جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای الیزا

علیرضا صالحی نوده،  شهروز غفوری، محمد حسین علیمحمدیان، عبدالفتاح صراف نژاد، عباس میرشفیعی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

تومور مارکر TPS از انواع تومور مارکرهایی است که به سبب ویژگیهای منحصر به فرد فیزیولوژیک خود مانند سهولت در اندازه‌گیری مقدار آن در سرم مبتلایان به انواع سرطان‌ها مورد توجه خاص قرار گرفته است. این تحقیق به‌منظور ارزیابی کارایی این تومور مارکر در پیش‌آگهی، کنترل درمان و پیگیری سیر بیماری در مبتلایان به سرطان‌های دستگاه گوارش شامل مری، معده و کولو رکتال صورت گرفت.
روش بررسی: اندازه‌گیری میزان TPS بر روی 109 نفر انجام گردید، از این تعداد 28 فرد سالم و 81 بیمار مبتلا به سرطان‌های مختلف دستگاه گوارش شامل 38 بیمار مبتلا به سرطان مری، 20 بیمار مبتلا به سرطان معده و 23 بیمار مبتلا به سرطان کولو رکتال بودند. نمونه‌گیری در سه نوبت و بسته به روش درمان انجام می‌گرفت. نمونه‌ها، شامل دو تا سه میلی لیتر از سرم بیماران و افراد سالم بود که به روش الیزا میزان TPS در آنها اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: در بیماران که به روش‌های مختلف تحت درمان قرار گرفته بودند تغییرات محسوسی در سطح سرمی TPS مشاهده گردید به نحوی که ‌از ورود بیمار به بخش و در طول مراحل درمان و در ترخیص میزان آن کاهش ‌یافت.
نتیجه‌گیری: اندازه‌گیری میزان TPS در سرم در پیش‌آگهی بیماری همچنین در ارزیابی درمان و پیگیری بیماری کمک‌کننده است. با تولید پلی کلونال آنتی‌بادی برعلیه آنتی‌ژنهای خانواده TPS و با طراحی الگویی مناسب جهت بکارگیری این آنتی‌بادی می‌توان آزمایشات سرولوژیکی لازم را جهت تشخیص و ارزیابی روند بیماری سرطان راه‌اندازی نمود.


الهه تاج بخش، رامین یعقوبی، علیرضا واحدی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده

علی‌رغم امکان تزریق خون به عنوان تنها راه نجات برخی از بیماران، بیماریهای منتقله از راه خون از جمله HCV یکی از معضلات انتقال خون می‌باشند که منجر به عوارض برای بیمار و صرف بودجه‌های سنگین می‌گردند. هپاتیت C یک معضل بهداشتی در دنیا بوده و در حال حاضر 200 میلیون نفر به آن مبتلا می‌باشند. کشور ما از نظر شیوع هپاتیت C جزو مناطق با شیوع کم می‌باشد ولی میزان بروز موارد جدید این عفونت رو به افزایش است. تعداد زیادی از مبتلایان هپاتیت C دچار هپاتیت مزمن می‌شوند که به نظر می‌رسد بسیاری از این افراد در نهایت به سیروز و یا کارسیونوم هپاتوسلولار مبتلا می‌شوند.

روش بررسی: با توجه به شیوع 2-1 درصدی عفونت هپاتیت C در اهداکنندگان خون در این تحقیق نیز به منظور تعیین میزان شیوع سرولوژیک HCV Ab در اهدا‌کنندگان خون شهرستان شهرکرد و تعیین میزان نقش هر یک از فاکتورهای خطرساز نمونه‌های فوق با آزمایش ELISA مورد بررسی قرار گرفتند

یافته‌ها: پس از انجام آزمون الیزا با استفاده از کیت HCV Ab بر روی 11472 نمونه سرم اهدا‌کنندگان خون شهرستان شهرکرد در 69 مورد (6/0%) جواب مثبت گزارش شد. آلودگی به HCV در مردان و زنان و افراد متأهل، افراد مجرد، افرادی که سابقه خال‌کوبی، حجامت، تماس جنسی مشکوک و سابقه مسافرت به خارج از کشور داشتند به ترتیب: 61/0%، 05/0%، 41/0%، 21/1/0%، 5/1%، 8/0، 5% و 14% برآورد گردید.

نتیجه‌گیری: ارتباط آماری معنی‌دار بین آلودگی به HCV با وضعیت تأهل، سابقه خال کوبی و سابقه داشتن تماس جنسی مشکوک مشاهده گردید. همچنین بین آلودگی به HCV و جنسیت، سابقه داشتن حجامت، سابقه بیماری کبدی و سابقه داشتن مسافرت به خارج کشور مشاهده نگردید.


ثمیله نوربخش، مهدی شکرابی، زهره کلباسی، آذردخت طباطبایی، حسن تنکابنی، لادن افشار خاص، محمد وفایی شاهی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت مایکوپلاسمایی در کودکان شایع بوده ‌و شناخت علایم عصبی ناشی‌از آن ازنظر شروع درمان سریع اهمیت ویژه‌ای دارد. هدف مطالعه مقایسه میزان آنتی‌بادی اختصاصی مایکوپلاسما پنومونیه در مایع مغزی نخاعی کودکان تب‌دار با درگیری حاد سیستم عصبی مرکزی (مننگوآنسفالیت، گیلن باره، میلیت عرضی، آتاکسی) با کودکان بدون علایم‌عصبی بود. 

روش بررسی: در یک بررسی مقطعی- مورد شاهدی (88-1386) در بخش کودکان بیمارستان‌های رسول‌اکرم و مفید تهران با روش الیزا، IgG اختصاصی مایکوپلاسما پنومونیه در مایع مغزی نخاعی 55 مورد و 10 شاهد اندازه‌گیری شد. بعد از مقایسه متغیرها، حساسیت و ویژگی تست با تعیین سطح زیر منحنی راک مشخص شد.

یافته‌ها: بیماران بین پنج ماه تا 13سال (میانگین 84/3±43/3 سال) بودند. آنتی‌بادی بیماران بالاتر از گروه شاهد بود و هم‌خوانی ضعیفی بین بیماران و شاهد وجود داشت (26/0±08/0 در برابر 001/0±001/0، 02/0p=). در منطقه زیر منحنی ROC معادل 87/0 (96/0-78/0، %95 CI) (0001/0p<) و Cut off آنتی‌بادی 0025/0 با حساسیت 73%، ویژگی 90%، ارزش اخباری‌مثبت 100% و ارزش اخباری‌منفی 8/28% بود. کمترین سطح آنتی‌بادی در مننژیت آسپتیک و بالاترین در گیلن باره و علایم نورولوژیک فکال بود.

نتیجه‌گیری: مقادیر اندک (0025/0) آنتی‌بادی اختصاصی مایکوپلاسما در مایع مغزی نخاعی کودکان تشخیصی است. این تست در کودکان تب‌دار با علایم عصبی‌حساسیت 73% و ویژگی 90% و ارزش اخباری‌مثبت بالا (100%) اما ارزش اخباری‌منفی پایین (8/28%) دارد. مایکوپلاسما یکی از موارد نادر مننژیت آسپتیک کودکان است. وجود DNA مایکوپلاسما در مایع نخاع شایع نبوده (2%)، اما در موارد مشکوک افزودن این تست به اندازه‌گیری آنتی‌بادی در مایع نخاع کمک‌کننده است.


فرید عباسی، ماندانا ستاری، نوشین جلایرنادری، مرضیه سروش‌زاده،
دوره 74، شماره 5 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ذرات نانوهیدروکسی آپاتیت با داشتن سطح تماس بیشتر وحلالیت بالاتر نسبت به هیدروکسی آپاتیت معمولی، مورد توجه پژوهشگران به‌عنوان یک پیوند موثر و جدید استخوانی قرار گرفته‌اند. مطالعات نشان داده‌اند که تناقض‌هایی در زمینه سازگاری زیستی این ذرات وجود دارد. هدف از مطالعه بررسی فعالیت حیاتی سلول اپی‌تلیوم دهان انسان در مجاورت با ذرات نانوهیدروکسی آپاتیت بود.

روش بررسی: مطالعه به‌صورت تجربی در آبان 1392 انجام شد. غلظت‌های مختلف نانوهیدروکسی آپاتیت از 01/0 تا mg/ml 5 در 24، 48 و 72 ساعت بر سلول‌های اپی‌تلیال دهان انسان رده KB در محیط کشت تاثیر داده شد. میزان سمیت سلولی این ماده با روش متیل تیازول تترازولیوم بروماید و به‌وسیله دستگاه الیزا ریدر (Falcon, Becton-Dickinson, USA) بررسی شد.

یافته‌ها: سمیت سلولی غلظت‌های مختلف نانوهیدروکسی آپاتیت در 24 ساعت (001/0P<)، 48 ساعت (001/0P<) و 72 ساعت (001/0P<) بر سلول‌های اپی‌تلیال دهان انسان، اختلاف معنادار داشت. ذرات نانوهیدروکسی آپاتیت در غلظت 5/0 تا mg/ml 1 در زمان‌های 24، 48 و 72 ساعت بیشترین سمیت سلولی را بر سلول‌های اپی‌تلیوم دهان انسان داشتند. در تمامی زمان‌ها، غلظت‌های کمتر از mg/ml 05/0 بهترین سازگاری زیستی را داشتند.

نتیجه‌گیری: نانوهیدروکسی آپاتیت سازگاری زیستی خوبی دارد و به دوز و زمان وابسته است. غلظت‌های کمتر از mg/ml 05/0 از نانوهیدروکسی آپاتیت بهترین سازگاری زیستی را با گذشت زمان دارند.


آذردخت طباطبایی، نسترن خسروی، منیره منفردی، سارا مینائیان، نجمه سادات عاطفی، حمیده حسن‌پور، علی بادامچی،
دوره 78، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری عفونت بسیار شایع، جدی و مزمن است. طیف متنوعی از اختلالات دستگاه گوارش مانند گاستریت مزمن، بیماری زخم پپتیک، آدنوکارسینوم معده و لنفوم بافت لنفوییدی مخاطی ایجاد می‌کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش تغذیه با شیرمادر و شیرخشک بر روی کلونیزاسیون هلیکوباکتر پیلوری در دستگاه گوارش شیرخواران ۲ تا ۲۴ ماهه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی در مدت دو سال، از تیر ۱۳۹۵ تا آخر خرداد ۱۳۹۷ در میان ۹۲ کودک مراجعه‌کننده به بیمارستان علی‌اصغر دانشگاه علوم پزشکی ایران، انجام شد. ابتدا پرسشنامه‌ای توسط پزشک متخصص نوزادان شامل مشخصات دموگرافیک و بالینی کودکان ثبت گردید. از شیرخواران نمونه مدفوع در طی ۲، ۶، ۱۲ و ۲۴ ماهگی گرفته شد. نوزادان به دو گروه تقسیم شدند، گروه تغذیه با شیرمادر و گروه تغذیه با شیرخشک. از تست آنتی‌ژن هلیکوباکتر پیلوری در مدفوع، برای تشخیص عفونت در گروه‌های انتخاب شده، استفاده شد. 
یافته‌ها: شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری در بین نوزادان مورد مطالعه، ۲۸/۳% بود. شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری، در گروه تغذیه با شیرمادر ۲۰% و شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری، در گروه تغذیه با شیرخشک ۴۴% مشاهده شد. تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده شد. بین عفونت هلیکوباکتر پیلوری و تغذیه کودکان با شیرخشک، ارتباط معناداری مشاهده گردید.
نتیجه‌گیری: کودکانی که از شیرمادر تغذیه میکردند در مقایسه با کودکانی که از شیرخشک تغذیه می‌کردند، کمتر به عفونت هلیکوباکتر پیلوری مبتلا شدند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb