7 نتیجه برای اثربخشی
فیروز اسماعیلزاده، ناهید حاتم، ژیلا اسمعیلزاده، عبدالحلیم رجبی، میثم انعامی، سجاد واحدی، حسین میرزایی،
دوره 72، شماره 9 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هاری از کشندهترین بیماریها است و درصورت بروز علایم، مرگ شخص حتمی است، ولی با پیشگیری پس از مواجهه Post-Exposure Prophylaxis (PEP) میتوان از مرگومیر هاری جلوگیری کرد. این مطالعه بهمنظور برآورد اثربخشی پیشگیری پس از مواجهه انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی کل موارد حیوانگزیدگی که از اول فروردین تا 29 اسفند 1390 در دفاتر هاری در استان فارس ثبت شده بود وارد مطالعه شدند و تعداد مرگها، در هر یک از گروههای سنی به تفکیک جنس با استفاده از مدل درخت تصمیمگیری و با توجه به اطلاعات جمعآوریشده از مراکز بهداشتی درمانی استان فارس، انیستیتو پاستور و مطالعات پیشین بهدست آمده بود محاسبه شد. سپس بهوسیله فرمول Disability-Adjusted Life Year (DALY) تعداد DALYهای پیشگیریشده در هر یک از گروهای سنی محاسبه گردید.
یافتهها: در سال 1390 در استان فارس 7111 نفر مورد حیوانگزیدگی قرار گرفته و درمان PEP را دریافت کرده بودند که (85/75%) 5394 نفر آنها مرد و (15/24%) 1717 نفر آنها زن بودند. درمان PEP در مجموع از 076/177 مرگ پیشگیری کرده بود که تعداد مرگهای پیشگیریشده در مردان (72/75%) 096/134 نفر و تعداد مرگهای پیشگیریشده در زنان (27/24%) 98/42 نفر بهدست آمد. همچنین در اثر مرگهای پیشگیریشده برنامه PEP از 71/4455، DALY، جلوگیری کرده بود.
نتیجهگیری: انجام درمان Post-exposure prophylaxis برای افرادی که مورد حیوانگزیدگی قرار میگیرند بهمیزان قابلتوجهی از بار بیماری هاری در جامعه میکاهد. محاسبات با برآوردهای مقدماتی هزینه چنین مینماید که بهاحتمال این مداخله بسیار هزینه- اثربخش نیز میباشد.
سوگند تورانی، سلمان باشزر، شکوفه نیکفر، حمید رواقی، مهران صادقی،
دوره 76، شماره 6 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ترومبولیتیک درمانی گزینه مناسب درمانی در ساعات اولیه پس از شروع نشانههای بیماری در شرایط عدم دسترسی به آنژیوپلاستی اولیه برای درمان انفارکتوس حاد میوکارد با صعود قطعه ST (STEMI) میباشند. هدف این مطالعه ارزیابی ایمنی و اثربخشی استرپتوکیناز در مقایسه با داروی جدیدتر تنکتپلاز در درمان انفارکتوس حاد میوکارد بود.
روش بررسی: یک مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز میباشد که در شهریور ۱۳۹۶ در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام پذیرفت. پایگاههای دادهای MEDLINE, Cochrane library,Web of Science, EMBASE در فاصله سالهای ۱۹۸۰ تا مارس ۲۰۱۷ به منظور پیدا کردن مطالعات ایمنی و اثربخشی بالینی بهصورت الکترونیکی و ژورنالهای قلب و عروق آمریکا، اروپا و ایران و کارآزماییهای در حال انجام بهصورت دستی جستجو شدند. کارآزماییهای بالینی و مطالعات مشاهدهای مرتبط که به یکی از زبانهای فارسی- انگلیسی و کرهای بودند وارد مطالعه شدند. ارزیابی کیفیت مطالعات توسط دو نفر بهصورت جداگانه انجام گرفت و دادهها با استفاده از فرم استخراج دادههای کاکرین صورت پذیرفت، سپس دادهها با نرمافزار Review Manager, Version 5.3 (The Nordic Cochrane Centre, Cochrane Collaboration, 2014, Copenhagen, Denmark) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: چهار مطالعه مورد-شاهدی وارد این پژوهش شدند. مطالعات دارای کیفیت بالا بودند. تفاوتی میان تنکتپلاز و استرپتوکیناز در خطر مرگومیر (۰/۴۰P=، ۱/۰۳-۰/۲۰ =%۹۵ CI، ۰/۴۵RR=)، افت فشارخون (۰/۳۳P=)، خونریزی (۰/۵۳P=، ۳/۹۹- ۰/۴۹ =۹۵% CI، ۱/۴۰=RR) و همچنین در پیامد ST-segment resolution >۵۰% (۰/۸۱P=) وجود نداشت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که اثربخشی و ایمنی استرپتوکیناز با داروی تنکتپلاز یکسان میباشد.
مهسا صالحینژاد گیلچالان، مهدی صادقزاده،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین رتبه پارامترهای مهم در رتبهبندی مراقبت و ارایه خدمات بهداشتی به بیماران در مراکز درمانی.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نظر طبقهبندی کاربردی است. دادهها از پایگاه دادههای دانشکده بهداشت و پزشکی دانشگاه تهران است که بهصورت بایگانی طی فروردین 98 تا اردیبهشت 99 گردآوری شدهاند. جامعه آماری کلیه خبرگان، متخصصان و کارشناسان دانشکده بهداشت بودند که 29 نفر پرسشنامه را تکمیل کردهاند.
یافتهها: در این تحقیق با استفاده از اطلاعات چهار مرکز درمانی، رویکرد DS-Vikor پیادهسازی گردید. برای این منظور شش معیار (تشخیص بیماری، اثر بخشی مراقبت، نظارت بر بیماری، فرآیند درمان، اجرا در مراکز سلامت و پیگیری پس از درمان) و سه خبره برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان میدهد اثربخشی مراقبت و فرآیند درمان از اهمیت بیشتر از دید خبرگان برخوردار هستند. در مرحله بعد ماتریس ارزیابی براساس این شش معیار و چهار مرکز درمانی تشکیل شده و براساس محاسبات روش ترکیبی دمپستر- شافر و ویکور مراکز درمانی مورد نظر رتبهبندی شدهاند. جهت صحت سنجی در انتها مراکز درمانی با روش تاپسیس رتبهبندی شدند که عملکرد مرکز درمانی 2 و 1 براساس محاسبات ویکور و دمپستر- شافر مناسب است.
نتیجهگیری: این رویکرد به کاهش عدم اطمینان ناشی از شناخت ذهنی افراد کمک میکند تا سطح تصمیمگیری را بالا ببرد، تا بتوانیم برای مقابله با عدم قطعیت بهصورت کاربردی برخورد کنیم.
نازنین رزازیان، منصور رضایی، پونا احمدی، نگین فخری،
دوره 80، شماره 4 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مالتیپل اسکلروزیس Multiple Sclerosis (MS) بیماری التهابی سیستم عصبی مرکزی است. این مطالعه اثربخشی و عوارض ریتوکسیماب را بررسی میکند.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی نیمه تجربی از شهریور 1397 تا شهریور 1398 در بیمارستان امامرضا (ع) کرمانشاه انجام شد. 44 بیمار بهروش در دسترس انتخاب و با داروی ریتوکسیماب به مدت یکسال تحت درمان بودند. نمره ناتوانی (EDSS) و ضایعات فعال براساس MRI برای بیماران بررسی شده و در طول یکسال از نظر عود و عوارض دارویی پیگیری گردیدند. مطالعه با حمایت دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه و با دریافت رضایت آگاهانه از همه شرکتکنندگان انجام شد.
یافتهها: 29 نفر (9/65%) زن و 15 نفر (1/34%) مرد بررسی شدند. 22 نفر از بیماران RRMS و 22 نفر PRMS داشتند. در بیمارانی که اماس نوع RR داشتند، نمره ناتوانی در پایان مطالعه نسبت به ابتدای مطالعه بهطور معناداری کاهش یافته بود (010/0P=) اما در بیماران نوع PRMS این نمره افزایش غیرمعنادار یافته بود (148/0P=). هم در بیماران RR و هم در بیماران PRMS، تعداد ضایعات موجود در MRI در پایان مطالعه نسبت به ابتدای مطالعه کاهش غیرمعنادار داشت (05/0P>). عوارض زودرس بیشتر در بیماران RRMS رخ داد (6/13% در مقابل 5/4%) و عوارض تاخیری بیشتر در بیماران PRMS مشاهده شد (5/54% در مقابل 3/36%).
نتیجهگیری: ریتوکسیماب در درمان MS عود کننده، بهبود یابنده نسبت به MS پیشرونده، عود کننده باعث کاهش بیشتری در میزان ناتوانی شد و استفاده از آن با عوارض اندک همراه بود.
محسن بارونی، زهره شاکر، زینب شاکر، اسما صابرماهانی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: فلج مغزی نوعی سندرم اختلال حرکتی و وضعیتی در اوایل کودکی است. این بیماری بهدلیل آسیب وارده به مغز یا ناهنجاریهای مادرزادی ایجاد میشود. در سالهای اخیر، پیوند سلولهای بنیادی مزانشیمی انسان (hMSC) به یک استراتژی درمانی امیدوارکننده برای CP تبدیل شده است. در این مورد سالانه هزینههای زیادی برای درمان و مدیریت این بیماری میشود که هدف از این مطالعه ارزیابی ایمنی، اثربخشی این روش بر CP میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع متاآنالیز میباشد. تحقیق از 24 اسفند 1399 تا هشت فروردین 1400 محیط پژوهش ایران، کرمان بوده است. ابتدا در پایگاههای دادهای PubMed، Scopus و Scholar، تحقیق سیستماتیک انجام گرفت که معیار ورود و خروج برای آن تعیین شد.
یافتهها: پس از انجام مرور نظاممند در نهایت به 18 مقاله رسیدیم که نشان داد استفاده از فناوری سلولهای بنیادی بهعنوان یک روش علمی میتواند باعث بهبود کیفیت زندگی افراد بیمار و بهبود نقص حرکتی گردد.
نتیجهگیری: با توجه به شواهد محدود و مطالعات انجام شده فناوری سلولهای بنیادی در بهبود افراد CP میتواند ایمن، کارا باشد ولی درمورد اثربخشی آن شواهد کافی وجود ندارد و مطالعات بیشتری در اینباره لازم است. در مجموع سلولهای بنیادی ممکن است آینده بسیار امیدوارکنندهای در درمان این بیماران داشته باشند. در نهایت اینکه فناوری سلولهای بنیادی همراه با بیوتکنولوژیهای نوآورانه ممکن است بهزودی نتایج نویدبخشی به بیماران دهد.
سارا امامقلیپور، رجبعلی درودی، عبدالرضا موسوی، سمیرا علیپور، فخرالدین داستاری،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به محدودیتهای منابع نظام سلامت، مطالعات ارزشیابی اقتصادی میتوانند شواهد مناسبی برای اولویتبندی تخصیص منابع فراهم آورند. این مطالعه با هدف بررسی روش مطالعات ارزشیابی اقتصادی داروها در کشور ایران، انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر با روش مرور انتقادی انجام شد. با استفاده از کلید واژههای مناسب، پایگاههای اطلاعاتی PubMed و SID، موتور جستجوی Google Scholar و مقالات محققان داخلی حوزه اقتصاد سلامت و اقتصاد دارو با استفاده از سامانه علمسنجی وزارت بهداشت بررسی شدند.
یافتهها: از مجموع مطالعه بهدست آمده، 29 مطالعه مطابق با معیارهای مطالعه بودند. مطالعات در 10 بعد شامل روش تحلیل، نوع مقایسهگر، منبع اثربخشی بالینی، افق زمانی، مدل استفادهشده، دیدگاه مطالعه، پیامدهای اندازهگیری شده، تنزیل هزینهها و پیامدها، تحلیل حساسیت و تحلیل زیرگروهها بررسی شدند.
نتیجهگیری: برای استفاده از نتایج مطالعات ارزشیابی اقتصادی، بایستی این مطالعات با رویکردی شفاف و نظاممند انجامشوند. بنابراین ضروری است که چهارچوبی استاندارد برای اجرا و گزارش نتایج مطالعات ارزشیابی اقتصادی در ایران تدوینشود.
عارف تیمورینژاد، حسین صیدخانی، زهرا محبینژاد، امیررضا ایدیپور، حامد آزادی،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سنگ کلیه سومین اختلال شایع دستگاه ادراری پس از بیماری و عفونت پروستات است. حمله دردناک شایعترین تظاهر کلینیکال است که بهعنوان رنال کولیک شناخته میشود. هدف مطالعه حاضر اثر پتیدین، پتیدین و کترولاک و کترولاک در بیماران رنال کولیک میباشد.
روش بررسی: بیماران رنال کولیک در بیمارستان امام خمینی شهر ایلام از فروردین تا اسفند 1401 در در سه سه گروه 36 نفری تقسیم شدند. گروه اول پتیدین 25 میلیگرم، گروه دوم کترولاک30 میلیگرم و گروه سوم ترکیبی از دو دارو انتخاب شدند. پرسشنامهای شامل اطلاعات دموگرافیک بیماران، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، میزان تنفس، اشباع اکسیژن، عوارض جانبی، شدت درد، مدت بستری، نوع درمان دریافتی میباشد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد مدت زمان بستری در گروه A بهطور معناداری بیشتر از گروههای B و C بوده است (000/0P<). اکثریت بیماران در گروه C دارای اختلال عملکرد ضعیفی بودند، در گروه A و B وضعیت اختلال عملکرد اکثریت بیماران متوسط و وضعیت عملکردی خوب در تعداد معدودی از گروه A و B خوب گزارش شده است که از نظر آماری بین وضعیت عملکرد سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: در مجموع نتایج بهدست آمده نشان داد کترولاک و پتیدین دارای سرعت اثر و توان بیشتری به نسبت پتیدین و کترولاک به تنهایی در کنترل درد بیماران مبتلابه رنال کولیک میباشد و نیاز به درمان نجات بخش نیز در این دارو کمتر است و طبق مطالعات انجام شده عوارض آن نیز کمتر میباشد.