جستجو در مقالات منتشر شده


47 نتیجه برای تخمدان

انسیه شاهرخ تهرانی نژاد، ناهید قلی نژاد، بتول حسینی رشیدی، مهناز اشرفی،
دوره 63، شماره 10 - ( 1-1384 )
چکیده

مقدمه: از متدهای مختلفی برای پیشگویی ذخیره تخمدان و نتایج IVF در پاسخ تحریک گنادوتروپین استفاده شده است. در بین همه اینها ثابت شده است که FSH پایه روز سوم مفیدترین متد است. نتیجه ضعیف تر با سطح بالاتر هورمون حتی در محدوده نرمال مرتبط است. هدف اصلی از این مطالعه تعیین ارزش پیشگویی کنندگی اینهیبین B روز پنجم سیکل در تعداد اووسیت های به دست آمده در سیکل ART است. اهداف دیگر آن تعیین حساسیت و ویژگی و ارزش اخباری مثبت و منفی اینهیبین B در پیشگویی حاملگی بالینی و کنسل شدن سیکل و تحریک بیش از حد تخمدان در سیکل های ART و تعیین ارتباط بین اینهیبین B و تعداد اووسیت بازیافت شده، تعداد فولیکول رسیده (14mm) ، تعداد اووسیت بارور شده و جنین تشکیل داده شده است.
مواد و روش ها: این مطالعه به روش پرسپکتیو به صورت توصیفی و تحلیلی با ارزیابی تست تشخیصی روی بیماران نابارور مراجعه کننده به درمانگاه نازایی در بیمارستان ولیعصر، مرکز ناباروری رویان و الوند در سال 82-83 انجام شده است. معیارهای ورود، بیماران با علت نازایی مردانه، لوله ای، ناشناخته که سن 35-20 سال داشتند، سابقه جراحی قبلی روی تخمدان نداشتند و BMI=20-28kg/m2 و FSH نرمال سیکل قبلی بوده است و معیارهای خروج هر گونه اختلال اندوکرین مثل هیپرپرولاکتینما و PCO و نیاز به TESE برای سیکل ART بوده است. پروتکل مورد نظر، Long پروتکل و داروی GnRH آگونیست مورد استفاده بوسرلین بوده است.
یافته ها: در این مطالعه ارتباط معنی داری بین اینهیبین B و تعداد فولیکول رسیده و BMI و تعداد اووسیت بازیافت شده و جنین تشکیل شده و حاملگی شیمیایی وجود داشته ولی بین اینهیبین B و تعداد روزهای مورد نیاز برای تحریک و گنادوتروپین مورد نیاز و حاملگی بالینی و کنسل شدن سیکل ارتباطی وجود نداشته است. علاوه بر این بین اینهیبین B و پاسخ ضعیف تخمدان (اووسیت > 4) و تحریک بیش از حد تخمدان (فولیکول20) ارتباط وجود داشته است.
نتیجه گیری و توصیه ها: هر چند که بین مقدار اینهیبین B و تعداد اووسیت بازیافت شده و موارد حاملگی شیمیایی و تعداد اووسیت کمتر از 4 و فولیکول بیشتر مساوی 20 ارتباط وجود دارد ولی این تست از حساسیت و ویژگی و ارزش اخباری مثبت بالایی جهت تعیین پاسخ دهنده های ضعیف (کمتر از 4 اووسیت) و کنسل شدن سیکل و تحریک بیش از حد تخمدان (فولیکول 20 ) و موارد حاملگی برخوردار نیست و نمی توان از این تست جهت کنسل کردن سیکل استفاده کرد.


علیرضا اکبرزاده باغبان، غلامرضا بابایی، انوشیروان کاظم نژاد، سقراط فقیه زاده، فاطمه برادران انارکی، زهرا الهی پناه،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: پایایی نظرات ارائه شده از مشاهده سونوگرافی مربوط به توده های تخمدان، دارای اهمیت زیادی می باشد. قابلیت تشخیص که یکی از موضوعات مهم مرتبط با این مبحث است، توانایی متخصصان در تشخیص صحیح وخامت توده ها را مورد ارزیابی قرار می دهد. در این مقوله می توان بررسی نمود که وضعیت وخامت ، تا چه میزان برای رادیولوژیست ها قابل تشخیص می باشند.
روش بررسی: در تحقیق حاضر که از نوع مقطعی- تحلیلی می باشد، 5 رادیولوژیست، شامل 2 متخصص و 3 دستیار به طور مستقل و در دو زمان مجزا (به فاصله یک هفته) وخامت توده تخمدان را برای 40 سونوگرافی مشخص نمودند. این سونوگرافی ها در طول دی ماه سال 1383 از زنان مراجعه کننده به بخش رادیولوژی بیمارستان تخصصی زنان میرزا کوچک خان و به کمک یک دستگاه و یک رادیولوژیست گرفته شدند.
در این مقاله ابتدا به کمک ضریب کاپای موزون، پایایی اندازه گیری رادیولوژیست ها که معرف توافق داخلی آنها (توافق هر رادیولوژیست با خودش) می باشد، بررسی شده، سپس به کمک مدل پیوند مربع امتیازات و مدل توافق به علاوه پیوند مربع امتیازات، قابلیت تشخیص آنها در تعیین وخامت توده تخمدان مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافته ها: برای داده های مربوط به 2 رادیولوژیست با عملکرد خوب، مدل پیوند مربع امتیازات برازش داشت.میانگین ضریب کاپای موزون برای این دو نفر برابر81/0و میانگین قابلیت تشخیص برای آنها عبارت بود از 99/0. برای 3 رادیولوژیست دیگر که عملکرد ضعیف تری داشتند، مدل توافق به علاوه پیوند مربع امتیازات مناسب بود. این دستیاران دارای میانگین ضریب کاپا موزون 65/0 و میانگین قابلیت تشخیص 97/0 بودند.
نتیجه گیری: اگر چه متخصصان رادیولوژی عملکرد بهتری نسبت به دستیاران رادیولوژی داشتند، همه آنها در تشخیص وضعیت وخامت توده تخمدان از روی سونوگرافی دارای کارکرد مناسبی بودند. به علاوه تفکیک سطوح خوش خیم از بینابین برای رادیولوژیست ها مشکل تر از تفکیک سطوح بد خیم و بینابین بود، اگر چه در این مورد نیز متخصصان بهتر از دستیاران بودند.

 


میترا مدرس گیلانی، اعظم السادات موسوی، میترا محمدی فر، نادره بهتاش، فاطمه قائم مقامی، فاطمه سلطانپور،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

دستیابی به یک رژیم درمانی مناسب در سرطان اپی‌تلیال تخمدان به‌منظور بهبود بقای عمر، یکی از اهداف مهم در انکولوژی زنان محسوب می‌شود. هر چند قدم اول درمان در سرطانهای تخمدان جراحی اپتیمال می‌باشد، بسیاری از بیماران نیاز به کموتراپی دارند. با توجه به تغییر رژیم درمانی از (CP) cisplatin+ cyclophosphamide به taxol+ carboplatin (TC) و نتایج درمانی قابل توجه و هزینه کم رژیم قبلی، این مطالعه به‌منظور مقایسه این دو رژیم درمانی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت Historical cohort روی 70 بیمار مبتلا به سرطان اپی‌تلیال تخمدان مراجعه‌کننده به بیمارستان ولیعصر بین سال‌های 1383-1376 که پس از عمل جراحی کامل، تحت کموتراپی قرار گرفته‌اند، انجام شده است.
یافته‌ها: در گروه CP، عوارض گوارشی و مخاطی به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه TC پایین‌تر بود. همچنین در گروه TC رابطه معنی‌داری بین کاهش CA125 و مدت زمان فروکش بیماری (remission) وجود نداشت اما در گروه CP با منفی شدن CA125 در زیر سه سیکل کموتراپی مدت زمانی که بیمار در remission بسر می‌برد طولانی‌تر شده بود (02/0P=). مدت زمان عاری از تومور در گروه CP طولانی‌تر بود (05/0P<). بقاء کلی در دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشت.
نتیجه‌گیری: با توجه به مزایا و نیز مقرون‌به‌صرفه بودن رژیم کموتراپی سیس پلاتین، سیکلوفسفامید به‌نظر می‌رسد استفاده از این رژیم در بیماران با جراحی اپتیمال می‌تواند با رژیم تاکسول، کربوپلاتین برابری کند. بررسی این موضوع به‌صورت وسیع‌تر توصیه می‌شود


فاطمه قائم مقامی، ملیحه حسن زاده، میترا مدرس گیلانی، نادره بهتاش، اعظم السادات موسوی، فاطمه رمضان زاده،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده

هدف این مطالعه مقایسه پیامد درمان بیماران سرطان تخمدان که در بخش‌های فوق تخصصی سرطان‌های زنان جراحی ‌شدند با بیماران جراحی شده در بخش‌های غیرتخصصی بود.

روش بررسی: یک مطالعه کوهورت گذشته‌نگر از فروردین 1377 تا اسفند 1383 بر روی 157 بیمار مبتلا به سرطان تخمدان انجام شد. 60 نفر از بیماران در بخش‌های تخصصی سرطان‌های زنان (گروه اول) و 97 نفر از آنها در بخش‌های غیر تخصصی (گروه دوم) تحت جراحی واقع شده بودند.

یافته‌ها: میزان اعمال جراحی اپتیمال (تومور باقیمانده کمتر از یک سانتی متر) در گروه جراحی شده در بخش‌های تخصصی سرطان‌های زنان بالاتر بود (001/0p<). اکثریت بیماران گروه دوم مقایسه با گروه جراحی شده در بخش‌های تخصصی نیاز به جراحی دوم داشتند (001/0p<). مدت زمان بین جراحی اول و شروع شیمی درمانی در گروه دوم در مقایسه با گروه اول بیشتر بود (001/0p=). بقاء کلی و بقاء عاری از بیماری در گروه جراحی شده در بخش‌های تخصصی بیشتر از گروه جراحی شده در بخش‌های غیرتخصصی بود. جراحی اپتیمال و مرحله بیماری از جمله فاکتورهای مهم مرتبط با مدت بقای کلی و بقای عاری از بیماری بودند.

نتیجه‌گیری: درمان بیماران مبتلا به سرطان تخمدان در مراکز تخصصی سرطانهای زنان می‌تواند با بقای کلی و بقای عاری از بیماری بهتری همراه گردد.


حسین کهنوجی، اکبر سلطان‌زاده، ناهید صدیقی،  بابک منشی، ندا یوسفی، علیرضا آلاله،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده

مطالعات اخیر، افزایش بروز تخمدان‌های پلی‌کیستیک (PCO) و اختلالات سیکل قاعدگی در خانم‌های مبتلا به صرع را که تحت درمان با سدیم والپروات (VPA) بوده‌اند، مطرح کرده‌اند. به نظر می‌رسد VPA نقش عملکردی در تغییر خصوصیات سیستم اندوکرین خانم‌های مصروع داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه مقطعی، تعیین ارتباط بین مصرف VPA و اختلالات ساختمانی تخمدان در خانم‌های مبتلا به صرع بود.

روش بررسی: در کل، 64 بیمار مبتلا به صرع در محدوده سنی 45 - 16 سال مورد مقایسه قرار گرفتند. 32 بیمار فقط از VPA و 32 بیمار دیگر سایر داروها را حداقل به مدت شش ماه مصرف کرده بودند. برای هر دو گروه سونوگرافی تخمدان‌ها به عمل آمد و نمایه توده بدنی (BMI) محاسبه شد. در هر دو گروه اختلالات سیکل قاعدگی نیز مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: PCO در 15 بیمار (46%) از گروه VPA و تنها در هفت بیمار (9/21%) از گروه مصرف‌کننده سایر داروهای ضد تشنج وجود داشت. اختلالات سیکل قاعدگی (الیگومنوره، نامنظمی‌های سیکل قاعدگی و آمنوره) در گروه VPA، نسبت به گروه سایر داروها، بیشتر دیده شد. آمنوره در بیمارانی که با VPA درمان نشده بودند، وجود نداشت. میانگین BMI در گروه والپروات kg/m2 5/22 و در گروه سایر داروها kg/m2 1/20 بود.

نتیجه‌گیری: این مطالعه، ارتباط بین PCO و BMI بالا را در بیماران درمان شده با VPA تأیید می‌کند. میزان اختلالات سیکل قاعدگی تفاوت بارزی در بین دو گروه نداشت.


میترا مدرس گیلانی، نادره بهتاش، مژگان کریمی زارچی، زهرا سمیع‌زاده، فاطمه قائم‌مقامی، اعظم‌السادات موسوی،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اکثر بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته تخمدان، عود خواهند کرد. درمان ترکیبی پاکلی تاکسل و پلاتین نسبت به درمان تک‌دارویی بر پایه پلاتین درمان بهتری است. ولی اکثر بیماران دچار عوارض عصبی (نوروتوکسیتی) شده که منجر به قطع درمان می‌شود. مقایسه اثربخشی و امنیت دو گروه کربوپلاتین/ پاکلی تاکسل در مقایسه با کربوپلاتین تنها در اروپا و کانادا انجام شده ولی در ایران هیچ بررسی در این مورد به‌عمل نیامده است. لذا سعی شده تأثیر رژیم ترکیبی جم سیتابین/ کربوپلاتین به‌عنوان رژیم جانشین تاکسل/ کربوپلاتین برای کاهش عوارض عصبی مورد بررسی قرار گیرد.

روش بررسی: این مطالعه روی 21 بیمار مبتلا به عود سرطان پیشرفته تخمدان که در بیمارستان ولیعصر (عج) بین سال‌های 1382 تا 1385 درمان شده‌اند، انجام شده است: جم سیتابین با دوز mg/m2800 در روزهای 15-8-1 و کربوپلاتین با 4=AUC در روز دوم سیکل درمانی تزریق وریدی شد. میزان تحمل بیماران، عوارض ناشی از درمان، پاسخ بالینی بیماران، میانگین بقای کلی و بقای عاری از تومور بیماران نیز مورد بررسی قرار گرفت. 

یافته‌ها: میانه سن بیماران 49 سال (78-23 سال) و متوسط زمان پی‌گیری، شش ماه (22-4 ماه) بود. بیماران به‌طور متوسط چهار (6-2) سیکل شیمی‌درمانی دریافت کردند. متوسط بقای عاری از تومور سه ماه بود. میزان پاسخ بالینی 6/47% و میانگین مدت بقاء در مجموع، 4/34 ماه بود. عوارض ناشی از درمان نیز بررسی شد و عوارض خونی و کبدی خفیف در تعداد کمی از بیماران دیده شد. 

نتیجه‌گیری: ترکیب جم سیتابین/ کربوپلاتین، بقای بدون بیماری را بهبود می‌بخشد و در موارد عود سرطان تخمدان که حساس به رژیم پلاتین هستند، به‌خوبی تحمل می‌شود.


رامش عمرانی‌پور،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: انجام افورکتومی در حین کولکتومی مبتلایان به کانسر کولورکتال همواره مورد اختلاف نظر بوده است. هدف مطالعه بررسی شیوع و تابلوی بالینی و خصوصیات پاتولوژی درگیری تخمدان‌ها در بدخیمی‌های کولورکتال است. در کنار آن سعی شده است تا فاکتورهای پروگنوستیک درگیری تخمدان‌ها در بدخیمی کولورکتال و نقش افورکتومی پروفیلاکتیک در مبتلایان به این بیماری روشن‌تر شود.
روش بررسی: اطلاعات کلیه بیماران مونثی که با تشخیص کانسر اولیه کولورکتال بین سال‌های 83-1370 در انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی (ره) بستری شدند و تحت جراحی کولکتومی قرار گرفتند جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: 180 زن با متوسط سنی 5/47 سال (دامنه 17 تا 86) وارد مطالعه شدند. در (6/66%)120 زن تخمدان‌ها حفظ شد و (3/33%)60 مورد به‌طور همزمان با کولکتومی، افورکتومی دوطرفه شدند، که در 22 بیمار (6/36%) به‌منظور پروفیلاکسی، در 35 بیمار (3/58%) به‌علت شکل غیرطبیعی تخمدان‌ها و در سه بیمار (5%) به‌علت نامعلوم صورت گرفته بود. در بررسی آسیب‌شناسی پنج مورد درگیری متاستاتیک هشت مورد تومور اولیه و 48 مورد تخمدان نرمال یافت شد. بیماران با متاستاز تخمدان در مرحله بالاتری قرار داشتند و رابطه معنی‌داری بین درگیری متاستاتیک تخمدان‌ها و وضعیت قاعدگی، محل، سایز، گرید تومور و تولید موسین توسط آن و حتی شکل تخمدان‌ها یافت نشد. بروز کلی متاستاز تخمدان در کانسر کولورکتال 7/2% و متاستاز ایزوله آن کمتر از 2/1% بود. در طول دو سال اول پی‌گیری هشت بیمار (6/6%) دچار متاستاز تخمدان‌ها شدند که سه مورد آن ایزوله بود. هیچ بیماری با متاستاز تخمدانی بقاء پنج سال نداشت.
نتیجه‌گیری: احتمال وجود متاستاز ایزوله تخمدان‌ها در کانسر کولورکتال بسیار کم است و به‌همین دلیل انجام افورکتومی پروفیلاکتیک در حین جراحی کانسر کولورکتال توصیه نمی‌شود.


مرضیه غفارنژاد، ندا ارجمند، زهرا خزاعی‌پور،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (Polycystic ovary syndrome) از علل مهم اختلال در کار تخمک‌گذاری تخمدان‌ها و در نتیجه، ناباروری می‌باشد. دو روش گونادوتروپین‌ها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مواردی که درمان با کلومیفن با شکست مواجه می‌شود از گزینه‌های مهم هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه میزان حاملگی با گونادوتروپین‌ها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مبتلایان به تخمدان پلی‌کیستیک مقاوم به درمان کلومیفن می‌باشد. روش بررسی: نوع مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده می‌باشد که در خانم‌های نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک مقاوم به کلومیفن و مراجعه‌کننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزاکوچک‌خان دانشگاه علوم‌پزشکی‌تهران طی سال‌های 87-82 انجام شده است. یافته‌ها: تعداد 50 خانم در هر گروه درمان به صورت تصادفی قرار داشتند که از نظر سن، تعداد سال‌های نازایی اولیه، تعداد سال‌های نازایی ثانویه، تفاوتی نداشتند. در گروه لاپاراسکوپی هشت مورد (16%) حاملگی بوده که همه موارد ترم شده‌اند. در گروه گونادوتروپین، 14 مورد (28%) حاملگی بوده که 10 مورد ترم (20%) و چهار مورد (8%) سقط شده‌اند. هزینه درمان در گروه گونادوتروپین به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بود (001/0p<). در آنالیز لوجستیک رگرشن، با کنترل اثر سن، شاخص توده بدن و هزینه درمان، نوع درمان (لاپاراسکوپی یا گونادوتروپین)، اثر معنی‌داری در پیشگویی حاملگی ترم نداشت. نتیجه‌گیری: گرچه درصد حاملگی در گروه گونادوتروپین، بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بوده ولی موارد سقط نیز بیشتر بوده و در نهایت تفاوت معنی‌داری در حاملگی ترم بین دو گروه دیده نشد. در مجموع مطالعات بیشتری نیاز است تا در مورد مزایای این روش‌ها بتوان تصمیم‌گیری نمود.
فیروزه اکبری‌اسبق، ماهک پاپن، زهرا خزاعی‌پور،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: مقاومت به‌انسولین در مبتلایان به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، یکی از مارکرهای مهم پیامد بد درمان نازایی می‌باشد. هدف ما از این مطالعه، بررسی نقش متفورمین در پیشگویی نتایج درمانی تزریق اسپرم در سیتوپلاسم تخمک Intra Cytoplasmic Sperm Injection در بیماران نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک می‌باشد.

روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی، با کنترل که در زنان نابارور 38-20 ساله، مبتلا به‌سندرم تخمدان پلی‌کیستیک کاندید ICSI، مراجعه‌کننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزا کوچک‌خان در طی سال‌های 87-85 انجام شد. بیماران در هر گروه درمانی متفورمین و پلاسبو، بر اساس شاخص توده بدنی (BMI)، به دو گروه تقسیم شدند.

یافته‌ها: از 52 خانم مورد مطالعه، (50%)26 نفر گروه درمان با متفورمین و (50%)26 نفر گروه پلاسبو بودند. درمان با متفورمین، در خانم‌های با2kg/m BMI<28، باعث افزایش معنی‌دار تعداد فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد اووسیت و تعداد اووسیت بالغ شد ولی در خانم‌های با (28&leBMI) مبتلا به PCOS، اثر قابل ملاحظه‌ای نداشته است. در خانم‌های در هر دو گروه وزنی بالا و پایین حاملگی شیمیایی و حاملگی کلینیکی، در گروه متفورمین، بیشتر از گروه کنترل و میزان سقط کمتر بود ولی این تفاوت‌ها معنی‌دار نبود. آنالیز لوجستیک رگرشن، با تعدیل اثر تعداد فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد موارد امبریو با کیفیت A، تعداد اووسیت و BMI، تفاوت معنی‌داری در حاملگی کلینیکال در دو درمان با متفورمین و پلاسبو، نشان نداد.

نتیجه‌گیری: درمان متفورمین در بیماران PCOS کاندید IVF/ICSI، در گروه وزن نرمال، اثر بهتری دارد. در این مورد تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.


میترا مدرس‌گیلانی، مهشید کریمی،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: اینهیبین یک گلیکوپروتیین دایمریک با اثر مهاری برهیپوفیز است. پس از یائسگی، مقدار آن تا حد غیر قابل انداز ه گیری پا یین می آید اما در خانم های مبتلا به سرطان تخمدان و نیز در موارد عود تومور پس از عمل افزایش قابل ملاحظه ای در م یزان اینهیبین دیده می شود. روش بررس : ی طی یک مطالعه توصیفی - تحلیلی - مقطعی، تعداد 51 خانم منوپوز مشکوک به کانسر تخمدان مراجع ه کننده به بیمارستان ولیعصر مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران انتخاب و از میان آنها تعداد 38 نفر که پس از جراحی طبق تا یید پاتولوژی، مب تلا به ک انسر تخمدان بودند، به عنوان گروه بیمار و نیز 38 مورد از خان م های منوپوزی که جهت بررسی روتین مراجع ه کرده و هیچگونه مشکلی در و اینهیبین توتال در هر دو گروه و در گروه بیماران در مرحله CA سونوگرافی و معاینه نداشتند ، انتخاب شدند . 125 (%34/ پی گیری پس از عمل اند ازه گیری شد . یافت هه:ا در 38 خانم مبتلا به سرطان تخمدان مورد بررسی ، 13 نفر ( 2 (%18/ دارای افزایش میزان اینهیبین بودند . از این میان افزایش اینهیبین در گروه سروز آدنوکارسینوما، در سه مورد ( 8 از 16 مورد و در گروه گرانولوزا در هر سه مو رد ( 100 %)، در گروه م وسینوس در سه نفر ( 75 %) از چهار بیمار و در از 38 بیمار مبتلا، شش بیمار عود داشتند که .(p=0/ 7%)، ملاحظه شد ( 005 / بین 38 نفر گروه کنترل، فقط سه نفر ( 9 نتیج هگیر : ی اینهیبین سرم تومور مارکر خوبی در تشخیص .(p=0/ به وضوح دارای افزایش تیتر اینهیبین بودند ( 001 و اینهیبین با هم به طور مشخصی CA زودرس تومورهای موسینوس و گرانولوزای تخمدان م ی باشد. استفاده از 125 درصد موفقیت تشخیص تومورهای تخمدان را افزایش م یدهد.
اشرف جمال، اشرف آل‌یاسین، پریسا شبانی، سپیده خداوردی، عصمت شبانی،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: برخی از عوارض حاملگی مثل سقط، پر هاکلامپسی، دیابت حاملگی، زایمان زودرس و مانند آن در بیشتر ملاحظه می شود. همچنین مصرف متفورمین در طول (PCOS) خانم های حامله با سندرم تخمدان پلی کیستی بارداری می تواند باعث بهبود جریان خون رحمی- جفتی شده و از این عوارض بکاهد. در این مطالعه اثر متفورمین روی جریان خون رحمی- جفتی و عوارض حاملگی بررسی می شود تا در صورت وجود اثر مثبت و احتمالا کاهش مدنظر قرار گیرد. روش بررسی: در PCOS بروز عوارض مامایی، ادامه مصرف متفورمین در خان مهای حامله مبتلا به و نازایی که در بیمارستان شریعتی در سال 87 و 88 با مصرف متفورمین حامله PCOS این مطالعه 70 خانم مبتلا به شده و واجد شرایط بودند در دو گروه تصادفی تحت بررسی قرار گرفتند. یک گروه متفورمین و یک گروه دارونما شریان های رحمی و شریان نافی جنین Pulsatility Index (PI) ، دریافت کرده و سپس در هفته 12 و 20 حاملگی شریان های Pulsatility Index اندازه گیری شد و بیماران هر دو گروه تا زمان زایمان پی گیری شدند. سپس با مقایسه رحمی و عوارض حاملگی در دو گروه، به بررسی اثر متفورمین در جریان خون رحمی- جفتی پرداخته شد. یافت هها: 0 و در / شریان های رحمی از هفته 12 تا هفته 20 حاملگی در گروه متفورمین 38 Pulsatility Index میانگین کاهش وقوع پره اکلامپسی، دیابت .(p=0/ 0 بود که این اختلاف از نظر آماری معنی دار می باشد ( 016 / گروه دارونما 16 حاملگی و زایمان زودرس در گروه دارو نما نسبت به گروه متفورمین بیشتر بود ولی این اختلاف از نظر آماری شریان های رحمی از هفته 12 تا هفته 20 Pulsatility Index معنی دار نبود. نتیج هگیری: متفورمین باعث کاهش حاملگی شد ولی این بهبود جریان خون رحمی- جفتی باعث کاهش معن یدار عوارض حاملگی نشد.
مهران درست‌قول، احمد‌علی معاضدی، الهام قلمباز،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر نگرانی‌های در حال افزایشی در خصوص بروز ناهنجاری‌های تولیدمثلی در جمعیت‌های انسانی وجود دارد. این تحقیق با هدف مطالعه اثرات در معرض قرار گرفتن مادر به دی اتیل‌هگزیل-‌فتالات بر روند تکامل پس از تولد تخمدان نوزادان موش‌های صحرایی انجام گرفت.

روش بررسی: 40 موش صحرایی ماده به‌طور تصادفی به گروه شاهد و سه گروه آزمون، که به‌ترتیب طی دوره شیردهی مقادیر 10، 100 و 500 میلی‌گرم بر کیلوگرم دی‌اتیل‌هگزیل‌فتالات را با روش گاواژ دریافت نمودند، تقسیم شدند. تخمدان نوزادان در سن 60 روزگی پس از تولد از محوطه شکمی خارج و بعد از توزین، تثبیت و آماده‌سازی مقاطع بافتی سریال شش میکرونی، تغییرات ساختاری فولیکول‌های تخمدانی و اجسام زرد مطالعه گردید. 

یافته‌ها: میانگین وزن بدن نوزادان در گروه‌های مورد مطالعه تغییر معنی‌داری نشان نداد. وزن تخمدان نوزادان در گروه دوز بالا به‌طور معنی‌داری (037/0p=) کاهش یافت. کاهش معنی‌دار تعداد فولیکول‌های اولیه (012/0p=) و تعداد و قطر فولیکول‌های ثانویه (به‌ترتیب 023/0p= و 012/0p=) و آنترال (به‌ترتیب 025/0p= و 018/0p=) نیز در گروه دوز بالا در مقایسه با گروه شاهد مشاهده گردید. همچنین، تعداد اجسام زرد در گروه دوز بالا در 60 روزگی پس از تولد به‌طور معنی‌داری (023/0p=) کاهش یافت. علاوه‌براین، افزایش معنی‌دار تعداد فولیکول‌های آترتیک در گروه‌های دوز متوسط (012/0p=) و دوز بالا (036/0p=) مشاهده شد. 

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان می‌دهد در معرض قرارگیری مادر در برابر دی‌اتیل‌هگزیل‌فتالات طی دوره شیردهی تکامل پس از تولد ساختار بافتی تخمدان نوزادان را تحت تأثیر قرار داده و موجب کاهش باروری و کارایی تولیدمثلی آن‌ها در هنگام بلوغ می‌شود.


سید فخرالدین مصباح، عایشه بحری، الهه قاسمی، طاهره طلائی خوزانی، حسین میرخانی، محمد ابراهیم پارسان‍‍ژاد،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) علت اصلی ناباروری ناشی از فقدان تخمک‌گذاری می‌باشد. یکی از راه‌های درمان این سندرم استفاده از داروی متفورمین است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی تأثیر داروی متفورمین بر اندومتر رحم در حین لانه گزینی و تعداد جنین در موش صحرایی ماده دچار سندرم تخمدان پلی کیستیک می‌باشد.

روش بررسی: تعداد 40 سر موش صحرایی ماده بالغ از نژاد Sprague-Dawley به‌طور تصادفی انتخاب و به چهار گروه مساوی تقسیم شدند. گروه یک: کنترل، بدون دریافت هیچ دارویی، گروه دو: داروی متفورمین (mg/kg/day150) دریافت نمودند، گروه سه: با دریافت استرادیول والریت (mg/rat4)، PCOS در آن‌ها برانگیخته شد، گروه چهار: پس از برانگیختن PCOS، موش‌ها با متفورمین درمان شدند. وزن بدن، قند خون و هورمون‌های LH، FSH، تستوسترون، پروژسترون و استرادیول در خون موش‌ها اندازه‌گیری شدند. پس از جفت-‌گیری موش‌های هر گروه به‌طور تصادفی و مساوی به دو زیر گروه تقسیم شدند و زیر گروه‌ها 5 و 15 روز پس از جفت‌گیری به‌ترتیب برای بررسی واکنش‌های دسیدوا در رحم و شمارش جنین کشته شدند.

 یافته‌ها: قند خون و هورمون‌های LH، FSH، تستوسترون و استرادیول در موش‌های دچار PCOS افزایش معنی‌دار داشت. قند خون به‌صورت معنی‌دار در موش‌های دچار PCOS دریافت‌کننده متفورمین کاهش نشان داد (01/0P£)، در حالی که وزن و تعداد جنین افزایش نشان داد (01/0P£). وزن در موش‌های دچار PCOS نسبت به گروه کنترل افزایش داشت (01/0P£).

نتیجه‌گیری: متفورمین تأثیر معنی‌دار بر میزان گلوکز و هورمون‌های جنسی خون و هم‌چنین تعداد جنین در موش صحرایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک دارد.


پویا پورنقی، رجبعلی صدرخانلو، شاپور حسن‌زاده، امیرعبّاس فرشید،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: دیابت یک اختلال متابولیکی است که بر تمام بدن از جمله دستگاه تناسلی ماده تأثیر می‌گذارد و از عوامل مؤثر در ناباروری می‌باشد. متفورمین از داروهای رایج کنترل قندخون بیماران دیابتی است. هدف این مطالعه بررسی تغییرات فوق‌ریزبینی فولیکول‌های تخمدانی رت‌های دیابتی و سنجش میزان اثربخشی داروی متفورمین در این زمینه بود.

روش بررسی: تعداد 36 سر رت ماده بالغ نژاد Sprague-Dawley (210-170 گرم) در سه گروه (کنترل، دیابتی و دیابتی درمان‌شده با متفورمین) مطالعه شدند. در گروههای دوم و سوم، رت‌ها با تزریق mg/kg45 استرپتوزوتوسین دیابتی و در گروه سوم با mg/kg/day100 متفورمین منوهیدروکلراید تیمار شدند. در پایان دوره آزمایش، رت‌ها تشریح و تخمدان راست آن‌ها پس از طی مراحل آماده‌سازی، با میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) مطالعه گردیدند.

یافته‌ها: نسبت به گروه کنترل، کاهش در ضخامت پرده شفاف و کاهش در میانگین تعداد میکروویلی‌های درون واحد سطح آن، در گروه دیابتی معنی‌دار (به‌ترتیب 01/0>P و 001/0>P) و در گروه دیابتی درمان‌شده با متفورمین به‌ترتیب معنی‌دار (05/0>P) و غیرمعنی‌دار بود. اندامک‌های سیتوپلاسم اووسیت در گروه دیابتی درمان‌شده با متفورمین نسبت به گروه دیابتی به تعداد بیشتر و با اشکال طبیعی و یا نزدیک به طبیعی ملاحظه شد. کاهش تعداد و بالونی‌شدن کریستاهای میتوکندری‌ها از بارزترین تغییرات در گروه دیابتی بودند.

 نتیجه‌گیری: دیابت باعث کاهش در ضخامت پرده شفاف و تعداد میکروویلی‌های درون آن، کاهش تعداد اندامک‌های اووسیت و تغییر ساختاری آن‌ها می‌گردد. در بیماران دیابتی درمان با متفورمین شرایط بهتر در موارد فوق را فراهم می‌کند.


محمد نبیونی، کاظم پریور، بهمن زینلی، لطیفه کریم‌زاده، آذر شیخ‌الاسلامی،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: سیکلواکسیژناز-2 آنزیم کلیدی ساخت پروستاگلاندین‌ها در پاسخ به سایتوکین‌ها است که سبب واکنش‌های التهابی می‌گردد. سندرم تخمدان پلی‌کیستیک شایع‌ترین اختلال اندوکرین در زنان سنین باروری حالت پاتولوژیکی از افزایش رگ‌زایی است که در نهایت منجر به ناباروری می‌گردد. در این تحقیق میزان بیان آنزیم مذکور با نظر به فعالیت تکثیر سلولی، آنژیوژنیک و التهاب‌زایی آن به‌منظور مکان‌یابی بیان و نقش آن در ایجاد و پیشبرد این سندرم در تخمدان رت سالم و مبتلا به سندرم بررسی گردید.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 90 سر رت ماده نژاد ویستار در سه گروه تجربی و کنترل و شم قرارگرفتند، گروه تجربی دو میلی‌گرم استرادیول والرات و گروه شم تنها حلال استرادیول والرات (روغن کنجد) به‌صورت تزریق درون ماهیچه‌ای به‌همان میزان و گروه  کنترل هیچ تزریقی دریافت نکردند. پس از القای سندرم، موش‌های هر سه گروه کشته و تخمدان‌ها به‌منظور بررسی‌های هیستولوژیکی و ایمونوهیستولوژیک بیان سیکلواکسیژناز-2 برداشت گردیدند.

یافته‌ها: تخمدان‌های کنترل تعداد قابل ملاحظه‌ای فولیکول آنترال و جسم زرد داشتند در حالی‌که تخمدان‌های تجربی حاوی فولیکول‌های بزرگ کیستیک و تعداد زیادی فولیکول پره آنترال و بدون جسم زرد بود. بررسی‌های ایمونوهیستولوژیک، افزایش بیان آنزیم را در لایه گرانولوزا و تک در فولیکول‌های کوچک و کیست‌ها در تخمدان‌های پلی‌کیستیک نسبت به کنترل نشان داد. تفاوت معنی‌داری میان نتایج گروه کنترل و شم مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: افزایش بیان سیکلواکسیژناز-2 در لایه‌های سلولی فولیکول‌های تخمدان‌های پلی‌کیستیک سبب پیشبرد علایم تخمدانی و متابولیکی این سندرم در رت می‌گردد.


لیلی صفدریان، محبوبه محمدزاده، مرضیه آقاحسینی، اشرف آل یاسین، فاطمه سروی،
دوره 70، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

و وقایع (OHSS) زمینه و هدف: مهم ترین عوارض فن آوری های کمک باروری سندرم تحریک بیش از حد تخمدان ترومبوآمبولیک مرتبط با آن است. هدف از این مطالعه ارزیابی برخی ترومبوفیلی ها در بیماران منتخب می تواند در ارزیابی خطر و تصمیم گیری برای اقدامات پیشگیرانه سودمند باشد. روش بررسی: در 108 بیمار کاندیدای لقاح ،C پروتیین ،S آزمایشگاهی که به دنبال تحریک تخمدان 20 فولیکول یا بیش تر داشتند، سطح فعالیت پروتیین آنتی ترومبین، آنتی بادی های آنتی کاردیولیپین و لوپوس آنتی کوآگولانت اندازه گیری شد. آزمایشات ترومبوفیلی در بیماران دچار علایم شدید و غیرشدید سندرم تحریک بیش از حد تخمدان مقایسه شد و تغییرات آ نها پس از مراجعه کردند OHSS شروع تظاهرات بالینی، با تکرار آزمایشات در هنگام بستری 43 بیماری که با علایم شدید 101 در /7±16/ شدید پیدا کردند، کم تر بود ( 3 OHSS بیماران یکه علایم S پی گیری شد. یافت هها: میانگین پروتیین شدید نیز کاهش یافت و OHSS فعالیت این پروتیین پس از بروز تظاهرات بالینی .(P<0/001 ؛118/4±17/ مقابل 0 2 درصد کاهش یافت، / سطح آنتی ترومبین مبتلایان به فرم شدید، با بروز علایم 09 .(P<0/ 91 رسید ( 001 /6±20/ به 1 آنتی ترومبین و آنتی بادی های آنتی کاردیولیپین یا ،C سطوح پروتیین .(P=0/ اما این تفاوت معن یدار نبود ( 051 نسبتاً پایین، S شدید نداشتند. نتیج هگیری: بیماران با فعالیت پروتیین OHSS آنتی کوآگولانت لوپوسی، ارتباطی با بروز شدید و بالطبع خطرات متعاقب آن هستند؛ در هنگام OHSS به دنبال تحریک تخمدان در معرض خطر بالاتر بروز کم تر نیز می شود. بنابراین بیماران در مقابل افزایش انعقادپذیری S پروتیین Severe OHSS بروز تظاهرات بالینی آسیب پذیرتر خواهند بود. این نکته باید در ارزیابی ریسک بیماران و طراحی استراتژی پیشگیرانه مد نظر باشد.
سیما جعفری، سیامک خالقی، علی باسی، طیب رمیم،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: آدنوکارسینوم کولون به ویژه انواع ثانویه به سرطان‌های تخمدان اغلب در تشخیص‌ها نادیده گرفته می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی همراهی پولیپ‌های کولون با سرطان‌های تخمدان می‌باشد.

روش بررسی: بیماران بیمارستان‌های فیروزگر، اکبرآبادی و رسول اکرم از سال 1389 تا 1390 با تشخیص سرطان تخمدان و اندومتر مورد بررسی قرار گرفتند. پولیپ‌ها و تومورهای یافت شده در کولونوسکوپی با روش ایمونوهیستوشیمی از نظر اولیه یا متاستاتیک بودن بررسی گردیدند.

یافته‌ها: 100 بیمار با میانگین سنی 21/50 سال، میانگین وزنی 9/65 کیلوگرم و میانگینBMI ، 2kg/m07/26 در این مطالعه شرکت کردند. فراوانی کلی پولیپ‌های کولورکتال پنج مورد در100 نفر بود. افراد دارای تشخیص پولیپ، سابقه فامیلی مثبت از نظر ابتلا به سرطان تخمدان داشتند.

نتیجه‌گیری: با توجه به پایین بودن آمار مبتلایان به پولیپ‌های کولورکتال، پی‌گیری بیماران جهت انجام غربالگری توصیه نمی‌شود.


لیلی صفدریان، نوش آفرین ستاری دیبازر، آرش احمدزاده، بتول قربانی یکتا،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: اختلال اندوتلیال، می‌تواند بر میزان باروری در زنان مبتلا به تخمدان پلی‌کیستی موثر باشد. شاخص اتساع وابسته به جریان Flow Mediated Dilatation (FMD) در بیماران دچار تخمدان پلی‌کیستی مختل می‌باشد. هدف این طرح مقایسه دو روش تحریک تخمک‌گذاری به وسیله لتروزول (Letrozole) یا لتروزول همراه با گنادوتروپین منوپازی انسانی Human Menopausal Gonadotropins (HMG) در بیماران نابارور با سندرم تخمدان پلی‌کیستی مقاوم به کلومیفن سیترات بر اساس یافته‌های سونوگرافی شریان براکیال می‌باشد.

روش بررسی: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور می‌باشد. افراد مراجعه‌کننده به مرکز ناباروری بیمارستان دکتر شریعتی در سال 1390-1389 که دارای معیارهای ورود بودند بررسی اتساع وابسته به جریان (FMD) و سونوگرافی ترانس واژینال به عمل آمد و به دو گروه تحت درمان با لتروزول و تحت درمان با لتروزول +HMG تقسیم شدند. پس از پایان دریافت برنامه دارویی متغیرها ثبت و آنالیز شد.

یافته‌ها: نتایج درمان در گروه لتروزول در 15 بیمار (7/57%) موفق و در 11 بیمار (3/42%) شکست خورد در ارتباط با گروه لتروزول +HMG، 18 بیمار (5/54%) دارای درمان موفق و در 15 بیمار (5/45%) درمان شکست خورد. میانگین FMD در گروه با نتایج درمانی موفق 10±42/19% و در گروه با نتایج ناموفق 2/7±57/18% بود این اختلاف از لحاظ آماری معنی‌دار نبود (712/0P=).

نتیجه‌گیری: در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستی مقاوم به کلومیفن، لتروزول به تنهایی می‌تواند به اندازه لتروزول همراه با گنادوتروپین در تحریک تخمک‌گذاری موثر باشد. بین یافته‌های سونوگرافی داپلر شریان براکیال در گروه لتروزول در ترکیب با گنادوتروپین با لتروزول به تنهایی تفاوت معنی‌داری وجود نداشت.


سپیده حقیقی، پریچهر یغمایی، فاطمه هاشمی، نغمه سعادتی، فهیمه رمضانی تهرانی، مهدی هدایتی،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده

< زمینه و هدف: آدیپوکین‌ها پروتیین‌های مترشحه از بافت چربی هستند که در کنترل متابولیسم بدن شرکت دارند. کمرین (Chemerin) از جمله آدیپوکین‌ها بوده و دارای نقش‌های بیولوژیکی گوناگون است. طبق مطالعات مختلف سطح سرمی کمرین با تغییر در شاخص توده بدنی (BMI)، مقاومت به انسولین، سندرم متابولیک، دیابت و بیماری‌های قلبی- عروقی در ارتباط بوده است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سطح سرمی هورمون کمرین با سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) در زنان مبتلا انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی در بیماران مبتلا به PCOS در بیمارستان طالقانی تهران در سال 1390 انجام شد. تعداد 45 بیمار PCOS و هم‌چنین 45 نفر به‌‌عنوان گروه شاهد به‌روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. میزان BMI و سطح سرمی هورمون‌های کمرین و انسولین به‌روش الایزا ساندویچی و هم‌چنین میزان گلوکز سرمی به‌روش رنگ‌سنجی آنزیمی در حالت ناشتا اندازه‌گیری شدند. شاخص مقاومت به انسولین با مدل HOMA-IR محاسبه گردید.
یافته‌ها: میزان هورمون کمرین، گلوکز و هورمون انسولین سرم در بیماران مبتلا به PCOS به‌طور معنی‌داری از لحاظ آماری از گروه شاهد بیش‌تر بود و این افراد با محاسبه HOMA-IR مشخص شد که مبتلا به مقاومت به انسولین بودند (05/0P<). اما همبستگی معنی‌داری بین سطح کمرین سرم با انسولین، گلوکز و مقاومت به انسولین و BMI در بیماران مبتلا به PCOS با گروه شاهد وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می‌دهد که میزان هورمون کمرین در سرم بیماران PCOS نسبت به گروه شاهد دارای BMI مشابه، افزایش قابل توجهی دارد. براساس یافته‌های این مطالعه تغییرات کمرین می‌تواند در تشخیص مکانیسم اختلال مذکور و یافتن راهکارهای درمانی جدید موثر واقع شود.


فریبا یارندی، فرحناز سادات احمدی، زهرا رضایی، نرگس ایزدی، سهیلا سرمدی، سلیمان عباسی، شهرزاد آقاعمو، مینا اکرمی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه: تومور سلول استرویید یکی از تومورهای نادر تخمدانی بوده و حدود 1/0% از کل تومورهای تخمدان را تشکیل می‌دهد و به سه زیر گروه تقسیم می‌شود. تومور سلول استروییدی که هیچ طبقه‌بندی خاصی ندارد شایع‌ترین نوع بوده و حدود 60 درصد تومورهای سلول استرویید را تشکیل می‌دهد. از قابل توجه‌ترین علایم این تومور، فعالیت هورمونی، به‌ویژه خواص آندروژنی تومور می‌باشد. درمان اولیه شامل ریشه‌کنی ضایعه اولیه از طریق عمل جراحی است.
معرفی بیمار: بیمار دختر 29 ساله‌ای است که با سابقه 10 سال سندروم تخمدان پلی‌کیستیک، برای پی‌گیری درمان به‌طور سرپایی در سال 1389 به درمانگاه بیمارستان جامع زنان تهران مراجعه نمود. در سونوگرافی به‌عمل آمده در آدنکس راست توده 49×64 میلی‌متری حاوی اجزای هموژن وجود داشت که تحت لاپاراتومی قرار گرفت. گزارش آسیب‌شناسی تومور سلول استرویید بود.
نتیجه‌گیری: هدف از این مطالعه، گزارش یکی از تومورهای نادر تخمدان و بررسی روش صحیح شناسایی و درمان می‌باشد.



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb