342 نتیجه برای پا
فاطمهالسادات نیری، نفیسه خردپیشه، مامک شریعت، پروین اکبری اسبق،
دوره 67، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و هدف: کودکان نارس و کموزن
در معرض خطر بیشتری برای اختلالات رشد هستند لذا انجام پایش رشد این کودکان ضروری
بهنظر میرسد. پایش رشد در این کودکان در قیاس با منحنیهای رشد نرمال صورت میگیرد.
روش بررسی: این مطالعه همگروهی در یک
درمانگاه پیگیری کودکان سالم انجام گردید و اطلاعات مورد نیاز (شاخصهای
آنتروپومتریک) جمعآوری تکمیل گردید. نوزادان در سه گروه Low Birth Weight
(LBW)، Very Low Birth Weight (VLBW)، Normal
Birth Weight (NBW) تقسیم شدند. تعداد 406 نوزاد در سه دسته قرار گرفتند: 303 نوزاد
در گروه کنترل، 103 نوزاد در گروه LBW که 20 نفر از آنها در مجموعه VLBW قرار داده
شدند. شاخصهای رشد (وزن، قد، دور سر) در پیگیریهای یک، دو، سه، چهار، شش، 9 و 12
ماهگی ارزیابی شد. در مرحله بعد اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 15 و تستهای
آماری تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: کودکان گروه کنترل
تقریبا همان الگوی رشد استاندارد که در کشور استفاده میشود را دارا میباشند. مقایسه
گروه LBW با گروه کنترل نشان داد که تا پایان سال اول اختلاف بسیار معنیداری
در وزن این کودکان وجود دارد. در حالیکه پایش رشد مستمر آنها وزنگیری مناسب در
هر مقطع و با سرعت مساوی بچههای نرمال را نشان میدهد. همین نکته در مورد قد و
دور سر نیز صادق است. گروه VLBW از نظر وزن بعد از شش ماهگی خود را به گروه LBW میرسانند اما
دور سر و قد آنها تا پایان سال هنوز تفاوت معنیداری با گروه LBW دارد.
نتیجهگیری: نوزادان ELBW و VLBW نیاز به منحنی
رشد جداگانهای برای پایش رشد دارند، اما استفاده از سن تصحیح شده برای
گروه LBW ممکن است مناسب باشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
محمد کاظمی عربآبادی، علیاکبر پور فتحاله، عبداله جعفرزاده، غلامحسین حسنشاهی، محمد ابراهیم رضوانی،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان میدهد که بیماران مبتلا به عفونت نهفته هپاتیت B (OBI) قادر به پاکسازی کامل ویروس از بدن نمیباشند. بهنظر میرسد که تفاوتهای ژنتیکی و ایمونولوژیک در این امر سهم عمدهای دارند. ویتامین D3 و گیرنده آن (VDR) بر روی پاسخهای ایمونولوژیکی بر علیه ویروسها نقش عمدهای دارند. در این مقاله به مطالعه چندشکلی ژنی موجود در اینترون 8 ژن VDR در بیماران OBI پرداختیم.
روشبررسی: تعداد 3700 پلاسمای تازه منجمد شده (FFP) HBsAg منفی، جمعآوری و سپس از نظر anti-HBc آزمایش شدند سپس نمونههای HBsAg منفی و anti-HBc مثبت از نظر وجود HBV-DNA با روش PCR مورد بررسی قرار گرفتند. نمونههای HBV-DNA مثبت بهعنوان موارد OBI از نظر انواع چند شکلیهای ژنی موجود در اینترون 8 ژن VDR با تکنیک PCR-RFLP بررسی شدند.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که 352 نمونه (51/9%) از نظر anti-HBc مثبت میباشند. آزمایشات نشان داد که 57 (1/16% از افراد anti-HBc مثبت و HBsAg منفی) نمونه HBV-DNA مثبت بودند. مطالعات ما نشان داد که دو گروه از نظر تمامی آللهای بررسی شده با آنزیم Apa-1 موجود در اینترون 8 ژن VDR دارای تفاوت معنیدار آماری نمیباشند.
نتیجهگیری: نتایج ما نشان داد که هیچگونه ارتباطی بین آللهای شناسایی شونده با آنزیم Apa-1 و بیماری OBI وجود ندارد بنابراین میتوان اینگونه نتیجه گرفت که این آللها با بیماری OBI ارتباطی ندارد و بایستی محققین دیگر به بررسی سایر چند شکلیهای ژنی موجود در ژن VDR در بیماران OBI بپردازند
حسین کاویانی، حسین صیفوریان، ونداد شریفی، نرگس ابراهیمخانی،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: جامعه پژوهشی روانشناسان و روانپزشکان ایران نیاز به ابزارهای سنجش معتبر و پایا دارد. هدف اصلی تحقیق حاضر هنجارسازی و اعتباریابی پرسشنامههای HADS در افراد افسرده و مضطرب در مقایسه با جمعیت بهنجار بود.
روش بررسی: 261 بیمار افسرده و مضطرب مراجعهکننده به بخش سرپایی بیمارستان روزبه و همچنین به
طور موازی 261 نفر از جمعیت عمومی (سالم) که از نظر جنسیت همتاسازی شده بودند، در مطالعه شرکت داشتند. برای دست یافتن به ضریب روایی Validity، میزان اضطراب و افسردگی بیماران پس از مصاحبه بالینی بر اساس فهرست وارسی دی.اس.ام چهار توسط روانپزشک یا روانشناس براساس یک مقیاس (10-1) درجهبندی کمی شد. ارزیابان نسبت به نمرات حاصل از مقیاسها بیخبر بودند. همچنین برای به دست آوردن یک معیار عینی و دخالت آن در ارزیابی روایی از دو آزمون موازی BDI و BAI استفاده گردید. افزون بر این، جهت سنجش پایایی آزمون- بازآزمون، 10% نمونه بالینی پس از سه روز بهطور تصادفی انتخاب شدند و مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند.
یافتهها: مقیاس HADS و زیرمقیاسهای اضطراب و افسردگی دارای روایی، پایایی و هماهنگی درونی مناسبی هستند. در این مطالعه چند نوع روایی (صوری، محتوا، همزمان مبتنی بر معیار بیرونی، همگرا و تمایزی) ارزیابی شد. نقاط برش زیرمقیاسها ارائه شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که HADS دارای اعتبار لازم برای کاربرد در جمعیت بالینی ایرانی را دارا است. نقاط برش ارائهشده در این مطالعه برای HADS، BDI و BAI با نمونه ارائهشده توسط مؤلفان آنها تفاوتهایی دارد که توضیح آن به لحاظ فرهنگی در قسمت بحث آمده است.
زهرا عسگری، فرحناز آیتی، هایده سمیعی ،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هیسترکتومی شایعترین عمل جراحی زنان میباشد که انجام آن به روش لاپاراسکوپی در نقاط مختلف دنیا رایج بوده و بررسی عوارض این نوع عمل در ایران ضروری به نظر میرسد. روش بررسی: بیماران به صورت راندوم به دو گروه هیسترکتومیتوتال (TLH) و هیسترکتومیسابتوتال (SLH) (به روش لاپاراسکوپی تقسیم شدند. عوارض کوتاه و بلندمدت در طی شش هفته و سپس شش ماه با پرسشنامه ارزیابی شد. مطالعه در طی 24 ماه انجام شد. حجم مورد مطالعه 25 بیمار جهت TLH و 20 بیمار جهت SLH در نظر گرفته شد. یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که طول مدت جراحی در گروه SLH به طور معنیداری کمتر است. میزان افت هموگلوبین پس از جراحی SLH کمتر بود. همچنین در بیماران تحت جراحی SLH بهطور واضح مدت بستری در بیمارستان کمتر بود و زمان بازگشت به فعالیت عادی هم کمتر گزارش شده بود. مدت زمان جراحی بهطور واضح در گروه SLH کمتر بود میزان مسکن دریافتی بعد از جراحی در گروه SLH کمتر گزارش شده بود. در بررسی عملکرد جنسی بین دو گروه TLH و SLH تفاوتی چندانی به دست نیامد و فقط میزان دیسپارونی بعد از جراحی SLHبه طور معنیداری کمتر بود. نتیجهگیری: جراحی هیسترکتومی به روش سوپراسرویکال یا SLH در صورتی که بیمار اندیکاسیون آن را داشته باشد بهتر و آسانتر از جراحی TLH به روش شکمی یا لاپاراسکوپی است.
روحا.. یگانه، سیدهوتن علوی، محسن آرایشخواه، مجید عمادی،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: با اهمیت روزافزون دوره بعد از جراحی، در حال حاضر رویکرد اندوسکوپیک با حداقل تهاجم در درمان کیستهای کاذب پانکراس جایگاه ویژهای پیدا کرده است ولی انتخاب بیمار و روش انتخابی هنوز بهخوبی روشن نشده است. همچنان جراحی استاندارد طلایی درمان کیست کاذب پانکراس محسوب میشود. عوارض کم بعد عمل و دوره بعد از عمل کوتاه، آندوسکوپی تهاجمی را در دهه گذشته به خط اول درمانی کیستهای کاذب بدل کرده است. روش بررسی: در این مقاله یک بیمار مبتلا به کیست کاذب در زمینه پانکراتیت حاد معرفی میشود، که بهدلیل عدم پاسخ به درمانهای نگهدارنده، قبل از هفته ششم با آندوسکوپی تهاجمی درمان میشود. سپس با مروری بر مقالات اخیر، مدیریت درمانی کیست کاذب و عملکرد درمانی بیمار فوق را بررسی مینماییم. یافتهها: پسر 16 سالهای با سابقه دو نوبت پانکراتیت حاد به دلیل درد شکمی، تهوع و استفراغ مراجعه میکند. هیپرامیلازمی، آسیت و کیست کاذب در بررسی اولیه مشخص شد. علیرغم درمان نگهدارنده بعد از چهارمین هفته بهدلیل پیشرفت علایم بالینی پانکراتیکوگرافی آندوسکوپیک رتروگرید (ERCP) و تعبیه استنت Fr7 ترانسپاپیلاری انجام میشود. نتیجهگیری: رویکرد اندوسکوپیک برای درمان کیست کاذب و عوارض آن خط اول درمان میباشد. در عوارض درمان اندوسکوپی و موارد عدم پاسخ به درمان جراحی در خط دوم درمان قرار میگیرد. نکته قابل توجه، ضرورت تجربه کافی برای اقدام به رویکرد اندوسکوپیک، بهخصوص برای روشهای ترانس انتریک، میباشد، در غیراینصورت جراحی گزینه مطمئنتری است. مطالعات بیشتری برای روشهای اندوسکوپی ترکیبی مورد نیاز است.
مریم ابوطالبی چالشتری، علی رشیدیپور، عباسعلی وفایی،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد نشان میدهد تزریق گلوکوکورتیکوییدها بعد از آموزش تثبیت انواع مختلف حافظهرا افزایش میدهند. مکانیسمهای اثر افزایشی آنها بر تثبیت حافظه روشن نیست. هدف مطالعه بررسی نقش گیرندههای NMDA و کانالهای کلسیمی در اثرات کورتیکوسترون بر تثبیت حافظه است.
روش بررسی: ١66 سر موش سوری نر نژاد آلبینو با وزن میانگین ٣٠ گرم استفاده شد. موشها در مدل یادگیری احترازی غیر فعال آموزش داده شدند (شوک 5/0 میلیآمپر برای مدت سه ثانیه). در آزمایش یک بلافاصله بعد از آموزش، کورتیکوسترون با دوزهای مختلف (3/0، یک و سه میلیگرم بهازای کیلوگرم) تزریق شد. در آزمایش دو و سه بهترتیب اثر موثرترین دوز کورتیکوستر-ون در حضور یا غیاب وراپامیل (یک آنتاگونیست کانالهایکلسیمی با دوزهای 5/2، پنج و 20 میلیگرم بهازای کیلوگرم) یا MK 801 (یک آنتاگونیست گیرندههای NMDA با دوز 1/0 میلیگرم بهازای کیلوگرم) بررسی شد. در همه آزمایشها، 48 ساعت بعد از آموزش، تست بهخاطرآوری (مدت زمانی که طول میکشید که حیوان وارد بخش تاریک دستگاه شود) انجام شد.
یافتهها: کورتیکوسترون در دوز 3/0 میلیگرم بهمیزان معنیداری تثبیت حافظه را افزایشداد. وراپامیل در دوزهای ٥/٢ و پنج میلیگرم اثرات تقویتی کورتیکوسترون را بر تثبیت حافظه تضعیف نمود. تجویز MK 801 نیز بهطور معنیداری اثرات کورتیکوسترون را بر تثبیت حافظه مهار میکند.
نتیجهگیری: حداقل بخشی از اثرات کورتیکوسترون بر تثبیت حافظه از طریق کانالهای کلسیمی و گیرندههای NMDA اعمال میشود.
سیما سبزهخواه، غلامحسن واعظی، اعظم بختیاریان، ابوالفضل سالاریانزاده، محمد زارع حقیقی،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: از
مهمترین نوروترانسمیترها در رفتار ترس دوپامین میباشد. مسیر دوپامینرژیک
مزولیمبیک دارای نقش اساسی در رفتارهای هیجانی بوده و در بیماری پارکینسون دخیل می
باشد. هدف از این تحقیق نقش سیستم دوپامینرژیک در ایجاد ترسمی باشد.
روش بررسی: در
این پژوهش اثر تزریق درون بطنی مغز، آگونیست و آنتاگونیست گیرنده D2 سیستم دوپامینرژیک بر بروز رفتار
ترس در رت نر بررسی شد. در این تحقیق از هارمالین خالص به عنوان یک داوری
هالوسینوژنیک که باعث حالت توهم و ترس در حیوان میگردد به عنوان گروه کنترل مثبت
و از سالین به عنوان گروه شاهد جهت بررسی مقایسهای با گروههای تحت تیمار با
بروموکریپتین و سولپیراید استفاده شد. دستگاه Elevated plus-maze برای تست رفتاری استفاده شد. جهت
تیمار گروههای تجربی دوزهای مختلف بروموکریپتین و سولپیراید در نظر گرفته شده
است.
یافتهها: نتایج
حاصل از تزریق درون بطنی سولپیراید در رتها، اختلاف معنیداری را در بروز رفتار
ترس نشان دادند. درحالی که
تزریق مقادیر µl/Rat(10 و 15) اختلاف معنیداری
را با 05/0p< نشان ندادند. نتایج حاصل از
تزریق درون بطنی مقدار µl/Rat(95 و 65) بروموکریپتین در
رتها، اختلاف معنیداری را در بروز رفتار ترس نشان دادند. در حالی که تزریق µl/Rat(80 و 70) اختلاف معنیداری را نسبت به گروه شاهد نشان
نداد.
نتیجهگیری: تأثیر احتمالی سیستم دوپامینرژیک در فرآیند ترس، بهخصوص
گیرندههای D2 که باعث تقویت ترس شده که
در این رابطه عملکرد مشابه آگونیست و آنتاگونیست این گیرنده در مهار یا بروز
فرآیند رفتار ترس قابل توجه است.
صنمبر صدیقی، فرخ تیرگری، جهانگیر رافت، محمدعلی محققی، سمیه صفوی، ساقی وزیری،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: لنفومها گروه شایعی
از نئوپلاسمها را تشکیل میدهند. هدف از این مطالعه گذشتهنگر بررسی
کلینیکوپاتولوژیک موارد لنفوم غیر هوچکین با سلول بزرگ (Diffuse large cell) و ارتباط طبقهبندی پاتولوژیک با مشخصات بالینی و سیر بیماری است.
روش بررسی: اطلاعات مربوط به تشخیص و درمان
کلیه بیماران با تشخیص پاتولوژی لنفوم غیر هوچکین مربوط به دوره 22 ساله از سال
1364 لغایت 1385 در مرکز سانترال بیمارستان امامخمینی جمعآوری شد. بلوک بیوپسی
50 بیمار مبتلا که اطلاعات کامل از سیر بالینی بیماری ایشان موجود بود انتخاب شده
و مورد بازبینی آسیبشناسی و بررسی ایمونوهیستوشیمی قرار گرفت. زیر گروه بیماری در
طبقهبندی Stage, WHO، مشخصات ایمونوهیستوشیمی و
سیر بیماری بررسی شد.
یافتهها: 220 مورد لنفوم large cell شناسایی گردید. 55 مورد بلوک پاتولوژی در انستیتو کانسر موجود بود
که مورد بازبینی و بررسی ایمونوهیستوشیمی قرار گرفت. از 55 گزارش large cell پنج مورد لنفوم T Cell
مشخص گردید. در مورد 50 بیمار باقیمانده میانه سنی 45 سال و 60% بیماران مرد
بودند. 24% سمپتوم B و 28% شروع بیماری خارج از غدد
لنفاوی داشتند. تمام بیماران شیمی درمانی و 46% رادیوتراپی شدند. 20% عود بیماری و
13 مورد مرگ ذکر گردید. میانه طول عمر بیماران 34 ماه و طول عمر پنج ساله 45% بود.
نتیجهگیری: مشخصات بالینی و پاتولوژی بیماران با آمارهای بینالمللی
مطابقت داشته است و استفاده از ایمونوهیستوشیمی کمک ارزندهای به تشخیص موارد
لنفوم سلول B بزرگ نموده است.
هایده سمیعی، زهرا طاولی، زینت قنبری، غلامرضا پورمند، شروین تسلیمی، بیتا اسلامی، آزاده طاولی،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بیاختیاری استرسی ادرار شایعترین مشکل بیاختیاری زنان است که روشهای جراحی مختلفی در درمان آن وجود دارد. هدف مطالعه مقایسه روش لاپاراسکوپیک Burch با Trans-Obturator Tape (TOT) میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی در 40 بیمار مبتلا به بیاختیاری استرسی ادرار در بیمارستان آرش در سال 87-1385 صورت گرفته است. کلیه بیماران بهطور تصادفی در دو گروه تحت جراحی لاپاراسکوپیک Burch و TOT قرار گرفتند. اطلاعات بیماران توسط پرسشنامههای دموگرافیک، 22 سوالی کیفیت زندگی، UDI-6 مربوط به علائم ادراری، ISI مربوط به شدت بیاختیاری ادراری و بررسی ارودینامیک بهدست آمد.
یافتهها: دادههای مطالعه با 19 نفر در گروه TOT و 16 نفر در گروه لاپاراسکوپیک Burch بررسی شد. بهبود ابژکتیو بهصورت عدم وجود لیک ادراری در تست استرس سرفه و بررسی ارودینامیک نرمال شش ماه بعد از عمل در گروه لاپاراسکوپیک Burch 75% و در گروه TOT 2/84% بود (53/0p=). نتایج پرسشنامه ISI با تعیین بهبود سابژکتیو در هر دو گروه نسبت بههم تفاوت معنیداری نداشت (23/0p=). پاسخ به سوالات UDI-6 بهصورت تغییر نسبت به قبل از عمل نشان میدهد که علایم Urgency بعد از عمل در گروه TOT نسبت به لاپاراسکوپیک Burch کاهش یافت (04/0p=). نمره کیفیت زندگی IQOL، شش ماه بعد از عمل نسبت به مقدار پایه در هر دو گروه افزایش قابل ملاحظهای داشته است (05/0p<) ولی تفاوت مشاهده شده در دو گروه از لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: بر اساس معیارهای سابژکتیو و ابژکتیو TOT با کولپوساسپنشن لاپاراسکوپیک Burch تفاوت معنیداری ندارد.
محمود فرزان، رامین اسپندار، یوسف فلاح، امیر رضا فرهود،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: با
توجه به شیوع سندرمهای عصبی ناشی از گیرافتادن در اندام فوقانی، هزینههای مربوط
به درمان و عدم توانایی انجام کار و همچنین همزمانی بعضی از این سندرمها با هم که
گاهی اوقات رویکرد درمانی را تغییر میدهد، در این طرح شیوع این سندرمها، همزمانی
سندرم تونل کارپ CTS بهعنوان شایعترین سندرم با سایر سندرمها و ریسک فاکتورهای
مرتبط و تطابق معاینه بالینی با یافتههای الکتروفیزیولوژیک بررسی شده است.
روش بررسی: در
یک مطالعه گذشتهنگر، اطلاعات مربوط به یکصد و هفتاد بیمار مبتلا به سندرمهای
مذکور که در طی ده سال متوالی تحت جراحی قرار گرفته بودند بررسی شده، متغیرهای جنس،
سن، بیماریهای همراه، نشانههای بالینی و یافتههای حین عمل جراحی و تطابق آنها
با یافتههای الکتروفیزیولوژیک و همچنین همراهی سندرمهای مختلف با هم مطالعه شدند.
یافتهها: محدوده سنی بیماران
بین 91-10 سال (میانگین: 09/48 سال) بود و 5/74% بیماران زن بودند. در اینمطالعه
سندرم تونل کارپال و کوبیتال در بین سایر علل گیرافتادگی، بیشترین شیوعرا داشتند
(بهترتیب شیوع 7/81% و 8/15%). در 5/23% از بیماران مبتلا به CTS، یافتههای
الکتروفیزیولوژیک منفی بود، اما هیچ مثبت کاذبی در نمونههای ما وجود نداشت.
همزمانی ابتلا به CTS، در سه بیمار مبتلا به سندرم تونل کوبیتال، دو بیمار مبتلا به
سندرم خروجی قفسهسینه و یک بیمار مبتلا به سندرم کانال گویان وجود داشت.
نتیجهگیری: تشخیص سندرمهای عصبی ناشی از
گیرافتادن بهتر است بر پایه علائم بالینی، معاینه و مطالعات الکتروفیزیولوژیک باشد
و باید به فکر وجود مشکلات مشابه در سایر قسمتهای عصب مربوطه یا اعصاب محیطی دیگر
هم بود.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
مرضیه غفارنژاد، ندا ارجمند، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (Polycystic ovary syndrome) از علل مهم اختلال در کار تخمکگذاری تخمدانها و در نتیجه، ناباروری میباشد. دو روش گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مواردی که درمان با کلومیفن با شکست مواجه میشود از گزینههای مهم هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه میزان حاملگی با گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک مقاوم به درمان کلومیفن میباشد. روش بررسی: نوع مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده میباشد که در خانمهای نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مقاوم به کلومیفن و مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزاکوچکخان دانشگاه علومپزشکیتهران طی سالهای 87-82 انجام شده است. یافتهها: تعداد 50 خانم در هر گروه درمان به صورت تصادفی قرار داشتند که از نظر سن، تعداد سالهای نازایی اولیه، تعداد سالهای نازایی ثانویه، تفاوتی نداشتند. در گروه لاپاراسکوپی هشت مورد (16%) حاملگی بوده که همه موارد ترم شدهاند. در گروه گونادوتروپین، 14 مورد (28%) حاملگی بوده که 10 مورد ترم (20%) و چهار مورد (8%) سقط شدهاند. هزینه درمان در گروه گونادوتروپین بهطور معنیداری بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بود (001/0p<). در آنالیز لوجستیک رگرشن، با کنترل اثر سن، شاخص توده بدن و هزینه درمان، نوع درمان (لاپاراسکوپی یا گونادوتروپین)، اثر معنیداری در پیشگویی حاملگی ترم نداشت. نتیجهگیری: گرچه درصد حاملگی در گروه گونادوتروپین، بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بوده ولی موارد سقط نیز بیشتر بوده و در نهایت تفاوت معنیداری در حاملگی ترم بین دو گروه دیده نشد. در مجموع مطالعات بیشتری نیاز است تا در مورد مزایای این روشها بتوان تصمیمگیری نمود.
زهرا احمدینژاد، عبدالرضا سودبخش، عاطفه طیبی،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سپسیس یک علت مهم بستری در بیمارستانها و مرگ بیمارستانی است. یک مارکر برای افتراق سپسیس از بیماریهای غیرعفونی، سطح سرمی پروکلسیتونین (PCT) است. هدف از این مطالعه بررسی ارزش تشخیصی تست نیمه کمی پروکلسیتونین در افتراق علل عفونی و غیرعفونی در بیماران مبتلا به سندروم پاسخ التهابی سیستمیک (SIRS) بود. روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی سطح سرمی PCT در بیماران با علائم احتمالی سپسیس، که طی سالهای 87-1385به اورژانس مجتمع بیمارستانی امامخمینی تهران مراجعه کردند با روش نیمه کمی سنجیده شد. یافتهها: از 263 بیمار مورد مطالعه 8/65% مرد و 2/34% زن بودند. میانگین سنی بیماران 7/20±9/46 سال بود. در 104 بیمار (6539%) 5/0PCT< و در 49 بیمار (6/18%) 2>PCT≥5/0 و در 74 بیمار (1/28%) 10>PCT≥2 و در 36 بیمار (8/13%) 10≤PCT (نانوگرم در میلیلیتر) بود. علت SIRS در اکثر بیماران (6/60%) با 5/0PCT< (نانوگرم در میلیلیتر) بیماریهای غیرعفونی بود در حالی که بیماران با 10≤PCT نانوگرم در میلیلیتر همه در گروه SIRS با علت عفونی قرار داشتند. سطح PCT در بیماران با SIRS عفونی بهطور معنیداری بالاتر از بیماران با SIRS غیرعفونی بود. (0001/0p<) حساسیت تست برای آستانههای 5/0 و 2 و 10 (نانوگرم در میلیلیتر) بهترتیب 2/89% و 1/67% و 8/22% بود و ویژگی آن برای آستانههای 5/0 و 2 و 10 (نانوگرم در میلیلیتر) بهترتیب 9/82%، 2/96% و 100% بود. نتیجهگیری: اندازهگیری سطح PCT در همراهی با یک ارزیابی بالینی مناسب، میتواند راهنمایی برای شروع به موقع درمان آنتیبیوتیکی باشد و پیشآگهی بیماران مبتلا به سپسیس را بهبود بخشد.
عباس علیبخشی، سعید صفری، حمید قادری، علی امینیان، یسری جهانگیری، سیده عادله میرجعفری دریاسری،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : تشخیص قبل از جراحی در مورد شکم حاد ضروری نیست بلکه مسوولیت اصلی جراح در برخورد با شکم حاد، تعیین نیاز به لاپاروتومی است. با این حال، در مورد پریتونیتهای لوکالیزهای مثل آپاندیسیت حاد، تابلوی بالینی و معاینه فیزیکی معمولاً آن قدر تشخیصی است که جراح را یکسره به سوی تشخیص نهایی هدایت میکند. از سوی دیگر، تشخیصهای افتراقی آپاندیسیت حاد نیز بسیار فراوان و شایسته توجه هستند چرا که یافتن آپاندیس طبیعی در بیماری که با تشخیص آپاندیسیت حاد جراحی شده است، سرآغاز جستجو به دنبال سایر علل درد شکم است. در این میان، پیچخوردگی امنتوم یک تشخیص نسبتاً نادر است که معمولاً دور از ذهن میماند. با فکر کردن به این تشخیص و توجه به تظاهر تقریباً ثابت آن (خروج مایع سروزی- خونابهای به محض گشودن صفاق) میتوان مانع از تشخیص و درمان ناصحیح شد. معرفی بیمار : در این مقاله پسر بچهای 9 ساله با شکم حاد معرفی میشود که با تشخیص آپاندیست جراحی شد و در نهایت پیچخوردگی امنتوم علت درد شکم بود. نتیجهگیری : با آگاهی از این تشخیص و توجه به تظاهر تقریباً ثابت آن، میتوان مانع از تشخیص و درمان ناصحیح شد.
زهرا فروهش تهرانی، کامیار خزائیان، علی ملایری، رویا فغانی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: کانسر پستان شایعترین کانسر و دومین علت شایع مرگ ناشی از کانسر
در زنان است. این
مطالعه با هدف بررسی ارتباط انواع هیستوپاتولوژیک کانسر پستان با اسکورینگ
اسلایدهای مارکر HER2 در نمونههای ارجاعی به بخش پاتولوژی بیمارستان دکتر شریعتی تهران
در سال 1384و 1385 انجام شد.
روش
بررسی: در این پژوهش که بهروش مقطعی (Cross sectional)
انجام شد، 140 عدد از نمونههای پاتولوژی کانسر پستان ارجاعی به بخش پاتولوژی
بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سال 1384و 1385 به روش غیر تصادفی ساده (Sequential)
انتخاب شدند.
اطلاعات
مربوط به سایز تومور، نوع هیستوپاتولوژیک تومور، گرید تومور و وضعیت لنف نودها از
گزارشات پاتولوژی آنها استخراج شد. بلوکهای آنها مشخص شد و با استفاده از Immunohistochemistry
(IHC) برای مارکر HER2 در نمونهها
اسکورینگ انجام شد.
یافتهها: بین انواع
تشخیص و HER2 Overexpression
تفاوت معنیداری دیده شد (05/0>p). همچنین بین درگیری لنفاتیک و HER2 Overexpression
نیز تفاوت معنیداری دیده شد (05/0>p). سایز تومور و گرید تومور رابطه مثبت معنیداری
را نشان دادند (026/0p=، 188/0r=).
در آنالیز مولتی واریانس بین سایز، گرید تومور و سن با اسکورینگ اسلایدهای مارکر HER2
رابطه معنیداری بهدست نیامد. ضریب Kappa
برای موافقت (Agreement) تشخیص دو
مشاهدهگر 715/0 (715/0Kappa=)
و همان مشاهدهگر با اسکورینگ قبلی (78/0Kappa=)
بود.
نتیجهگیری: پیشنهاد
میگردد که پزشکان برای بیماران مبتلا به کانسر پستان، در انواع هیستوپاتولوژیک Invasive Lobular و
سایر تایپهای ناشایع کانسر پستان تست IHC
و تست FISH برای مارکر HER2 درخواست نکنند و فقط در موارد Invasive Ductal و زیردستههای آن این تستها
انجام شود.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
بهروز عطایی، زری نخودیان، آناهیتا بابک، پریسا شعاعی، محمود محمدزاده، سعید صادقی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: میلیونها
کودک در جهان در خیابانها مشغول کار و زندگی میباشند. سوءاستفادههای جنسی،
خشونت، سوءمصرف مواد و عدم دسترسی به امکانات بهداشتی، این کودکان را در معرض
انواع بیماریهای عفونی از جمله ایدز و هپاتیت C قرار میدهد.
مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع آلودگی به ویروس هپاتیت C و HIV
در کودکان و نوجوانان خیابانی شهر اصفهان طراحی گردید.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود و 386 کودک
و نوجوان خیابانی اصفهان طی سالهای 86-1384 بهروش نمونهگیری غیر احتمالی آسان
وارد مطالعه شدند. پساز تکمیل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و رفتارهای پرخطر، از
نظر آلودگی بهویروس هپاتیت C و HIV بررسی شدند.
یافتهها: 270 نفر (70%) از شرکتکنندگان
پسر و میانگین سنی 23/3±62/12 سال بود. 267
نفر (69%) از نمونهها، فقر را انگیزه زندگی و کار در خیابان اعلام کردند. بهترتیب
353 نفر (7/91%)، 366 نفر (8/94%)، و 375 نفر (2/97%) سابقه مصرف سیگار، الکل و
مواد مخدر نداشتند. 79 نفر (68%) از دختران و 46 نفر (17%) از پسران (000/0p=)
سابقه درگیری فیزیکی با دیگران داشتند. 40 نفر (5/34%) از دختران و 12 نفر (4/4%) از
پسران (000/0p=) سابقه برقراری رابطه جنسی را ذکر کردند. در
چهار نفر از شرکتکنندگان (1%)، HCV
Ab مثبت شد و همۀ آنها از نظر HIV Ab
منفی بودند.
نتیجهگیری: لازم است کلاسهای
آموزشی جهت آگاهسازی این جمعیت از رفتارهای پرخطر و بیماریهای ناشیاز آن برگزار
گردد و مورد حمایتهای قانونی، اجتماعی و بهداشتی قرار گیرند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
حمید قادری، کورش شمیمی، فریدون معظمی، سیدحسن امامی رضوی، علی امینیان، سید مهدی جلالی، رضا افغانی، مرتضی نوع پرست، سید حبیب اله دشتی، سعید صفری، علیرضا احمدوند، سیده عادله میرجعفری دریاسری، فاطمه السادات نعیمی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: با توجه به شیوع آپاندیسیت در دومین و سومین دهه عمر،
زخم آن از نظر مسائل زیبایی حائز اهمیت میباشد، اسکار بعد از جراحی عامل مهمی جهت
رضایت بعد از عمل بیماران میباشد از طرفی آموزش قدیمی در مورد بستن زخمهای
آپاندیسیت تاکیدی بر بستن زخمها بهروش مجزا (Separate) دارد.
روش
بررسی: از فروردین 1386 الی فروردین 1387 از 321 بیمار
مراجعهکننده به اورژانس جراحی بیمارستان امام خمینی (ره) تهران که کاندید جراحی آپاندکتومی بودند، 278
(6/86%) بیمار دارای آپاندیسیت بدون عارضه بودند که به یک
کارآزمایی بالینی وارد شدند. همه بیماران بهروش مشابهی تحت بیهوشی و جراحی قرار
گرفتند و تصادفی در دو گروه بستن زخم بهروش بخیههای Interrupted 139n= و بستن زخم بهروش بخیه سابکوتیکولر Subcuticular 139n= قرار گرفتند. بیماران بهمدت چهار
هفته از نظر وجود علایم عفونت و وجود ترشح چرکی از محل زخم، وجود درد در محل زخم،
وجود گرمی در محل عمل، وجود تورم یا اریتم در محل تحت پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: بین میانگین سن و جنس در بیماران دو گروه اختلاف معنیداری
مشاهده نشد. بین فراوانی بروز عوارض محل زخم نیز در بین دو گروه اختلاف معنیداری
وجود نداشت. پنج مورد در گروه بخیههای interrupted و هشت مورد در گروه
بخیه subcuticular،.
نتیجهگیری: بستن
زخم بهروش subcuticular شانس عوارض زخم را افزایش نمیدهد
و با توجه به نتایج زیبایی بهتر بخیههای subcuticular، بهنظر میرسد این روش در ترمیم زخم
آپاندکتومی بدون عارضه روش ارجح میباشد.
محمدرضا گیتی، امیررضا فرهود،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی عضله پکتورالیس ماژور یک آسیب بسیار نادر و اغلب ورزشی است که امروزه در کشور ما بیشتر از قبل دیده میشود این مسأله میتواند به دلیل رواج یافتن ورزشهای مختلف مانند بدنسازی و وزنهبرداری (خصوصاً پرسسینه) و پرداختن افراد غیرحرفهای بهصورت حرفهای و بدون آمادگی کافی و همچنین بدون دریافت آموزش و رعایت احتیاطات لازم به این ورزشها باشد. در این مقاله سعی شده است تا مروری بر جنبههای مختلف این آسیب از جمله آناتومی پیچیده عضله پکتورالیس ماژور، اپیدمیولوژی، مکانیسم، تظاهرات بالینی، روشهای تصویربرداری کمککننده، اندیکاسیونهای جراحی و تکنیک درمان پارگی این عضله صورت گیرد. آناتومی پیچیده و ویژه عضله پکتورالیس ماژور، مخصوصاً در محل اتصال آن به استخوان بازو، میتواند در آسیب پذیری آن در انقباض اکسنتریک و ناگهانی (بهعنوان شایعترین مکانیسم پارگی) نقش عمدهای داشته باشد. از سوی دیگر اعاده این آناتومی در هنگام ترمیم جراحی، در ایجاد دوباره عملکرد طبیعی عضله مهم به نظر میرسد.
اعظمالسادات موسوی، ستاره اخوان،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آدنوکارسینومای سلول شفاف اولیه سرویکس معمولاً در زنان با سابقه تماس با د یاتیل استیل بسترول در
دوران جنینی دیده م ی شود. ما در این گزارش به شرح دو مورد از آدنوکارسینوم سلول شفاف دهانه رحم بدون
تاریخچه تماس با دی اتیل استیل بسترول در زندگی داخل رحمی می پردازیم. معرفی بیما ر: مورد اول یک خانم 14
ساله بود که با شکایت خونریزی واژینال بدون درد مراجعه کرده بود . در پاپ اسمیر سلو ل های آتیپیک داشت و در
1/5 در واژن دیده شد که در بیوپسی آن آدنوکارسینوم سلول شفا ف اولیه cm معاینه یک تومور خونریز ی دهنده
مورد دوم بیمار 23 ساله که با شکایت خونریزی بدون درد واژینال مراجعه کرده .(Ib سرویکس گزارش شد . (مرحله
بود . هر دو بیمار سابق ه ای از قرار گرفتن در (IIb و نتیجه بیوپسی ، آدنوکارسینوم سلول شفاف اولیه سرویکس (مرحله
معرض دی اتیل استیل بسترول را نداشتند . یکی از بیمار ان تحت رادیکال هیسترکتومی شکمی با لنفادنکتومی
سیستماتیک لگن قرار گرفت و دیگری نیز تحت پرتو درمانی خارجی و بر اکی تراپی قرار گرفت . هیچ عود یا متاستاز
بعد از پ ی گیری از 18 ماه در یک مورد و 24 ماه در مورد دیگر وجود نداشت . نتیج هگیر : ی ابتلا به آدنوکارسینوم
سلول شفاف در مواجهه با خونریزی واژینال غیرطبیعی در دختران جوان باید مورد ظن پزشک باشد . این بیماری در
سنین نوجوانی و جوانی بیشتر دیده م یشود و ممکن است مواجهه با د یاتیل استیل بسترول در تاریخچه ذکر نشود.
حمیدرضا احمدیآشتیانی، نیما حکمتناظمی، شمسعلی رضازاده، بنفشه غلامحسینی، محمد بقایی، امیر هوشنگ احسانی، حسین رستگار،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: امروزه
آسیبهای پوستی ناشی از اشعه فرابنفش، نیاز به محصولات ایمن، ارزان، در دسترس و محافظ در
برابر پرتو فرابنفش خورشید را بیش از پیش نموده است. سیلیمارین موجود در گیاه
خارمریم دارای اثرات محافظتی در برابر پرتو فرابنفش خورشید است. در این تحقیق
اثرات مصرف موضعی کرم حاوی سیلیمارین در جلوگیری از اثرات سوء پرتو فرابنفش بر
پوست با استفاده از یافتههای هیستوپاتولوژیک و بالینی ارزیابی شد.
روش بررسی:
75 خوکچه هندی آلبینو به طور تصادفی به پنج گروه 15 تایی تقسیم شدند. موهای پشت حیوانات
در ابعاد دو سانتیمتر مربع تراشیده شد. در گروه اول تیماری صورت نگرفت. در گروه
دوم وازلین، در گروه سوم کرم پایه بدون عصاره سیلیمارین، در گروه چهارم
عصاره سیلیمارین و در گروه پنج کرم حاوی عصاره سیلیمارین استفاده شد. پس از دریافت
ماده مورد نظر، خوکچهها به مدت 45 دقیقه اشعه فرابنفش دریافت کردند. پس از 50 روز بررسی بالینی خوکچهها، آسانکشی شدند و
نمونهگیری پوستی بهعمل آمد.
یافتهها: در بررسی بالینی مواردی چون پوسته پوسته شدن جلد، برنزه
شدن پوست، همچنین ادم جلدی و در بررسی میکروسکوپیک ضایعات پاتولوژیکی از قبیل هایپرکراتوز
و هایپرپیگمانتاسیون اپیدرم، اگزوسیتوز، اکانتوز، پریفولیکولیت، ادم و افزایش
ضخامت درم دیده شد. مقایسه آماری گروه یک و گروه پنج، در اکثر شاخصها اختلاف معنیداری
را نشان میدهد (01/0p<).
نتیجهگیری:
مصرف موضعی کرم حاوی عصاره سیلیمارین می تواند در پیشگیری از ضایعات ناشی از پرتو
فرابنفش در خوکچه هندی موثر باشد. بررسی یافتههای بالینی و هیستوپاتولوژیک نتایج
مشابهی را با نتایج روشهای آنزیمی ارائه میدهد.
مسعود ورشوساز، ساناز شریفی،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: بیماری
سینوسهای پارانازال از شایعترین مشکلات بیماران مراجعهکننده به پزشکان متخصص
گوشو حلقو بینی میباشد. برای تشخیص صحیح نوع بیماری و تعیین محل دقیق آن علاوه
بر معاینات بالینی به تصویربرداری مناسب نیازمندیم. همچنین تصویربرداری از سینوسهای
پارانازال برای جراحی این ناحیه نیز مورد نیاز میباشد. از میان روشهای
تصویربرداری رایج، توموگرافی کامپیوتری (CT) تکنیک انتخابی است که دارای مشکلات بسیاری میباشد. مهمترین آنها
دریافت دوز بالای اشعه توسط بیمار میباشد. هدف این مطالعه مقایسه مدالیته جدید Cone Beam Volumetric
Tomography (CBVT) یا Cone Beam Computed
Tomography (CBCT)، با Conventional CT در ارزیابی مشکلات این ناحیه میباشد.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی-
تحلیلی بود. از 40 بیمار مراجعهکننده به بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیر
اعلم دانشگاه علوم پزشکی تهران که کاندید عمل جراحی اندوسکوپی سینوس FESS بودند،
تصویربرداری Coronal CT و توموگرافی سهبعدی با اشعه مخروطی بهعمل
آمد. تصاویر CT توسط متخصص رادیولوژی پزشکی و تصاویر توموگرافی سهبعدی با اشعه
مخروطی توسط متخصص رادیولوژی فکو صورت مشاهدهو ثبت شد. متخصص گوشو حلقو بینی
در حین جراحی مشاهدات خود را ثبت و اطلاعات آنالیز شد.
یافتهها: در هیچکدام از سینوسهای پارانازال
و در هیچیک از مشکلات مورد بررسی، توموگرافی کامپیوتری و توموگرافی سهبعدی با
اشعه مخروطی تفاوت معنیداری نداشتند (05/0p>).
نتیجهگیری: توموگرافی سهبعدی با اشعه مخروطی و توموگرافی
کامپیوتری در ارزیابی سینوسهای پارانازال تفاوتی نداشتند و با توجه به مزایای CBVT نسبت به CT برای
تصویربرداری این نواحی قبل از جراحی پیشنهاد میشود.