سید حامد جعفری، هاجر زاهدی مهر، بنفشه زینلی رفسنجانی، سارا حاصلی، مهدی سعیدی مقدم،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: برخی از بیماران نیاز به سیتی دینامیک کبدی دورهای دارند. یک تصویر بیکیفیت، باعث تکرار میشود که افزونبر پرتوگیری غیرضروری بیمار، برای پرسنل و بیمار بسیار وقتگیر است و افزونبرآن برای مرکز از لحاظ زمان و هزینه مقرون به صرفه نیست. این مطالعه با هدف تعیین همبستگی بین کیفیت تصویر و واحد-هانسفیلد کبد و عروق آن در فاز شریانی و وریدی به منظور تعیین محدوده قابل قبول واحد-هانسفیلد برای تصاویر سی-تی کبدی برای تولید تصاویر با کیفیت بالا انجام شد.
روش بررسی: کیفیت 146 تصویر سیتی در بیمارستان نمازی شیراز از شهریور 1398 تا مرداد 1400 بهصورت مقطعی بررسی شد. ابتدا ارزیابی کیفی توسط دو متخصص رادیولوژی با تجربه انجام شد. آنها کیفیت تصویر را در سه گروه دستهبندی کردند. سپس ارزیابی کمی تصاویر، با استفاده از واحد هانسفیلد نواحی آئورت، ورید کبدی، ورید باب اصلی، لوب قدامی راست، راست خلفی و چپ کبد در فاز شریانی و وریدی انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج ارزیابی کیفی تصاویر سیتی اسکنهای تری فازی، 6/59% کیفیت خوب، 8/17% کیفیت قابلقبول و 6/22% کیفیت ضعیف داشتند. بین کیفیت تصاویر و واحد هانسفیلد در فاز شریانی رابطه معناداری وجود داشت (005/0P>). بین واحد هانسفیلد ورید باب، بخش قدامی راست و خلفی کبد در فاز وریدی ارتباط معناداری مشاهده گردید (03/0P>).
نتیجهگیری: در یک سیتی سهفازی با کیفیت بالا، واحد هانسفیلد قسمتهای مختلف در فاز شریانی بهصورت زیر میباشد، آئورت 78±310، ورید باب 40±150، ورید کبدی 7±44، بخشهای جانبی راست خلفی و قدامی و چپ کبد 11±77، 7±77 و 12±78 واحد هانسفیلد. ورید باب، ورید کبدی و بخشهای خلفی و قدامی راست کبد در فاز وریدی باید بهترتیب 27±155، 30±167، 19±111، 16±112 باشند. از این مقادیر میتوان بهعنوان معیاری برای تصاویر با کیفیت استفاده کرد.
یونس سلیمانی، فرحناز آقاحسینی، پیمان شیخزاده،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی هستهای دقت بالایی در ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون نشان داده است. هدف از این مطالعه بررسی قابلیت فیچرهای رادیومیکس استخراجشده از تصاویرپزشکی هستهای بهعنوان بیومارکرهای غیرتهاجمی متابولیسم ضایعه در بیماران مبتلابه سرطان کولون از طریق بررسی همبستگی این فیچرها با مقادیر (standardized uptake value, SUV) max بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود که از مرداد ماه 1401 تا مرداد ماه 1402 در گروه پزشکی هستهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این مطالعه از تصاویر پزشکی هستهای مربوط به 60 بیمار مبتلابه سرطان کولون اولیه استفاده شد. ضایعات سرطان کولون به شکل دستی بر روی تصاویر PET جداسازی شده و تعداد 32 فیچر رادیومیکس بافتی textural از تصاویر استخراج شدند. سپس با استفاده از آزمون آماری Spearman correlation coefficient همبستگی این فیچرها با مقادیر SUVmax مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقدار (05/0P<) بهعنوان سطح معناداری آزمون در نظر گرفته شد.
یافتهها: بیش از 96% از فیچرهای رادیومیکس (31 فیچر از 32 مورد) همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه داشتند (05/0P<). از این بین فیچرهای GLZLM_HGZE و GLZLM_SZHGE بیشترین همبستگی معنادار را با مقادیر SUVmax داشتند (به ترتیب با ضرایب همبستگی 9881/0، 9723/0 و سطوح معناداری 0001/0>، 0001/0>). از طرفی فیچر GLZLM_LZHGE همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: روش رادیومیکس این پتانسیل را دارد تا بهعنوان یک روش کاملا غیرتهاجمی جهت ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون مورد استفاده قرار گیرد و پایش و درمان بیماران مبتلابه سرطان کولون را تسهیل کند.