3 نتیجه برای بستری مجدد
لیلا والی، رضا گودرزی، گلناز آذری، راحیل قربانی نیا،
دوره 78، شماره 7 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش بستری مجدد بهعنوان یک شاخص تعیینکننده عملکرد سیستمهای مراقبتی و درمانی، نشاندهنده افزایش کیفیت خدمات در اولین مراقبت ارایه شده به بیمار است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی از نوع فنومنولوژی (Phenomenology) بود که در سه بیمارستان آموزشی شهر کرمان از فروردین تا شهریور سال 1396 انجام شد. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با روش نمونهگیری هدفمند از بین تمامی بیماران بستری در بخشهای داخلی و پرستاران شاغل در بخش و پزشکان معالج انجام شد. برای تحلیل دادهها از روش کلایزی هفت مرحلهای (Seven Level Colaizzi Method) استفاده شد.
یافتهها: تحلیل مصاحبهها منجر به شناسایی سه کد اصلی شامل ویژگیهای شخصی بیماران، نیروی انسانی و عوامل بالینی، بیمارستان و عوامل محیطی و 11 کد فرعی شد.
نتیجهگیری: باید با ارایه راهکارهای کاربردی و اجرای آن از طریق سیستم بهداشت و درمان کشور، زمینه لازم را برای کاهش میزان بستری مجدد جامعه فراهم آورد.
محمد رجبپور، عباس حیدری، کاویان قندهاری، امیر میرحقی،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوارض نامطلوب سکته مغزی، بستری مجدد است. تفاوت بین عوامل خطر بستری مجدد و عوامل خطر بروز سکته مغزی مشخص نیست. هدف این مطالعه: 1) تعیین عوامل خطر قابل پیشگیری از بستری مجدد ناشی از سکته مغزی و 2) ارایه مدل پنداشتی برای عوامل قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد بیماران سکته مغزی میباشد.
روش بررسی: این مرور یکپارچه طبق روش وایت مور و نافل (2005) و با جستجوی شواهد در پایگاههای اطلاعاتی معتبر PubMed Web of Science, CINAHL, Scopus و موتور جستجوی Google scholar با استفاده از کلیدواژههای فارسی شامل: سکته مغزی، بستری/عود/پذیرش مجدد، مروری، مرور نظامند و متاآنالیز و معادل انگلیسی آنها شامل: stroke, readmission/recurrence/re-hospitalization, review, systematic review, Meta-analysis در محدوده زمانی دی 1401 تا شهریور 1402 براساس گایدلاین PRISMA انجام شد. علاوه بر سنتز کیفی عوامل بستری مجدد در قالب طبقات، مدل پنداشتی این عوامل نیز ارایه شد.
یافتهها: مهمترین عوامل خطر قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد در 4 طبقه: 1- نقص دانش نسبت به عوامل خطر بالینی (شامل: پرفشاری خون، فیبریلاسیون دهلیزی، دیابت)، 2- عادات غذایی و درمانی ناسالم، 3- رفتارهای بهداشتی پرخطر (استعمال سیگار، مصرف الکل، عدم فعالیت فیزیکی) و 4- دیسترس روانی (افسردگی و نگرانی درباره آینده) دستهبندی شد.
نتیجهگیری: مهمترین عوامل خطر قابل پیشگیری موثر در بستری مجدد بیماران سکته مغزی، نقص دانش نسبت به عوامل خطر بالینی خصوصا پرفشاری خون و رفتارهای پرخطر بهداشتی هستند. بنابراین باید برنامههای مراقبتی و پیگیرانه دقیقتری برای پس از ترخیص بیماران سکته مغزی طراحی نمود.
سمیه عباسپور، حسن کریمی، مریم فرزانه، زهرا کریمی، شیرین عزیزیدوست،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت زمان بستری بیماران بهعنوان شاخصی مهم در مدیریت وضعیت بیمار محسوب میشود. این مطالعه فراوانی و علل بستری مجدد در بیماران قلبی-عروقی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: این مطالعهای مقطعی گذشتهنگر بر 105 بیمار قلبی عروقی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز بود که از فروردین تا شهریور 1403 در بازه ۳۰ روز پس از ترخیص، به دلیل عود علائم مجددا در بیمارستان بستری شده بودند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی بیماران از پروندههای الکترونیک استخراج گردید.
یافتهها: 43 نفر (41%) در سه ماهه اول و 62 نفر (59%) در سه ماهه دوم بستری شدند. ارتباط معناداری میان سن و جنسیت مرد با بستری مجدد مشاهده شد (05/0P<). 72 بیمار با تشخیص سندروم حاد کرونر (6/68%) و 33 بیمار با تشخیص نارسایی قلبی (4/31%) بستری مجدد شدند. میانگین بستری بیماران در سه ماهه اول 15/1 ± 6/1روز و در سه ماهه دوم سال 7/2 ± 9/2 روز بود که ارتباط معناداری با بستری مجدد داشت (003/0P=). با وجود عدم ارتباط بین مصرف منظم دارو و ویزیت منظم پزشک با بستری مجدد بیماران، ارتباط معناداری میان پایبندی به رژیم غذایی در بیماران با بستری مجدد مشاهده شد.
نتیجهگیری: بستری مجدد بیماران قلبی-عروقی از الگوی فصلی پیروی میکند و با عواملی مانند سن، جنس، مدت بستری و پایبندی به رژیم غذایی مرتبط است. اقدامات معمول مدیریت بیماری برای خنثی کردن این اثرات کافی نیست و اجرای برنامههای آموزشی در آستانه دورههای پرخطر ضروری است.