جستجو در مقالات منتشر شده


481 نتیجه برای Rt

محمدعلی شعبانی صمغ آبادی، حبیب مظاهر، جواد جنتی، هژیر صابری،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های انسدادی شریانی اندام های تحتانی بسیار شایع هستند و در مواردی منجر به انسداد کامل در قسمتی از شریان ها می گردند که نیازمند به اقدام درمانی جدی خواهد بود که این اقدام می تواند به صورت جراحی و یا روش های مداخله ای نظیر آنژیوپلاستی و یا استنت گذاری باشد و مواردی هم عارضه در محلی و یا به حدی است که ممکن است درمان ترمیمی مقدور نبوده و بر حسب عوارض حاصل منجر به آمپوتاسیون بخشی از عضو گرفتار گردد. تصمیم گیری درمانی و در نتیجه برنامه ریزی برای تهیه امکانات لازم لزوم تهیه یک آمار مناسب از نظر شیوع محل های تنگی شدید و انسداد شریانی در اندام تحتانی می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه که یک مطالعه توصیفی است، تعداد 100 بیمار مبتلا به بیماری انسدادی شریانی اندام تحتانی به علل مختلف که در بخش آنژیوگرافی مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی (ره) بین سال های 1384-1379 مراجعه بودند، مورد بررسی از نظر محل انسداد و تنگی شریانی قرار گرفتند. با توجه به این که تنگی های بالای 70% تا انسداد کامل شریانی داشتند.
یافته ها: نتیجه مطالعه این که شایع ترین محل انسداد شریانی در شریان فمورال سطحی (47%) و پس از آن شریان های ساق پا (21%) و شریان های ایلیاک (19%) می باشند.
نتیجه گیری: از مطالعه فوق می توان ارزیابی مناسبی از شیوع محل های انسداد داشته و از آن جهت برنامه ریزی برای امکانات لازم جراحی و تهیه کاتترهای آنژیوپلاستی و استنت استفاده کرد.

 


منصوره عادل قهرمان، فهیمه حاجی ابوالحسن، محسن نراقی، مهین صدایی، ابراهیم انتظاری، مجید حدادی اول، پرویز کمالی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: سرگیجه وضعیتی خوش خیم (BPPV) ، رایج ترین اختلال سیستم تعادلی است که در اثر ورود اتوکنیا یا سایر ذرات به مجاری نیم دایره و تاثیر آنها بر کوپولا به وجود می آید. قرار گرفتن بیمار در یک وضعیت خاص نظیر دراز کشیدن باعث ایجاد علایم آن می گردد. شیوع بالای BPPV ، بر لزوم به کارگیری و گسترش مانور بازگردانی ذرات تاکید می کند، از این رو این مطالعه برای بررسی عواملی که امکان دارد بر روند درمان مؤثر باشند، طراحی شده است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مداخله ای از نوع قبل و بعد روی 58 بیمار (14 مرد و 44 زن با میانگین سنی 22/13 12/48) مبتلا به BPPV انجام شد. افراد مورد مطالعه، بیماران مبتلا به BPPV مراجعه کننده به کلینیک توانبخشی سرگیجه دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1381 تا 1383 بودند. نحوه مداخله در این مطالعه به صورت انجام مانور درمانی بر روی بیماران بوده و بیماران بر حسب میزان کارایی مانور تا بهبودی کامل یا خروج از مطالعه (نتیجه مثبت مانور هالپایک پس از سه بار پیگیری بیمار) در گروه های مختلف (بهبودی کامل، بهبودی تقریبی و عدم بهبودی) تقسیم بندی شدند. سپس تاثیر عوامل سن، جنس، اتیولوژی، مدت ابتلا، یک طرفه یا دو طرفه بودن مشکل، تعداد مانورها و تعداد جلسه ها بر روند درمان ارزیابی شد.
یافته ها: از 58 بیمار مورد مطالعه ، 49 نفر کاملاً بهبود یافتند. میزان بهبودی و به عبارت دیگر کارآیی درمان بر حسب سن ، جنس ، اتیولوژی و مدت ابتلا تفاوت معنی داری نداشت. درمان در BPPV یک طرفه به طور معنی داری مؤثرتر از دو طرفه بود و ینز غالب افراد (47 نفر) به یک جلسه درمان و حداکثر دو مانور (37نفر) نیاز داشتند.
نتیجه گیری: CRM در درمان BPPV به طور قابل توجهی مؤثر است. انتظار می رود احتمال بهبودی در نوع یک طرفه آن بیشتر از دو طرفه باشد. از آنجا که غالب بیماران با انجام حداکثر دو مانور و معمولاً طی یک جلسه بهبود می یابند، شاید بتوان پیش بینی نمود احتمال بهبودی کامل در کسانی که بیش از این تعداد نیاز دارند کمتر می شود.


ابراهیم نعمتی پور، علی صبری، فرید داهی، فاطمه سلطان پور،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های عروق کرونر، از خطرناک ترین و در عین حال شایع ترین بیماری هایی هستند که حیات بشری را تهدید می کنند. میزان مرگ و میر ناشی از سکته حاد قلبی حدود 30 درصد است. عوامل زمینه ساز بیماری های عروق کرونر از تغییر در جریان گذشت زمان مصون نیستند، اما مطالعات کمی در زمینه این تغییرات انجام شده است. تغییر در عوامل زیست محیطی و الگوی زندگی می تواند در بروز این تغییرات مؤثر باشد. این مطالعه با عنایت به ضرورت آگاهی از روند این تغییرات انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. پرونده بیماران مراجعه کننده به این سه مرکز در سال 1371 و در سال 1381 که بر اساس تشخیص پزشک به علت نخستین سکته قلبی بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. برای هر بیمار فهرستی بر اساس عوامل خطر مربوطه تنظیم شد. برای مقایسه میانگین ها از t-test و در مورد شیوع عوامل خطر از chi-square استفاده شد. مقایسه تغییرات در چهار گروه سنی با استفاده از تست آماری fisher انجام شد.
یافته ها: 258 نفر در سال 1371 و 289 نفر در سال 1381 با تشخیص اولین سکته قلبی در سه بیمارستان مورد مطالعه بستری شده بودند. میانگین سن ابتلا به سکته قلبی حاد در زنان از 65 سال به 61 سال، در سال 1381 کاهش یافته بود که از نظر آمار معنی دار بود (022/0 (P= . میانگین سنی مردان از 59 سال به 57 سال کاهش یافته بود که از نظر آماری معنی دار نبود (13/0=P) .
میان مردان، در گروه سنی 69-50 سال کاهش درصد شیوع موارد سکته قلبی در سال 1381 نسبت به سال 1371 دیده شد (001/0=P) . در گروه سنی بالای 70 سال افزایش شیوع مشاهده شد (001/0=P)
در مورد فراوانی فشار خون ، دیابت ، سیگار و هیپرلیپیدمی، تغییر معنی داری در دو مقطع زمانی دیده نشد. تعداد زنان با سکته قلبی واجد دو عامل خطر کاهش و واجد سه عامل خطر افزایش یافته بود.
نتیجه گیری: سن ابتلا به سکته قلبی در زنان روند رو به کاهشی را نشان می دهد. مسلماً علل این روند هشدار دهنده باید مورد بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد که مطالعه وضیت عوامل خطری قلبی در کشورمان در مقاطع مختلف زمانی ضروری است و تنها نمی توان به منابع و اطلاعات خارجی اکتفا کرد.


شهنام عسکرپور، منصورملائیان، محمدحسین‌ سرمست‌شوشتری،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:عدم ‌نزول بیضه غیرقابل لمس، یکی از مشکلات جراحی اطفال می‌باشد و در بررسی‌ها نشان داده شده که حدود 30% تا 40% موارد با بیضه داخل شکمی همراه است. تکنیک‌های متعددی برای ارکیوپکسی در موارد بیضه داخل شکمی ارایه شده‌اند مثل ارکیوپکسی چند مرحله‌ای، ارکیوپکسی با آناستوموز میکروواسکولار، ارکیوپکسی با قطع عروق اسپرماتیک در 2 مرحله و هورمون تراپی، که هیچ کدام موفقیت قطعی نداشته و اغلب با عوارض متعدد همراه بوده‌اند. روش ارکیوپکسی یک مرحله‌ای با قطع عروق اسپرماتیک روی پایه شریان وازدفران (واز)، جزء روش‌های پیشنهادی برای بیضه داخل شکمی است که در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت آینده‌نگر و توصیفی در سال 1379و نیمه اول 1380 در بخش جراحی بیمارستان بهرامی و کودکان تهران، روی 31 بیمار با عدم نزول بیضه داخل شکمی انجام گردید و بیماران به مدت 2 سال پیگیری شدند.
یافته‌ها: از مجموع 31 بیمار، 9/70% بیماران بالای 4 سال بودند و 5/93% بیماران بیش از 3 روز بستری گردیدند. طول مدت جراحی در 5/64% کمتر از 3 ساعت بود. شایع‌ترین عارضه کوتاه مدت استفراغ (1/16%) و شایع‌ترین عارضه بلند مدت عفونت زخم (5/6%) بود. در مجموع در 6/80% . آنومالی بیضه در بیماران دیده شد. در پیگیری بیماران در 8/83% موارد کاهش اندازه بیضه وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: روش جراحی ارکیوپکسی با قطع عروق اسپرماتیک در یک مرحله، روشی کم خطر با میزان موفقیت بالا و میزان عوارض کم و افزایش طول مدت جراحی و بستری در حد قابل قبول است که با توجه به میزان مهارت جراحان و شرایط بیمارستان به عنوان یک تکنیک در این بیماران پیشنهاد می گردد.

مهناز لنکرانی، ندا ولیزاده، رامین حشمت،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم تخمدان ﭘﻠﻲ‌کیستیک (PCOS)، شایع‌ترین ﺁندوکرینوﭘﺎتی در زنان و شایع‌ترین علت نازایی، ناشی از عدم تخمک‌ﮔذاری می‌باشد. ترشح ناکافی FSH محتمل‌ترین علت عدم تخمک‌ﮔذاری دراین سندرم می‌باشد. Inhibin هورمون گلیکوپروتیینی است که توسط سلول‌های گرانولوزا و تکای تخمدان ترشح شده و باعث مهار FSH می‌شود. در مورد نقش Inhibin در این بیماران اختلاف نظر وجود دارد. لذا، در این مطالعه بر آن شدیم که سطح سرمی Inhibin را در زنان مبتلابه این سندرم با زنان سالم مقایسه کنیم.
روش بررسی: طی یک مطالعه مورد- شاهد، 41 زن مبتلابه PCOS از بین زنان مراجعه کننده به درماﻧﮕﺎه فوق تخصصی غدد یا درماﻧﮕﺎه تخصصی زنان بیمارستان دکتر شریعتی و 44 ﺯن سالم با سیکل قاعدگی طبیعی که در طیف سنی 40-15 سال بودند، انتخاب شدند. در کلیه بیماران و ﮔﺮوه شاهد شرح حال مناسب اخذ و معاینه بالینی صورت ﮔﺮفت و نمونه خون وریدی، در ساعات اولیه صبح، جهت اندازه‌گیری Inhibin گرفته شد. جهت بررسی آماری از آزمون Mann_whitney استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سنی در افراد مبتلا به PCOS، 3/5 ± 6/23 سال و در گروه شاهد 9/3 ±1/23سال بود و از نظر سنی تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه وجود نداشت. میانگین BMI در افراد مبتلا به PCOS 45/5 ±07/25 کیلوگرم بر مترمربع و در گروه شاهد 46/2± 33/21 بود و از این نظر اختلاف آماری معنی‌دار بین دو گروه وجود داشت (001/0>P).میانگین غلظت سرمی Inhibin در زنان PCOS، 23/1 ± 62/1 (واحد در میلی‌لیتر) و در افراد گروه شاهد 26/2 ± 26/2 بود که تفاوت دو گروه از نظرآماری معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: سطح Inhibin در بیماران مبتلا به PCOS تفاوت معنی‌داری با زنان سالم ندارد و نمی‌تواند به عنوان آزمون معمول جهت غربالگری این بیماران به کار رود. مطالعات بیشتر در مورد نقش احتمالی Inhibin در این افراد با اندازه‌گیری زیر واحدهای آن، شامل Inhibin A و Inhibin B توصیه می‌شود.


پریچهر پاس بخش، سارا سعید نیاریا،  فرید ابوالحسنی، محمد نوری موگهی،  محمود مافی، کبری مهران نیا،  علی قلی سبحانی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف :هدف از این مطالعه، تعیین میزان پراکسیداسیون چربی و پروتئین بافتی به عنوان شاخصی از تخریب بافتی پس از ایسکمی و برقراری ری‌پرفیوژن به دنبال ایجاد آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی در روده و بررسی اثر محافظتی هورمون ملاتونین به عنوان جمع کننده رادیکال آزاد و آنتی اکسیدان در رت می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه از 36 سر رت نر نژاد Wistar - Albino با وزن بین 120-80 گرم که به طور مساوی به شش گروه تقسـیم شـده بودنـد و دوزهای مخـتلف مـلاتونین (mg/Kg 10، 20، 30) به صورت داخل عضلانی دریافت می‌کردند، استفاده شد. گروه یک: کنترل، گروه دو: sham که در این گروه عمل جراحی تا مرحله تشریح شریان مزانتریک فوقانی بر روی آنها انجام شد و حجم یکسانی از حلال به صورت داخل عضلانی به آنها تزریق گردید، گروه سه: ایسکمی-ری‌پرفیوژن، گروه چهار: ایسکمی- ری‌پرفیوژن به همراه ملاتونین با دوز mg/Kg10 ، گروه پنج: ایسکمی- ری‌پرفیوژن به همراه ملاتونین با دوزmg/Kg 20 و گروه شش: ایسکمی- ری‌پرفیوژن به همراه mg/Kg 30 بود.
یافته‌ها: نتایج حاصل نشان داد که سطح ملان دی آلدئید (MDA ) بافتی به طور معنی داری در گروه 4، 5 و 6 از گروه 3 پایین‌تر بود (05/0> P). سطح پروتئین بافتی در گروه 4 نسبت به گروه 3 به طور معنی‌داری بالاتر رفته بود (001/0 > P). سطح پروتئین بافتی در گروه‌های 5 و 6 نسبت به گروه 3 اختلاف معنی‌داری را نشان نداد بحث: این مطالعه نشان داد که ملاتونین با دوز mg/Kg10، اثر آنتی اکسیدانی در جلوگیری از آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی دارد.

سیده ملیحه صفوی، محمد رهبانی، فریده فرزانفر،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف :هیپرتانسیون و دیابت، عوامل خطر مهمی برای بیماری‌های قلبی- عروقی می‌باشند. چندین مطالعه نیز نشان داده‌اند که میکروآلبومینوری یک هشدار دهنده قوی از بیماری‌های قلبی- عروقی در جمعیت‌های مختلف است. پس در این مطالعه ارتباط بین میکروآلبومینوری با دیابت و هیپرتانسیون بعنوان عوامل خطر بیماری آترواسکلروز مورد بررسی قرار می گیرد.
روش بررسی: افراد مورد مطالعه 228 بیمار مبتلا به ضایعات کرونری بودند که بیماری آنها با روش آنژیوگرافی تأیید شده بود. میانگین سنی آنها (SE ± mean) 5/0 ± 60 و بستری در بیمارستان شهید مدنی تبریز بودند. این بیماران بر اساس تعداد عروق کرونری گرفتار در دو گروه دسته‌بندی شدند. مقادیر قند خون ناشتا، کراتینین و قند خون دو ساعت بعد از غذا در نمونه وریدی به روش استاندارد اندازه‌گیری شد. میکرو‌آلبومینوری به روش ایمنوتوربیدومتری اندازه‌گیری گردید. نتایج به وسیله تست‌های آماری آنالیز شدند.
یافته‌ها: افزایش نسبت آلبومین به کراتینین به طور قابل توجهی با قند خون ناشتا، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک ارتباط داشت (05/0 P< در همه موارد). ارتباط معنی‌داری بین میکروآلبومینوری و دیابت بر حسب وسعت ضایعات آترواسکلروز بدست آمد(05/0 < P). اما ارتباط معنی‌داری بین میکروآلبومینوری و فشار خون بالا برحسب وسعت ضایعات آترواسکلروز مشاهده نشد.


محمد رضا هادیان، هوشنگ دادگر، زهرا سلیمانی، محمد رحیم شاهبداغی، شهره جلائی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف :فلج مغزی، واژه‌ای است که برای توصیف نوعی از اختلال حرکتی بکار می‌رود که به دنبال آسیب غیر پیشرونده مغزی بوجود می‌آید و به دلیل آسیب به سامانه اعصاب مرکزی، با اختلالات حرکتی، گفتاری و اختلال در رفلکس‌های تغذیه‌ای همراه است. فقدان کنترل و هماهنگی عملکرد های دهانی- حرکتی در نتیجه عدم تکامل رفلکس‌های تغذیه‌ای، روی تولید صداهای گفتاری موثر می‌باشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط بین وضعیت رفلکس‌های تغذیه ای و وضعیت تولید در کودکان فلج مغزی اسپاستیک است.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بر روی 52 بیمار پنج تا ده ساله فلج مغزی اسپاستیک مراکز و مدارس توانبخشی و کلینیک‌های خصوصی انجام شد. گردآوری اطلاعات مربوط به وضعیت رفلکس‌های تغذیه‌ای از طریق مشاهده و معاینه مستقیم بیماران و ارزیابی تولید، از طریق آزمون اطلاعات آوایی تصویری صورت گرفت. تحلیل آماری از طریق نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های Chi-square و Fisher&aposs exact test انجام شد.
یافته‌ها: وضعیت غیر طبیعی رفلکس های جویدن و زبان نسبت به سایر رفلکس ها فراوانی بیشتری داشت و ارتباط بین وضعیت رفلکس لب با تولید صداهای ĉ/v/m/y/r/p/ و وضعیت رفلکس جویدن با تولید صداهای /z/s/ و رفلکس گاز گرفتن با تولید صداهای š /z/j/l/ معنی‌دار بود. بین وضعیت رفلکس چرخشی و زبان با تولید صداها ارتباط معنی‌داری پیدا نشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، در کل می‌توان استنباط کرد که آنچه در تولید صداها تاثیر می‌گذارد احتمالا وضعیت اندام‌های موثر در تولید آن صداها در حین عملکرد تولیدی است و در کودکان فلج مغزی به دنبال عدم تکامل رفلکس‌های تغذیه‌ای وضعیت ناهنجار اغلب در حین تلاش‌های حرکتی گفتار بروز می‌کند که می‌تواند بر روی تولید تاثیر بگذارد.

محسن وثوقی، حمیدرضا صادقی پور رودسری، محسن امینی، سیروس سیمی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

فعالیت ضد باروری مردانه گوسیپول (ماده فعال غوزه پنبه دانه)، ایده تکوین و عرضه دارو با فعالیت ضد باروری مردانه را مطرح نمود. در این مطالعه اثرات ضد باروری دو مشتق ایزوپروپیل و ایزوبوتیل دی هیدروپیریدین که از طرفی مشابه کلرامفنیکل و همچنین مشتقات دی هیدروپیریدینی است مورد بررسی و ارزیابی قرار دادیم.
روش بررسی: تجویز مشتقات ایزوبوتیل و ایزوپروپیل روزانه بصورت تزریق زیر جلدی به مقدار mg/kg/day10 به موشهای صحرایی نر انجام شد. بعد از 60 روز از اولین تزریق شاخص های باروری ارزیابی شد.
یافته‌ها: یافته ها با دو گروه کنترل و شاهد که به ترتیب سرم فیزیولوژی و پروپیلن گلیکول تزریقی دریافت کرده بودند مقایسه گردید. نتایج نشان داد که هر دو دارو اثرات مهاری بر سیستم تولید مثل موش صحرایی نردارند.
نتیجه‌گیری: اثر مهاری معنی دار مشتقات مورد نظر بر شاخص های فیزیولوژیک مؤید نظر قبلی ما در مورد مطلوب بودن فعالیت آنها جهت استفاده بعنوان ترکیب رهبر (lead compound) برای سنتز و تهیه ترکیبات جدیدتر با فعالیت ضد باروری مردانه می باشد.


مژگان کاربخشداوری، موسی زرگر، زهرا ارشادی، علی خاجی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

با توجه به محدود بودن مطالعاتی که با دید پیشگیرانه به مکانیسم های خارجی آسیب در سالمندان می پردازند بر آن شدیم که الگوهای آسیب در خانمهای بالای 50 سال مبتلا به شکستگی لگن را نشان دهیم.
روش بررسی: این مطالعه به صورت همگروهی تاریخی بر 115 بیمار زن 50 ساله و بالاتر مبتلا به شکستگی مفصل لگن انجام شد.
یافته ها: میانگین سنی بیماران و انحراف معیار به ترتیب 3/76 و 6/10 سال بود. 7/88% بیماران در منزل (2/65% کل موارد بر روی فرش) دچار آسیب شده بودند. 71% از بیماران قبل از آسیب بدون نیاز به کمک راه می رفتند. درحالی که هنگام پیگیری به 20 درصد تقلیل پیدا کرده بود. میانگین امتیاز بارتل قبل از آسیب 97 و پس از پیگیری 75 بود. پنج بیمار در زمان بستری ، 29 بیمار از زمان ترخیص تا هنگام پیگیری و در مجموع 34 بیمار فوت کردند (6/29%). متوسط هزینه های بیمارستانی برای هر بیمار3512070 ریال با انحراف معیار 2450894ریال بود.
نتیجه گیری: شایع بودن زمین خوردگی بر روی سطح هموار و به ویژه برروی فرش در این مطالعه می تواند منتسب به تفاوت سبک زندگی مردم کشور ما با کشورهای غربی در استفاده از فرش در تمام سطوح باشد و لزوم رعایت استانداردهای فیزیکی منزل و آموزش سالمندان و خانواده آنها را خاطر نشان می کند. هزینه های مادی و معنوی تحمیل شده به بیماران خانواده آنها و نیز سیستم بهداشتی فراتر از مقادیر محاسبه شده در این مطالعه است، هزینه های خرید وسایل جراحی و تجهیزات در این محاسبات لحاظ نشده و به طور مستقیم توسط خود بیمار پرداخـت می شود.


نفیسه ظفرقندی، آمنه شیرین ظفرقندی، شهرزاد هداوند، فرید زایری، لیلا حمزه‏ لو،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

بررسی عوامل خطر مرتبط با پارگی درجه چهارم در زایمان واژینال
روش بررسی: در این مطالعه مورد شاهدی 131802 پرونده بیماران زایمان واژینال در طول 14 سال (1383-1369) در دو مرکز مورد بررسی قرار گرفت. پارگی درجه چهارم 93 مورد در بیمارستان و هفت مورد متعاقب زایمان در خانه اتفاق افتاده بود. گروه کنترل 200 زایمان واژینال بدون پارگی درجه سوم یا چهارم بودند و به صورت تصادفی انتخاب شدند تأثیر سن مادر، ملیت، پاریتی، سن حاملگی، ساعت زایمان وعوامل دیگر بر روی پارگی درجه چهارم مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته‌ها: از بین 131802 زایمان واژینال 93 مورد (070/0%) پارگی درجه چهارم ثبت شده به دست آمد
نتیجه‌گیری: این مطالعه فاکتورهای متعددی را که با افزایش ریسک پارگی درجه چهارم همراه بودند شناسایی نموده است. اپی‏زیوتومی میدلاین ،اول زا بودن، ماکروزومی جنین و وضعیت اکسی‌پوت پوستریور عضو نمایش از عوامل خطر قابل توجه در پارگی درجه چهارم هستند و نیازمند توجه بیشتر عامل گیرنده زایمان می‏باشند.


جواد محمودی قرائی، محمد رضا محمدی،  مهدی بینا، محمد تقی یاسمی، یوسف فکور،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده

بازگوئی روانشناختی و روشهای شناختی رفتاری و فعالیتهای حمایتی در پیشگیری و درمان نشانه های اختلال استرس پس از سانحه به کار رفته‌اند. در این مطالعه این روشها را به صورت مجزا و در ترکیب باهم در درمان اختلال PTSD ناشی از زلزله بم در نوجوانان بررسی و با گروه کنترل مقایسه می‌نمائیم.
روش بررسی: در یک کارآزمائی عرصه ای چند گروهی کنترل شده، نوجوانانی که نشانه های اختلال استرس پس از سانحه زلزله بم را داشته و نیازمند درمان داروئی نبودند تحت مداخلات گروهی شامل بازگوئی روانشناختی و درمان های شناختی- رفتاری و مداخلات حمایتی ورزشی- هنری قرار گرفته و با گروه شاهد مقایسه شدند.
یافته‌ها: تعداد 200 نفر وارد مطالعه شدند و در سه گروه مداخله و یک گروه شاهد قرار گرفتند. 31 نفر به دلیل مهاجرت و یا تمایل شخصی از مطالعه خارج شدند. فقط بین گروه تحت مداخلات رفتاری - شناختی و گروه شاهد در کاهش میانگین کل نشانه های PTSD و کاهش میانگین نشانه های اجتناب تفاوت از نظر آماری معنی دار بود. تفاوت سایر گروهها با گروه شاهد و با یکدیگر معنی دار نبود.
نتیجه‌گیری: مداخلات رفتاری - شناختی گروهی می‌توانند بر برخی نشانه‌های PTSD موثر باشند.


محمود جلالی، فرهاد شهرام، ناهید آریاییان، حجت زراعتی، محمد رضا صادقی، آرش اخلاقی، نغمه ضیایی، فریبا فاتحی، مریم چمری،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده

آرتریت روماتوئید یک بیماری سیستمیک مزمن با علت نامعلوم است. در سالهای اخیر تحقیقات زیادی بر روی تاثیر احتمالی رادیکالهای اکسیژن بر بیماری‌زایی و ایجاد آرتریت روماتوئید انجام شده است. این مطالعه نیز با هدف تعیین میزان فعالیت آنزیم آنتی‌اکسیدانی کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز گلبولهای قرمز بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید در مقایسه با افراد سالم صورت گرفت.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد- شاهدی60 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید در محدوده سنی 75-18 سال با 60 فرد سالم همگون از نظر جنس و سن مورد بررسی قرار گرفتند. اندازه‌گیری فعالیت کاتالاز بر اساس سنجش اسپکتروفتومتری و تجزیه H2O2، اندازه‌گیری فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز گلبولهای قرمز بر اساس سنجش اسپکتروفتومتری و تشکیل گلوتاتیون اکسید می باشد، اندازه‌گیری فعالیت سوپر اکسید دیسموتاز با استفاده میزان مهار واکنش گزانتین و گزانتین اکسیداز بوسیله سوپر اکسید دیسموتاز و CRP و RF بر اساس لاتکس و آگلوتیناسیون انجام گردید نتایج با استفاده از نرم‌افزار آماریSPSS 11.5 و آزمون های t-test و Chi-Squareبا سطح معنی داری 05/0 بررسی گردید.
یافته‌ها: در بیماران، کاهش معنی‌دار میزان فعالیت آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز، هموگلوبین و هماتوکریت، نسبت به گروه شاهد دیده ‌شد همچنین سوپر اکسید دیسموتاز بطور غیر چشمگیری کاهش یافت. در افراد مورد بررسی بین متغیرهای گلوتاتیون پراکسیداز، کاتالاز سرم با متغیرهای وابسته CRPو RF همبستگی معنی‌دار و معکوسی وجود داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج فوق نشان دهنده اهمیت استرس اکسیداتیو در بیماری و التهاب می باشد.


میترا بختیاری، رضا محمودی، علیقلی سبحانی، محمد اکبری، محمد بربرستانی، پریچهر پاسبخش، فریدون سر گلزائی، عظیم هدایت پور،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده

علی‌رغم پیشرفت‌هایی که در انجماد اسپرم صورت گرفته است، میزان لقاح اسپرم‌ها پس از انجماد و ذوب به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد. با توجه به‌اینکه هیالورونان نقش مهمی در میزان لقاح اسپرم دارد لذا در تحقیق حاضر اثر دوز µg/ml750 هیالورونان روی میزان لقاح اسپرم‌های موش سوری قبل از انجماد و پس از ذوب بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 24 سر موش نر سوری به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. نمونه‌های بدست آمده از هر حیوان نر به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول (کنترل بدون انجماد)، گروه دوم (کنترل منجمد شده)، گروه سوم (قبل از انجماد µg/ml750 هیالورونان افزوده شد) و گروه چهارم (پس از ذوب همین میزان هیالورونان اضافه شد). انجماد اسپرم‌ها در کرایوتیوب 8/1 میلی‌لیتری و با استفاده از ضد یخ 18% رافینوز و 3%skim milk انجام شد. پس از ذوب کردن نمونه‌ها و تهیه اووسیت متافاز II، IVF صورت گرفت و بعد از 18 ساعت جنین‌های دو سلولی شمارش شدند.
یافته‌ها: نتایج این تحقیق نشان داد که افزودن دوز µg/ml750 هیالورونان پس از ذوب به نمونه‌ها تاثیر مثبتی را روی میزان لقاح اسپرم‌ها دارد، اما اضافه کردن همین دوز قبل از انجماد بر روی فاکتور فوق بی‌تاثیر بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه به نظر می‌رسد که افزودن µg/ml750 هیالورونان به اسپرم منجمد شده پس از ذوب، باعث افزایش میزان لقاح اسپرم‌ها می‌شود. لذا توصیه می‌نمائیم با انجام تحقیقی مشابه در مورد نمونه‌ انسانی و در صورت تایید آن، از نتایج حاصله در کلینیک‌های IVF استفاده به عمل آید.


فرحناک اسدی، پروین اکبری اسبق، نیلوفر حاجی زاده،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده

میکروآلبومینوری همراه با افزایش خطر مشکلات قلبی- عروقی در بیماران دچار پرفشاری خون است ولیکن مطالعه‌ای بطور اختصاصی اثرات کاهش میکروآلبومینوری در بهبود هیپرتروفی بطن چپ (LVH) در کودکان دچار پرفشاری خون را مورد بررسی قرار نداده است.
روش بررسی: این مطالعه : 55 بیمار 11 تا 19 ساله دچار پرفشاری خون اولیه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران بطور همزمان با داروهای هیدروکلروتیازید و Angiotensin Converitng Enzyme Inhibitor (ACEI) درمان می شدند. پنج بیمار برای کنترل فشار خون مهارکننده گیرنده آنژیوتانسین Angiotensin (ARB) Receptor Blocker دریافت می‌کردند. در ابتدا و 12 ماه پس از درمان Left Ventricular Mass (LVMI) Index بوسیله اکوکاردیوگرافی و نیز نسبت میکروآلبومین به کراتی نین MA/Cr در ادرار بررسی شد. در صورت نسبت MA/Cr بیش از μg/mg30 میکروآلبومینوری و g/m 2.76/38LVMI> بعنوان هیپرتروفی بطن چپ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج در این بررسی وزن، سطح بدن، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک همگی ارتباط مستقیم با LVMI داشتند ولی ارتباط میکروآلبومینوری، فشار خون سیستولیک و(BMI) Body Mass Index با LVMI بسیار واضح تر بود. در این بررسی میکروآلبومینوری قویترین عامل در پیگیری LVMI بود.
نتیجه‌گیری: نتایج میکروآلبومینورمی یک عامل مهم و قوی در پیش بینی LVH در کودکان و نوجوانان دچار پرفشاری خون بوده و کاهش میکروآلبومینوری موجب عدم بروز و یا بهبودی LVH در آنان می‌شود.


مجتبی محمدی اردهالی، سید هادی صمیمی اردستانی، پیمان برومند، معصومه سعیدی، امین امالی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده

رادیوفرکوئنسی روشی است که به تازگی در درمان هیپرتروفی لوزه در بالغین استفاده می‌شود. هدف از انجام این مطالعه نیز ارزیابی نتایج تانسیلوتومی به روش رادیوفرکوئنسی می‌باشد.
روش بررسی: 20 بیمار مبتلا به هیپرتروفی لوزه دریک مطالعه کارآزمایی بالینی وارد شدند. تمام بیماران ابتدا با اسپری لیدوکائین و سپس با تزریق لیدوکائین همراه با اپی‌نفرین، تحت بی‌حسی موضعی قرار ‌گرفتند. رادیوفرکوئنسی به میزانw 8-7 Power = استفاده ‌شد. درد و نیاز به مسکن ، خونریزی و عوارض پس از عمل در حین ، بلافاصله پس از عمل و چهار، شش و هشت هفته پس از عمل مورد بررسی قرارگرفت.
یافته‌ها: میانگین میزان درد بر اســاس مقیاس انــــدازه گیری چشــمی (VAS) در خلال عمل جراحی 11/2± 68/2 و میانگین خونریزی در خلال عمل 24/0±16/1 میلی لیتر بود. میانگین طول مدت عمل جراحی 56/2± 81/7 دقیقه بود. 10% بیماران بدون درد ، 55% با درد کم بدون نیاز به مصرف مسکن و 35% نیاز به مصرف مسکن داشتند. در حین و بلافاصله پس از جراحی 95% از بیماران خونریزی اندکی داشتند و فقط در یک بیمار 5% خونریزی متوسط (5-2میلی لیتر) رخ داد. در 10% از بیماران در خلال چهار هفته پس از عمل خونریزی اندکی رخ داد. در تمام بیماران گرید لوزه کاهش یافته بود و میانگین بهبود علائم در هشت هفته پس از درمان 36/0±81/7 بود. در نهایت میانگین رضایت بیماران از نتایج عمل 50/12±92/66% بود (حداکثر 80% و حداقل 50%). عوارض به میزان مختصر در 15% از بیماران گزارش شد.
نتیجه‌گیری: رادیوفرکوئنسی روشی مطمئن، ایمن با حداقل عوارض، درد و خونریزی برای درمان هیپرتروفی لوزه مطرح است.


لیلا آزادبخت، پروین میرمیران، مهدی هدایتی، احمد اسماعیل زاده، نیلوفر شیوا، فریدون عزیزی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده

تعیین اثرات رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول بر اندازه قطر ذرات LDL و HDL در نوجوانان مبتلا به اختلالات چربی خون.
روش بررسی: 42 نوجوان 18 تا 20 ساله مبتلا به اختلالات چربی خون در این مطالعه مورد ـ شاهدی شرکت کردند. رژیم غذایی کنترل رژیمی مشابه اغلب نوجوانان تهرانی بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول یک رژیم غذایی است که 30% کل انرژی روزانه آن را چربی‌ها تشکیل می‌دهند که کمتر از 7% آن را چربی‌های اشباع، کمتر از 15% آن را چربی‌های با یک باند مضاعف و کمتر از 15% آن را چربی‌‌های با چند باند مضاعف تشکیل می‌دهد و حاوی کمتر از 200 میلی‌گرم کلسترول در روز می‌باشد. اندازه قطر ذرات لیپوپروتئین‌ها متغیرهای اصلی بود که بعد از سه ماه مداخله اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: میانگین نمایه توده بدن 2/4±3/26 کیلوگرم بر مترمربع بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول باعث کاهـش بیشتـر کلستـرول تـام در ایـن رژیـم در مقایسـه با رژیـم کنتـرل (4±13- در مقابل3/0±2- میلی‌گرم در دسی‌لیتر، 001/0p<) و همچنین کاهش بیشـتر LDL در مقایسه با کنـترل (2±9- در مقابل6/0±3 میلی‌گرم در دسی‌لیتر، 01/0p<) و افزایش اندازه ذرات LDL در مقایسه با رژیم کنترل (4/0±7/1در مقابل 4/0±1/0میلی‌گرم در دسی‌لیتر، 001/0p<) گردید. اندازه قطر ذرات HDL تغییر معنی‌داری نکرد.
نتیجه‌گیری: رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول اثر مطلوبی روی اندازه ذرات LDL داشت. مکانیسم مربوطه باید در مطالعات تجربی آینده‌نگر بررسی شود.


محمدرضا شجاع، منیژه مهدوی، مسعود رضا معنویت، محمد‌رضا بشارتی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

دیابت شایع‌ترین بیماری سیستمیک و غدد درون‌ریز انسان و رتینوپاتی دیابتی یکی از شایع‌ترین عوارض این بیماری است. علت این عارضه هنوز ناشناخته است ولی تغییرات لیپیدهای سرم به‌عنوان یکی از علل احتمالی در ایجاد و یا پیشرفت آن مطرح گردیده است. هدف‌ این‌ مطالعه‌ بررسی وضعیت‌ لیپیدهای‌ سرم‌ در درجات‌ مختلف‌ رتینوپاتی‌ می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه مشاهده‌ای به‌صورت توصیفی- تحلیلی و به روش Cross-Sectional بر‌روی 37 بیمار دیابتی نوع І و 157 بیمار دیابتی نوع ІІ انجام پذیرفت. روش نمونه‌گیری برای دیابت نوع ІІ تصادفی ساده و برای دیابت نوع І به‌صورت سرشماری از بین پرونده‌های فعال مرکز دیابت یزد در سال1381 بود. مدت زمان ابتلاء به دیابت در بیماران مورد مطالعه، حداقل هفت سال از زمان تشخیص بود. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS ویراست یازدهم و با استفاده از آزمون کای‌دو، فیشر و ANOVA انجام گرفت.
یافته‌ها: از مجموع 194 بیمار، 74 نفر مرد و 120 نفر زن بودند. از این تعداد، 90 نفر (4/46%) کلسترول نرمال و 104 نفر (6/53%) کلسترول بالای سطح نرمال داشتند. در مورد تری گلیسیرید، 94 نفر (4/48%) سطح نرمال و 100 نفر (6/51%) سطح بالای نرمال داشتند و توزیع فراوانی درجات مختلف رتینوپاتی بر‌حسب کلسترول و نیز تری‌گلیسیرید با 05/0P< تفاوت معنی‌داری داشت. در گروه‌های مختلف جنسی، فراوانی‌ رتینوپاتی‌ دیابتی در افراد دارای کلسترول و یا تری‌گلیسرید بالا بیشتر بود. این موضوع در مورد نوع دیابت و گروه سنی نیز صادق بود یعنی در گروه‌های مختلف از نظر نوع دیابت و گروه سنی، فراوانی‌ رتینوپاتی‌ دیابتی در افراد دارای کلسترول و یا تری‌گلیسرید بالا، بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: در مطالعه ما فراوانی رتینوپاتی‌ دیابتی در نمونه‌های مبتلا به هیپرکلسترولمی و هیپرتری‌گلیسریدمی نسبت به نمونه‌هایی که سطح نرمال کلسترول و تری‌گلیسرید داشتند، بیشتر بود.


علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، علی پاشا میثمی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر و تحمل یک داروی زمینه‌ای (DMARD) مانند هیدروکسی کلروکین (HcQ) با ترکیبی از HcQ و متوتروکسات ((Mtx و ترکیب دیگری از HcQ و Mtx و سولفاسالازین (SSZ) در بیماران آرتریت‌روماتوئید فعال با داشتن آرتریت مقاوم و پیشرونده می‌باشد.
روش بررسی: 120 بیمار که بر اساس معیارهای American College of Rheumatology (ACR) تشخیص آرتریت‌روماتوئید آنها قطعی بود (90 زن و 30 مرد) مراجعه‌کننده به درمانگاه روماتولوژی طی سال‌های 1382 الی 1384 به‌صورت تصادفی بر اساس جنس به سه گروه شامل 40 نفر (30 زن و 10 مرد) تقسیم شدند. گروه اول با HcQ به‌تنهائی mg/d 200 و گروه دوم ترکیبی از هیدروکسی کلروکین mg/d200 و متوترکساتmg/kg 5/7 و گروه سوم ترکیبی از هیدروکسی کلروکین mg/d200 متوترکساتmg/kg 5/7 و سولفاسالازینgr/d 1 دریافت کردند. نتیجه تأثیر داروها پس از 24 ماه مورد ارزیابی قرار گرفت و در یک آنالیز آماری متغیرها را باt-test مقایسه نمودیم.
یافته‌ها: درمان ترکیبی HcQ و SSZ و Mtx و همچنین HcQ و Mtx از نظر بهبود علائم کلینیکی و یافته‌های آزمایشگاهی، نسبت به درمان با HcQ به‌تنهائی (05/0P<) مؤثرتر بودند. همچنین در این مطالعه نشان داده شده درمان ترکیبی HcQ و Mtx و SSZ نسبت به درمان ترکیبـی HcQ و Mtx مؤثرتر است (05/0P<). لذا درمان ترکیبی در آرتریت مقاوم و مؤثرتر است.
نتیجه‌گیری: در درمان آرتریت‌روماتوئید ترکیب داروهای متوترکسات هیدروکسی‌کلروکین و سولفاسالازین مؤثرتر از متوترکسات و کلروکین و هر دوی این‌ها مؤثرتر از درمان تک داروئی می‌باشد.


منصور جمالی زواره ای، محمد رضا جراحی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: آپلازی ژرم سل از مهمترین علل اختلال اولیه اسپرماتوژنز در بیضه و آزوسپرمی می باشد. در این بیماری لوله های سمینیفر تنها از لول ههای سرتولی تشکیل شده اند. گاهی علاوه بر سلول های سرتولی ب هصورت فوکال در برخی از لول هها نواحی با فعالیت تولید اسپرم مشاهده می گردد.
روش بررسی: مطالعه ما به صورت گذشته نگر بر روی مردان نابارور مراجعه کننده به مرکز جهاد دانشگاهی 1381 که دارای حداقل دو بیوپسی از یک بیضه بوده و تشخیص آپلازی ژرم سل - ایران در سالهای 82 برای آنها داده شده بود، صورت گرفت.
یافته ها:
مقایسه محل های بیوپسی از یک بیضه از مجموع 320 مورد مطالعه شده نشان داد که در 37 مورد %11/6 ) در حالی که در یک محل فقط سلول سرتولی وجود داشت با انجام بیوپسی چند کانونی در محل ) دیگر سلول ژرم مشاهد ه گردید و به طور کلی با در نظر گرفتن مواردی هم که در هر دو محل در کنار 15 %، انجام بیوپسی های چند گانه باعث بدست / لوله های فقط سرتولی، سلول ژرم دیده م ی شد جمعاً در 3 آوردن کانونی با فعالیت اسپرماتوژنز یا بلوغ بهتر سلو ل های ژرم و رتبه بالاتر که برای اورولوژیس ت ارزشمند است، گردیده است. "Intracytoplasmic Sperm Injection"
نتیجه گیری: اکنون که در درمان های جدید به کمک میکرواینجکشن با یک عدد اسپرماتوزوئید و حتی اسپرماتید (پس از بازیافت) موفق به بارور کردن زوج نازا می گردند، نمونه برداری ب هصورت چند کانونی به جای ت ککانونی به عنوان روش ارجح جهت تعیین وجود مناطقی با فعالیت تولید اسپرم در بیماران آزواسپرمی قویاً توصیه م یگردد.

صفحه 3 از 25     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb