4 نتیجه برای تمرینات ورزشی
مجید قلیپور، مستانه سیفآبادی، محمدرضا اسد،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: توده عضله اسکلتی عامل مهمی برای حرکت جهت رفع نیازهای روزمره بهویژه در شرایط پاتولوژیک و کهولت است. هدف پژوهش کنونی، مقایسه تغییرات بیان ژنهای درگیر در مسیرهای سیگنالینگ سنتز و تجزیه پروتیین عضله ناشی از انجام دو پروتکل تمرین ورزشی بود.
روش بررسی: رتهای هشت هفتهای بهطور تصادفی به دو گروه تمرینی مقاومتی و استقامتی و یک گروه کنترل تقسیم شدند و از مرداد تا مهر ۱۳۹۷ بهمدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته، در محل آزمایشگاه حیوانات دانشگاه تهران روی نوارگردان دویدند. ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، عضله نعلی جدا و جهت تجزیه و تحلیل با روش مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز- رونوشت معکوس (RT-PCR) و وسترن بلات، در دمای ۸۰- نگهداری شد.
یافتهها: نسبت به گروه کنترل، بیان ژن mTORC1 تنها در گروه مقاومتی بهطور معناداری افزایش یافت (۰/۰۲۲P=)، درحالیکه هر دو پروتکل تمرینی استقامتی و مقاومتی باعث افزایش معنادار Rps6kb1 شدند (بهترتیب ۰/۰۰۱P< و ۰/۰۰۱P=). در مسیر تجزیه پروتیین، اگرچه بیان ژن FOXO3a تغییر معناداری نداشت (۰/۴۶۳P=)، بیان ژن eIF4Ebp1 توسط هر دو پروتکل تمرینی استقامتی و مقاومتی مهار شد (بهترتیب ۰/۰۰۱P< و ۰/۰۰۱P=). این نتایج، توسط تجزیه و تحلیل وسترن بلات تأیید شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد پروتکلهای ورزشی پژوهش کنونی اثرات کمابیش یکسانی بر تغییرات بیان ژنهای درگیر در مسیرهای سنتز و تجزیه پروتیین عضله اسکلتی دارند. بنابراین، میتواند جهت جلوگیری و یا کاهش آتروفی عضلانی در شرایط پاتولوژیک و سالمندی مورد توجه قرار گیرد.
محسن جعفری، علی اصغر رواسی،
دوره 78، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرندههای ایکس کبدی عوامل رونویسی فعالشونده با لیگاند هستند که متابولیسم چندین ژن مهم مربوط به چربی، کلسترول و اسیدهای صفراوی را تنظیم میکنند و فعالیت آنها در پیشگیری از آتروسکلروز مؤثر است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرینات تناوبی شدید و تداومی کم شدت پس از رژیم پرچرب بر بیان ژن گیرنده ایکس کبدی آلفا در رتهای نر ویستار بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در مرکز تحقیقات علوم ورزشی شهید میرغنی (گرگان) از دی ۱۳۹۷ تا مرداد ۱۳۹۸ انجام شد. رتها پس از ۱۳ هفته رژیم غذایی پرچرب (۴۰% چربی) به سه گروه کنترل، تمرین تناوبی و تمرین تداومی تقسیم شدند. مدت تمرینات ۱۲ هفته (پنج جلسه در هفته) بود.
یافتهها: نتایج نشان داد که مقادیر میانگین بیان ژن گیرنده ایکس کبدی آلفا بین گروههای پژوهش بهطور معناداری متفاوت هستند (۰/۰۵P≤)، بهطوری که بیشترین میزان بیان ژن گیرنده ایکس کبدی آلفا در گروه تمرین تناوبی و کمترین میزان آن در گروه کنترل بود.
نتیجهگیری: بهطور کلی یافتههای این پژوهش نشان داد که ۱۲ هفته تمرینات تناوبی و تداومی پس از ۱۳ هفته رژیم پرچرب موجب افزایش بیان ژن گیرنده ایکس کبدی آلفا میشود که میتواند یک سازوکار پیشگیرانه برای آتروسکلروز بهویژه در افراد چاق باشد. همچنین تمرینات تناوبی نسبت به تمرینات تداومی تأثیر بیشتری در افزایش بیان ژن گیرنده ایکس کبدی آلفا دارند.
فضائل فدایی، زینب آردین، صادق امانی شلمزاری، حسین شیروانی،
دوره 79، شماره 3 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر پنج هفته تمرین تناوبی شدید بر سطوح رزیستین و آدیپونکتین و آنزیمهای کبدی AST و ALT در رتهای ویستار مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود.
روش بررسی: برای انجام این پژوهش بنیادی، 24 سر رت نر ویستار خریداری و به حیوان خانه دانشگاه بقیه الله منتقل شدند. سپس به سه گروه مساوی کنترل-سالم، کنترل-بیمار و تمرین-بیمار تقسیم شدند. پژوهش حاضر در تیر ومرداد سال 1398 صورت گرفت. داروی تتراسایکلین با دوز 140 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن به مدت هفت روز به رتها با روش گاواژ خورانده شد. تایید کبد چرب (استئاتوزیس) با اندازهگیری آنزیمهای کبدی صورت گرفت. گروه تمرین، تمرینات تناوبی شدید (HIIT) را به مدت پنج هفته و پنج روز در هفته انجام دادند. ابتدا آزمون حداکثر توان بهعمل آمد و بر آن اساس پروتکل HIIT بهصورت پنج تناوب دو دقیقهای کار با فواصل استراحت یک دقیقهای شروع شد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، نمونهبرداری انجام گرفت. تحلیل دادهها با آزمون ANOVA و تعقیبی توکی انجام گرفت.
یافتهها: پس از انجام تمرینات HIIT سطوح سرمی آدیپونکتین و رزیستین در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل کبد چربی به ترتیب افزایش و کاهش معناداری را نشان داد (001/0=P). همچنین، گروه تمرین کاهش معناداری در سطوح سرمی آنزیمهایAST و ALT را تجربه کردند. توان هوازی رتها در گروه HIIT افزایش معناداری نسبت به دو گروه دیگر داشت.
نتیجهگیری: HIIT از طریق تعدیل سطوح چربی بدن و تعدیل ترشح آدیپوکاینهایی همچون آدیپونکتین و رزیستین در بهبود وضعیت رتهای مبتلا به کبدچرب غیرالکلی نقش دارد.
محمدحسین ربانی، پروین فرزانگی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف برخی مکملها مانند اسید اورسولیک ممکن است با فعال یا غیرفعال کردن برخی از ژنها و مسیرهای سیگنالینگ، باعث کاهش سارکوپنی و کاهش استئوپروزیس شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل اسید اورسولیک بر بیان ژنهای مرتبط با مسیرهای التهابی و اتوفاژی در دیابت نوع دو بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی اردیبهشت 1402 تا مهر 1402 در دانشگاه آزاد واحد ساری انجام شد. در این پژوهش، 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (12 ماهه، میانگین وزن g 390) به پنج گروه سالم، دیابتی، دیابتی + تمرین، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین + مکمل تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 50 وزن بدن) انجام شد. تمرین هوازی بهمدت هشت هفته، پنج روز در هفته اجرا شد. گروههای مکمل، دوز 250 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اسید اورسولیک را روزانه دریافت کردند.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که بین گروههای مختلف پژوهش در سطوح بیان ژنهای LC3، Becline-1، TNFα، IL-1β، Akt، FOXO3 تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0P<). در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم، میزان بیان LC3، Becline-1، TNFα و IL-1β افزایش (000/0=P) و بیان Akt کاهش معناداری نشان داد (05/0P<). بین گروههای مداخله نیز تفاوتهای معناداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی و مصرف مکمل اسید اورسولیک بر مسیرهای التهابی و اتوفاژی تأثیر گذاشته و باعث کاهش آتروفی سلولی در دیابت نوع دو میشود. این مداخلات میتوانند در بهبود عملکرد عضلانی و پیشگیری از آسیبهای سلولی مؤثر باشند.