342 نتیجه برای پا
ثمیله نوربخش، فریده ابراهیمیتاج، الهام شیرازی، احمدرضا شمشیری، آذردخت طباطبائی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: عفونت استرپتوکوکی
ریسک بروز پانداس (اختلالات عصبی روانی ناشی از استرپتوکوک در کودکان) را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه آنتیبادیهای
ضد استرپتوکوک در کودکان با علایم پانداس (وسواس و بیشفعالی) و کودکان سالم میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی/
مورد شاهدی در درمانگاه روانپزشکی و کودکان بیمارستان رسول اکرم تهران طی سالهای
1389-1387 انجام شد. آنتیاسترپتوکیناز، آنتیاسترپتولایزین و آنتی DNase با روش الایزا و به طور کمّی با استفاده از کیتهای آزمایشگاهی ABCam ELISA USA در سرم 79 بیمار و 39 نفر شاهد اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: هر سه نوع آنتیبادی در سرم بیماران و گروه شاهد تفاوت
معنیداری داشت. آنتیاسترپتولیزین با حد مرزی 195، حساسیت 90% و ویژگی 82%، ارزش
اخباری مثبت 92%، میزان آنتیبادی بین گروه بیمار و کنترل تفاوت داشت. آنتیاسترپتوکیناز
با حد مرزی 223 حساسیت 82% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 95% و بین دو گروه بیمار
و سالم اختلاف واضحی داشت. آنتی DNase با حد مرزی
(Cut off) 140
حساسیت 92% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 92% و بین گروه بیمار با گروه سالم
تفاوت واضحی داشت.
نتیجهگیری: چون
هر سه نوع آنتیبادی بر علیه استرپتوکوک در بیماران مبتلا بهOCD and ADHD (پانداس)
به طور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است احتمالا عفونت استرپتوکوک نقش واضحی در
این بیماری دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین طولانیمدت انجام میشود،
استفاده از درمانهای تهاجمیتر برای بیماران مبتلا به پانداس مانند تعویض پلاسما
و ایمونوگلوبولین وریدی نیاز به مطالعات بالینی در آینده دارد.
محمد حسن کاسب، سید شاهین میرکریمی، صادق صابری،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: درد قدامی زانو یکی از
شایعترین علل مراجعه افراد به درمانگاههای ارتوپدی میباشد که در مرحله اول با
روشهای غیرجراحی درمان میشود و اکثر بیماران به این روشها پاسخ مثبت میدهند
اما تعداد کمی از این بیماران به دلیل عدم جواب به درمان غیرجراحی نیازمند روشهای
جراحی میباشند که هدف این مطالعه، بررسی میزان تأثیر روش جراحی کاهش فشار استخوان
از طریق متهکاری استخوان کشکک (Intraosseous drilling and decompression) در درمان مبتلایان به درد مزمن قدامی زانو
در مراجعهکنندگان به درمانگاه ارتوپدی بیمارستان امامخمینی (ره) تهران در سالهای
1388 و 1389 بود.
روش بررسی: این
مطالعه از نوع Case-series میباشد که در آن 10 بیمار مبتلا به درد مزمن قدامی زانو که به
درمانگاه ارتوپدی بیمارستان امامخمینی (ره) تهران در سالهای
1388 و 1389 مراجعه نموده بودند و معیارهای خروج را نداشتند، وارد مطالعه شدند.
یافتهها: میانگین شدت درد قبل از مداخله در بیماران، 2/8 با انحرافمعیار
78/0 بود و میانگین شدت درد بعد از مداخله، 5/2 با انحرافمعیار 26/1 بود و به طور
میانگین 7/5 واحد کاهش در شدت درد در بیماران مشاهده گردید و اختلاف آماری معنیداری
بین شدت درد قبل و بعد از مداخله وجود داشت (0001/0P<).
نتیجهگیری: در مجموع بر اساس نتایج به دست
آمده در این مطالعه چنین استنباط میشود که کاهش فشار استخوان از طریق متهکاری استخوان
کشکک (Intraosseous drilling and decompression) در درمان مبتلایان به درد
مزمن قدامی زانو روشی موثر و کم عارضه در درمان درد مزمن قدامی زانو
محسوب میگردد.
سید میثم ابطحی فروشانی، نوروز دلیرژ، رحیم حب نقی، قاسم مسیبی،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تحقیقات اخیر نقش
اساسی IL-17 را در پاتوژنز
آنسفالومیلیت تجربی خودایمن (EAE) مشخص نموده است. همچنین عملکرد سلولهای FoxP3+Treg در مهار واکنشهای
خودالتهابی مورد توجه قرار گرفته است. با وجودیکه مطالعات قبلی موید نقش تعدیلگر
ایمنی آل-ترانس رتینوییک اسید (ATRA) بوده است، ولی این اثرات عمدتاً بر مبنای تغییر
در نسبت سایتوکینهای Th1/Th2 توجیه شدهاند. در این مطالعه اثرات درمانی ATRA بر روند EAE و پاسخهای
لنفوسیتهای T کمکی ارزیابی شد.
روش
بررسی: بیماری EAE با استفاده از پپتید MOG35-55 و ادجوانت کامل فروند در
موشهای ماده C57BL/6 القا شد. سپس موشها در دو گروه هفت رأسی قرار گرفتند. درمان با ATRA μg500 بهازای هر
راس؛ یکروز در میان از زمان بروز علایم درمانگاهی در گروه درمانی (روز 12) آغاز
گشت. همزمان، گروه کنترل تنها حلال دارو را دریافت نمودند. علایم تا زمان کشتار
موشها (روز 33) روزانه ثبت گردید. میزان تکثیر با آزمون MTT، میزان تولید سایتوکینها با ELISA و فراوانی
سلولهای FoxP3+Treg با
فلوسیتومتری در بین سلولهای طحالی سنجیده شد.
یافتهها: تجویز ATRA پس از بروز علایم بهطور معنیداری موجب تخفیف بیماری گردید. بهدنبال
تحریک مجدد پادگنی در سلولهای جداشده از طحال، کاهش معنیدار تولید سایتوکینهای
پیشالتهابی IL-17 و IFN-γ همزمان با کاهش تکثیر لنفوسیتی، مشاهده گردید.
فراوانی سلولهای FoxP3+Treg و یا سطح IL-10 تغییر معنیداری
نیافت. با این وجود نسبتهای IFN-γ: IL-10 و IL-17: IL-10 کاهش معنیداری یافت.
نتیجهگیری: تجویز ATRA بعد از بروز
علایم بیماری، ضمن کاهش تکثیر لنفوسیتهای خود واکنشگر و تغییر نسبت سایتوکینهای
تولیدی به نفع سایتوکینهای ضد التهابی، موجب بهبود EAE میگردد.
کیهان قطره سامانی، عفت فرخی، مرتضی هاشمزاده چالشتری، فاطمه آزادگان،
دوره 70، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
در خون گردش م یکند و مانع از (HDL) زمینه و هدف: آنزیم پاراکسوناز 1 به همراه لیپو پروتیین های با دانسیته بالا
ژن L55M می گردد. هدف از این مطالعه تعیین اثر پلی مورفیسم (LDL) اکسید شدن لیپو پروتیین های با دانسیته پایین
خون و پاسخ دهی به درمان با لواستاتین در افراد با کلسترول خون بالا می باشد. HDL آنزیم پاراکسوناز 1 بر ترکیبات
LDL 130 (گروه شاهد) و 131 نفر با mg/dl کم تر از LDL روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی 134 نفر با
به روش گاز کروماتوگرافی HDL 130 (گروه مورد) انتخاب شدند. اسیدهای چرب موجود در فسفولیپید mg/dl بالای
اکسید LDL با استفاده از کیت های تجاری و هم چنین B و A اندازه گیری گردید. پروفایل لیپیدی، آپولیپوپروتیین 1
ژن L55M شده به روش الایزا و فعالیت پاراکسوناز با استفاده از رو شهای استاندارد تعیین شد. هم چنین پلی مورفیسم
پاراکسوناز 1 با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمراز- پلی مورفیسم طولی قطعات محدود تعیین شد. یافت هها:
(0/ 0 بود که وقتی با میانگین فراوانی گروه مورد ( 646 / در گروه شاهد 53 L55M در پل یمورفیسم L فراوانی آلل
فعالیت پاراکسونازی ب هدنبال درمان (P=0/ در بین دو گروه مشاهده شد ( 04 L مقایسه گردید اختلاف در فراوانی آلل
افزایش قابل توجه تری داشت. هم چنین درصد اسید اولئیک و اسید لینولییک و اسید LL با لواستاتین در ژنوتیپ
از L نسبت به قبل از درمان افزایش نشان داد. نتیج هگیری: آلل LL ایکوزاپنتانوییک بعد از درمان در ژنوتیپ های
130 فراوانی بیش تری دارد و ژنوتیپ های پاراکسوناز 1 نقش mg/dl بالای LDL در افراد با L55M پلی مورفیسم
تعدیل کننده در تاثیر لواستاتین بر فعالیت پاراکسونازی در این مطالعه داشتند.
محمود فرزان، حامد مازوچی، امیر سبحانی، زینب شجیرات، رویا ذولفقاری، رامین اسپندار،
دوره 70، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تونل کارپ شایع ترین مونونوروپاتی فوکال ناشی از تحت فشار قرارگیری یک عصب است.
هدف مطالعه، بررسی موارد سندرم تونل کارپ و عوامل زمینه ای موثر بر آن از جمله شغل، بیماری های همراه و
تاثیر جنس بر ابتلای به آن در یک بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه م یباشد. روش بررسی: در این مطالعه
بیماران بستری بخش ارتوپدی بیمارستان امام خمینی (ره) که با تشخیص سندرم تونل کارپال را به صورت مقطعی
توصیف نموده است. یافت هها: تعداد 362 بیمار در مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی مردان با اختلاف
معنی داری بالاتر از زنان بود. درصد تعداد زنان از مردان بی شتر بود. شیوع ابتلا به نوع ایدیوپاتیک نسبت به شیوع از
شایع ترین شغل در زنان مبتلا ب هترتیب .(P<0/ نوع همراه با عوامل زمین های تفاوت معنی داری داشت ( 0001
خانه داری و سپس آرای شگری و در مردان کارگری بیش ترین شیوع را داشت. دیابت و هیپوتیروییدی بیش ترین
نتیج هگیری: با توجه به یافت ههای تحقیق اکثر موارد .(r =0/8 ،P<0/ همراهی را با سندرم تونل کارپ داشتند ( 0001
این سندرم بدون علت شناخته شده بود. بیماری های زمینه ای به این علت اهمیت دارند که با تشخیص آ نها شاید
نیاز به عمل جراحی برطرف شود. با شناسایی این عوامل و پیشگیری از بروز آن ها و یا اصلاح شیوه فعالیت بتوانیم
از بروز آن پیشگیری کنیم. از طرف دیگر در صورت بروز موارد مرتبط با این عوامل زمین های با رفع آ نها بتوانیم
سندرم تونل کارپ را درمان کنیم و از اعمال جراحی بی مورد پرهیز شود.
غفور موسوی، داریوش مهاجری، علی رضایی، محمدرضا ولیلو، آرمان علی محمدی،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ترمیم استخوان، یکی از مسایل چالشبرانگیز جراحان از زمانهای دور بوده است. داروهای استاتینی به عنوان پایین آورنده کلسترول خون دارای اثرات مفید در ترمیم استخوان میباشند. هدف این مطالعه ارزیابی تاثیر آتورواستاتین بر روند استخوانسازی در نقیصه تجربی ایجاد شده در استخوان متراکم فمور موش صحرایی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی آزمایشگاهی بر روی 30 سر موش صحرایی نر نژاد SD انجام شد. موشها به صورت تصادفی به سه گروه (آزمایش و شاهد) تقسیم شدند. پس از القای بیهوشی، سوراخی به قطر دو میلیمتر در عرض استخوان ران ایجاد شد. گروه شاهد یک میلیلیتر سرم فیزیولوژی و گروههای آزمایش یک و دو به ترتیب 10 و 20 میلیگرم به ازای کیلوگرم آتورواستاتین به صورت خوراکی دریافت نمودند. 45 روز بعد، موشها آسان کشی شده و مقاطع هیستوپاتولوژیک از محل نقیصه تهیه و مورد ارزیابی هیستوپاتولوژی و هیستومورفومتری قرار گرفت.
یافتهها: در گروه شاهد محل نقیصه توسط استخوان نابالغ به همراه فضاهایی از مغز استخوان پر شده بود و استخوانسازی ضعیفی در محل نقیصه قابل مشاهده بود. در گروههای آزمایش، مقادیر فراوان استئوبلاست به همراه تعداد زیادی ترابکولهای استخوانی جوان قابل مشاهده بود که سازمان یافته به نظر میرسیدند. نتایج ارزیابی هیستومورفومتری نشان داد که آتورواستاتین دارای تاثیر معنیداری در التیام استخوان در گروههای مورد آزمایش دوم و سوم نسبت به گروه شاهد میباشد (0001/0P<)، ارزیابی نتایج به دست آمده نشان میدهد که آتورواستاتین با دوز بالا در گروه سوم دارای تاثیر معنیداری نسبت به گروه دوم میباشد (0001/0P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که آتورواستاتین قادر به تحریک استخوانسازی در موش صحرایی میباشد
مینو نارویینژاد، مریم یوسفی، حسین نظری، عادل قاسمپور،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماریهای میکروواسکولار و ماکروواسکولار در زمینه بیماری دیابت تیپ دو از مدتها قبل شناخته شدهاند. هر دو نوع درگیری شریان، دارای ریسک فاکتور کم و بیش مشابهی هستند و با دیابت همراهی دارند، لیکن مطالعات زیادی در خصوص همراهی درگیری واسکولار شبکیه با درگیری عروق بزرگ نظیر کاروتید در مبتلایان به دیابت تیپ دو انجام نشده است. در این مطالعه سعی شده است تا ارتباط درگیری میکروواسکولار شبکیه با ضخامت لایه اینتیما- مدیا کاروتید بررسی شود.
روش بررسی: در این مطالعه بهروش مورد- شاهدی تعداد 100 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو بررسی شدند. ضخامت لایه اینتیما و مدیای شریان کاروتید با استفاده از سونوگرافی داپلر رنگی اندازهگیری شد و با نتایج بهدستآمده از معاینات چشمپزشکی مقایسه گردید.
یافتهها: رتینوپاتی دیابتی در 50 بیمار (50%) وجود داشت. ضخامت لایه اینتیما- مدیا در این بیماران در مقایسه با بیماران فاقد رتینوپاتی بیشتر بود (17/0±77/0 در برابر 2/0±71/0 میلیمتر 041/0P=). همچنین در بیماران دچار رتینوپاتی پرولیفراتیو در مقابل نان- پرولیفراتیو بیشتر بود (16/0±87/0 در برابر 10/0±68/0 میلیمتر 001/0P<).
نتیجهگیری: میان رتینوپاتی دیابتی با افزایش ضخامت لایه اینتیما- مدیا و درگیری کاروتید همراهی وجود دارد و وجود یکی از این یافتهها میتواند نشاندهنده وجود عارضه دیگر باشد. پیشنهاد میگردد که در بیماران دیابتی که بهصورت روتین تحت معاینات چشمپزشکی قرار میگیرند، با مشاهده رتینوپاتی دیابتی، بهخصوص رتینوپاتی پرولیفراتیو وضعیت عروق کاروتید با استفاده از روشهای غیرتهاجمی نظیر سونوگرافی کالر داپلر بهمنظور تشخیص بیماریهای شریان کاروتید و پیشگیری از حوادث عروق مغزی بررسی گردد.
لیلی صفدریان، نوش آفرین ستاری دیبازر، آرش احمدزاده، بتول قربانی یکتا،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: اختلال اندوتلیال، میتواند
بر میزان باروری در زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستی موثر باشد. شاخص اتساع
وابسته به جریان Flow Mediated Dilatation (FMD) در بیماران دچار تخمدان پلیکیستی مختل میباشد. هدف
این طرح مقایسه دو روش تحریک تخمکگذاری به وسیله لتروزول (Letrozole) یا
لتروزول همراه با گنادوتروپین منوپازی انسانی Human Menopausal
Gonadotropins (HMG) در بیماران نابارور با سندرم تخمدان پلیکیستی مقاوم به کلومیفن
سیترات بر اساس یافتههای سونوگرافی شریان براکیال میباشد.
روش
بررسی: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور میباشد. افراد
مراجعهکننده به مرکز ناباروری بیمارستان دکتر شریعتی در سال 1390-1389 که دارای
معیارهای ورود بودند بررسی اتساع وابسته به جریان (FMD) و سونوگرافی ترانس واژینال
به عمل آمد و به دو گروه تحت درمان با لتروزول و تحت درمان با لتروزول +HMG تقسیم شدند.
پس از پایان دریافت برنامه دارویی متغیرها ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: نتایج درمان در گروه
لتروزول در 15 بیمار (7/57%) موفق و در 11 بیمار (3/42%) شکست خورد در ارتباط با
گروه لتروزول +HMG، 18 بیمار
(5/54%) دارای درمان موفق و در 15 بیمار (5/45%) درمان شکست خورد. میانگین FMD در گروه با
نتایج درمانی موفق 10±42/19%
و در گروه با نتایج ناموفق 2/7±57/18% بود این اختلاف از لحاظ آماری معنیدار نبود (712/0P=).
نتیجهگیری: در
زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستی مقاوم به کلومیفن، لتروزول به تنهایی میتواند
به اندازه لتروزول همراه با گنادوتروپین در تحریک تخمکگذاری موثر باشد. بین یافتههای
سونوگرافی داپلر شریان براکیال در گروه لتروزول در ترکیب با گنادوتروپین با
لتروزول به تنهایی تفاوت معنیداری وجود نداشت.
سید مرتضی باقری، محمودرضا طاهری،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال عملکرد جنسی در
مردان، ممکن است ناشی از ناکافی بودن نعوظ با منشای عروقی باشد. یکی
از روشهای تشخیص آن،
تزریق داخل سینوزوییدی پاپاورین و سپس بررسی شریان کاورنوزال پنیس با استفاده از
سونوگرافی داپلر است. در این مطالعه رابطه میان Peak Systolic Velocity (PSV) شریان
کاورنوزال قبل از تزریق پاپاورین و ناتوانی جنسی با علت عروقی بررسی گردیده است.
روش
بررسی: این مطالعه در سالهای 1389 و 1390 در بیمارستان هاشمینژاد
تهران در قالب یک مطالعه کارآزمایی بالینی خود شاهد شونده (Self-controlled) انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه بیماران مبتلا
به اختلال نعوظ میباشد. با استفاده از دستگاه سونوگرافی PSV شریان کاورنوزال پنیس ثبت شده و
در مرحله بعد بیماران 40 تا 80 میلیگرم پاپاورین دریافت کرده و مجدداً PSV شریان کاورنوزال ثبت گردید. نتایج بهدستآمده در
قبل و بعد از تزریق با یکدیگر مقایسه شد.
یافتهها: 90 بیمار مذکر با
میانگین سنی 7/13±7/47 سال وارد
مطالعه شدند. پاسخ به تزریق پاپاورین در 5/45% (41 بیمار) مثبت بود. میانگین PSV قبل از تزریق
برابر با cm/s65/5±68/14 و بعد از تزریق cm/s8/18±74/53 بود (001/0P<). در گروه
بیماران با اختلال نعوظ شریانی، PSV قبل از تزریق با حد تمایز PSV معادل cm/s10 مقایسه و بررسی
گردید. بر این اساس مقدار حساسیت این حد تمایز 50% و ویژگی آن 100% میباشد.
نتیجهگیری: میزان PSV قبل از تزریق
معادل cm/s10 بهعنوان حد تمایز جهت افتراق علل شریانی
اختلال نعوظ از حساسیت لازم برخوردار نیست ولی ویژگی بالایی دارد.
زاهد حسین خان، شهرام اسکندری، مژگان رحیمی، جلیل مکارم، علی پاشا میثمی، علی محمد خراسانی، جیران زبردست،
دوره 70، شماره 6 - ( 6-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ونتیلاسیون ناکافی و انتوباسیون دشوار تراشه از شایعترین عواقب وخیم تنفسی در حیطه بیهوشی میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر آه کشیدن و وضعیت بیمار بر نمای مالامپاتی و صحت پیشگویی آن در نمای لارنگوسکوپی و انتوباسیون دشوار بوده است.
روش بررسی: پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، در 661 بیمار تست مالامپاتی در وضعیتهای سوپاین و نشسته و نیز با و بدون آه کشیدن انجام شد و توسط فرد کور نسبت به وضعیت مالامپاتی، نمای لارنگوسکوپی و میزان دشواری انتوباسیون بررسی شد. نتایج حاصل از این چهار حالت بررسی مالامپاتی در پیشگویی نمای لارنگوسکوپی و میزان دشواری انتوباسیون مقایسه شد.
یافتهها: در این مطالعه 28 بیمار (2/4%) لارنگوسکوپی مشکل و 9 بیمار (4/1%) انتوباسیون مشکل داشتند. در تست مالامپاتی در حالتهای مورد مطالعه در رابطه با وضعیت لارنگوسکوپی و انتوباسیون در پوزیشن سوپاین بدون آه کشیدن و نشسته بدون آه کشیدن بالاترین میزان حساسیت گزارش شد و میزان ویژگی در پوزیشن نشسته با آه کشیدن بیشترین مقدار بود. میزان ارزش اخباری منفی در تمام حالتها بالاتر از 95% بود و بیشترین میزان ارزش اخباری مثبت در سوپاین با آه کشیدن مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه در بین تست مالامپاتی انجام شده در حالتهای مختلف بیشترین میزان همخوانی مربوط به حالت سوپاین با آه کشیدن در پیشگویی وضعیت لارنگوسکوپی و انتوباسیون بود. آه کشیدن درجه مالامپاتی را در حالت سوپاین بهتر از حالت نشسته بهبود بخشید.
ابراهیم عامری، حسن قندهاری، رضا شفیعپور،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم پیشرفتهای چشمگیر در زمینه درمان اسکولیوز ایدیوپاتیک، اتیولوژی بیماری مشخص نمیباشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه تراکم استخوان دختران مبتلا به اسکولیوز ایدیوپاتیک و افراد سالم میباشد.
روش بررسی: 57 دختر مبتلا به اسکولیوز ایدیوپاتیک، 12 تا 20 ساله (بدون سابقه بیماری نوروماسکولار، دفورمیتی مادرزادی مهره یا سابقه جراحی قبلی ستون فقرات) با 100 فرد سالم در همان محدوده سنی مورد مقایسه قرار گرفتند. تراکم استخوان هر 157 نفر با روش جذبسنجی دوگانه با دستگاه هولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین تراکم استخوان استاندارد شده بر اساس نژاد (S-BMD) در دو گروه شاهد و بیمار به ترتیب 57/982 و 47/914 بود (030/0=P). میانگین تراکم استخوان ستون فقرات (Spine BMD) در دو گروه بهترتیب 89/0 و 83/0 بود (030/0=P). میانگین تراکم استخوان اطراف هیپ (Hip BMD) نیز در دو گروه به ترتیب 85/0و 78/0 بود (004/0=P) که تفاوت از نظر آماری معنیدار بود. محل انحنا بر اساس طبقهبندی Lenke تفاوت معنیداری در مقدارS-BMD ، Hip BMD و Spine BMD ایجاد نمیکرد (بهترتیب 208/0=P، 061/0=P و 274/0=P) ولی با افزایش زاویه انحنا میزان S-BMD وSpine BMD کاهش قابل ملاحظهای نشان میداد (به ترتیب 017/0=P و 016/0=P) ضمن اینکه Hip BMD نیز با افزایش زاویه انحنا کاهش نشان میداد ولی این کاهش از نظر آماری معنیدار نبود (069/0=P).
نتیجهگیری: با توجه به مطالعه انجام شده میزان تراکم استخوانهای افراد مبتلا به اسکولیوز ایدیوپاتیک از جمعیت عادی کمتر است و با افزایش زاویه انحنا در بین بیماران نیز تراکم استخوانها سیر نزولی دارد. البته پی بردن به ماهیت بیماری نیازمند انجام مطالعات بیشتر میباشد.
حسین اکبری، محمد جواد فاطمی، ظهراب شکور، سید جابر موسوی، پژمان مدنی، میر سپهر پدرام،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در برخی از صدمات عصبی که امکان ترمیم اولیه وجود ندارد، روش ارجح استفاده از پیوند عصب با استفاده از عصب خود بیمار (اتوگرافت) میباشد. از نظر تئوری این احتمال وجود دارد که متعاقب پیوند معکوس عصب از خروج آکسون از شاخههای فرعی ممانعت به عمل آید. پژوهش حاضر به مقایسه دو روش پیوند عصب به صورت مستقیم و معکوس میپردازد.
روش بررسی: 40 عدد رت به دو گروه تقسیم شدند و مورد عمل جراحی قرار گرفتند. عصب سیاتیک ران راست آنها به طول 5/1 سانتیمتر قطع شده در گروه اول به صورت مستقیم و در گروه B به صورت معکوس بین دو سر پروگزیمال و دیستال عصب مجدداً آناستوموز شدند. یک و 16 هفته پس از عمل جراحی، از رتها اثر کف پا گرفته شد. در هفته 16 بررسی پاتولوژی و شمارش آکسون انجام شد. نتیجه این دو روش گرافت عصبی از نظر کلینیکی بر اساس ایندکس عملکرد سیاتیک (Sciatic functional index) بر مبنای اثر کف پا و از نظر پاراکلینیکی بر مبنای شمارش آکسونی مقایسه شدند.
یافتهها: استفاده از گرافت عصبی به روش معمول و به روش معکوس از جنبه بالینی (SFI) در هفته اول (22/0P=) و هفته شانزدهم (87/0P=) و همچنین از جنبه پاراکلینیکی شمارش آکسون، در هفته شانزدهم (68/0P=) تفاوت معنیداری با هم ندارند.
نتیجهگیری: در ضایعات عصبی با طول کوتاه، نتایج پیوند عصب به روش معمول و معکوس تفاوتی ندارد. نتیجهگیری در نقایص با طول بلند و نیز انسان نیاز به مطالعات بیشتری دارد.
سید ابراهیم نوریان، علی اکبر بیگی، معصومه صفایی، کیان حشمت قهدریجانی،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه: لنفوم اولیه پانکراس بسیار نادر است و حدود 9/4-2/0 درصد از کل بدخیمیهای پانکراس را شامل میشود. تشخیص لنفوم اولیه پانکراس مشکل است چون علایم و نشانههای آن مشابه آدنوکارسینوم پانکراس میباشد.
معرفی بیمار: آقای 30 سالهای با درد شکم مراجعه کردند. در بررسیها متوجه طحال بزرگ و کاهش سه رده سلولهای خونی شده و به این ترتیب بیمار آماده برای طحال برداری گشت. در موقع لاپاراتومی متوجه تودهای در پانکراس شده که از آن نمونهگیری انجام و در پاتولوژی لنفوم لنفوبلاستیک پانکراس گزارش شد.
نتیجهگیری: تشخیص لنفوم از آدنوکارسینوم پانکراس بسیار مهم است. چون درمان و پیشآگهی آنها با هم کاملا متفاوت است. لنفوم پانکراس باید همیشه در تشخیصهای افتراقی تودههای پانکراس قرار بگیرد و به خصوص در افراد جوان قبل از اقدام به جراحی رادیکال نمونهگیری از توده انجام شود.
هایده حائری، غزاله شاکر، فهیمه اسدی آملی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه: کارسینوم پاپیلری شبهوارتین نوع نادری از کارسینوم پاپیلری تیرویید است. نمای آن شامل ساختارهای پاپیلری پوشیده از سلولهای تومورال انکوسیتیک دارای هستههای با خصوصیات کارسینوم پاپیلری بههمراه ارتشاح لنفوپلاسماسیتی در محور فیبرو-همبندی میباشد. نامگذاری این تومور ناشی از تشابه آن با تومور وارتین غدد بزاقی میباشد.
معرفی بیمار: در این گزارش موردی از کارسینوم پاپیلری مشابه تومور وارتین را در آقای 54 ساله با توده دو طرفه تیرویید معرفی مینماییم. در بررسی هیستوپاتولوژیک پاپیلاهای مفروش از سلولهای ائوزینوفیلیک با هستههای شیشه مات و شیاردار بههمراه ارتشاح لنفوپلاسماسیتی محور فیبرو-همبندی مشاهده گردید.
نتیجهگیری: کارسینوم پاپیلری شبه تومور وارتین ممکن است با ضایعات خوشخیم مثل تیروییدیت هاشیموتو، تومور با سلولهای هرتلی و کارسینوم پاپیلری از نوع سلول بلند اشتباه گردد. پیگیری موارد گزارش شده پیشنهاددهنده این امر است که این تومورها رفتاری همانند کارسینوم پاپیلری معمولی دارند.
صوفیا نقدی، فریبا انجهئی، نورالدین نخستین انصاری، مجتبی فتحعلی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تست پیامد سینوس- بینی 20 (SNOT-20) یک مقیاس خود ایفا برای ارزیابی بیماران رینوسینوزیت میباشد. هدف پژوهش حاضر، ترجمه این مقیاس به فارسی و بررسی پایایی و اعتبار آن در بیماران مبتلا به رینوسینوزیت مزمن بود.
روش بررسی: SNOT-20 از انگلیسی به فارسی ترجمه گردید. 30 بیمار مبتلا به رینوسینوزیت مزمن SNOT-20 فارسی را دو بار با فاصله 2–1 هفته تکمیل کردند. برای ارزیابی اعتبار تمایزی، 30 فرد سالم SNOT-20 فارسی را تکمیل کردند.
یافتهها: مقادیر ضریب آلفای کرونباخ بالا بودند با 88/0 برای آزمون و 90/0 برای بازآزمون. مقدار ICC برای پایایی آزمون- بازآزمون 95/0 بود. نمرات بیماران بهطور معنیداری بالاتر از نمرات افراد سالم بود. اثرات بالاترین و پایینترین نمره وجود نداشت.
نتیجهگیری: SNOT-20 فارسی برای ارزیابی بیماران فارسی زبان مبتلا به رینوسینوزیت پایا و معتبر است.
لیلا پورعلی، صدیقه آیتی، فاطمه وحیدرودسری، علی تقیزاده، ریحانه سادات حسینی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه: خطر تومور تروفوبلاستیک پایدار متعاقب مول ناقص بسیار پایینتر از مول کامل است و اکثراً از نوع غیرمتاستاتیک میباشد. هدف این مطالعه گزارش یک مورد پارگی رحم بهدنبال حاملگی مولار ناکامل میباشد.
معرفی بیمار: بیمار خانم 26 سالهای با سابقه یک سقط و یک حاملگی مولار در سال 1390 به اورژانس بیمارستان قائم (عج)، دانشگاه علوم پزشکی مشهد مراجعه کرده است. وی سه ماه پیش از مراجعه با تشخیص حاملگی مولار کورتاژ شد ولی هیچگونه پیگیری جواب پاتولوژی و beta-hCG نداشت. بیمار با علایم شوک هموراژیک مراجعه و تحت لاپاراتومی اورژانس قرار گرفت و با تشخیص حاملگی مولار و پارگی رحم ساکشن کورتاژ و ترمیم میومتر انجام شد. در بررسیهای بیشتر بیمار تومور تروفوبلاستیک متاستاتیک به ریه داشته که با تزریق هفتگی متوتروکسات تحت درمان قرار گرفت و در حال حاضر تحت کنترل ماهیانه قرار دارد.
نتیجهگیری: در موارد حاملگی مولار ناکامل که احتمال متاستاز بسیار بعید است نیز آموزش دقیق و پیگیریهای منظم هفتگی و سپس ماهیانه beta-hCG توصیه میشود.
عباسعلی گائینی، ندا خالدی، رعنا فیاض میلانی، علیاصغر رواسی، گلنوش صدقروحی، وحید عربکری،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آلفا اکتینینها در خط z عضله اسکلتی پستانداران و دارای دو نوع آلفا اکتینین دو و سه میباشند و پژوهشهای اندکی درباره تاثیر تمرین بر بیان ژن آلفا اکتینینها انجام شده است. این پژوهش تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده را بر وزن، تغییرات بیان ژن آلفا اکتینین سه و ترکیب تار عضله تا کننده دراز انگشت شست پا بررسی کرده است.
روش بررسی: 45 سر موش صحرایی ماده سهماهه نژاد اسپراگ (وزن اولیه 9±25/169) به گروههای کنترل (18 موش)، تمرین (22 موش) و آزمایشی (پنج موش) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان همراه با وزنههای متصل به دم موش بود و وزنههای حمل شده در هشت هفته تمرین بهتدریج افزایش مییافت. سنجش بیان ژن آلفا اکتنین سه با روش کمی واکنش زنجیره پلیمراز و تعیین ترکیب تار با روش رنگآمیزی ایمونو بافت شیمی انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه، وزن عضله افزایش معنیداری بین گروه تمرینی و کنترل داشت (01/0P=). تفاوت میانگین بیان ژن بین گروههای تمرین و کنترل از نظر آماری معنیدار نبود (852/0P=). همچنین، نتایج نشان داد ارتباط معنیداری بین بیان ژن و تغییرات نوع تار IIX وجود ندارد (70/0, P= 012/0r=).
نتیجهگیری: علیرغم تاثیر تمرین مقاومتی بر افزایش پروتیینهای سارکومری، نتایج این پژوهش نشان داد تمرین مقاومتی تاثیری بر مقادیر آلفا اکتینین سه ندارد. گرچه آلفا اکتینینها نقش مهمی در تولید و گسترش نیرو در سارکومر دارند، اما در پاسخ به تمرین مقاومتی تغییر معنیداری نشان ندادند.
مهنوش خسروی، صنمبر صدیقی، شقایق مرادی علمداری، کاظم زنده دل،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پرسشنامه درد مکگیل کاربردیترین ابزار استاندارد سنجش درد مزمن است. با توجه به تفاوتهای فرهنگی، این پرسشنامه به زبانهای مختلفی ترجمه شده است. بر این اساس مطالعه حاضر به ترجمه، بومیسازی و بررسی پایایی پرسشنامه درد مکگیل به زبان فارسی میپردازد.
روش بررسی: پرسشنامه بهروش انطباق میان فرهنگی و با حفظ ساختار اصلی پرسشنامه درد مکگیل ترجمه شد. در مجموع 84 بیمار مورد پرسشگری قرار گرفتند که پس از 24 ساعت، پرسشنامه برای 30 نفر از بیماران که شرایط ثابتی را حفظ کرده بودند، مجدد تکمیل گردید.
یافتهها: ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه (84n=) 85/. و ضریب پایایی در تمام حیطهها (حسی، عاطفی ارزیابی و متفرقه) بالای 8/0 محاسبه شد. ضریب پایایی گروههای تشکیلدهنده، ارتباط معنیدار را در طول زمان انجام تست حفظ نمود.
نتیجهگیری: پرسشنامه فارسی درد مکگیل ارایه شده در مطالعه حاضر از انطباق فرهنگی و پایایی کافی برای استفاده در مطالعات اپیدمیولوژیک درد مزمن برخوردار است.
امیرفرهنگ زند پارسا، ناصر گیلانی لاریمی، علیرضا استقامتی، مرضیه متولی،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: برخی از مطالعات قبلی نشان دادهاند که نمره کلسیم عروق کرونر (Coronary Artery Calcium Scoring, CACS) میتواند یکی از روشهای تشخیص بیماری کرونر باشد. با توجه به وابستگی کلسیم عروق کرونر با جذب و دفع کلسیم در بدن، در این مطالعه، ارتباط هورمون پاراتیرویید (PTH) با بیماریهای قلبی و عروقی مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در سال1390 در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران، بیماران مشکوک به بیماری عروق کرونر و کاندید آنژیوگرافی کرونر ابتدا تحت سیتیاسکن جستجوگر چند جانبه بدون تزریق(Multidetector Computed Tomography, MDCT), non-enhanced قلب قرار گرفتند و CACS آنها تعیین شد. سپس بیماران تحت آنژیوگرافی کرونر قرار گرفتند و تنگی بیش از 50% معنیدار در نظر گرفته شد و بر اساس نمره جنسیتی (Gensini score) شدت درگیری عروق کرونر مشخص گردید. همزمان سطح سرمی هورمون پاراتورمون، کلسیم و فسفر سرم تعیین و رابطه میان کلسیم عروق کرونر و بیماری عروق کرونر با PTH و شاخصهای متابولیسم کلسیم تعیین گردید.
یافتهها: 178 بیمار شامل 50 زن و 128 مرد وارد مطالعه شدند. میانگین سن بیماران 8/11±2/56 سال با دامنه 25 الی 87 سال بوده است. ضریب همبستگی CACS با Gensini score معادل 507/0 (001/0P<)، با هورمون پاراتورمون سرم معادل 037/0- (693/0P=)، با کلسیم سرم معادل 062/0 (499/0P=) و با فسفر سرم 061/0- (506/0P=) به دست آمد. هورمون پاراتورمون سرم در بیماران دارا و فاقد بیماری کرونر (CAD) به ترتیب 6/11±8/21 و 5/11±2/23 پیکوگرم در دسیلیتر بود (427/0P=).
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان میدهند که CACS شاخص مناسبی برای ارزیابی درگیری کرونر و شدت آن میباشد ولی رابطهای بین PTH با شدت درگیری کرونر و میزان CACS یافت نشد.
حاتم احمدی، پروین رستمی، محمد رضا ذرین دست، محمد ناصحی، هما محسنی کوچصفهانی،
دوره 71، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نوروترانسمیتری دوپامینی و گلوتاماتی پریفرونتال و هسته اکومبنس در تنظیم فعالیت حرکتی نقش دارند. این مطالعه به بررسی برهمکنش سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس و گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک در تنظیم فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن میپردازد.
روش بررسی: هدف این تحقیق بررسی اثر برهمکنش تزریق دارویی در مغز بر فعالیت حرکتی و دیگر پارامترهای مرتبط با آن در موش صحرایی نر بود، بهاینمنظور از دستگاه Open field که بهصورت خودکار فعالیت حرکتی را ثبت میکند استفاده شد. تزریق داروها بهصورت یکطرفه و درونمغزی صورت میگرفت.
یافتهها: تزریق دوزهای (D-AP7 آنتاگونیست گیرنده N-methyl-D-aspartic acid NMDA=، μg/μl1، 5/0، 25/0) در پریلیمبیک طرف چپ اثری بر فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن ندارد. بهعلاوه، دوز مؤثر (μg/μl9/0)NMDA در این ناحیه موجب افزایش فعالیت حرکتی (01/0P<)، اما باعث کاهش تعداد کشیدگی و آراستگی بدن نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P<)، که این تغییرات با تزریق D-AP7 قبل از آن بلوک میشود (01/0P<). تزریق SCH23390 (آنتاگونیست گیرنده D1 دوپامینی) در پوسته اکومبنس طرف چپ اثری بر پارامترهای ذکرشده ندارد. تزریق SKF38393 (آگونیست گیرنده D1 دوپامینی، μg/μl4) در این ناحیه باعث افزایش فعالیت حرکتی شد (05/0P<)، که با تزریق SCH23390 قبل از آن مهار شد (01/0P<). تزریق دوز بیاثر (μg/μl, SCH2339025/0) در پوسته اکومبنس طرف چپ موجب کاهش اثر NMDA در پریلیمبیک میشود (01/0P<). علاوهبراین، بهکارگیری دوز بیاثر μg/μl) SKF383931) در این ناحیه موجب تقویت اثر دوز میانی NMDA (05/0P<) و مهار دوز بالای آن در پریلیمبیک شد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اثر تنظیمی سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس بر فعالیت حرکتی افزایشیافته ناشی از تحریک سیستم گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک است.