جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای استروئید

محمد رضا گیتی،  علیرضا غزنوی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده

بیماری شانه منجمد از دست رفتن پیشرونده حرکات شانه در نتیجه التهاب فیبروتیک کپسول مفصلی شانه است. علائم این بیماری به صورت درد و محدود شدن حرکات مفصل می‌باشد. سن شیوع این بیماری بین 40 تا 70 سال و میزان شیوع آن در جمعیت عمومی حدود 2% است. این مطالعه به منظور مقایسه نتایج درمان این بیماری به روش مانیپولاسیون زیر بیهوشی با و بدون تزریق همزمان کورتیکواستروئید داخل مفصلی انجام شده است.

روش بررسی: در این مطالعه 26 بیمار مبتلا به شانه منجمد مراجعه‌کننده به درمانگاه ارتوپدی بیمارستان امام خمینی (ره) طی سالهای 1383 تا 1384، به صورت یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. 12 نفر از بیماران دیابتیک بودند. 13 نفر از بیماران به طور تصادفی قبل از انجام مانیپولاسیون تزریق داخل مفصلی کورتیکواستروئید دریافت کردند. بیماران به مدت شش ماه پی‌گیری شدند و میزان بهبودی Constant score قبل و بعد از مانیپولاسیون مقایسه شد.

یافته‌ها: 26 بیمار مورد بررسی در این مطالعه شامل 12 مورد دیابتی و 14 مورد غیر دیابتی بودند. میانگین کلی سن بیماران 1/5±7/55 سال بودند 21 بیمار مونث و پنج مورد مذکر بودند. میانگین امتیازات Constant score بیماران، قبل از عمل (1/5±7/28) به 2/7±8/84 پس از شش ماه پی‌گیری رسید. و از نظر آماری نیز این اختلاف قابل توجه بود (01/0p=) میانگین امتیازات بیماران در گروه اول (با تزریق استروئید) پس از شش ماه پیگیری بالاتر از گروه دوم (بدون تزریق استروئید) بود ولی از نظر آماری این اختلاف قابل توجه نبود (9/86 در برابر 7/82 و 1/0=p). میانگین امتیازات در گروه دیابتی (12 بیمار)، پس از شش ماه پیگیری به طور قابل ملاحظه‌ای، کمتر از گروه غیر دیابتی (14 بیمار) بود (79 در برابر 8/89 و 01/0=p).

نتیجه‌گیری: در این مطالعه مشخص شد که تزریق استروئید نمی‌تواند چندان در بهبودی بیماران مبتلا به شانه منجمد، تاثیرگذار باشد ولی دیابت می‌تواند باعث کندشدن روند بهبودی بیماران شود.


سیدطاهر اصفهانی، عباس مدنی، مستانه مقتدری، نعمت‌اله عطایی، پروین محسنی، نیلوفر حاجی‌زاده، ناهید رحیم‌زاده، مرضیه حدادی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده

سندرم نفروتیک یکی از بیماری‌های قابل توجه دوران کودکی می‌باشد. گرچه مکانیسم پاتوفیزیولوژی آن روشن نیست. اکثر بیماران سیر بالینی خوش‌خیم داشته و به خوبی به استروئیدها پاسخ می‌دهند. در این مطالعه به‌طور گذشته‌نگر پیامد بالینی طولانی مدت 745 کودک مبتلا به سندرم تفروتیک حساس به استروئید از سال 1996 تا 2006 بررسی شد.

روش بررسی: داده‌های موجود در پرونده پزشکی 745 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه حساس به استروئید که حداقل به مدت شش ماه پی‌گیری شده بودند، بررسی گردید.

یافته‌ها: 1/63% پسر بودند. فراوان‌ترین هیستوپاتولوژی Minimal Change Nephrotic Syndrome (2/30%)، Focal Segmental Glumerulosclerosis (25%) بود. در زمان مراجعه 6/22% از بیماران هماچوری میکروسکوپی داشتند. بیماران به طور متوسط 04/4±42/6 سال (شش ماه تا 22 سال) پی‌گیری شده بودند. 2/9% اصلا عود نداشتند، در حالی که 8/15% دچار عود مکرر شدند. در آخرین نوبت ویزیت، 7/49% از بیماران در وضعیت رمیسیون، 5/32% در عود و 29 نفر دچار نارسایی مزمن کلیه (CRF) یا End Stage Renal Disease بودند.

نتیجه‌گیری: اکثر کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک ایدیوپاتیک هیستوپاتولوژی خوش‌خیم MCNS دارند و با درمان اولیه استروئید رمیسیون پیدا می‌کنند، عود در آنها شایع بوده و کمتر از 10% برای همیشه در رمیسیون باقی می‌ماند. از بین فاکتورهای بالینی میزان پاسخ‌دهی به عوامل استروئید sparing، تعداد عود و مدت رمیسیون پابرجا با پیامد بالینی بیماران ارتباط دارد. پی‌گیری طولانی مدت کودکان با سندرم نفروتیک اولیه لازم می‌باشد.


عباس مدنی، سید طاهر اصفهانی، ناهید رحیم‌زاده، نعمت‌الله عطایی، پروین محسنی، مستانه مقتدری، مرضیه حدادی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده

سندرم نفروتیک در دوران کودکی اغلب با عودهای مکررهمراه است. جهت تعیین اثربخشی لوامیزول در درمان سندرم نفروتیک وابسته به استروئید (SDNS)، 305 کودک مبتلا به SDNS مراجعه‌کننده به مرکز طبی کودکان از سال 1365 لغایت 1385 بررسی شدند.

روش بررسی: تشخیص سندرم نفروتیک بر اساس معیارهای کلاسیک بود. هیچ کدام از بیماران علایم سندرم نفروتیک ثانویه نداشتند. پروتکل درمانی اولیه پردنیزولون با دوز mg/m260 روزانه در سه دوز منقسم برای چهار هفته بود. سپس در عرض سه تا شش ماه کم تا قطع شد. در صورت عود بعد از کاهش دوز پردنیزولون از لوامیزول استفاده گردید. وابستگی به استروئید به صورت عود در طی کاهش دوز استروئید یا 14 روز بعد از قطع استروئید در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: از 305 کودک مبتلا به SDNS، 8/70% پسر بودند. متوسط سن بیماران در زمان مراجعه 1/3±8/4 سال (یک تا 15 سال) بود.در آخرین ویزیت، 84 نفر (5/27%) در رمیسیون، 220 نفر (1/72%) در وضعیت عود و نیاز به مصرف استروئید بودند. مصرف لوامیزول منجر به کاهش دوز استروئید و رمیسیون طولانی به ترتیب برای 68 (3/22%) و 90 بیمار (5/29%) شد. بعد از درمان با لوامیزول متوسط میزان عود (88/0±05/2 در برابر 23/1±1/1) و دوز روزانه استروئید (به ترتیب 39/0±74/0 در برابر 38/1±32/0 mg/kg) به طور معنی‌دار کاهش یافت (0001/0p<).

نتیجه‌گیری: لوامیزول به عنوان داروی موثر و با کمترین عوارض جانبی می‌تواند در درمان SDNS در دوران کودکی، به صورت داروی اولیه برای حفظ وضعیت رمیسیون با کاهش میزان عود و دوز استروئید به کار رود.


زهرا حلاجی، نفیسه اسماعیلی، فاطمه معین‌الدین، فاطمه زینالی، لیلا اعلمی، شیدا شمس دواچی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: از زمان معرفی استروئیدهای سیستمیک، پیش‌آگهی بیماران مبتلا به پمفیگوس به طور قابل ملاحظه‌ای بهبود یافت. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر تظاهرات بالینی اولیه بیماری پمفیگوس ولگاریس (پیش از شروع درمان) بر پیش‌آگهی نهایی این بیماری می‌باشد.

روش‌بررسی: در یک مطالعه مداخله‌ای که بر 119 بیمار مبتلا به بیماری پمفیگوس ولگاریس انجام پذیرفت. پس از شروع درمان با رژیم مشترک پردنیزولون و آزاتیوپرین بیماران به مدت حداقل یک سال تحت پی‌گیری قرار گرفتند. ارتباط فاکتورهای دموگرافیک و شاخص‌های بیماری با پیش‌آگهی شامل میزان مرگ و میر، عود ماژور، عود مینور و مدت رمیسیون اولیه بیماری بررسی شد.

یافته‌ها: 100 نفر از بیماران (1/84%) برای مدت بیش از یکسال پی‌گیری شده بودند، که در مدت پی‌گیری موردی از مرگ و میر وجود نداشت. در مدت پی‌گیری، 28 بیمار (5/23%) دچار عود ماژور و 65(6/54%) بیمار دچار عود مینور شده بودند. فراوانی عود ماژور در بیمارانی که درمان آنها با فاصله شش ماه یا کمتر شروع شده بود در مقایسه با دیگر بیماران کمتر بود 18 نفر (8/17%) در برابر 12 نفر (4/41%). مدت رمیسیون اولیه در اغلب بیماران 77(7/64%) نفر بیش از یک‌سال بود و این زمان به ترتیب دربیماران با ضایعات پوستی بیش از 10 عدد در هنگام بستری طولانی‌تر و در بیماران مسن (سن<50 سال) کوتاه‌تربود.

نتیجه‌گیری: سن بالا، جنس مرد، فاصله زمانی بیش از شش ماه بین تشخیص بیماری تا شروع درمان و ضایعات پوستی بیش از 10 عدد در هنگام بستری با پیش‌آگهی بدتر بیماران مبتلا به پمفیگوس ولگاریس همراهی دارند.


ناصح یوسفی، کتایون مرادی، کوروش منصوری، سیمین سجادی، مسعود ترابی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: شایعترین علت درد شانه، التهاب بورس ساب‌آکرومیال است که یکی از شایعترین روش‌های درمانی آن تزریق کورتیکواستروئید داخل بورس است. اخیرا از تزریق بوتولینوم توکسین A نیز به‌عنوان یک روش درمانی ایمن در این بیماران استفاده شده است که فاقد بسیاری از معایبی تزریق کورتیکواستروئید می‌باشد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه کور، تعداد 54 بیمار که با علائم و نشانه‌های تندینوپاتی روتاتور کاف، پس از بررسی و اطمینان از عدم وجود معیارهای خروج از مطالعه، وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه تزریق بوتولینوم توکسین A و یا کورتیکواستروئید قرار گرفتند. درمان روتین شامل آموزش ورزش‌ها برای تمامی بیماران انجام شد. علایم بیماران با استفاده از معیار‌های VAS و Constant Score و SPADI، قبل از درمان، دو هفته و دو ماه پس از آن ارزیابی شدند.
یافته‌ها: در بررسی VAS، هر دو گروه نسبت به زمان پایه بهبود نشان دادند (000/0P=) که این بهبود در گروه کورتیکواستروئید به‌صورت معناداری بیشتر بود. شاخص VAS بین پیگیری اول و دوم، در گروه بوتولینوم توکسین A کاهش و در گروه کورتیکواستروئید افزایش نشان داد.
نتیجه‌گیری: تزریق تک‌جلسه‌ای بوتولینوم توکسین A نسبت به کورتیکواستروئید در کنترل علایم بیماران از تاثیر کمتری برخوردار است ولی اثر درمانی این ماده برخلاف کورتیکواستروئید، ماندگاری بیشتری دارد. می‌توان از بوتولینوم توکسین A به‌عنوان درمان جایگزین به‌خصوص در بیماران دیابتی و دارای کنتراندیکاسیون کورتیکواستروئید استفاده کرد.

 
فاطمه افتخاریان، آرنوش قدسیان، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: درماتومیوزیت یک بیماری التهابی نادر عضلانی با تظاهرات سیستمیک است که ضعف عضلانی، اختلال بلع و درگیری ریوی و قلبی از مشکلات شایع آن می‌باشد.
معرفی‌بیمار: بیمار مرد 53 ساله با سابقه درماتومیوزیت، ضعف عضلانی و دیسفاژی شدید بود که به‌دلیل عدم توانایی بلع، PEG تعبیه شده و تحت درمان با کورتیکواستروئید و ایمونوگلوبولین وریدی قرار داشت. وی با درد شکم حاد و تشخیص سنگ کیسه صفرا به جراح ارجاع شد. در اتاق عمل، پس از ارزیابی کامل قلب، ریه و قدرت عضلانی، بیهوشی عمومی با استفاده از داروهای مناسب و مراقبت‌های ویژه از جمله مانور سلیک و دوز استرس هیدروکورتیزون انجام شد. عمل بدون عارضه انجام و بیمار پس از پایش دقیق به ریکاوری منتقل و ترخیص گردید.
نتیجه‌گیری: بیهوشی عمومی در بیماران مبتلا به درماتومیوزیت نیازمند ارزیابی دقیق پیش از عمل، پایش مداوم عضلانی و همودینامیک، انتخاب دوز مناسب داروهای شل‌کننده عضلانی و استفاده از استرس دوز استروئید می‌باشد. علاوه‌براین، توجه به عوارض خاص مانند Buried bumper syndrome پس از PEG و مدیریت مناسب راه هوایی و پیشگیری از آسپیراسیون اهمیت ویژه دارد.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb