342 نتیجه برای پا
سوسن عبدی، محمد حسن خالصی، مسعود نادرپور،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
گروهی از بیماران اختلال شدید در درک گفتار دارند در حالی که میزان اختلال شنوائی برای تشخیص اصوات خالص و حتی موسیقی شدید نمیباشد. این مطالعه با هدف جمعآوری اطلاعات و بررسیهای شنوایی این دسته از بیماران به جهت تعیین ویژگیهای این بیماری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شرح حال، اطلاعات بالینی، یافته های شنوایی سنجی و تصویربرداری در 35 بیمار مورد ارزیابی قرارگرفت.
یافتهها: در تمامی بیمارانی اختلال درک کلام شدید (SDS≥70%) وجود داشته و آستانه شنوایی ایشان برای فرکانسهای 500 1000و 2000 هرتز از 70 دسیبل بالاتر بود. تمامی بیماران Auditory Brain- stem Response(ABR) مختل داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه توانست تا حدودی ویژگی این دسته از بیماران که سابقاً به نوروپاتی شنوایی شناخته میشدند و در حال حاضر در گروه تازهای دستهبندی میشود شناسایی کند
سید صادق بنی عقیل، عبدالفتاح صراف نژاد، علی اکبر امیر زرگر، فریده خسروی، بیتا انصاری پور، بتول مرادی، شهین درخوش، بهروز نیک بین،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
عفونت مزمن با ویروس هپاتیت B (HBV) Hepatitis B Virus طیف وسیعی از بیماران، شامل ناقلین بدون علامت، هپاتیت حاد، هپاتیت مزمن و سیروز کبدی را در برمیگیرد. از علل ایجادکننده عفونت مزمن هپاتیت B میتوان فاکتورهای ویرولانس ویروس، فاکتورهای ایمونولوژیک و ژنتیک میزبان را نام برد. از مهمترین فاکتورهای ژنتیکی میزبان آنتیژنهای HLA میباشند و ارتباط آنتیژنهای HLA با هپاتیت مزمن نشان داده شده است. در این مطالعه فراوانی آللهای HLA در گروه شاهد و کنترل مورد بررسی و مقایسه آماری قرار گرفتهاند.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت تحلیلی و به روش Case-Control انجام گرفته است. در این بررسی تعداد 50 بیمار مبتلا به هپاتیت B مزمن از نژاد ترکمن که حداقل شش ماه HBsAg مثبت بودند و 65 نفر گروه کنترل سالم ترکمن (اهدا کننده سالم) انتخاب شدند و آللهای HLA کلاس دو (DRB, DQA1 DQB1) با روش PCR - SSP تعیین گردید.
یافتهها: فراوانی آلل HLA-DRB1*0301 (000/0P=)، HLA-DQB1*0604 (000/0P=) و HLA-DQA1*0501 (032/0P=) در بیماران بهطور معنیداری از گروه کنترل بیشتر بوده است در حالی که فراوانی آللهای HLA-DRB1*1301 (009/0P=)، HLA-DRB1*1501 (007/0P=)، HLA-DQA1*0401 (000/0P=)، HLA-DQB1*0401 (016/0P=) و DQA1*0102 (008/0P=) در گروه کنترل بیشتر بوده است.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که احتمالاً برخی از آللهای HLA - Class IIدر استعداد ابتلا به هپاتیت B مزمن و برخی دیگر، در پیشگیری از مزمن شدن بیماری نقش بارزی داشته باشند.
محمدرضا شجاع، منیژه مهدوی، مسعود رضا معنویت، محمدرضا بشارتی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
دیابت شایعترین بیماری سیستمیک و غدد درونریز انسان و رتینوپاتی دیابتی یکی از شایعترین عوارض این بیماری است. علت این عارضه هنوز ناشناخته است ولی تغییرات لیپیدهای سرم بهعنوان یکی از علل احتمالی در ایجاد و یا پیشرفت آن مطرح گردیده است. هدف این مطالعه بررسی وضعیت لیپیدهای سرم در درجات مختلف رتینوپاتی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مشاهدهای بهصورت توصیفی- تحلیلی و به روش Cross-Sectional برروی 37 بیمار دیابتی نوع І و 157 بیمار دیابتی نوع ІІ انجام پذیرفت. روش نمونهگیری برای دیابت نوع ІІ تصادفی ساده و برای دیابت نوع І بهصورت سرشماری از بین پروندههای فعال مرکز دیابت یزد در سال1381 بود. مدت زمان ابتلاء به دیابت در بیماران مورد مطالعه، حداقل هفت سال از زمان تشخیص بود. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS ویراست یازدهم و با استفاده از آزمون کایدو، فیشر و ANOVA انجام گرفت.
یافتهها: از مجموع 194 بیمار، 74 نفر مرد و 120 نفر زن بودند. از این تعداد، 90 نفر (4/46%) کلسترول نرمال و 104 نفر (6/53%) کلسترول بالای سطح نرمال داشتند. در مورد تری گلیسیرید، 94 نفر (4/48%) سطح نرمال و 100 نفر (6/51%) سطح بالای نرمال داشتند و توزیع فراوانی درجات مختلف رتینوپاتی برحسب کلسترول و نیز تریگلیسیرید با 05/0P< تفاوت معنیداری داشت. در گروههای مختلف جنسی، فراوانی رتینوپاتی دیابتی در افراد دارای کلسترول و یا تریگلیسرید بالا بیشتر بود. این موضوع در مورد نوع دیابت و گروه سنی نیز صادق بود یعنی در گروههای مختلف از نظر نوع دیابت و گروه سنی، فراوانی رتینوپاتی دیابتی در افراد دارای کلسترول و یا تریگلیسرید بالا، بیشتر بود.
نتیجهگیری: در مطالعه ما فراوانی رتینوپاتی دیابتی در نمونههای مبتلا به هیپرکلسترولمی و هیپرتریگلیسریدمی نسبت به نمونههایی که سطح نرمال کلسترول و تریگلیسرید داشتند، بیشتر بود.
محمد رضا فاضلی، محمد عباسپور، محمد حسین قهرمانی، مهرداد علیمیان، هوشمند ایلکا، حسین جمالی فر، سعید آزادی، ابراهیم عزیزی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
نمکهای آلومینیوم متداولترین ادجوانتها در تهیه واکسنهای انسانی و حیوانی هستند. دو ادجوانت آلومینیوم فسفات و آلومینیوم هیدروکساید با بسیاری از آنتیژنها اثرات ایمونوادجوانتی خوبی نشان میدهند. این دو نمک ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی متفاوتی دارند که هر کدام را برای استفاده با آنتیژن خاصی مناسب میکند. آنتیژن سطحی ویروس هپاتیت ب (HBsAg) اپیتوپهای آنتیژنیک فراوانی داشته که با مکانیسم تعویض لیگاند به ادجوانتهای آلومینیوم اتصال مییابد.
روش بررسی: محلول حاوی HBsAg نوترکیب جهت تهیه فرمولاسیونهای مختلف واکسن با ادجوانتهای آلومینیوم هیدروکساید (Alhydrogel) و آلومینیوم فسفات (Adju-Phos) از شرکت دارو پخش تهیه گردید. میزان پروتئین تام محلول به روش BCA، آنتیژنیسیتی به روش الایزا و خلوص پروتئین HBs به روش SDS-PAGE سنجیده شد. در این تحقیق فرمولاسیونهای مختلف تهیه شده در آزمایشگاه از طریق داخل صفاقی به موشهای Balb/C تجویز گردید. پس از 28 روز خونگیری از قلب حیوانات و تهیه سرم، تعیین تیتر آنتی بادی ضد HbsAgبه روش الایزا با استفاده از کیت مربوطه انجام شد.
یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که در حیوانات مورد آزمایش در مقایسه با گروه کنترل منفی (محلول بدون آنتی ژن)، واکسن فرموله شده با ادجوانت آلومینیوم فسفات (Adju-Phos) نسبت به ادجوانت آلومینیوم هیدروکساید (Alhydrogel) و حتی واکسن Engerix موجود در بازار داروئی اثر ایمنی زایی بیشتری ایجاد مینماید.
نتیجهگیری: اگرچه نتایج بیانگر توانائی ایمنیزائی بیشتر واکسن فرموله شده با ادجوانت آلومینیوم فسفات میباشد ولی آزمایشات تائیدی بعدی جهت ارزیابیهای بیولوژیک لازم از نظر سودمندی - عوارض و همچنین پایداری داروئی و در نهایت امکان تولید و عرضه این فرمولاسیون جدید به عنوان واکسن ضد هپاتیت ضروری میباشد.
کوروش شمیمی، علی امینیان، فریدون معظمی، مهدی جلالی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
سندرم کمپارتمان شکمی ناشی از افزایش حاد و پیشرونده فشار داخل شکمی است که بر ارگانهای حیاتی اثر سوء دارد. این مطالعه به بررسی میزان بروز، سیر بالینی و عوامل مستعدکننده هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی در بیماران جراحی در بخش مراقبتهای ویژه میپردازد.
روش بررسی: فشار مثانه در بیماران با مشکلات شکمی که در طول یکسال در بخش مراقبتهای ویژه بستری گردیدند، اندازهگیری شد. فشار مثانه بیش ازcm H2O 20 بعنوان هیپرتانسیون داخل شکمی در نظر گرفته شد. در صورتیکه این افزایش فشار همراه با اختلال عملکرد ارگانهای مختلف از جمله حجم ادرار کمتر ازml/kg/h 5/0، فشار اوج راه هوایی بیش ازcm H2O 50 و یا ضریب هوروویتز کمتر از 150 تور بود، تشخیص سندرم کمپارتمان شکمی مطرح میگردید. اطلاعات تمام بیماران با هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی جمعآوری شد.
یافتهها: 353 بیمار شامل 165 بیمار لاپاراتومی الکتیو و 188 بیمار اورژانس شکمی (و ترومایی) بررسی شدند. میزان بروز هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی 2 و1 درصد بود. میانگین فشار داخل شکمی در این هفت بیمارcm H2O 8/29 بود. هیچ موردی از افزایش فشار داخل شکمی پس از لاپاراتومیالکتیو (165) و همچنین پس از بستن موقتی شکم در بیماران اورژانسی مشاهده نشد. نمره آپاچی II، فشار اوج راه هوایی و کمبود باز در بیماران با افزایش فشار داخل شکمی به طرز معنیداری بالا بود. هیچ یک از سه بیمار مبتلا به سندرم کمپارتمان شکمی تحت لاپاراتومی دکامپرسیو قرار نگرفتند. میزان مرگ و میر در بیماران با افزایش فشار داخل شکمی (85%)، بصورت معنیداری بیش از کل جمعیت مورد مطالعه بود.
نتیجهگیری: بدلیل میزان بروز کم، اندازهگیری روتین فشار داخل شکمی فقط در بیماران پرخطر توصیه میگردد. بستن موقتی جدار شکم میتواند از ایجاد هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی در بیماران پرخطر پیشگیری کند. میزان بالای مرگ و میر در بیماران با فشار داخل شکمی افزایش یافته، دیده میشود. جراحان باید با جنبههای مختلف هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی بخصوص با لاپاراتومی دکامپرسیو زودرس آشنا باشند.
محمد طالب پور، مانی نیازی، مهین جعفری جاوید،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
ترمیم لاپاراسکوپیک دارای محاسن متعددی از جمله مشاهده بهتر آناتومی، انجام هرنیورافی دو طرفه همزمان و مدت زمان کمتر بستری میباشد. از آنجاییکه در هرنیورافی لاپاراسکوپیک نیاز به بیهوشی عمومی (GA) میباشد لذا در این مطالعه سعی شده است تا با استفاده بیحسی اپیدورال (EA) از عوارض احتمالی GA جلوگیری گردد.
روش بررسی: در این مطالعه 20 بیمار مبتلا به هرنی اینگوینال به روش لاپاراسکوپیک و با EA تحت هرنیوپلاستی قرار گرفتند. گازهای خونی قبل، حین و بعد از عمل و میزان فشار CO2 داخل شکم حین عمل و میزان مسکن مورد نیاز حین و بعد از عمل و عوارض محل زخم و عود بعد از عمل تا یک ماه مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: تمامی بیماران مرد بودند. در 14 نفر هرنی در طرف راست و در سه بیمار در طرف چپ و سه نفر نیز مبتلا به هرنی دوطرفه بودند که هرنیوپلاستی لاپاراسکوپیک در کلیه بیماران بجز یک مورد با موفقیت و بدون عارضه انجام گردید و مابین میانگین فشار pCO2 در قبل و پس از عمل اختلاف معنیداری وجود نداشت (789/0P=). از نظر میزان درد پس از عمل 50% بیماران درد قابل توجهی نداشتند. متوسط زمان برگشت به فعالیت طبیعی هفت روز بوده و متوسط PCO2 داخل شکم mmHg 9 بوده است.
نتیجهگیری: هرنیورافی بهروش لاپارسکوپیک میتواند جایگزین مناسبی برای روش جراحی بهصورت باز باشد. با این روش مدت بستری، زمان لازم برای بازگشت بیماران به فعالیتهای طبیعی خود و میزان درد بیماران کمتر است.
رضا ملکزاده، رامین شاکری،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
در طول دو دهه اخیر میزان تشخیص بیماری سلیاک یا انتروپاتی حساس به گلوتن در اغلب کشورهای غربی و همینطور در کشور ما سیر صعودی قابل توجهی داشته است. پیش از این دوره اغلب پزشکان تصور میکردند که بیماری سلیاک در کشور ما بسیار نادر است و این بیماری را در تشخیص افتراقی بیمارانی که علایمی از سوء جذب داشتند قرار نمیدادند. با ظهور طیف جدیدی از تستهای سرولوژیک که برای بررسیهای تشخیصی اولیه بیماری سلیاک استفاده میشوند امکان تشخیص این بیماری بهتر شد. مطالعات فراوانی با استفاده از این تستها جهت بررسی شیوع بیماری سلیاک در اغلب کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و جنوبی، هند و خاورمیانه انجام شد، نتایج آنها حاکی از این بود که شیوع سلیاک در اغلب این مناطق بالا است. این یافته بر خلاف تصورات قبلی است که بیماری سلیاک را مخصوص کشورهای اروپایی، خصوصاً اسکاندیناوی، میپنداشتند. در کشور ما نیز اولین مطالعات غربالگری توسط مرکز تحقیقات گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد و معلوم شد که شیوع این بیماری در ایران نیز بالا میباشد. نکته قابل توجه در مورد نتایج این مطالعات تظاهرات این بیماری است که محدود به دستگاه گوارش نمیشود و شامل یک طیف وسیع از بیعلامتی یا علایم خفیف گوارشی یا عصبی تا سوء تغذیه شدید میباشد. در این نوشتار سعی کردهایم که با معرفی کارهای علمی که در زمینه بیماری سلیاک در ایران شده اهمیت توجه پزشکان و متخصصین محترم را به در نظر گرفتن این بیماری در تشخیصهای افتراقی علایم مرتبط با این بیماری خاطرنشان کرده و از طرف دیگر توجه مسئولین محترم سلامت را جهت فراهم آوردن تسهیلات لازم برای دسترسی این بیماران به رژیم غذایی فاقد گلوتن جلب نماییم.
فاطمه فرهمند، غلامرضا خاتمی، ولیالله محرابی، فاطمه محجوب، مینا ایزدیار، مهرزاد مهدیزاده،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
در این مطالعه فراوانی، هیستوپاتولوژی و پیشآگهی تومورهای بدخیم اولیه کبد در کودکان بررسی میشود.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی و گذشتهنگر با جمعآوری اطلاعات کلینیکی، رادیولوژی و پاتولوژیک با تمرکز بیشتر روی فراوانی، اتیولوژی و پیشآگهی بوده است.
یافتهها: طی مدت ده سال (1384ـ 1375)، 30 کودک که با احتمال تومور کبد به مرکز طبی کودکان معرفی شده بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. سن بیماران از سه ماه تا 12 سال و میانگین سنی آنها 8/3 سال بود.
18 بیمار (60%) مذکر و 12 بیمار (40%) مونث بودند. از کل 30 بیمار، 17 بیمار (66/55%) هپاتوبلاستوم داشتند که از این تعداد، 13 بیمار مذکر و چهار بیمار مونث و در سنین شش ماه تا پنج سال بودند. چهار بیمار (33/13%) مبتلا به نروبلاستوما بودند. سه بیمار (10%) هپاتوسل کارسینوم (HCC) داشتند که هر سه نفر HbsAg+ بودند. دو بیمار (66/6%) هامارتوم مزانشیمال، دو بیمار (66/6%) همانژیوما و دو بیمار (66/6%) رابدومیوسارکوم و لیومیوسارکوم سلولهای جدار مجرای صفراوی داشتند. بزرگی شکم و هپاتومگالی در 100% بیماران وجود داشت. زردی پوست و مخاط در دو مورد وجود داشت. آلفا- فیتوپروتئین سرم بیش از ng/ml 500 در 17 مورد (66/56 %) بود. تمام بیماران تحت درمانهای اختصاصی قرار گرفتند. طول عمر سه ساله در مورد هپاتوبلاستوم 65% و برای HCC 2% بود.
نتیجهگیری: از پروتکلهای درمانی خاص موجب بهبود 80% طول عمر شده و شیمی درمانی قبل از جراحی موجب برداشتن کامل تومور میشود.
سید عباس میروکیلی، محمد حسین برادرانفر، قاسم کریمی، مهدی لبیبی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
شانس بهبود خود بخود پرفوراسیون تروماتیک پرده تمپان در صورت رعایت مراقبتهای بهداشتی توصیه شده توسط پزشک بالا است. در این مقاله عوامل مؤثر در میزان بهبودی و الگوی مناسب درمانی جهت درمان این بیماران مورد بررسی قرارگرفته است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بوده و روش تحقیق Outcome Study با پیگیری سه ماهه میباشد. 202 بیمار مبتلا به پرفوراسیون تروماتیک پرده تمپان به دو گروه دارای پرفوراسیون کوچک (pinpoint) و بزرگ تقسیم شدند. از تمامی آنها ادیومتری به عمل آمد و به مدت سه ماه از نظر میزان بهبودی، وجود اتوره و نیاز به گذاشتن Paper Patch در پایان ماه دوم مورد پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: در پایان ماه اول میزان بهبودی خود بخودی پارگیهای با اندازه کوچک 1/84% و در مورد پارگیهای بزرگ 5/12% بود که این میزان در پایان ماه دوم به ترتیب به 4/99% و 50% افزایش یافت در بیمارانی که نکات بهداشتی را رعایت کرده بودند در پایان ماه اول 3/87% بهبودی دیده شد و در بیمارانی که نکات بهداشتی را رعایت نکرده بودند و عفونت و اتوره داشتند تنها 6/5% بهبودی دیده شد). از 17 بیماری که پایان ماه دوم تحت Paper Patch قرار گرفتند. شش نفر بهبودی یافتند.
نتیجهگیری: نتایج بهبودی خودبخودی پرفوراسیون تروماتیک پرده تمپان با اندازه پرفوراسیون و رعایت مراقبتهای بهداشتی و پرهیز از ورود آب به گوش ارتباط دارد و بیماران قبل از مداخله جراحی باید بین دو هفته تا سه ماه تحت تحت نظر باشند.
محمد پژوهی، زهرا شعبان نژاد خاص، محمد رضا مهاجری تهرانی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
نوروپاتی دیابتی یکی از عوارض شایع بیماری دیابت است که در 50% مبتلایان دیده میشود. این اختلال در بیماران دیابتی نوع ، عارضهای دیررس و برعکس در افراد دیابتی نوع ، یک یافته زودرس میباشد. تقسیمبندی اولیه نوروپاتی دیابتی شامل نوروپاتی حسی- حرکتی و اتونوم می باشد. بیماران ممکن است فقط یک نوع و یا هر سه نوع از نوروپاتی را نشان دهند. نوروپاتی قرینه دیستال شایعترین نوروپاتی است. نوروپاتی دیابتی میتواند بهصورت اختلال حرکتی، ایسکمی قلبی پنهان، افت فشار خون وضعیتی، اختلال وازوموتور، افزایش تعریق، اختلال عملکرد مثانه و اختلالات جنسی ظهور یابد. کنترل دقیق قند خون و مراقبت روزانه پاها، کلید اصلی پیشگیری از مشکلات نوروپاتی دیابتی است.
ایرج میرزایی دیزگاه، مرتضی کریمیان، محمدرضا زرین دست، حمید سوهانکی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
اعتیاد به اوپیوئیدها یکی از مشکلات عمده جوامع بشری بهویژه ایران است و درمان آن از اولویتهای بهداشتی جامعه بهشمار میرود، مطالعه در این زمینه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. مکانیسم دقیق وابستگی به اوپیوئیدها و سندرم قطع مصرف هنوز بدرستی شناخته نشده است. به نظر میرسد که سیستم دوپامینی و همچنین هسته لوکوس سرولئوس نقش مهمی در بروز علائم جسمی ناشی از سندرم قطع مصرف دارند. مطالعه حاضر به تأثیر آگونیست و آنتاگونیست گیرندههای دوپامینرژیک D2 تجویز شده در هسته لوکوس سرولئوس بر شدت بروز علائم قطع مصرف در موشهای صحرایی وابسته به مرفین پرداخته است.
روش بررسی: برای این منظور 64 رأس موش صحرایی نر در گروههای هشت تایی تقسیم گردیدند. هسته لوکوس سرولئوس بهصورت دوطرفه طبق اطلس پاکسینوس با دستگاه استریوتاکس کانولگذاری شد. یک هفته پس از بهبودی، هفت گروه از حیوانات با تزریق مرفین زیرجلدی روزانه به مدت یک هفته وابسته گردیدند. در گروه کنترل سالم نرمال سالین تزریق شد. در روز هشتم ابتدا در هسته لوکوس سرولئوس نرمال سالین و یا سه دوز از آگونیست (کوئین پیرول) یا آنتاگونیست (سولپیراید) گیرندههای دوپامینی D2 و سپس جهت القای عوارض قطع مصرف نالوکسان (زیر جلدی) تزریق گردید.
یافتهها: امتیاز کل بهعنوان شاخصی در ارزشیابی شدت عوارض قطع، با تجویز دوز µg/site 1/0 کوئین پیرول و دوزهای µg/site 30 و 15 سولپیراید کاهش یافت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که احتمالا˝ سیستم دوپامینی گیرندههای
D2 در هسته لوکوس سرولئوس در بروز سندرم قطع مصرف مرفین در موشهای صحرایی نقش دارد.
علی اصغر مولوی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
نوشتن یک کُد کامپیوتری برای محاسبه متوسط دوز جذبی غدهای در ماموگرافی برای تخمین دوز دقیق و سریع، مؤثر است.
روش بررسی: در این پژوهش، با استفاده از پارامترهای محاسبه شده توسط
Sobol-Wu، یک کُد برای محاسبه دوز به زبان فرترن نوشته شده است. این کُد کامپیوتری، دوز را برای ماموگرامهای با هدف- فیلتر Mo-Mo، Rh-Rh و Mo-Rh به ازای پارامترهای ورودی: ولتاژ، ضخامت نیم لایه اشعه X، ضخامت پستان، و کسر غدهای بافت پستان محاسبه میکند.
یافتهها: با اجرای کُد، تغییرات متوسط دوز جذبی غدهای برای سه آرایش هدف- فیلتر و به ازای cm 4d=، mm 34/0HVL=، و 5/0g= بر حسب ولتاژ لامپ اشعه X دستگاه ماموگرام، و تغییرات آن بر حسب درصد غدهای بافت پستان به ازای 25kV=، mm 34/0HVL=، و cm 4d= محاسبه شده است. همچنین تغییرات متوسط دوز جذبی غدهای بر حسب HVL اشعه X دستگاه ماموگرام به ازای 28kV=، 4d=، و 6/0g= گزارش شده و نتایج بدست آمده از این کُد در توافق بسیار خوبی با نتایج دیگران است.
نتیجهگیری: علاوه بر جامعیت، سرعت و دقت دوز محاسبه شده و استفاده آسان کُد توسط کاربر، میتوان از آن برای بهینهسازی دوز تابشی در ماموگرافی استفاده کرد.
محمد ابراهیم مهدوی، علی اصغر پیوندی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
ادیومتری پاسخهای برانگیخته قشری به پیشبینی آستانه رفتاری تونهای خالص 4000-500 هرتز اشاره میکند که از طریق ثبت مجموعه پتانسیلهای دیررس شنوایی N1-P2 صورت میگیرد. دقت تخمین آستانه رفتاری افراد هوشیار در این روش با بالا رفتن میزان کاهش شنوایی حسی عصبی افزایش مییابد. مطالعات منتشرشده اندکی وجود دارد که به بررسی روش نامبرده در برآورد آستانه شنوایی طبیعی پرداخته است. این تحقیق با هدف بررسی بیشتر دقت پیشبینی آستانه شنوایی در افرادی که افت شنوایی ندارند، انجام شد.
روش بررسی: آستانه شنوایی 40 مرد 25-18 ساله (40 گوش) در سطح 20 دسیبل HL در فرکانسهای 4000-500 هرتز مورد غربالگری قرار گرفت. سپس با ثبت مجموعه N1-P2 یک گوش در فرکانسهای 4000-500 هرتز آستانه CERA پاسخهای برانگیخته قشر شنوائی برای تون برستهای (burst) 10-30-10 میلیثانیه در حالت هوشیاری تعیین شد. پس از تعیین آستانه CERA رفتاری تونهای خالص توسط آزمایشگر دوم بدست آورده شد.
یافتهها: این مطالعه نشان داد که در 95% موارد آستانه
CERA در محدوده 15-0 دسیبل SL آستانه رفتاری تون خالص قرار دارد. در 5% دیگر تفاوت آستانه CERA با آستانه شنوایی واقعی 25-20 دسیبل است. میانگین آستانه CERA ( SD) برای تون برستهای 5/0، 1، 2 و4 کیلو هرتز به ترتیب، 5/46/12، 8/59/10، 5/68/10، 1/42/11 دسیبل بالاتر از آستانه شنوایی رفتاری محرکهای تون خالص در این فرکانسها قرار داشت.نتیجهگیری: بهطور متوسط
، CERA از دقت نسبتا˝ خوبی برای پیشبینی آستانه شنوایی بهنجار برخوردار است بهطوریکه با دقت برآورد آستانه شنوایی رفتاری در تحقیقات افراد با کاهش شنوایی، قابل قیاس میباشد.
نادره بهتاش، فرهاد فخرجهانی، علیرضا خفاف، الهام غیوری آذر،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
همراهی پاپ اسمیر (AGC) Atypical Glandular Cell با یافتههای جدی پاتولوژیک، به میزان 50-30% میباشد. هدف این مطالعه بررسی و ارتباط پاپ اسمیر (AGC) و یافتههای مهم پاتولوژیک پس از انجام اقدامات تشخیصی میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه آیندهنگر طی سالهای 84-1381، از میان 26893 پاپ اسمیر 122 مورد (45/0%) پاپ اسمیر AGC ارجاعی به کلینیک کولپوسکوپی، اقدامات تشخیصی کولپوسکوپی و بیوپسی، کورتاژ اندوسرویکس، نمونهبرداری آندومتر و نهایتا˝ کونیزاسیون سرویکس انجام شد. در بررسی نمونههای ارسالی به یک پاتولوژیست، هر نوع ضایعه نئوپلازیک (مساوی یا بالاتر از CIN I) "با اهمیت" (significant) تلقی شد.
یافتهها: از میان 122 پاپ اسمیر AGC تعداد 41 بیمار، انجام بررسیهای تشخیصی را پذیرفته و در مطالعه وارد شدند. میانگین سنی خانمها 48/11±92/46 سال (80-23 سال) بود. شیوع یافتههای پاتولوژیک مهم 41/13(7/31%) بود که شامل چهار مورد (7/9%)High Grade Squamous Intraepithelial Lesion (HSIL) سه مورد (3/7%) Low grade SIL (LSIL)، دو مورد (8/4%) هیپرپلازی اندومتر، یک مورد (4/2%) آدنو کارسینوم اندومتر، یک مورد (4/2%) آدنوکارسینوم سرویکس، یک مورد (4/2%) کارسینوم سلول سنگفرشی سرویکس و یک مورد (4/2%) تومور پاپیلری سروز تخمدان بود. تفاوت معنیداری بین ضایعات گلاندولار و اسکواموس در زنان یائسه و غیر یائسه یافت نشد.
نتیجهگیری: پاپ اسمیر AGC در یک سوم موارد با یافتههای"مهم" پاتولوژیک همراه است. لذا انجام اقدامات تشخیصی کولپوسکوپی، کورتاژ اندوسرویکس و بیوپسی آندومتر ضروری بهنظر میرسد
اشرف آلیاسین، افسانه خادمی، گیتی شعیبی، بهاره خلیلی،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
با توجه به افزایش روزافزون اعمال جراحی با حداقل تهاجم در امر تشخیص و درمان بیماران، به حداقل رساندن عوارض پس از عمل امری اجتنابناپذیر میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه تزریق داخل صفاقی دو داروی بوپیوکائین و لیدوکائین در کاهش درد پس از لاپاراسکوپی زنان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1384 در بیمارستان شریعتی تهران بر روی تعداد 150 بیمار لاپاراسکوپی شده، انجام شد؛ بیماران به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند، در گروه اول پس از انجام عمل، داروی بوپیواکائین و در گروه دوم لیدوکائین داخل پریتوئن تزریق شد. گروه سوم به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. در کلیه بیماران درد پس از عمل به روش عددی VAS) (numeric)) Visual Analogue Scale در ساعت 24 و شش پس از عمل اندازهگیری شد. اطلاعات جمعآوری شده با گروه شاهد مقایسه شد.
یافتهها: در گروه اول (بوپیوکائین) نمرات درد در شش ساعت اول نسبت به گروه دوم (لیدوکائین) و نسبت به گروه کنترل کمتر بود (بیشتر از سه نمره) که با توجه به 05/0P < این اختلاف معنیدار بوده است.
نتیجهگیری: مصرف بوپیوکائین در کاهش درد بیماران پس از عمل لاپاراسکوپی بیش از داروی لیدوکائین مؤثر میباشد.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، علی پاشا میثمی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
آرتریت روماتوئید (RA) بیماری التهابی مزمن است که عوامل متعددی در بروز و ادامه آن دخالت دارد. یکی از عوامل شروعکننده بیماری استرس میباشد که میتواند با تأثیر در کفایت و یا عدم کفایت محور نوروآندوکرین در بروز یا تغییر سیر بیماری ارتباط داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر استرس در چگونگی تداوم RA و راهکارهای پیشگیری و درمان مؤثر آن است.
روش بررسی: یکصد بیمار آرتریت روماتوئید (80 زن و 20 مرد) که تشخیص RA آنها قطعی بود و بیماری آنها بهتازگی شروع شده بود (36-12 ماه) بهطریق همگروهی بررسی گردیدند. با مصاحبه و پرسشنامههایی که رویدادهای زندگی آنها در آن منعکس شده بود به دو گروه A با استرس پایدار و گروه B با استرس ناپایدار تقسیم شدند و درمان یکسان برای هر دو گروه انجام شد. نتیجه درمان پس از دو سال مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: با وجود یکسان بودن نوع درمان در گروهها پاسخ به درمان متفاوت بوده است، بهطوریکه گروه B که زمینه استرس ناپایدار داشتند بهبودی واضحی نسبت به گروه دارای تجربه استرسزای پایدار نشان داد. (00001/0 P=) در ارزیابی کلی شاخص بهبودی، بیمارانیکه زمینه استرس ناپایدار داشتند نسبت به گروه بیماران دارای زمینه استرس پایدار داشتند تفاوت معنیداری در بهبود نشان دادند (00001/0 P<).
نتیجهگیری: تعداد قابل توجهی از مبتلایان به RA از استرس جدی رنج میبرند که در سیر بالینی و بهبودی آنها مؤثر است. با شناخت عوامل استرسزا و کوشش در رفع آن میتوان در کنترل بهتر بیماری مؤثر بود.
محمد طالبپور، یعقوبی، موسی زرگر،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
عمل جراحی فتق بهروش لاپاروسکوپیک امروزه روشی استاندارد محسوب میشود که با اقبال نسبی بیماران و جراحان همراه شده است. با این روش فتقهای دوطرفه را نیز میتوان جراحی نمود. هدف این مطالعه بررسی میزان موفقیت انجام فتقهای دوطرفه بهروش لاپاروسکوپی با کمک مش عینکی شکل میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 54 بیمار طی مدت چهار سال با فتقهای دوطرفه مورد بررسی قرار گرفتند. در کلیه این بیماران تکنیک مورد نظر انجام گرفت. بیماران مورد مطالعه بدون هیچگونه انتخابی وارد مطالعه شدند یعنی درصورتیکه شرایط عمومی را برای عمل باز داشتند، در کلیه موارد شامل فتقهای بزرگ و کوچک، فتق مستقیم یا غیر مستقیم و یا فمورال و نیز موارد عود کرده و یا اولیه تحت این جراحی قرار گرفتند.
یافتهها: در تمامی بیماران تکنیک عمل بخوبی انجام گرفت. در 12 مورد از آنجا که ساک فتق بسیار بزرگ بود و امکان بیرون کشیدن همه ساک به بیرون نبود از روش پل زدن در گردن ساک استفاده شد. در 23 مورد بعد از عمل در محل ساک سروما ایجاد شد که بتدریج و بدون نیاز به اقدام اضافه بهطور متوسط بعد از سه هفته خودبهخود جذب شد. در یک مورد واکنش شدید به مش و پروتک مشاهده شد که تمامی مش و پروتکها بعد از حدود سه ماه صبر و درمانهای حمایتی خارج شد و ترمیم نسجی از قدام صورت گرفت. در یک بیمار بعد از حدود دو ماه از عمل فتق مستقیم بزرگ، عود فتق مشاهده شد که علت آن جابجایی مش در محل تعبیه شده بود. زمان متوسط بستری بعد از عمل 3/1 روز بود. کلیه بیماران بعد از 48 ساعت از عمل بدون درد واضح و ناراحتی تحرک و فعالیت را آغاز نمودند.
نتیجهگیری: انجام هرنیوپلاستی دوطرفه بهکمک لاپاروسکوپی با استفاده از مش پرولن به شکل عینک یک روش مناسب بخصوص در درمان فتقهای غیر مستقیم میباشد.
محمود فرزان، سید محمد جواد مرتضوی، سیامک یوسف سیبدری، الهام رفیعی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
سینوویت ویلوندولر پیگمانته تومور خوشخیمی است که از سینوویوم مفصل و غلاف تاندون منشأ میگیرد و علیرغم خوشخیم بودن، میزان عود آن زیاد است. شایعترین محل درگیری در زانو است و رخداد این عارضه در پا بهخصوص ناحیه فور فوت فوقالعاده نادر است، لذا در اغلب موارد با تاخیر تشخیص داده میشود. مورد معرفی شده در اینجا خانم خانهدار 42 سالهای است که مدت یک سال و نیم دچار درد و مشکل در پای راست بوده است که به درمانهای کنسرواتیو به هیچوجه پاسخ نداده است. وجود خوردگی استخوان و دقت در وجود سینوویت مفصل متاتارسوفالانژیال شست پا ما را به این تشخیص مشکوک نمود. عمل جراحی انجام و ضایعه بهطور کامل برداشته شد و نتیجه پاتولوژی نیز تشخیص سینوویت ویلوندولر پیگمانته را تایید کرد. به نظر میرسد برای جلوگیری از تاخیر در تشخیص و کم شدن شانس موفقیت عمل جراحی در موارد سینوویت مزمن باید حتما˝ این عارضه را مد نظر داشت.
امیر فرهنگ زند پارسا، حمیرا جعفری، غلامحسین طباطبایی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
بیماریهای عروقی کرونر از شایعترین علل مرگ در جهان میباشند. با توجه به شیوع بالاتر سندرم کرونری حاد بدون بالا رفتن قطعه ST نسبت به سندرم کرونری حاد با بالا رفتن قطعه ST و ظهور هپارین با وزن مولکولی پایین (L.MWH) Low Molecular Weight Heparin که موفقیتی بزرگ در عالم پزشکی محسوب میگردد در این مطالعه به مقایسه اثر انوکساپارین و هپارین غیرفراکشنه Unfractionated Heparin (UFH) در بیماران سندرم کرونری حاد بدون بالا رفتن قطعه ST پرداخته شده است.
روشبررسی: 200 بیمار شامل 100 بیمار در گروه هپارین و 100 بیمار در گروه انوکساپارین انتخاب گردیدند. گروه هپارین تحت درمان با UFH، ابتدا دوز بولوس 5000 واحد، سپس 1000واحد در ساعت به صورت وریدی برای حداقل 72 ساعت و گروه انوکساپارین تحت درمان با mg/kg1 انوکساپارین هر 12 ساعت در روز به صورت زیر جلدی برای حداقل 72 ساعت قرار گرفتند. سپس بیماران از نظر میزان مرگ و میر کلی، انفارکتوس میوکارد، آنژین صدری تکرار شونده، نیاز به اقدامات تهاجمی و میزان خونریزی مورد پیگیری و مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: میزان فراوانی آنژین صدری تکرار شونده، مرگ و میر کلی و نیاز به اقدامات تهاجمی در طول مدت بستری در بیمارستان در گروه دریافتکننده انوکساپارین به طور معنیداری نسبت به گروه دریافتکننده هپارین کمتر بود (به ترتیب 002/0p= و 035/0p= و 01/0p=) اما از نظر میزان فراوانی خونریزی و میزان فراوانی انفارکتوس میوکارد در بین دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده نشد (به ترتیب 1p= و 1p=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که انوکساپارین با توجه به اثرات چشمگیری که در پیشگیری از عوارض در بیماران سندرم کرونری حاد بدون بالا رفتن قطعه ST دارد میتواند به عنوان- داروی جایگزین هپارین مطرح گردد.
سید نجات حسینی، سید نورالدین موسوی نسب، هاله رحمانپور،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
سوختگی یک عامل مهم مرگ و معلولیت در جهان بوده و امروزه پانسمان بیولوژیک یک قسمت مهم درمان سوختگی در مراکز پیشرفته میباشد. با این روش، درصد مورتالیته در مقایسه با سطح سوختگی از 50% مورتالیته در سوختگی 30 درصدی به همان مقدار در سوختگی 80 درصدی رسیده است. با توجه به تجربه کم در استفاده گسترده از پانسمانهای بیولوژیک در کشورهای در حال توسعه هدف این مطالعه مقایسه نتایج استفاده پانسمان بیولوژیک با روش سنتی در بیماران با سوختگی وسیع میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 118 بیمار با سوختگی بین 75- 30% سطح بدن مورد بررسی قرار گرفته است. بیماران بهطور غیرتصادفی به دو گروه تقسیم شدند، در گروه اول بیماران راضی به تهیه زنودرم نبوده و به روش سنتی درمان شدند. در گروه دوم بیماران راضی به تهیه زنودرم بوده و درمان سوختگی با روش پانسمان بیولوژیک انجام شد.
یافتهها: میزان مرگ و میر در روش سنتی (53 بیمار) برابر 19 نفر (35%) و در روش پانسمان بیولوژیک (65 بیمار) برابر هفت نفر (8/10%) بوده است (001/0=p). در صورت حذف افراد فوت شده، میانگین مدت بستری 3/31 روز در گروه سنتی در مقابل 2/18 روز در گروه پانسمان بیولوژیک بوده است، (0005/0=p)، تعداد پانسمان در گروه سنتی 1/22 در مقابل 9/9 در گروه پانسمان بیولوژیک بوده است (005/0=p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که پانسمان بیولوژیک سبب افزایش بقاء بیمار، کاهش مدت بستری و کاهش پانسمانهای وسیع روزانه میگردد. انجام یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی توصیه میگردد.