26 نتیجه برای بتا
گلاویژ اعتمادی، سیاوش صادقیان، عارف امیرخانی، سرور اسدی، اکرم شهرابی فراهانی، مروه رحمتی، محمدمهدی فیض آبادی،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی مقاومت داروئی سویه های کلیسیلاپنومونیه حدا شده از بیماران ایرانی و تعیین میزان فراوانی سویه های مقاوم به سفالوسپورین های نسل جدید بوده که دارای آنزیم های بتا لاکتاماز با طیف گسترد می باشند.
مواد و روش ها: تعداد 100 سویه کلبیلا پنومونیه جدا شده از بیماران بستری و سرپائی در 6 بیمارستان مختلف مورد بررسی قرار گرفتند. هویت سویه ها با روشهای باکتریولوژی تائید و آزمایش تعیین حساسیت داروئی آنها نسبت به 14 آنتی بیوتیک با استفاده از روش دیسک دیفیوژن انجام شد. حداقل غلظت ممانعت کننده (MIC) به روش رقتی (Macro broth dilution) برای سفتازیدیم، جنتامایسین و سیپروفلوکساسین بر روی 40 سویه تعیین گردید. فعالیت آنزیم بتا لاکتاماز به روش یدومتریک مشخص و سویه های تولید کننده آنزیم های بتالاکتاماز با طیف گسترده (Extended Spectrum Beta - Lactamases: ESBL) طبق پروتوکل NCCLS با استفاده از دیسک های ترکیبی سفتازیدیم و سفتازیدیم / کلاولانیک اسید شناسائی شدند.
یافته ها: ایمی پنم مؤثرترین دارو بر علیه سویه های کلبیلا بوده (100%) و بدنبال آن آمیکاسین (8/80%) ، پیپیراسیلین/ تازوباکتام (74%)، سیپروفلوکساسین (73%)، جنتامایسین (69%)، سفتازیدیم (68%) و نالیدیکسیک اسید (7/67%) قرار داشتند. کلیه سویه های مقاوم به سفتازیدیم، جنتامایسین و سیپروفلوکساسین از نظر تولید آنزیم بتالاکتاماز مثبت بودند. 22 ایزوله (22%) از نظر تولید ESBL مثبت بوده و تمامی آنها به بیش از 8 آنتی بیوتیک مقاوم بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به گزارش پیدایش مقاومت نسبت به ایمی پتم در سایر کشورها در تجویز این دارو باید احتیاط و دقت بیشتری نمود. حساسیت نسبت به سفتریاکسون و سفتی زوکسیم نیز بالا بوده ولی مقاومت حد واسط در آنها رو به رشد می باشد. فراوانی سویه های دارای ESBL در نمونه های مورد مطالعه در حد کشورهای اروپائی بوده ولی احتمال افزایش آنها بدلیل حضور پلاسمیدهای حامل ژن های کد کننده مقاومت وجود دارد. ارتباط معنی داری بین مقاومت نسبت به سفتازیدیم ، جنتامایسین و سیپروفلوکاسین با تولید آنزیم بتالاکتاماز وجود داشته و حاکی از پیوستگی ژن های مربوطه و احتمال انتقال همزمان آنها توسط پلاسمید می باشد.
علی خلوت، سیدرضا نجفی زاده،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
آرتریت راکتیو بعد از عفونت استرپتوکوک در بالغین از معیارهای جونز برای تشخیص تب حاد روماتیسمی متابعت نمی کند. تنها یافته بالینی بعد از فارنژیت استرپتوکوک گروه A در بالغین آتریت راکتیو است که معمولاً مفاصل کوچک و فقرات را گرفتار نمی کند. این بیماران معمولاً قبل از 12 هفته بهبود کامل می یابند و یا سیر پیشرونده و مقاوم پیدا می کنند. نشان داده ده است که آرتریت راکتیو بعد از عفونت استرپتوکوک با سیستم HLAB27 همراه نمی باشد، اما این گروه با HLA-DRB1 همراه می باشد. بهمین دلیل قابلیت پذیرش ایمنوژنتیکی HLA-ClassII می تواند زمینه ساز آرتریت روماتوئید باشد که هدف از انجام مطالعه بررسی این رابطه می باشد.
مواد و روش ها: این بررسی روی یکصد نفر افراد 20 الی 40 سال که 70 نفر زن و 30 نفر مرد بودند (70% مؤنث و 30% مذکر) و در فاصله سالهای 80 تا 82 بطور سرپائی به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان امام مراجعه داشتند انجام گرفت. شکایت این افراد تنها تورم و درد مفصل بود (آرتریت راکتیو). برای مدت 12 هفته بیماران هر ماه معاینه مجدد و مورد ارزیابی قرار گرفتند. مطالعه سیستم HLA کلاس I و کلاس II برای همه آنها انجام شد که در جدول وفور سیستم HLA ذکر شده است.
یافته ها: مطالعه ما نشان داد تنها یافته کلینیکی آرتریت راکتیو می باشد. مفاصل کوچک و محوری درگیر نبودند. هیچکدام معیار تشخیصی جونز رانشان ندادند. همگی سابقه فانژیت چند هفته قبل از بروز آرتریت راکتیو را ذکر می کردند و سرانجام اینکه با تعقیب 12 هفتگی این بیماران 10 نفر (8 نفر زن و 2 نفر مرد) سیر پیشرونده (additive) پیدا کردند و بصورت آرتریت روماتوئید به سیر خود ادامه دادند که در محاسبات آماری 10% برای این تعداد بیماران قابل توجه است. آزمایش HLA-DRB1 که برای همه بیماران انجام شد در 34% افراد مورد مطالعه مثبت گزارش شد و آزمایش HLAB27 در 7% افراد مثبت بود که در حد افراد سالم می باشد. در هیچکدام از موارد مورد مطالعه عارضه قلبی مشاهده نشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: پیشنهاد می شود آرتریت راکتیو روی زمینه استرپتوکوک گروه A در بالغین جدی گرفته شود. طولانی مدت تعقیب شود. اگر منجر به آرتریت روماتوئید شد بعنون مرحله شروع آرتریت روماتوئید درمان شود.
محمد فتوحی، فرهاد سمیعی، فرناز اموزگار هاشمی، پیمان حداد، علی پاشا میثمی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
درماتیت حاد رادیاسیون یکی از عوارض شایع پرتودرمانی در بسیاری از سرطانها، از جمله سرطان پستان میباشد. علیرغم شیوع بالای درماتیت حاد رادیاسیون، مطالعات اندکی برای پیشگیری از این عارضه با درمانهای موضعی انجام گرفته است. علیرغم ارزش کورتیکواستروییدهای موضعی، بعلت نگرانی از عوارض، معمولا˝ از آنها در کار بالینی استفاده نمیشود. این کارآزمایی برای یافتن درمان جدیدی با تاثیری مشابه کورتیکواستروییدها و بدون عوارض جانبی آنها انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بیماران ٧٣-٣٠ ساله با تشخیص سرطان پستان که پرتودرمانی پستان برای آنها در نظر گرفته شده بود، وارد طرح شدند. دوز دریافتی در بیماران با جراحی رادیکال مودیفیه ۵٠ گری در پنج هفته و در بیماران با جراحی کنسرواتیو ٦٠ گری در شش هفته در فراکشنهای ٢٠٠ سانتیگری بود. در مجموع ٦٠ بیمار بطور تصادفی به دو گروه بتامتازون (٣٠) و کالاندولا (٣٠) تقسیم شدند. به یک گروه پماد بتامتازون و به گروه دیگر پماد کالاندولا تجویز شد. بیماران دارو را از روز اول شروع درمان تا یکماه پس از خاتمه درمان روزانه دو بار در محل پرتودرمانی استفاده کردند. ویزیت بیماران بطور هفتگی و نیز یکماه پس از خاتمه درمان انجام شد و یافتهها در پرسشنامه ثبت گردید.
یافتهها: میانگین زمانی بروز درماتیت در دو گروه بتامتازون و کالاندولا به ترتیب ٧/٣ و٨٧/٣ (هفته) بود. حداکثر شدت درماتیت در طول درمان در گروه بتامتازون گرید صفر ٧/٦%، یک ٣/٧٣%، دو ٧/١٦%، سه ٠% و چهار ٣/٣% و در گروه کالاندولا بهترتیب گرید صفر ٣/١٣%، یک ٦٧%، دو٧/١٦%، سه ٠% و چهار ٣/٣% بود (762/0>(P که اختلاف آماری معنیداری نداشت. میزان بروز سمپتومهایی مانند خارش، سوزش و درد هم در دو گروه اختلاف آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: پماد کالاندولا در کاهش شدت درماتیت حاد رادیاسیون دارای تاثیری معادل بتامتازون است و در عین حال عوارض دراز مدت کورتیکواستروییدها را ندارد.
رضا بدلزاده، علی نوروز زاده، علیرضا عسگری، علی خوش باطن،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
تماس با سرب موجب افزایش فشار خون در انسان و حیوانات آزمایشگاهی می شود. مکانیسمهای دقیق هیپرتانسیون ناشی از سرب به خوبی شناخته نشده، لیکن فاکتورهای مختلفی از جمله تغییر در پاسخدهی سیستم قلب و عروق به آدرنرژیکها میتوانند در این زمینه دخیل باشند. در مطالعه حاضر، اثر تماس با ppm 100 استات سرب از طریق آب آشامیدنی در دورههای 4، 8 و 12 هفتهای بر فشار خون و پاسخدهی قلب ایزوله به β- آدرنرژیکها در موشهای صحرائی نر بررسی شد.
روش بررسی: پس از بیهوشی و اندازهگیری فشار خون از طریق دم، قلب حیوانات تحت تنفس مصنوعی از بدن جدا و بلافاصله به دستگاه قلب ایزوله لانگندرف انتقال یافت. پاسخدهی تعداد ضربان و قدرت انقباضی قلب ایزوله به بتا آدرنرژیکها با اضافه کردن غلظتهای مختلف آگونیست β آدرنرژیکی (ایزوپروترنول) در حضور و عدم حضور آنتاگونیست مربوطه (پروپرانولول) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: فشار خون در گروههای مسموم به سرب 8 و 12 هفتهای نسبت به گروه کنترل به طور معنیدار افزایش یافت (01/0p<). پاسخ انقباضی و ضربان قلب به ایزوپروترنول در گروههای مسموم هشت و 12 هفتهای نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری نشان داد (05/0p<)، در حالی که اختلاف این پاسخها در گروههای مسموم چهار هفتهای و کنترل معنیدار نبود.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که تماس با غلظتهای پایین سرب، اثرات کرونوتروپیکی و اینوتروپیکی مثبت β- آدرنرژیکها را تقویت میکند. این اثرات قلبی سرب میتوانند نقش موثری در پاتوژنز فشار خون ناشی از آن داشته باشند.
اکبر میرصالحیان، محمد مهدی فیض آبادی، فرخ اکبری نخجوانی، فرشته جبل عاملی، حمید رضا گلی،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که مقاومت به سفالوسپورینهای با طیف گسترده در اثر اکتساب ژنهای کد کنندۀ بتالاکتامازهای وسیعالطیف در پسودوموناس آئروژینوزا در نقاط مختلف دنیا در حال افزایش است، در این مطالعه الگوی مقاومت و شیوع ژنهای بتالاکتاماز OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزای جدا شده از بیماران سوختگی بررسی گردید.
روش بررسی: تعداد یکصد ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا، بهروش شیمیایی تعیین هویت شدند. سپس الگوی مقاومت بهروش DAD و شناسایی سویههای تولیدکننده بتالاکتامازهای وسیعالطیف بهروش Combined Disk مورد بررسی قرار گرفتند. برای تشخیص ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 از روش PCR استفاده گردید.
یافتهها: در بین 100 ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا مقاومت به آنتیبیوتیکهای سفودوکسیم، آزترونام، سیپروفلوکساسین، اوفلوکساسین، سفتازیدیم، سفپیم، ایمی پنم، مروپنم، سفوتاکسیم، لووفلوکساسین، پیپراسیلین- تازوباکتام و سفتریاکسون بهترتیب 100، 90، 83، 92، 85، 88، 63، 66، 98، 89، 70 و 91 درصد بود. در این میان 40 سویه (40%)، ESBL مثبت تشخیص داده شدند، که از بین آنها 29 سویه (29%) از نظر ژن OXA-10 و 18 سویه (18%) از نظر ژن PER-1، مثبت بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهندۀ گستردگی بالای مقاومت آنتیبیوتیکی و شیوع سویههای تولید کنندۀ ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزا بیماران سوختگی در ایران میباشد که لازم است ضمن اصلاح روشهای رایج، نسبت به استفاده از پروتکلهای درمانی مناسبتر اقدام نمود.
اکبر میرصالحیان، فرشته جبلعاملی، سیدمحمد میرافشار، فرزانه باذرجانی، عالیه گرجیپور، حمیدرضا گلی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ظهور سویههای مقاوم میکروبی یکی از موانع اساسی در درمان قطعی بیماریهای عفونی میباشد که در این بین باکتریهای گرم منفی تولیدکننده آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعالطیف (ESBLs) معضلات عدیدهای را در درمان این گونه عفونتها بروز دادهاند. در حال حاضر اشرشیاکلی به عنوان یکی از عوامل اصلی ایجادکننده عفونتهای بیمارستانی و عفونت دستگاه ادراری محسوب میگردد که در این مطالعه الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و سویههای تولیدکننده بتالاکتاماز در اشرشیاکلی نسبت به 17 آنتیبیوتیک رایج مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه با روش Disk Agar Difusion (DAD)، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی 392 سویه اشرشیاکلی جدا شده از بیماران مختلف نسبت به 17 آنتیبیوتیک تعیین گردید و سپس طبق دستورالعمل NCCLS با روش Combind Disk، باکتریهای تولیدکننده ESBLs در بین آنها مورد شناسایی قرار گرفت.
یافتهها: با تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی این سویهها نسبت به 17 آنتیبیوتیک مشخص گردید که بیشترین درصد مقاومت نسبت به کربنیسیلین (06/78%) و کمترین مقاومت نسبت ایمیپنم (76/0%) میباشد. مقاومت نسبت به سه آنتیبیوتیک کربنیسیلین (06/78%)، کوتریموکسازول (21/63%) و پیپراسیلین (98/61%) بالاتر از 50% میباشد. در این مطالعه از بین 392 اشرشیاکلی 25/25% تولیدکننده ESBL بودند که بررسی مقاومت در این باکتریها، نشاندهنده، مقاومت بالای آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها و مقاومت چندگانه در آنها میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه حاکی از مقاومت بالای اشرشیاکلی به ویژه سویههای تولید کننده ESBL، نسبت به آنتیبیوتیکهای مختلف میباشد. با توجه به شیوع نسبتاً بالای باکتریهای تولیدکننده ESBL و مقاومت آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها، باید از راهکارهای مهم کنترل عفونت مانند محدود نمودن مصرف از سفالوسپورینهای وسیعالطیف، استفاده نمود.
مسعود اعتمادی فر، مهردخت مزده، حمیدرضا ترابی، مجید غفارپور، مجتبی عظیمیان، شیوا سلامی، سید محمد امیر شاه کرمی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات اخیر حاکی از شیوع بالای بیماری اسکلروز متعدد (MS) در ایران است. اینترفرونها بهعنوان خط اول درمان در MS کاربرد دارند. در ایران با دستیابی به فنآوری تولید بتا- اینترفرونها، سینووکس CinnoVexTM تولید شده است. در این مطالعه (Postmarketing study) اثربخشی و عوارض سینووکس در مطالعهای کشوری با نام "مطالعه سینا" بررسی شده است.
روش بررسی: این مطالعه در سالهای 87-1386 در شهرهای تهران، اصفهان، مشهد، تبریز و شیراز اجرا شد. مبتلایان به MS عودکننده- بهبودیابنده، با سن 16 تا 50 سال و Expanded Disability Status Scale کمتر از چهار با تشخیص متخصص مغز و اعصاب، سینووکس (mg, Weekly IM30) دریافت کردند. EDSS، عوارض جانبی، و حملات در چهار ویزیت سهماهه ارزیابی شد.
یافتهها: مجموعاً 1050 بیمار وارد مطالعه شدند که در 627 بیمار (60%) پرسشنامهها بهصورت صحیح تکمیل گردید. میانگین سنی 6/8±7/30 سال و 514 نفر (82%) مؤنث بودند. بررسی تغییرات EDSS طی یکسال، کاهش معنیدار در سه ماهه آخر را نشان داد. عوارض مصرف دارو در سه ماه اول، دوم، سوم و چهارم بهترتیب در 47%، 50%، 61% و 4/61% بیماران مشاهده شد و عوارض شدید مانند افکار خودکشی (0%)، اکیموز محل تزریق (2/1%)، تشنج (2/1%) و سنکوپ (75/3 %) در درصد بسیار کمی از موارد مشاهده شد. فراوانی حملات بیماری بهترتیب 4/13%، 7/15%، 9/16% و 4/2% بود.
نتیجهگیری: سینووکس باعث جلوگیریاز پیشرفت ناتوانی MS میگردد. همچنین، با مصرف سینووکس عوارض شناختهشده در استفاده از اینترفرونها مشاهده میشود.
محمدمهدی سلطاندلال، هدروشا ملاآقامیرزایی، جلیل فلاح مهرآبادی، عبدالعزیز رستگارلاری، آیلار صباغی، محمدرضا اشراقیان، عاطفه فرد صانعی، روناک بختیاری، مجتبی حنفی ابدر،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: آنزیمهای
بتالاکتامازی، مهمترین عامل مقاومت به آنتیبیوتیکهای خانواده بتالاکتام در میان
باکتریهای گرم منفی میباشند. امروزه شاهد افزایش روز افزون عفونتهای ناشی از آنها
در جهان هستیم که این امر به عنوان یک موضوع مهم مورد توجّه محققین در آمده است.
آنزیمهای بتالاکتامازهای TEM به علت شیوع بالا و AmpC بهدلیل ایجاد اختلال در تستهای فنوتیپی از اهمیت زیادی
برخوردارند. از آنجا که ژنهای خانواده بتالاکتامازی دارای زیرگروههای فراوانی
بوده بر این اساس بهکارگیری روشهای مولکولی به ویژه استفاده از پرایمرهای
یونیورسال به منظور شناسایی کامل این زیرگروهها ضروری است، هدف از این تحقیق
شناسایی و بررسی شیوع ژنهای بتالاکتامازی TEM و AmpC (DHA, MOX) در ایزولههای بالینی Escherichia coli با استفاده از پرایمرهای
یونیورسال میباشد.
روش بررسی: تعداد
500 نمونه بالینی از بیمارستانهای شهر تهران جمعآوری گردید که با استفاده از تستهای
بیوشیمیایی، تعداد 200 ایزوله E.coli غربال شد و از طریق تستهای
فنوتیپی Disk diffusion method و Combined disk، از لحاظ تولید آنزیمهای
بتالاکتامازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. سویههای فنوتیپ مثبت، جهت جستجوی ژنهای
مذکور توسط پروسه PCR بررسی شدند.
یافتهها: از
200 ایزوله مورد بررسی (64%)، 128 سویه از طریق تستهای فنوتیپی برای PCR ژنهای TEM وAmpC انتخاب شد، (8/57%)74 و (9/3%)5 ایزوله به ترتیب
حاوی ژنهای TEM و DHAبود
و ژن MOX در هیچ ایزولهای شناسایی
نشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصله، به کارگیری روشهای
مولکولی در کنار روشهای فنوتیپی جهت تشخیص کامل این نوع مقاومتها امری ضروری
بوده و به علت شیوع بالای این مقاومت، بهتر است که نسبت به استفاده از پروتکلهای
درمانی رایج در کشور اقدامات مناسبتری به عمل آید.
ثمیله نوربخش، بهروز جلیلی، احمدرضا شمشیری، الهام شیرازی، آذردخت طباطبائی، رضا تقیپور، احمد مدرس فتحی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: اخیراً
بهعوارض سایکولوژیک و نورولوژیک متعاقب ابتلا بهعفونت استرپتوکوک گروه A (PANDAS) بهواسطه
تولید آنتیبادیهای اتوایمیون اشاره میشود. هدف این مطالعه مقایسه تیتر آنتیبادیهای
برعلیه استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A (GABHS) در کودکان مبتلا به
اختلالات حرکتی تیک و توره (PANDAS) با گروه سالم (شاهد) بود.
روش بررسی: بررسی مقطعی- تحلیلی طی دو سال (89-1387)
در 52 بیمار با اختلالات حرکتی تیک و یا توره مراجعهکننده به درمانگاه اعصاب و روانپزشکی
کودکان در دو بیمارستان رسولاکرم و علیاصغر دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. میزان
آنتی هیالورونیداز، آنتی استرپتولیزین و آنتی دیانآز با روش الیزا در سرم 53 بیمار
و 76 شاهد مقایسه گردید. با معیار 2c و ضریب اطمینان CI=95%، (05/0p<) مقایسه انجام
شد. سطح زیر منحنی راک تعیین و حساسیت و ویژگی، ارزش اخباری مثبت تستها مشخص
گردید.
یافتهها: سن بیماران بین 16-4
سال، 7/71% (38 نفر) مذکر بودند. تیتر هر سه آنتیبادی در بیماران بیشتر از گروه
شاهد بود (001/0p<). تیتر
Anti-DNase (170>Cut off) حساسیت 70%،
ویژگی 99%، ارزش اخباری مثبت 90، برای تیتر آنتیبادی ASOT (200>Cut
off) حساسیت 75%، ویژگی 84%، ارزش اخباری مثبت 80% تعیین شد. تیتر آنتی
استرپتوکیناز (IU/ml332>Cut off) حساسیت 34%، ویژگی
85% داشت.
نتیجهگیری: در مبتلایان اختلالات حرکتی مثل تیک و توره هر سه نوع آنتیبادی بر
علیه استرپتوکوک بهطور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است. احتمالاً عفونت استرپتوکوک
نقش واضحی در سندرم پانداس کودکان دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین
درازمدت امکانپذیر است. تصمیمگیری برای استفادهاز درمانهای تهاجمیتر برای
پانداس (تعویض پلاسما و غیره) نیاز بهمطالعه بالینی تصادفی شاهددار میباشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
اکبر میرصالحیان، فرخ اکبری نخجوانی، عباس بهادر، فرشته جبل عاملی، رضا بیگوردی، حمیدرضا گلی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: پسودوموناس
آئروژینوزا، یک پاتوژن فرصت طلب
و از عوامل اصلی ایجاد عفونت در بیماران دارای زخمهای سوختگی میباشد.
متالوبتالاکتامازها (MBLS) از مهمترین عوامل ایجاد مقاومت به
داروهای کارباپنم در پسودوموناس آئروژینوزا است. این مطالعه ضمن بررسی
الگوی حساسیت آنتیبیوتیکی، به بررسی فراوانی متالوبتالاکتاماز (MBL) در بین ایزولههای پسودوموناس
آئروژینوزا به دو روش فنوتیپی (Etest MBL) و ژنوتیپی (PCR) میپردازد.
روش بررسی:
تعداد 170 ایزوله پسودوموناس آئروژینوزا جدا شده از بیماران سوختگی به روش
بیوشیمیایی تعیین هویت، سپس الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها به روش کایربی بوئر
تعیین گردید. سویههای تولیدکننده متالوبتالاکتامازبه روش Etest MBL شناسایی شدند و برای تشخیص ژن blaVIM از روش PCR
استفاده گردید.
یافتهها: مقاومت به آنتیبیوتیکهای ایمیپنم، کاربنیسیلین،
آمیکاسین، توبرامایسین، تیکارسیلین، پلیمیکسین B، کلیستین
سولفات (μg10) و کلیستین سولفات (μg25) بهترتیب
9/52%، 7/74%، 7/81%، 2/88%، 7/84%، 10%، 1/34%، 3/28% بود. از بین این ایزولهها 10
ایزوله (1/11%) (از 90 ایزوله مقاوم به ایمیپنم) تولیدکننده آنزیم
متالوبتالاکتاماز به روش Etest MBL بودند. تمام 10 سویه نسبت به پلیمیکسین B و
کلیستین حساس بودند و نسبت به بقیه آنتیبیوتیکها مقاومت نشان دادند. با انجام
آزمون PCR تمام سویههایی که توسط Etest MBL مثبت
شدند توسط PCR تایید گردیدند و همگی حامل ژن blaVIM-1
بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده افزایش روند مقاومت آنتیبیوتیکی
پسودوموناس آئروژینوزا به سبب تولید آنزیم متالوبتالاکتاماز میباشد. لذا
با توجه به اهمیت بالینی این سویههای مقاوم در بیمارستان مورد مطالعه، شناسایی
سریع ارگانیسمهای تولیدکننده این آنزیمها و بهکارگیری ابزارهای مناسب کنترل عفونت جهت جلوگیری از
انتشار بیشتر این ارگانیسمها ضروری است.
محمد مهدی سلطان دلال، گلناز مبصری، جلیل فلاح مهرآبادی، محمد رضا اشراقیان، عبدالعزیز رستگار لاری، هدروشا ملاآقامیرزایی، آیلار صباغی، محمد آذرسا،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مقاومت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در میان ایزولههای بالینی، در اکثر مواقع ناشی از تولید آنزیمهای بتالاکتامازی است. در سالهای اخیر، تولید آنزیمهای بتالاکتامازی با طیف وسیع (ESBLs) در میان ایزولههای بالینی بهویژه باکتری Escherichia coli شیوع فراوانی یافته و از آنجا که این بتالاکتامازها شامل چندین زیر خانواده میباشند، طراحی و استفاده از پرایمرهای یونیورسال بهمنظور شناسایی کامل این زیر خانوادهها میتواند مفید واقع شود. تولید آنزیم بتالاکتاماز در باکتری اشریشیا کلی مشکلات فراوانی را در درمان بیماران ایجاد نموده است. ژن CTX-M-1 عامل مقاومت بتالاکتامازی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان ژن CTX-M-1 در باکتری اشریشیا کلی میباشد.
روش بررسی: در مجموع 500 نمونه ادراری از بیمارستانهای شهر تهران گردآوری شده؛ پس از کشت بر روی محیط EMB آگار در دمای 37 درجه بهمدت 24 ساعت و انجام تستهای بیوشمیایی برای تایید از بین 500 نمونه 200 ایزوله اشریشیا کلی جداسازی شد. بررسی حضور ژن CTX-M-1 با استفاده از روش PCR بر روی ایزولههایی که در تستهای تشخیصی Diffusion agar disk و Combined disk جداسازی شده بود انجام گرفت.
یافتهها: از 200 سویه مورد بررسی 128 (%64) سویه مولد بتالاکتامازهای وسیعالطیف بوده، پس از طی پروسه PCR برای شناسایی ژن CTX-M-1 نشان داد از 128 سویه بتالاکتامازهای وسیعالطیف مثبت 99 ایزوله (34/77%) حاوی ژن مورد نظر بوده است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل شده از این مطالعه درصد بالای مقاومت بتالاکتامازی را در بین سویههای اشریشیا کلی نشان میدهد. این مسئله یک خطر عمومی جدی را خاطر نشان میسازد که باید همه اقدامات برای جلوگیری از این خطر صورت گیرد.
محمد مهدی سلطان دلال، محمد آذرسا، محمد حسن شیرازی، عبدالعزیز رستگار لاری، پرویز اولیاء، جلیل فلاح مهرآبادی، آیلار صباغی، هدروشا ملاآقامیرزایی، فرناز شامکانی، سوان آوادیس یانس، گلناز مبصری، روناک بختیاری، محمدکاظم شریفی یزدی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و
هدف: مصرف
روزافزون مواد ضد میکروبی بتالاکتام در درمان عفونتهای باکتریایی سبب افزایش مقاومت
بر علیه آنها شده است. هم اکنون یکی از معضلات در درمان عفونتهای بیمارستانی
مقاومت آنزیمی به بتالاکتامازهای وسیعالطیف (ESBL) در میان ایزولههای بالینی بهویژه اشریشیاکلی میباشد. از
آنجاییکه تعدادی از سویهها حساسیت دوگانه در شرایط آزمایشگاهی و درون بدن نشان
میدهند، انتخاب درمان موثر را با مشکل روبهرو میکند. در سالهای اخیر
بتالاکتامازهای CTX-M بهصورت غالب در سراسر جهان
شیوع یافتهاند. میزان شیوع تیپهای ESBL در بیشتر نقاط ایران ناشناخته مانده است. هدف از این مطالعه بررسی
فراوانی ESBL و نیز میزان شیوع زیر گروه CTX-M-1 در اشریشیاکلی جدا شده از عفونت ادراری
در شهر تبریز میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه ابتدا 400 نمونه
ادراری از آبان سال 1388 تا فروردین سال 1389 از بیمارستانهای تبریز جمعآوری و
188 سویه اشریشیاکلی توسط آزمایشهای بیوشیمیایی تایید شدند. در مرحله بعد
تست تعیین حساسیت نسبت به 10 آنتیبیوتیک منتخب انجام شد. سپس با
استفاده از روش دیسک ترکیبی و سینرژیسم دوبل، سویههای تولیدکننده ESBL شناسایی گردیدند. در نهایت با استفاده از روش PCR سویههای تولیدکننده آنزیمهای گروه CTX-M-1 مشخص شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از تستهای
فنوتیپی نشان داد که از کل 188 سویه اشریشیاکلی تعداد 82 (6/43%) سویه تولیدکننده ESBL میباشند. طی روش PCR نیز مشخص شد که از این میان تعداد 69 (1/84%) سویه تولیدکننده CTX-M-1 هستند.
نتیجهگیری: مطالعه
حاضر نشان میدهد که سویههای اشریشیاکلی تولیدکننده CTX-M در حال افزایش هستند. جهت تجویز داروی مناسب نیاز به شناسایی کافی
این سویهها میباشد.
ثمیله نوربخش، فریده ابراهیمیتاج، الهام شیرازی، احمدرضا شمشیری، آذردخت طباطبائی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: عفونت استرپتوکوکی
ریسک بروز پانداس (اختلالات عصبی روانی ناشی از استرپتوکوک در کودکان) را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه آنتیبادیهای
ضد استرپتوکوک در کودکان با علایم پانداس (وسواس و بیشفعالی) و کودکان سالم میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی/
مورد شاهدی در درمانگاه روانپزشکی و کودکان بیمارستان رسول اکرم تهران طی سالهای
1389-1387 انجام شد. آنتیاسترپتوکیناز، آنتیاسترپتولایزین و آنتی DNase با روش الایزا و به طور کمّی با استفاده از کیتهای آزمایشگاهی ABCam ELISA USA در سرم 79 بیمار و 39 نفر شاهد اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: هر سه نوع آنتیبادی در سرم بیماران و گروه شاهد تفاوت
معنیداری داشت. آنتیاسترپتولیزین با حد مرزی 195، حساسیت 90% و ویژگی 82%، ارزش
اخباری مثبت 92%، میزان آنتیبادی بین گروه بیمار و کنترل تفاوت داشت. آنتیاسترپتوکیناز
با حد مرزی 223 حساسیت 82% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 95% و بین دو گروه بیمار
و سالم اختلاف واضحی داشت. آنتی DNase با حد مرزی
(Cut off) 140
حساسیت 92% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 92% و بین گروه بیمار با گروه سالم
تفاوت واضحی داشت.
نتیجهگیری: چون
هر سه نوع آنتیبادی بر علیه استرپتوکوک در بیماران مبتلا بهOCD and ADHD (پانداس)
به طور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است احتمالا عفونت استرپتوکوک نقش واضحی در
این بیماری دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین طولانیمدت انجام میشود،
استفاده از درمانهای تهاجمیتر برای بیماران مبتلا به پانداس مانند تعویض پلاسما
و ایمونوگلوبولین وریدی نیاز به مطالعات بالینی در آینده دارد.
محمد رهبر، لیلا عظیمی، مونا محمدزاده، فرانک عالینژاد، سمیه سلیمانزاده مقدم، محبوبه ستارزاده، عبدالعزیز رستگار لاری،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مصرف روزافزون آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در بالین از ابتدای دهه 1980 در درمان عفونتهای مختلف باکتریایی منجر به افزایش ظهور مقاومت به این آنتیبیوتیکها در بین انواع باکتریهای جدا شده از بیماران گردیده است. بهطوری که امروزه یکی از معضلات درمان عفونتهای بیمارستانی ناشی از باکتریهای مقاوم بالاخص انتروباکترکلوآکه بهلحاظ وجود مقاومت متقاطع در این میکروارگانیسمها و بهدلیل تولید آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعالطیف میباشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی انتروباکترکلوآکههای تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف جدا شده از نمونههای مختلف عفونی ارسالی از دو بیمارستان میلاد و شهید مطهری تهران میباشد.
روش بررسی: در مطالعه حاضر 101 انتروباکترکلوآکه از بهمن 1389 تا شهریور 1390 از بیمارستانهای میلاد و شهید مطهری تهران جمعآوری گردید. پس از تایید گونه توسط آزمایشهای استاندارد و اختصاصی میکروبیولوژی، تست حساسیت آنتیبیوتیکی طبق روش استاندارد CLSI و با استفاده از 13 آنتیبیوتیک انتخابی مصرفی در مطالعه حاضر انجام گرفت. همچنین گونههای تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف با استفاده از روش دیسک ترکیبی بهعنوان یک روش استاندارد تشخیص فنوتیپی جداسازی شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از روش فنوتیپی نشان داد که 33 (33%) از گونههای انتروباکترکلوآکه جداسازی شده توانایی تولید آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف را دارا بودند. 5% گونههای جدا شده به ایمیپنم نیز مقاوم بودند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان از مقاومت بالا به بتالاکتامهای وسیعالطیف و همچنین وجود پنج درصدی سوشهای با مقاومت چندگانه (MDR) در بین انتروباکترکلوآکههای ایزولهشده دارد. این سویهها تنها به کلستین حساس بودند. این نتایج میتواند زنگ خطری برای پزشکان جهت درمان عفونتهای ناشی از انتروباکترکلوآکههای مقاوم به آنتیبیوتیکها بالاخص گونههای تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف باشد.
پروین بلالی، ملیحه سودی، سودابه سعیدنیا،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تجمع بیش از حد پپتید بتاآمیلویید که جزو اصلی پلاکهای پیری در بیماری آلزایمر میباشد از طریق القای استرس اکسیداتیو باعث مرگ سلولهای عصبی میشود و به همین دلیل عوامل آنتیاکسیدان در درمان بیماری استفاده میشوند. گیاهان دارویی از خانواده نعناعیان بهطور گسترده در طب سنتی ایران استفاده میشوند. این گیاهان حاوی ترکیباتی با خاصیت آنتیاکسیدانی قوی میباشند و برای بعضی گیاهان این خانواده خاصیت نوروپروتکتیو گزارش شده است. در این مطالعه هفت گیاه از جنسهای مریم گلی و مرزه انتخاب شدند و اثر حفاظتی آنها بر سمیت ناشی از پپتید بتاآمیلویید در سلولهای PC12 بررسی شد.
روش بررسی: عصارهگیری از سر شاخههای هوایی گیاهان بهترتیب با حلاّلهای اتیل استات و متانول به روش پرکولاسیون در دمای اتاق انجام گرفت. سلولهای PC12 با غلظتهای مختلف عصارههای متانولی در محیط کشت یک ساعت قبل از اضافه کردن پپتید بتاآمیلویید انکوبه شدند و سمیت سلولی 24 ساعت بعد از اضافه کردن پپتید بتاآمیلویید به محیط کشت، به روش سنجش MTT مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: از بین عصارههای گیاهی مورد مطالعه عصاره گیاهان مرزه بختیاری (Satureja bachtiarica)، مریم گلی باغی (Salvia officinalis) و مریم گلی لولهای (Salvia macrosiphon) اثر حفاظتی چشمگیری در برابر سمیت ناشی از پپتید بتاآمیلویید نشان دادند (001/0P<).
نتیجهگیری: ترکیبات اصلی این عصارهها شامل رزمارینیک اسید، نارینژنین، آپژنین و لوتئولین میباشد که میتوانند در اثرات نوروپروتکتیو مشاهده شده نقش داشته باشند. با توجه به اثرات حفاظتی مشاهده شده در برابر پپتید بتاآمیلویید، این گیاهان میتوانند در درمان بیماری آلزایمر مورد توجه قرار گیرند.
مهدی محبی، خلیل پور خلیلی، مهناز کسمتی، صمد اکبرزاده، زهرا اکبری،
دوره 72، شماره 3 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استروییدهای آنابولیک که توسط ورزشکاران جهت تقویت عضلات استفاده میشوند، بیان اپیوییدهای اندوژن را تغییر و باعث اختلالات رفتاری میشوند. فعالیتهای ورزشی میزان اپیوییدهای اندوژن را افزایش میدهند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر استفاده مزمن ناندرولون بر اوپیوییدهای سرم موشهای ورزشکار میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی در دو گروه بدون حرکت ورزشی و ورزشکار قرار گرفتند. حیوانات هر گروه به دو زیر گروه کنترل (حلال) و دارو (ناندرولون mg/kg 15) تقسیم شدند. در پایان سطح اوپیوییدهای سرم سنجیده شد.
یافتهها: شنای دو هفتهای باعث افزایش معنادار سطوح سرمی اوپیوییدهای بتا- اندورفین (ng/l 5±114 در مقایسه با 5±98 در گروه کنترل، 038/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 42±1556 در مقایسه با 27±1475 در گروه کنترل، 25/0P=) گردید. ناندرولون میزان بتا- اندورفین (ng/l 4±84 در مقایسه با 5±114، 002/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 36±1378 در مقایسه با 42±1556، 011/0P=) را در گروه ورزشکار کاهش داد؛ اما در حیوانات بدون حرکت ورزشی ناندرولون تاثیر قابل ملاحظهای بر سطح اوپیوییدها نداشت.
نتیجهگیری: تجویز مزمن ناندرولون سطح افزایش یافته اپیوییدها بهدنبال ورزش را کاهش میدهد. با توجه به نقش اوپیوییدها در کنترل رفتار، احتمال ایجاد تغییرات رفتاری بهدنبال مصرف استروییدهای آنابولیک دور از انتظار نیست.
پرویز دیهیمی، محمودرضا عارفیان، پروین محزونی،
دوره 72، شماره 10 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروماتوزیسها پرولیفراسیونهای فیبروبلاستیک هستند که مشی بیولوژیک و الگوی هیستوپاتولوژیک آنها حد واسط ضایعات خوشخیم فیبروبلاستیک و فیبروسارکوماست. بر این اساس به دلیل هم پوشانی خصوصیات هیستوپاتولوژیک فیبروسارکوما بهخصوص نوع درجه کم با فیبروماتوزیس، پژوهش حاضر برای یافتن معیارهای دقیقتر تمایز هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی این ضایعات انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، تعداد 40 نمونه از آرشیوهای آسیبشناسی بیمارستانهای دانشگاههای علوم پزشکی اصفهان و تهران بین سالهای 1382 تا 1392 شامل 20 نمونه فیبروسارکوما و 20 نمونه فیبروماتوزیس، انتخاب شدند و خصوصیات هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی آنها برای نشانگرهای Ki-67 و بتا-کاتنین با میکروسکوپ نوری بررسی و مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین سن (063/0P=، توزیع فراوانی جنس (197/0P=)، میزان نکروز (602/0P=)، میزان وضوح هستک (799/0P=) و میانگین SID نشانگر بتا-کاتنین (369/0P=) تفاوت معناداری بین فیبروماتوزیس و فیبروسارکوما به دست نیامد، اما در رابطه با توزیع فراوانی ناحیه (017/0P=)، میزان میتوز (001/0P<)، میزان طرح استخوان جناغی (043/0P=)، میزان سلولاریتی (001/0P<)، میزان همپوشانی هستهها (001/0P<)، میانگین Ki-67 (046/0P=)، میانگین حدKi-67 (001/0P=) و میزان آتیپیسم (001/0P<) تفاوت معناداری بین فیبروماتوزیس و فیبروسارکوما به دست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به تفاوت معنادار بین دو تومور در میزان اشکال میتوتیک، بروز نشانگر میتوتیک Ki-67، طرح جناغی، سلولاریته و آتیپیسم، این خصوصیات میتوانند در افتراق ضایعات پاتولوژیک اشاره شده ملاک قرار گیرند ولی عدم وجود تفاوت معنادار بین دو تومور در بروز و شدت بتاکاتنین، وضوح هستکها و نکروز نشان میدهد که آنها معیارهای افتراق معتبری نیستند.
مریم رهبر، زهرا چیت سازیان، بهرام مسلمی، طیب رمیم،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بتا-2 میکروگلوبولین (Beta-2 microglobulin, B2M) از جمله توکسینهایی است که سطح سرمی آن در بیماران دیالیزی مزمن تحت عوامل مختلفی افزایش مییابد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط فاکتور التهابی C-reactive protein (CRP) با بتا-2 میکروگلبولین در بیماران همودیالیزی مزمن تحت دیالیز با PES130HF, High-flux membrane (Meditechsys Co., Tehran, Iran) انجام شد. روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی در 44 بیمار همودیالیزی در بیمارستان سینا و امیراعلم تهران در سال 1392 انجام شد. بیماران از طریق فیستول یا کاتتر دایمی همودیالیز شده و حداقل سه ماه از همودیالیز آنها گذشته بود. بیماران در صورت ابتلا به بیماری عفونی شناخته شده، انجام همودیالیز با Low-flux membrane و انجام دیالیز کمتر از سه بار در هفته از مطالعه خارج شدند. تمام بیماران با دستگاه Fresenius (Massachusetts, USA) همودیالیز و با High-flux biocompatible membrane همودیالیز شدند. خونگیری از رگ شریانی انجام گردیده و سطح سرمی اوره، کراتینین، بتا-2 میکروگلبولین و CRP مورد بررسی آزمایشگاهی قرار گرفت. یافتهها: از 44 بیمار همودیالیزی مزمن 20 نفر (5/44%) مرد و 24 نفر (5/54%) زن بودند. بیشترین فراوانی نارسایی کلیوی در زمینه بیماری دیابت قندی و هیپرتانسیون بود. بتا-2 میکروگلبولین در 23 نفر (3/52%) بیش از mg/l 12 و در 21 نفر (7/47%) کمتر از mg/l 12 بود که ارتباط آماری معناداری با CRP نداشت (460/0P=). همچنین ارتباط مشخصی میان CRP و بتا-2 میکروگلوبولین وجود نداشت (763/0P=، 47/0- r=). نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده از مطالعه، ارتباط آماری معناداری بین CRP و بتا-2 میکروگلبولین در بیماران همودیالیزی مزمن تحت دیالیز با High-flux membrane بهدست نیامد.
محمد معتمدیفر، داود منصوری، هادی صدیق ابراهیم سرایی، جمال سروری،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تولید پنیسیلینازها و دیگر آنزیمهای بتالاکتاماز اصلیترین مکانیسم مقاومت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در بین خانواده انتروباکتریاسه است. هدف مطالعه مقایسه تشخیص آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعطیف با استفاده از دو روش فنوتیپی در ایزولههای ﻛﻠﺒﺴﻴﻼ ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻴﻪ بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی 144 ایزوله کلبسیلا پنومونیه از نمونههای بالینی در یک دوره شش ماهه از آذر سال 1391 در شیراز ایزوله و شناسایی شدند. تست حساسیت آنتیبیوتیکی و بررسی تولید آنزیمهای بتالاکتاماز به روش E-test ESBL و Combined disk method مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: مجموعا 38 ایزوله تولیدکننده ESBL بهکمک روش E-test ESBL سفتازیدیم شناسایی شدند. بهکمک دیسکهای ترکیبی سفتازیدیم/کلاوولانیک اسید، سفوتاکسیم/کلاوولانیک اسید وسفپودکسیم/کلاوولانیک اسید به ترتیب 35، 34 و 31 ایزوله مولد بتالاکتاماز شناسایی شدند.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای باکتریهای مولد ESBL غربالگری این باکتریها از نظر تولید ESBL میتواند در درمان و انتخاب داروهای موثر مهم باشد.
محمد فشی،
دوره 75، شماره 12 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: انجام فعالیتهای ورزشی در هوای آلوده با چالشهای بسیاری روبهروست. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر چهار هفته تمرین هوازی پس از استنشاق ذرات کربن سیاه بر IL-β بافت ریه موشهای صحرایی نر بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر بهصورت تجربی، آبان- آذر ماه ۱۳۹۴ در آزمایشگاه فیزیولوژی ورزشی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد. ۱۲ سر موش صحرایی نر (الف- ذرات آلاینده (شش سر) ب- تمرین هوازی (شش سر)) ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه میدانی تحقیق بیهوش و سپس بافت ریه آنها استخراج شد. با استفاده از تکنیک Real-time PCR بیان ژن IL-۱β بهوسیله فرمول پافل (Pfaffl formula) و روش آماری Independent sample t-test مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: تفاوت معناداری بین دو گروه الف و ب در سطح معناداری ۰/۰۵P< مشاهده نشد با این وجود میانگین بیان نسبی IL-۱β در گروه ب اندکی کمتر از گروه الف بود.
نتیجهگیری: چهار هفته تمرین هوازی پس از استنشاق ریز ذرات کربن سیاه التهاب بافت ریه را وخیمتر نمیکند.