342 نتیجه برای پا
سید محمد حسن عادل، سعاد فاضلی، فاطمه جرفی، هدا ممبینی، حمیرا رشیدی،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات اضافه کردن مهارکنندههای انتخابی انتقالدهنده سدیم-گلوکز (SGLT2) به درمان استاندارد استاتینها در بیماران با سندرم کرونری حاد (ACS) متناقض میباشد. همچنین تاکنون اثرات درمان ایمپاگلیفلوزین پس از مداخله زیر جلدی کرونری (PCI) بر پروفایل لیپیدی بیماران دیابتی تیپ دو بررسی نشده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی کنترل شده دوسویهکور بر روی 93 بیمار (56 مرد و 37 زن، میانگین سنی 55/56 سال) انجام شد. بیماران از بین مراجعهکنندگان دیابتی تیپ دو تحت PCI در بازه زمانی فروردین 1399 تا دی 1399 انتخاب شدند. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه دریافتکننده ایمپاگلیفلوزین (mg 10 یک بار در روز) یا پلاسبو با دوز مشابه در کنار درمانهای استاندارد برای مدت شش ماه قرار گرفتند. تغییرات پارامترهای متابولیک از جمله پروفایل لیپیدی پیش و شش ماه پس از مداخله بررسی شد.
یافتهها: در گروه پلاسبو پس از درمان سطوح LDL-C (متوسط mg/dl 0/90 به 0/82، 008/0=P) و HDL-C (متوسط mg/dl 0/40 به 0/35، 090/0=P) کاهش یافت، در حالیکه در گروه ایمپاگلیفلوزین سطح LDL-C (متوسط mg/dl 0/87 به 0/96، 875/0=P) و HDL-C (متوسط mg/dl 0/38 به 0/48، 007/0=P) افزایش یافت. درمان با ایمپاگلیفلوزین و پلاسبو تاثیر معناداری در تغییر سطوح توتال کلسترول، تریگلیسیرید و eGFR نداشت (05/0<P). میزان کاهش وزن و کاهش FBS در بیماران گروه ایمپاگلیفلوزین بهطور معناداری بیشتر از پلاسبو بود (بهترتیب 001/0=P و 048/0=P).
نتیجهگیری: ایمپاگلیفلوزین در بهبود پارامترهای متابولیک بیماران دیابتی پس از PCI در مقایسه با پلاسبو اثربخشی بهتری ندارد، بنابراین تجویز این دارو در بیماران دیابتی پس از PCI مقرون به صرفه نمیباشد.
علیرضا رضایی، نرگس غلامی، لیلا باژدان، مریم حقیقی مراد، نرجس جعفری،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف تشخیص غیرتهاجمی افزایش فشار مایع مغزی نخاعی در بیماران دارای افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک با کمک سونوگرافی ترانس اوربیتال صورت گرفته است.
روش بررسی: دراین مطالعه توصیفی–مقطعی تمام بیماران زیر 18 سال که با شکایت افزایش سر درد یا استفراغ یا تاری دید یا فلج عصب شش به درمانگاه نورولوژی بیمارستان لقمان حکیم تهران از مهر ماه سال 96 تا مهر ماه سال 97 مراجعه نمودهاند، مورد مطالعه قرار گرفتند. همه بیمارانی که در معاینه ادم پاپی داشتند و تصویربرداری مغزی آنها نرمال بود و مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک بودند بهصورت متوالی وارد مطالعه شدند. برای هر بیمار پیش از انجام پونکسیون کمری، قطر غلاف عصب اپتیک با سونوگرافی ترانس اوربیتال اندازهگیری شد و سپس پونکسیون کمری جهت بررسی فشار مایع مغزی نخاعی انجام شد.
یافتهها: از 10 بیمار مطالعه حاضر 10% دختر، 90% پسر، با حداقل سنی 5/2 سال، حداکثر 14 سال، میانگین سنی نه سال و متوسط توده بدنی kg/m2 5/22 بودهاند. تمام مراجعین فشار مایع مغزی نخاعی بیشتر از 25 (متوسط cm 40 آب) و همگی اندازه قطر غلاف عصب اپتیک چشم راست و چپ در آنها بیشتر از نقطه برش mm 5/4 (با میانگین در چشم راست mm 31/6 و چشم چپ mm 64/6 بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر اندازهگیری قطر غلاف عصب اپتیک در بیماران مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک میتواند بهعنوان روش کمک تشخیصی غیرتهاجمی مطرح شود.
سید رضا رئیسکرمی، مایا قشقایی منصور، یحیی عقیقی، مامک شریعت،
دوره 80، شماره 4 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتریت ایدیوپاتیک جوانان شایعترین بیماری روماتولوژی در اطفال، شامل یک گروه از اختلالات که همگی دارای تظاهر بالینی مشترک آرتریت هستند. هدف بررسی علایم بالینی و آزمایشگاهی کودکان مبتلا به آرتریت ایدیوپاتیک جوانان درمان شده با پالس وریدی متیل پردنیزولون بوده است.
روش بررسی: این مطالعه، یک پژوهش توصیفی- مقطعی 20 ساله از سال ۱۳۷۲ الی ۱۳۹۲میباشد. اطلاعات 202 بیمار بستری با تشخیص JIA که پروندهای شامل دادههای دموگرافیک (جنس و سن)، دادههای بالینی و آزمایشگاهی داشتند ثبت گردید و توسط SPSS software, version 17 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 65/3±98/6 سال بود. پس از درمان در تمام گروههای سنی و جنسی میانگین HB و HCT بهطور معنادار افزایش و WBC و PLT بهطور معنادار کاهش داشت. میانگین CRP و ESR کاهش معنادار داشت. میانگین آلکالن فسفاتاز در گروه پسران کاهش معنادار داشت. در AST و ALT تغییرات معنادارنبود. در سطح Ca و K، کاهش معناداربود. در میزان Na افزایش معنادار بود. سطح Ca در پسران و K در دختران کاهش معنادار و Na در پسران دارای افزایش معنادار بود. سدیم سرم در گروه سنی بالای 10 سال افزایش معنادار داشت، پتاسیم در گروه سنی پنج تا 10 سال و کلسیم در گروه سنی تا پنج سال و بالای 10 سال کاهش معنادار داشت. FBS تغییر معنادار نداشت. فشارخون افزایش معنادار داشت. در این مطالعه بیشترین درگیری مفصل در زانو 7/89% و کمترین درگیری در مفصل گردن با 4/7% بود که در نهایت بهطور معناداری در پاسخ به درمان 7/76% بهبودی داشتهاند.
نتیجهگیری: با توجه به در دسترس بودن، بهتر شدن عملکرد بیمار و کاهش علایم بالینی، این روش درمانی توصیه میشود. هرچند نیاز به مطالعات بیشتر و مشاوره سایر متخصصین از جمله مشاوره قلب وعروق ضروری بهنظر میرسد.
سید مصطفی سیدمردانی، پویا صدیقیانی، یوسف روستا،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شکستگیهای پاتولوژیک به شکستگیهای استخوانی غیرترومایی اطلاق میشود که تحت شرایط خاص از جمله متاستازهای سرطانی، استئوپروز، مصرف طولانی مدت داروهای کورتیکواستروییدی، و غیره بروز میکنند. هدف از انجام این مطالعه بررسی علل بروز شکستگیهای پاتولوژیک ناشی از بیماریهای مختلف در بیماران مراجعهکننده به بیمارستان آموزشی امام خمینی (ره) شهرستان ارومیه میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه به روش سرشماری تمامی بیماران مبتلا به شکستگی پاتولوژیک بستری شده در بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه از فروردین ماه سال 1394 تا اسفند ماه سال 1398 مورد بررسی قرار گرفتند. پس از ثبت اطلاعات دموگرافیکی، ارتباط احتمالی علل شکستگی با جنسیت، سن، و محل آناتومیک شکستگی از طریق Chi-square test مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع 168 بیمار با میانگین سنی 1/21±6/58 وارد مطالعه شدند. طبق نتایج بهدست آمده در این مطالعه، توزیع فراوانی شایعترین علل شکستگی پاتولوژیکی بهترتیب مربوط به استئوپروز (3/33%) و متاستاز کارسینومایی (6/28%)، و تومور اولیه (3/11%) بود. مهرههای ستون فقرات (1/57%) و ناحیه پروگزیمال گردن استخوان فمور (4/27%) بهترتیب بیشترین محلهای آناتومیکی در معرض شکستگی بودند. به طوریکه استئوپروز و متاستاز کارسینومای استخوانی بهترتیب بیشترین علل گزارش شده در میان زنان و مردان بود. همچنین، معمولترین علت شکستگی در سنین زیر پنجاه سال استئوسارکوم اولیه، و در سنین بالای پنجاه سال استئوپروز بود (05/0P<).
نتیجهگیری: در این مطالعه مهمترین علل شکستگیهای پاتولوژیکی، استئوپروز و متاستازهای کارسینومایی بودند که در سنین بالای 50 و زیر 50 سال متفاوت بود. طبق نتایج آماری، شایعترین محل آناتومی در ستون مهرهها و ناحیه پروگزیمال گردن استخوان فمور گزارش شد.
احمد رضا عصاره، مرضیه جعفرپور، محمد حسین حقیقیزاده، نهضت اکیاش،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سیگار کشیدن خطر بروز حوادث قلبی را در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر افزایش میدهد. از اینرو، ارزیابی اثرات بازتوانی قلبی مبتنی بر ورزش بر عملکرد اندوتلیال در بیماران سیگاری و همچنین بررسی ظرفیت عملکردی در این بیماران ضروری میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 56 بیمار سیگاری غیردیابتی با سابقه مداخله عروق کرونر از طریق پوست یا بایپس عروق کرونر در خرداد تا شهریور 1394 در بیمارستان امامخمینی اهواز انجام شد. براساس بازتوانی قلبی، بیماران به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. پیش از بازتوانی، قندخون ناشتا، پروفایل لیپیدی (لیپوپروتیین با چگالی کم، لیپوپروتیین با چگالی بالا، تریگلیسرید و کلسترول توتال) و (Ankle brachial index (ABI جهت بررسی عملکرد اندوتلیال اندازهگیری شدند. همچنین، Metabolic equivalents (METs) براساس پرسشنامه Duke activity status index اندازهگیری شدند. پس از گذراندن 24 جلسه بازتوانی (در طول مدت دو ماه و بهصورت هر هفته سه جلسه یک ساعته)، مقادیر فوق مجدداً چک و با مقادیر اولیه مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین سنی افراد در گروه بازتوانی قلبی و گروه شاهد بهترتیب 18/61 و 32/52 بود. پیش از انجام مداخله در هیچیک از متغیرهای ABI، BMI، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، LDL، تریگلیسرید، کلسترول تام و قندخون ناشتا تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده نشد و تنها تفاوت معنادار مشاهده شده میان دو گروه در میزان HDL و MET دیده شد. پس از بازتوانی قلبی، میانگین میزان تغییرات ABI با تمرینات ورزشی بهطور میانگین در نیمه راست بدن 078/0+ و در نیمه چپ بدن 084/0+ بود که در گروه شاهد این مقادیر بهترتیب 002/0 و 003/0 بود (001/0P=). میزان تغییرات در افزایش METs و نیز کاهش شاخص توده بدنی، فشارخون سیستولی و دیاستولی در گروه بازتوانی نسبت به گروه شاهد از لحاظ آماری معنادار بود. افزونبراین، تغییر معناداری در قند خون ناشتا و پروفایل لیپیدی میان گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: دو ماه بازتوانی قلبی با تمرینات ورزشی منظم با بهبود میزان ABI بهعنوان شاخصی برای عملکرد اندوتلیال و پیشآگهی بیماریهای قلبی-عروقی و نیز بهبود ظرفیت عملکردی قلبی (افزایش شاخص METs) در میان بیماران سیگاری همراه است.
غزاله جمشیدی، فرشید باباپور مفرد، مهیار غفوری، حمیدرضا سلیقه راد،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات (Pca) یکی از شایعترین سرطانها در مردان در سالهای اخیر است. تصویربرداری تشدید مغناطیسی چند پارامتری (mp-MRI) بهطور فزایندهای برای شناسایی، تعیین موقعیت و مرحلهبندی سرطان پروستات استفاده شده است. در این رویکرد ترکیبی از اطلاعات مورفولوژی T2-w در کنار حداقل دو روش تصویربرداری عملکردی نظیر دیفیوژن (DWI)، افزایش کنتراست دینامیک (DCE) و طیفسنجی تشدید مغناطیسی (MRS) استفاده میشود.
روش بررسی: منابع مهم در نظر گرفته شده در بررسی حاضر، مطالعات در حوزه تشخیص سرطان پروستات با استفاده از mp-MRI میباشند. جستجو با استفاده فهرستی از موتورهای جستجو صورت گرفته است. در این پژوهش با مروری بر مطالعات انجام شده از سال 2015 تا 2021، نقش و پتانسیل ادغام نتایج تصویربرداریهای مورفولوژی و عملکردی در یک رویکرد چندپارامتری مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت و ترکیب بهینه معرفی شد. این مطالعه در طی مهر 1395 تا بهمن 1400 انجام گرفته است.
یافتهها: طبق بررسیهای انجام شده، ترکیب T2-w و DWI و DCE بهینهترین توالی پالس در رویکرد mp-MRI معرفی شده که بالاترین میزان حساسیت و اختصاصیت را در تشخیص، تعیین محل و مرحلهبندی سرطان پروستات ایجاد مینماید. بهکارگیری شدت میدان 3T در مقابل 1.5T، بهبود دقت تشخیص را در پی داشته و انتخاب کویل داخل رکتوم برتری چندانی نسب به کویلهای آرایه فاز در تشخیص و تعیین محل این سرطان ایجاد نمیکند.
نتیجهگیری: مناسبترین ترکیب توالی پالس برای تحقق اهداف mp-MRI، T2-w، DWI و DCE است. این مقاله مروری امکان بررسی کاملی از تحقیقات گذشته شامل نقاط قوت و ضعف مدالیتههای مربوطه در تشخیص سرطان پروستات را محققین میدهد. همچنین نتایج حساسیت و اختصاصیت مطالعات اخیر را گزارش میکند.
حسن بسکابادی، مهدیه میر، مریم ذاکریحمیدی،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: جنس نوزاد از عوامل خطرساز زردی نوزادی است ولی اختلاف شدت زردی و پیشآگهی زردی بین دو جنس مشخص نیست. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی شدت، طول مدت و عوارض زردی در دو جنس دختر و پسر انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی بوده که روی 2847 نوزاد زرد بالای 35 هفته بستری شده در بخش نوزادان بیمارستان قائم (عج) مشهد طی خرداد 1393 تا خرداد 1400، با نمونهگیری در دسترس انجام شده است. پس از تأیید زردی در نوزادان دادهها با استفاده از چکلیست پژوهشگر ساخته شامل اطلاعات دموگرافیک مادر، مشخصات کامل نوزاد و یافتههای آزمایشگاهی ثبت و تکامل نوزادان تا دو سالگی براساس تست دنور دو بررسی شد.
یافتهها: 1642 نوزاد (7/57%) پسر و 1205 نوزاد (3/42%) دختر بودند. میانگین و انحرافمعیار بیلیروبین در مقادیر کمتر از mg/dl 20 در پسرها mg/dl 48/2±20/17 و در دخترها mg/dl 80/2±54/16 (000/0P=)، وزن هنگام تولد در پسرها kg 49/0±16/3 ودر دخترها 45/0±07/3 (000/0=P) بود. در دو گروه نوزادان پسر و نوزادان دختر، سن (004/0=P)، بیلیروبین مستقیم (000/0=P)، کومبس مستقیم و غیرمستقیم (000/0=P) و کمبود آنزیم G6PD (000/0=P) تفاوت معناداری داشت. کرنیکتروس حاد در 25(03/2%) نوزاد پسر و 4(46/0%) نوزاد دختر گزارش شده است (001/0P<). در فالوآپ دو ساله نوزادان 23 نوزاد (9/1%) پسر و 11 نوزاد (28/1%) دختر تأخیر تکاملی داشتهاند (05/0P<).
نتیجهگیری: میزان بروز زردی در نوزادان پسر بیشتر از نوزادان دختر بوده است که احتمالا درصدی از این اختلاف ناشی از شیوع بالاتر کمبود آنزیم G6PD در پسرها میباشد. شدت زردی نیز در مقادیر کمتر از mg/dl 20 در پسرها بیشتر بوده است. زردی در نوزادان پسر پیشآگهی وخیمتری دارد.
تارا غفوری، نگین معنویزاده،
دوره 80، شماره 7 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در مطالعه حاضر، یک رویکرد انتخاب ویژگی ترکیبی از روشهای فیلتر و بستهبندی، با هدف تشخیص وضعیت بیماری و بقای بیمار، برای تعدادی از مجموعه دادگان علوم زیستی با تعداد متفاوت نمونه، ویژگی و کلاس پیادهسازی میشود؛ بنابراین، این راهبرد از مزایای هر دو روش، شامل سرعت عملکرد، تعمیمپذیری و دقت بالا بهره میبرد.
روش بررسی: الگوریتمهای انتخاب ویژگی در چارچوب بازشناسی آماری الگو در نرمافزار Matlab R2021a طی فروردین و اردیبهشت 1401 مدلسازی شدهاند. ابتدا ویژگیها بر پایه اطلاعات متقابل بهنجار شده رتبهبندی میشوند و یک زیرمجموعه ویژگی بهینه با بالاترین دقت دستهبند انتخاب میشود. پس از خوشهبندی مجموعه داده بهروش Mini Batch K-means و استخراج ویژگیهای رتبهبندیشده، الگوریتمهای شمول و خروج ویژگی به مجموعه دادگان اعمال میشوند.
یافتهها: رویکردهای انتخاب ویژگی پیشنهادی برای مجموعه دادگان زیستشناسی مولکولی، ویروس هپاتیت C و باکتری E.coli، امتیاز صحت و فراخوانی بالای 98% را نتیجه میدهند، که به معنای حضور تعداد بسیار کم موارد مثبت کاذب و منفی کاذب در دستهبندی با ماشین بردار پشتیبان خطی است. برای مجموعه داده ویروس هپاتیت C، با انتخاب 9 ویژگی مرتبط از 13 ویژگی موجود با روش خروج ویژگی، دقت دستهبندی 92/98% و امتیاز F1 02/%99 بهدست میآید. رویکرد شمول ویژگی نیز با یک اختلاف جزیی، دقت 78/98% را نتیجه میدهد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشاندهنده توانمندی رویکردهای انتخاب ویژگی بهکار رفته برای مجموعه دادگان علوم زیستی با ابعاد بالای ویژگی همچون مجموعه داده بیان پروتیین میباشد. قابلیت تعمیمپذیری به سایر دستهبندها و تعیین خودکار تعداد ویژگیهای بهینه در طول فرآیند انتخاب ویژگی، این رویکردها را در بسیاری از کاربردهای دادهکاوی برای علوم زیستی انعطافپذیر میسازد.
زهرهالسادات میریپور، مهسا فرامرزپور، پریسا آقایی، الهام شیرعلی، سهیلا سرمدی، پریسا حسینپور، محمد عبدالاحد،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه سرطان دهانه رحم در زنان بالغ با آزمایشهای تشخیصی زودهنگام، قابلیت درمان و مدیریت بیماری بهتری دارد، اما تشخیص دقیق و سریع هرگونه نشانهای از ضایعات نئوپلازی درون اپیتلیالی دهانه رحم و دیسپلازی پرخطر در هر مرحلهای بسیار مهم است. اگر هر سلول پیشسرطانی/مشکوک غیرطبیعی در فرآیند تشخیصی مرسوم (پاتولوژی) شناسایی نشود، نمیتوان آن را پیش از تبدیل ضایعه به سرطان دهانه رحم درمان کرد و در نتیجه میزان بقای بیماران را افزایش داد.
روش بررسی: در این مطالعه بالینی که یک مطالعه آزمایشی و غیرتصادفی است، کارایی و دقت تشخیصی حسگر سنجش الکتروشیمیایی متابولیسم گلیکولیز در سلولهای سرطانی (HEA) بر روی نمونههای تازه خارج شده از دهانه رحم 40 بیمار کاندید کونیزاسیون بدلیل سابقه حضور سلولهای غیرطبیعی در نتایج پاپ اسمیر آنها از تاریخ 31/5/1397 تا 31/3/1400، در بخش زنان بیمارستان یاس، دانشگاه علوم پزشکی تهران و بیمارستانهای وابسته بررسی شد.
یافتهها: دقت آستانه جریان الکتروشیمیایی نه جریانی الکتروشیمیایی ROS/H2O2 بهدست آمده توسط حسگر برای تمایز نواحی سرطانی از غیر آن، بیش از 95% بود (0001/0P<) که نشان از رابطه معنادار بین افزایش جریان الکتروشیمیایی و وجود CIN داشت. در این مطالعه، یک طبقهبندی تشخیصی بالینی همسان بین نتایج پاتولوژیک بافتهای آزمایش شده و پاسخ الکتروشیمیایی ROS/H2O2 تشخیصی حسگر، براساس طبقهبندی CIN پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: ارزیابی پاتولوژیکی بیشتر نمونههای آزمایششده نشان داد که شناسایی الکتروشیمیایی متابولیسم گلیکولیز در نمونههای کونیزاسیون دهانه رحم توانست 10% از ضایعات CIN تشخیص داده نشده توسط پاتولوژی مرسوم را بهدرستی مثبت تشخیص دهد. از اینرو بهعنوان یک روش مکمل، قابلیت کمک به افزایش دقت و سرعت تشخیص ضایعات CIN در مرحله کونیزاسیون دارد.
وحید ورمزیاری، امیررضا رشتی، علی درخشنده، آیدا مقدس، آزاده مقدس،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رژیم Hyper-CVAD یکی از مهمترین رژیمهای مورد استفاده در درمان بیماران مبتلا به لوکمی حاد لنفوسیتی (ALL) در ایران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی در طول بازه زمانی فروردین 1395 تا فروردین 1398، در بیمارستان سیدالشهدا (ع) اصفهان بر روی 90 بیمار مبتلا به ALL تحت درمان با رژیم Hyper-CVAD صورت گرفت. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و همچنین اطلاعات مربوط به بقای کلی، بقای بدون پیشرفت بیماری و میزان پاسخدهی کلی بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین بقای کلی و بقای بدون پیشرفت بیماران بهترتیب 93/2±48/44 ماه و 30/3±44/44 ماه تخمین زده شد. از بین بیماران، 4/84% وارد بهبودی کامل شدند. متغیر بهبودی کامل به تنهایی بر میزان بقای کلی بیماران موثر میباشد. 40% از بیماران در این مطالعه در نهایت فوت کردهاند.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده با سایر مطالعات صورت گرفته در این زمینه همخوانی داشت و قابل استفاده جهت مقایسه با رژیم های درمانی جدید است.
ناصر پیری، صلاحالدین دلشاد، مریم آقایی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در میان بیماریهای ایجادکننده درد حاد شکم در زنان، چرخش ایزوله لوله فالوپ یک علت نادر است که بهطور عمده در سنین باروری رخ میدهد و در صورت عدم درمان میتواند منجر به مشکلات باروری گردد.
معرفی بیمار: مورد گزارش شده خانم باردار 37 سالهای میباشد که در سن بارداری 33 هفته، با شکایت از درد در ناحیه شکم توام با علایم تهوع و استفراغ در مرداد 1399 به بیمارستان مریم کرج مراجعه نمود. کانون درد در قسمت راست و پایین شکم بود. در هنگام لاپاراتومی چرخش ایزوله لوله فالوپ سمت راست مشاهده گردید (ناحیه RLQ). بهدلیل نکروز فیمبریا در حین جراحی، با حفظ لوله رحمی، دتورشن لوله فالوپ، اکسزیون فیمبریای سیانوزه شده، اکسزیون کیست هموراژیک ناحیه فیمبریا، ساکشن مایع داخل حفره شکم و ترمیم فیمبریا انجام گردید.
نتیجهگیری: چرخش ایزوله لوله فالوپ باید در موارد درد حاد قسمت تحتانی شکم در زنان در سنین باروری و حتی نوجوانان جزء تشخیص افتراقی قرار گیرد.
مریم دلیلی، فاطمه کلانتریمقدم، فاطمه کرمی رباطی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی زودرس کیسه آب، یکی از عواملی است که میتواند موجب افزایش مرگومیر مادران و نوزادان شود که بروز آن تحت تأثیر عوامل متعددی است. هدف مطالعه حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر فراوانی پارگی زودرس کیسه آب در زنان باردار بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی از بهمن 1396 تا بهمن 1397 در بیمارستان افضلیپور کرمان انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات، چکلیستی حاوی اطلاعات دموگرافیک بیماران بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار)، تحلیلی Chi-square test و SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، 400 خانم باردار مورد بررسی قرار گرفتند که 200 نفر آنها دچار پارگی زودرس کیسه آب بودند و 200 نفر وضعیت نرمال داشتند. میانگین سن و سن بارداری آنها بهترتیب، 4/5±4/27 سال و 1/2±1/34 هفته و میانگین پاریتی آنها 4/1±3/2 بود. ریسکفاکتورهایی مانند سن مادر (011/0=P)، تعداد دفعات بارداری (035/0=P)، تحصیلات مادر (018/0=P)، سابقه پارگی زودرس کیسه آب (046/0=P)، سابقه زایمان زودرس (019/0=P)، تروما (037/0=P) و مراقبتهای بارداری (037/0=P) بر پارگی زودرس کیسه آب تأثیر داشتند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد سن مادر، تعداد دفعات بارداری، تحصیلات مادر، سابقه پارگی زودرس کیسه آب، سابقه زایمان زودرس، تروما و مراقبتهای بارداری، عوامل خطری برای پارگی زودرس کیسه آب هستند. بنابراین، با آموزش این عوامل خطر به مادران باردار میتوان بروز پارگی زودرس کیسه آب و عوارض ناشی از آن را کاهش داد.
سیّد کمال اسحق حسینی، جواد حکیم الهی، محمد آقاعلی، زهرا مهرابی، رسول کریمی مطلوب، سعید کریمی مطلوب،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پورپورای ترومبوسایتوپنیک ایدیوپاتیک (اتوایمیون)، شایعترین علت شروع حاد ترومبوسایتوپنی در کودکی که از جهات دیگر سالم است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر پاسخ به درمان در کودکان بستری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر با بررسی پرونده بیماران بستری بهعلت ITP در بیمارستان حضرت معصومه (س) از فروردین 1388 تا تا اسفند 1397 انجام شد. معیارهای سن، جنس، علایم بالینی بدو ورود، پلاکت اولیه و نیز روزهای 3، 5، 14 و 180 از پرونده بیماران استخراج شد. نوع پروتکل درمانی، نیاز به تکرار درمان، عود بیماری و عوارض عمده درمان از پرونده ی بیماران استخراج و در نهایت دادهها با SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از 229 بیمار مبتلا به ITP، 1/51% پسر و 9/48% دختر و میانگین سنی 4/3±7/3 بود. 3% افراد نیاز به تکرار درمان داشته و عود 2/15% بود. پاسخ به درمان در روزهای مختلف بدون ارتباط با سن و جنس و پلاکت اولیه (بهجز یک مورد استثنا) بوده است (05/0P>). در ارتباط با علایم بالینی، پاسخ به درمان در روزهای سه و پنج مرتبط با علایم بالینی بدو مراجعه و در روزهای 14 و 180 بدون ارتباط با آن بوده است. پاسخ به درمان در روزهای سه و پنج در پروتکلهای درمانی مختلف ارتباط معنادار داشته اما در روزهای 14 و 180 تفاوت قابلتوجهی وجود نداشت (05/0P<).
نتیجهگیری: بهترین پاسخ در گروه درمان ترکیبی با متیل پردنیزولون و IVIg بوده و کمترین پاسخ به درمان در گیرندگان متیل پردنیزولون به تنهایی مشاهده شد.
حسن بسکابادی، نفیسه پوربدخشان، مریم ذاکریحمیدی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای مادر از جمله دیابت، هایپرتانسیون، پرهاکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع در بارداری با عوارض جنینی و نوزادی همراه میباشند. هدف از انجام مطالعه حاضر، مقایسه پیشآگهی نوزادی در بیماریهای مادر میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی میباشد که روی 600 نوزاد پرهترم با مادران مبتلا به دیابت، هایپرتانسیون، پرهاکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع در بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شده است. این مطالعه از فروردین 1394 تا اردیبهشت 1400 و با روش نمونهگیری در دسترس انجام شده است. ابزار جمعآوری اطلاعات در این مطالعه، چکلیست پژوهشگر ساخت شامل مشخصات نوزادی (سن حاملگی، نمره آپگار دقیقه اول، نمره آپگار دقیقه پنجم) و مادری (نوع زایمان، مراقبتهای بارداری، پارگی زودرس کیسه آب) بود. پیشآگهی نوزادی در زمان تولد مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری Kolmogorov-Smirnov و Chi-square انجام شده است.
یافتهها: نوزادان دارای مادران مبتلا به صرع، کمترین نمره آپگار دقیقه اول و کمترین سن حاملگی و نوزادان دارای مادران مبتلا به دیابت، کمترین نمره آپگار دقیقه پنجم را داشتند. مادران مبتلا به هایپوتیرویید، بیشترین میزان پارگی زودرس کیسه آب و مادران مبتلا به هایپرتانسیون و پرهاکلامپسی، بیشترین موارد زایمان سزارین را داشتند.
نتیجهگیری: بیماریهای مادر شامل دیابت، هایپرتانسیون، پرهاکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع، پیشآگهی نوزادان را از نظر شدت نارسی، پارگی زودرس کیسه آب، نوع زایمان، نمره آپگار دقیقه اول و نمره آپگار دقیقه پنجم تحت تأثیر قرار میدهد. لذا کنترل و درمان مناسب این موارد از بیماریهای مادر ممکن است پیشآگهی نوزادی را بهبود دهد.
حمیدرضا شتابی، بهزاد ناظمرعایا، محسن آبرون،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه تاثیر دگزامتازون وریدی بر درد و تهوع و استفراغ پس از جراحی لاپاراسکوپیک تخمدان بررسی شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفیشده، از خرداد تا اسفند 1399 در بیمارستان بهشتی اصفهان بر روی ۸۸ بیمار کاندید سیستکتومی لاپاراسکوپیک تخمدان انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه دریافتکننده دگزامتازون (D) و نرمالسالین (S) تقسیم شدهاند. دو دقیقه پیش از القا بیهوشی، گروه اول mg 8 دگزامتازون و گروه دوم نرمالینسالین دریافت کردند. فراوانی بروز درد، تهوع واستفراغ (PONV) و نیاز به داروی ضددرد و ضدتهوع در ریکاوری، دوساعت اول، 12-2 و 24-12 ساعت پس از عمل جمعآوری شده و با استفاده از SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) آنالیز شده است.
یافتهها: تفاوت معناداری از نظر خصوصیات دموگرافیک بین دو گروه دیده نشد (05/0>P). فراوانی بروز درد در گروه (D) در زمانهای ریکاوری (4/0P=)، دو ساعت بعد (005/0P=)، 12 ساعت (001/0P=) و 24 ساعت پس از عمل (005/0P=). کمتر از گروه (S) بود. فراوانی تهوع در گروه D در ریکاوری (003/0P=). دو ساعت بعد (001/0>P)، 12 ساعت (002/0P=) بهطور معناداری کمتر از گروه S بود. اما 24 ساعت پس از عمل بین دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد (15/0P=). در ریکاوری در دو گروه استفراغ نداشتیم (1P=)، فراوانی بروز استفراغ در دو ساعت (003/0P=)، 12 ساعت (002/0>P) 24 ساعت پس از عمل (48/0P=)، در گروه D کمتر از S بود. در زمانهای مطالعه دوز دیکلوفناک و متوکلوپرامید دریافتی در بیماران گروه D کمتر از گروه S بود.
نتیجهگیری: دگزامتازون با دوز mg 8 پیش از القا بیهوشی میتواند در کاهش درد، تهوع و استفراغ پس از عمل جراحی لاپاراسکوپیک تخمدان و کاهش نیاز به آنالژزیک و داروی ضدتهوع موثر باشد.
محمد ستاری، راحله سموعی،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در پاندمی کووید 19 ارایه آموزشهای مجازی در دانشگاهها ضرورت یافت. در این راستا مطالعهای باهدف پیشبینی عملکرد اساتید در ارائه آموزشهای مجازی در پاندمی کووید 19 برحسب روشهای حل مسئله و دموگرافیک آنها انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 252 تن از اساتید دانشگاههای علوم پزشکی ایران از اردیبهشت 1400 تا پایان خرداد 1400 انجام شد. پرسشنامه سنجش عملکرد اعضاء هیئتعلمی در ارائه آموزشهای مجازی (89/0=α) و پرسشنامه روشهای حل مسئله (75/0=α) بهصورت مجازی اجرا شد و دادهها توسط دادهکاوی تحلیل شد.
یافتهها: عوامل مرتبط با رضایت اساتید از عملکردشان در ارائه آموزشهای مجازی عبارت بود از «امکان نظارت بر انجام تکالیف درسی»، «برقراری نظم و مقررات»، «تهیه محتوای آموزشی استاندارد»، «استفاده از محتوای چندرسانهای»، «تسلط بر نرمافزارها و محتوای چندرسانهای»، «بررسی کیفیت و کمیت یادگیری دانشجویان»، و برخی ویژگیهای رفتاری اساتید چون «خودتنظیمی، پیگیری، توافق پذیری و واقعبینی».
نتیجهگیری: عملکرد اساتید در ارائه آموزشهای مجازی، تحت تاثیر برخی عوامل رفتاری و قابلیتهای فردی موقعیتی قابلتغییر است.
علی معذوری، مجید اکلملی، مهدیس محمدیان امیری، پگاه طاهری فرد، دانش امینپناه، مهان معماریان،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سلامت مادران و نوزادان در نظامهای سلامت اهمیت ویژهای دارد. تاکنون مداخلات مختلفی در راستای ارتقای سلامت مادران باردار اجرا شده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر زایمان بیدرد با استفاده از گاز انتونوکس با بیدردی اسپاینال مخدر سوفنتانیل بر آنالیز گازهای شریانی بندناف و آپگار نوزادان بستری انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه کاربردی حاضر بهصورت کارآزمایی بالینی در بین 800 مورد از زنان باردار مراجعهکننده به بیمارستان شهید اکبرآبادی از تاریخ اردیبهشت ۱۳۹۹ الی بهمن 1400 انجام شد. مادران در دو گروه بیحسی اسپاینال و گروه دریافتکننده گاز انتونوکس تقسیم شدند. بهمنظور اندازهگیری اثربخشی، نمرات آپگار در دقیقه یک و پنج در کنار پارامترهای BE، HCO3، وPCO2 مورد سنجش قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین نمره آپگار دقیقه یک و پنج در گروه مادران دریافتکننده گاز انتونوکس بهترتیب 9/9 و 6/8 بهدست آمد. همچنین، میانگین نمره آپگار دقیقه یک و پنج در گروه مادران با بیحسی اسپاینال بهترتیب 8/9 و 2/8 بهدست آمد. نتایج حاصل از تحلیل و مقایسه پارامترهای حاصل از گازهای شریانی بندناف نوزادان در بین هر دو گروه مادران تفاوت معنیداری نداشت. همچنین، تفاوت معناداری در نمرههای آپگار در بین هر دو گروه مادران یافت نشد.
نتیجهگیری: هیچگونه تفاوت معناداری بین اثربخشی استفاده از گاز انتونوکس با بیدردی اسپاینال در زایمان بیدرد مادران وجود ندارد، بنابراین در نظرگرفتن هزینه هرکدام از مداخلات در کنار اثر آنها ممکن است باعث ایجاد تفاوت در دو مداخله شود و یکی از مداخلات نسبت به دیگری اگرچه اثر بالینی تشخیصی یکسان داشته باشد، اما هزینه کمتر ایجاد نماید و از دید نظام سلامت ارجح شود.
سمانه سالاری، آتسا پاکفطرت، نوشین محتشم، فرزانه خسروی، مهدی سعیدی،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور ضایعات استخوانی تخریبکننده در ناحیه استخوان مندیبل و ماگزیلا در 30% بیماران مبتلا به مالتیپل میلوما مطرح شده است اما شروع ضایعات استخوانی از ناحیه فک نادر است.
معرفی بیمار: خانم 52 ساله با شکایت از تورم دردناک ناحیه چپ صورت که اندازه آن از ماه پیش در حال بزرگ شدن بوده و از شش ماه پیش درناحیه چپ صورت حس پاراستزی داشتهاند. بررسی هیستوپاتولوژی و رنگآمیزی ایمونوهسیتوشیمی CD138 در کنار بررسیها جامع استخوانی دیگر جهت تایید مالتیپل میلوما برای ایشان انجام شد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد در بیمارانی که شروع علایم مالتیپل میلوم در ناحیه فک اتفاق میافتد با توجه به امکان تشخیص زودتر دیسکرازی پروگنوز بیمار امید بخشتر است. بروز ضایعات تخریبکننده استخوانی با تغییرات حسی در ناحیه فک و صورت نادر است و بررسیهای دقیق رادیوگرافیک و خونی بیمار در این مرحله میتواند سبب تشخیص زودهنگام مالتیپل میلوما شود.
هادی قرهباغیان، مهری امیری، سپیده صیدی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت شایعترین علت نوروپاتی در جهان است و داروهایی مثل گاباپنتین برای درمان علامتی آن استفاده میشوند. داروی گیاهی نوروتک (Neurotec) (ترکیب نسترن وحشی، گزنه و تانسی) با افزایش سرعت انتقال پیام عصبی و ترمیم اعصاب محیطی میتواند در درمان این بیماری موثر باشد. هدف از این مطالعه مقایسه عوارض و اثربخشی داروی نوروتک بر کاهش علایم حسی نوروپاتی دیابتی با گاباپنتین میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی یک سوکور تعداد 100 بیمار دیابتی مراجعهکننده به کلینیک دیابت بیمارستان طالقانی کرمانشاه از فروردین تا شهریور سال 1397 به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه روزانه mg 300-100 گاباپنتین وگروه دیگر روزانه mg 100 نوروتک دریافت کردهاند. در ابتدای مطالعه و در پایان هفتههای 6 و12، از نظر شدت علایم حسی شامل پارستزی و درد با معیار DN4 questionnaire و معیار آنالوگ بصری VAS در دو گروه مقایسه شدند و نتایج بهدست آمد و آنالیز شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که نوروتک باعث کاهش احساس سرما، درد، پارستزی، شدت درد وVAS و DN4 میشود (بهترتیب مقدار P برابربا 01/0، 05/0، 05/0، 05/0، 001/0، 05/0). باوجود اختلاف دو گروه، تنها در کاهش شدت درد، داروی نوروتک برتری معناداری را نسبت به داروی گاباپنتین نشان داد و در سایر موارد تفاوت دو گروه قابلتوجه نبود. تنها عارضه قابلتوجه درمورد نوروتک بروز دلدرد بود اما در گروه گاباپنتین، سرگیجه، خواب آلودگی و احساس گیجی از عوارضی بود که بهصورت معناداری از گروه نوروتک بیشتر گزارش شد (05/0P>).
نتیجهگیری: استفاده از نوروتک میتواند باعث بهبود علایم حسی نوروپاتی دیابتی شود و عوارض جانبی شدیدی ندارد.
سمیه زمانی، محمد رضا ساسانی، مهدی سعیدی مقدم،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امآرآی یک روش تصویربرداری برای تشخیص استئومیلیت پدال دیابتی است. این مطالعه سکانس STIR، مهمترین سکانس حساس به مایع، را با تصاویر کنتراست تقویتشده برای تشخیص استئومیلیت پدال دیابتی مقایسه میکند.
روش بررسی: پرونده پزشکی 48 بیمار دیابتی مشکوک به استئومیلیت پدال مراجعهکننده به یکی از بیمارستانهای دانشگاه که تحت MRI پا با و بدون تزریق ماده حاجب قرار گرفتند، این مطالعه بهصورت مقطعی در بیمارستان نمازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز از اول فرودین 1395 تا 31 شهریور 1396 جمعآوری و بررسی شد. بهطورکلی، 52 MRI و 60 قسمت استخوانی جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. تشخیصها با همبستگی بالینی تایید شد. در نهایت، حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی سکانس STIR و تصاویر با کنتراست افزایش یافته مقایسه شد. افزونبراین، اثر افزودن یافتههای تصویر وزن T1 بهدنباله STIR مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: تشخیص نهایی استئومیلیت در 47 استخوان (78%) تایید شد. 13 استخوان (22%) استئومیلیت نداشتند. ویژگی سکانسهای کنتراست تقویت شده و STIR بهترتیب 3/92% و 8/53% بود، درحالیکه حساسیت دو دنباله مشابه (100%) بود.
نتیجهگیری: سکانس STIR حساسیت بالایی برای تشخیص استئومیلیت پدال نشان داد. ویژگی کمتر این دنباله در مقایسه با تصاویر با کنتراست افزایش یافته را میتوان با افزودن سکانس وزن T1 جبران کرد. بنابراین، MRI بدون تزریق ماده حاجب را میتوان بهطور قابل اعتمادی با MRI تقویت شده با کنتراست برای تشخیص استئومیلیت پدال دیابتی جایگزین کرد.