342 نتیجه برای پا
بهروز عطایی، مرتضی پوراحمد پوراحمد، علی فتوحی، کتایون طایری، مجید یاران،
دوره 75، شماره 11 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس هپاتیت E متعلق به خانواده هپه ویریدهها و از جنس هپه ویروس میباشد. این ویروس دارای چهار ژنوتیپ است. ژنوتیپهای سه و چهار این ویروس، میتواند باعث بروز عفونت مزمن در بیماران نقص ایمنی شود. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی عفونت با ویروس هپاتیت E در بیماران مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی، مقطعی بر روی ۱۱۱ بیمار شناختهشده مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی اکتسابی که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، صورت گرفت. این مطالعه تحت نظارت مرکز تحقیقات نقص ایمنی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ در اصفهان انجام شد. پس از خونگیری از بیماران انتخابشده، با کمک Real-time PCR آلودگی به ویروس هپاتیت E بررسی شد. در این بررسی از پرایمرو پروب تهیهشده از RealStar® HEV RT-PCR Kit 1.0 (Altona Diagnostics, Hamburg, Germany) استفاده شد و RNA ویروس جدا cDNA تهیه و بررسی انجام شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران مطالعهشده ۱۱/۵± ۳۸/۵ سال بود. از ۱۱۱ بیمار، ۷۵ (۶۷/۶%) مرد و ۳۶ (۳۲/۴%) زن بودند. از نظر آنتیژن هپاتیت B تعداد شش نفر (۵/۴%) و هپاتیت C تعداد ۳۹ نفر (۳۵/۱%) آلوده بودند. در این مطالعه مشخص شد که هیچکدام از بیماران انتخابشده آلوده به ویروس هپاتیت E نبودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت که شانس ابتلا به هپاتیت E و تبدیل آن به هپاتیت مزمن E در بیماران ایرانی مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی وجود ندارد.
حسین قیومیزاده، مصطفی دانائیان، علی فیاضی، فرشاد نامداری، سید محمد مصطفوی اصفهانی،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت، بیماری شایعی است که با ایجاد عوارض چشمی منجر به کاهش بینایی و کوری میگردد. در این پژوهش مدلی از شبکههای عصبی خودسازمانده سلسله مراتبی در جهت تشخیص و طبقهبندی ضایعات شبکیه (رتینوپاتی دیابتی) ارایه شد.
روش بررسی: نوع مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر میباشد که از دی تا اسفند ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی ارتش انجام پذیرفت. مطالعه بر روی پایگاه MESSIDOR که شامل ۱۲۰۰ تصویر از قطب خلفی چشم میباشد انجام گرفته است. تصاویر شبکیه به سه دسته خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شدهاند. یک سیستم متشکل از یک طبقهبندی ترکیبی جدید از Self-organising map (SOM) algorithm برای تشخیص ضایعات شبکیه ارایه شده است. سیستم پیشنهادی شامل پیشپردازش سریع، استخراج ویژگی مربوط به ضایعات و در نهایت ارایه مدلی جهت طبقهبندی میباشد. در پیشپردازش، سیستم از سه فرآیند جداسازی اولیه ضایعات هدف، جداسازی دیسک نوری و درنهایت جداسازی عروق خونی از شبیکه تشکیل شده است. گام دوم مجموعهای از ویژگیها بر اساس توصیفهای مختلف مانند مورفولوژی، رنگ، شدت نور و مومنتها میباشند. طبقهبندی شامل ارایه یک مدل از شبکههای خودسازمانده سلسله مراتبی میباشد که جهت تسریع و افزایش دقت در کلاسبندی ضایعات با مدنظر قرار دادن حجم بالای دادهها در استخراج ویژگی ارایه شده است.
یافتهها: میزان حساسیت، ویژگی و دقت بهدستآمده از مدل پیشنهادی برای طبقهبندی ضایعات رتینوپاتی دیابتی، بهترتیب برابر با ۹۸/۵۱% (CI ۹۵% ۹۹/۵% تا ۹۶%)، ۹۶/۷۷% (CI ۹۵% ۹۷% تا ۹۴%) و ۹۷/۸۷% (CI ۹۵% ۹۸% تا ۹۵%) بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده، مدل پیشنهادی قادر است ضایعات را در تصاویر رتینوپاتی دیابتی تشخیص و با دقت مناسبی طبقهبندی نماید.
پریسا کمیجانی، صوفیا نقدی، نورالدین نخستین انصاری، فاطمه بوالحسنی، امین نخستین انصاری،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون بریف بست (Brief-balance evaluation systems test, Brief-BESTest) یک تست بالینی برای ارزیابی تعادل است. هدف این پژوهش، بررسی پایایی بین دو آزمونگر- و یک آزمونگر (inter- and intra-rater) نسخه فارسی بریف بست در ارزیابی تعادل مبتلایان به سکته مغزی بود.
روش بررسی: پژوهش کنونی یک مطالعه مقطعی بود که از مرداد تا آذر ۱۳۹۵ در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. وضعیت تعادل بیماران با استفاده از نسخه فارسی تست بریف بست ارزیابی گردید. جهت بررسی پایایی بین دو آزمونگر، دو آزمونگر با مشاهدهی فیلم ارزیابی بیماران بهطور جداگانه به وضعیت تعادل بیماران امتیاز دادند. جهت ارزیابی پایایی یک آزمونگر، آزمونگر اول پس از یک هفته، دوباره فیلم را مشاهده و به بیماران امتیاز داد.
یافتهها: در این پژوهش ۳۰ بیمار با میانگین سنی ۱۳/۵±۵۷/۳ سال شرکت کردند. مقدار Intraclass correlation coefficient (ICC) برای هر دو پایایی بین دو آزمونگر (۰/۹۸ICC=) و پایایی یک آزمونگر (۰/۹۹ICC=) عالی بود.
نتیجهگیری: نسخه فارسی آزمون بریف بست دارای پایایی بین دو آزمونگر و پایایی یک آزمونگر بالا برای ارزیابی تعادل بیماران مبتلا به سکته مغزی میباشد.
عطیه وطنچی، لیلا پورعلی، مونا جعفری،
دوره 76، شماره 2 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: لاپاروسکوپی در دوران باردرای برای درمان کولهسیستیت جایگاه ویژه و قابل قبولی دارد. عوارض لاپاروسکوپی دوران بارداری میتواند منحصر بهفرد باشد که یکی از آنها سوراخ شدن رحم است. آشنایی با عوارض لاپاروسکوپی در دوران بارداری به مدیریت این بیماران کمک میکند.
معرفیبیمار: بیمار ما زن ۲۴ ساله با سن بارداری ۲۸ هفته بود که در دیماه ۱۳۹۵ با تشخیص کولهسیستیت در بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد تحت لاپاروسکوپی قرار گرفت. هنگام ورود تروکار به داخل شکم سوراخ شدن رحم به همراه نشت مایع آمنیوتیک به داخل شکم رخ داد که بلافاصله توسط جراح ترمیم انجام شد. کنترل قلب جنین در اتاق عمل صورت گرفت. پس از اطمینان از وضعیت مناسب جنین و مادر، مادر به مدت یک هفته در بخش زنان تحت مراقبت قرار گرفت. در سونو سریال حجم مایع آمنیوتیک نرمال بود. بیمار پس از مراقبتهای کامل دوارن بارداری در سن حاملگی ۳۸ هفته سزارین شد و نوزاد سالم با آپگار مناسب متولد شد.
نتیجهگیری: سوراخ شدن رحم حین لاپاروسکوپی در صورتیکه به درستی تشخیص داده شده و اداره شود معمولا با خطر چشمگیری برای مادر و جنین همراه نمیباشد.
منصور بهاردوست، شهرام آگاه، آرش سروآزاد، امیرحسین فقیهی، اسرین باباحاجیان، سیدعلی هاشمی کیاپی، فرناز فارسی، مرجان مخترع،
دوره 76، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین علل بیماریهای مزمن کبدی، ویروس هپاتیت C است، که باعث بروز سیروز کبدی و سرطان سلولهای کبدی میشود. شناخت عوامل خطر انتقال با کاهش شیوع این بیماری همراه میباشد. در این مطالعه عوامل خطر انتقال ویروس هپاتیت C، در دو ژنوتیپ 1a و 3a مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
روش بررسی: پژوهش کنونی در قالب یک مطالعه تحلیلی مشاهدهای میباشد. در این مطالعه بیماران مبتلا به هپاتیت C با دو ژنوتیپ 1a و 3a که از ابتدای تیر 1394 تا ابتدای تیر 1396 به کلینیک کبد بیمارستان رسول اکرم (ص) تهران مراجعه کرده بودند، از نظر عوامل دموگرافیکی (سن، جنس، سابقهی خانوادگی)، سیروز کبدی، هپاتوسلولار کارسینوما، اعتیاد تزریقی، وضعیت آنزیمهای کبدی و سابقهی حبس با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: در این مطالعه تعداد 97 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. تعداد (%40)39 و (%60)58 نفر از بیماران بهترتیب مبتلا به ژنوتیپ نوع 3a و 1a بودهاند. (%87)34 از بیماران دارای ژنوتیپ نوع 3a، سابقهی اعتیاد تزریقی را گزارش کردند که اعتیاد تزریقی بهطور معناداری با ژنوتیپ نوع 3a در ارتباط بود. [OR adj:3.1,CI(1.3-6.2)] در این مطالعه همچنین ژنوتیپ نوع 3a بهطور معناداری در افراد جوانتر بالاتر گزارش شد. [OR adj:1.7,CI(1.2-4.1)]، درحالیکه هپاتوسلولار کارسینوما بهطور معناداری در بیماران با ژنوتیپ نوع1a ، بالاتر گزارش شد. [OR adj:2.8,CI(1.3-5.7)]، همچنین ارتباط معناداری بین سیروز کبدی و ژنوتیپ نوع 1a گزارش شد. [OR:2.05,CI(1.6-5.4)].
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه عوامل خطر انتقال ویروس هپاتیت C، در ژنوتیپهای 3a و 1a متفاوت بود. ژنوتیپ 3a بیشتر در بین معتادان تزریقی جوان و ژنوتیپ 1a در بیماران سیروزی و هپاتوسلولار کارسینوما یافت میشود.
زیبا اقصاییفرد، زیبا حسینیفرد، رضا علیزاده، طیب رمیم،
دوره 76، شماره 4 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هر چه کفایت دیالیز بهتر باشد عوارض اورمی از جمله آنمی کمتر میگردد. هایپرپاراتیروییدیسم نیز از فاکتورهایی است که در ایجاد آنمی بیماری کلیوی دخیل است. هدف مطالعه بررسی ارتباط هموگلوبین و هماتوکریت با هورمون پاراتیرویید و کفایت دیالیز در بیماران همودیالیز مزمن انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به روش مقطعی در بیماران تحت دیالیز در مرکز همودیالیز سوده، شهر واوان استان تهران در مدت دو سال (از مهر ۱۳۹۲ تا مهر ۱۳۹۴) انجام شد. بیماران بالای ۱۸ سال که حداقل به مدت سه ماه تحت دیالیز قرار داشتند وارد مطالعه شدند. آنمی بر اساس مقدار مطلق هموگلوبین، هماتوکریت بیمار و درصد بیمارانی که به هدف درمانی هموگلوبین بیشتر از g/dl ۱۱ دست یافته بودند محاسبه گردید. سطح هورمون پاراتیرویید بهصورت Intact PTH و به روش Enzyme immunoassay (EIA) اندازه گرفته شد.
یافتهها: ۱۷۶ بیمار شامل ۱۰۲ مرد (۵۸%) و ۷۴ زن (۴۲%) در این مطالعه شرکت کردند. میانگین سن بیماران ۱۳/۹۸±۵۴/۱۴ سال (۸۵-۱۸ سال) بود. ۲۳ نفر (۱۳/۱%) از بیماران سابقه پیشین پیوند کلیه داشتند. از ۱۷۶ بیمار تنها یک مورد سابقه پاراتیروییدکتومی داشت (۰/۶%). میانگین زمان دیالیز در بیماران شرکت کننده ۵/۲۹±۶/۳۸ سال (۲۸-۱ سال) بود. نوع اکسس دیالیز در ۱۳۲ بیمار (۷۵%) فیستول و در ۴۴ بیمار (۲۵%) شالدون بود. میانگین هموگلوبین g/dl ۱۰/۷۳، میانگین هماتوکریت ۳۳/۰۶% و میانگین هورمون پاراتیرویید pg/ml ۴۰۳ بود.
نتیجهگیری: یافتههای بهدست آمده نشان داد ارتباط آماری معناداری میان سطح هموگلوبین و هماتوکریت با سطح هورمون پاراتیرویید و کفایت دیالیز وجود ندارد. افزایش سطح آهن سرم، Total iron binding capacity (TIBC) و مقاومت به اریتروپوییتین با کاهش سطح هموگلوبین و مقاومت به اریتروپوییتین با کاهش سطح هماتوکریت همراه بود.
فهیمه کلبخانی، محمدرضا سام،
دوره 76، شماره 6 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از ترکیبات طبیعی با سمیت اندک بر سلولهای طبیعی، جهت درمان سرطان کولورکتال اهمیت زیادی دارد. در مطالعه حاضر، اثر ایکوزاپنتاینوییک اسید (Eicosapentaenoic acid, EPA) روغن ماهی بر تعداد سلولها، تکثیر سلولی و فعالیت کاسپاز-۳ در رده سلولی سرطان کولورکتال انسانی LS174T بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در آزمایشگاه کشت سلول، پژوهشکده زیست فناوری دانشگاه ارومیه از فروردین تا شهریور سال ۱۳۹۶ انجام گردید. پانصد هزار سلول LS174T در محیط کشت کامل در C° ۳۷ و ۵% Co2 به مدت ۲۴ ساعت کشت داده شدند. سپس سلولها با غلظتهای ۵۰ تا μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوئیک اسید به مدت ۴۸ ساعت تیمار شدند و تعداد سلولها با استفاده از لام نئوبار شمارش گردید و فعالیت کاسپاز-۳ با روش کالریمتری اندازهگیری شد. همچنین پنج هزار سلول با غلظتهای یاد شده از ایکوزاپنتاینوییک اسید تیمار شده و در زمانهای ۲۴ تا ۷۲ ساعت، تکثیر سلولی با استفاده از آزمون WST-1 بررسی گردید.
یافتهها: تیمار سلولها با غلظتهای ۵۰ تا μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، تعداد سلولها را بهطور وابسته به دوز کاهش و تکثیر سلولی را بهصورت وابسته به دوز و زمان کاهش داد. پس از ۷۲ ساعت تیمار سلولها با μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، میزان تکثیر سلولی ۳۰/۳% در مقایسه با سلولهای تیمار نشده محاسبه شد. پس از ۴۸ ساعت تیمار، فعالیت کاسپاز-۳ با غلظتهای افزاینده ایکوزاپنتاینوییک اسید، افزایش یافت. بهطوریکه در غلظت μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، فعالیت کاسپاز-۳، ۳/۴ برابر سلولهای تیمار نشده محاسبه شد.
نتیجهگیری: ایکوزاپنتاینوییک اسید تعداد سلولهای بدخیم کولورکتال و تکثیر آنها را کاهش میدهد و فعالیت کاسپاز-۳ را که یک پروتیین اجرایی در القای آپوپتوز است فعال میکند.
عباسعلی ابراهیمیان، علی فخرموحدی، راهب قربانی، حسین قاسمیان نیک،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات بخشهای ویژه در زمان بلایا و فوریتها، تکمیل بودن تختهای آن میباشد. بنابراین مطالعهای با هدف توسعه سیستم تریاژ معکوس در بخشهای ویژه با استفاده از سیستم آپاچی دو (APACHE II scoring system) انجام شد.
روش بررسی: در یک مطالعه طولی آیندهنگر، ۴۲۰ بیمار بستری در بخشهای ویژه داخلی وارد مطالعه شدند. نمره آپاچی دو بهصورت روزانه تا زمان ترخیص بیمار از بخش ویژه گردآوری گردید. دادهها با استفاده از رگرسیون کاکس تحلیل شدند.
یافتهها: خطر نسبی ترخیص بیماران از ICU برابر با ۱/۰۳۴ بود. بر اساس میزان مرگ و مقدار خطر نسبی، بیماران در چهار سطح تریاژ معکوس قرار داده شدند. سطح اول (رنگ سبز)، سطح دوم (رنگ زرد)، سطح سوم (رنگ مشکی) و سطح چهارم (رنگ قرمز).
نتیجهگیری: در زمان بلایا و فوریتها، اعضای تیم درمانی میتوانند بر اساس شرح وظایف و اختیارات خود نسبت به ترخیص بیماران سطح اول تا سوم اقدام نمایند. اما بیماران سطح چهارم نباید از بخشهای مراقبت ویژه ترخیص شوند.
حجتاله فروتنی، نورالدین نخستین انصاری، صوفیا نقدی، شهره جلایی،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مقیاسی پایا، روا و دارای پاسخدهی جهت ارزیابی پیامدهای درمان اهمیت دارد. هدف این پژوهش، بررسی پاسخدهی شاخص درجهبندی عملکردی فارسی در مبتلایان به گردندرد غیراختصاصی مزمن بود.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت آیندهنگر از فروردین تا تیر ۱۳۹۶ در بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. بیماران پرسشنامه اصلی، نسخه فارسی شاخص ناتوانی گردن و شاخص درجهبندی نمرهای را پیش و پس از ۱۰ جلسه فیزیوتراپی و مقیاس تغییر درجهبندی گلوبال را پس از درمان تکمیل کردند.
یافتهها: سی بیمار با میانگین سنی ۱۳/۸±۴۵/۶ سال درمان شدند. همبستگی معناداری بین شاخص درجهبندی عملکردی (Functional rating index, FRI) با شاخص ناتوانی و مقیاس تغییر گلوبال وجود داشت (بهترتیب ۰/۷۸r=، ۰/۶۹r=، ۰/۰۰۱P<). اندازه اثر، میانگین پاسخ استاندارد، و شاخص پاسخدهی گویات (Guyatt responsiveness index, GRI) بهترتیب ۰/۷۳، ۰/۷۸ و ۵/۵۸ بود. سطح منحنی راک (Receiver operating characteristic, ROC) ۰/۸۹ (۰/۰۰۱P<) و حداقل تغییرات بالینی مهم ۱۱/۷% بود.
نتیجهگیری: شاخص درجهبندی عملکردی فارسی، برای ارزیابی مبتلایان به گردندرد مزمن غیراختصاصی پاسخدهی دارد.
جعفر محمدشاهی، سهیلا رفاهی، بهاره یوسفیپور، مهران سرداری، رقیه تیمورپور،
دوره 76، شماره 9 - ( 9-1397 )
چکیده
هپاتیت B یک بیماری تهدیدکننده حیات است که کبد را تحت تاثیر قرار میدهد. تظاهرات بالینی بیماری از فرم بدون علامت تا عوارض شدید مانند سرطان کبد و سیروز متفاوت است. باوجود در دسترس بودن واکسن و دارو، این بیماری هنوز یک مشکل بزرگ برای سلامتی انسان در سرتاسر جهان باقی مانده است. هپاتیت B بسیار مسری بوده و از طریق خون و مایعات آلوده، مادر به جنین، استفاده از سوزن آلوده و تماس جنسی با فرد آلوده منتقل میشود. ویروس هپاتیت B بهکمک رسپتور سدیم توروکولات کوترانسپورتینگ پلیپپتید (NTCP) وارد هپاتوسیتها شده و با تکثیر در این سلولها باعث اختلال در عملکرد کبد میشود. در واقع آسیبهای کبدی نتیجه تکثیر ویروس و فعال شدن سیستم ایمنی بهویژه سلولهای T سایتوتوکسیک اختصاصی ویروس است. سلولهای CTL و CD4Th1 از طریق کشتن سلولهای آلوده و تحریک تولید سایتوکینهای ضد ویروسی تکثیر ویروس را کنترل میکنند. از طرفی عمکلرد این سلولها در افرادی که بهشکل موفق ویروس را حذف میکنند بسیار قوی میباشد، در مقابل در افراد مبتلا به عفونتهای مزمن این دسته از سلولها تضعیف شدهاند. بسیاری از مطالعات نشان داده است که چالش اصلی در حذف کامل ویروس مربوط به حضور Covalently closed circular DNA (cccDNA) است. این ساختار در فرآیند سیکل تکثیری ویروس تولید شده و بهمدت طولانی در داخل سلول میزبان باقی مانده و بهعنوان الگویی برای تولید Pre-genomic RNA و تکثیر ویروس عمل میکند. تاکنون هیچ داروی ضد ویروسی نتوانسته این ساختار را از بین ببرد.
آرمان طاهری، محمد حسینی، حسین چایچی نخجیر،
دوره 76، شماره 9 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بر اساس مطالعات انجامگرفته، استفاده از مورفین اینتراتکال جهت عمل سزارین، روش استاندارد طلایی جهت القای بیدردی مناسب معرفی گردیده است. بااینوجود، این شیوه عوارض جانبی مختلفی مانند تهوع و استفراغ، احتباس ادراری، دپرسیون تنفسی و بهویژه خارش را بهدنبال دارد. در این مطالعه برآنیم تا تاثیر پروفیلاکتیک پرومتازین عضلانی را بر عوارض ناشی از مورفین اینتراتکال، بهویژه خارش را مورد بررسی قرار دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گذشتهنگر، دادههای پروندههای پزشکی ۲۰۰۰ زن باردار کاندید سزارین در بیمارستان بهمن تهران، بین سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ در دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. گروه اول زنانی بودند که جهت سزارین، با استفاده از مورفین اینتراتکال بدون دریافت پرومتازین تحت بیحسی اسپاینال قرار گرفته بودند (گروه کنترل)، و گروه دیگر زنان بارداری که افزونبر دریافت مورفین اینتراتکال، mg ۲۵ پرومتازین عضلانی پس از بیحسی اسپاینال دریافت داشتهاند (گروه پرومتازین). درپیآن، دادههای گردآوریشده وارد SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و از نظر بروز و شدت خارش، درد و همچنین بروز تهوع و استفراغ در این دو گروه و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: بروز تهوع (۰/۰۲۵P=) و استفراغ (۰/۰۴۶P=) اختلاف معناداری بین دو گروه مورد مطالعه داشته است. میانگین شدت درد براساس معیار Numeric rating scale (NRS) در دو گروه برابر بود. بروز عارضهی خارش از نظر آماری در دو گروه برابر بوده است (۰/۳۰۲P=)، اما شدت خارش تفاوت آماری آشکاری بین دو گروه داشت (۰/۰۰۱P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، استفادهی پروفیلاکتیک از داروی پرومتازین عضلانی بهمیزان mg ۲۵ تاثیری در بروز خارش ندارد، اما میتواند بر عوارض ناخواسته مورفین اینتراتکال از جمله کاهش بروز تهوع و استفراغ و نیز کاهش محسوس شدت خارش و همچنین عدم تداخل با فعالیت بیدردی مورفین اینتراتکال سودمند باشد.
مینا قدسی قراملکی، چنگیز احمدیزاده،
دوره 76، شماره 10 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هپاتیت B از شایعترین عفونتهـای ویروسـی قابـل انتقـال از راه خون است که همچنان یکی از مشکلات بهداشتی جهان محسوب میشود. هدف از این مطالعه، بررسی شیوع عفونت ویروس هپاتیت B میان اهداکنندگان خون بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی گذشتهنگر، در ۲۱۶۰۰۴ نفر اهداکنندگان خون داوطلب مراجعهکننده به پایگاههای انتقال خون از ابتدای فروردین سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ انجام گردید. سپس آزمایش آنتیژن سطحی هپاتیت B مثبت با روش الایزا (Enzyme-linked immunosorbent assay, ELISA) و نوترالیزاسیون انجام گرفت.
یافتهها: در افراد مورد مطالعه، ۲۷۹ نفر آنتیژن سطحی هپاتیت B مثبت بودند که ۹۷/۱۴% مرد و ۲/۸۶% زن بودند که این اختلاف از لحاظ آماری معنادار بود (۰/۰۰۱P<). تعداد آنتی ژن سطحی هپاتیت B مثبت بین افراد متاهل (۸۵/۳%) بهطور معناداری نسبت به افراد مجرد (۱۴/۷%) بیشتر بود (۰/۰۰۱P<). میانگین سنی افراد آلوده ۱۰/۳±۳۹/۶ سال بود. ارتباط میزان آلودگی به ویروس هپاتیت B با متغیرهای سن، مدرک تحصیلی از لحاظ آماری معنادار بود (۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: مطالعه نشان داد میزان شیوع آنتیژن سطحی هپاتیت B بین اهداکنندگان خون طی چهار سال مطالعه کاهشی چشمگیر داشته است.
نازگل ملکزاده، فائزه کبیری، رقیه آهنگری،
دوره 76، شماره 11 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پاپیلوما ویروس، عامل بیش از نیمی از سرطانهای حاصل از پاپیلوما از جمله سرطان دهانهی رحم میباشد. اگرچه واکسن جهت پیشگیری از سرطانهای حاصل از پاپیلوما ضروری است، اما هنوز عفونت این ویروس جزو مشکلات بهداشت جهانی محسوب میگردد. ادجوانتها در کنار واکسن HPV16-E7d میتواند در ارتقای سیستم ایمنی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر مادهی نالوکسان و آلوم بهعنوان ادجوانت در کنار واکسن HPV16-E7d در ریز محیط توموری در موشهای C57BL/6 بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی-مقطعی کنونی در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1395 در انستیتو پاستور تهران بر روی 80 موش ماده C57BL/6 انجام گرفت. موشهای توموری شده، با واکسن HPV16-E7d بههمراه ادجوانت نالوکسان و آلوم و گروههای کنترل واکسینه شدند. سنجش تومور انجام گرفت. هموژنات تومور تهیه شد و سپس سایتوکینهای IL-17, IL-4, IFN-γ, TGF-β با روش ELISA Capture مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که در موشهای مورد آزمایش با ادجوانت نالوکسان و هیدروکسید آلومینیوم (آلوم) بههمراه واکسن HPV16-E7d در موشهای C57BL/6 بهطور معناداری باعث کاهش نسبی رشد تومور (0.0001≤P) شده و پاسخ ایمنی سلولی در ریز محیط توموری را نسبت به گروههای کنترل تقویت مینماید.
نتیجهگیری: پژوهش کنونی بیانگر ایمنیزایی بیشتر واکسن ضد پاپیلومای ویروس HPV16-E7d فرموله شده با مادهی نالوکسان و آلوم بهعنوان ادجوانت، در مقایسه با گروه کنترل فسفات بافر سالین، در واکسن پاپیلومای ویروس در ریز محیط توموری در موشهای ماده C57BL/6 میباشد.
مرجان قربانی انارکولی، سارا دبیریان، حسن مولادوست، ادیب زنده دل، محمد هادی بهادری،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی بقای سلولی در مطالعات دارویی و سرطان برای تعیین حساسیت سلولی مهم و تعیینکننده نتیجه درمان است. بنابراین روشهای مختلفی استفاده میگردد که نقطه پایانی متفاوتی را ارزیابی میکنند. تعیین وجود همبستگی بین روشها دارای اهمیت میباشد. در این مطالعه، حساسیت روشهای رنگسنجی ۳-(۴و۵-دی متیل تیازول-۲-ایل)-۲و۵-دی فنیل تترازولیوم برماید (MTT)، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک در تعیین بقای رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک ارزیابی گردید.
روش بررسی: مطالعه تجربی کنونی از مهر تا اسفند ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام پذیرفت. رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک انسانی کشت شده در محیط Dulbecco;s modified Eagle;s medium (DMEM) حاوی ۱۰% Fetal bovine serum (FBS)، بهمدت ۲۴ ساعت با ملاتونین تیمار گردید، سپس بقای سلولی توسط تستهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بررسی و از راندمان کشت و درصد کسر بقا جهت رسم منحنی بقا در سنجش کلونوژنیک استفاده گردید.
یافتهها: غلظت ملاتونین در نقطه IC50 در روشهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بهترتیب، شامل ۰/۱۱۷±۴/۷۹۴، ۰/۸۹۴±۴/۳۷۵ و ۰/۳۲۶±۲/۲۴۶ میلیمولار بود که مقایسه مقادیر IC50 در آزمون MTT و تریپانبلو اختلاف معناداری را نشان نداده (۰/۶۴۴۶P=)، درحالیکه بین MTT-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۳۲P=)، تریپانبلو-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۷۸P=) اختلاف معنادار بود. نتایج تحلیل رگرسیون بقای سلولی، نشاندهنده همبستگی خطی، مثبت و معنادار بین روشها بوده که بین روشهای MTT و تریپانبلو همبستگی بیشتر بود (۰/۹۹r=، ۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند، هر سه روش برای تعیین سمیّت سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک مؤثر بوده و روشهای MTT و تریپانبلو نسبت به سنجش کلونوژنیک، حساسیت بالاتری دارند.
آزاده زاهدی، سید مختار اسمعیل نژاد گنجی، سکینه کمالی آهنگر، رحمتاله جوکار،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: از عوارض دیابت، زخم پا است که در صورت عدم درمان مناسب منجر به آمپوتاسیون میشود. گچگیری تماس کامل روشی در ارتوپدی است که بهعنوان استاندارد طلایی در درمان زخمهای نوروپاتیک و نوروایسکمیک پا، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش کنونی با هدف بررسی نتایج درمانی گچگیری تماس کامل در بیماران با زخم پای دیابتی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر، ۹۲ بیمار که در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۴ به بیمارستان شهید بهشتی بابل با شکایت زخم پای دیابتی گرید ۰، ۱ و ۲ (درجهبندی واگنر) مراجعه کرده بودند، شرکت داشتند. دادههای مربوط به ویژگیهای دموگرافیک، بیوشیمیایی و ابعاد زخم گردآوری گردید. پس از اقدامات اولیه در پاکسازی زخم، برای بیماران گچگیری تماس کامل بسته شده و هر هفته تا زمان بهبود تعویض شد. سرعت ترمیم زخم بهصورت کاهش هفتگی مساحت زخم محاسبه گردید.
یافتهها: جامعه کل با میانگین سنی ۱۰/۵۶±۶۳/۹ سال متشکل از ۱۶ نفر با دیابت نوع یک و ۷۶ نفر با دیابت نوع دو بودند. مدت گچگیری با تماس کامل بهطور میانگین ۱/۹±۶/۸ هفته بود. سرعت ترمیم زخم پس از گچگیری با تماس کامل در تمامی افراد بهطور میانگین cm2/week ۰/۱۶۸±۰/۴۰۶ بود. سرعت التیام زخم با بالا رفتن سن بیمار (۰/۰۰۱P<) و افزایش طول مدت ابتلا به دیابت (۰/۰۰۳P=) کاهش یافت.
نتیجهگیری: گچگیری تماس کامل میتواند روشی موثر در التیام زخمهای پای دیابتی باشد. بیماران با سن بالا و سابقه بیشتر ابتلا به دیابت به درمان طولانیتری جهت بهبود کامل زخم نیاز دارند.
پروانه صادقی مقدم، الهام فراست، حسین حیدری، زهرا موحدی، محمد آقاعلی،
دوره 77، شماره 2 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش تعداد نوزادان نارس در کشور، نگرانیهایی در مورد عوارض مختص این گروه از نوزادان به وجود آمده است. از اینرو این پژوهش در جهت ارزیابی اثربخشی فلوکونازول وریدی بر میزان ابتلا به عفونت قارچی و دیگر عوارض مرتبط در نوزادان نارس زیر g ۱۲۰۰ بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به روش کارآزمایی میدانی انجام شد. مداخله شامل تزریق وریدی فلوکونازول در نوزادان با وزن تولد کمتر از g ۱۲۰۰ بستری در بیمارستان ایزدی قم بود. مداخله از تاریخ شهریور ۱۳۹۵ در تمام جمعیت مورد مطالعه انجام شده است. گروه کنترل بهصورت گذشتهنگر و از نوزادان بستری در بیمارستان ایزدی قم که پیش از شروع مداخله بستری بودند گرفته شد. پیامدهای مورد نظر (مانند نیاز به تزریق آمفوتریسین، مرگ، سپسیس و مدت زمان بستری) بین دو گروه با کنترل متغیرهای زمینهای مقایسه شد.
یافتهها: پس از انجام مداخله از بین پیامدهای مورد بررسی، ابتلا به عفونت قارچی (از ۶۵ به ۴۸/۳%) و نیاز به تزریق آمفوتریسین (از ۲۷/۱ به ۵%) بهطور معناداری کاهش پیدا کرد. میزان مرگ نیز پس از انجام مداخله از ۴۰ به ۲۸/۳% کاهش پیدا کرد اما این کاهش از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد تجویز فلوکونازول وریدی میتواند باعث کاهش عفونت در نوزادان با وزن کمتر از g ۱۲۰۰ بستری در بخش مراقبتهای ویژه شود، ولی این مطالعه نتوانست تاثیر فلوکونازول بر کاهش مرگ، پنوموتوراکس، آپنه و نیاز به حمایت تنفسی را نشان دهد.
فهیمه قطبیزاده وحدانی، مریم دلدار پسیخانی، تهمینه اعزازی، زهرا پناهی،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نگاه حرفهای بهمقوله آموزش با توجه به رشد فزآینده دانش فنی آموزش در حیطه آموزش پزشکی ضروری میباشد. هدف این مطالعه بررسی اثر آموزش بهشیوه تئوریک و سمیولوژیک مباحث کف لگن در آموزش دستیاران رشته جراحی زنان و زایمان در دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: پژوهش کنونی در ۶۶ نفر از دستیاران تخصصی رشته زنان و زایمان سال سوم و چهارم دانشگاه علوم پزشکی تهران در اسفند ۱۳۹۵ تا فروردین ۱۳۹۶ انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل یک پرسشنامه، شامل ۱۹ سوال چهار گزینهای در مورد مبحث آناتومی کف لگن بود. ابتدا پرسشنامهها تحت عنوان آزمون پیشآزمون در اختیار دستیاران بالینی قرار گرفت، سپس کلاس آموزشی تئوری و عملی آناتومی کف لگن توسط اساتید و دستیاران فوق تخصصی گروه کف لگن برگزار شد و در پایان کلاسها دوباره پرسشنامههای پیشآزمون قرار گرفت و میزان پاسخگویی سوالات پیش و پس از آموزش مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: از مجموع ۶۶ نفر، ۳۰ نفر در پیشآزمون و ۶۶ نفر در پسآزمون شرکت کرده بودند. میانگین نمره دستیاران بالینی زنان در مبحث آناتومی کف لگن پیش از مداخله ۷/۱۴±۵/۳۸۸ و پس از مداخله ۲/۱۸۱±۱۲/۵۷ بود (۰/۰۰۱P=). اختلاف میانگینها پیش و پس از آموزش در تمامی سطوح از نظر آماری تفاوت معنادار داشت. نمرات کلی آگاهی در پسآزمون، بهصورت معنادار آماری (۰۵/۰P<) نسبت به پیشآزمون افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، میتوان بیان کرد آموزش بهشیوه تئوری و سمیولوژیک مبحث آناتومی کف لگن در آموزش دوره دستیاری تخصصی رشته زنان و زایمان سبب افزایش دانش و آگاهی آنها شد.
منصور بهاردوست، مرجان مخترع، آرزو چهارمحالی، فاطمه موسیزاده، شهرام آگاه،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباط بین بیماریهای مزمن با تعداد زیادی از بیماریهای روانی و مشکلات اجتماعی شامل افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی به اثبات رسیده است. هپاتیت یکی از بیماریهای مزمن کبدی است که میتواند کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف مقایسهی کیفیت زندگی بین بیماران مبتلا به هپاتیت B و C طراحی شد.
روش بررسی: مطالعه کنونی در قالب یک مطالعهی تحلیلی آیندهنگر، ۸۶ بیمار مبتلا به هپاتیت B را با ۸۶ بیمار مبتلا به هپاتبت C که از ابتدای فروردین ۱۳۹۴ تا ابتدای فروردین ۱۳۹۷ به بیمارستان رسول اکرم (ص) شهر تهران مراجعه کردهاند، از نظر کیفیت زندگی و فاکتورهای موثر بر کیفیت زندگی مورد مقایسه قرار داد. کیفیت زندگی بیماران با استفاده از پرسشنامه 36-item short-form health survey (SF-36) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: بهطور کلی امتیاز کیفیت زندگی بهطور معناداری برای بیماران مبتلا به هپاتیت c (۹/۳۷±۳۴/۱۳) کمتر از بیماران مبتلا به هپاتیت B (۱۰/۵±۵۱/۵) برآورد شد (۰/۰۰۱P=) بر اساس نتایج رگرسیون لاجستیک بُعد عاطفی بیماران بهعنوان مهمترین بُعد موثر بر کیفیت زندگی بیماران گزارش شد (OR=۹/۱۵, ۹۵% CI= (۴/۱۱-۱۵/۴۱), P=۰/۰۰۱). بر اساس نتایج آنالیز رگرسیون خطی، نوع هپاتیت (۰/۰۰۱P=، ۴/۲۱B=)، میزان درآمد بیماران (۰/۰۰۱P=، ۲/۵۷B=)، سطح تحصیلات (۰/۰۱۴P=، ۲/۹B=) و جنس بیماران (۰/۰۲۳P=، ۲/۷۷B=) بهترتیب بهعنوان مهمترین فاکتورهای موثر بر کیفیت زندگی بیماران گزارش شدند.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، کیفیت زندگی در بیمارن مبتلا به هپاتیت C پایینتر از بیماران مبتلا به هپاتیت B گزارش شد.
داود عظیمپور، ناهید طحان،
دوره 77، شماره 4 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپاستیسیته اختلال حرکتی بهدنبال سکته مغزی میباشدکه افزونبر تاثیرمنفی بر روی کیفیت زندگی بیمار، بار اقتصادی عمدهای بر جامعه وارد میکند. بهتازگی شاکویو درمانی بهعنوان روشی امن و موثر در درمان اسپاستیسیتی مطرح شده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر اعمال شاکویو بر روی عضلات سهسر ساقی و چهارسر رانی در بیماران سکته مغزی بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت نیمه تجربی بر روی ۱۵ بیمار مبتلا به سکته مغزی در فاصله زمانی شهریور ۱۳۹۵ تا تیرماه ۱۳۹۶ در شهر تهران با تایید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و براساس معیارهای ورود انجام شد. درمان شامل یک جلسه شاکویو پلاسبو و ۳ جلسه شاکیو فعال بود. اسپاستیسیتی عضلات سهسر ساقی و چهارسر رانی توسط مقیاس آشورث (Ashworth scale) و دامنه حرکتی پاسیو مفاصل زانو و مچ توسط گونیامتر (Enraf-Nonius Corp., Delft, Netherlands) اندازهگیری شد. بیماران پیش و پس از شاکویو پلاسبو، پس از سه جلسه شاکویو فعال و چهار هفته پس از پایان درمان ارزیابی شدند.
یافتهها: تغییری در مقیاس آشورث و دامنه حرکتی پس از شاکویو پلاسبو مشاهده نشد. شاکویو فعال بهطور معناداری سبب بهبود دامنه حرکتی مفاصل مچ پا و زانو و کاهش اسپاستیسیته عضلات سهسر ساقی و چهارسر رانی شد که این تغییر تا چهار هفته پس از درمان در مفصل مچ پا پایدار بود. دامنه حرکتی زانو چهار هفته پس از درمان کاهش معناداری نسبت به جلسه آخر درمان نداشت.
نتیجهگیری: شاکویو درمانی سبب کاهش میزان اسپاستیسیتی و بهبود دامنه حرکتی گردید که این اثر در مفصل مچ پا تا چهار هفته پایدار اما در دامنه حرکتی زانو ناپایدار بود.
میترا جبل عاملی، سیدتقی هاشمی، سمیه اسدپور،
دوره 77، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سردرد یکی از مشکلات شایع پس از بیحسی نخاعی در بلوکهای نوروآگزیال است. رژیمهای دارویی مختلفی برای درمان پیشنهاد شده است. این مطالعه به بررسی تاثیر آمینوفیلین، پاراستامول و تجویز همزمان این دو دارو بر پیشگیری از سردرد پس از بیحسی اسپاینال پرداخت.
روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور، به ارزیابی ۱۲۰ بیمار در ۴ گروه ۳۰ نفره که جهت جراحی اندام تحتانی به بیمارستانهای الزهرا (س) و کاشانی اصفهان در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ مراجعه کرده و تحت بیحسی نخاعی قرار گرفته بودند، پرداختیم. در گروه آمینوفیلین، پاراستامول، آمینوفیلین-پاراستامول و شاهد بهترتیب، آمینوفیلین (mg/kg ۱/۵) بهصورت آهسته، پاراستامول (mg ۱۰۰۰)، آمینوفیلین و پاراستامول با دوز مشابه، نرمال سالین، همگی بهصورت داخل وریدی تزریق گردید. بروز سردرد پیش از بیحسی اسپاینال، ۱۵ دقیقه پیش از خروج ریکاوری، روز اول هر ۶ ساعت و هفته اول روزانه در ۴ گروه مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ۴۲ بیمار (۳۵%) از بیماران مورد مطالعه، ۴۰% از بیمارانی که آمینوفیلین دریافت کردند، ۳۳/۳% از بیمارانی که پاراستامول دریافت کردند، ۲۰% از بیمارانی که پاراستامول و آمینوفیلین را با هم دریافت کردند و ۶/۴۶% از گروه شاهد (نرمال سالین) دچار سردرد شدند (۰/۰۵P=). فراوانی تهوع در هیچکدام از زمانها بین ۴ گروه تفاوت معنادار نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تجویز همزمان آمینوفیلین و پاراستامول بهصورت داخل وریدی، موجب کاهش معناداری در سردرد پس از بیحسی نخاعی در جراحی اندام تحتانی میشود.