جستجو در مقالات منتشر شده


481 نتیجه برای Rt

مهدیه سلطانی، سیده زهره سیدصالحی، ریحانه مهدوی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده

با گسترش هوش‌مصنوعی، از انواع شبکه‌های عصبی مصنوعی به‌عنوان ابزاری برای ایجاد قدرت تحلیل در سیستم‌های‌کامپیوتری استفاده شد. مطالعاتی که با این هدف در حوزه دهان و دندان انجام شده‌اند، عموما با تجزیه‌‌وتحلیل داده‌های حجیم سروکار دارند. در این مطالعه روش‌های مورد استفاده در تحلیل هوشمند و خودکار داده‌های دندانپزشکی، موردبررسی قرارگرفته‌است. مطالعات بررسی شده به صورت مشترک از تصاویر رادیوگرافی سراسرنما (Ortho Pantoma Gram, OPG) استفاده و با سه هدف کلی تشخیص دندان (تفکیک هر دندان از دندان‌های قبل و بعد)، بخش‌بندی نمونه‌ای (تجزیه اطلاعات بصری تصویر به‌صورت قطعه‌ قطعه) و بخش‌بندی معنایی (تحلیل و فهم اطلاعات استخراج‌شده از تصویر) انجام شده‌اند. برای حصول این موارد، وابسته به هدف پژوهش از مدل‌های مختلف شبکه‌های عصبی مصنوعی استفاده شده است. در این مطالعه، به مقایسه عملکرد شبکه‌های عصبی مصنوعی‌ِ به کار گرفته شده‌، پرداخته شده است. به‌طورکلی تصاویر ورودی، ابتدا جهت آماده‌سازی دادگان برای خوانش توسط سیستم، پیش‌پردازش و سپس به شبکه عصبی تعلیم داده شده‌اند. در برخی موارد خروجی شبکه عصبی، به جهت بهبود نتایج، مجدد وارد چرخه پردازش‌شده‌است. در مقالات موردبررسی به‌منظور تحلیل داده‌های دندانپزشکی، به‌طورکلی دو رویکرد دنبال شده‌است. در رویکرد حل مسئله به روش هوشمند، بیشتر از شبکه‌های عصبی پیچشی و در رویکرد خودکار، از روش‌های کلاسیک و بدون یادگیری استفاده شده است، در مطالعاتی که بر مبنای شبکه‌های عصبی مصنوعی انجام شده است سیستم با درک تصویر، بخش‌بندی، استخراج ویژگی، طبقه‌بندی ویژگی‌ها و مدل‌سازی شبکه و تنظیم متغیرهای آن، به یادگیری آنچه در هدف مطالعه تعیین شده پرداخته است.
 
فرخنده جمشیدی، مریم میرسالاری، مهدی ترابی‌زاده، مهرنوش ذاکرکیش، مریم رستمی، مریم مرادی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین D با عوارض مختلفی از جمله زایمان زودرس، وزن کم در هنگام تولد و عفونت‌های نوزادی مرتبط می‌باشد. این مطالعه با هدف اندازه‌گیری سطح ویتامین D در خون بند ناف نوزادان ترم و نارس و بررسی میزان شیوع کمبود ویتامین D در زنان باردار انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، سطوح ویتامین D مادر و سطوح این ویتامین در خون بند ناف در اسفند 1401 در بیمارستان امام خمینی اهواز تخمین زده شد. اطلاعات به‌دست آمده از پرسشنامه‌ها و سنجش‌های آزمایشگاهی مورد تجزیه‌وتحلیل آماری قرار گرفت. نتایج حاصل گردید و میزان شیوع کمبود ویتامین D مشخص شد. نمونه‌ها براساس سطح سرمی ویتامین D به سه گروه کمتر از 20 نانوگرم در میلی‌لیتر (کمبود شدید)، 20 تا 29 نانوگرم در میلی‌لیتر (کمبود متوسط) و بالاتر از 30 نانوگرم در میلی‌لیتر (گروه نرمال) تقسیم شدند.
یافته‌ها: در این مطالعه 39 نوزاد ترم (7/55%) و 31 نوزاد نارس (3/44%) شرکت کردند. نوزادان نارس شانس بیشتری برای ابتلا به بیماری‌های زمینه‌ای داشتند (53/10-51/0 و 95%:CI، 31/2:OR). مصرف مولتی ویتامین در بین مادران نوزاد نارس (71%) شیوع بیشتری داشت. تفاوت معناداری در سطوح ویتامین D بین نوزادان ترم و نارس یا مادران آنها مشاهده نشد (35/0P=).
نتیجه‌گیری: این مطالعه اهمیت مصرف مولتی ویتامین را در زنان باردار نشان می‌دهد، به‌ویژه زنانی که در معرض  خطر زایمان زودرس هستند. ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی باید بر مصرف و پایش مکمل‌های ویتامین D تاکید ورزند.

 
حامد زمانیان، احمد شالباف،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ابتلا به بیماری‌ کبد چرب غیرالکلی، به‌دلایلی چون چاقی مفرط، دیابت نوع دوم و ناهمگونی‌های هورمونی به‌طور قابل‌توجهی شیوع پیدا کرده است. هدف از این مقاله، ارائه یک الگوریتم کاربردی براساس الگوریتم‌های تفسیرپذیر یادگیری ماشین برای تشخیص افراد مبتلا به چربی کبد غیرالکلی و تعیین شدت و گستردگی بیماری به کمک اطلاعات بالینی می‌باشد.
روش بررسی: در این راستا، مجموع 181 بیمار مبتلا به درجه‌های مختلف بیماری کبد چرب غیرالکلی، مورد بررسی قرار گرفتند. این مجموعه داده در بازه زمانی بهمن 1389 تا دی سال 1398 در بیمارستان دانشگاه ایهایم با تشخیص ابتلا یا عدم ابتلا به کبد چرب براساس نتیجه ارزیابی پاتولوژیکی نمونه کبدی جمع‌آوری شده است. برای این دادگان، از روش الگوریتم‌های انتخاب ویژگی برای تعیین ویژگی‌های غالب و روش‌های طبقه‌بندی مختلف برای تعیین سطح شدت شاخص‌های شدت کبد چرب استفاده شد. همچنین برای تفسیر بهتر کارکرد روش‌های مورد استفاده، این اطلاعات به کمک الگوریتم‌های هوش مصنوعی تفسیرپذیر، تحلیل و بررسی شد.
یافته‌ها: استفاده از روش کلاس‌بندی XGBoost به‌همراه روش انتخاب ویژگی رو به‌جلو، منجر به‌دقت 5/5±23/69% برای شاخص‌ شدت کبد چرب گردید. بررسی این دادگان توسط الگوریتم‌های تفسیرپذیری هوش مصنوعی نشان داد که متغیرهای سن، BMI، HDL، LDL، HbA1c، و GPT به ازاء سه کلاس تعیین شده و شاخص‌های GPT، سن، BMI، HDL، HbA1c، LDL، تری گلیسراید، و کلسترول در تعیین کارایی مدل کلی، جزو اثرگذارترین متغیرهای بالینی هستند که در طبقه‌بندی شدت بیماری کبد نقش مهمی دارند.
نتیجه‌گیری: بررسی‌های این مطالعه به‌خوبی نشان داد که می‌توان تخمین قابل قبولی از شدت ابتلا به بیماری کبد چرب به‌دست آورد که همین موضوع می‌تواند در تعیین درجه ابتلا برای اقدامات درمانی بعدی بیماران کمک‌کننده باشد و از تحمیل هزینه‌های درمانی به سیستم درمانی و بیمار جلوگیری نماید.

 
فیروز بالاوندی، حسین مرادخانی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: نارسایی مزمن قلب (Congestive heart failure, CHF) یکی از علل اصلی مرگ‌ومیر قلبی- عروقی و بستری شدن در بیمارستان است. هدف از مطالعه حاضر بررسی کیفیت مراقبت، شاخص‌های آزمایشگاهی و بالینی موثر بر مرگ‌ومیر در بیماران نارسایی قلبی می‌باشد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی در تابستان 1402 است که به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس در بیمارستان شهید مصطفی خمینی (ره) اطلاعات جمع‌آوری با استخراج لیست بیماران فوت شده با تشخیص نارسایی قلبی از سیستم مدیریت اطلاعات بیمارستان از پرونده بالینی بیماران مذکور براساس نمونه‌گیری تصادفی استخراج و در چک‌لیست ثبت شد. تعداد بیماران انتخابی از بررسی فاکتورهای موثر بر مرگ‌ومیر در بیماران نارسایی قلبی در بیمارستان شهید مصطفی خمینی (ره) انجام شد.
یافته‌ها: تعداد 62 نفر که 8/25% بیماران در سمع ریوی دارای رال دو طرفه بودند و در 7/88% آنها تنگی نفس، 1/58% ادم و 6/22% درد قفسه سینه گزارش شد. LVEF اکثر بیماران 25-10 بود. با کاهش فشارخون سیستولیک و افزایش دیاستولیک و ضربان قلب احتمال مرگ‌ومیر به‌ترتیب (058/1، 932/0 و 983/0) برابر به‌طور معناداری افزایش یافته است. با کاهش سطح اکسیژن احتمال مرگ‌ومیر 983/0 برابر به‌طور معناداری افزایش یافت. میانگین آنزیم‌های کبدی به‌طور معناداری افزایش و میانگین هماتوکریت نیز به‌طور معناداری کاهش یافت.
نتیجه‌گیری: با شناسایی عوامل خطر می‌توان این عوامل را کاهش داد و با رعایت موارد فوق می‌توان افزایش کیفیت مراقبت و درمان و در نهایت کاهش مرگ‌ومیر این بیماران شد و اقدام مناسبی در این جهت برداشت.

نوید کلانی، مسعود قانعی، حسین حکیم الهی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: واریکوسل که به‌عنوان بزرگ‌شدن و پیچ‌خوردگی غیرطبیعی وریدها در شبکه پامپینیفرم تعریف می‌شود، شایعترین علت قابل اصلاح ناباروری مردان است. مطالعه حاضر به گزارش یک مورد باروری به‌دنبال درمان واریکوسل و انسداد مجرای انزالی پرداخته است.
معرفی بیمار: بیمار آقای 39 ساله با سابقه ناباروری خانوادگی (کاریوتیپ، کروموزوم و هورمون نرمال) از حدود 20 سال به‌دلیل آزوسیرمی و با سابقه واریکوسل خفیف چپ، پس از دوبار بیویسی بیضه و عدم استحصال اسپرم، به درمانگاه اورولوژی بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم در سال 1402 مراجعه نمود. طبق معاینه واریکوسل خفیف دو طرفه، بیمار تحت واریکوسلکتومی دو طرفه میکروسکوپیک با برش اینگوینال قرار گرفت و همزمان تحت فلوروسکویی و وازوگرافی قرار گرفت که حاکی از تنگی مجرای انزالی بود و لذا تحت رزکسیون محل تنگی از طریق مجرا قرار گرفت. سه ماه بعد بیمار با آنالیز منی کاملا نرمال مراجعه نمود و اظهار داشت که همسرش یک حاملگی منجر به سقط در ماه گذشته داشته است. چند ماه بعد، حاملگی دوم منجر به تولد نوزاد پسر سالم از طریق سزارین شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که درمان واریکوسل توام با رفع علل انسدادی می‌تواند تاثیر قابل‌توجهی در بهبود پارامترهای باروری و افزایش شانس باروری بیماران داشته باشد. 

ندا فرجی، محبوبه علیزاده، اصغر قربانی، حدیثه هوسمی رودسری، سمانه اکبرپور، محمد عارفی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف افزایش آمیلاز سرم در برخی بیماران مبتلا به کووید -19 به ویژه در موارد شدید بیماری گزارش شده است. این افزایش می‌تواند نشان‌دهنده درگیری پانکراس (پانکراتیت) ناشی از عفونت ویروسی نیز باشد. این مطالعه مقطعی با هدف ارزیابی نقش سطح آمیلاز سرم به عنوان نشانگر پیش‌آگهی در بیماران کووید-۱۹ انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت مقطعی توصیفی بر روی ۱۵۰ بیمار بستری شده با تشخیص قطعی کووید-۱۹ در بیمارستان بهارلو تهران طی دوره یکساله (تیر 1400-تیر 1401) انجام گردید. در این مطالعه، سطح آمیلاز سرم تمام بیماران در ۲۴ ساعت اول بستری با روش سنجش رنگ‌سنجی اندازه‌گیری شد. معیار افزایش آمیلاز، سطحی بیش از سه برابر حد نرمال (بیشتر از ۳۰۰ واحد بر لیتر) در نظر گرفته شد. داده‌های دموگرافیک، بالینی و پیامدهای درمانی شامل مدت بستری، نیاز به پذیرش در بخش مراقبت‌های ویژه و مرگ‌ومیر ثبت گردید.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که ۳۰ بیمار (20%) سطح آمیلاز سرم بالا داشتند. این گروه در مقایسه با بیماران دارای سطح نرمال آمیلاز، میانگین مدت بستری طولانی‌تری داشتند (۱۴ روز در مقابل هشت روز، 003/0P=)، همچنین نرخ مرگ‌ومیر در گروه با آمیلاز بالا به طور معناداری بیشتر بود (15% در مقابل 5%، 02/0P=)، نیاز به بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نیز در این گروه بالاتر گزارش شد (۲۵% در مقابل ۱۰%، 01/0P=). تحلیل رگرسیون لجستیک چندمتغیره پس از تعدیل اثر سن، جنس و بیماری‌های همراه نشان داد که سطح آمیلاز بالا به صورت مستقل با پیامدهای نامطلوب بالینی مرتبط است (OR=2.3, 95% CI:1.4-3.8).
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهد که اندازه‌گیری سطح آمیلاز سرم در بدو پذیرش می‌تواند به‌عنوان یک نشانگر ساده و در دسترس برای شناسایی بیماران پرخطر مفید باشد. افزایش سطح آمیلاز در بیماران کووید -19 نشانه بیولوژیکی مهمی از درگیری چندارگانی (پانکراس و کلیه) و التهاب شدید است که با پیش آگهی بدتر و مرگ‌ومیر بالاتر مرتبط است. پایش این نشانگر می‌تواند به تصمیم گیری بالینی و بهبود پیامد کمک کند.

 
فاطمه حبیب‌الهی، غزاله اسلامیان، کیانا حسیبی، سپهر خوشباف خیابانیان، بنت‌الحسنی دهقان نیری، عارف عادلی مسبب،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ناباروری به عدم بارداری طبیعی پس از یک سال رابطه جنسی منظم و بدون محافظت گفته می‌شود. یکی از روش‌های درمان زوج‌های نابارور، فناوری‌های کمک باروری است. بیسفنول‌آ، موجود در پلاستیک‌ها، با افزایش ناباروری مرتبط است. این مرور نظام‌مند بررسی می‌کند که آیا بیسفنول‌آ بر نتایج فناوری‌های کمک باروری تأثیر دارد.
روش بررسی: مقالات، بدون محدودیت زمانی تا دسامبر 2024، در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Web of Science و Scopus مورد جستجو قرار گرفتند. در مجموع 23 مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت. سرعنوان‌های موضوعی پزشکی برای کلیدواژه‌های مرتبط استفاده شد و منابع مقالات نیز به‌صورت دستی بررسی گردید. پس از غربالگری 779 مقاله و حذف موارد تکراری، 23 مطالعه انسانی مشاهده‌ای با معیارهای ورود مشخص، شامل مقالات بررسی کیفیت تخمک، پارامترهای اسپرم، ذخیره تخمدانی، لقاح، لانه‌گزینی و پیامدهای بالینی فناوری‌های کمک باروری وارد تحلیل کیفی شدند.
یافته‌ها: شواهد نشان داد که سطوح بالاتر BPA با کاهش تعداد و کیفیت تخمک‌ها، افت سطح استرادیول، اختلال در بلوغ تخمک و افزایش نرخ شکست لانه‌گزینی همراه است. برخی مطالعات نیز به کاهش ذخیره تخمدان و اثرات منفی بر کیفیت اسپرم اشاره داشتند. اگرچه اکثریت نتایج همسو بودند، ناهمگونی در روش‌های اندازه‌گیری BPA، حجم نمونه‌های کوچک، و طراحی مقطعی بسیاری از مطالعات، استنباط علیتی را محدود می‌کند. عوامل تعدیل‌کننده‌ای مانند مصرف فولات و پلی‌مورفیسم‌های ژنی در برخی مطالعات اثر محافظتی بالقوه نشان دادند.
نتیجه‌گیری: شواهد موجود از ارتباط معکوس بین مواجهه با بیسفنول‌آ و پیامدهای فناوری‌های کمک باروری حمایت می‌کند، اما نیاز به پژوهش‌های آینده‌نگر با حجم نمونه بزرگ‌تر و روش‌های دقیق‌تر سنجش وجود دارد.

 
ناصح یوسفی، کتایون مرادی، کوروش منصوری، سیمین سجادی، مسعود ترابی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: شایعترین علت درد شانه، التهاب بورس ساب‌آکرومیال است که یکی از شایعترین روش‌های درمانی آن تزریق کورتیکواستروئید داخل بورس است. اخیرا از تزریق بوتولینوم توکسین A نیز به‌عنوان یک روش درمانی ایمن در این بیماران استفاده شده است که فاقد بسیاری از معایبی تزریق کورتیکواستروئید می‌باشد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه کور، تعداد 54 بیمار که با علائم و نشانه‌های تندینوپاتی روتاتور کاف، پس از بررسی و اطمینان از عدم وجود معیارهای خروج از مطالعه، وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه تزریق بوتولینوم توکسین A و یا کورتیکواستروئید قرار گرفتند. درمان روتین شامل آموزش ورزش‌ها برای تمامی بیماران انجام شد. علایم بیماران با استفاده از معیار‌های VAS و Constant Score و SPADI، قبل از درمان، دو هفته و دو ماه پس از آن ارزیابی شدند.
یافته‌ها: در بررسی VAS، هر دو گروه نسبت به زمان پایه بهبود نشان دادند (000/0P=) که این بهبود در گروه کورتیکواستروئید به‌صورت معناداری بیشتر بود. شاخص VAS بین پیگیری اول و دوم، در گروه بوتولینوم توکسین A کاهش و در گروه کورتیکواستروئید افزایش نشان داد.
نتیجه‌گیری: تزریق تک‌جلسه‌ای بوتولینوم توکسین A نسبت به کورتیکواستروئید در کنترل علایم بیماران از تاثیر کمتری برخوردار است ولی اثر درمانی این ماده برخلاف کورتیکواستروئید، ماندگاری بیشتری دارد. می‌توان از بوتولینوم توکسین A به‌عنوان درمان جایگزین به‌خصوص در بیماران دیابتی و دارای کنتراندیکاسیون کورتیکواستروئید استفاده کرد.

 
رضا باغبانیان، شیرین عزیزی‌دوست، کامران محمودی، محبوبه رشیدی، گلشن میرمومنی، سینا گنجی نتاج،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کواگولوپاتی یکی از شایعترین علل مرگ‌ومیر در بخش مراقبت‌های ویژه است. این مطالعه نیز با هدف بررسی ارتباط اسیدوز با اختلالات انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبت‌های ویژه اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشته‌نگر پرونده 121 نفر از بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان امام‌خمینی (ره) شهر اهواز طی سال 1402 بررسی شده و اطلاعات دموگرافیک، بالینی و نتایج آزمایش‌خون برای اندازه‌گیری پارامترهای مرتبط با اسیدوز و آزمایش‌های انعقادی افراد استخراج شد. در ادامه نرخ کواگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی، اسیدوز و پیامد بیمار محاسبه شد.
یافته‌ها: پرفشاری خون 34(1/28%) مهمترین بیماری‌همراه و پریتونیت 54(6/44%) مهمترین علل بستری بیماران را تشکیل دادند. نرخ بروز کوآگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی و اسیدوز به‌ترتیب 29(24%)، 27(3/22%) و 115(95%) گزارش گردید. در مجموع 44(5/36%) بیمار در طی دوره بررسی فوت شدند. بااینکه نرخ کوآگولوپاتی و ترومبوسیتوپنی در بیماران دچاراسیدوز بالاتر بود اما این تفاوت‌ها معنادار نبود (05/0<P). نرخ مرگ‌ومیر در میان افراد بدون ترومبوسیتوپنی، ترومبوسیتوپنی خفیف، متوسط و شدید تفاوت معناداری را نشان داد (001/0=P). میانگین PH  در بیماران فوت شده به میزان معناداری از سایرین پایین‌تر بود (13/0±19/7 دربرابر 88/0±25/7، 005/0=P) نرخ فوت در بیماران مبتلا به کوآگولوپاتی نیز به میزان معناداری از سایرین بیشتر بود 20(69%) در برابر 24(4/26%)، (001/0P=).
نتیجه‌گیری: نرخ اسیدوز و اختلال انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبت‌های ویژه بالاست و با پیامد نامطلوب‌تر دراین بیماران همراه است. اما اسیدوز به‌عنوان یک ریسک فاکتور مستقل اختلال‌انعقادی دراین بیماران شناخته نشد. با این حال مطالعات بیشتری جهت تایید نتایج مورد نیاز است.

 
سحر کریم‌پور ریحان، مهسا عباس‌زاده، علیرضا استقامتی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

هایپرتیروئیدی یا پرکاری تیروئید یکی از بیماری‌های مهم غدد درون‌ریز است که با افزایش فعالیت غده تیروئید و تولید بیش از حد هورمون‌های تیروئیدی شناخته می‌شود. این هورمون‌ها نقش اساسی در تنظیم متابولیسم بدن دارند، بنابراین افزایش آنها باعث بروز طیف وسیعی از علائم بالینی می‌شود. شایع‌ترین نشانه‌ها شامل اضطراب، بی‌قراری، کاهش وزن با وجود اشتهای طبیعی یا حتی افزایش یافته، تپش قلب، تعریق بیش از حد، لرزش ظریف دست‌ها، اختلالات خواب و افزایش حساسیت به گرما هستند. در برخی بیماران، تغییرات خلقی مانند تحریک‌پذیری و عصبانیت نیز گزارش می‌شود. معاینه فیزیکی ممکن است رفلکس‌های تاندونی سریع، تاکی‌کاردی، پوست مرطوب و نازک و در بسیاری از موارد وجود گواتر (بزرگی تیروئید) را نشان دهد. این بیماری در زنان شایع‌تر از مردان است و بیشترین بروز آن در سنین ۲۰ تا ۵۰ سالگی دیده می‌شود. پس از تایید پرکاری تیروئید، باید علت زمینه‌ای تیروتوکسیکوز مشخص شود. شایع‌ترین علت، بیماری گریوز است که به‌عنوان یک اختلال خود ایمنی منجر به بزرگ شدن منتشر تیروئید و افزایش تولید هورمون می‌شود. پس از آن، گواتر مولتی‌ندولار توکسیک و آدنوم توکسیک منفرد در رتبه‌های بعدی قرار دارند. برای تشخیص قطعی، آزمایش‌های خون شامل اندازه‌گیری سطح TSH، T3 و T4 ضروری هستند. معمولا در هایپرتیروئیدی، سطح TSH به‌طور غیرطبیعی پایین و سطوح T3 و T4 بالا است. در کنار این آزمایشات، سونوگرافی تیروئید برای بررسی ساختار غده و اسکن تیروئید برای تعیین نوع و شدت بیماری به‌کار می‌روند. گزینه‌های درمانی متنوعی برای مدیریت پرکاری تیروئید وجود دارد. داروهای آنتی‌تیروئید مانند متی‌مازول یا پروپیل‌تیوراسیل به‌طور مستقیم مانع سنتز هورمون می‌شوند. بتابلوکرها اغلب برای کنترل علائم قلبی و کاهش تپش قلب تجویز می‌گردند. ید رادیواکتیو یک روش درمانی رایج و موثر است که با تخریب بافت بیش‌فعال تیروئید باعث بهبود می‌شود. در موارد نادر یا در صورت عدم پاسخ به درمان‌های دیگر، جراحی تیروئیدکتومی برای برداشتن بخشی یا کل غده انجام می‌گیرد. به‌طور کلی، هایپرتیروئیدی یک بیماری قابل مدیریت است، اما نیاز به تشخیص دقیق، انتخاب روش درمانی مناسب و پیگیری منظم توسط پزشک متخصص دارد. همکاری بیمار با پزشک و پایبندی به درمان، نقش کلیدی در کنترل علائم و پیشگیری از عوارض طولانی‌مدت ایفا می‌کند. این مرور، به تشریح علائم، علل، روش‌های تشخیصی و گزینه‌های درمانی اختصاص خواهد یافت.
 
زکیه واحدیان اردکانی، مهران زارعی قنواتی، حمید ریاضی اصفهانی، سید مهدی طباطبائی، محمد رضا مهرابی بهار، صادق غفاریان، احمد معصومی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری تحول‌آفرین در حوزه مراقبت‌های بهداشتی شناخته شده است و چشم‌پزشکی به دلیل وجود تصویربرداری‌های متنوع یکی از پیشروترین رشته‌ها در بهره‌گیری از این فناوری محسوب می‌شود. در میان بیماری‌های چشمی، گلوکوم به‌دلیل ماهیت مزمن و پیشرونده‌ و نیز نیاز به ارزیابی‌های ساختاری و عملکردی پیچیده، بستری مناسب برای توسعه و به‌کارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم کرده است. در این مقاله مروری، جدیدترین کاربردهای هوش مصنوعی در حوزه گلوکوم با تمرکز بر جنبه‌های تشخیص، پایش روند پیشرفت بیماری، و کمک به تصمیم‌گیری‌های بالینی بررسی شده است. الگوریتم‌های مبتنی بر یادگیری ماشین و یادگیری عمیق توانسته‌اند با دقت بالایی داده‌های حاصل از تصویربرداری فوندوس، Optical Coherence و آزمون‌های میدان بینایی را تحلیل کرده و تغییرات مرتبط با گلوکوم را تشخیص دهند. این فناوری‌ها علاوه‌بر افزایش دقت تشخیص، می‌توانند ابزارهایی موثر برای غربالگری در مقیاس وسیع، به‌ویژه در مناطق با دسترسی محدود به متخصصان چشم‌پزشکی باشند. همچنین، استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی در ردیابی تغییرات تدریجی ساختاری یا عملکردی چشم، امکان پیش‌بینی خطر پیشرفت بیماری و شخصی‌سازی برنامه درمانی را فراهم می‌سازد. با وجود این پیشرفت‌ها، چالش‌هایی همچون عدم‌تعمیم‌پذیری مدل‌ها به جمعیت‌ها و دستگاه‌های مختلف، کمبود داده‌های با کیفیت و قابل‌اعتماد و عدم‌شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری الگوریتم‌ها (پدیده جعبه سیاه) همچنان مانع از پذیرش گسترده این فناوری در عمل بالینی شده‌اند. این مقاله با مرور انتقادی بر دستاوردها و محدودیت‌های فعلی، مسیرهایی برای تحقیقات آینده و اجرای موثر و اخلاق‌مدار هوش مصنوعی در مراقبت از بیماران مبتلابه گلوکوم پیشنهاد می‌دهد.
 
مرتضی طالبی دولوئی، محسن رمضان‌زاده، مجید شهبازی، مهدی فروغیان،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پیچ ‌خوردگی مچ پا یکی از رایج‌ترین آسیب‌های ورزشی است و به‌خصوص در ورزشکاران، شامل 30%-10 از آسیب‌های ورزشی می‌شود. این آسیب می‌تواند به درد، عدم‌تعادل و محدودیت در حرکت منجر شود و از این رو تاثیر چشمگیری بر عملکرد ورزشکاران دارد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 52 بیمار مبتلابه پیچ‌خوردگی مچ پا در بیمارستان امام رضا (ع) در سال 1403-1402 انجام گرفت. بیماران به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. گروه کنترل درمان مرسوم شامل دارو و آتل را دریافت کردند، در‌حالی‌که گروه مداخله علاوه‌بر درمان‌های معمول، شامل سوزن خشک نیز بودند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل‌توجهی در درد (002/0=P)، فعالیت‌های زندگی روزانه (001/0>P)، فعالیت‌های ورزشی (001/0>P)، فلکشن کف پا (027/0=P)، دورسی فلکشن نشان داد. (003/0=P)، وارونگی (012/0=P) و ادم (005/0=P). با این حال، تفاوت معنا‌داری در شدت علائم (752/0=P) و کیفیت زندگی (348/0=P) بین دو گروه مشاهده نشد. بررسی کلی تغییرات بیماران نشان داد که اکثر بیماران در گروه مداخله بهبود یافته‌اند، در‌حالی‌که در گروه کنترل تنها 7/7% بهبود یافته بودند.
نتیجه‌گیری: درمان ترکیبی از آتل، دارو و سوزن خشک می‌تواند به‌طور موثری در بهبود درد، فعالیت‌های روزانه، ورزش و تفریح، دامنه حرکتی و ادم در بیماران مبتلابه پیچ‌خوردگی مچ پا موثر باشد. این یافته‌ها می‌توانند مبنایی برای اجرای پروتکل‌های درمانی جدید برای مدیریت پیچ‌خوردگی مچ پا در ورزشکاران و دیگر بیماران آسیب‌دیده باشند.

 
شهرام شفا، مهرداد صیادی‌نیا، بی‌بی‌منا رضوی، طیبه زارعی، مریم ضیایی، منصور دیلمی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل اضطراب بیماران قبل از جراحی احتمال مشکلات بعد از عمل کاهش یافته و امکان مشارکت و همکاری بیمار در برنامه مراقبت و درمان بعد از عمل افزایش می‌یابد. لذا هدف از انجام این مطالعه روش‌های غیردارویی کنترل اضطراب در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه از یک رویکرد مروری استفاده کرده است. کاوش سیستماتیک شامل چندین مرحله کلیدی است. جستجوی ادبیات: تحقیقات کاملی در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Sciences Direct، Scopus، Magiran، Sid و موتور جستجوگر گوگل اسکالر انجام شد. جستجو با استفاده از کلمات کلیدی مانند "رایحه درمانی (ارماتراپی)"، "موسیقی درمانی"، "ماساژ"، "مداخله آموزشی"، "فیلم آموزشی" و "آوای قرآن" و معادل انگلیسی آنها برای شناسایی مطالعات مربوطه منتشر شده در 10 سال گذشته اصلاح شده است.
یافته‌ها: روش‌های غیردارویی مورد استفاده در کنترل یا کاهش اضطراب در عمل جراحی ارتوپدی شامل روش‌های، موسیقی درمانی، آوای قرآن، تکنیک‌های ریلکسیشن، ماساژ کمر، مداخله آموزشی، فیلم آموزشی، آگاهی و آموزش دادن قبل از عمل جراحی و رایحه درمانی (بابونه، بادرنجویه، رز، سنبلالطیب، هل، دارچین، گل ساعتی، اسطوخودوس، لیمو ترش)، می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از یافته‌های پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد که استفاده از روش‌های غیردارویی باعث کاهش اضطراب در بیماران تحت اعمال جراحی ارتوپدی شده است. بنابراین می‌توان با انواع روش‌های غیردارویی اثرات مخرب اضطراب بعد از اعمال جراحی ارتوپدی را کاهش داد.

 
محسن قریانی، محسن احمدی، مهدی اتابکی، جلیل توکل افشاری، مژگان محمدی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (Rheumatoid arthritis, RA) بیماری خودایمنی مزمن و التهابی است که موجب تخریب مفاصل شده و با ناتوانایی‌های حرکتی پیشرونده و عوارض سیستمیک همراه است. این مطالعه با هدف بررسی اثر سلول‌های بنیادی مزانشیمال اتولوگ استخراج شده از مغز استخوان (Autologous bone marrow-derived mesenchymal stem cells, ABMSCs) بر بیان ژن فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (Tumor necrosis factor alpha, TNF-α) و اینترلوکین 17 (Interleukin 17, IL-17)، در بیماران RA مقاوم به درمان طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه در بازه زمانی آبان تا اسفند سال 1402 بر مبنای استفاده از RNA بایگانی شده از کارآزمایی بالینی قبلی تیم تحقیق در گروه ایمنی شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد که در آن، 13 بیمار مبتلا به RA مقاوم به درمان، یک دوز داخل وریدی شامل 1 میلیون ABMSCs به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند. نمونه های RNA بیماران مذکور در فاصله‌های زمانی پیش از تزریق و یک، شش و 12 ماه پس از تزریق مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: بیان ژن TNF-α، 1 ماه پس از تزریق ABMSCs کاهش معناداری نشان داد (045/0P=) اما بیان ژن IL-17A در طول دوره مطالعه تغییر معناداری پیدا نکرد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند نشان‌دهنده ویژگی‌های تعدیل‌کنندگی ABMSCs از طریق تأثیر بر TNF-α در بیماران RA مقاوم به درمان باشد، در حالی که این نتایج از فرضیه تأثیر این سلول‌ها بر IL-17A در بیماران RA مقاوم به درمان حمایت نمی کند.

 
مهستی امامی حمزه‌کلائی، امیرحسام علی‌رضایی، مرجان موعودی، سپیده ویسی، معصومه اصغرپور،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکلروتیازید (Hydrochlorothiazide, HCTZ) از مدرهای پرمصرف در درمان پرفشاری خون است، اما اختلالات الکترولیتی به‌ویژه هایپوناترمی از نگرانی‌های مهم آن است. داده‌های اندکی درباره شیوع و عوامل خطر وجود دارد که بر ایمنی و کیفیت مراقبت اثر می‌گذارد. این مطالعه با هدف تعیین عوامل خطر و پیش‌بینی‌کننده‌های شدت هایپوناترمی در بیماران بستری مبتلا به پرفشاری خون انجام شد.
روش بررسی: مطالعه گذشته‌نگر-مقطعی روی ۲۱۷ بیمار بستری در بیمارستان آیت‌الله روحانی بابل (۲۰۱۹۲۰۲۱) انجام شد. معیارهای ورود عبارت بودند از سن 18 سال و دریافت حداقل هفت روز HCTZ.. معیارهای خروج شامل سابقه هایپوناترمی پیش از شروع HCTZ، مصرف داروهایی که به‌طور مستقل موجب هایپوناترمی می‌شوند، یا پرونده‌های دارای اطلاعات بیوشیمیایی ناقص بود. داده‌های دموگرافیک، دارویی و بیوشیمیایی استخراج شد. بروز هایپوناترمی (سدیم سرم < mmol/L 135)، زمان تا بروز و شدت آن (خفیف: mmol/L 134-130، متوسط: mmol/L 129-125، شدید: <mmol/L 125) مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی پیش‌بینی‌کننده‌ها از Multivariable logistic regression (برای بروز)، Cox proportional hazards model (برای زمان تا رویداد) و multinomial logistic regression (برای شدت) استفاده شد. سطح معناداری 05/0P< بود.
یافته‌ها: 7/%32 بیماران دچار هایپوناترمی بودند. افزایش سن، مصرف هم‌زمان داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی (Nonsteroidal anti-inflammatory drugs, NSAIDs) و کاهش سطح پتاسیم یا اسیداوریک با افزایش احتمال وقوع هایپوناترمی متوسط تا شدید در هفته‌های نخست درمان مرتبط بودند. ضعف، سردرد، کاهش هوشیاری و تشنج در مبتلایان بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: پایش منظم الکترولیت‌ها خصوصاً در سالمندان و بیمارانی که NSAIDs مصرف می‌کنند توصیه می‌شود.

 
سعید کفراشی، حمیدرضا نوروزی، ملیحه صفری،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی موثرترین درمان برای چاقی شدید است. تکنیک‌هایی از جمله بالون‌های داخل معده، گاستروپلاستی و تزریق مواد شیمیایی نظیر توکسین بوتولونیوم که حرکت و تخلیه معده را به تاخیر می‌اندازد، برای درمان چاقی با استفاده از آندوسکوپی درحال توسعه است. در این مطالعه آندوسکوپیک نوروتوکسین بوتولونیوم به‌عنوان یکی از روش‏های آندوسکوپی در درمان چاقی برای بیمارانی که روش‌های اصلاح سبک زندگی و دارویی برای آنها کارآمد نبوده و علاقه یا شرایط لازم برای جراحی چاقی را ندارند با روش جراحی اسلیو مقایسه می‌شود.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی-مقطعی، در بیماران واجد شرایطی که به‌صورت سرپایی به کلینیک‏های گوارش بیمارستان امیر المومنین اراک از خرداد 1403 به‌مدت یکسال درکلینیک گوارش پس اخذ رضایت آگاهانه، اطلاعات دموگرافیک و تن سنجی تکمیل شد. پس از 12 هفته مجددا بیماران هر دو گروه ویزیت شده. در بیماران گروه A (گروه بوتاکس)، آندوسکوپی توسط فوق گوارش مجرب تحت آرام‌بخشی پس از 10 ساعت ناشتایی انجام شد و در بیماران گروه B (گاسترکتومی اسلیو) تحت بیهوشی جنرال، یک گاسترکتومی نسبی و طولی انجام شد برای ارزیابی کیفیت زندگی بیماران از پرسشنامه (Bariatric analysis and reporting outcome system,BAROS) استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سن افراد مورد گروه آندوسکوپیک نوروتوکسین بوتولونیوم 89/11±88/30 سال و گروه جراحی اسلیو گاسترکتومی 06/11±88/29 سال بود. در این مطالعه 12 نفر (24%) مرد و 38 نفر (76%) زن بودند. میانگین شاخص توده بدنی و وزن در چهار بار اندازه‏گیری( پیش، یک، دو و سه ماه بعد ) در دو گروه مورد مطالعه (آندوسکوپیک نوروتوکسین بوتولونیوم و جراحی اسلیو گاسترکتومی) گروه آندوسکوپیک نوروتوکسین بوتولونیوم کاهش معناداری نسبت به جراحی اسلیو گاسترکتومی داشته است . میانگین فشارخون و نتایج آزمایشگاهی و میانگین کیفیت زندگی در گروه‏های مورد مطالعه دارای اختلاف معنادار آماری نداشت.
نتیجه‌گیری: تزریق آندوسکوپیک بوتولونیوم در معده یک روش موثر و ایمن در کاهش وزن کوتاه مدت است ولی تاثیر بلند مدت آن بر وزن و بروز عوارض یا تاثیرات متابولیک آن نیاز به پیگیری طولانی مدت دارد.

 
معصومه پورمختاری، شهرام شفا، نسیم نبی‌زاده، رضا صحرایی، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‌حسی نخاعی یک روش کارآمد برای ارائه بی‌دردی در عمل جراحی و یک جایگزین بی‌خطر برای بی‌دردی عمومی می‌باشد. علیرغم مزایای آن عوارضی مانند افت فشارخون و برادی کاردی وجود دارد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثر اندانسترون وریدی در پیشگیری از افت فشارخون پس از بی‌حسی نخاعی در بیماران تحت جراحی ارتوپدی اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 60 بیمار کاندیدای عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعه‌کننده به بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم، در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1400 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و تعداد نبض در زمان‌های پیش از بی‌حسی اسپاینال، پس از بی‌حسی اسپاینال و سپس در ده دقیقه اول هر دو دقیقه و در دقایق 15، 30، 45، 60 و 90 دقیقه حین عمل نیز سنجیده شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه‌های اندانسترون و پلاسبو از نظر میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب وجود نداشت. همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه اندانسترون و پلاسبو در بروز خارش و تهوع استفراغ در زمان‌های مختلف نشان نداد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دوز هشت میلی‌گرم اندانسترون در اعمال جراحی ارتوپدی اندام تحتانی تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر علایم همودینامیک و همچنین پیشگیری از عوارض تهوع و استفراغ و خارش پس از عمل در این بیماران ندارد.

 
پرویز کریمی، حسین صیدخانی، زهرا محبی‌نژاد، شایان حسنوند،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حملات تشنج از اختلالات شایع نورولوژیک در سنین طفولیت محسوب می‌شوند و شیوع آن در جامعه چهار تا شش مورد در هر هزار کودک می‌باشد. این مطالعه به‌منظور ارزیابی پیش‌آگهی اولین تشنج بدون عامل محرک از نظر تکرار در بیماران بستری شده انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی به‌صورت گذشته‌نگر بر روی پرونده تمامی بیماران بستری شده با تشخیص تشنج بدون عامل محرک برای بار اول در بیمارستان امام‌خمینی شهر ایلام از فروردین 1395 تا اسفند 1399 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات از پرونده بیماران استخراج شد. تمامی پرونده‌ها از نظر مشخصات نوع تشنج، خصوصیات فردی سن، جنس، تاریخچه بیماری قبلی، سابقه خانوادگی، تکرار تشنج با دارو، تکرار تشنج بدون دارو بررسی شدند.
یافته‌ها: بین نتایج تصویربردای با تکرار تشنج این بیماران نشان داد که رابطه معناداری بین نتیجه اولین تصویربرداری با گزارش تکرار تشنج وجود دارد (001/0P و 729/0=Phi-Cramers). چون EEG همه بیماران ثبت نشده بود، از مطالعه خارج گردید. همچنین رابطه معنادار بین درمان دارویی با تکرار تشنج در سطح معناداری 5% وجود دارد (004/0=P و 273/0=Phi-Cramers).
نتیجه‌گیری: نتایج کلی نشان داد کودکان با تصویربرداری غیرطبیعی مغز در معرض خطر بیشتری برای عود تشنج بودند. عود تشنج ارتباط معناداری با جنسیت، سن و نوع تشنج داشت. پیامدهای این مطالعه با برجسته کردن اهمیت ارزیابی زودهنگام و ارزیابی خطر در کودکان مبتلا به تشنج می‌تواند عملکرد بالینی را بهبود بخشد. شناسایی عوامل کلیدی مرتبط با عود تشنج، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را قادر می‌سازد تا رویکردهای تشخیصی و درمانی خود را تنظیم کنند و در نهایت مراقبت و ایمنی بیمار را افزایش دهند.

 
نوید کلانی، آرنوش قدسیان، عبدالعلی سپیدکار، مهرداد صیادی‌نیا، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ابدومینوپلاستی در بیماران دارای اضافه‌ وزن یا سابقه کاهش وزن شدید، اگرچه از نظر زیبایی مؤثر است، اما می‌تواند منجر به عوارض جدی گردد. هدف از این گزارش برجسته‌سازی نقش فشار داخل شکمی بالا و تاخیر در تشخیص سندرم کمپارتمان شکمی (Abdominal compartment syndrome, ACS) در ایجاد نارسایی چند ارگان و مرگ بیمار است.
معرفی بیمار: بیمار زن ۴۹ ساله با سابقه کم‌کاری تیروئید، سابقه جراحی‌های قبلی و شاخص توده بدنی بالا، تحت عمل ابدومینوپلاستی همراه با لیپوساکشن و جراحی فلانک‌ها قرار گرفت. عمل حدود هفت ساعت به‌طول انجامید. پس از جراحی، علائم اسیدوز متابولیک، کاهش حجم ادرار و افت سطح هوشیاری ایجاد شد. با وجود شواهد بالینی و آزمایشگاهی مؤید ACS، مداخله جراحی انجام نشد. نهایتاً بیمار دچار ایست تنفسی و قلبی شد و فوت کرد.
نتیجه‌گیری: سندرم کمپارتمان شکمی گرچه نادر است، اما در بیماران پرخطر و پس از جراحی‌های طولانی مانند ابدومینوپلاستی همراه با پلیکاسیون شدید، باید به‌عنوان یک تشخیص افتراقی جدی در نظر گرفته شود.

 
فاطمه ملارحیمی ملکی، پرشنگ ناظمی، مریم یوسفی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: از بین علل مرتبط با سرطان دهانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV) عامل اصلی ایجاد ضایعات داخل‌ اپی‌تلیالی دهانه رحم (CIN) و سرطان سرویکس است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان HPV های پرخطر، (HPV16 و HPV18) و تعیین خطر مطلق فوری +CIN2، در افرادی دارای آزمایش مثبت HPV بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی، شامل نمونه‌گیری در دسترس، از بیمارانی است که با آزمایش HPV مثبت، از مهر 1401 تا اسفند 1403 به کلینیک انکولوژی زنان در بیمارستان یاس دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند. خطر مطلق فوری +CIN2 در بیماران HPV مثبت، که دارای ژنوتیپ‌های HPV16 یا HPV18 یا همزمان (Multi. HPV+) HPV16/18 بودند همراه با درجات مختلف سیتولوژیک، از NILM تا SCC مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: به طور کلی، 727 بیمار در مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت‌کنندگان به ترتیب، 99/35 و 48/8 سال بود. از بین تمام مراجعین، تعداد زنانی که فقط HPV16 مثبت داشتند، 170 نفر (23%) بود و ۲۴ نفر (3/3%) فقط برای HPV18 مثبت بودند. خطر مطلق فوری محاسبه شده +CIN2 در افراد HPV16+، برای NILM، 14% و برای موارد ASCUS، 6/8% بود و در افراد HPV18+، برای NILM، 3/8% بود.
نتیجه‌گیری: تریاژ سیتولوژیک همراه آزمایش‌ تعیین ژنوتایپ HPV، در گام اول به‌عنوان یک رویکرد برای شناسایی ناهنجاری‌های سلولی در افراد آلوده به HPV و در گام بعدی، به‌عنوان یک رویکرد مناسب برای کاهش ارجاعات کولپوسکوپی می‌تواند به کار گرفته شود.

 

صفحه 24 از 25     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb