342 نتیجه برای پا
زینب برجیان بروجنی، محمد کرد، زینب تابانژاد، سید سعید اسدی، مرتضی مصری، محمد پنجی، مهدی زارعی،
دوره 78، شماره 12 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گونه های ترایکوسپورون معمولاً بهعنوان عوامل ایجاد کننده عفونت های پوستی شناخته می شوند و در بیماریهای سیستمیک و منتشر بهویژه در بیماران دچار نقص ایمنی نیز دخیل هستند.
معرفی بیمار: این مطالعه گزارش عفونت کچلی پا ناشی از ترایکوسپورون آساهی در یک فرد سالم 39 ساله نظامی با پوشش مستمر پوتین در اغلب ساعات فعالیتش در طول روز، در اردیبهشت 1398 میباشد. در روشهای آزمایشگاهی ماکروسکوپی و میکروسکوپی با استفاده از آزمایش مستقیم و همچنین کشت عامل ایجاد کننده، جنس تریکوسپورون تشخیص داده شد. در آنالیز مولکولی با تکثیر منطقه ITS و انجام سکوئنسینگ (Sequencing)، گونه ترایکوسپورون آساهی (Trichosporon asahii) تعیین هویت گردید. بیمار با استفاده از داروی خوراکی فلوکونازول و کلوتریمازول موضعی به مدت چهار هفته تحت درمان قرار گرفت و بهبودی حاصل شد.
نتیجهگیری: شرایطی که باعث میشود پاها بهمدت طولانی در معرض تعریق و رطوبت و تاریکی باشند (پوشیدن کفش و پوتین بهمدت طولانی)، احتمال ابتلا به بیماریهای پوستی قارچی را افزایش میدهند. بنابراین، رعایت کامل بهداشت فردی ضروری بهنظر میرسد.
محمد حسین دهقانی، سیدمحمدرضا نیکتبار، امیررضا سامعی، شمس الدین محمدی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت بیهوشی میتواند نقش معناداری در بروز عوارض پس از اعمال جراحی داشته باشد. به همین منظور مطالعهی حاضر با بررسی تاثیر تحریک شنوایی با صدای آشنا بر بازگشت از بیهوشی در بیماران تحت عمل جراحی رینوپلاستی صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 80 بیمار کاندید عمل جراحی رینوپلاستی در بیمارستان سوانح و سوختگی یزد طی بازه زمانی شهریور 1397 تا آذر 1398 (در دو گروه40 نفره کنترل و مداخله) انجام شده است .برای بیماران گروه کنترل، پس از ورود به ریکاوری مراقبتهای روتین پرستاری انجام ، و بیماران گروه مداخله علاوه بر مراقبتهای روتین، تحت تاثیر تحریک حس شنوایی با صدای ضبط شده از قبل به مدت 15 دقیقه قرارگرفتند. سپس قبل و بعد از تحریک حس شنوایی پارامترهای همودینامیک و همچنین مدت زمان بازگشت از بیهوشی بیماران ثبت شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد از دقیقه پنجم پس از تحریکات شنوایی، میانگین متوسط فشارخون شریانی(MAP) در گروه مداخله بهطور معناداری بیش ازگروه کنترل بوده است (05/0P<). بهعلاوه مدت زمان بازگشت از بیهوشی در گروه مداخله با میانگین 39/3±05/24 دقیقه بهطور معناداری کمتر از گروه کنترل با میانگین 73/3±70/34 دقیقه بوده است (001/0P<). در نهایت تهوع تنها در 5/7% از بیماران در گروه کنترل مشاهده شد و عارضه بیقراری نیز در 5% از گروه کنترل و 5% از گروه مداخله گزارش شد (05/0P>).
نتیجهگیری: برطبق نتایج، استفاده از تحریکات شنوایی با صدای آشنا بهطور معناداری میتواند مدت بازگشت از بیهوشی را کاهش دهد. بعلاوه در تغییر SBP، DBP و MAP این بیماران به سطح نرمال نقش بهسزایی داشته است.
آوا هاشمپور، جواد مویدی، زهرا موسوی، محمد علی نظرینیا، زهرا حسنشاهی، فرزانه قصابی، مهرداد حلاجی،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: لوپوس بیماری خودایمنی سیستمیک است که تقریبا تمام ارگانهای بدن را درگیر میکند و عفونتهای ویروسی در آغاز و یا پیشرفت آن دخالت دارند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سرولوژیکی برخی از عفونتهای ویروسی در بیماران مبتلا به لوپوس و جمعیت سالم انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی از خرداد 1396 تا اردیبهشت 1397 در مرکز تحقیقات ایدز دانشگاه علوم پزشکی شیراز روی 70 بیمار مبتلا به لوپوس و 70 فرد سالم که به هیچ نوع بیماری خودایمنی مبتلا نبوده و از نظر جنسیت و سن با گروه بیماران تطبیق داده شده بودند انجام گردید. نمونههای پلاسما با استفاده از کیتهای الیزا از نظر وجود آنتیژن سطحی ویروس هپاتیت B (HBsAg)، آنتیبادی ضد ویروس هپاتیت C (HCVAb)، آنتیبادی ضدویروس اچ آی وی (HIVAb)، ایمونوگلوبـولین G ضد آنتیژن کپسید ویروس اپشتینبار (EBV-VCA-IgG) و ایمونوگلوبـولین G ضد سایتومگالوویروس (CMV-IgG) بررسی شدند.
یافتهها: موارد مثبت سرولوژیکی CMV-IgG و EBV-VCA-IgG در گروه بیماران لوپوس بهترتیب 70 (100%) و 65 (9/92%) و در گروه افراد سالم 68 (1/97%) و 57 (4/81%) بود. فراوانی EBV-VCA-IgG در گروه بیماران لوپوس بهطور معناداری بیشتر از افراد سالم بود (P=0.043). میزان جذب نوری CMV-IgG و EBV-VCA-IgG در نمونههای بیماران نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری بالاتر بود (0001/0P<). تمامی بیماران از نظر HBsAg و HIVAb منفی بودند و HCVAb تنها در یک بیمار (4/1%) مبتلا به لوپوس تشخیص داده شد.
نتیجهگیری: با توجه به بیشتر بودن موارد مثبت EBV-VCA-IgG و نیز بالاتر بودن تیتر آنتیبادیهای ضد CMV و EBV در بیماران لوپوس در مقایسه با گروه کنترل، به نظر میرسد سنجش بار ویروسی در این بیماران بهصورت دورهای مفید خواهد بود تا زمانیکه میزان آنها در خون زیاد میشود، با تجویز دارو کنترل شود.
محمد رضا امینی، محمدرضا مهاجری تهرانی، ندا مهرداد، مهناز سنجری، مریم اعلاء، ندا علیجانی،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت پا شایعترین عارضه دیابت است که میتواند باعث آمپوتاسیون اندام تحتانی شود. درمان عفونت نیازمند توجه ویژه به شرایط بیماری، گرفتن نمونه مناسب برای کشت، انتخاب دقیق آنتیبیوتیک، تعیین نیاز بیمار به مداخله جراحی و ارایه انواع مراقبت زخم میباشد. یک رویکرد نظاممند و مبتنی بر شواهد به عفونت پای دیابتی، منجر به پیامد بهتر میشود. از اینرو این مقاله با هدف بومیسازی راهنمای بالینی IWGDF در حیطه عفونت زخم پای دیابتی انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، بومیسازی راهنمای بالینی بین المللی مبتنی بر شواهد عفونت زخم پای دیابتی با استفاده از متدولوژی ADAPTE و طی سه مرحله آمادهسازی، پذیرش یا اقتباس و نهاییسازی انجام شد. بهمنظور ارزیابی کیفیت راهنمای بالینی منتخب از ابزار AGREEII استفاده شد.
یافتهها: راهنمای بالینی IWGDF2015 بهعنوان راهنمای بالینی منتخب انتخاب گردید. راهنمای بالینی بومی شده با توجه به امکانات و دسترسی به تجهیزات و داروها در ایران بهصورت 26 توصیه با ذکر دلایل در تشخیص و درمان عفونتهای زخم پای دیابتی بیان شده است.
نتیجهگیری: توصیههای ذکر شده با توجه به محدودیتها و تجهیزات داخل کشور ارایه شده ولی در مجموع چالشهایی همچون پایش درمان عفونت، مدت زمان مطلوب درمان آنتیبیوتیکی، دیدگاههای بهینه درمان مطلوب عفونت در کشورهای کم درآمد، زمان و نوع مطالعات تصویربرداری، انتخاب درمانهای طبی یا جراحی، شرایط بستری بیماران و تفسیر مناسب تستهای مولکولار میکروبیولوژیکی در عفونتهای پای دیابتی مطرح میباشد.
سید حمید برسی، حانیه راجی، مهرداد درگاهی مالامیر، فروغ نخستین، افروز کارگران،
دوره 79، شماره 4 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هپارین با وزن مولکولی کم بهعنوان درمان اول در بیماران مبتلا به سرطان و ترومبوامبولیسم وریدی توصیه میشود، اما بسیاری از بیماران ترجیح میدهند آنتیکوآگولاسیونهای خوراکی و غیرتزریقی مقرون بهصرفه را استفاده کنند. ترومبوآمبولی وریدی یک بیماری بسیار شایع در بیماران مبتلا به سرطان است. از اینرو هدف این مطالعه بررسی اثربخشی و ایمنی ریواروکسابان در مقایسه با انوکساپارین در بیماران مبتلا به سرطان و ترومبوامبولیسم وریدی میباشد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 50 بیمار مبتلا به سرطانهای غیرهماتولوژیک و DVT یا VTE در بیمارستان امامخمینی اهواز از آبان 1398 تا فروردین 1399 صورت گرفت. افراد بهطور تصادفی در دو گروه 25 نفره تحت درمان با ریواروکسابان (دوز mg 15 هر 12 ساعت در سه هفته ابتدایی و در ادامه دوز mg 20 روزانه خوراکی) یا انوکساپارین (دوز mg/kg 1 بهصورت تزریق زیرجلدی هر 12 ساعت) قرار گرفتند و جهت بررسی ایمنی، عوارض و اثربخشی درمان به مدت شش ماه فالوآپ شدند.
یافتهها: سه سرطان شایع شامل سینه (11 نفر، 22%)، کولون (10 نفر، 20%) و ریه (هفت نفر، 14%) بود. هیچ موردی از رخداد ترومبوآمبولی عودکننده مشاهده نشد. خونریزی زیاد تنها در یک بیمار (4%) از گروه انوکساپارین (05/0<P) و خونریزی کم نیز تنها در یک بیمار (4%) از گروه ریواروکسابان اتفاق افتاد (05/0<P). یک نفر (4%) در گروه انوکساپارین بهدلیل تب و نوتروپنی فوت شد. اختلاف معناداری میان فراوانی DVT و PTE براساس سن بیمار (154/0=P)، جنسیت (430/0=P)، BMI (490/0=P)، بیماری زمینهای (294/0=P)، سیگار (955/0=P)، نوع سرطان (527/0=P) و متاستازیک بودن سرطان (280/0=P) وجود نداشت.
نتیجهگیری: اثربخشی ریواروکسابان کمتر از انوکساپارین نمیباشد، از اینرو میتواند یک گزینه درمانی مناسب برای بیماران سرطانی غیرهماتولوژیک و ترومبوآمبولیسم وریدی باشد. با این حال، برای تأیید این نتایج، به آزمایشات تصادفی و کنترل شده بیشتری نیاز است.
بهزاد ناظمرعایا، مهرداد مسعودیفر، مطهره رجبیمقدم،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل همودینامیک در عملهای جراحی بهویژه عملهای جراحی ستون فقرات از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از شیوههای پیشگیری از تغییرات همودینامیک حین جراحی استفاده از داروهایی نظیر میدازولام (Midazolam) و دکسمدتومیدین (Dexmedetomidine) است. اثر این داروها در بیهوشی اسپاینال بیماران در مطالعات مختلف به اثبات رسیده است اما میزان اثر این دو دارو بر روی همودینامیک، مقدار خونریزی، رضایتمندی جراح و بیمار تاکنون مطالعه نشده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش کارآزمایی بالینی دوسوکور است که پس از تصویب آن در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در مرکز بینالمللی ثبت کارآزماییهای بالینی ایران ثبت گردید. این مطالعه از اردیبهشت 1398 تا شهریور سال1398 در بیمارستان الزهرا (س) انجام شد. از بین بیماران کاندید عمل جراحی لامینکتومی تحت بیهوشی اسپاینال، 105 نفر بهصورت تصادفی انتخاب شدند و به سه گروه میدازولام، دکسمدتومیدین و کنترل تقسیم شدند.
یافتهها: آزمون Analysis of Variance با تکرار مشاهدات نشان داد که هم اثر زمان (001/0>P) و هم اثر گروه (001/0>P) برای فشارخون سیتول، دیاستول و متوسط شریانی در سه گروه معنادار بود، اما اثر گروه (12/0=P) بر تعداد ضربان قلب و Spo2 معنادار نبود و همچنین با مقایسه میانگین مقدار خونریزی و مدت زمان اقامت در ریکاوری مشخص گردید بین سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: حین عمل فراوانی عوارض در گروه دکسمدتومیدین کمتر از گروه میدازولام بود و فراوانی عوارض در ریکاوری ریکاوری نیز در گروه دکسمدتومیدین کمتر از گروه میدازولام بود.
نگار عبدی، ایرج عابدی، مظفر ناصرپور، مسعود ربانی،
دوره 79، شماره 6 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات شایعترین بدخیمی در مردان و دومین علت مرگومیر در تمام کشورهای دنیا میباشد. مکانیسم دقیق سرطانی شدن پروستات مشخص نیست. از طرف دیگر تشخیص زودهنگام سرطان پروستات میتواند منجر به درمان کامل شود. چندین آزمایش کلینیکی شامل معاینه انگشتی رکتوم (DRE)، بیوشیمیایی مثل آنزیم ویژه پروستات (PSA) و پاتولوژیک مثل بیوپسی با هدایت اولتراسوند (TRUS) برای بررسی اندازه و گسترش سرطان پروستات استفاده میشود. در این مطالعه ارتباط بین مقدار میانگین سرم PSA و شاخص گلیسون بهعنوان روش استاندارد در بیماران مبتلا به سرطان پروستات در مقایسه با پارامترهای استخراج شده از DCE-MRI ارزیابی گردید.
روش بررسی: این مطالعه بنیادی کاربردی بر روی 90 بیمار مبتلا به سرطان پروستات که براساس معیارهای Mc Donald از اسفند 1398 تا مهر 1399 به مرکز تصویربرداری شفای اصفهان ارجاع شده بودند، انجام شد. نواحی مشکوک به کانون سرطان توسط پزشک متخصص رادیولوژی مشخص و شاخصهای تصاویر داینامیک شامل Ktrans و Kep تعیین شد. نرمافزارهای تجاری موجود دادههای DCE-MRI را گرفته و نقشههای پارامتریک مثل نقشههای Ktrans و Kep را ایجاد میکنند که میتوان برای اهداف تشخیص استفاده نمود.
یافتهها: نقشههای Kep و Ktrans تفاوت معناداری میان بافت سالم و سرطانی نشان دادند. Kep و Ktrans در سرطان پروستات بهطور قابلتوجهی بالاتر از بافت سالم بود (05/0P<). بهمنظور بررسی ارتباط پارامترهای DCE-MRI و یافتههای هیستوپاتولوژیک از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. همچنین هیچ ارتباط معناداری بین شاخص گلیسون و پارامترهای DCE-MRI مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پارامترهای DCE-MRI بهطور قابلتوجهی تشخیص دقیق سرطان پروستات را بهبود بخشیده و بهعنوان روشی موثر برای تشخیص، مدیریت و ارزیابی مردان مبتلا به سرطان پروستات مفید است اما نباید بهعنوان جایگزینی برای نمونهبرداری از بافت در نظر گرفته شود.
محمد رضا عربی، سیمین نجف قلیان، مرتضی غریبی، فاطمه رفیعی، مهران اعظمی، مجتبی احمدلو،
دوره 79، شماره 6 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم کمپارتمان حاد، عارضه ناتوانکننده تروما به اندام میباشد. تشخیص زودهنگام آن، ما را در درمان و پیشگیری از عوارض یاری خواهد کرد.
روش بررسی: در این طرح تحلیلی-مقطعی، کلیه بیماران تروما به اندام مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان ولیعصر و امیرالمومنین اراک در بازه زمانی مهر ۱۳۹۷ تا فروردین ۱۳۹۸، در صورتیکه شرایط ورود به مطالعه را داشتند، ارزیابی شدند. دادهها پس از معاینه، ثبت علایم حیاتی، تعیین فشار داخل کمپارتمان با تکنیک سوزنی و اندازهگیری سطح خونی کراتین فسفوکیناز، با SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 70 بیمار شامل 65 نفر مرد (1/93%) و پنج نفر زن (9/6%) بررسی شدند. بین فشار داخل کمپارتمان و آنزیم کراتین فسفوکیناز ارتباط معناداری وجود دارد و هرچه فشار داخل کمپارتمان بیشتر شود سطح کراتین فسفوکیناز بیشتر میشود. همچنین، فشار داخل کمپارتمان با رنگ پریدگی، ادم، عدم نبض اندام و فشار دیاستولیک بیمار ارتباط معنادار دارد و با درد، بیحسی، ناتوانی در حرکت دادن اندام و فشار سیستولیک ارتباطی وجود ندارد. کراتین فسفو کیناز با ادم و عدم نبض اندام ارتباط معناداری دارد و با درد، رنگ پریدگی، بیحسی و ناتوانی در حرکت دادن اندام و فشار سیستولیک و دیاستولیک ارتباط معناداری ندارد.
نتیجهگیری: برای تشخیص سندرم کمپارتمان میتوانیم از اندازهگیری سطح خونی کراتین فسفوکیناز به جای فشار داخل کمپارتمان استفاده کنیم و از آسیب غیرقابل جبران اندام جلوگیری کنیم.
گیتا شعیبی، میلاد صالحی، رضا عاطف یکتا،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیهوشی اسپاینال نوعی بیهوشی نوراگزیال میباشد که دارای مزایای بسیاری است ولی بهدلیل ترس از آن، بسیاری از افراد باردار از این نوع بیهوشی امتناع میکنند. در این مقاله، سعی در بررسی میزان و علل ترس از بیهوشی اسپاینال در افراد کاندیدای عمل جراحی سزارین داشتیم.
روش بررسی: مطالعه فوق یک مطالعه توصیفی بر روی 67 بیمار متحمل عمل جراحی سزارین که به اتاق عمل بیمارستان شریعتی تهران از شهریور 1397 تا شهریور 1398 مراجعه کردند، میباشد. پرسشنامه Matthey که شامل سه بخش (سوالات دموگرافیک، سابقه بیهوشی اسپاینال و میزان ترس از بیهوشی بهصورت سه گزینهای) بود، توسط این افراد پر شد و پس از جمعآوری اطلاعات، دادهها توسط نرمافزار SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) بررسی گردید.
یافتهها: احساس درد با سابقه بیهوشی اسپاینال در چهار مادر باردار (9/12%) و در افراد بدون سابقه بیهوشی در 25 نفر (8/65%) ارتباط معناداری را نشان داد (0001/0P<). ترس از مشاهده عمل سزارین حین جراحی در هفت نفر (6/22%) دارای سابقه بیهوشی اسپاینال و 18 نفر (4/47%) بدون سابقه بیماری معنادار بود (0001/0P<). ترس از سوزن بیهوشی به طرز چشمگیری در هفت فرد (3/23%) دارای سابقه بیهوشی اسپاینال و 23 نفر (5/60%) از بیماران بدون سابقه بیهوشی اسپاینال دیده شد (0001/0P<). ترس از آسیب به کمر در نه کاندید (29%) از بیماران با سابقه بیهوشی اسپاینال و در 23 نفر (5/60%) از بیماران بدون سابقه بیهوشی دیده شد (033/0P<). ارتباط بین سابقه پیشین بیهوشی عمومی و ترس از تهوع و استفراغ (046/0P<). و همچنین ترس از سوزن بیهوشی (001/0P<) معنادار بود.
نتیجهگیری: بیماران با سابقه پیشین بیهوشی اسپاینال ترس کمتری از احساس درد، دیدن عمل جراحی، سوزن بیهوشی و آسیب به کمر داشتند. بیمارانی که سابقه بیهوشی عمومی داشتند نسبت به بقیه ترس بیشتری از سوزن بیهوشی اسپاینال، تهوع و استفراغ داشتند.
محمد رعنائی، فرشته غراوی، آزیتا قنبرپور، مینا گالشی، شهلا یزدانی،
دوره 79، شماره 8 - ( 8-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تراتوم کیستیک بالغ تخمدان از شایعترین تومورهای خوشخیم تخمدان است که بهدلیل تظاهرات وسیع آن در سونوگرافی ممکن است با دیگر ضایعات آدنکس در تشخیص افتراقی قرار گیرد. بنابراین ما در این مطالعه سعی داریم با بررسی یافتههای سونوگرافی و طبقهبندی ضایعات تخمدانی براساس آن، میزان نیاز به دستگاه فروزن پاتولوژی را کاهش دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر 200 بیمار خانم با تشخیص قطعی تراتوم کیستیک بالغ تخمدان که از بهمن 1388 تا بهمن 1398 در مرکز بیمارستان آیتالله روحانی جراحی شدند، مورد بررسی قرار گرفتهاند. پس از بررسی پروندهها اطلاعات دموگرافیک، یافتههای سونوگرافی و حین عمل و پاتولوژی نهایی استخراج گردید و در نهایت دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل شدند.
یافتهها: طیف سنی بیماران با تشخیص تراتوم کیستیک بالغ تخمدان در پاتولوژی نهایی 71-14 سال بوده است. اکثر کیستها سایز cm 10-5 داشتهاند. 86% بیماران درگیری یک طرفه تخمدان با ارجحیت سمت راست داشتهاند. بیشترین اجزا تشکیلدهنده این کیست در گزارش ماکروسکوپی، مو 81% و چربی 80% بوده است. ارزش تشخیصی سونوگرافی جهت تشخیص تراتوم کیستیک بالغ تخمدان 5/74% بوده است. از دستگاه فروزن سکشن در جهت تشخیص و یا رد بدخیمی احتمالی برای 5/32% بیماران استفاده شده بود.
نتیجهگیری: ارزش تشخیصی سونوگرافی برای تراتوم بالغ تخمدان به علت وجود چربی و مو درآنها، بالا است. بنابراین میتوان از میزان استفاده از دستگاه فروزن سکشن (پاتولوژی حین عمل) در موارد غیرضروری کاست.
معصومه طبری، مرجانه فرازستانیان، هلنا عظیمی، مریم اسماعیلپور، ملیحه حسنزاده،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
امروزه جراحی، درمان بسیاری از بیماریها بهشمار میرود. ترس از درد پس عمل سبب استرس اغلب بیماران میگردد. کنترل درد پس از عمل در روند بهبودی، طول مدت بستری و میزان رضایت بیماران موثر است. کنترل ناکافی درد پس از عمل بر عوارض وهزینههای مراقبتی میافزاید. آنالژزی موضعی یکی از اجزای آنالژزی چندگانه برای کنترل درد پس از عمل میباشد. تکنیک آنالژزی موضعی یک روش آسان، در دسترس و قابل استفاده برای عملهای جراحی مختلف است. هدف این مطالعه مروری، بررسی تحقیقات انجام شده در زمینه تاثیر تزریق موضعی ماده آنالژزیک در محل برش جراحی در کنترل درد پس از عمل میباشد. بهمنظور دستیابی به مستندات علمی مرتبط جستوجو به زبان فارسی و انگلیسی با استفاده از کلید واژههای تزریق موضعی محل انسزیون، انفیلتراسیون زخم با مواد آنالژزیک و کنترل درد پس از عمل در پایگاههای اطلاعاتیGoogle Scholar ،PubMed و Scopus طی سالهای 2000 تا 2020 انجام شد. تاکید ما بر روی مطالعاتی بود که از تزریق تک دوز داروی آنالژزیک موضعی در محل برش جراحی در پایان عمل جراحی برای کنترل درد استفاده کرده بودند. درمجموع 10 مطالعه مرور شد. چهار مطالعه در زمینه عملهای لاپاروسکوپی ژنیکولوژی و غیر ژنیکولوژی، سه مطالعه در زمینه لاپاراتومی و سه مطالعه مروری بود. بررسیها نشان داد که تزریق آنالژزیک موضعی در برش جراحی برای کنترل درد پس از عمل، ایمن و بدون عوارض جانبی میباشد و زمان عمل جراحی را افزایش نمیدهد.
سمیرا شیری، محمود قاسمی، خیراله اسدالهی، مریم دلدار، کوروش سایهمیری،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف هورمون رشد داروهای لتروزول، اکساندرولون و آناستروزول میتواند باعث افزایش قد در کودکان و نوجوانان گردد. با توجه به اینکه برآوردی کلی از میزان تاثیر این داروها بر افزایش قد کودکان و نوجوانان با کوتاه قدی ایدیوپاتیک (ISS) وجود ندارد و مطالعات مختلف برآوردهای متفاوتی ارایه دادهاند، هدف این مطالعه مقایسه اثر هورمون رشد، لتروزول، اکساندرولون، آناستروزول و ترکیب هورمون رشد و مهارکنندههای آروماتاز بر افزایش قد در کودکان و نوجوانان مبتلا به (ISS) بهروش متاآنالیز است.
روش بررسی: با جستوجو در پایگاههای الکترونیکیWeb of Science، Scopus، ISI، Google Scholar Cochrane و PubMed با استفاده از کلید واژههای Body Height، Short Stature، Aromatase، Idiopathic، Inhibitors، Anastrozole، Oxandrolone، Letrozole و Growth Hormone مطالعات بالینی تصادفی شده (RCT) که به بررسی اثر ترکیب هورمون رشد و داروهای مهارکننده آروماتاز، هورمون رشد، لتروزول، اکساندرولون و آناستروزول بر افزایش قد در کودکان و نوجوانان مبتلا به کوتاه قدی پرداختهاند استخراج شد. برای سنجش میزان افزایش قد از شاخص نمره انحراف معیار قد (HSDS) پیش و پس از مداخله استفاده شد.
یافتهها: شاخص افزایش قد (HSDS)، با مصرف ترکیب هورمون رشد و یکی از داروهای مهارکننده آروماتاز (58/1-38/0=CI%95)98/0SMD=، با مصرف داروی هورمون رشد (14/1-62/0=CI%95)88/0SMD=، با مصرف داروی لتروزول (51/1-16/0=CI%95)83/0=SMD، با مصرف داروی اکساندرولون (99/12-0/0=CI%95)56/0SMD= و با مصرف آناستروزول (63/0-00/0=CI%95)31/0SMD= بهدست آمد، که نشان میدهد همه داروهای مذکور در افزایش قد تاثیر معناداری داشتهاند. (05/0P<).
نتیجهگیری: هرچند که تاثیرگذاری داروی هورمون رشد بر افزایش قد، بیشتر از داروهای مهارکننده آروماتاز بود اما با اضافه کردن یکی از مهارکنندههای آروماتاز به هورمون رشد میتوان اثربخشی هورمون رشد را افزایش داد.
علیرضا سرمدی، احمد کچویی، مصطفی واحدیان، عنایتاله نوری، مژده بهادرزاده، امراله سلیمی، محمد حسین عاصی،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سختی عمل کولهسیستوکتومی لاپاراسکوپیک در بیماران دیابتی بهطور واضح روشن نیست و روش ارجح عمل جراحی کولهسیستکتومی در این افراد هنوز موضوع مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر دیابت بیماران بر سختی عمل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: در این مطالعه، اطلاعات بیماران مراجعهکننده به بیمارستان فرقانی و شهید بهشتی قم که از فرودین 1398 تا فروردین 1399 تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفته بودند به دو گروه دیابتی و غیر دیابتی تقسیم و سپس اطلاعات حین عمل شامل مدت زمان عمل، خونریزی، چسبندگی و تبدیل به عمل باز از پروندههای مربوطه استخراج و وارد چک لیست شدند. در مرحله آخر فاکتور دیابت بهعنوان یک ریسک فاکتور در این دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: اسکار شکمی، کیسه صفرا قابل لمس و نگ صفرا در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (33/0=P). اما سابقه حملات کولهسیستکتومی در دو گروه تفاوت معناداری داشت (05/0P<). مقادیر آزمایشگاهی بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (05/0P<). عملهای سخت در بیماران دیابتی به نسبت بیماران غیر دیابتی بیشتر بود و حتی دو مورد تبدیل به عمل باز در گروه بیماران دیابتی دیده شد، اما تفاوت آماری معناداری بین دو گروه از نظر سختی عمل مشاهده نشد (09/0=P). خونریزی حین عمل، در بین دو گروه تفاوت آماری معناداری داشت (02/0=P). اما چسبندگی حین عمل بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (38/0=P).
نتیجهگیری: در نهایت مطالعه ما نشان داد که دیابت میتواند بهعنوان یک ریسک فاکتور برای سختی عمل کولهسیستکتومی قابل پیشبینی باشد.
زهره قریشی، علی اصفهانی، شیما عسگرزاد، لاله پیاهو، فاطمه حاجیزاده شرفآباد،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در بین انواع سرطانها، سرطان پانکراس یکی از وخیمترین پیشآگهیها را دارد. مصرف اتانول بهدلیل نقش آن در بسیاری از مسیرهای سیگنالی و متابولیکی سرطانزا و نیز یکی از دلایل اصلی ایجاد پانکراتیت مزمن که به نوبهخود زمینهساز ایجاد سرطان پانکراس محسوب میشود می تواند از عوامل خطر ابتلا به این بدخیمی باشد، با اینحال شواهد در این زمینه متناقض است. این مطالعه با هدف بررسی جامع مطالعات موجود در زمینه ارتباط بین مصرف مشروبات الکلی و خطر سرطان پانکراس مبتنی بر مرور نظاممند مطالعات همگروهی انجام شد.
روش بررسی: پایگاههای الکترونیکی شامل PubMed،Scopus ، Web of science و Google scholar با استفاده از کلمات کلیدی “Pancreatic cancer” و“Alcohol” و کلمات مشابه جستجو شد تا مقالات همگروهی که از سال 1990 تا آوریل 2021 در زمینهی الکل و سرطان پانکراس منتشر شده بودند، گردآوری شود.
یافتهها: در مجموع 858 مقاله شناسایی شد که از بین آنها 22 مقاله معیارهای ورود به این مرور نظاممند را داشتند. نتایج مطالعات به صورت کیفی گزارش شد. بررسی جامع مطالعات نشان داد که مصرف مقادیر کم تا متوسط الکل ارتباط مستقیم غیرمعنادار با سرطان پانکراس داشت، در حالیکه مصرف مقادیر زیاد مشروبات الکلی، بهویژه از نوع لیکور ارتباط مستقیم و چشمگیری با خطر سرطان پانکراس یا مرگ ناشی از آن نشان داد.
نتیجهگیری: مصرف مقادیر بالای الکل در مدت طولانی میتواند خطر سرطان پانکراس را افزایش دهد. مطالعات تحلیلی با مدت پیگیری طولانیتر و کنترل متغیرهای مخدوشگر جهت دستیابی به نتایج با ثبات و عاری از خطا مورد نیاز است.
فریده ظفری زنگنه، صمد محمدنژاد، محمد مهدی نقیزاده، مریم باقری، الناز حکمت،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کانکسنها (Connexin) پروتیین غشایی در ساختار اتصال شکافی یا گپ جانکشنها هستند که عهدهدار انتقال یونها و مولکولهای پیامرسان به تخمکاند. هدف این مطالعه بررسی نقش گیرنده بتا-دو آدرنرژیک در روند رشد فولیکول براساس بیان ژن دو کانکسن (Connexin)، 37 و 43 گپ جانکشنهاست که نقش اولیه را در از سرگیری مجدد روند میوتیک و بلوغ اووسیت دارند.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی از فروردین 98 تا آبان 1399 در مرکز تحقیقات بهداشت باروری بیمارستان امام خمینی تهران در دو گروه مطالعه (زنان با پاسخ ضعیف تخمدان) و کنترل (زنان اهداکننده تخمک) انجام شد. هر گروه با معیار بولونیا (Bologna) و ضوابط ورود اندکس توده بدنی زیر m2/kg 28 و محدوده سنی45-20 سال و ضوابط خروج عدم مصرف دارو بهجز تحریککنندههای تخمدان و عدم ابتلا به بیماری وارد مطالعه شدند. سیکل تحریک تخمکگذاری اجرا و کومولوسها پس از پانکچر جدا و در محیط کشت سلولی قرار گرفتند. ایزوپروترنول (آگونیست) و پروپرانولول (آنتاگونیست) گیرنده بتا-دو با غلظتnM 100 به محیط اضافه و استخراج RNA انجام و cDNA سنتز گردید. بیان ژن توسط تکنیک Real-time PCR تعیین شد.
یافتهها: بیان ژن هر دو کانکسن (Connexin) در گروه مطالعه بدون دارو (001/0P<)، پروپانولول (001/0P<) و ایزوپروترنول (001/0P<) نسبت به گروه کنترل تغییر معنادار داشت. ایزوپروترنول سبب کاهش و پروپانولول منجر به افزایش بیان ژن گردید (001/0P<).
نتیجهگیری: این نتایج نشان داد که پاسخ ضعیف تخمدان با فعالیت گیرنده بتا-دو در تعامل معنادار است.
زهرا عسگری، اعظم برخوردارینسب، ریحانه حسینی، علیرضا هادیزاده، ونوس چگینی، سارا فرزادی،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پرپ مکانیکال روده (MBP) پیش از جراحیهای لاپاراسکوپی ژنیکولوژی بهطور شایعی مورد استفاده قرار میگیرد اما هنوز هم نقش و تاثیر آن در این جراحیها بهطور کامل اثبات نشده است. در این مطالعه سعی در تعیین میزان بهبود دید فضای لگنی و هندلینگ رودهها و همچنین عوارض این فرایند شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت یک کارآزمایی بالینی یک سوکور بر روی ۱۲۰ بیمار که کاندید جراحی لاپاراسکوپی ژنیکولوژی خوشخیم بودند در فاصله زمانی تیر ماه 1399تا دی ماه 1399 انجام گرفت. بیماران بهطور تصادفی در دو گروه ۶۰ نفره مورد و شاهدی، با و بدون انما با نرمال سالین قرار گرفتند. میزان دید لگنی و هندلینگ رودهها از تیم جراحی و میزان علایم گوارشی بیماران توسط پرسشنامه، جمعآوری و ارزیابی شد.
یافتهها: هیچ اختلاف معناداری در میزان دید فیلد جراحی و هندلینگ رودهها در دو گروه مشاهده نشد.همچنین بیماران تنها در میزان اتساع شکم که در گروه مورد بیشتر بود تفاوتی در میزان علایم گوارشی نداشتند. هیچ اختلاف معناداری در زمان صرف شده برای جراحی، عوارض پس از عمل و میزان خونریزی حین عمل دیده نشد. طول مدت بستری بیمار در بیمارستان حدود پنج ساعت در گروه انما بیشتر بود.
نتیجهگیری: انما با نرمال سالین پیش از لاپاراسکوپی نهتنها تاثیری در بهبود دید لگنی و هندلینگ رودهها در طول جراحی ندارد و منجر به کاهش عوارض جراحی و علایم گوارشی بیمار پس از عمل نمیشود، بلکه منجر به افزایش طول بستری بیمار در بیمارستان و فشار کاری اضافه بر تیم پرستاری میگردد. بنابراین انما با 9% نرمال سالین (N/S) پیش از جراحیهای خوشخیم لاپاراسکوپی ژنیکولوژی توصیه نمیشود.
نگار حیدری، پریا حیدری، نادر سالاری، حکیمه اکبری، مسعود محمدی،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پارکینسون از جمله بیماریهای مغز و اعصاب مزمن و پیشرونده است. مطالعات مختلف عوامل مرتبط گوناگونی را در مورد بیماری پارکینسون گزارش کردهاند. اما مطالعه جامعی که نتایج این پژوهشها را بهصورت کلی نشان دهد یافت نشد، از اینرو پژوهش حاصل با هدف تعیین عوامل مرتبط با پارکینسون طی یک مطالعه مرور سیستماتیک انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یا مطالعه مرور سیستماتیک بوده که مقالات مورد نظر با جست و جو در پایگاههای اطلاعاتی ملی و بینالمللی Cochrane , ScienceDirect , PubMed, SID , Magiran , Web of science , Irandoc , Google scholar تا اسفند 1399 استخراج شدند. معیار انتخاب مطالعات در دسترس بودن متن کامل آنها بود. جهت دسترسی به اطلاعات بیشتر، منابع مقالات مورد بررسی نیز برای دسترسی به مقالات دیگر مورد بازبینی قرار گرفت.
یافتهها: در بررسی این مطالعات عواملی مانند سابقه خانوادگی، شغل کشاورزی، باسوادی، استرس، مصرف آب چاه، افزایش سن، عوامل محیطی، عوامل ژنتیکی، قرار گرفتن در معرض آفت کشها و سوءمصرف مشروبات الکلی بهعنوان عوامل خطرساز گزارش شدند. عواملی مانند مصرف سیگار و دانههای روغنی، مصرف مقادیر بالای کمپلکس ویتامینهای B، مصرف هورمونهای استروژنی زنانه، و سلنیم بهعنوان عوامل محافظتکننده از ابتلا افراد به پارکینسون گزارش شدند.
نتیجهگیری: با توجه نتایج مطالعه حاضر و با وجود اینکه درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد، عوامل محافظتکننده و خطرساز باید بهطور جدی مدنظر سیاستگزاران سلامت جهت اقدامات پیشگیرانه مدنظر قرار گیرد.
حمید ارشدی، پویا حکمتی، حجتالله راجی، محمد واسعی، مهرزاد مهدیزاده،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: فیستول آپاندیس به مثانه در بیماران مبتلا به کیستیک فیبرزوزیس، موردی نادر است که لحاظ آن در تشخیصهای افتراقی درد شکم این بیماران مهم میباشد. این مورد سومین گزارش از این نوع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد.
معرفی بیمار: در این مقاله یک دختر نه ساله ایرانی مبتلا به کیستیک فیبروزیس که در دی ماه سال 1399، با تشخیص توده مثانه در بیمارستان مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم تهران، تحت عمل جراحی قرار گرفت، گزارش میشود. در حین جراحی مشخص گردید که این توده در واقع آپاندیس بیمار با تهاجم به دیواره مثانه است، که بهصورت توده مثانه تظاهر کرده است.
نتیجهگیری: نظر به اینکه دردهای شکمی یک عارضه نسبتا شایع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد، توجه به علل نسبتا ناشایعتر نیز در این بیماران، در صورت عدم پاسخ به درمانهای معمول لازم میباشد.
مریم نوحی، سید حسام سیدین، روحاله زابلی، سمانه قدس، لیلا نجفی،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت یکی از مهمترین نیازهای انسان و از شاخصهای اصلی توسعه و رفاه اجتماعی محسوب میشود. امروزه افزایش روزافزون هزینههای سلامت، محدودیت منابع و نیازهای نامحدود درنظام سلامت، لزوم تجدید نظر در رفتارهای درمانی را موجب گردیده و از آنجا که خدمات پاراکلینیک، بخش مهم و پرهزینه خدمات سلامت است، شناسایی عوامل تاثیرگذار برآن ضروری بهنظر میرسد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی است که از مهر 1398 تا مهر 1400 از طریق مصاحبه چهره به چهره نیمه ساختارمند با 17 نفر از خبرگان انجام شده و سپس با تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافتهها: پس از بکارگیری روشهای پژوهش کیفی و تحلیل موضوعی، مضامین شناسایی شده در قالب سه مضمون فراگیر درونداد، فرآیند و برونداد دستهبندی شدند. دروندادها خود شامل پنج مضمون سازماندهنده شامل ساختار پاراکلینیک، توانمندسازی نیروی انسانی، مدیریت هزینه، مسئولیت اجتماعی و خرید خدمت بودند. فرآیندها از چهار مضمون سازماندهنده پذیرش و ارایه خدمات، نظارت و ارزیابی اجرا، هماهنگی بینبخشی، بکارگیری نوآوری و خلاقیت در ارایه خدمات تشکیل شده بودند. در نهایت بروندادها نیز شامل سه مضمون سازماندهنده پیشگیری از بیماریها و ارتقاء سلامت افراد، کسب مزیت رقابتی و کاهش هزینههای سلامت بودند.
نتیجهگیری: جهت خرید یا مصرف منطقی خدمات پاراکلینیک، شناخت ابعاد و مولفههای موثر برآن ضروری است. به مدیران سازمان تامین اجتماعی پیشنهاد میشود برای بهبود ارایه خدمات پاراکلینیک بر توانمندسازی کارکنان، استفاده از روشهای نوآورانه و هماهنگی بینبخشی تاکید بیشتری داشته باشند. همچنین از طریق نظارت و ارزیابی برای فعالیتهای اجرایی میتوانند هم به مسئولیت اجتماعی خود بهتر عمل کنند و هم خدمتگیرندگان از خدمات سلامت بهتری برخوردار شوند.
سحر صدیق، فاطمه خلیلی، اصغر عبدلی، فاطمه آذرکیش، کمال عبدالمحمدی،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، سرطان دهانه رحم از سرطانهای شایع در بین زنان پس از سرطانهای سینه، کولورکتال و ریه است. همه زنان احتمال ابتلا به این بیماری را داشته و شانس وقوع آن در زنان بالای 30 سال بیشتر میباشد. این سرطان، یکی از انواع سرطانهای قابل پیشگیری از طریق واکسیناسیون است. مطالعه پیش رو با هدف تحقیق درباره نقش واکسن در پیشگیری از ابتلا به سرطان دهانه رحم انجام شده است. در این مطالعه مروری مقالات منتشر شده طی سالهای 1400-1394 از پایگاههای Pubmed، SID، Cochrane Library،Science Direct و Google Scholar بررسی شدند. از کلمات کلیدی واکسن پاپیلوما و سرطان دهانه رحم در منابع فارسی و HPV vaccine و Cervical Cancer در منابع انگلیسی استفاده شد. جستوجوی موضوعی نیز با استفاده از سرعنوانهای موضوعی پزشکی MeSH انجام شد. واکسیناسیون علیه ویروس پاپیلومای انسانی مقرون بهصرفهترین اقدام بهداشت عمومی علیه سرطان دهانه رحم میباشد. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه برنامههای جدی واکسیناسیون ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و غربالگری علیه سرطان دهانه رحم در حال اجراست. واکسیناسیون HPV دارای اثربخشی بالا و در بسیاری از کشورها به برنامه ایمنسازی آنها افزوده شده است. در حال حاضر سه نوع واکسن معرفی شده که واکسن گارداسیل نه ظرفیتی، اثربخشی بالاتری نسبت به دو نوع دیگر دارد، ولی از نظر هزینه-اثربخشی واکسن گارداسیل چهار ظرفیتی بیشتر توصیه گردیده است. باتوجه به شیوع بالای سرطان دهانه رحم در ایران، استفاده از واکسن، هدفمندسازی و اجرای بهموقع تستهای غربالگری و آموزش راههای پیشگیری از ابتلا به سرطان دهانه رحم پیشنهاد میشود.