46 نتیجه برای سلامی
بهناز تن آرای، مسعود اسلامی، مهرداد صالحی، عیسی جهانزاد، مهدیه امامی،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: مطالعاتی
که به بررسی ارتباط بین سطح سرمی NT-ProBNP
و بروز فیبریلاسیون دهلیزی (AF) بعد از جراحی بای پس کرونر پرداختهاند نتایج متناقضی داشتهاند.
هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط سطح سرمی NT-ProBNP بهعنوان یک عامل خطرساز مستقل در بروز AF
در بیماران تحت جراحی قلب میباشد.
روش بررسی: در
یک مطالعه کوهورت، 79 بیمار کاندید جراحی بایپس کرونر با ریتم سینوسی بستری در
بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی تهران در سال 88-1387 وارد شدند و از نظر بروز
ریتم AF پیگیری شدند. از رگرسیون لجستیک برای بررسی اثر
مستقل عوامل خطرساز در بروز AF استفاده
شد.
یافتهها: در پیگیری بعد از
جراحی 7/17% بیماران دچار آریتمی AF شدند. بروز
AF در اکثر بیماران در روز دوم بعد از جراحی بود (در 10
بیمار (4/71%)).
سطح سرمی
NT-ProBNP در بیماران با AF
بهمیزان معنیداری از گروه سینوسی بالاتر بود (647±1624 در برابر pg/ml238±221 با 0001/0p<). عوامل خطرساز در بروز آریتمی AF
سطح سرمی بالای ProBNP، بزرگی سایز دهلیز چپ و سن بالا
بودند و بعد از تعدیل فاکتورهای مرتبط با بروز AF
فاکتور ProBNP به عنوان مهمترین عامل خطرساز با خطر نسبی 15 با CI 95% از 95/132-77/1 و بعد از آن LA diameter با خطر نسبی 11/6 با CI 95%
از 42/37-99/0 بهطور مستقل با بروز AF مرتبط
بودند. همچنین ارتباط مستقیمی بین سطح سرمی ProBNP
با سن و سایز دهلیز چپ وجود دارد. بهترین Cut off point
پیشبینیکننده بروز AF بعد از جراحی معادل Pg/ml854 تعیین شد.
نتیجهگیری: سطح
سرمی بالای NT-ProBNP قبل از جراحی بهعنوان
یک عامل خطرساز مستقل در بروز AF در بیماران
تحت جراحی قلب بایپس کرونر میباشد.
مرضیه برزگر، سیدعلیرضا طلائی زواره، محمود سلامی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: شواهد متعددی نشان میدهد که
مواجهه با استرسهای محیطی مختلف در طی دوران بارداری بر رفتارهای فیزیولوژیک فرزندان
موثر است. در این مطالعه تجربی اثر
استرس صوتی در دوران بارداری، بر یادگیری تثبیت حافظه فضایی فرزندان نر
موشهای صحرایی در ماز آبی موریس و نیز میزان کورتیکوسترون سرم آنها بررسی
شده است.
روش بررسی: فرزندان نر از مادرانی که دوره بارداری را به طور
طبیعی گذراندند یا در هفته آخر بارداری در معرض استرس قرار داشتند، به چهار گروه
10 سری شامل یک گروه کنترل، و سه گروه که در هفته آخر جنینی روزانه 1، 2 و 4 ساعت
در معرض استرس صوتی بودند، تقسیم شدند. یادگیری فضایی طی پنج شب و هر شب چهار مرحله آزمایش، توسط ماز آبی موریس سنجیده شد.
در شب آخر میزان تثبیت حافظه فضایی نیز بررسی شد. مدت زمان سپری شده و مسافت پیموده شده در ربعهای مورد نظر
ماز تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج
حاصل نشان داد که مواجهه روزانه به مدت دو و یا چهار ساعت در هفته آخر بارداری
باعث ایجاد اختلال در روند یادگیری و نیز تثبیت حافظه فضایی فرزندان میشود (05/0p<). میزان کورتیکوسترون سرم این حیوانات نیز به وضوح
افزایش یافته بود و با نتایج حاصل از مطالعات رفتاری همخوانی داشت. اعمال روزانه یک
ساعت استرس تغییری در میزان کورتیکوسترون و رفتار فرزندان ایجاد نکرد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای ما، مواجهه روزانه با استرس صوتی در
هفته آخر بارداری، میتواند سبب افزایش کورتیکوسترون سرم و کاهش یادگیری و حافظه
در فرزندان نر بالغ شود.
محمد نبیونی، کاظم پریور، بهمن زینلی، لطیفه کریمزاده، آذر شیخالاسلامی،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: سیکلواکسیژناز-2 آنزیم کلیدی ساخت
پروستاگلاندینها در پاسخ به سایتوکینها است که سبب واکنشهای التهابی میگردد.
سندرم تخمدان پلیکیستیک شایعترین اختلال اندوکرین در زنان سنین باروری حالت
پاتولوژیکی از افزایش رگزایی است که در نهایت منجر به ناباروری میگردد. در این
تحقیق میزان بیان آنزیم مذکور با نظر به فعالیت تکثیر سلولی، آنژیوژنیک و التهابزایی
آن بهمنظور مکانیابی بیان و نقش آن در ایجاد و پیشبرد این سندرم در تخمدان رت
سالم و مبتلا به سندرم بررسی گردید.
روش
بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 90
سر رت ماده نژاد ویستار در سه گروه تجربی و کنترل و شم قرارگرفتند، گروه تجربی دو
میلیگرم استرادیول والرات و گروه شم تنها حلال استرادیول والرات (روغن کنجد) بهصورت
تزریق درون ماهیچهای بههمان میزان و گروه کنترل هیچ تزریقی دریافت نکردند. پس از القای
سندرم، موشهای هر سه گروه کشته و تخمدانها بهمنظور بررسیهای هیستولوژیکی و
ایمونوهیستولوژیک بیان سیکلواکسیژناز-2 برداشت گردیدند.
یافتهها: تخمدانهای
کنترل تعداد قابل ملاحظهای فولیکول آنترال و جسم زرد داشتند در حالیکه تخمدانهای
تجربی حاوی فولیکولهای بزرگ کیستیک و تعداد زیادی فولیکول پره آنترال و بدون جسم
زرد بود. بررسیهای ایمونوهیستولوژیک، افزایش بیان آنزیم را در لایه گرانولوزا و تک
در فولیکولهای کوچک و کیستها در تخمدانهای پلیکیستیک نسبت به کنترل نشان داد.
تفاوت معنیداری میان نتایج گروه کنترل و شم مشاهده نشد.
نتیجهگیری: افزایش بیان سیکلواکسیژناز-2 در لایههای
سلولی فولیکولهای تخمدانهای پلیکیستیک سبب پیشبرد علایم تخمدانی و متابولیکی
این سندرم در رت میگردد.
آرام احمدی، رجبعلی صدرخانلو، سیامک سلامی، عباس احمدی،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: مصرف بعضی از داروهای آنتیسایکوتیک
تاثیر شدیدی بر باروری جنس نر دارد. اثرات هیپوفیزی و تغییر در غلظت سرمی بعضی از هورمونها
مثل پرولاکتین، LH و FSH تاثیرات مختلفی بر تولید اسپرم
دارد. در این مطالعه اثر داروی سولپراید بر روی کیفیت، میزان آسیب DNA و وضعیت بلوغ
هسته اسپرم مطالعه شد.
روش بررسی: 24 موش نر سوری بالغ (سن:
8-6 هفته) به سه گروه تیمار، کنترل شم و کنترل تقسیم شدند. بهمدت 45 روز روزانه به
گروه تیمار محلول سولپراید بهمیزان mg/kg40 و به کنترل شم حلاّل دارو بهصورت داخل صفاقی تزریق شد. گروه
کنترل چیزی دریافت نکرد. پس از این مدت تمامی موشها به روش جابهجایی گردن کشته شده،
اپیدیدیم به روش جراحی خارج شد و درml 1 محیط کشت Human Tubal Fluid (HTF) بهمدت نیم ساعت در داخل
انکوباتورCO2 به منظور شناورسازی اسپرمها گذاشته
شد. تعداد، قدرت تحرک و قدرت زیستپذیری اسپرمها مورد بررسی قرار گرفت. همچنین کیفیت
بلوغ هسته و میزان آسیب DNA اسپرم توسط رنگآمیزی آنیلین بلو و آکریدین
اورنج ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد در موشهای
گروه درمانی، کاهش چشمگیری در تعداد و قدرت تحرک اسپرمها مشاهده شد و تعداد اسپرمهای
غیرطبیعی در مقایسه با دو گروه دیگر افزایش معنیداری داشت (05/0P<). کاهش مشخصی در قدرت زیستپذیری
و بلوغ هسته اسپرمها دیده شد و میزان آسیب DNA در مقایسه با گروههای دیگر
افزایش چشمگیری یافت (05/0P<).
نتیجهگیری: مشخص شده داروی آنتیسایکوتیک سولپراید دارای اثرات منفی
بر پارامترهای اسپرم در موشهای درمان شده است و در تعدادی از نمونهها هیپوگنادیسم
ثانویه ایجاد میکند.
سعیده داوری، سید علیرضا طلایی، منصوره سلطانی، حجتالله علایی، محمود سلامی،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت قندی بر پارامترهای متابولیک که منعکسکننده سطح شاخصهای پلاسما هستند تأثیر میگذارد. این بیماری از طریق عوامل استرس اکسیداتیو بر عملکردهای سیستم عصبی از جمله یادگیری و حافظه اثر میگذارد. بررسیها نشان میدهد که پروبیوتیکها اثرات آنتیاکسیدانی دارند. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی اثر پروبیوتیکها بر یادگیری و حافظه فضایی و فاکتورهای استرس اکسیداتیو در موشهای صحرایی دیابتی طراحی شد.
روش بررسی: این تحقیق تجربی در 40 رأس موش صحرایی نر که بهطور تصادفی به چهار گروه 10 تایی سالم- کنترل؛ کنترل غیردیابتی (CO)، سالم- پروبیوتیک؛ کنترل غیردیابتی دریافتکننده پروبیوتیک (CP)، دیابت- کنترل؛ کنترل دیابتی (DC) و دیابت- پروبیوتیک؛ کنترل دیابتی دریافتکننده پروبیوتیک (DP) تقسیم شدند، انجام شد. مکمل پروبیوتیک شامل باکتریهای لاکتوباسیلوس فرمنتوم و اسیدوفیلوس و بیفیدوباکتریوم لاکتیس با 1010Colony Forming Unit (CFU)~ برای هر باکتری، همراه با آب آشامیدنی، هر 12 ساعت، بهمدت هشت هفته تجویز شد. یادگیری و حافظه فضایی توسط ماز آبی موریس و انسولین و فاکتورهای استرس اکسیداتیو (8- هیدروکسی2- داکسی گوانوزین؛ 8-OHdG و سوپراکسید دیسموتاز؛ SOD) با کیتهای آزمایشگاهی ارزیابی شدند.
یافتهها: دریافت مخلوط پروبیوتیکها اختلال ایجاد شده در روند یادگیری (008/0P=) و میزان تثبیت حافظه فضایی (01/0P=) موشهای صحرایی دیابتی را بهبود داد. همچنین باعث افزایش انسولین (0001/0P<)، افزایش فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز (007/0P=)، کاهش قندخون (006/0P=)، و کاهش فاکتور 8-OHdG (0001/0P<) سرم آنها شد.
نتیجهگیری: مکملهای پروبیوتیک، سطح انسولین و گلوکز سرم را در بیماری دیابت به سطح نرمال نزدیک کرده و باعث افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی میشوند. درمان با پروبیوتیک باعث بهبود روند یادگیری و حافظه فضایی موش صحرایی دیابتی میشود. ارتباط بین پدیدههای متابولیک و عملکردهای رفتاری نیاز به بررسی بیشتر دارد.
جبار لطفی، محمد تقیخانی، مرجان ظریف یگانه، سارا شیخالاسلامی، مهدی هدایتی،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین تومور بدخیم غدد اندوکرین بوده و مسئول حدود 1% سرطانها در انسان میباشد. استئوکلسین، مهمترین پروتیین غیرکلاژنی استخوان است. پروتیینهای اتصالی رتینول خانوادهای از پروتیینها هستند که بهطور عمده ناقل رتینول در بدن میباشند. بهمنظور بررسی اثر وجود کارسینوم مدولاری تیرویید بر متابولسیم استخوان و بافت چربی، میزان پلاسمایی دو ترکیب مذکور اندازهگیری شد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل 46 فرد مبتلا به کارسینوم مدولاری تیرویید و 44 فرد سالم بودند. افراد مبتلا پساز تشخیص از طریق نمونه بیوپسی در مراحل اولیه فراخوانده شده و پساز تکمیل فرم رضایتنامه وارد مطالعه شدند. میزان پلاسمایی هورمونها با روش الایزای ساندویچ اندازهگیری و نتایج بهدستآمده توسط نرمافزار SPSS ویراست 16 با روش t مستقل آنالیز گردیدند.
یافتهها: میانگین غلظت پلاسمایی استئوکلسین در افراد بیمار (Mean±SD) ng/ml ۵/٣±۱/٣٣ و در افراد سالم ng/ml ٢/۱±۵/۱٢ بود (04/1 OR=) (001/0P=) میانگین غلظت پلاسمایی پروتیین شماره چهار اتصالی رتینول در افراد بیمار و سالم بهترتیب g/μml ۷/٢±۵/۸٢ و g/μml ۶/۱±۸/٢٢ بود (1/2OR=) این اختلاف از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف غلظت پلاسمایی دو هورمون مذکور در افراد بیمار نسبت به افراد سالم، احتمال میرود وجود کارسینوم مدولاری در غده تیرویید بر متابولیسم بافت استخوان و بافت چربی تاثیرگذار بوده و لذا دو ترکیب یاد شده پتانسیل استفاده در تایید تشخیص یا پیگیری درمان را دارند.
مهرناز طیبی کمردی، آرش پورغلامی نژاد، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد، فتاح ستوده نژاد نعمتالهی،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده
سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) بهعنوان عوامل تنظیم کننده سیستم ایمنی شناخته شدهاند. تاثیر ایمونومدولاتوری این سلولها بر انواع سلولهای سیستم ایمنی از جمله لنفوسیتهای T و B، سلولهای کشنده طبیعی، نوتروفیلها، ماکروفاژها و نیز سلولهای دندریتیک سبب شده است تا امروزه از این سلولها در درمان بیماریهای التهابی و بهخصوص بیماریهای خود ایمن مانند مالتیپل اسکلروزیس و آرتریت روماتویید استفاده گردد. منبع اصلی سلولهای بنیادی مزانشیمی بافت مغز استخوان میباشد اما جداسازی این سلولها از بافتهای دیگر بدن از جمله بافت چربی نیز صورت گرفته است. از آنجایی که لنفوسیتهای T بهعنوان مهمترین سلولهای سیستم ایمنی سلولی به حساب میآیند، تاثیر MSCها بر فعالیت این سلولها در هدایت پاسخ ایمنی از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار است. لنفوسیتهای T در شرایط گوناگون، فنوتیپ و عملکرد متفاوتی خواهند داشت و بر اساس نوع شرایط حاکم، به زیر گروه خاصی با عملکرد و فنوتیپ خاص آن شرایط متمایز میشوند. MSCها منجر به تمایز سلولهای T به سلولهای T تنظیمکننده میگردند که نقش حایز اهمیتی در حفظ تولرانس و جلوگیری از ایجاد بیماریهای خود ایمنی دارند. بنابراین در این مقاله مروری، سعی بر آن شده است تا اطلاعات سلولهای بنیادی مزانشیمی موجود در ارتباط با عملکرد ایمونومدولاتوری آنها بر روی سیستم ایمنی، مکانیسمهای احتمالی آن و تاثیر عملکرد این سلولها در بهبودی بیماریهای خود ایمن مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به هرحال افزایش اطلاعات ما از نحوه تاثیر این سلولها در سرکوب سیستم ایمنی منجر به استفاده بهتر از آنها بهعنوان یک ابزار امید بخش در درمان بیماریهای خود ایمن خواهد شد.
سارا شیخ الاسلامی، مرجان ظریف یگانه، لاله حقوقی راد، مریم سادات دانشپور، مهدی هدایتی،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان مدولاری تیرویید (MTC) به دو شکل اسپورادیک (75%) موارد و ارثی (25%) بروز میکند. اثر جهشهای بد معنی پروتوآنکوژن RET در پیشرفت بیماری به خوبی مشخص شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی هاپلوتایپ G691S/S904S در بیماران MTC و خانواده آنها بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر در طی سالهای 1393-1383 در مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بر روی 358 فرد شامل 213 بیمار و 145 نفر از اعضای خانواده آنها به انجام رسید. مولکول DNA ژنومیک این افراد از لکوسیتهای خون محیطی به روش استاندارد نمک اشباع و پروتییناز K استخراج شد. تغییرات نوکلئوتیدی به روش PCR و Direct DNA sequencing مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس نتایج حاصل از سکانس DNA، 189 فرد (119 بیمار، 70 نفر اعضای خانواده) دارای جهش بدمعنی G691S (rs1799939) در اگزون 11 و جهش هممعنی (rs1800863) S904S در اگزون 15 پروتوآنکوژن RET بودند. فراوانی آللی هاپلوتایپ G691S/S904S در بیماران 02/35% و در اعضای خانواده آنها 92/29% بود.
نتیجهگیری: دادههای بهدست آمده نشاندهنده فراوانی هاپلوتایپ G691S/S904S ژن RET در میان بیماران MTC و اعضای خانواده آنها در جمعیت ایرانی میباشد. تغییرات نوکلئوتیدی G691S و S904S بهطور کامل عدم تعادل پیوستگی را دارا میباشند. بنابراین نتایج آنها به شکل هاپلوتایپ گزارش شده است. بررسی ارتباط بین هاپلوتایپ ذکر شده و بروز بیماری MTC در مطالعات آتی میتواند در شناسایی اثرات احتمالی این هاپلوتایپ موثر باشد.
سید علیرضا طلائی، ابوالفضل اعظمی، الهام مهدوی، محمود سلامی،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: طی دوره بحرانی تکامل مغز، پیامهای محیطی نقش مهمی در بلوغ مدارهای عصبی دارند. نشان داده شده است که تغییر در پیامهای بینایی در این دوره باعث ایجاد تغییر در ساختمان و عملکرد گیرندههای گلوتامات در قشر بینایی میشود. بخشی از پیامهای بینایی پس از پردازش در قشر به هیپوکامپ رسیده و در تولید حافظه نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر محرومیت از بینایی در دوره بحرانی تکامل مغز بر بیان زیرواحدهای گیرنده α-amino-3-hydroxy-5-methyl-4-isoxazolepropionic acid (AMPA) در هیپوکامپ موش صحرایی بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در زمستان 1392 در مرکز تحقیقات فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی کاشان بر روی 36 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار که از بدو تولد یا در سیکل 12-12 روشنایی تاریکی (LR) و یا در تاریکی کامل (DR) پرورش یافته بودند، انجام شد. بیان mRNA مربوط به زیرواحدهای GluR1 و GluR2 در هیپوکامپ با روش Reverse transcription polymerase chain reaction (RT-PCR) و بیان پروتیین زیرواحدهای گفتهشده با روش وسترنبلات در سنین دو، چهار و شش هفتگی هر دو گروه از حیوانات بررسی شد. دادهها پس از کمیسازی با آنالیز واریانس یکسویه مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: بیان نسبی زیرواحد GluR1 در هیپوکامپ موشهای گروه 6WLR در مقایسه با گروه 2WLR بهمیزان 24% کاهش داشت (004/0P=) و بیان نسبی زیرواحد GluR2 بهمیزان 190% افزایش داشت (0001/0P<). محرومیت از بینایی باعث افزایش بیان هر دو زیرواحد در هیپوکامپ موشهای گروه 6WDR نسبت به 2WDR بهمیزان 20% گردید (01/0P=).
نتیجهگیری: محرومیت از بینایی در دوره بحرانی تکامل مغز طی یک روند وابسته به سن باعث ایجاد تغییر در بیان نسبی و نیز چینش هر دو زیرواحد گیرنده AMPA در هیپوکامپ موش صحرایی میشود.
فاطمه همایی، ملیحه حسنزاده مفرد، معصومه میرتیموری، منور افضل آقایی، بابک اسلامی،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان از بدخیمیهای نادر تخمدان میباشند. این تومورها مسئول 8-5% تمامی بدخیمیهای تخمدان هستند. شایعترین انواع تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان تومورهای گرانولوزا هستند. هدف این مطالعه بررسی خصوصیات بالینی، آسیبشناختی و نتایج درمانی این تومورها بود. روش بررسی: این پژوهش توصیفی گذشتهنگر در بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم استرومای طناب جنسی تخمدان که به تومور کلینیک بیمارستانهای قائم (عج) و امید مشهد در فاصله زمانی 29 اسفند 1376 تا 29 اسفند 1386 مراجعه کرده بودند، انجام شد. دادههای پروندههای مربوط به بیماران جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: از 398 بیمار مبتلا به تومورهای تخمدان، تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان، 39 بیمار (9/5%) را شامل میشد. شایعترین نوع آسیبشناختی این تومورها، تومور سلول گرانولوزای بزرگسالی 25 بیمار (6/80%) بود. 27 نفر (1/87%) در هنگام تشخیص در مراحل ابتدایی بیماری (مرحله I) قرار داشتند. از 31 بیمار تحت مطالعه 14 بیمار (2/45%) سن زیر 40 سال داشتند. میانگین سنی بیماران تحت مطالعه در زمان تشخیص 41 سال (محدوده 76-16 سال) بود. در 14 بیمار (7/46%) جراحی همراه با مرحلهبندی صحیح جراحی انجام شد. در 12 بیمار (40%) جراحی، همراه با حفظ توانایی باروری انجام شد. بقای کل دو ساله و پنج ساله، 95% بودند. بقای بیشتر با مراحل ابتدایی بیماری ارتباط داشت (002/0P=). سن، جراحی محافظهکارانه و شیمیدرمانی ارتباطی با بقا نداشتند. نتیجهگیری: در تومورهای استرومای طناب جنسی تنها عامل قطعی مؤثر بر بقا مرحله بیماری میباشد.
اکبر اسلامی، محمد حسین ساقی، ایوب رستگار،
دوره 73، شماره 10 - ( دی 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بشر همواره تحت تابش پرتوهای یونیزان و اثرات زیانبار ناشی از آن قرار دارد، بنابراین اندازهگیری تابش زمینهای طبیعی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی است. در این مطالعه میزان پرتو گاما در 26 ایستگاه در فضای باز و بسته و در چهار ماه از مهر تا دی ماه سال 1393 در شهر سبزوار اندازهگیری شد.
یافتهها: تفاوت آماری معناداری بین پرتوگیری داخل و خارج ساختمانها وجود دارد (05/0P<). اما بین زمان و مکانهای نمونه برداری تفاوت معناداری مشاهده نگردید (05/0P>). دوز معادل موثر سالانه برای ساکنین سبزوار 85/0 میلی سیورت (millisievert, mSv) و میزان خطر ابتلا به سرطان 3-10 × 39/3 برآورد گردید.
نتیجهگیری: دوز معادل موثر سالانه و میزان خطر ابتلا به سرطان ناشی از دریافت پرتو گاما در طول عمر زندگی ساکنین شهر سبزوار از میزان متوسط جهانی بیشتر است.
مرجان ظریف یگانه، سمیرا کبیری، سارا شیخالاسلامی، حسنا حسان منش، مهدی هدایتی،
دوره 74، شماره 12 - ( اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین سرطان غدد درونریز میباشد. 10-5% کل انواع سرطانهای تیرویید را سرطان مدولاری تیرویید تشکیل میدهد. وجود جهشهای پروتوآنکوژن RET بهویژه در اگزونهای 10 و 11 و 16 در ایجاد سرطان مدولاری تیرویید بهخوبی نشان داده شده است. بنابراین، شناسایی جهشهای این ژن امکان تشخیص زود هنگام بیماری را برای افرادی که علایم بیماری را بروز ندادهاند، ایجاد میکند. هدف از مطالعه حاضر، تعیین جهش اگزونهای 17 و 18 پروتوآنکوژن RET در افراد مبتلا به سرطان مدولاری تیرویید و اعضای درجه یک خانواده آنان در جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بر روی 311 نفر (190 بیمار و 121 نفر اعضای خانواده آنها) بهروش نمونهگیری ساده با تشخیص پاتولوژی و ارجاع به پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد (مهرماه 1392 تا 1394). محتوای DNA ژنومی با روش استاندارد نمک اشباع/پروتیینازکا استخراج شد. تعیین جهش اگزونهای 17 و 18 پروتوآنکوژن RET با استفاده از روش PCR-Sequencing انجام شد.
یافتهها: تعداد 20 جهش بدمعنی در کدون 982 شامل CGC>TGC c.2944C>T,، (rs17158558) p.Arg982Cys اگزون 18 پروتوآنکوژن RET یافت گردید، از این تعداد، 16 جهش هتروزیگوت و چهار جهش هموزیگوت بودند. همچنین، 154 تغییر نوکلئوتیدی G>A (rs2742236) در اینترون 18 و چهار تغییر نوکلئوتیدی C>T (rs370072408) در اینترون 17 مشاهده شد. در اگزون 17 جهشی یافت نگردید.
نتیجهگیری: از آنجاییکه جهش یافت شده در کدون 982 اگزون 18، جز جهشهای بدمعنی بوده و منجر به تغییر اسیدآمینه آرژینین به سیستئین در ساختار پروتیین تیروزینکیناز RET میگردد و همچنین با توجه به امتیاز SIFT(0.01) و Polyphen(0.955) این جهش، میتوان آنرا جز جهشهای خطرناک درنظر گرفت. ازطرفی چون فراوانی این جهش در بین بیماران مبتلا به سرطان مدولاری تیرویید در این مطالعه 4/6% محاسبه گردید، از اینرو در صورت تایید پاتوژن بودن این جهش، احتمالا بررسی اگزون 18 نیز جز آزمایش ژنتیکی غربالگری RET مدنظر قرار گیرد.
حامد طبسیزاده، فرود صالحی، مرضیه اسلامی موید، ماریه اسلامی موید،
دوره 75، شماره 3 - ( خرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مالفورماسیونهای شریانی- وریدی مغزی آنومالیهای نادرمادرزادی هستند. نارسایی احتقانی قلب در دوره نوزادی بهندرت میتواند بهدنبال مالفورماسیون شریانی- وریدی مغزی رخ دهد.
معرفی بیمار: نوزاد پسر ترم تازه متولد شده با امتیاز آپگار طبیعی بهروش سزارین در استان خراسان جنوبی، شهرستان فردوس در خردادماه ۱۳۹۵ متولد گردید. بهدنبال سمع سوفل سیستولیک قلبی در اکوکاردیوگرافی یک نقص دیواره بین دهلیزی نوع ثانویه و بازماندن سوراخ بیضی مشخص شد. ۷۲ ساعت پس از تولد نشانههای نارسایی قلبی در وی نمایان گردید. در سونوگرافی ترانس فونتانل، اتساع سیستم وریدی مغزی مشاهده شد. Magnetic Resonance Imaging (MRI) و Magnetic Resonance Venography (MRV) یک مالفورماسیون شریانی- وریدی مغزی بزرگ در سمت راست را آشکار نمودند. در نهایت نوزاد ۹ روز پس از تولد و پیش از درمان قطعی برای بستن مالفورماسیون شریانی- وریدی فوت نمود.
نتیجهگیری: مالفورماسیون شریانی- وریدی مغزی آنومالی بسیار نادری در نوزادان میباشد که میتواند بهصورت نارسایی احتقاقی قلبی در دوره نوزادی تظاهر کند. با وجود تشخیص زودرس، پیشآگهی بسیار ناامیدکنندهای دارند.
زهرا اوسطی آشتیانی، جواد توکلی بزاز، سید علیرضا سلامی، محمد رضا پورمند، غلامرضا پورمند،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی، شایع بوده و ایزوفرمهای حاصل میتوانند بهعنوان بیومارکر و یا هدف درمانی برای طراحی دارو مورد استفاده قرار گیرند. شناسایی ایزوفرمها، جهت توسعه استراتژیهای درمانی سرطان حایز اهمیت میباشد. هدف این مطالعه شناسایی ایزوفرمها و بیان ۳ ژن PIK3CA، FGFR3 و FGFR1 با استفاده از فناوری جدید تعیین توالی RNA و Real-Time PCR در سرطان مثانه بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، که در بازه زمانی شهریور ۱۳۹۳ تا مهر ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات اورولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. ۳۰ نمونه بافت تازه تومور و ۳۰ نمونه بافت نرمال مجاور تومور در فاصله مناسب، از افراد مبتلا به سرطان مثانه تهیه شد. RNA از بافتها استخراج و پس از بررسی کمی و کیفی و ساخت کتابخانه cDNA، تعیین توالی RNA انجام و دادههای حاصله توسط نرمافزارهای مربوطه آنالیز گردید.
یافتهها: ایزوفرمهای هر سه ژن در بافت نرمال و تومور از لحاظ تعداد و الگوی بیان تفاوت نشان دادند. ژن PIK3CA در بافت نرمال یک رونوشت و در بافت سرطانی سه ایزوفرم، ژن FGFR3 و FGFR1 در بافت تومور بهترتیب ۶ و ۱۲ و در بافت نرمال ۷ و ۹ رونوشت داشتند. افزایش بیان ژن (۰/۰۱P=)FGFR3 و کاهش بیان ژن (۰/۰۱P=) FGFR1 معنادار بود.
نتیجهگیری: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی مثانه منجر به ایجاد ایزوفرمهایی گردید که بعضی از آنها در سلولهای نرمال وجود نداشته و یا میزان بیان متفاوتی داشتند و بهعنوان هدف درمانی و یا مارکر تشخیصی در مطالعات آتی قابل استفاده می باشند.
سمیرا احیائی، مهدی هدایتی، مرجان ظریف یگانه، سارا شیخالاسلامی، سید اسدالله امینی،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان مدولاری تیرویید، تومور غدد درونریز بوده و به دو نوع وراثتی و تکگیر تقسیم میشود. جهشهای ژرملاین در پروتوانکوژن RET مسئول ایجاد نوع ارثی میباشد. کلسیتونین یک نشانگر اختصاصی جهت تشخیص سرطان مدولاری تیرویید است. هدف از این مطالعه یافتن ارتباط بین میزان کلسیتونین در بیماران سرطان مدولاری تیرویید با حضور یا و عدم حضور جهش پروتوانکوژن RET در اگزون ۱۰ و ۱۱ بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت مطالعه توصیفی-تحلیلی انجام شد. افراد مورد بررسی از بیمارانی مبتلایان به سرطان مدولاری تیرویید که با تشخیص پاتولوژی به پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از مهر ماه ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ به روش نمونهگیری ساده برگزیده شدند. جمعیت مورد مطالعه بر اساس بود یا نبود جهش در اگزونهای ۱۰ و ۱۱ پروتوآنکوژن RET به دو گروه ۴۳ نفر تقسیمبندی شدند. DNA ژنومی استخراج و به روش PCR تکثیر شده و تعیین توالی گشتند. سطح پلاسمایی کلسیتونین به روش الیزا اندازهگیری شد.
یافتهها: بررسی سطح کلسیتونین ۴۳ بیمار با جهش مولکولی در پروتوآنکوژن RET مورد بررسی (میانگین سنی ۳۱ سال) و ۴۳ بیمار بدون جهش مولکولی در پروتوآنکوژن RET (میانگین سنی ۴۳ سال) بهترتیب pmol/ml ۷/۳، pmol/ml ۳/۰۷ بود. این اختلاف از لحاظ آماری معناداری بود (۰/۰۰۱۴P=).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف غلظت پلاسمایی کلسیتونین در دو گروه احتمال میرود وجود جهش در بیماران مبتلا به سرطان مدولاری تیرویید بر میزان کلسیتونین پلاسمایی بیماران موثر باشد.
علیرضا آتشی، شهرام امینی، عرفان قاسمی، شیما شیبانی، سعید اسلامی،
دوره 76، شماره 4 - ( تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اروپایی EuroSCORE پیشبینی کننده مرگومیر ۳۰ روزه پس از جراحی قلب است. هدف این مطالعه، ارزیابی نحوه پیشبینی این مدل برای گروهی از بیماران تحت جراحی قلب باز بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی آیندهنگر، از دادههای بیماران تحت جراحی قلب بستری در بیمارستان امام رضا (ع) (مشهد) از فروردین ۱۳۹۳ تا اسفندماه ۱۳۹۴ مقادیر مدل محاسبه شد. با مقایسه میزان مرگومیر مشاهده شده و مورد انتظار بیماران، میزان حساسیت، ویژگی، سطح زیر منحنی ROC و در نهایت میزان قدرت تمایز مدل با ابزار آنلاین محاسبه و بررسی و دقت مدل ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان مرگومیر در بین ۱۳۳۷ بیمار برابر ۴۳ نفر (۳/۲%) بود. با وجود تطبیق خوب، مدل قدرت تمایزی ضعیف (۰/۶۶۷AUC=) و همچنین دقت پایینی با حساسیت معادل ۶۱/۸۸% و ویژگی ۶۶/۲۳% به نمایش گذاشت.
نتیجهگیری: نتایج حاصله، عملکرد و دقت ضعیف مدل EuroSCORE II را نمایش میدهد. به این ترتیب این مدل برای پیشبینی مرگومیر سی روزه پس از جراحی و تصمیمگیریها قابل اعتماد نیست.
کامران آقاخانی، سید حسین اسلامی، افشین خارا، محسن بیجندی،
دوره 76، شماره 7 - ( مهر 1397 )
چکیده
آسیب سر از مهمترین انواع آسیب است و مسئول بیشتر مرگهای ناشی از تروما میباشد. کشورهای با درآمد پایین و متوسط با ریسک فاکتورهای بیشتری برای آسیب سر مواجه هستند. مکانیسمهای متعددی برای آسیب سر شامل تصادفات وسایل نقلیه، سقوط، حمله و خشونت وجود دارد. سقوط پس از تصادف وسایل نقلیه دومین دلیل مهم آسیب سر میباشد. میزان مرگ ناشی از سقوط در کشورهای با شرایط اقتصادی-اجتماعی پایینتر بیشتر است. برای گردآوری دادهها از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus و Google Scholar استفاده گردید. تعداد ۶۴ مقاله مرتبط از سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۸ مورد بررسی قرار گرفتند. از کلید واژههای "آسیب سر"، "تروما سر"، "آسیب مغزی"، "مکانیسم سقوط"، "ایران" و "اپیدمیولوژی" جهت جستجوی مقالات استفاده شد. سقوط دومین مکانیسم آسیب سر در ایران میباشد. مکانیسم سقوط در کودکان با سن پایین و افراد مسن شایعتر است. شیوع مکانیسم سقوط در مردان مبتلای به آسیب سر بیشتر از زنان بود. در سایر کشورها نیز سقوط بهعنوان اولین و دومین مکانیسم آسیب سر میباشد. همچنین سقوط از ارتفاع پایین مکانیسم شایعتری نسبت به سقوط از ارتفاع بالاتر در آسیب سر میباشد. شیوع مکانیسم سقوط در کودکان و افراد مسن دچار آسیب سر بیشتر است. باوجود تلاشهایی که در سالهای گذشته برای تعیین الگوی اپیدمیولوژی ترومای سر و نتایج آن در ایران شده است، دادههای کافی در زمینه آسیب سر ناشی از سقوط وجود ندارد. با توجه به اینکه آسیب تروماتیک سر یکی از معمولترین و خطرناکترین نتایج سقوط است، هدف از این مطالعه مروری بررسی اپیدمیولوژک آسیب سر ناشی از سقوط میباشد.
سپهر اسلامی، سید حمید موسوی، کیوان قدیمی،
دوره 77، شماره 9 - ( آذر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه روشهای جراحی در بیماران با پارگی رباط صلیبی قدامی کاربردهای فراوانی در درمان داشته است و بهدنبال آن با نتایج موفقیتآمیز همراهی داشته است. بنابراین هدف از پژوهش کنونی تعیین و مقایسه نتایج بازسازی رباط صلیبی قدامی به دو روش لوپ ثابت و لوپ قابل تنظیم است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۶۰ بیمار مراجعهکننده به مرکز درمانی و آموزشی کاشانی اصفهان (تحت نظارت و حمایت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان) از فروردین ۱۳۹۶ تا اسفند ۱۳۹۷ انجام گرفت. ۳۰ بیمار با روش لوپ ثابت و ۳۰ بیمار با روش لوپ قابل تنظیم تحت عمل جراحی بازسازی رباط صلیبی قدامی قرار گرفتند. نتایج پس از عمل در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میزان فراوانی استاتیک لاکسیتی زیر mm ۸ در گروه لوپ ثابت ۸۳/۳% و در گروه دیگر ۷۶/۷% بود که اختلاف معناداری بین دو گروه از این نظر وجود نداشت. همچنین هیچگونه عفونتی در دو گروه دیده نشد. اختلاف معناداری بین دو گروه از نظر دامنه حرکت و نمره زانو پیش و پس از عمل وجود نداشت. پس از عمل ۹۶/۷% از گروه لوپ ثابت و ۸۶/۷% از گروه لوپ قابل تنظیم به فعالیت عادی بازگشتند. بین دو گروه اختلاف معناداری از نظر بازگشت به فعالیت عادی و میزان رضایتمندی وجود نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از گرفت لوپ ثابت و لوپ قابل تنظیم روشهای موثر، مفید و کم عارضهای برای درمان بیماران با رباط صلیبی قدامی بود.
فرزانه شیخالاسلامی، صفورا غریبزاده، احسان مصطفوی، نرگس میاندهی، فرزانه احمدنژاد، سعید جدیری اسلامی، جواد واعظ، علی مرادی،
دوره 77، شماره 12 - ( اسفند 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی ایمنیزایی واکسن هاری با یک روش ارزان، سریع، دارای دقت بالا و سازگار با ارزشهای اخلاقی بسیار مهم است، بنابراین پژوهشگران به ارایه روشهای گوناگونی از جمله انتشار یک طرفه شعاعی، روش آزمایشگاهی ارایه شده توسط انستیتوی سلامت ملی آمریکا پرداختهاند. مطالعه حاضر با هدف جایگزینی یک روش برونتنی سازگار با معیارهای اخلاق پزشکی به جای روش درونتنی انجام شد. با پذیرش این نکته که ایمنیزایی واکسن هاری، وابسته به مقدار آنتیژن گلیکوپروتیینی موجود در آن است و این که آنتیبادی مونوکلونال تا خوردگی صحیح گلیکوپروتیین ویروس هاری را تشخیص میدهد، مقدار جزو گلیکوپروتیینی میتواند نشاندهنده مقدار ایمنیزا بودن واکسن باشد.
روش بررسی: این مطالعه کاربردی از شهریور ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۷ در آزمایشگاه مرکز همکاریهای سازمان بهداشت جهانی برای رفرانس و تحقیقات هاری انستیتو پاستور ایران در تهران انجام گرفت. ما برای تعیین مقدارگلیکوپروتیین ویروسی در واکسنهای مختلف هاری یک الایزای ایمنی-تسخیری (Immune-capture enzyme-linked immunosorbent assay, ELISA) طراحی کردیم.
یافتهها: در منحنی استاندارد شیب خط برابر (۰/۰۰۱۳R2=۰/۹۸ (P= محاسبه شد. در واکسنهای انسانی میانگین بین ۷/۳۶۶-۵/۵۵۴ (انحرافمعیار ۰/۱۰۳۹-۰/۰۴۶۳ بهترتیب) و ضریب تغییرات ۲/۴۳۶-۰/۷۷۸ و در واکسنهای حیوانی میانگین ۵/۹۹۳-۲/۲۹۳ (انحرافمعیارها ۰/۲۷۲۴-۰/۰۰۴۱) و ضریب تغییرات ۴/۵۴۶-۰/۱۸۲ تعیین گردید. برای واکسن حیوانی ضریب همبستگی پیرسون ۰/۹۹ و برای واکسن انسانی این ضریب ۰/۹۵ بهدست آمد. همچنین ضریب همبستگی توافقی برای واکسن حیوانی ۰/۹۸ و برای واکسن انسانی ۰/۹۸ بود که نشاندهنده وجود توافق متوسط رو به بالا در نمونههای واکسنهای انسانی و حیوانی است.
نتیجهگیری: کیت الایزای طراحی شده دارای تکرارپذیری، دقت بینابینی و استواری مناسبی برای سنجش میزان گلیکوپروتیینی واکسن هاری بود که ارتباط مستقیمی با ایمنیزایی واکسن داشت.
وحید اسلامی، آذین قیمتی،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کلوپیدوگرل داروی ضد پلاکتی موثرو ایمن در درمان بیماریهای آترواسکلروتیک میباشد،گرچه مواردی ازعوارض مهم مانند آسیب کبدی برای آن گزارش شده است.
معرفی بیمار: بیمار آقای 67 ساله، در تیر 1398 با تشخیص سکته قلبی ابتدا در یک بیمارستان دانشگاهی (بدون امکان آنژیوگرافی) تحت درمان ترومبولیتیک و فردای آن روز در بیمارستان دانشگاهی دیگری تحت آنژیوپلاستی قرار میگیرد و با حال عمومی مناسب و آزمایشات نرمال مرخص میشود. پس از 30 روز با علایم بیاشتهایی و زردی مراجعه مینماید. در بررسی آزمایشگاهی افزایش آنزیمهای کبدی و بهویژه بیلیروبین، و آلکالن فسفاتاز و گلوتامین ترانسفراز گاما دیده میشود، آزمایشهای ویروسی هپاتیتهای A, B, C, E و ایمونولوژیک منفی بودند و بررسیهای تصویربرداری نکته پاتولوژیکی را نشان ندادند. با تشخیص احتمالی آسیب کبدی ناشی از دارو بهترتیب داروهای بیمار قطع میشوند، فقط پس از قطع کلوپیدوگرل و شروع تیکاگرلور پس از 10 روز تمامی آزمایشات بیمار نرمال شده و حال عمومی بهبود مییابد.
نتیجهگیری: کلوپیدوگرل داروی بهنسبت ایمنی میباشد ولی توجه به عوارض ناشایع و درمان این عوارض لازم و ضروری است. در این مقاله به بررسی بیمار و مقالات منتشر شده در مورد عوارض هپاتوسلولار کلوپیدوگرل پرداخته میشود.