10 نتیجه برای بیماریهای قلبی
فرزاد حدایق، آزاده ضابطیان، مریم توحیدی، فریدون عزیزی،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اگر چه سندرم متابولیک مورد توجه پزشکان میباشد، اطلاعات پیرامون ارتباط این سندرم با بیماریهای کرونری قلبی Coronary Heart Diseases CHD در جمعیت ایرانی محـدود میباشد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط سندرم متابولیک و اجزای آن بر اساس تعاریف مختلف با CHD است.
روش بررسی: در طی یک مطالعه مقطعی، جهت بررسی نسبت شانس سندرم متابولیک براساس هر یک از تعاریف IDF، ATP III و WHO با CHD، در 5981 شرکت کننده 30 سال و بالاتر، در هر دو جنس، تحلیل رگرسیون لجستیک (با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 5/11) در سه الگو انجام شد. الگوی یک، تعدیل شده برای سن و الگوی دو تعدیلشده برای سن، مصرف سیگار، سابقه CHD زودرس در بستگان درجه اول و LDL- کلسترول بود. الگوی سه علاوه بر برای عوامل فوق، برای اجزای سندرم متابولیک نیز تعدیل گردید.
یافتهها: سندرم متابولیک بر اساس هر سه تعریف فوق در الگوهای یک و دو با CHD ارتباط نشان داد. بالاترین نسبت شانس (95% فاصله اطمینان) سندرم متابولیک برای CHDدر الگوی دو توسط تعریف WHO در مـردان (3-8/1)3/2 و تعریف ATP III در زنان (2-3/1)6/1 بهدست آمد. در الگوی سه، سندرم متابولیک ارتباط خود را با CHD از دست داد ولی در مردان، قند پلاسمای ناشتای بالا و فشارخون بالا (بهعلاوه چاقی طبق تعریف WHO) و در زنان فشار خون بالا (بهعلاوه دور کمر بالا براساس ATP III، چاقی و قند مختل براساس WHO) ارتباط خود را با CHD حفظ کردند.
نتیجهگیری: در مردان و زنان ایرانی، با در نظر گرفتن عوامل خطرساز شناختهشده قلبی- عروقی، هر سه تعریف سندرم متابولیک با CHD ارتباط داشتند. بعد از تعدیل فراتر برای اجزای سندرم متابولیک، هیچ یک از تعاریف فوق، ارتباطی با CHD نشان ندادند و فقط فشارخون بالا در هر دو جنس و تمامی تعاریف، ارتباط خود را با CHD حفظ کرد.
آذر حدادی، سینا مرادمند بدیع، مریم رهام، مهرناز رسولینژاد، ناهید میرزایی،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: ازجمله تظاهرات بالینی
بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسانی (Human immunodeficiency
Virus) تظاهرات قلبی عروقی میباشد. هدف این مطالعه، بررسی شیوع مشکلات قلبی- عروقی
بیماران آلوده به HIV به منظور درمان به
موقع برای کاهش میزان مورتالیتی و موربیدیتی این بیماران بوده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش Cross sectional توصیفی روی 134 بیمار HIV مثبت مراجعهکننده به بیمارستان امامخمینی تهران طی سالهای
87-1386 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سابقه مصرف مواد مخدر و سیگار، مصرف، نوع و
مدت زمان دریافت داروهای ضد رترو ویروس در پرسشنامهای وارد شد. برای بیماران پس از
انجام معاینات فیزیکی، الکتروکاردیوگرام و اکوکاردیوگرافی
انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه 98 بیمار
(1/73%) مذکر و میانگین سنی بیماران 3/10±5/36 سال بود. میانگین CD4 بیماران 181±296 بوده است. سابقه
اعتیاد تزریقی در 4/54% بیماران مثبت بود.در مجموع مشکلات قلبی- عروقی در
84(7/62%) بیمار وجود داشت. 75% مبتلایان مذکر بودند. شایعترین تغییر
الکتروکاردیوگرام انحراف محور قلبی
بیمار بود. پریکاردیال افیوژن و LVEF
کمتر از 50% در 7(2/5%) و 23(2/17%) بیمار وجود داشت. درگیری دریچههای قلبی به
ترتیب دریچه میترال،
تریکوسپید و آئورت بوده است. اختلال عملکرد میوکارد نیز در 10(4/7) بیمار گزارش شد.
نتیجهگیری: مطالعه ما شیوع بالایی از مشکلات قلبی- عروقی را در
بیماران HIV مثبت نشان داد. بنابراین بررسی قلبی- عروقی این بیماران حتی قبل
از ایجاد علایم بالینی، ضروری به نظر میرسد.
عباس محققی، مهرناز محبی، داریوش کمال هدایت، عبدالحسین طباطبایی، نرگس ناصری،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: شدت یافتههای
آنژیوگرافی در بیماری عروق کرونری در سیر پیشرفت و پیشآگهی بیماری مهم است و
امروزه معیار Gensini به طور وسیعی برای مشخص کردن بیماریهای قلبی و عروقی استفاده میشود.
با توجه به شیوع بالای بیماریهای قلبی و عروقی توجه به گزارش یافتههای
آنژیوگرافی میتواند در تشخیص شدت بیماریهای عروقی کرونر نقش مهمی داشته باشد. هدف
این مطالعه ارزیابی همراهی نمرهدهی جنسینی با ریسک فاکتورهای قلبی در بیمارانی که
مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند میباشد.
روش
بررسی: این مطالعه به شکل مقطعی و به شکل گذشتهنگر طراحی شد. نمونهگیری به
روش آسان، شامل 495 بیمار از مراجعه کنندگان به بخش آنژیوگرافی بیمارستان شریعتی
از شهریور 88 تا شهریور 89 بود که دارای معیار ورود به مطالعه، داشتن اندیکاسیون
لازم برای آنژیوگرافی عروق کرونر بود. اطلاعات بیماران وارد پرسشنامه که شامل نام
و سن و سابقه وجود دیابت فشارخون LDL, HDL، لیپوپروتیین بالا بود ثبت شد.
یافتهها: جمعیت شامل 249 مرد با میانگین سن 3/10±1/58 سال بود که
همراهی مثبت بین نمره بالای Gensini و دیابت، استعمال سیگار، HDL پایین و
سن و جنس دیده شد. از مجموع 495 بیمار 249 نفر (3/50) درصد مرد و 245 نفر (5/49)
درصد زن بودند. میانگین سن 341/10±10/58 بود که دامنه آن از (86–26)
سال بود. میانگین TG 70±08/136
بود که دامنه آن از (564–123) mg/dl بود. میانگین HDL 13±22/50
بود که دامنه آن از (109–23) mg/dl بود. میانگین LDL 31±06/80
بود که دامنه آن از (189–113) mg/dl بود.
نتیجهگیری: در
بیمارانی که مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند معیار نمرهدهی
جنسینی ارزش قابل قبولی در همراهی با ریسک فاکتورهای قلبی دارد.
علی ملکی، مهناز اشجع اروان، اشرف کریمی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تاثیر میزان مصرف و تنوع مواد غذایی بر بیماریهای قلبی- عروقی در پژوهشهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی الگوی تغذیه و ارتباط آن با بیماریهای قلبی و عروقی بود. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 801 نفر در محدوده سنی 35 تا 85 سال از ابتدای فروردین تا پایان اسفند 1390 از نظر ریزمادههای غذایی در رژیم غذایی روزانه بر اساس مصرف یا عدم مصرف در شهرستان بروجرد مورد پرسش قرار گرفتند. نرمافزارهای SPSS و آنالیز مواد غذایی مخصوص کشور ایران جهت تجزیه و تحلیل دادهها مورد استفاده قرار گرفتند. یافتهها: در این مطالعه بین مصرف گوشت قرمز و بیماریهای عروق کرونری قلب ارتباط معناداری مشاهده نشد، ولی میزان مصرف آجیل با بروز این بیماریها ارتباط معناداری را نشان داد (028/0P=). بین مصرف سبزیجات تازه و پخته و میوههای خشک روغن و کره حیوانی، کیک و شیرینی و سیبزمینی سرخکرده، همچنین برخی از لبنیات با بیماریهای قلبی- عروقی ارتباط معناداری مشاهده نشد (05/0P<) مصرف نوشابههای رژیمی نیز با این بیماریها ارتباط معناداری نشان نداد (05/0P<). نتیجهگیری: اگرچه برخی تفاوتها در الگوی تغذیه بیماران مشاهده میشود ولی الگوی غذایی در افراد سالم و بیمار تفاوت چندانی ندارد و با توجه به نقش تغذیه در بروز بیماریهای قلبی، اصلاح عادات غذایی باید در اولویت برنامههای آموزشی باشد.
محبوبه علیزاده، مجید موسوی موحد، شکراله صدرالدینی، اشرفالسادات مصطفوی، محسن فتحی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشها نشان میدهد که عوامل مختلفی بر نتایج احیا قلبی-ریوی مؤثرند. این مطالعه با هدف بررسی نتایج احیا قلبی-ریوی و عوامل مؤثر بر آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- تحلیلی گذشتهنگر در طول سال 1393 در بیمارستان بهارلو تهران انجام گرفت. نمونهگیری در این مطالعه بهصورت سرشماری بوده و معیار ورود تمامی بیمارانی بودند که احیا قلبی-ریوی بر روی آنها انجام گرفته بود و بیمارانی که ثبت دادهها در آنها ناقص انجام گرفته و یا با علایم مرگ وارد اورژانس شده بودند، از مطالعه خارج شدند. همچنین روش دسترسی به دادهها از طریق واحدهای آمار، مدارک پزشکی و دفتر بهبود کیفیت بود.
یافتهها: در این مطالعه، از تعداد 891 پرونده مورد بررسی، 78 پرونده بهعلت عدم ثبت کامل دادهها و فوت بیماران پیش از ورود به بخش اورژانس از مطالعه خارج و 813 مورد وارد این مطالعه شدند که از این بین، 498 مورد مرد (3/%61) و 315 مورد زن (7/%38) بودند. 334 مورد احیا موفق (1/%41) و 479 مورد احیا ناموفق (9/58%) بود. میانگین و انحرافمعیار زمانی احیا بهترتیب 80/28 و 06/12 دقیقه و بیشترین فراوانی در تشخیص اولیه مربوط به بیماریهای قلبی-عروقی بود. در این مطالعه ارتباط معناداری بین سن بیمار و مدت زمان احیا با احیای موفق وجود داشت (02/0P=) و همچنین اختلاف معناداری بین بخش بستری و تیم احیا با احیای موفق وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که هر چه سن بیمار و مدت زمان احیای قلبی کمتر باشد و احیای قلبی-ریوی با علت زمینهای غیرقلبی باشد، احتمال موفقیت بیشتر است.
محمود ابراهیمی، محمد کریمی، فرانک دهقانی، امیر بیریایی، نفیسه فرهادیان، شیوا گل محمدزاده،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: روغن کنجد میتواند در زمینه درمان بیماریهای قلبی-عروقی مانند آترواسکلروز از طریق کاهش سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت مورد استفاده قرار گیرد. هدف از انجام مطالعه کنونی تهیه میکروامولسیون حاوی روغن کنجد بهعنوان یک نانوحامل دارویی با قابلیت بهبود حلالیت آبی و اثر درمانی مطلوبتر در کاهش فاکتور هفت و فیبرینوژن در محیط حیوانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از اردیبهشت ۱۳۹۴ تا دی ۱۳۹۵ در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد جهت تهیه انواع میکروامولسیونها و نیز دانشگاه علوم پزشکی مشهد جهت بررسی عملکرد نمونهها در محیط حیوانی انجام شده است. در راستای تهیه میکروامولسیونها با روش تیتراسیون، تویین۸۰ و اسپن۸۰ بهعنوان زوج سورفکتانتی و نسبتهای سورفکتانتی ۸:۱، ۹:۱ و ۱۰:۱ جهت رسم نمودارهای شبهسهفازی تعیین شد. در مرحله تست حیوانی خرگوشهای سفید نیوزلندی در سه گروه دریافتکننده رژیم پایه، رژیم پرکلسترول و رژیم پرکلسترول بههمراه میکروامولسیون دستهبندی شدند.
یافتهها: میانگین اندازه ذرات نمونهها در محدوده ۰/۱±۱۶/۶۴ تا nm ۰/۲±۲۱/۱۶ با توزیع ذرات یکنواخت، پتانسیل زتا در محدوده ۱۰/۷- تا ۱۸/۴- میلیولت، شاخص شکست نور در حدود ۱/۳۹، ضریب هدایت الکتریکی در محدوده ۳۱۱ تا ۲۹۷ میکروزیمنس و pH تمامی نمونهها معادل ۶/۴۲ تعیین شد. تمامی نمونهها پایداری فیزیکی داشته و نمونه تهیهشده با نسبت سورفکتانتی ۹:۱ با توجه به درصد روغن بالاتر نسبت به سایر نمونههای پایدار در مدت زمان ۶ ماه، جهت انجام تست حیوانی انتخاب شد. کاهش معنادار سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت در سومین گروه خرگوشها در مقایسه با دیگر گروهها مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده عملکرد مؤثر نانوحاملهای دارویی میکروامولسیونی در بهبود حلالیت آبی و اثرات درمانی ترکیبات آبگریز مانند روغنهای گیاهی میباشد.
زینب صارمی، محمد خداشناس رودسری، زهرا تناکی،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش بیماریهای قلبی و عفونتها در مورتالیتی و موربیدیتی بیماران دیالیزی، نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در این بیماران و نقش آن در مورتالیتی و موربیدیتی در پیگیری یک ساله بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 59 بیمار همودیالیزی مرکز بیماریهای خاص بیرجند انجام شد. در این بیماران نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در آنها اندازهگیری گردید و براساس آن به چهار گروه تقسیم شده و در طول یک سال از نظر میزان مورتالیتی و حوادث قلبی و عفونی پیگیری شدند.
یافتهها: تفاوتی در مورتالیته، عوارض قلبی و عفونی براساس NLR وجود نداشت. متوسط NLR در بیماران با و بدون عوارض عفونی بهترتیب 2/4 و 68/2 بود که معنادار بود (003/0=P) و در بیماران با و بدون حوادث قلبی 73/3 و 49/2 بود (02/0=P).
نتیجهگیری: بروز عوارض قلبی و عفونی در بیماران دیالیزی با NLR بالاتر از 5/2 بیشتر از بیماران با NRL کمتر از 5/2 است.
علیرضا احمدی، محمد رضا صبری، زهره سادات نوابی، مهدی قادریان، بهار دهقان،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی مادرزادی، از شایعترین ناهنجاریهای مادرزادی میباشند. مهمترین تستهای تشخیصی جهت شناسایی نوزادان با بیماریهای قلبی مادرزادی شامل اکوکاردیوگرافی جنین در دوران بارداری و انجام معاینات فیزیکی پس از تولد میباشند. غربالگری پالس اکسیمتری بهطور بالقوه میتواند در تشخیص زودرس بیماریهای قلبی مادرزادی شدید موثر باشد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه تکاملی چند مرحلهای است که بهمدت 12 ماه از اسفند سال 1399 تا اسفند سال1400 در مرکز تحقیقات قلب کودکان واقع در پژوهشکده قلب و عروق اصفهان انجام شد. پس از شناسایی موضوع و اهداف مطالعه، سوالات پژوهشی بهروش PICO طراحی شد. پس از انجام جستوجوهای نظاممند،کیفیت راهنماهای بالینی با استفاده از ابزار AGREE و توسط کمیتهای متشکل از صاحبنظران و متخصصین قلب کودکان و نوزادان مورد بررسی قرار گرفت. براساس نظر متخصصان از تعداد شش راهنمای بالینی تشخیص زودرس بیماریهای قلبی مادرزادی شدید در نوزادان بدو تولد بهوسیله پالس اکسیمتری، کیفیت یک راهنمای بالینی مطلوب ارزیابی شد. سرانجام پیشنویس راهنما با استفاده از روش دلفی و پنل متخصصین مورد بررسی قرار گرفت و پس از برگزاری جلسات پنل متخصصین و توافق بین اعضای نسخه نهایی راهنما تدوین گردید.
یافتهها: معیارهای عملکرد بالینی مربوط به غربالگری نوزادان بهوسیله پالس اکسیمتری در بدو تولد براساس شواهد موجود و شرایط بهداشتی تعیین و در قالب 28 توصیه در شش بخش تدوین شد.
نتیجهگیری: پزشکان، پرستاران و ماماها میتوانند از توصیههای این راهنمای بالینی جهت تشخیص زودرس و ارجاع نوزادان با بیماریهای قلبی مادرزادی شدید استفاده کنند.
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگومیر بیش از حد ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماریهای قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماریهای زمینهای بیماران بررسی شدند.
یافتهها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است بهطوریکه 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بیسواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تریگلیسرید و سابقه بیماری زمینهای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجهگیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تریگلیسرید پایینتر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینهای کمتری وجود داشت.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.