جستجو در مقالات منتشر شده


24 نتیجه برای بیهوشی

بهمن جهانگیری،
دوره 57، شماره 2 - ( 2-1378 )
چکیده

در این مقاله اثر دو داروی فنتانیل و پتیدین در درمان لرز بعد از بیهوشی مقایسه شده است. بعد از عمل جراحی و بیهوشی، بیمارانی که لرز داشتند در دو گروه 25 نفری تقسیم شدند که همگی در کلاس A.S.A یک و دو قرار داشتند. به یک گروه 25 میلی گرم پتیدین و به گروه دیگر فنتانیل به میزان 75 میکروگرم به صورت وریدی تزریق گردید. ده دقیقه پس از تجویز دارو جهت درمان لرز، در دو گروه اختلاف معنی داری دیده نشد. در نتیجه گیری انجام شده معلوم گردید که میزان 75 میکروگرم فنتانیل اثر خوبی (مانند 25 میلی گرم پتیدین) در درمان لرز بیماران بعد از عمل جراحی و بیهوشی داشته است.


حمید زاهدی، وحید اخیانی، زاهد حسین خان، مسعود یونسیان،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از پاسخ های متابولیک به استرس جراحی، افزایش قند خون می باشد. در این مطالعه تغییرات قند خون بیماران قبل، حین و بعد از اعمال جراحی انتخابی چشمی تحت بیهوشی عمومی، با دو روش سنجش با گلوکومتر و اندازه گیری آزمایشگاهی به روش آنزیمی گلوکز اکسیداز و عوامل احتمالی موثر بر این تغییرات و میزان همبستگی دو روش بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی با بعد تحلیلی، روی 230 بیمار غیر دیابتی با کلاس فیزیکی یک یا دو انجام شد. تمام بیماران توسط روش واحد تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند و قند خون آنها در سه نوبت و با دو روش به طور همزمان، اندازه گیری شد.
یافته ها: در تمامی موارد، تغییرات قند خون بعد از عمل د رمقایسه با قبل از عمل، با هر دو روش اندازه گیری و بدون در نظر گرفتن متغیرهای مستقل مطالعه، افزایش آماری معنی داری را نشان داد و در اکثر موارد با در نظر گرفتن متغیرهای مستقل مطالعه افزایش قند خون از نظر آماری معنی دار بود و میانگین افزایش قند خون بعد از عمل در مقایسه با قبل از عمل با روش آزمایشگاهی، با نوع عمل جراحی چشم ارتباط آماری معنی داری داشت ولی با متغیرهای جنس، سن و طول مدت عمل ارتباط آماری معنی داری نداشت. همبستگی دو روش اندازه گیری نسبتاً خوب و از لحاظ آماری معنی دار بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه و مخفی ماندن علایم تغییرات قند خون حین بیهوشی عمومی توصیه می نماییم، حین اعمال جراحی طولانی مدت در افراد غیر دیابتی، پایش قند خون به عمل آید و با توجه به مزایای گلوکومتر Accu-Chek (مدل Sensor)، استفاده از آن مناسب به نظر می رسد.

 


شیوا رفعتی، حاجیه برنا، فاطمه حاج ابراهیم تهرانی، محمدرضا جلالی‎ندوشن، محمدحسن مظفری، مریم اسلامی،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بررسی گازهای خون بند ناف، وسیله‏ای جهت ارزیابی وضعیت اکسیژناسیون و اسید و باز نوزادان می‏باشد. اسیدمی شدید جنین با افزایش مرگ و میر نوزادی و آسیب رشد عصبی نوزاد همراه است. در سزارین به علت عبور داروی بیهوشی از جفت، احتمال بروز اسیدوز و هیپوکسمی نوزاد افزایش می‌یابد، در این مطالعه تغییرات گازهای خون بندناف در نوزادان حاصل از زایمان طبیعی و روش‏های مختلف بیهوشی در سزارین مقایسه گردید.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی 100 نمونه ورید نافی بلافاصله بعد از بسته شدن بندناف صورت گرفت که در سه گروه زایمان طبیعی (40 نفر)، سزارین به روش بیهوشی عمومی (35 نفر) و سزارین به روش بی‎حسی نخاعی (25 نفر) تقسیم شدند و از نظر گازهای خون و آپگار دقیقه اول و پنجم و مدت زمان بیهوشی و تأثیر آن روی گازهای خون و آپگار مقایسه شدند.
یافته‌ها: در گروه زایمان طبیعی میانگین‏های شاخص‌ها بدین ترتیب بود: PH 13/5306/7، pCO2 57/682/41، pO2 87/624/25، HCO3 03/256/20 و آپگار 38/082/8 .
در گروه سزارین به روش بیهوشی عمومی، میانگین‏ها: PH 73/4304/7، pO2 02/1470/38، pCO2 87/526/43، آپگار 70/017/8 و 311/21=HCO3 بود.
در گروه سزارین به روش بی‎حسی نخاعی میانگین‏ها: PH 50/4301/7، pO2 50/592/26، HCO3 15/238/21، آپگار 62/060/8 و pCO2 99/410/44 بود.
بین نوع زایمان، آپگار و pO2 رابطه آماری معنی‏دار به دست آمد. آپگار در گروه بیهوشی عمومی نسبت به بی‏حسی نخاعی و طبیعی کمتر و pO2 نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود.
بین مدت زمان بیهوشی و pO2 رابطه آماری معنی‏داری بدست آمد. به طوری که با افزایش مدت زمان بیهوشی pO2 کاهش یافت. در روش‏های مختلف زایمان، اختلاف معنی‏داری بین PH و pCO2 و HCO3 وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: گازهای خون نوزاد در روش‏های مختلف زایمان تفاوت معنی‏داری ندارند. آپگار نوزادان زایمان طبیعی بیشتر از سایر روش‏های زایمانی می‎باشد. با افزایش مدت زمان بیهوشی در سزارین به روش بیهوشی عمومی، آپگار و pO2 افت پیدا کنند.


محمد علی نویان اشرف، امیرپویا اربزین زنجانی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

تشدید اثرات فشاری توده های مدیاستن بر قلب، عروق بزرگ و راه هوایی، در حین بیهوشی عمومی خصوصا" متعاقب تجویز شل‌کننده‌های عضلانی ممکن است با عوارضی همچون اختلال در تهویه و یا تغییرات وسیع قلبی و عروقی همراه شود.
معرفی بیمار: خانم 21 ساله ای با سابقه تنگی نفس کوششی و ارتوپنه به علت توده مدیاستن قدامی کاندید توراکوتومی راست شد. در اکوکاردیو گرافی و توموگرافی کامپیوتری اثرات فشاری توده بر قلب، عروق بزرگ داخل قفسه صدری و دیستال تراشه گزارش شده بود. بیمار در حین جراحی و تحت بیهوشی عمومی با حفظ تنفس خودبخودی در وضعیت خوابیده به پهلوی چپ دچار افت شدید فشار خون و آسیستول گردید که با تغییر وضعیت به پهلوی راست برطرف گردید.
نتیجه گیری: در ارائه بیهوشی به این بیماران باید به خاطر داشت که حذف تنفس خودبخودی و از دست رفتن تون دیواره قفسه صدری متعاقب تجویز شل کننده عضلانی می تواند موجب انسداد راه هوایی و به مخاطره افتادن حیات بیمار گردد. در صورت رخ دادن انسداد تغییر وضعیت بیمار اغلب منجر به رفع انسداد می شود.


محمد طالب پور، مانی نیازی، مهین جعفری جاوید،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده

ترمیم لاپاراسکوپیک دارای محاسن متعددی از جمله مشاهده بهتر آناتومی، انجام هرنیورافی دو طرفه همزمان و مدت زمان کمتر بستری می‌باشد. از آنجایی‌که در هرنیورافی لاپاراسکوپیک نیاز به بیهوشی عمومی (GA) می‌باشد لذا در این مطالعه سعی شده است تا با استفاده بی‌حسی اپیدورال (EA) از عوارض احتمالی GA جلوگیری گردد.
روش بررسی: در این مطالعه 20 بیمار مبتلا به هرنی اینگوینال به روش لاپاراسکوپیک و با EA تحت هرنیوپلاستی قرار گرفتند. گازهای خونی قبل، حین و بعد از عمل و میزان فشار CO2 داخل شکم حین عمل و میزان مسکن مورد نیاز حین و بعد از عمل و عوارض محل زخم و عود بعد از عمل تا یک ماه مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: تمامی بیماران مرد بودند. در 14 نفر هرنی در طرف راست و در سه بیمار در طرف چپ و سه نفر نیز مبتلا به هرنی دوطرفه بودند که هرنیوپلاستی لاپاراسکوپیک در کلیه بیماران بجز یک مورد با موفقیت و بدون عارضه انجام گردید و مابین میانگین فشار pCO2 در قبل و پس از عمل اختلاف معنی‌داری وجود نداشت (789/0P=). از نظر میزان درد پس از عمل 50% بیماران درد قابل توجهی نداشتند. متوسط زمان برگشت به فعالیت طبیعی هفت روز بوده و متوسط PCO2 داخل شکم mmHg 9 بوده است.
نتیجه‌گیری: هرنیورافی به‌روش لاپارسکوپیک می‌تواند جایگزین مناسبی برای روش جراحی به‌صورت باز باشد. با این روش مدت بستری، زمان لازم برای بازگشت بیماران به فعالیتهای طبیعی خود و میزان درد بیماران کمتر است.


محمد تقی بیک محمدی، زاهد حسین خان، علی‌رضا ماهوری،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده

با توجه به اثرات مثبت کتامین بر روی فشار خون و ضربان قلب، انفوزیون مقدار کم کتامین با تعدیل اثرات ناخواسته همودینامیک رمی‌فنتانیل، می‌تواند همودینامیک بهتری را فراهم کند.

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی، 54 بیمار 50-20 ساله، با حالت فیزیکی ASA Ι، در دو گروه (27 نفره) کتامین- رمی‌فنتانیل (K-R) و دارو نما- رمی‌فنتانیل (P-R) مطالعه شدند. رمی‌فنتانیل با دوز 5/0 (میکروگرم/ کیلوگرم/ دقیقه) القاء بیهوشی با تیوپنتال سدیم دو (میلی‌گرم/ کیلوگرم) و آتراکوریوم 5/0 (میلی‌گرم/ کیلوگرم) داده شد. نگهداری بیهوشی با هالوتان و نایتروس اکساید/ اکسیژن تامین و رمی‌فنتانیل در هر دو گروه با دوز 5/0 (میکروگرم/ کیلوگرم/ دقیقه) ادامه یافته، در گروه K-R، کتامین با دوز ده (میکروگرم/ کیلوگرم/ دقیقه) و در گروه P-R نرمال سالین با دوز یکسان کتامین آغاز شد. ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و متوسط شریانی در دقایق 1، 3، 5، 10، 15، 20، 25 و 30 مقایسه شد.

یافته‌ها: خصوصیات پایه بیماران شامل میانگین سنی، جنس، وزن، فشار خون سیستولیک، دیاستولیک، متوسط شریانی و ضربان قلب در دو گروه اختلاف معنی‌داری نداشت (2/0p>). تغییرات فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و متوسط شریانی در گروه P-R به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه K-R بود (006/0p<). تغییرات ضربان قلب در دو گروه یکسان (6/0p=) و افت شدید فشارخون در گروه K-R کمتر از گروه P-R بود (11% در مقابل 89%) (000/0p=).

نتیجه‌گیری: انفوزیون مقدار کم کتامین افت فشارخون رمی‌فنتانیل را تعدیل و ثبات همودینامیک را در بیهوشی فراهم می‌کند.


محمدعلی نویان اشرف، آریا اخگر عراقی، حمیرا پیروی سرشکه، فروهر اخگر،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده

القاء بیهوشی عمومی، لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل تراشه می‌تواند با تغییرات وسیع همودینامیک همراه گردد. هدف از این پژوهش تعیین پاسخ‌های همودینامیک در پی لارنگوسکوپی پس از القاء بیهوشی با پروپوفول در مقایسه با تیوپنتال می‌باشد.

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی 180 بیمار در گروه سنی 20 تا 50 سال با ASA کلاسІ تحت بیهوشی عمومی با پروپوفول و تیوپنتال سدیم قرار گرفتند. اطلاعات همودینامیک بیماران (شامل فشار خون سیستولی "Sp"/ دیاستولی/ "Dp" متوسط شریانی "Map" و تعداد ضربان قلب "HR") در چهار مرحله (بعد از قرارگرفتن بیمار روی تخت عمل، سه دقیقه بعد از تزریق پیش داروی بیهوشی، یک دقیقه بعد از القاء بیهوشی و بلافاصله بعد از لوله‌گذاری تراشه) ثبت گردید. اطلاعات بیماران با SPSS ویراست 5/13 و 2 test و student's t-test مورد آنالیز قرار گرفتند و مقادیر کمتر از 05/0 معنی‌دار در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: از مجموع 180 بیمار مورد مطالعه (6/50%) 91 بیمار مرد و (4/49%) 89 بیمار زن بودند. دو گروه از نظر جنس، وزن و سن تفاوت آماری نداشتند (05/0p>). کاهش فشار خون سیستولی/ دیاستولی و فشار متوسط شریانی متعاقب القاء بیهوشی در دو گروه تفاوت معنی‌دار نداشت. میانگین تفاوت افزایش تعداد ضربان قلب بیماران در گروه تیوپنتال و پروپوفول به‌ترتیب 43/55/11 و 55/337/5 بود (0001/0p<).

نتیجه‌گیری: پروپوفول با سرکوب بهتری از پرسور رفلکس داروی مناسب‌تری جهت القاء بیهوشی در اعمال جراحی تحت بیهوشی عمومی می‌باشد این یافته با اکثر مطالعات انجام‌شده قبلی مطابقت دارد. پروپوفول می‌تواند داروی مناسبی در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر و یا بیمارانی باشد که تغییرات همودینامیک متعاقب لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری در آنها مخاطره‌انگیز است.


فریدون حیدرپور، احمد رستمی، محسن علیپور، بهرام امینی، پوریا حیدرپور،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هیپرناترمی عملکرد اکثر دستگاه‌های بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهد، حتی بیهوشی نیز تحت تاثیر این اختلال الکترولیتی قرار می‌گیرد. هدف از این تحقیق بررسی پاسخ‌ به‌ داروی‌ بیهوش‌کننده کتامین با دزاژ mg/kg125 در رت‌های هیپرناترمیک بود.
روش
بررسی: 60 رت نر ویستار (Wistar) که دارای وزنی معادل 20±300 گرم بودند به‌طور تصادفی به سه گروه تقسیم گردیدند. گروه کنترل از آب شرب و رت‌های گروه تست یک و گروه تست دو از محلول کلرور سدیم 1% و 2% به‌عنوان منبع آب شرب به‌مدت 144 ساعت استفاده نمودند. حساسیت به داروی بیهوشی شامل: دوره زمانی بین تزریق کتامین و مهار رفلکس سر پا ایستادن، مهار پاسخ به تحریک‌های دردناک، زمان لازم برای پیدایش مجدد پاسخ به تحریک‌های دردناک و بهبودی کامل از بیهوشی مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته‌ها:
زمان لازم برای مهار رفلکس سر پا ایستادن و زمان لازم برای مهار پاسخ به تحریک‌های دردناک در گروه تست دو از گروه تست یک و گروه کنترل به‌طور معنی‌داری کوتاه‌تر بود، زمان لازم برای پیدایش مجدد پاسخ به تحریک‌های دردناک و بهبودی کامل از بیهوشی در گروه تست دو از گروه تست یک و گروه کنترل به‌طور معنی‌داری طولانی‌تر بود.
نتیجه‌گیری: هیپرناترمی بیهوشی با داروی کتامین را در رت تحت تاثیر قرار داده و سرعت گذر از مراحل بیهوشی را افزایش می‌دهد. دوره زمانی اثربخشی کتامین افزایش یافته و برگشت از بیهوشی به‌طور معنی‌داری با تأخیر همراه است.


محمدعلی نویان ‌اشرف، صالح صالحی، حمیرا پیروی سرشکه، مسعود احمدپور هرسینی،
دوره 66، شماره 10 - ( 10-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هپاتیت حاد از عوارض هالوتان می‌باشد که در موارد شدید با مرگ و میر 50 درصدی همراه می‌شود. به علت این عارضه استفاده از هالوتان در آمریکا و اروپا برای بیهوشی بزرگسالان ممنوع است. هر گاه بیمار به دنبال بیهوشی با هالوتان دچار ایکتر و افزایش شدید آنزیم‌های کبدی شود تشخیص هپاتیت هالوتانی مطرح می‌شود البته سایر تشخیص‌های افتراقی زردی بعد از عمل جراحی، باید بررسی و کنار گذاشته شود. هپاتیت هالوتانی درمان ندارد و بهترین راه درمان پرهیز از استفاده از هالوتان است. 

معرفی بیمار: خانم 28 ساله‌ای به‌دنبال دریافت بیهوشی با هالوتان برای سزارین، دچار هپاتیت شدید شد و بعد از یک ماه بستری و بهبود حال عمومی مرخص شد.

نتیجه‌گیری: استفاده از هالوتان در بیهوشی بزرگسالان به‌علت عوارض بالقوه آن باید مورد تجدید نظر قرارگرفته و محدود گردد.


بهمن مالک، رویا سقلیس، علی دباغ،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: گزارش‌های متعددی از آگاهی بیماران در حین بیهوشی، ریسک فاکتورهای مرتبط با این حالت و روش‌های مناسب برای پیشگیری از آن ارائه شده است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان آگاهی در اعمال جراحی الکتیو شکم در طی بیهوشی عمومی در معتادان به تریاک و مقایسه آن با افراد غیر معتاد به تریاک بود. روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی- تحلیلی مقطعی، 120 نفر بیمار در دو گروه غیر معتاد و معتاد (دارای سابقه مصرف تریاک) قرار گرفتند. دو گروه از نظر متغیرهای بالینی حین بیهوشی و نتایج بررسی‌های برآمده از تکمیل پرسشنامه، در زمان 24 ساعت پس از خارج سازی لوله تراشه، مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی وقوع آگاهی حین بیهوشی، از یک چک لیست بالینی استفاده به عمل آمد؛ اما علاوه بر آن، از دو پرسشنامه نیز استفاده شد، که این دو ، از نوع پرسشنامه‌های با سوالات باز بود و تکمیل آن بر عهده یکی از همکاران قرار داشت. یافته‌ها: متغیرهای زمینه‌ای در دو گروه اختلافی نداشت (05/0p>)، اما شیوع علایم بالینی مرتبط با آگاهی و نتایج مصاحبه با بیماران، نشان‌دهنده شیوع بیشتر آگاهی حین بیهوشی در گروه معتاد بود (001/0p<). نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که بیماران معتاد به تریاک، از نظر احتمال وقوع آگاهی حین بیهوشی در اعمال جراحی شکم، در ریسک بالاتری قرار دارند. در ضمن، با این مطالعه می‌توان سابقه اعتیاد به تریاک را نیز به عنوان ریسک فاکتور ایجاد آگاهی حین بیهوشی به ریسک فاکتورهای مورد بررسی در مطالعات مشابه قبلی اضافه کرد.
محمدرضا مهاجر، کسری کروندیان، زاهد حسین‌خان، افشین جعفرزاده، سهیلا دبیران،
دوره 69، شماره 7 - ( 7-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: بیماران تحت عمل جراحی عروقی اندام تحتانی که توسط جراحان متبحر عروق تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند از لحاظ تمهیدات بیهوشی بسیار پرخطر تلقی می‌گردند. در این مطالعه مقایسه دو روش بی‌حسی نخاعی در حالت‌های خوابیده به پهلو و نشسته از نظر همودینامیک و مدت بی‌دردی در بیماران تحت جراحی عروق اندام تحتانی توسط داروی بوپیواکایین (5/0%) هیپربار صورت پذیرفته است. روش بررسی: برای 40 بیمار که به دو گروه 20 نفره تقسیم‌بندی شدند در دو حالت نشسته (Sitting position) و حالت خوابیده به پهلو (Lateral position) داروی بوپیواکایین هیپربار 5/0% به‌میزان ml3 در فضای ساب آراکنویید تزریق گردید. سطح بی‌حسی بیماران T10 در نظر گرفته شد و نتایج از نظر همودینامیک و مدت بی‌دردی در دو گروه مقایسه شد.

یافته‌ها: اختلاف آماری معنی‌داری بین تغییرات فشار خون متوسط شریانی، فشار خون سیستولیک و فشار خون دیاستولیک دو گروه وجود داشت (05/0P<). اختلاف آماری معنی‌داری بین تغییرات ضربان قلب در کلیه زمان‌های مورد بررسی در دو گروه وجود داشت (05/0P<)؛ اما در مورد ضربان قلب در دقایق نخست و سی‌ام اختلاف آماری معنی‌داری را بین دو گروه نشان نمی‌داد (05/0P>). طول بی‌حسی در گروه خوابیده به پهلو به‌میزان معنی‌داری طولانی‌تر و میزان مایع مصرفی در گروه نشسته به‌میزان معنی‌داری بیشتر بود (05/0P<).

نتیجه‌گیری: در مجموع بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه چنین استنباط می‌شود که میزان تغییرات همودینامیک در بیهوشی اسپاینال با بوپیواکایین در پوزیشن خوابیده به پهلو کم‌تر از نشسته می‌باشد.


غلامرضا خلیلی، پروین ساجدی، حمیده دانش،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: آژیتاسیون بلافاصله پس از عمل (Emergence agitation) یکی از مشکلات شایع در زمان ریکاوری خصوصاً در کودکان می‌باشد. در این مطالعه ما بر آن شدیم تا نقش دو پیش‌داروی بیهوشی میدازولام و کتامین را بر روی کنترل آژیتاسیون پس از عمل در کودکان بررسی کنیم.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دوسو‌کور بر روی کودکان 6-1 ساله که عمل جراحی الکتیو کوتاه‌مدت بر روی قسمت تحتانی شکم و اندام‌ها داشتند، انجام گرفت. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه میدازولام با دوز mg/kg 0/1 وریدی و کتامین با دوز mg/kg 0/5 وریدی به‌عنوان پیش‌دارو قرار گرفتند. وضعیت روانی کودکان، بروز و شدت آژیتاسیون به‌دنبال دریافت پیش‌دارو، هم‌چنین بروز شدت درد، ارتباط بین درد و آژیتاسیون و اثر استفاده از پیش‌دارو بر روی زمان‌های بیهوشی، اکستوباسیون و ریکاوری کودکان در دو گروه بررسی و مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: از کل 57 نفر بیمار مورد مطالعه 28 نفر در گروه میدازولام و 29 نفر در گروه کتامین قرار داشتند. نتایج نشان داد که تجویز میدازولام در مقایسه با کتامین می‌تواند به‌صورت معنی‌داری باعث کاهش بیش‌تر فراوانی آژیتاسیون (0/03=P) و میانگین طول مدت آن بعد از عمل جراحی شود (40/0=P). در رابطه با شدت آژیتاسیون، میزان درد، مدت زمان ریکاوری و بیهوشی بین دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (0/05

نتیجه‌گیری: این مطالعه مشخص کرد که با توجه به اهمیت استفاده از پیش‌دارو در کودکان میدازولام و کتامین هر دو دارو، قادر هستند از بروز آژیتاسیون شدید جلوگیری کنند اما میدازولام می‌تواند آژیتاسیون را بیش‌تر از کتامین کنترل کند.


محمدرضا خاجوی، امیر علی اورندی ، پژمان پورفخر، فرهاد اعتضادی،
دوره 71، شماره 8 - ( 8-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: رفلکس تریژمینوکاردیاک (Trigeminocardiac reflex, TCR) شامل برادی‌کاردی، کاهش فشارخون، آپنه و افزایش حرکات معده می‌باشد که به هنگام دستکاری عصب پنج می‌تواند بروز ‌کند.
معرفی بیمار: بیمار مرد 26 ساله‌ای بود که با علایم سردرد مداوم یک‌طرفه، مشکل در بلع مراجعه نموده بود هم‌چنین کاهش شنوایی عصبی و انحراف زبان به سمت چپ داشت. هنگامی که جراح در حال دایسکشن در مسیر عصب تری‌ژمینال بود، ناگهان برادی‌کاردی و افت فشارخون ایجاد شد که بعد از توقف دست‌کاری ضربان قلب خود به خود به حالت نرمال برگشت اما با تکرار تحریک، شدت رفلکس و برادی‌کاردی بدون خستگی‌پذیری بیش‌تر شد که با تجویز 5/0 میلی‌گرم آتروپین بهبود یافت.
نتیجه‌گیری: خطر بروز TCR در عمل جراحی اعصاب وجود دارد. مانیتورینگ مداوم همودینامیک این امکان را می‌دهد که به محض بروز آن جراحی را متوقف و از بروز حوادث ناگوار بعدی جلوگیری نمود.

لیلا ساداتی، احسان گلچینی، عبدالرضا پازوکی، فاطمه جسمی، محدثه پیشگاه رودسری،
دوره 72، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی لاپاراسکوپی به دلیل مزیت‌های فراوان جایگزین روش سنتی شده است. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر آموزش به بیماران کاندید جراحی کوله‌سیستکتومی با روش لاپاراسکوپی در مرحله‌ی پیش از عمل بر مدت زمان بازگشت از بیهوشی در اتاق بهبودی انجام شد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در دو بیمارستان شهر کرج طی سال‌های 1390-1389 انجام شد. نمونه‌های پژوهش 100 بیمار زن کاندید جراحی کوله‌سیستکتومی که به شکل تصادفی به دو گروه مساوی 50 نفره تقسیم شدند. به گروه مداخله در مورد شرایط اتاق عمل، تجهیزات، روش بیهوشی، پروسیجر جراحی و نقش بیمار در امر مراقبت از خود در مرحله‌ی بازگشت از بیهوشی آموزش داده شد. گروه کنترل، به‌طور روتین پذیرش شده و به اتاق عمل فرستاده شدند. مدت زمان بازگشت از بیهوشی با استفاده از تکمیل چک لیست آلدرت و کسب نمره‌ی 9 در این مقیاس و بروز تهوع بیماران پس از ریکاوری اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: در ارزیابی وضعیت بیماران در واحد ریکاوری، میانگین مدت زمان رسیدن به نمره 9 از معیار آلدرت در گروه کنترل، 44/5±66/29 در حالی‌که میانگین این مدت زمان در گروه مداخله 87/3±04/18 دقیقه بود (000/0P=). 10 بیمار (20%) از گروه کنترل، بعد از ریکاوری تهوع را تجربه کردند در حالی این تعداد در گروه مداخله تنها سه بیمار (6%) بود (992/0-066/0: 95%CI) 255/0OR=، 037/0P=). نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه، موید اثر مثبت آموزش قبل از عمل بر مدت زمان بازگشت از بیهوشی در بیماران بود. از این‌روی توصیه می‌شود تمامی بیماران تحت لاپاراسکوپی قبل از عمل تحت آموزش و اطلاع رسانی قرار گیرند.
رضا شریعت محرری، پژمان پورفخر، محمدرضا خاجوی، فرهاد اعتضادی، اتابک نجفی،
دوره 72، شماره 7 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: متخصصان بیهوشی گاهی اوقات با کاهش ضربان قلب در حین عمل جراحی معده مواجه هستند و این پدیده را به‌عنوان یک رفلکس واگ در نظر می‌گیرند. هدف از این مطالعه، یافتن عوامل خطر حین بیهوشی برای کاهش ضربان قلب در اعمال جراحی معده و پیشگیری از عوارض خطرناک آن بود. روش بررسی: در این مطالعه گذشته‌نگر، 50 بیمار که تحت عمل جراحی معده از مهرماه 1388 تا مهرماه 1392 در بیمارستان سینا دچار برادیکاردی شده‌اند و القای بیهوشی با پروپوفول یا تیوپنتال سدیم و نگهداری بیهوشی آنها توسط ایزوفلوران و پروپوفول بوده است وارد مطالعه شدند. سن، جنس، بیماری زمینه‌ای، سابقه مصرف داروها، کموتراپی، نوع عمل جراحی، نوسان ضربان قلب و زمان وقوع برادیکاردی و عوارض ناشی از آن در طی یک دوره چهارساله بررسی شد. یافته‌ها: تعداد 50 بیمار، 31 مرد و 19 بیمار خانم وارد مطالعه شدند. متوسط سن بیماران 3/8±48 سال بود. نوع عمل جراحی بیماران گاسترکتومی و گاستروژوژنوستومی بود. متوسط زمان بروز برادیکاردی 5/3±5/24 دقیقه پس از برش جراحی بود. اکثر موارد برادیکاردی خفیف تا متوسط بود. هیچ رابطه‌ای بین نوع داروی بیهوشی، سن و جنس بیماران و بروز برادیکاردی در حین عمل جراحی یافت نشد. از عوامل خطر برادیکاردی، دیابت در هفت بیمار، مصرف بتابلوکر در 17 بیمار مشاهده شد در سه مورد آسیستول مشاهده شد که سابقه کانسر معده و کموتراپی داشتند. نتیجه‌گیری: سابقه کانسر معده و کموتراپی از عوامل خطر در بروز برادیکاردی شدید و آسیستول بود.
زاهد حسین‌خان، سیده شهره علوی، شهریار اربابی، جلیل مکارم،
دوره 72، شماره 9 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات مختلف در مورد تاثیر آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل، بر فرایندهای درمانی، نتایج متناقضی را گزارش کرده‌اند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط آموزش دستیاران بیهوشی بر تاخیر در شروع عمل جراحی، اجرا شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی آینده‌نگر در اتاق عمل جراحی‌ اعصاب بیمارستان امام‌خمینی (ره)‌، طی سال‌های 92- 1389 بر روی دستیاران رشته بیهوشی انجام شد. بیماران براساس ترکیب تیم بیهوشی در سه گروه 30 نفری، بررسی شدند. گروه اول: یک هیات علمی‌ بیهوشی مسئول دو اتاق عمل با کمک دو دستیار بیهوشی؛ گروه دوم: یک هیات علمی‌ بیهوشی مسئول یک اتاق عمل و یک دستیار؛ گروه سوم: هیات علمی‌ بیهوشی بدون دستیار. متغیرهای مورد بررسی در بیماران شامل 1) مدت قرار گرفتن بیمار روی تخت اتاق عمل تا بیهوشی و آمادگی برای جراحی، 2) زمان آموزش دستیاران و 3) مدت زمان از بیهوشی کامل تا شروع جراحی بود. یافته‌ها: کلاس ASA (94/0P=)، دشواری اینداکشن (66/0P=) و نوع عمل جراحی (ستون فقرات یا مغز) (41/0P=) بین بیماران در سه گروه تفاوت معناداری نشان نداد. زمان لازم برای آماده شدن بیمار برای جراحی در گروه اول 1/8±5/23 دقیقه طولانی‌تر از گروه دوم 2/6±5/21 دقیقه و گروه سوم 1/9±8/15 دقیقه بود (001/0P=). نتیجه‌گیری: آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل جراحی اعصاب مستقل از نوع عمل جراحی، دشواری اینداکشن و ASA کلاس بیمار، می‌تواند موجب افزایش زمان مورد نیاز برای آماده شدن بیمار جهت عمل جراحی شود ولی این افزایش زمان در حد ناچیزی می‌باشد.
شایسته خراسانی‌زاده، فرانک بهناز، مسیح ابراهیمی دهکردی، هومن تیموریان، حمیرا کوزه کنانی،
دوره 77، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: هیپوگلیسمی وقتی بروز‌ می‌کند که غلظت پلاسمای گلوکز به زیر mg/dl ۷۰ برسد.
معرفی‌بیمار: مرد ۵۲ ساله‌ای شهریور ۱۳۹۵ با مراجعه به بیمارستان شهدای تجریش با تشخیص سنگ کلیه کاندید عمل سنگ‌شکنی از راه تونل پوستی شد. حین بیهوشی جراح درخواست تزریق ترانگزامیک اسید کرد.  ولی به‌اشتباه ۱۰۰ واحد انسولین کریستال تزریق شد. علایم حیاتی پایدار و قند خون به mg/dl ۸۵ رسید. سپس ml ۵۰ محلول دکستروز ۵۰% و انفوزیون دکستروز واتر ۵۰% تجویز شد. در ریکاوری بیمار گلوکاگن دریافت کرد، ولی خوشبختانه حملات هیپوگلیسمی دیده نشد. بیمار در ۳ ساعت اولیه ورود به بخش مراقبت‌های ویژه، دچار حملات شدید هیپوگلیسمی شد که با تزریق دکستروز واتر ۵۰% درمان و پس از ثابت شدن میزان قندخون به بخش منتقل گردید. 
نتیجه‌گیری: هیپوگلیسمی ایاتروژنیک نسبت به سایر علل هیپوگلیسمی با مورتالیتی پایین‌تری همراه است. با مانیتورینگ دقیق و تشخیص به موقع می‌توان از بروز عوارض وخیم جلوگیری کرد.

ساناز جعفری، احمد شالباف، جمی اسلی،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اطمینان از کافی بودن عمق بیهوشی به هنگام عمل جراحی امری ضروری برای متخصصین بیهوشی، به‌منظور پیشگیری از احتمال بروز حالاتی چون هشیاری ناخواسته در حین عمل جراحی و یا عدم بازگشت بیمار به هشیاری می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عمق بیهوشی براساس سیگنال الکتروانسفالوگرم با استفاده از روش‌های موثر ارتباطات مغزی بین نواحی فرونتال و تمپورال انجام شده است.
روش بررسی: در این پژوهش که از اردیبهشت تا دی ۱۳۹۷ در تهران به طول انجامیده است، از سیگنال الکتروانسفالوگرافی هشت نفر از بیماران بیمارستان وایکاتو نیوزلند (Waikato District Health Board, Hamilton, New Zealand) که تحت بیهوشی پروپوفول قرار گرفته بودند، استفاده شده است. در این مطالعه، ارتباطات مغزی موثر در نواحی فرونتال و تمپورال مغز با استفاده از روش‌های مختلف علیت گرنجر (Granger-Geweke causality, GGC) استخراج گردیده است. استخراج شاخص‌های ارتباط موثر در سه حالت (بیداری، بیهوشی و ریکاوری) محاسبه گردیده و سپس در انتها از شبکه عصبی پرسپترون (Perceptron neural network) به‌منظور طبقه‌بندی اتوماتیک فازهای بیهوشی استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج برای کلیه دادگان نشان می‌دهد که روش تابع انتقال جهت‌دار شده به‌دلیل واکنش سریع‌تر در هنگام دریافت دارو، تغییرات کم و توانایی بهتر در تشخیص اتوماتیک سه حالت بیهوشی در هنگام استفاده از شبکه عصبی مصنوعی، بهتر از شاخص BIS به‌عنوان مرجع حال حاضر تعیین عمق بیهوشی در استفاده‌های کلینیکال عمل می‌کند.
نتیجه‌گیری: تابع انتقال جهت‌دار می‌تواند اثر داروی پروپوفول را به‌طور موثر دنبال کند و حالت‌های بیهوشی را نسبت به سایر شاخص‌های ارتباطات موثر به‌خوبی تخمین بزند. همچنین این روش بهتر از شاخص BIS به‌عنوان یک مانیتور تجاری عمق بیهوشی عمل کرد.

محمد حسین دهقانی، سیدمحمدرضا نیک‌تبار، امیررضا سامعی، شمس الدین محمدی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مدت ‌بیهوشی می‌تواند نقش‌ معناداری در بروز عوارض پس از اعمال جراحی داشته ‌باشد. به همین منظور مطالعه‌ی حاضر با بررسی تاثیر تحریک‌ شنوایی با صدای‌ آشنا بر بازگشت ‌از بیهوشی در بیماران تحت عمل ‌جراحی رینوپلاستی صورت گرفته ‌است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 80 بیمار کاندید عمل ‌جراحی ‌رینوپلاستی در بیمارستان سوانح و سوختگی یزد طی بازه زمانی شهریور 1397 تا آذر 1398 (در دو گروه‌40 نفره کنترل و مداخله) انجام شده است .برای بیماران گروه‌ کنترل، پس از ورود به ریکاوری مراقبت‌های روتین پرستاری انجام ، و بیماران گروه ‌مداخله علاوه ‌بر مراقبت‌های روتین، تحت تاثیر تحریک حس شنوایی با صدای ضبط ‌شده از قبل به مدت 15 دقیقه قرار‌گرفتند. سپس قبل و بعد از تحریک ‌حس ‌شنوایی پارامترهای همودینامیک و همچنین مدت زمان ‌بازگشت از بیهوشی بیماران ثبت ‌شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان‌ داد از دقیقه پنجم پس از تحریکات‌ ‌شنوایی، میانگین متوسط فشارخون شریانی(MAP) در گروه‌ مداخله به‌طور معناداری بیش ازگروه ‌کنترل بوده است (05/0P<). به‌علاوه مدت زمان بازگشت از بیهوشی در گروه ‌مداخله با میانگین 39/3±05/24 دقیقه به‌طور معناداری کمتر از گروه‌ کنترل با میانگین 73/3±70/34 دقیقه بوده است (001/0P<). در نهایت تهوع تنها در 5/7% از بیماران در گروه‌ کنترل مشاهده شد و عارضه بیقراری نیز در 5% از گروه ‌کنترل و 5% از گروه ‌مداخله گزارش شد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: برطبق نتایج، استفاده از تحریکات‌ ‌شنوایی با صدای آشنا به‌طور معناداری می‌تواند مدت‌ بازگشت از بیهوشی را کاهش دهد. بعلاوه در تغییر SBP، DBP و MAP این بیماران به سطح نرمال نقش به‌سزایی داشته ‌است.

کامبیز جوادزاده سیاهکل رودی، شاهپور شجاع، کریم ناصری، فرزاد سر‌شیوی، شاهرخ ابن رسولی، محمد عزیز رسولی، شاهو شجاع،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‌حسی منطقه‌ای داخل وریدی روشی قابل اعتماد در عمل‌های جراحی کوتاه‌ مدت اندام است. تعیین اثر محل تزریق ماده بی‌حسی موضعی بر کیفیت بلوک داخل وریدی اندام فوقانی هدف مطالعه است.
روش بررسی: این کارآزمایی که در مرکز آموزشی بهداشتی درمانی کوثر (سنندج، ایران) از اردیبهشت ماه 1399 تا دی ماه 1399 انجام شد. پس از مانیتورینگ و سدیشن برای بیماران، در هر دو گروه در دست غیرجراحی سرم رینگر  ml/kg 10 تجویز شد. در بیماران هر دو گروه بسته به‌ قرار گرفتن بیمار در گروه مداخله یا کنترل براساس ترتیب بلوک‌های تعیین‌ شده، در ناحیه پروگزیمال و دیستال بیمار آنژیوکت 22 یا 24 وصل و پس از تخلیه خون اندام، تورنیکه در ناحیه بازو به میزان  mm Hg150 بالاتر از فشارخون سیستولیک بسته و باند اسمارچ باز شد. برای بیمارmg/kg  3 لیدوکائین (Lidocaine) 5/%0، از طریق آنژیوکت تجویز و پس از پنج دقیقه میزان بی‌حسی بیمار و شدت درد اندازه‌گیری ‌گردید. پس از جراحی هر 10 دقیقه ریکاوری حسی و حرکتی دست ارزیابی شد. رضایت بیمار از بی‌حسی با شاخص عالی، خوب، متوسط (احساس کم درد)، ناموفق (نیاز به مسکن) مشخص و در صورت عدم رسیدن به عمق کافی بی‌دردی رمی‌فنتانیل وریدی تزریق گردید.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که هر دو گروه در هرکدام از متغییرهای جنسیت (063/0=P)، نوع کلاس بیهوشی (964/0=P)، نوع جراحی(694/0=P)، رضایت بی‌حسی (578/0=P)، بلوک حسی دست (529/0=P)، بلوک حرکتی دست (059/0=P)، شدت درد (634/0=P)، درخواست مسکن (755/0=P) و شاخص توده بدنی (099/0=P) تفاوت معناداری وجود ندارد و همسان‌سازی شده‌اند. همچنین تفاوت معناداری در میانگین فشار سیستولیک، میانگین فشار دیاستولیک و میانگین ضربان قلب در دو گروه در زمان‌های معین گزارش نشد.
نتیجه‌گیری: تفاوت چشمگیری در مقایسه دو روش مشاهده نشد و می‌توان از بلوک بیر (Bier Block) پروگزیمال در صورت نیاز به‌عنوان جایگزین استفاده کرد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2024 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb