2 نتیجه برای تمرین درمانی
صادق نوروزی، فاطمه اسفندیارپور، علی شکوری راد، نسیم کیانی یوسفزاده، زینب هلالات، رضا صالحی، مهرنوش امین، فرزام فرهمند،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش مفرط جابجایی قدامی تیبیا در تمرینات توانبخشی تنش وارد بر زانوهای با پارگی لیگامان متقاطع قدامی را افزایش میدهد. تمرینات لانج (Lunge exercise) و اکستانسیون زنجیره باز زانو، تمرینات رایج در توانبخشی این لیگامان هستند، ولی آگاهی کافی در مورد جابجایی قدامی تیبیا در دو فاز اکسنتریک و کانسنتریک آنها وجود ندارد. این مطالعه جابجایی قدامی تیبیا در فازهای اکسنتریک و کانسنتریک این دو تمرین بین زانوهای سالم و با آسیب لیگامان مقایسه کرد.
روش بررسی: با روش نمونهگیری غیراحتمالی ساده، ۱۴ مرد با آسیب یکطرفه لیگامان متقاطع قدامی برای ورود به این مطالعه مقطعی انتخاب شدند. شرکتکنندگان از کلینکهای فیزیوتراپی دانشگاه فراخوانده شدند. از یک فلوروسکوپ تکصفحهای برای تصویربرداری از زانوی شرکتکنندگان در حین انجام تمرینات لانج و اکستانسیون زنجیره باز با پای سالم و آسیب دیده در ترتیبی تصادفی استفاده شد. تصویربرداری در مرکز رادیولوژی بیمارستان سینا، تهران، از دی تا اسفند ۱۳۹۲ انجام شد.
یافتهها: در تمرین لانج، تفاوت معناداری بین جابجایی قدامی در زانوی سالم و آسیبدیده و فازهای اکسنتریک و کانسنتریک مشاهده نشد. در اکستانسیون زنجیره باز، جابجایی قدامی در زانوهای آسیبدیده در اکستانسیون صفر درجه بیشتر از زانوهای سالم بود (۰/۰۰۷P=). جابجایی قدامی در فاز اکسنتریک این تمرین، در زوایای صفر (۰/۰۴۰P=) و °۱۵(۰/۰۲۴P=)، بیشتر از فاز کانسنتریک بود.
نتیجهگیری: در تمرین لانج، مقدار جابجایی قدامی تیبیا در فازهای اکسنتریک و کانستریک و زانوهای سالم و آسیبدیده تفاوتی نداشت، اما، در زوایای صفر تا ۱۵ درجهی تمرین اکستانسیون زنجیره باز، در فاز اکسنتریک بیش از کانسنتریک و در زانوهای آسیب دیده به بیش از زانوهای سالم بود.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.