره 6 - ( 2-1348 )
چکیده
در این مقاله مختصری از تجربیات ما در زمینه اختلالات کلیوی ناشی از اعمال جراحی آمده است. البته این تجربیات به هیچ وجه کامل و کافی نیست تا بتوان یک نتیجه گیری مسلم کرد، ولی همین قدر می توان گفت که کلیه در صورت داشتن سرمایه عملی کافی ، می تواند به سهولت از مشکلات ناشی از عمل جراحی پیروزبیروم آید و اگر اندک اختلالی حاصل شود آن را به سرعت اصلاح و ترمیم می کند.بیماران ما همگی به علت اختلالات مجاری ادراری عمل شده اند و همین دلیل دیگری است که کلیه می تواند در شرایط دشوار هم به شرط داشتن ذخیره عملی کافی ، اعمال جراحی سنگین و دشوار را تحمل کند و متابولیسم آب و الکترولیت ها و تعادل اسید و باز را تامین نماید.
احمد مرشدی، محمد باقر اسلامی، حمیده طباطبائی،
دوره 41، شماره 9 - ( 1-1367 )
چکیده
پرویز طباطبائی، محمود احمدی، فریبا کریم پور،
دوره 55، شماره 1 - ( 1-1376 )
چکیده
یک بیماری نادر ریوی است که غالبا تا مدتها پزشک به این بیماری فکر نمی کند. در این مطالعه که گذشته نگر بوده است و از سال 73-1368 در بخش عفونی مرکز طبی کودکان انجام شده است سه مورد DIP که دوتای آن از طریق نکروپسی و دیگری با بیوپسی ریه تشخیص داده شده اند معرفی می شوند.
سیدعلی فخر طباطبائی، هوشنگ صابری،
دوره 55، شماره 3 - ( 2-1376 )
چکیده
در بیماران دارای تومورهای هیپوفیز که عصب بینایی را تحت فشار قرار داده اند، جهت اصلاح دید می توان از طریق ترانس-کرانیال یا ترانس-اسفنوئیدال، از روی عصب رفع فشار کرد. با اینکه در روش ترانس کرانیال، میدان دید جراح بسیار باز است، وجود عصب بینایی در موضع، احتمال آسیب دیدن عصب را زیاد می کند. برای مقایسه این دو روش، در یک کارآزمایی بالینی تصادفی، از میان هشتاد بیمار دارای آدنوم های مختلف، 35 نفر که دارای تومور متوسط (قطر 3-1 سانتی متر) بودند انتخاب شدند. اختلالات زمینه ای و وضعیت قبل از عمل در هر دو گروه مشابه بود. پانزده بیمار گروه ترانس-اسفنوئیدال دارای پیامد بهتر و همچنین اقامت کوتاهتر در بیمارستان نسبت به 20 بیمار گروه ترانس-کرانیال بودند. در بیماران دارای آدنوم متوسط هیپوفیز و در صورتی که کنترااندیکاسیونی وجود نداشته باشد، به نظر می رسد که روش ترانس-اسفنوئید ارجحیت داشته باشد.
پرویز طباطبائی،
دوره 60، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
مقدمه: عفونت باکتریال گاهی در بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشائی دیده می شود. در این مطالعه خواستیم شیوع این عفونت ها و عوامل آن را دریابیم.
مواد و روشها: مطالعه از آغاز سال 65 تا پایان 79 بوده است در این مدت 123 بیمار مبتلا به لیشمانیوز احشائی ( کالا آزار) را مطالعه آینده نگر کردیم.
یافته ها: از این تعداد 41 بیمار (33 درصد) مبتلا به عفونت باکتریال بوده اند. دستگاه تنفس، دستگاه ادراری و گوش میانی کانونهای اصلی محسوب گردیدند.
نتیجه گیری و توصیه ها: این بیماران اکثرا در اثر عفونتهای ثانویه از پای در می آیند از اینرو همیشه بایستی فکر آن باشیم بخصوص در بچه های کوچک و اطفال مبتلا به سو تغذیه، آنتی بیوتیک مناسب را هرچه زودتر شروع نماییم.
سیدعلی فخر طباطبائی، زاهد حسین خان، سعید حمیدی،
دوره 60، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده
مقدمه: نظر به اینکه گیرنده های کلینرژیک نخاعی یک عمل ضد درد خصوصا در مقابل دردهای سوماتیک دارند، می توان با تجویز داخل ساک نخاعی مهار کننده های کولین استراز (نئوستیگمن) این اثر را تقلید و تقویت کرد. پژوهش اخیر به منظور تعیین تاثیر نئوستیگمین اینتراتکال در کاهش درد پس از عمل جراحی دیسک کمر طراحی و انجام شد.
مواد و روشها: طی یک مطالعه مداخله ای-تجربی از تیرماه 1379 لغایت شهریور 1380 در بیمارستان امام خمینی تهران 66 بیمار مبتلا به بیرون زدگی (اکستروژن) یک طرف و یک فضای دیسک کمر بطور تصادفی به دو گروه 33 نفری کنترل (ک) و نئوستیگمین (ن) تقسیم و طی بیهوشی عمومی با تکنیک مشابه تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در پایان جراحی به داخل ساک نخاعی در گروه-ک 2 cc سالین نرمال و در گروه-ن 100 میکروگرم نئوستیکمین متیل سولفات (0.2 cc در ترکیب با 1.8 cc سالین نرمال) تزریق شد. میزان درد محل جراحی در ساعات 1، 4، 8 و 12 پس از عمل با روش چارت 10 سانتی متری مقیاس آنالوگ بینایی (VAS) Visual Analogue Scale اندازه گیری شد. مقدار مرفین تجویز شده پس از عمل، بعنوان داروی ضد درد کمکی، در 24 ساعت اول و نیز عوارض احتمالی بعد از جراحی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: میانگین نمره VAS درد محل جراحی در ساعات اول و چهارم به ترتیب در گروه-ن (Standard Error Mea=SEM=0.36) و 2/24 و (SEM=0.28) و 1/82 و در گروه-ک (SEM=0.39) و 5/36 (SEM=0.37) و 5/61 و میانگین مخدر تجویز شده در 24 ساعت اول در گروه-ن (SEM=0.4) و 0/9 میلی گرم و در گروه-ک (SEM=0.65) و 4/7 میلی گرم بود که این تفاوتها از لحاظ آماری معنی دار بودند (P<0.05). در هیچ یک از بیماران دو گروه نقص عصبی جدید و نشت مایع نخاعی از محل برش جراحی مشاهده نشد و شیوع تهوع و استفراغ در دو گروه ک و ن (به ترتیب 15% و 24/2%) از لحاظ آماری تفاوت معنی داری نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: در این پژوهش دریافتیم تجویز 100 میکروگرم نئوستیگمین هیپرباریک اینتراتکال یک روش ضد درد سالم، موثر و با عوارض جانبی حداقل جهت کنترل درد پس از جراحی دیسک کمر بوده، موجب کاهش قابل ملاحظه مصرف مخدر پس از عمل می شود.
رویا کلیشادی، مهین هاشمی پور، نضال صراف زادگان، غلامحسین صدری، رضوان انصاری، حسن علیخاصی، نصرالله بشردوست، رضوان پشمی، صدیقه رفیعی طباطبائی، مریم شهاب،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدمه: چاقی یک عامل خطرساز مهم برای تصلب شرائین، مقاومت به انسولین، دیابت، پرفشاری خون، برخی سرطان ها و بیماری های کیسه صفرا می باشد. نزدیک به 80% نوجوانان چاق در سنین بزرگسالی نیز دچار چاقی خواهند بود. بنا به اهمیت موضوع، بررسی فراوانی اضافه وزن و چاقی در بین دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان و ارتباط آن با عوامل تغییرپذیر محیطی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: افراد مورد بررسی، 1000 دختر و 1000 پسر 11 تا 18 ساله انتخاب شده توسط نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، والدین آنها (2000 نفر) و مسئولین و دبیران مدارس (500 نفر) در مناطق شهری و روستایی دو استان اصفهان و مرکزی بودند. یافته ها توسط نرم افزار SPSS v10/win تجزیه و تحلیل شده اند.
یافته ها: براساس صدک های شاخص توده بدنی (BMI)، فراوانی اضافه وزن (صدک 85?BMI و صدک BMI<95) و چاقی (BMI?95) در دختران بطور معنی داری بیش از پسران و بترتیب 1.1±10.67% و 0.1±2.9% و در برابر 0.9±7.37 و 0.1±1.87 بود (P<0.05). میانگین BMI بطور معنی داری در نواحی شهری (5.2±25.38) بیش از نواحی روستایی (7.1±23.25) بود (P<0.05). مادران دانش آموزان با BMI بیش از صدک 85 سطح پایین تری از تحصیلات نسبت به سایر مادران داشتند، سال های تحصیل مادران بترتیب 2.1±9.2 در برابر 2.4±11.5% بود (P<0.05). میانگین کل انرژی مصرفی بین افراد دارای اضافه وزن یا چاقی و افراد دارای وزن طبیعی متفاوت نبود (kcal 90±1825 در برابر kcal 85±1815 و P>0.05) ولی درصد انرژی کسب شده از مواد نشاسته ای بطور معنی داری در گروه اول بیش از گروه دیگر بود (69.4% در برابر 63.2% و P<0.05). در دانش آموزان دارای اضافه وزن یا چاقی فعالیت های ورزش منظم خارج از مدرسه بطور معنی داری کمتر از سایرین و زمان صرف شده برای تماشای تلویزیون بطور معنی داری بیش از سایر دانش آموزان بود (20±300 در برابر 30±240 دقیقه در روز، P<0.05). ارتباط خطی بین دفعات مصرف برنج، نان، ماکارونی، غذاهای آماده و میان وعده های چرب و شور با BMI نشان داده شد (P<0.05 و ?=0.05-0.06)، همبستگی معنی داری بین صدک های BMI و تری گلیسرید، لیپوپروتئین کلسترول با چگالی بالا و فشار خون سیستولیک بدست آمده و ضریب همبستگی پیرسون بترتیب 0.38، 0.32- و 0.47 بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: اجرای مداخلات در جهت اصلاح شیوه زندگی جهت جلوگیری و کنترل اضافه وزن از دوران کودکی حتی در کشورهای در حال توسعه حایز اهمیت می باشد. برای موفق بودن در این امر، تاثیرات اجتماعی فرهنگی و اقتصادی باید در نظر گرفته شود.
شیوا طباطبائی، فریدون سیاسی، گیل هریسون، محمود جلالی، کیخسرو کیقبادی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
در کشورهای در حال توسعه کمبود ریبوفلاوین در زنان و کودکان شیوع بالایی دارد و کمبود آن در بسیاری موارد همراه با کمبود دیگر ویتامینهای محلول در آب است. هدف از این مطالعه تعیین شیوع کمبود ریبوفلاوین در دانشآموزان دبستانی روستاهای استان کرمان و رابطه آن با میزان ریبوفلاوین پروتئین و انرژی دریافتی بود.
روش بررسی: در این بررسی مقطعی با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای طبقهای خوشهای 327 دانشآموز از روستاهای استان کرمان انتخاب شدند. برای هر دانشآموز پرسشنامه 24 یادآمد خوراک تکمیل گردید و سپس از هر کودک پنج میلیمتر خون وریدی گرفته شد و با اندازهگیری ضریب فعالیت آنزیم گلوتاتیون ردوکتاز گویچههای سرخ (EGR) وضعیت ریبوفلاوین دانشآموزان ارزیابی گردید. برای تعیین وضعیت مواد مغذی دریافتی دانشآموزان از نرم افزار FIAS برای تعیین وابستگی و همبستگی از آزمونهای کایدو تست دقیق فیشر و ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین اختلاف میانگین EGR بین طبقهبندی متغیرهای مستقل از آزمون Student t -test استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که پسران و دختران و در مجموع به ترتیب 7/39%، 6/43% و 8/41% (130 نفر) کمبود حاشیهای و 7/37%، 4/33% و 4/35% (110 نفر) کمبود ریبوفلاوین داشتند. ارزیابی رژیم غذایی دانشآموزان نشان داد که 1/70% از پسران، 7/63% دختران و در مجموع 2/67% دانشآموزان به میزان کافی ریبوفلاوین دریافت میکردند. دریافت پروتئین در 9/79% پسران، 5/72% دختران و در مجموع 6/76% به میزان کافی بود در حالیکه تنها 5/24% پسران، 3/19% دختران و در مجموع 22% دانشآموزان به اندازه کافی انرژی دریافت میکردند.
نتیجهگیری: بطور کلی این مطالعه نشان داد که کمبود ریبوفلاوین یکی از مشکلات عمده تغذیهای دانشآموزان روستاهای استان کرمان است و میزان دریافت پروتئین یکی از عوامل موثر بر وضعیت ریبوفلاوین این دانشآموزان میباشد.
ربابه محمدزاده، داریوش کمال هدایت، عباس محققی، سیدعبدالحسین طباطبائی، علی دره زرشکی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
حساسیت الکتروکاردیوگرافی دوازده لیدی اولیه برای تشخیص انفارکتوس و ایسکمی میوکارد بسیار پایین است. تشخیص انفارکتوس خلفی حاد تنها بر اساس تغییرات آینهای لیدهای جلوی قفسه سینه با ریسک همراه است. الکترودهای جلوی قلبی ممکن است مطلوبترین قرارگیری را برای تشخیص تغییرات الکتروکاردیوگرافیک نداشته باشند. در این مطالعه رابطه تغییرات نواری لیدهای خلفی با اختلال حرکتی دیواره قلب در بیماران دچار انفارکتوس میوکارد خلفی، برای یافتن راهی جهت تشخیص بهتر و سریعتر انفارکتوس حاد میوکارد خلفی ارزیابی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، بیمارانیکه با اولین اپیزود درد حاد قفسه سینه به بیمارستان شریعتی مراجعه نمودند مورد بررسی قرار گرفتند. از کلیه بیماران الکتروکاردیوگرافی 12 لید و لیدهای خلفی (9V-7V) بهعمل آمد. سپس برای بیمارانیکه بالا رفتن قطعه ST (بیشتر از 05/0 میلیولت) یا موج Q پاتولوژیک در لیدهای خلفی داشتند، و یا دارای تغییرات اختصاصی انفارکتوس خلفی در لیدهای 2V-1V بودند اکوکاردیوگرافی انجام و اختلال عملکرد جداری در آنها بررسی شد.
یافتهها: کلیه بیماران دارای اختلال حرکت در بطن چپ و 19 بیمار (1/24%) دارای اختلال حرکت جداری در بطن راست بودند. بیشترین سگمان درگیر در این بیماران سگمان میانی- خلفی بود. ارزش پیشگوییکننده لیدهای خلفی نسبت به لیدهای قدامی برای اختلال حرکت جداری در جدار خلفی بیشتر بود.
نتیجهگیری: انجام الکتروکاردیوگرام در لیدهای خلفی در بیماران دچار درد حاد قفسه سینه میتواند به تشخیص زود هنگام و درمان به موقع انفارکتوس خلفی قلب کمک نماید.
رضا شهریار کامرانی، رامین حاج زرگر باشی، سعیدرضا مهرپور، آرش شرافت وزیری، مریم طباطبائیان،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: آسیب تاندونهای فلکسور دست
مشکلی پیش روی جراحان است که برای آن روشهای متفاوتی وجود دارد که از این میان
روش pull out میباشد که با وجود مزایای فراوان دارای اشکالاتی در ساختار میباشد. آنچه در تکنیکهای مختلف مشترک میباشد، این است که پس از
انجام این روش باید برای مدتی انگشت ترمیم شده را بیحرکت کنیم تا خطر پارگی
تاندون از ناحیه گره با شروع حرکت بهحداقل برسد. از طرف دیگر بیحرکتی در انگشت
منجر به ایجاد چسبندگی در تاندون بهعنوان یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت ترمیم
تاندون شناخته شده است. از این رو در این مطالعه با ارائه تکنیکی جدید سعی در اصلاح
اشکالات شده است.
روش بررسی: 80 انگشت
را که با آسیبهای متفاوت از جمله پارگی در زون یک فلکسورها، بعضی از پارگیهای
تاندون فلکسور در زون دو، گرافت تاندونی بهصورت یک یا دو مرحله، تحت جراحی با
تکنیک جدید قرار دادیم. در این گره تاندونی مسیر اعمال نیرو عمود بر مسیر تاندون بوده
و اضافه بر آن، این گره، تاندون را در اطراف در بر میگیرد و لذا با کشیده شدن نخ
گره، گره محکمتر میشود.
یافتهها: نتیجه از لحاظ پاسخ به pull out 97% خوب و 3% ضعیف و همچنین نتیجه جراحی (عملکرد بیماران) 9/23% عالی،
2/52% خوب 9/17% متوسط و 6% ضعیف بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج قابل قبول بهدست
آمده میتوان برای بیمار بعد از جراحی حرکات فعال و غیر فعال را سریعتر شروع
نمود. برای تکمیل نتیجه مطالعه بهتر است در مطالعاتی دیگر این روش جراحی جدید با
روشهای قدیمی مقایسه شود. همچنین در مطالعات بیومکانیک میتوان قدرت این گره را
مورد ارزیابی قرار داد.
رضا شهریار کامرانی، سعیدرضا مهرپور، رامین حاجزرگرباشی، مریم طباطبائیان،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری کینباخ نکروز
آوسکولار استخوان لونیت است که اگر درمان نشود اغلب پیشرونده است. با توجه به
تئوریهای موجود برای بیماری کینباخ که برای جراحان وجود داشت روشهای درمانی و
جراحی متعددی برای این بیماری پایهگذاری شد که هیچ یک درمان قطعی نبوده است و در
حال حاضر هیچ درمان جراحی که بتواند موجب درمان قطعی این بیماری شود وجود ندارد. عملهای جراحی پیشنهاد شده اکثراً با عوارض زیادی نیز همراه
بودهاند.
در این مطالعه روش درمان جدیدی برای این بیماری ارائه شده است که
در عین سادگی و بدون عارضه بودن نتایج مشابهی با عملهای متداول این بیماری دارد. در این مطالعه به
دنبال بررسی نتایج بیماران به کمک یک روش جراحی بسیار ساده به نام core
decompression هستیم.
روش بررسی: در این طرح 11 بیمار مبتلا به
کینباخ در مراحل I-IIIb با روش جدید core
decompression استخوان لونیت تحت جراحی
قرار گرفتند و شدت درد، محدوده حرکات و توانایی انجام کارهای روزمره و معیارهای
رادیوگرافیک بیماران پس از دو سال مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: سن متوسط افراد شرکتکننده 29 سال و هشت بیمار
مرد بودند. معیار سنجش درد (VAS) از 5/87 پیش از عمل به 5/13 پس
از آن رسید که اختلاف معنیدار بود همچنین میزان بهبود عملکرد بیماران (DASH) از 84 به
14 با (001/0p<) رسید و محدوده حرکات نیز به
صورت محسوسی بهبود یافت 63% افراد از نتایج بسیار راضی 18% راضی بودند و در 18%
نیز وضعیت تغییر نکرده بود.
نتیجهگیری: مطالعه حال حاضر نشان میدهد که این روش جدید ساده بوده و
میتواند روشی تاثیرگذار در درمان این بیماری باشد.
ثمیله نوربخش، بهروز جلیلی، احمدرضا شمشیری، الهام شیرازی، آذردخت طباطبائی، رضا تقیپور، احمد مدرس فتحی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: اخیراً
بهعوارض سایکولوژیک و نورولوژیک متعاقب ابتلا بهعفونت استرپتوکوک گروه A (PANDAS) بهواسطه
تولید آنتیبادیهای اتوایمیون اشاره میشود. هدف این مطالعه مقایسه تیتر آنتیبادیهای
برعلیه استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A (GABHS) در کودکان مبتلا به
اختلالات حرکتی تیک و توره (PANDAS) با گروه سالم (شاهد) بود.
روش بررسی: بررسی مقطعی- تحلیلی طی دو سال (89-1387)
در 52 بیمار با اختلالات حرکتی تیک و یا توره مراجعهکننده به درمانگاه اعصاب و روانپزشکی
کودکان در دو بیمارستان رسولاکرم و علیاصغر دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. میزان
آنتی هیالورونیداز، آنتی استرپتولیزین و آنتی دیانآز با روش الیزا در سرم 53 بیمار
و 76 شاهد مقایسه گردید. با معیار 2c و ضریب اطمینان CI=95%، (05/0p<) مقایسه انجام
شد. سطح زیر منحنی راک تعیین و حساسیت و ویژگی، ارزش اخباری مثبت تستها مشخص
گردید.
یافتهها: سن بیماران بین 16-4
سال، 7/71% (38 نفر) مذکر بودند. تیتر هر سه آنتیبادی در بیماران بیشتر از گروه
شاهد بود (001/0p<). تیتر
Anti-DNase (170>Cut off) حساسیت 70%،
ویژگی 99%، ارزش اخباری مثبت 90، برای تیتر آنتیبادی ASOT (200>Cut
off) حساسیت 75%، ویژگی 84%، ارزش اخباری مثبت 80% تعیین شد. تیتر آنتی
استرپتوکیناز (IU/ml332>Cut off) حساسیت 34%، ویژگی
85% داشت.
نتیجهگیری: در مبتلایان اختلالات حرکتی مثل تیک و توره هر سه نوع آنتیبادی بر
علیه استرپتوکوک بهطور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است. احتمالاً عفونت استرپتوکوک
نقش واضحی در سندرم پانداس کودکان دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین
درازمدت امکانپذیر است. تصمیمگیری برای استفادهاز درمانهای تهاجمیتر برای
پانداس (تعویض پلاسما و غیره) نیاز بهمطالعه بالینی تصادفی شاهددار میباشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
ویدا ضرابی، ثمیله نوربخش، ناهید رحیمزاده، کاوه صمیمی، مهیار غفوری، علی جعفریان، آذردخت طباطبائی،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت ادراری کودکان منجر به اسکار و صدمه دایمی کلیه میشود. تعیین ارزش تشخیصی ام- آر اوروگرافی دینامیک در آنومالیهای ادراری کودکان مبتلا به عفونت ادراری در مقایسه با روشهای تشخیصی متداول (روتین) هدف مطالعه بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی به روی 190 بیمار مبتلا به عفونت ادراری بستری در بخش کودکان بیمارستان رسول اکرم (1388 -1386) انجام شد. مقایسه بیماران مبتلا به عفونت ادراری با دو روش تشخیصی تصویربرداری شامل گروه ام- آر (بیمار) و روشهای تصویربرداری متداول (شاهد) انجام شد.
یافتهها: موارد غیرطبیعی به ترتیب برای اولتراسونوگرافی 32%، عکس ساده 9%، اوروگرافی داخل وریدی 26%، ویسی یوجی 54%، اسکن 76%، ام- آر 43% بود. موارد غیرطبیعی اوروگرافی داخل وریدی بین دو روش اسکن و ام- آر همخوانی و ارتباط قوی داشت. (کاپا=75/0). عکس ساده و سونوگرافی در موارد غیرطبیعی اسکن و ام- آر نتایج یکسان داشت. (121/0P=) ام- آر با نتایج ویسییوجی و اوروگرافی داخل وریدی ارتباط زیاد اما بدون ارتباط با نتایج سونوگرافی بود.
نتیجهگیری: اسکن غیرطبیعی در 76% (5/3 سال) کودکان مبتلا به عفونت ادراری ناشی از موارد غیر انسدادی (ریفلاکس) ام- آر در 43% بیماران کم سنتر و همخوانی قوی با اوروگرافی داخل وریدی و ویسییوجی، که انسداد و اسکار ناشی از آنومالیهای دستگاه ادراری را مطرح میکرد. ضعف تکنیک سونوگرافی در تشخیص آنومالیها در مقایسه با ام- آر محتمل است. استفاده وسیع ام- آر در تشخیص آنومالیهای کلیوی به ویژه در سنین پایین کمک کننده است. هزینه بالا و نیاز به استفاده از داروهای خوابآور هنوز از مشکلات ام- آر است.
ثمیله نوربخش، فریده ابراهیمیتاج، الهام شیرازی، احمدرضا شمشیری، آذردخت طباطبائی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: عفونت استرپتوکوکی
ریسک بروز پانداس (اختلالات عصبی روانی ناشی از استرپتوکوک در کودکان) را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه آنتیبادیهای
ضد استرپتوکوک در کودکان با علایم پانداس (وسواس و بیشفعالی) و کودکان سالم میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی/
مورد شاهدی در درمانگاه روانپزشکی و کودکان بیمارستان رسول اکرم تهران طی سالهای
1389-1387 انجام شد. آنتیاسترپتوکیناز، آنتیاسترپتولایزین و آنتی DNase با روش الایزا و به طور کمّی با استفاده از کیتهای آزمایشگاهی ABCam ELISA USA در سرم 79 بیمار و 39 نفر شاهد اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: هر سه نوع آنتیبادی در سرم بیماران و گروه شاهد تفاوت
معنیداری داشت. آنتیاسترپتولیزین با حد مرزی 195، حساسیت 90% و ویژگی 82%، ارزش
اخباری مثبت 92%، میزان آنتیبادی بین گروه بیمار و کنترل تفاوت داشت. آنتیاسترپتوکیناز
با حد مرزی 223 حساسیت 82% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 95% و بین دو گروه بیمار
و سالم اختلاف واضحی داشت. آنتی DNase با حد مرزی
(Cut off) 140
حساسیت 92% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 92% و بین گروه بیمار با گروه سالم
تفاوت واضحی داشت.
نتیجهگیری: چون
هر سه نوع آنتیبادی بر علیه استرپتوکوک در بیماران مبتلا بهOCD and ADHD (پانداس)
به طور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است احتمالا عفونت استرپتوکوک نقش واضحی در
این بیماری دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین طولانیمدت انجام میشود،
استفاده از درمانهای تهاجمیتر برای بیماران مبتلا به پانداس مانند تعویض پلاسما
و ایمونوگلوبولین وریدی نیاز به مطالعات بالینی در آینده دارد.
زهره مظلوم، سید محمد باقر تابعی، سلمه بهمنپور، سید حمید رضا طباطبائی، مهوش علیزاده نائینی،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات غلظت فولات با خطر آدنومای کولورکتال ارتباط دارد. متیلن تتراهیدروفولات ردوکتاز (MTHFR) آنزیم مهم تنظیمی در متابولیسم فولات میباشد. پلیمورفیسمِ ژن C677T این آنزیم با تغییرات سطوح فولات در ارتباط است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط غلظت فولات گلبول قرمز با آدنومای کولورکتال و چگونگی اثر این پلیمورفیسم بر این ارتباط بود.
روش بررسی: در مطالعه مورد- شاهدی که از دی 1386تا آذر 1387 در بخش کولونوسکوپی- اندوسکوپی بیمارستان شهید فقیهی شیراز انجام گردید، 177 بیمار مبتلا به آدنومای کولورکتال (گروه مورد) و 366 فرد سالم که در معاینه کامل کولونوسکوپی، عاری از پولیپ بودند (گروه شاهد) شرکت نمودند. نمونه خون سیاهرگی از افراد به منظور تعیین غلظت فولات و شناسایی پلیمورفیسم با تکینک (PCR-RFLP) جمعآوری گردید.
یافتهها: توزیع فراوانی جنسی (مرد و زن) به ترتیب در گروه بیماران 6/57% و 3/42% و در گروه شاهد 1/55% و 9/43% بود. 2/50% از افراد مورد و 2/49% از افراد شاهد در گروه سنی 45 سال و بالاتر قرار داشتند (123/0P=). فراوانی نسبی آلل T در افراد کنترل و بیمار 6/56% و 4/34% بود. ارتباط معناداری بین آلل T ژن آنزیم MTHFR و ابتلا به آدنومای کولورکتال وجود داشت (001/0P=، 24/4-76/0=95%CI، 85/1OR=) تفاوت میانگین غلظت فولات در ژنوتیپهای هموزیگوت جهش یافته (TT)، هتروزیگوت (CT)، هموزیگوت سالم (CC) معنادار نبود (922/0P=) با این حال افراد با ژنوتیپ TT نسبت به دو گروه دیگر میانگین غلظت فولات کمتری داشتند. افراد با ژنوتیپ TT و سطوح غلظت پایینتر فولات (کمتر از ng/ml 140)، خطر بیشتری در زمینه ابتلا به آدنومای کولورکتال در مقایسه با افراد با ژنوتیپ CC داشتند (442/0P=، 19/2-10/0=95%CI، 08/2=OR).
نتیجهگیری: افراد با ژنوتیپ TT و غلظت فولات پایین، افزایش خطر آدنومای کولورکتال را نشان دادند.
مهدیه قیاثی، رضا طباطبائی قمی، محسن نیکبخت، محسن شیخحسن،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب داربست مناسب یکی از عوامل بسیار مهم در یک تکنیک موفق مهندسی بافت است که امکان مهاجرت سلولها، انتقال عوامل زیست فعال و همچنین فراهمسازی محیط رشد مطلوب برای سلولهای بنیادی را ایجاد مینماید. در این پژوهش به ارزیابی قابلیت دو داربست مختلف بهعنوان محیطی مناسب جهت تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی برگرفته از چربی پرداخته شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت تجربی در آزمایشگاه سلولهای بنیادی جهاد دانشگاهی استان قم از اردیبهشت تا اسفند 1392 انجام شده است. دو داربست فیبرینگلو و آلژینات بهعنوان دو گروه مجزا تهیه گردید و سلولهای بنیادی مزانشیمی پس از جداسازی از بافت چربی و تکثیر کافی، بهصورت جداگانه بر روی این دو داربست قرار گرفته و در محیط کندروژنیک کشت داده شدند. پس از گذشت 14 روز، ارزیابی توانایی بقای سلولی و بیان ژنهای کلاژن I و II، SOX9 و اگریکان (Aggrecan) در سلولهای مزانشیمی مشتق از چربی کشت شده بر روی هر داربست بهصورت مجزا بهترتیب توسط روشهای 3 (4 و 5-دی متیل) تیازول-2-یل-2و5-دی متیل تترازولیوم بروماید و Real-time PCR صورت پذیرفت. همچنین تشکیل بافت غضروفی بر روی داربستها توسط آنالیز هیستولوژی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: داربست فیبرینگلو تفاوت معناداری را از لحاظ قابلیت بقا نسبت به داربست آلژینات در محیط تمایزی به غضروف نشان داد (023/0P=). همچنین نتایج حاصل از آنالیز Real-Time PCR نشان داد که داربست فیبرینگلو در مقایسه با داربست آلژینات ژنهای ویژه غضروفی را در سطح بالاتری بیان مینماید.
نتیجهگیری: استفاده از داربست طبیعی فیبرینگلو میتواند بهعنوان محیط مناسبی بهمنظور تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی برگرفته از چربی در مهندسی بافت غضروفی در نظر گرفته شود.
زکیه واحدیان اردکانی، مهران زارعی قنواتی، حمید ریاضی اصفهانی، سید مهدی طباطبائی، محمد رضا مهرابی بهار، صادق غفاریان، احمد معصومی،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری تحولآفرین در حوزه مراقبتهای بهداشتی شناخته شده است و چشمپزشکی به دلیل وجود تصویربرداریهای متنوع یکی از پیشروترین رشتهها در بهرهگیری از این فناوری محسوب میشود. در میان بیماریهای چشمی، گلوکوم بهدلیل ماهیت مزمن و پیشرونده و نیز نیاز به ارزیابیهای ساختاری و عملکردی پیچیده، بستری مناسب برای توسعه و بهکارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم کرده است. در این مقاله مروری، جدیدترین کاربردهای هوش مصنوعی در حوزه گلوکوم با تمرکز بر جنبههای تشخیص، پایش روند پیشرفت بیماری، و کمک به تصمیمگیریهای بالینی بررسی شده است. الگوریتمهای مبتنی بر یادگیری ماشین و یادگیری عمیق توانستهاند با دقت بالایی دادههای حاصل از تصویربرداری فوندوس، Optical Coherence و آزمونهای میدان بینایی را تحلیل کرده و تغییرات مرتبط با گلوکوم را تشخیص دهند. این فناوریها علاوهبر افزایش دقت تشخیص، میتوانند ابزارهایی موثر برای غربالگری در مقیاس وسیع، بهویژه در مناطق با دسترسی محدود به متخصصان چشمپزشکی باشند. همچنین، استفاده از مدلهای هوش مصنوعی در ردیابی تغییرات تدریجی ساختاری یا عملکردی چشم، امکان پیشبینی خطر پیشرفت بیماری و شخصیسازی برنامه درمانی را فراهم میسازد. با وجود این پیشرفتها، چالشهایی همچون عدمتعمیمپذیری مدلها به جمعیتها و دستگاههای مختلف، کمبود دادههای با کیفیت و قابلاعتماد و عدمشفافیت در فرآیند تصمیمگیری الگوریتمها (پدیده جعبه سیاه) همچنان مانع از پذیرش گسترده این فناوری در عمل بالینی شدهاند. این مقاله با مرور انتقادی بر دستاوردها و محدودیتهای فعلی، مسیرهایی برای تحقیقات آینده و اجرای موثر و اخلاقمدار هوش مصنوعی در مراقبت از بیماران مبتلابه گلوکوم پیشنهاد میدهد.